انتقاد حجه الاسلام صفری از وضعیت فرهنگ PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
شنبه ۰۶ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۴۵

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز بر تمام صاحبان عقل و خرد ، پر واضح است که فرهنگ ضروری ترین نیاز بشر و بی بدیل ترین مدیر افکار عمومی فرد و جامعه است و راه سعادت وشقاوت انسانها از وادی فرهنگ می گذرد .

این حقیر ضمن پوزش از محضر ائمه معزز جمعه و فرمانداران محترم و حضار گرامی خصوصا استاندار محترم و محضر آیت الله عاملی ، چند جمله در خصوص مسائل فرهنگی و چند نکته در باره شورای فرهنگ عمومی به نحو موجز با استحضار بزرگان و سروران می رسانم.

قبل از هرسخن لازم می دانم از تلاش ادارات و نهادهای فرهنگی استان خصوصا اعضای محترم شورای فرهنگی عمومی به ويژه پرچمدار عرصه فرهنگ و معنویت و اخلاق استان ،حضرت آيت الله عاملی که به حق در نهایت شفقت و خیرخواهی رهبر و راهنمای ما و مردم استان بوده اند ، کمال تشکر را داشته باشم.

بدیهی است با همت جمع حاضر و اعضای شورای فرهنگ عمومی ، کارهای مطلوب و مفیدی در عرصه فرهنگ در سطح استان انجام گرفته است که هر یک قابل تقدیر و تشکر است ولی با استئذان از محضر بزرگان به دليل ضیق وقت ، فرصت را مغتنم شمرده تنها به ذکر برخی از مشکلات فرهنگی و شورای فرهنگ عمومی که منبعث از نقایص مقررات و قوانین و احیانا رخوت و سستی برخی مسئولین کشوری است ، اکتفاء می کنم. و این به معنای انکار تلاشهای ستودنی مسئولین و عملکرد فرهنگی نظام نیست.

گرچه بخشی از مشکلات فرهنگی مرتبط به آداب و سنن مردمی و عدم توجه به ظرفیتهای فرهنگی نهادهای مردم محور است ولی جهت پرهیز از اطاله کلام به آن بخشی از مشکلات اشاره می کنیم که مربوط به متوليان حکومتی فرهنگ است، که ابتداء به چند مشکل عمده فرهنگی کشور و سپس به آسیب شناسی شورای فرهنگی عمومی می پردازیم.

1- دشمنان ما ، قبل و بعد از انقلاب پی به اهميت و نقش فرهنگ در مدیریت فرد و جامعه برده نه تنها بر علیه نظام ما بلکه برای مسخ انسانها ، تسخیر دولتها و استثمار ملتها ، استفاده ابزاری از فرهنگ را اولويت اوّل خود قرار داده است. اين در حالی است که علی رغم اين که انقلاب ما فرهنگی است و شدیدا مورد تهاجم فرهنگی دشمن قرار داریم ، متولیان فرهنگی ما آنچنان که باید و شاید پی به اهميت و نقش فرهنگ ، نبرده اند و براساس همين نگاه طفیلی به فرهنگ ، در تمام قوای سه گانه در تمام مراحل تقنین و اجرا و تخصیص اعتبار ، مقوله فرهنگ را در اولويت چندم قرار داده اند. از کمسیون تخصصی مجلس گرفته تا کمسیون شهرداریها ، مشتری عضویت در کمسیون فرهنگی به یکی از حداقلها تبدیل شده است.

2- مسیحیت و یهودیت ، همچنين سیاستمداران شرق و غرب علی رغم اين که اختلاف تاریخی با هم دارند ولی برای تحمیل فرهنگ دلخواه خود بر جهان از جمله امت اسلامی خصوصا ملت ايران ، اختلاف را کنار گذاشته متّحد و یکدل گردیده و تمام توانشان را در اجرای نمودن اغراضشان به کار گرفته اند ولی متولیان فرهنگی ما از صدا سیما گرفته تا اداره تبلیغات و ارشاد اسلامی و نهاد ائمه جمعه علی رغم اين که زیر يک پرچم و برای اعتلای کلمه حق و عدالت خدمت می کنند نه تنها در عرصه فرهنگ و ترویج فرهنگ اسلام ناب ، متحد نیستند بلکه گاهی مخالف هم و در راستای خنثی سازی فعالیتهای فرهنگی همدیگر حرکت می کنند. گاهی مصلحت تشکیلات را مقدم بر مصلحت کشور می نمایند. سرکوب همدیگر را نردبان ترقی خود قرار می دهند.

هنوز در معنای فرهنگ و معروف و منکر با هم اختلاف دارند. رشته های صدا سیما را وزارت ارشاد پنبه می کند و رشته های وزارات ارشاد را ائمه جمعه و رشته های ائمه جمعه را نهاد فرهنگی دیگر ، گویا برای خنثی سازی همدیگر آفريده شده اند.

مضافا بر اين اختلاف و تشتت ، مدیریت بخشی از فرهنگ عمومی از سبک زندگی گرفته تا باورهای جوانان به دست کسانی سپرده شده است که نه تنها در عمل و باور ، اعتقادی به فرهنگ دینی ندارند بلکه بسان پياده نظام دشمنان فرهنگی ما هستند که برخی از بازیگران و هنرپیشه گان از جمله آنهاست. بی حجابی ، تجملگرائی و فساد اخلاقی و تساهل و تسامح و بی بند و باری را ترویج می کنند و همين ها الگوی جوانان می شوند.

این اختلاف و تششت و رخوت و سستی ، درحالی است که امام و مولایمان مکرر در مکرر بحث فرهنگ را مطرح کرده و دغدغه اصلی خود را مسائل فرهنگی کشور اعلام نموده است. وقتی سخنان امام خود از یک طرف و سستی و رخوت و بی برنامگی متوليان فرهنگی را از طرف دیگر می بینیم کلام درد آور حضرت امیر به ذهنمان تداعی می کند که فرمود : أَيُّهَا النَّاسُ‏ الْمُجْتَمِعَةُ أَبْدَانُهُمُ‏ الْمُتَفَرِّقَةُ أَهْوَاؤُهُمْ مَا عَزَّ مَنْ دَعَاكُمْ وَ لَا اسْتَرَاحَ مَنْ قَاسَاكُمْ‏» و فرمود «وَ إِنِّي وَ اللَّهِ لَأَظُنُّ أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ‏ سَيُدَالُونَ‏ مِنْكُمْ‏ بِاجْتِمَاعِهِمْ‏ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ وَ بِمَعْصِيَتِكُمْ إِمَامَكُمْ فِي الْحَقِّ وَ طَاعَتِهِمْ إِمَامَهُمْ فِي الْبَاطِل» این چنین می شود که به جای دغدغه فرهنگی که مروج فضائل انسانی باشد دغدغه برگزاری کنسرتها و اردوهای مختلط خود نمائی می کند. جوانانی که در اثر فقر و بیکاری ازدواج نکرده و در سن 30 ، 40 سالگی در آتش شهوت می سوزد ، بدست متوليان فرهنگی در مراسم مختلط در بستر گناه و معصیت آن هم با هزینه بیت المال و حقِ پابرهنگان به نام آزادی و کرامت ، قرار می گیرند.

3- دشمنان ما برای تهاجم فرهنگی پس از شناسائی آسیبها و خلاهای فرهنگی ، با استفاده از متخصصین صاحب فکر و اندیشه ، برنامه های کوتاه مدت و طولانی مدت با پشتوانه قوی مالی تدوین کرده اند و با اشراف کامل بر نقاط قوت و ضعف ما ، ماهرانه در حال اجرای آن هستند. ولی ما با اکتفا به همایشها و سخنرانیها و بخشنامه های بی خاصیت نه تنها برنامه‌ی مفید و موثر و جامع تدوین نکرده ایم بلکه مهندسی فرهنگی نیز در تهران ناقص الخلقه متولد شد و زیز تیغ سیاستمداران در قبرستان فراموشی ، دفن گردید. این باعث شده است که آنها تهاجمی عمل کنند ولی ما نه تنها تهاجم نداریم بلکه در دفاع نیز دچار مشکل شده ایم. آنها با ماهواره ها و شبکه های ماهواره ای دختران و پسران معصوم ما را در کنج خانه هایمان شکار می کنند و ما به جای تقویت صدا سیما در حالی که بشقابهای سمی گیرندگان ماهواره پشت بام کلان شهرها را پر کرده است در روستا ها دنبال جمع آوری ماهواره ها هستیم. در حالی که این ضرورت را کودکان چهار ساله نیز می دانند که اگر اسباب بازی خطرناک را از دستشان بگیریم و وسیله سالم دیگر ندهیم یا باید گریه کند یا به وسایل منزل برای بازی، دست برد زند.

4- دشمن به هدف و کار خود ایمان و بر تحمیل فرهنگ خود عزم راسخ دارد ولی ما نه به کارمان ایمان داریم و نه در اجرای آن عزم راسخ. بر اين اساس او در ترویج فرهنگ مبتذل جدی است. از ماهواره و انترنت و تلگرام گرفته تا مواد مخدر و تولید و قاچاق لباس های ضد دینی برای ترویج فرهنگ خود بهره می برد ولی ما در مبارزه با آنها هنوز به اجماع و اتفاق عملی دست نیافته وبا در حال تردید و تشکیک در مقولات فرهنگی با هم دیگر مقابله می کنیم. آنها مانند مار هزار سر و انسان هزار چِهره از هر لحظه و منفذی استفاده می کنند. ولی ما طوری عمل می کنیم که گویا دزدیده شدن لنگه کفشمان را از معتاد شدن یک جوان جدی گرفته ایم. بی حجابی زنان و دخترانمان که نشانه اعتلای پرچم بیگانه گان و اشغال روح و روا آنان است ، آنچنان کم اهمیت می پنداریم که انتقاد از آن ، خود منشأ صف آرائی مخالفین و موافقین می گردد. آنقدری که آنان برای کشف حجاب دخترانمان همت می کنند ما یک دهم آن را برای محجبه ساختن آنان همت نمی کنیم.

5- برخورد سیاسیِ جناحی محور ، تاکید می کنم برخورد سیاسی جناحی محور با مقوله فرهنگ نه تنها عرصه را بر فعالیت فرهنگی تنگ نموده است بلکه فرهنگ را خادم چنین سیاستی ساخته و چِهره معصومانه آن را مخدوش نموده است. این از عجایب روز گار است در حالی که حجاب بانوان جزو ضرورت دین است ، تار موی زنان و دخترانمان سیم ساز انگشنهای نوازندگان سیاست گردیده که طبق میل خود می نوازند و برای گرفتن رأی مردم به یک تار موی نیز رحم نمی کنند و سرنوشت فرهنگی مردم ، به توپ چوگان سیاستمداران حزبی و جناحی تبدیل شده است. هر روز ارزشها جابجا می شود که اگر منفعت و مصلحت جناحی اقتضاء کند ، معروف منکر و منکر معروف می گردد. از مداحان و هنر پیشه گان گرفته تا ورزشکاران ، برای جلب رضایت صاحب منصبان و بهره مندی از فیوضات و برکات آنان در وادی سیاست غلطیده ، برخی از آنان ، ارزشها و ضد ارزشها را ابزار برانگيختن خشم و رضایت سران احزاب سیاسی قرار می دهند.

 
طراح و برنامه نویس: اکین