مهدويت در عصر حاضر PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۰۳

« مهدويت در عصر حاضر »

مهدويت يک انديشه جهانی

بحث مهدويت يک انديشه مختص شيعه و يا مسلمانان نيست بلکه تمام اديان الهی مطرح است بلکه درهمة اديان غيرالهي،فرق ومكاتب غيرديني نيز تحت عنوان موعود، منجي وجوددارد. درتشخيص مصداق وهويت منجي عالم درپايان تاريخ نزد صاحبان اديان اختلاف است، پيروان هر ديني بزرگي از دين خود را رهبر اين نهضت مي پندارد و او را احياگر دين خود مي داند.

آيين هندو

دركتاب «شاكموني» (شاكموني از اعاظم هند است كه به عقيده اي آنان پيغمبر و صاحب كتاب آسماني است) آمده است : «حكومت و دولت جهاني به دست مردي از ذرّيه سيد خلايق عالميان «كشن» (كشن: به لغت هندي نام پيغمبراسلام است كه دربشارت فوق فرزند برومندش را بنام استاده (قائم، عج) وخدا شناس ناميده است) بزرگ ختم خواهد شد، اوكسي است كه بركوه هاي شرق و غرب عالم حكومت خواهد كرد... وتمام اديان الهي، يك دين خواهد شد، اوكه اسمش قائم وعارف بالله است، دين خدا را احيا خواهد نمود .»

آيين بودا

بوداي ها بودا را فرزند خدا مي دانند و معتقدند كه درآخرالزمان ظهور كرده، بشريت را ازوضع موجود وگرفتاري ها نجات خواهد داد. آنان مي گويند: بودا با كامل كردن وظيفه خود با جسدش به آسمان رفته وبارديگرباز مي گردد تاصلح و بركت را به مردم بازگرداند.

زردشتيان

جا ما سب دركتاب « جاماسبنامه » از زردشت نقل كرده كه بعد از بشارت به نبوّت رسول اكرم (ص) مي گويد: « واز ذرية دختر آن پيامبر كه به (خورشيد عالم وشاه زمان) معروف است، مردي به خلافت خواهد رسيد كه دردنيا به حكم يزدان، حكم خواهد نمود، او آخرين خليفة آن پيامبردروسط عالم يعني مكه است، ودولتش تاروز قيامت دوام خواهد داشت.»

آيين مسيحيان

در كتاب عهد جديد مي خوانيم : «به همين جهت آماده باشيد، درساعتي كه انتظار آن را نمي كشيد فرزند انسان خواهد آمد.»

ونيز در انجل يوحنا آمده است : « ديگر بسيار با شما گفتگو نخواهم نمود زيرا رئيس اين جهان مي آيد.»

راسل مي گويد: «عالم در انتظار مصلحي است كه تمام عالم را يك پارچه كرده وآنان را تحت يك پرچم و شعار در آورد.»

پرفسور انشتاين (صاحب نظريه نسبيت) مي گويد: « ملل جهان از هر نژاد ودر هر رنگي كه باشند مي توانند و بايد زير يك پرچم واحد « بشريت » در صلح و صفا و برادري و برابري زندگي كنند.»

مهدويت در انديشه اهل سنت

در منابع مسلمانان متجاوز از 3000 روايت و حديث از پيغمبر اکرم و ائمه هدي (ع) نقل شده است.[1] بحث مهدويت در نزد شيعه که از ضروريات است و احدی در آن با تمام خصوصيتش ترديد نکرده است. در نزد اهل سنت نيز که به امامت اعتقاد ندارند بحث مهدويت بسيار روشن است. کتاب منتخب الاثر متجاوز از 60 کتاب معتبر اهل تسنن و در حدود 100 کتاب از کتابهاي معتبر خاصه اسم برده است[2] که از اکابر علماي اهل سنت و ائمه آنها بعنوان نمونه مي توان افراد زير را نام برد.

احمد ابن داود، ابن ماجه، ترمذي، بخاري، مسلم، نسائي، بيهقي، ماوردي، طبراني، سمعاني، روياني،‌ ابن قتيبه، ابي معري، ابن عساکر، کسائي، ابن اثير،‌ حاکم، ابن جوزي، شارح معتزلي، ابن صباغ مالکي، ابن مغازلي، شافعي،‌محب الدين طبري،‌شبلنجي و ...

همچنين استاد علی محمد دخيل در کتاب « الامام المهدی » 205 کتاب را نام برده است.[3] ثامر عميدی نيز نام 128 نفر از علمای اهل سنت را نام برده است که به ولادت امام مهدی اعتراف کرده اند.

«قاضي بهلول بهجت فندي» در اين باره مينويسد «امام ابوالقاسم محمد المهدي(ع) .. تا بحال زنده بوده در وقتيکه خدا اذن دهد ظهور خواهد نمود ظهور امام عليه السلام مابين امت چون متفق عليه است بنابراين در اين کتاب بشرح دلائل محتاج نميباشيم» و باز مينويسد ظهور مهدي قائم آل محمد(ص) در ميان امت اسلاميه مسئله متفق عليه بوده و محتاج تشريح و محاکمه نيست چون حديث «من مات و لم يعرف امام زمانه فقد مات ميتة الجاهلية» متفق عليه علماي عامه و خاصه ميباشد بنابراين هيچ فردي از افراد اسلام پيدا نميشود که بوجود صاحب عصر و زمان اقرار نداشته باشد..[4]

ابن ابي الحديد معتزلي مي نويسد: موضوع آمدن مهدي موعود قبل از انقضاء عالم متفق عليه مسلمانان است.[5]

ابن خلدون مغربي مورخ و جامعه شناس معروف اسلامي در مقدمه خود مي نويسد آنچه در ميان عموم مسلمانان و در تمام قرون معروف بوده است اينست که ناچار بايد در آخر الزمان مردي از خاندان پيغمبر ظهور کند و دين را تاييد بخشد و عدل و داد را آشکار سازد و مسلمانان از او پيروي خواهند کرد واو را مهدي مينامند ...[6]

فقط درباره اصل موضوع ظهور مصلح جهاني و حضرت مهدي (عج) 657 حديث از کتب عامه و اهل تسنن از قبيل صحيح بخاري سنن ابن ماجه سنن ابي داود سنن ترمذي منتخب کنز العمال مسند احمد ينابيع المودة الصواعق المحرقه ... از کتب خاصه نقل شده است.[7]

در ميان روات همه گونه افراد صحابي، تابعي، مدني، مکي،‌بصري، کوفي، سني، و شيعي و ... يافت ميشوند که از جمله آنهاست:

عبدالله بن عباس، علي بن ابيطالب (ع) عبدالله بن مسعود، ابوسعيد الخدري، ابوذر غفاري، سلمان فارسي، جابر انصاري، عمر بن خطاب، عمار بن ياسر، ابو ايوب انصاري سعيد بن مالک، عثمان بن عفان، زيدبن ثابت، زيدبن ارقم، اسعد بن زراره، واثلة بن اسفع،‌ابوهريره، و فاطمة الزهرا (ع) عائشه، ام السلمه و ...[8]

مهدويت در عصر حاضر

در عصر حاضر مسائلی مطرح می شود که بنحوی با مهدويت ارتباط دارد گرچه ازاين حيث کمتر مورد توجه قرار می گيرند. يکی از آن مسائل جهانی شدن است. لازم است در اينجا بحث مختصری در باره جهانی شدن مطرح کنيم.

جهانی شدن يا جهانی سازی

يکی از مسائل مهم روز بحث جهانی شدن است. بحث جهانی شدن گرچه بصورت رسمی در چند سال اخير مطرح شده است اما واقعيت اين است که اين پديده از قديم ترين مبحث در امورات مربوط به بشر است.

دين مقدس اسلام با اين عنوان که دين جهانی است و به يک قوم يا قبيله يا منطقه محدود نمی شود ، پا به عرصه وجود نهاد. به اين «يزاکتفا نکرد بلکه بطور مکرر در ضمن آيات قرآنی از جهانی شدن اسلام وحکومت عدل خبر داد.به چند نمونه آن اشاره می کنيم:

1- « وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزّ َبُوْرِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أنَّ الأْْرْضَ يَرِثُهَا عِبَا دِيَ الصَا لِحُوْنَ» يعنی " ومابعدازتورات،درزبورداودهم نوشتيم كه حتماً بندگان نكوكارمن (حكومت) زمين را وارث ومتصرف خواهندشد." زبوردراين جا، نه زبورداود، بلكه به اعتقاد مرحوم طبرسي، مراد مطلق كتاب آسماني است.ازاين رو برخي ازمفسران، آية فوق را اين گونه ترجمه مي كنند:علاوه برقرآن درزبور هم گفتيم بندگان شايسته ام وارث (حكومت) زمين خواهندشد.

2- « وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ ءَامَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُواْ الصَالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهُمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَي لَهُمْ وَلَيُبَدِّ لَنَّهُمْ مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً...» يعنی " خداوند به كساني ازشما كه ايمان آورده وكارهاي شايسته انجام داده اندوعده مي دهد كه قطعاً آنان را حكمران روي زمين خواهد كرد، همان گونه كه به پيشنينيان آنها خلافت روي زمين را بخشيد؛ ودين وآييني را كه براي آنان پسنديده، پابرجا و ريشه¬دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدل مي كند."

3- « هُوَ الَّذِي اَرْسَلَ رَسُوْ لَهُ باِلْهُدَي وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُوْنَ » يعنی " اوكسي ا ست كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همة اديان غالب سا زد هرچند مشركان كراهت داشته باشند."

در روا يت آمده است كه حضرت اميرالمؤمنين(ع) هنگام تلاوت این آيه از ياران خود پرسيد: آيا اين پيروزي حاصل شده است؟ گفتند: آري. حضرت فرمود:«نه، «نه، سووگند به كسي كه جانم به دست اوست، اين پيروزي آشكار نمي شود مگرزماني كه هيچ آبادي روي زمين نماند مگرآنكه صبح و شا م بانگ "لااله الاّالله" از آن به گوش رسد.

البته همانطريکه گفته شد اعتقاد به جهانی شدن مختص به شيعه و مسلمانا نيست بلکه اکثر ملل دنيا به آن اعتقاد دارند.

ولی آنچه که مهم است دونکته است يکی روند جهانی شدن است و ديگری برنامه جهانی سازی است که از ناحيه استکبار جهانی در کنار مبارزه با عقيده مهدويت صورت می گيرد. قبل از ورد به اين بحث لازم است اين نکته را توضيح دهيم که آيا جهانی شدن پروژه است يا پروسه ؟

جهانی شدن، پروژه يا پروسه؟

در اينکه آيا جهانی شدن يک پروژه است يا پروسه در بين صاحب نظران ، اقوال مختلفی ذکر شده است.

الف) جهانی شدن به عنوان يک فرايند

برخی معتقدند جهانی شدن يک فرايند و پروسه است يعنی سير طبيعی جوامع بشری ، به سوی جهانی شدن حرکت می کند و فاعل مشخصی ندارد.

ب)  جهاني شدن به عنوان يک پروژه

برخی می گويند جهانی شدن يک پروژه است. يعنی عده ای با برنامه و طرح تلاش می کنند که جوامع و ارتباطات بشری را جهانی کنند. که در اين ديدگاه عمدتا کشورهای قدرتمند مد نظرند که می خواهند دنيا را آنطوريکه خودشان می خواهند بسازند.

ج)  جهاني شدن به عنوان يک پديده

برخی ديگر معتقدند جهانی شدن يک پديده است. واژه پديده نوعي واژه بي‌بار و خنثي است. ممكن است تركيبي از هر دو – پروژه و پروسه – باشد.

هر يك از دو ديدگاه پروژه‌اي و پروسه‌اي آسيب شناختي خاص خود را دارند. در نگاه پروسه صرف ديدن جهاني شدن، اصل عامليت علوم انساني ناديده انگاشته شده است و تلاش ابرقدرتها تنها آمريكا و ساير بازيگران جهاني سازي نظير شركتهاي چند مليتي در جهت «مديريت جهاني شدن» ناديده انگاشته مي‌شود. با مقايسه‌اي ميان پديده‌هاي طبيعي مانند سنگ و چوب و رفتار انسانها مي‌توان به اين نكته پي برد كه پديده‌هاي علوم انساني معلول اراده انسانها و سياستمداران‌اند. نگاه پروسه بودن چنان جهاني شدن را به عنوان يك واقعيت محقق و يا يك واقعيت اجتناب ناپذير به تصوير مي‌كشد كه انسان را دست بسته تسليم سرنوشت محتوم آن مي‌كند و او را از اقدام سازنده و فعال در جهت تاثير گذاري حركت توپ جهاني شدن باز مي‌دارد. همچنين نگاه پروژه‌اي و توطئه آلود آن نيز حاكي از نوعي شيوه فكري است كه معلول تنبلي ذهني و ساده انديشي و ساده سازي مسائل پيچيده است.

بنظر می رسد که روند طبيعی جوامع بشری ، و توسعه ارتباطات و امکانات ، دنيا را به سوی جهانی شدن سوق می دهد و اين پديده با اين روند اجتناب ناپذير است. وجهانی شدن وعده الهی است. وليکن نکته بارک تر از مواينجاست که استکبار جهانی با وقوف به اين مسئله ، تلاش می کند مسير جهانی شدن را خودش رقم بزند و جهانی شدن را که بدون شک جهان دينی و الهی خواهد بود ، منحرف سازد . به همين دليل دست به جهانی سازی می کنند. ودر اين مسير اقدام به پيشدستی می نمايد. انتشار نظريه دهكده جهاني مارشال مك لوهان در سال 1965، اتحادپولي يازده كشوراروپاي 1998،

تکاپوی غرب جهت تسخير آينده ناشی از اعتقاد آنها به آخر الزمان است که نظريه پردازان آنها از جمله هانتينگتون‌ که برخورد تمدن ها و فوكوياما که پايان تاريخ جرج اورول که حكومت واحد جهاني را مطرح می کند و مسأله‌ آرماگدون‌ يا نبرد آخرالزمان مطرح می شود در همين راستا‌ است. آنها در باره امام مهدی و بحث آخرالزمان از ما،جدي ترند.

به رغم دشمني تاريخي شديد ميان يهود و مسيحيت، به پندار كشتن عيسي بن مريم به دست يهود، پيروان هردو دين درقرن19و20 ميلادي، به وحدت نظر در ظهور مسيح و پشتيباني از برنامه اي سياسي رسيدند كه برپاي دولت اسراييل (غاصب) بود؛ از آن رو كه به پندارشان مقدمة ظهور مسيح به شمار مي آيد. بدين بهانه صدها كليسا وگروه مسيحي امريكاي و اروپا ي برا ي پشتيباني دولت اسراييل بسيج شدند.

جهانی شدن در قالب نظم نوين جهانی

جهانی شدن يک فرايند طبيعی و لازمه روند فعلی جامعه بشری است ولی دولتهای غربی می خواهند ، جهان را طوری که خودشان می خواهند ، جهانی سازند و بحث نظم نوين جهانی نيز در همين چارچوب معنا می شود.

جرج بوش اول روز 6 مارس 1992 م در نشست مشترک سنا و مجلس نمايندگان کنگره آمريکا (که بي شباهت به سخنراني جرج بوش دوم در 20 مارس 2001 نبود) خطابه معروفي ايراد کرد که ضمن آن، سياست نظم نوين جهاني را اعلام کرد.

اين نظم نوين جهاني، به قول «فوکوياما» پايان تاريخ اسلام و دريايي فاشيستي براي شناي تروريست هاست و به قول «توماس فردمن» تحليل گر سياسي آمريکايي، اسلام بزرگ ترين دشمن غرب است و جنگ با اين دشمن، تنها با ارتش ممکن نيست؛ بلکه بايد در مدارس، کليساها، مساجد و معابد، به رويارويي با آن پرداخت .

هم اکنون سير محصولات فرهنگي، غرب، براي تحقق بخشيدن به آرمان فوق، راهي بازارهاي کشورهاي مسلمان شده است؛ محصولاتي که پس از استفاده از آنها، شخص از هويت و فرهنگ خود دل زده مي شود و آمريکا را به عنوان امپراتور صالح دنياي جديد مي پذيرد و او را عصاره نيروهاي خير عالم تصور مي کند. يکي از محصولات فرهنگي که بسيار تاثيرگذار است، بازي هاي رايانه اي است که بيشتر سرمايه هاي اجتماعي جهان اسلام را هدف گرفته است.

بحث آخرالزمان

يکی از مقوله های مورد توجه غرب دررابطه با مهدويت ، بحث آخرالرزمان است. غرب طوری تبليغ می کند که گويا آخرالزمان نزديک است که در آن انسانها نابود می شوند و يک منجی آنها رانجات خواهد داد و بر همين اساس دهها فيلمهای کارتونی ، سينمائی که به آنها اشاره خواهيم کرد ، می سازند تا بگويند آن منجی آمريکاست.

از مقوله‌های بسیار مهم و حیاتی که همواره صهیونیست‌ها تلاش کرده‌اند تا به بهترین نحو، آن را وارد مقوله سینما کنند، موضوع آخرالزمان است. بر پایه تعالیم اسلامی که در فرهنگ مهدویت متجلی می‌شود، زمانی ـ که هیچ کس از آن آگاهی ندارد ـ مهدی (عج) فرزند امام حسن عسکری (ع) یازدهمین امام شیعیان ـ که در غیبت به سر می‌برد ـ ظهور می‌کند و پس از جنگ‌های طولانی با سردمداران زر و زور و نفاق، سرانجام جهان را در گستره عدل خود درنوردیده و حکومت صالحان را عملی می‌کند.

این باور باعث شده تا فرهنگ پویای مهدویت در اندیشه شیعه، بر جان جهان غرب و در رأس آن صهیونیسم هراسی بیفکند. از این‌رو آنان نیز تلاش می‌کنند تا به هر نحوی در آثار خود این اندیشه را در منظر جهانیان مخدوش و یا کمرنگ نمایند.این بار سینمای هالیوود با خلق اثری جذاب، دیدنی و مهیج به نام «2012» که دربرگیرنده زیباترین تکنیک‌های سینمایی است، تلاش کرده تا به جنگ با فرهنگ مهدویت و اندیشه پویای شیعیان درباره آخرالزمان بیاید.

بنابراين آخرالزمان را به چند قسم تقسيم می کنند. و هريک از آنها را تبليغ می کنند.

آخرالزمان تکنولوژيک

در آخرالزمان تکنولوژي، ربات ها و ساخته هاي دست بشر به مرحله اي از تکامل و هوش مي رسند که عليه انسان ها دست به شورش زده، قصد نابودي نسل بشر را دارند و انسان ها نيز توانايي مبارزه با آنها را ندارند.

آخرالزمان طبيعي

در آخرالزمان طبيعي، طبيعت سر به شورش بر مي دارد و بشر را با حربه هايي مانند زلزله ، گرد باد، طوفان، آتشفشان ، سل و ... تهديد مي کند و يا دخالت هاي بي جاي انسان در ساختارهاي ژنتيک، باعث پيدايش غول ها و حيوانات ناشناخته عظيم الجثه اي مي شود.

آخرالزمان تخيلي

در آخرالزمان تخيلي، موجودات ناشناخته فضايي، زمين و نسل بشريت را به مخاطره انداخته، اين بار يک منجي بسيار دانا، با قدرت ماوراي انساني به مبارزه با اين موجودات مي پردازد.

آخرالزمان اسطوره اي

در آخرالزمان اسطوره اي، يک ضد منجي از دل افسانه ها و اسطوره هاي باستاني پا به دنياي ما گذاشته، قصد نابودي بشر را دارد که در اين حال، يک منجي آگاه به دنياي اسطوره ها و مجهز به جادو و سحر، ظهور مي کند و به مبارزه با اين دشمنان مي پردازد.

آخرالزمان ديني

در آخرالزمان دينی، انسان هاي شيطان صفت در قالب گروه هاي تروريستي و ... قصد به دست گرفتن قدرت و نابودي تمامي عناصر پاک خدايي را دارند و افرادی به عنوان منجي و در نقش جاسوس خبره و با ايمان و يا سربازان ماهر و معتقد(عمدتاً سربازاني از ارتش آمريکا و انگليس) به عنوان پليس صلح جهاني ظاهر شده، به مبارزه با دشمنان بشريت مي پردازيد.

پيش از حمله آمريکا به عراق ده ها مقاله عرضه شد که يکي از علامات مقدمه آخرالزماني است. چون عراق محل جغرافيائي بابل باستاني و يکي از پيش گوييهاي انجيل در مورد آخر الزمان اينست که بابل از نوع پديد مي آيد و به دليل گناهانش نابود مي شود و اين حمله آمريکا يعني نابودي همان بابل ثاني. حتي به دلايل مسخره تري بسنده مي کردند که مثلاً در عراق روزنامه اي به نام بابل منتشر مي گردد، که پسر بزرگ صدام سردبير آن است. يا امروز در عراق سيگاري وجود دارد که نامش بابل است.

شبکه های مختلفی در باره آخرالزمان تأسيس شده اندکه کراشان فقط بحث مربوط به آخرالزمان است.يکي از اين شبکه هاي بسيار معروف ماهواره TBN است،که متعلق به کليساي اوانجليستها مي باشد ( مسيحيان تبشيري ) در اين شبکه تمام برنامه ها بر محوريت آخرالزمان تعريف شده اند. شخصي بنام هايلينزي که از 40 سال پيش بر مبناي پيش گوييهاي کتاب مقدس به عرضه اخبار آخر الزماني پرداخته است در اين شبکه سخنراني هفتگي دارد. اين شخص در سخنراني هفته اخيرشان به صراحت از نبرد دنياي مسيحيت با اسلام سخن به ميان آوردند.آنقدر افراطي بود که مي گفت "که چرا جرج بوش رئيس جمهور محبوب ما با سلاطين برخي کشورهاي غرب مثلاً شاه اردن مذاکره کرده است ! او نميداند که هر شاه عرب چه مار هفت خطي است و ما در نهايت بايد با تک تک آنها بجنگيم. انجيل مي گويد که ما بايد با اينها بجنگيم چرا رئيس جمهور آمريکا با آنها مذاکره مي کند ؟" در اين سخنراني تاکيد مي کرد " که من 40سال است که پيش گوييهاي انجيل را دنبال مي کنم و بر مبناي اين دانش 40 ساله مي گويم هيچ زماني مثل امروز حوادث آخرالزماني قريب الوقوع نبوده و اخبار آخرالزماني با هم جمع نشده بودند و هيچ زماني مثل امروز پتانسيل مرحله آخرالزماني را نداشته است الآن عصري است که تمام علائم ما در حال محقق شدن است".

در بعضي از مقالات اينترنتي علائم وقوع آخر الزمان را به علائم حتميه و ممکن الوقوع تقسيم کرده است ؛ که در يک مقاله از نظر انجيل 21 علامت حتميه براي آن نام برده است يکي از اين علائم حتميه اين است پرشيا (ايران ) از نوع قدرت مي گيرد و يکي از چند قدرت برتر جهاني تبديل مي گردد. شما فکر مي کنيد طي اين چند ماه اين همه سر و صدا شده است که ايران سلاح اتمي دارد. درک اين ماجرا که ايران سلاح اتمي ندارد بسيار سخت است براي اينکه بر مبناي آخرالزماني ايران بايد الآن اين سلاح را داشته باشد. اگر اين را نداشته باشد اين الگو زخمي مي شود و اينکه 12 لشکر از 12 نقطه دنيا متحدد مي شوند و ذيل حکومت پرشيا که قوي ترين حکومت است به سمت آرماگدون حمله مي کنند و نبردهائي شکل مي گيرد.

پس يعني ايران مشغول جمع کردن دنياي اسلام به دور خود مي باشد. بحث آزادي فلسطين را که مطرح کرده است و حتماً سلاح اتمي را دارد پس اين آخرالزمان است يعني الگوئي که در کنار مرزهاي ما چيده مي شود يک الگوي آخرالزماني است.مشاورين نزديک جرج بوش اعضاي اصلي اوانجليکن هستند. از خانم رايس تا جري فايلر اين تفکر را دارند.

دير زماني است كه غرب نسبت به مسأله مهدويت با ديده تأمل نگريسته جهت آمادگی غربيان در مواجهه با اين قيام تمهيداتي انديشيده شده است كه با اختصار به ذكر برخي ازاقدامات اشاره مي‌گردد لازم به ذكر است كه در اين ميان سعي شده است كه غرب بويژه امريكا به عنوان يگانه منجي بشريت در سطح جهان مطرح گردد .

اقدامات غرب در جهت مخدوش نشان دادن انقلاب جهاني حضرت مهدي (عج)

1ـ فيلم نوستر اداموس

در اين فيلم كه امريكا در مقابل اسلام مي ايستد ، حضرت مهدی(عج) با لباس عربي نشان داده مي‌شود كه هر كاري را با فشار يك كليد انجام مي‌دهد و در اثر اقدامات او خونريزي زيادي شده و تعداد زيادي يتيم و بيوه بر جاي مي‌ماند .

نوستر آدموس ستاره شناس و پزشک فرانسوی حدود 500 سال قبل می زيست وی حوادث مرموز جهان از سال 1600 تا 2000 ميلادی را پيش بينی کرده است ، پيش گوئيهای وی در کتابی در سال 1980 جمع شد و در ايران نيز ترجمه و در سال 1370 چاپ شد.

او در پيشگوئيهای خود آورده استکه مردی که هم نام پيامبر آخرالزمان است ، هفت ماه بعد از سال 1999 از آسمان به زمين می آيد ، او همان کسی است که همه در انتظار او هستند. او گرچه دير آمده است ولی نجات دهنده است ، او يک شخصيت قدرتمندی است که با آئيين محمدی زاده شده است ، او بر دنيا حکومت کرده و بيشترين جا را تسخير نموده و همه چيز در زير گام او قرار خواهد گرفت.

اين کتاب آنچنان مورد توجه نبود ولی بعد از انقلاب اسلامی يک باره ارزش پيدا کرد.

يکی از پيش بينی های آدموس ، جنگ آرماگدون است.

آرماگدون (Armageddon) در اصل كلمه‏اى يونانى است و در واژه نامه‏هاى امريكايى چون فرهنگ وبستر نبرد نهايى حق و باطل در آخر الزمان معنا شده است. همچنين اين واژه نام شهرى است در منطقه عمومى شام كه بر اساس باب شانزدهم مكاشفات يوحنّا در عهد جديد، جنگى عظيم در آن‏جا رخ مى‏دهد و مرحله حاضر از زندگى بشر در آن زمان پايان مى‏يابد، به عبارت ديگر، اين نبرد مقدّمه تحوّلى بزرگ است و سرنوشت نهايى انسان در زمين به آن بستگى دارد.

مؤسسات دينى و رسانه‏هاى غرب، مردم را براى اين حادثه آماده مى‏سازند. 61ميليون امريكايى در انتظار واقعه آرماگدون به سر مى‏برند. مؤسسات دينى امريكايى، اين نكته را روشن ساخته‏اند كه سپاهى از عراق به سوى قدس رهسپار خواهد شد. بر اساس پيشگويى آنها در اين سپاه نظاميانى از عراق، ايران، ليبى، سودان و قفقاز شركت دارند.

2- تبليغ جنگ آرماگدون :

به اعتقاد صهيونيست‌ها جنگ بين مسيحای موعود و جدال در 20 مايلي جنوب شرقي حيفا و 15 مايلي از شرق و غرب عالم در محل شهر باستاني  ميگدون در منطقه آرماگدون اتفاق مي‌افتد كه در اين جنگ پيروزي از آن يهوديان است ، ايستگاه‌هاي ماهواره‌اي غرب و اسرائيل دائم در صدد تبليغ اين جنگ به منظور آمادگي هر چه بيشتر نيروهاي خودي مي‌باشند. آنها باتبليغات خود مي‌كوشند مردم را متقاعد سازند كه بايد جنگ كنند زيرا خواست خداوند است ، چون خداوند در ازل مقدور فرموده كه دقيقاً همين ما مردماني كه در اين نسل زندگي مي كنيم بايد به جنگ هسته‌اي دست بزنيم و با آياتي از انجيل و گوشه‌هايی از كتاب هزقيل و دانيال نبي ثابت می كنند كه ما دورة آخرالزمان هستيم.

مؤسسات‌ ديني‌ راستگرايان‌ مسيحي‌ از سال‌هاي‌ دهه‌ 80 ميلادي‌، مردم‌ كشورهاي‌ غربي‌ را به‌ ايمان‌ جمعي‌ به‌ وقوع‌ حادثه‌اي‌ بزرگ‌ در سرزمين‌ شام‌ توجه‌ داده‌اند. بنا به‌ پيش‌بيني‌ اين‌ گروه‌ از مفسران‌ كه‌ از جمله‌ مشاوران‌ عالي‌ كاخ‌ سفيد محسوب‌ مي‌شوند، در آينده‌ لشكري‌ از به‌ اصطلاح‌ دشمنان‌ مسيح‌ كه‌ بدنه‌ اصلي‌ آن‌ از ميليون‌ها نظامي‌ تشكيل‌ يافته‌، از عراق‌ حركت‌ مي‌كند و پس‌ از گذشتن‌ از رود خشك‌ فرات‌ به‌ سوي‌ قدس‌ رهسپار مي‌شود؛ اما نيروهاي‌ مؤمن‌ به‌ مسيح‌ راه‌ اين‌ لشكر را سد كرده‌، همگي‌ در دره‌اي‌ به‌ نام‌ آرماگدون‌ (يا همان‌ هرمجدّون‌) با همديگر برخورد خواهند كرد.

جالب‌ توجه‌ اين‌ است‌ كه‌ اغلب‌ نظريات‌ تئوري‌پردازان‌ به‌ نام‌ آمريكايي‌ در جهت‌ توجيه‌ منطقي‌ اين‌ رويداد جهت‌ گرفته‌ كه‌ به‌ عنوان‌ نمونه‌ مي‌توان‌ به‌ نظريه‌ مشهور هانتينگتون‌ با عنوان‌ «برخورد تمدن‌ها» اشاره‌ كرد. نكته‌ مهم‌ و جالب‌ توجه‌ ديگر، حضور برخي‌ اسامي‌ در ميان‌ باورمندان‌ به‌ اين‌ تئوري‌ است‌ كه‌ از جمله‌ سياستگزاران‌ فعلي‌ ايالات‌ متحده‌ محسوب‌ مي‌شوند و البته‌ از حدود سه‌ دهه‌ پيش‌ به‌ اين‌ سو ـ يعني‌ از اوايل‌ دهه‌ 70 ميلادي‌ ـ در جهت‌ تحقق‌ اين‌ نقشه‌ تلاش‌ مي‌كرده‌اند. في‌المثل‌ دانلدرامفلد و بوش‌ پدر و پسر كه‌ هر دو از همفكران‌ دو كشيش‌ صهيونيست‌ هتاك‌ به‌ پيامبر اسلام‌(ص‌) يعني‌ جري‌ فال‌ ول‌ و پت‌ رابرتسون‌ هستند. انتخاب‌ بوش‌ پدر و پسر به‌ رياست‌ جمهوري‌ ايالات‌ متحده‌ به‌ پيشنهاد و حمايت‌ فال‌ ول‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ و فال‌ول‌ همان‌ كسي‌ است‌ كه‌ در طول‌ سي‌ سال‌ گذشته‌ رهبري‌ موج‌ نوي‌ صهيونيسم‌ مسيحي‌ را در ايالات‌ متحده‌ به‌ عهده‌ داشته‌ است‌. دو شبكه‌ تلويزيوني‌ پت‌ رابرتسون‌ و جري‌ فال‌ول‌ به‌ طور متوسط‌ قريب‌ به‌ بيست‌ ميليون‌ خانوار را تحت‌ پوشش‌ دارند و اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ اغلب‌ ناظران‌، شمار معتقدان‌ به‌ وقوع‌ جنگ‌ هسته‌اي‌ آرماگدون‌ را تا هفتاد ميليون‌ نفر تخمين‌ مي‌زنند.

از نقطه نظر صهيونيستي جبهة متحدين در اين جنگ شامل كشورهاي روسيه ، ايران مناطق شمالي و جنوبي افريقا و عراق قلمداد شده است . در اين ديدگاه مسيحای يهود (مشيا)در هيبت يک ژنرال 5 ستاره به عنوان سرفرماندهي كل نيروهاي خير ، فاتحانه از دره ميگدون گذشته ، از دروازه اصلي وارد اورشليم (بيت المقدس). مي‌گردد و در اين حال تمامي ساكنان زمين حتي پيروان حقيقي مسيح مرده و حكومت ملكوت مسيح بر زمين به مركزيت اورشليم برگزار خواهد شد .

رونالد ريگان رئيس‌جمهوري سابق امريكا در سال 1983 گفت كه ارماگدون همواره ذهن وي را به خود مشغول ساخته و هم او بود كه تأكيد داشت كه : براي يك آرماگدون واقعي بايد مسلح شويم.

3- تبليغات وسيع بر عليه مهدويت

بازی کامپیوتری مشهور به (جهنم خلیج فارس از این بازی کامپیوتری گاهی به یا مهدی(عج ) نیز ياد شده است.در این نرم افزار سعی شده است که خلیج فارس مرکز حرکات تروریستی جهان نشان داده شده و خود را سردمدارمبارزه با این تحركات نشان دهند همچنين از بعد روانشناسی در نظر دارند که افراد را نسبت به امام زمان(عج) و لفظ یا مهدی شرطی کرده و نفرت به حضرتش را در میان مردم القاء نمايند در واقع غربی در این بازی و فیلم فوق خواستار این مطلبند که چهره مصلح را خشن ، خونریز جلوه دهندتا در اثر فاصله گرفتن مردم از حضرت شرایط ظهورفراهم نگردد .

کتاب جنگ بعدی : در این کتاب که به همت گاسپار وانبرگر وزیر دفاع سابق آمریکا به رشته تحریر در آمده است بخشی به وقایع سال 1999تا 2000 ميلادی وبخش دیگر آن به ظهور محمد منتظر در ایران اختصاص داده شده است.

نوشتن و چاپ کتاب توسط صهیونیستها با عناوین « زمین سياره بزرگ محروم » ، « جهانی نوین در حال رسيدن است » ، « شماو سال 2000 » و « چه بر سر ما می آید » و دهها نوشته و مقاله دیگر در این خصوص.

4- -كنفراس تل - آویو

اين كنفرانس که ظاهراً با هدف تحلیل انقلابهای شیعی به خصوص انقلاب اسلامی ایران تشکیل گردید در پایان به این نتیجه دست یافت که شیعیان دارای دو نگاه متفاوتند كه استراتژی راهبردی آنان را در بر می گیرد:

الف: نگاه سرخ

ب:نگاه سبز

نگاه سرخ به عاشورا و نگاه سبز به مسئله انتظار و مهدویت معطوف گشته است و ظاهراً جمله مشهور:اینان به اسم امام حسین(ع(قيام کرده و به اسم امام زمان(عج( قيام خود راحفظ می کنند در این نشست بيان كرديده و در پايان به این نتيجه رسيده اند که انتظارسبز شیعیان را باید سياه کرد.

پس از این كنفرانس ساختن فیلم و بازیهای رایانه ای در خصوص مسئله مهدویت به شکل چشمگیری گسترش يافت.

5- فيلمهای هاليوود برعليه مسلمانان

يهوديان در تلاشند با ساختن فيلم‌هاي توهين‌آميز نسبت به دين اسلام ، مسلمانان خصوصا اعراب را در افکار عمومی خراب کنند. هاليوود از سال 1896م. تاكنون حدود 900 فيلم آمريكايي دربارة عرب‌ها و مسلمانان ساخته است.

نقطة عطف پرداختن به عرب‌ها در هاليوود، فيلم «اسير بيابانگرد بدوي» در سال 1912م. است. در اين فيلم يك سناريو وجود دارد كه دائماً تكرار مي‌شود و آن اينكه، گروهي از راهزنان بيابانگرد، يك زن سفيدپوست غربي كه نقش اوّل فيلم را دارد، مي‌ربايند و در نتيجه، نيروهاي نظامي غربي براي نجات او به سرزمين عرب‌ها مي‌روند و او را نجات مي‌دهند.

از جمله فيلم «ترانه‌هاي عشق» در سال 1923م. عرب‌ها در اين فيلم اشخاصي بيابانگرد و داراي پوستي گندمگون و سبزه هستند كه از فرمان‌برداري غربي‌ها سر باز مي‌زنند و به گونه‌اي عجيب بر آنها شورش مي‌كنند و خود را با روشي زيركانه و مكّارانه، حاكم تمام شمال آفريقا قرار مي‌دهند.

در فيلم «قهوه‌خانه در قاهره»، سال 1924م. نيز عرب‌ها به صورت قاتلاتي نشان داده مي‌شوند. در اين فيلم يك عرب، يك مرد انگليسي و همسرش را به قتل مي‌رساند، امّا دختر اين خانواده را نجات مي‌دهد تا او را از آن خود سازد و او را به همسري خود برگزيند.

فيلم «افتخار صحرا» 1928 م. به زندگي‌نامة شخصي به نام قاسم بن علي مي‌پردازد. او رهبر قبيله‌اي در صحرا است و يك مسئول فرانسوي و همسرش را دستگير مي‌كند تا آنها را شكنجه كند.

در دهة چهل و پنجاه قرن گذشته نيز هاليوود شاهد توليد بيش از 100 فيلم بود كه تصويري كارتوني و منفي از مسلمانان ارائه مي‌داد. اين فيلم‌ها دقيقاً هم‌زمان با كشف ميدان‌هاي بزرگ نفتي در كشورهاي اسلامي بود.

انقلاب اسلامي و ايران و انقلابيون نيز در دهة هشتاد از نگاه هاليوودي‌ها دور نماندند. آنها تلاش كردند مسلمانان را به صورت اصولگراياني تروريست كه شعار مرگ بر اسرائيل، مرگ بر آمريكا و مرگ بر تمام دشمنان اسلام سر مي‌دهند، معرفي كنند. آنها اين اشخاص را به صورت كساني كه از دين براي توجيه اعمال خشونت‌آميز، هواپيماربايي، انفجار اماكن مختلف و تلاش حتّي براي به قتل رساندن رئيس جمهور آمريكا استفاده مي‌كنند، معرفي مي‌كنند.

در سال 2000 م. هاليوود، فيلم «قوانين ارتباط» را ساخت. اين فيلم، نژادپرستانه‌ترين فيلم ضدّ مسلمانان و عرب‌ها توصيف شده است. در اين فيلم يمني‌ها به عنوان تروريست‌هايي معرفي مي‌شوند كه همانند ديوانگان در مقابل سفارت آمريكا، بر ضدّ آمريكا فرياد سر مي‌دهند و آن را سنگ‌باران مي‌كنند و تفنگ‌داران مارينز (نيروي دريايي) را كه تلاش مي‌كردند گروگان‌هاي داخل سفارت را آزاد كنند، مي‌كشند.

همة اينها انگيزه‌هايي داشته كه باعث شده اين سازمان و دستگاه تبليغاتي جهاني تمام نيروهايشان را به كار گيرند تا عرب‌ها و مسلمانان را از چشم ميليون‌ها نفر انسان در جهان كه با شور و شعف خاصّي فيلم‌هاي هاليوودي را دنبال مي‌كنند، بيندازد و اينجا نمي‌توان منكر دست داشتن يهوديان در اين كار شد.زيرا تمام فيلم‌سازان و دست‌اندركاران اصلي سينما در آمريكا از يهوديان هستند.



[1] - منتخب الاثرفي الامام الثاني عشر ، شيخ لطف الله صافي گلپايگاني

[2] - مقدمه منتخب الاثر و بشارت عهدين ص292

[3] - مهدی آخرين سفير ، ذبيح الله محسنی ،

[4] - تشريح و محاکمه در تاريخ آل محمد تاليف مورخ شهير سني و قاضي زنگنه زوري (ترکيه) بهلول بهجت افندي ط7 فارسي ص139 و 141

[5] - شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج2 ط مصر ص 525

[6] - مقدمه ابن خلدون (عربي) ط مصر ص311 و ترجمه فارسي بقلم پروين گنابادي ط تهران ج 1 ص625

[7] - منتخب الاثر في الامام الثاني عشر فصل 2 ص 141 و ببعد.

[8] - الشيعة والرجعة تاليف محمد رضا الطبسي ج 1 والمصلح المنتظر تاليف محمد رضا شمس الدين ط نجف ص 37

 
طراح و برنامه نویس: اکین