حجاب و عفاف PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۵

 

 

کشف حجاب از منظر مقام معظم رهبري

مقام معظم رهبري (مدظله العالي)

تهاجم فرهنگي عليه ملت ما مشخصاً از دوران رضاخان شروع شد. البته قبل از او مقدمات تهاجم فراهم شده بود. قبل از او کارهاي فراواني کرده بودند و روشنفکرهاي وابسته را در داخل کشور کاشته بودند... ملت ايران بايد تاريخچه اين 150 - 200 سال اخير، از دوران اواسط قاجار و جنگهاي ايران و روس به بعد را بخوانند و ببينند چه حوادثي در اين کشور روي داده است. يکي از اين حوادث، ايجاد جريان روشنفکري وابسته است. ما نمي توانيم بگوئيم که در طول تاريخ ايران روشنفکر نداشته ايم. هميشه در همه عصرها و دورانها روشنفکرهايي بوده اند که جلوتر از زمان مي انديشيدند و حرکت مي کردند، اما زمانيکه غرب مسلط به تکنولوژي و علم، خواست در ايران پايگاه تسلط خود را مستحکم بکند از راه روشنفکري وارد شد. از طريق عناصر خود فروخته اي مثل ميرزا ملکم خان ها و تقي زاده ها اقدام کرد. جريان روشنفکري در ايران از دوران قاجار به بعد بيمار و وابسته متولد شد. متأسفانه چند نفري هم که آدمهاي سالم و خالصي بودند، بين آنها گم شدند. اين جريان از ابتدا وابسته بود. بعضي از آنها وابسته به روسيه بودند. مثل ميرزا فتحعلي آخوندزاده و بعضي ديگر وابسته به اروپا و غرب مثل ميرزا ملکم خان و امثال او. اين کارها قبلا در داخل ايران شده بود ولي اثر چنداني نداشت. کسي که در آن روز بزرگترين قدم را به نفع فرهنگ غرب و در حقيقت به نفع سلطه غرب و استعمار انگليس بر ايران برداشت، رضاخان بود. شما ببينيد در وضع امروز، اين چقدر رسوا است که يک پادشاهي يکباره لباس ملي يک کشور را عوض کند. شما به اقصي نقاط دنيا مثل هند که تشريف ببريد مي بينيد ملتها لباس ملي خود را دارند و به آن افتخار هم مي کنند و از آن احساس سرشکستگي هم نمي کنند ولي آنها آمدند يکباره لباس ملي اين ملت را ممنوع کردند. چرا؟ گفتند چون با اين لباس نمي شود عالم شد عجب! بزرگترين دانشمندان ايراني که آثار آنها هنوز در اروپا تدريس مي شود با همين فرهنگ و در همين محيط پرورش يافتند. مگر لباس چه تأثيري دارد؟ اين حرف و منطق مسخره اي است که مطرح کردند؟ آنها لباس يک ملت را عوض کردند، چادر زنها را از سرشان برداشتند و گفتند با چادر نمي شود زني عالم و دانشمند بشود و در فعاليت اجتماعي شرکت بکند. من سؤال مي کنم با برداشتن چادر در کشور ما زنها چقدر در فعاليت اجتماعي شرکت کردند؟ مگر در دوران رضاخان و پسرش فرصتي داده شد تا زنهاي ما در فعاليت هاي اجتماعي شرکت کنند؟ در دوران آنها نه به مردها فرصت فعاليت اجتماعي داده مي شد و نه به زنها، زنهاي ايراني زماني وارد فعاليت اجتماعي شدند و کشور را با دستهاي تواناي خود متحول کردند و مردهاي اين کشور را به دنبال خود به ميدان مبارزه کشيدند که چادر سرشان کردند و به ميدان آمدند. چادر و لباس چه تأثيري در عدم فعاليت زن يا مرد دارد؟ عمده اين است که دل اين مرد يا زن چگونه است. چگونه فکر مي کند. ايمان او چقدر است. روحيه اش چگونه و چه انگيزه اي براي فعاليت اجتماعي يا علمي دارد.

اين مرد قلدر نادان بي سواد يعني رضاخان آمد و خود را در اختيار دشمن قرار داد. يکباره لباس اين کشور را عوض کرد، بسياري از سنتهاي مردم را تغيير داد، دين را ممنوع کرد و کارهايي را با قلدري انجام داد که همه شما مي دانيد و چهره محبوب غرب شد آنهم نه آحاد مردم و افکار عمومي غرب بلکه محلول سلطه گران و سياستمداران غربي. تهاجم فرهنگي عليه اسلام و ملت ايران از آنجا شروع شد و شکلهاي گوناگوني هم پيدا کرد. اين تهاجم در دوران جديد خاندان منحوس پهلوي يعني در 30، 20 سال آخر حکومت آنها شکل خطرناکتري پيدا کرد حالا مجال توضيح آن نيست. (حديث ولايت، ج 8، ص 214 تا 219)

منبع: حريم ريحانه.

فهرست

 

 

کشف حجاب از منظر امام راحل

حضرت امام خميني (ره):

اگر خدا به داد اين ملت نرسيده بود خوابهايي بسيار وقيحانه براي ملت ديده بودند.

خدا مي داند که در کشف حجاب چه جنايتهايي اينها کردند، حتي به علماي بزرگ هم پيشنهاد مي کردند که شما مجلس بگيريد با خانم هايتان، با زنهايتان بياييد در مجلس... خدا مي داند که به اين ملت ايران چه گذشت. در اين کشف حجاب انسانيت را پاره کردند. آزادي زن در منطق شاه يعني به انحطاط کشيدن زن از مقام انساني او و در حد يک وسيله با او رفتار کردن... يعني پر کردن زندانها از زنان ايراني که حاضر نيستند به پستي هاي شاهانه تن بدهند. (حکايت کشف حجاب ج 1، ص 12 و 13 و 122 و 123 و 138)

نقشه اين بود که اين قشر مؤثر که از دامن آنها زنان و مردان مؤثر تربيت مي شوند طوري کنند که اطفال خودشان را از دامنهاي خودشان برانند و در جاهاي ديگر که اطفال در آنجا جمع مي شوند انباشته کنند و شما را از مهر مادري و آنها را از سرپرستي مادرانشان جدا کنند که اين افرادي که بايد در دامنهاي شما تربيت بشوند، از شما جدا بشوند و نتوانند براي کشور خودشان و براي اسلام عزيز عمل کنند. نقشه اين بود که با توطئه کشف حجاب مفتضح در زمان قلدر نافهم، رضاخان، اين قشر عزيز را که جامعه را بايد بسازند، تبديل کنند به يک قشري که فاسد کنند جامعه را و اين نقشه نه اختصاص به شما بانوان داشت بلکه جوانان مرد را هم همين طور بکشانند به مراکز فساد و آنطور که مي خواهند آنها را تربيت کنند که اگر چنانچه کشورشان بدست هر کس بيفتد بي تفاوت باشند. (حکايت کشف حجاب، ج 1، ص 139)

آنهايي که اينقدر قوه تميز ندارند که کلاه لگني را که پس مانده درگان اروپاست ترقي کشور مي دانند با آنها حرفي نداريم، و توقع آن را هم نداريم که آنها بپذيرند، عقل و هوش و حس آنها را اجانب دزديده اند کساني که اينقدر حس و شعور خود را در مقابل اجانب از دست داده اند که در وقت هم تقليد از آنها مي کنند ما با آنها چه بگوييم، همه مي دانند که ظهر تهران به تقليد اروپا بيست دقيقه قبل از نصف النهار خودش به رسميت شناخته شده (براي اطلاع از کم و کيف تغيير ساعت به تاريخ بيست ساله، حسين مکي مراجعه کنيد) و يکي تاکنون نگفته اين چه کابوسي است که اهل اين مملکت به آن دچار شدند. آن روز که کلاه پهلوي سر آنها گذاشتند همه مي گفتند مملکت بايد شعار ملي داشته باشد؛ استقلال در پوشش، دليل استقلال مملکت و حافظ آن است. چند روز بعد کلاه لگني گذاشتند سر آنها؛ يک دفعه حرفها عوض شد، گفتند ما با اجانب مراوده داريم بايد همه هم شکل باشيم تا در جهان با عظمت باشيم، مملکتي که با کلاه عظمت براي خود درست مي کند يا برايش درست مي کنند هر روزي کلاهش را ربودند، عظمتش را هم مي برند. در همه اين مراحل اجانب که نقشه هاي خود را مي خواستند عملي کنند و با کلاه گذاشتن سر شما مي خواستند کلاه را از سر شما بردارند، از دور با چشم استهزاء به شماها نگاه مي کردند و به کارهاي کودکانه شما مي خنديدند، شما با يک کلاه لگني دور خيابانها قدم مي زديد و با دخترهاي برهنه سرگرم بوديد و به اين وضع افتخار مي کرديد غافل از آنکه در سرتا سر کشور افتخارات تاريخي شما را بردند و در سرتا سر کشور منابع ثروت شما رفت و از دريا تا درياي شمال را زير پا درآوردند و با يک خطر سرتا سري (اشاره به خط راه آهن جنوب و شمال کشور) شما را به اين روز نشاندند.) (کشف الاسرار، امام خميني (رحمه الله عليه)؛ صفحات 223 و 224)

قبل از بيست ساله ي ديکتاتوري، نقشه هاي خود را نسبتاً با نزاکت و آرامش مي خواستند عملي کنند؛ با روزنامه ها و تبليغات که از قفقاز و کلکته و مصر مي آمد. (کشف الاسرار ص 330 و 331)

اين نقشه ها، نقشه هاي ساده اي نبود که با مغز تهي رضاخان طرح شده باشد بلکه يک حرکت جهاني استعماري در کشورهاي اسلامي بود، چنانکه نمونه هايي کاملا يکسان در کشورهايي نظير مصر، ترکيه، افغانستان و الجزاير مشاهده مي شود.

 

 

 

منبع: حريم ريحانه.

حجاب و عفاف در قرآن کريم

«يا ايها النبي، قل لازواجک و بنائک و نساء المؤمنين يدنين عليهنّّ من جلابيبهنّ ذلک ادني ان يعرفن فلا يؤذين و کان الله غفوراً رحيماً؛ اي پيامبر به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو روسري هاي بلند بر خود بيفکنند، اين عمل مناسب تر است، تا (به عفت و پاکدامني) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند و خداوند آمرزنده ي مهربان است» . (1) (سوره احزاب، آيه ي 59)

در اين نوشته، بر آنيم که آيه ي مورد نظر را مورد بررسي قرار داده و برخي از نکات پيرامون آن را که نتيجه ي مطالعه ي کتب تفسير ي مي باشد، به رشته ي تحرير درآوريم. شايسته ي يادآوري است که اين نوشته، قصد تفسير آيه را ندارد و تنها به بيان نکات اجمالي آن بسنده مي کند، اما پيش از طرح نکات، لازم است مفهوم حجاب بررسي گردد.

مفهوم حجاب

حجاب ، در لغت به معناي مانع و پرده و پوشش آمده است. حجاب، به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بعد ايجابي و سلبي است. بعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است و اين دو بعد بايد در کنار يکديگر باشند؛ تا حجاب اسلامي محقق شود. گاهي، ممکن است يک بعد باشد ولي ديگري نباشد که در اين صورت، نمي توان گفت که حجاب اسلامي محقق شده است.

اگر به معناي عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بناميم، حجاب مي تواند اقسام متفاوتي داشته باشد، از جمله حجاب ذهني، فکري و روحي، علاوه بر اين، در قرآن از انواع ديگر حجاب که در رفتار خارجي انسان تجلي مي کند، نام برده شده است، مثل حجاب و پوشش در نگاه که به مردان و زنان، در مواجهه با نامحرم توصيه شده است.

«جلابيب» جمع جلباب، به معناي مقنعه اي است که سر و گردن را مي پوشاند. (2) و يا پارچه ي بلندي است که تمام بدن و سر و گردن را مي پوشاند. (3) مرحوم امين الاسلام طبرسي، در «مجمع البيان» ، در ذيل آيه مي نويسد، «جلباب» عبارت از روسري بلند است که هنگام خروج از خانه، زنان به وسيله ي آن، سر و صورت خود را مي پوشانند ... مقصود اين است که با روپوشي که زن بر تن مي کند، محل گريبان و گردن را بپوشاند. با توجه به معاني جلباب و از جمله، اين معني که پارچه ي بلندي براي پوشيدن تمام بدن و سر و گردن است، در معناي امروزي، مي توان پوشش «چادر» را با «جلباب» همانند و مشابه در نظر گرفت و از آن جا که در اين آيه، به طور مشخص به استفاده ي زنان و دختران از جلباب اشاره شده است، مي توان نتيجه گرفت که طبق فرموده ي رهبر معظم انقلاب اسلامي، چادر به عنوان يک حجاب برتر مطرح شده است.

پوشش، معرف شخصيت و عفت زن مؤمن است و موجب مي گردد که افراد لاابالي جرأت نکنند به او جسارت کرده و به ديد شهوت و هوسراني به او بنگرند. اين آيه، بيان مي دارد: زنان مؤمن براي اين که مورد آزار افراد هرزه قرار نگيرند، به گونه اي خود را بپوشانند که زمينه اي براي بي حرمتي به آنها فراهم نگردد.

خداوند در اين فرموده اش، ابتدا فلسفه ي حجاب را تبيين مي کند و با تهديد و زور، دستور حجاب را مطرح نمي کند و سپس، به بيان الگوي عملي پوشش، يعني جلباب که پوشش خاص آن زمان بوده است، اشاره مي کند. در اينجا، مي توان نتيجه گرفت که براي ايجاد فرهنگ حجاب و پوشش مناسب در جامعه، بايد ابتدا پايه هاي اعتقادي و بينش افراد را نسبت به اين موضوع، محکم کنيم و اين، يعني نهادينه سازي باورهاي درست و فرهنگ سازي دقيق. بنابراين، تهديد و اجبار، هيچ گاه به عنوان اولين راهکار، اثر بخش نخواهد بود.

اين آيه، به پيامبر فرموده است که ابتدا، به زنان و دختران خود و بعد، به زنان مؤمن بگو که حجاب را رعايت کنند. يعني، در امر به معروف، اول از خودي ها و نزديکان شروع کنيم، سپس به سراغ ديگران برويم. همچنين در احکام الهي ، تفاوتي ميان همسران و دختران پيامبر، با ديگر زنان وجود ندارد . احکام ديني، بايد مورد توجه و استفاده ي همه قرار گيرد. (4)

هر پديده اي، آثار و پيامدهايي را به دنبال خواهد داشت. حجاب نيز، به عنوان يک راهکار عملي، آثار فردي و اجتماعي مختلفي را به دنبال خواهد داشت.

آثار و پيامدهاي رعايت حجاب

الف- آثار فردي

در خصوص آثار فردي رعايت حجاب، مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:

1. احترام به شخصيت زن، به واسطه ي رعايت حجاب، 2. مصونيت ارتباطات زن با مردان غريبه، 3. حفظ اعتقادات مذهبي براي افراد، 4. حفظ عفت زن و جلوگيري از فساد و ناهنجاري.

ب - آثار اجتماعي

آثار اجتماعي رعايت حجاب فراوانند که برخي از آنها عبارتند از:

1. سلامت نسل جديد جامعه، 2. پيشگيري از فساد اخلاقي، 3. مبارزه با مظاهر بي ديني، 4. حفظ کيان خانواده.

در اين نوشتار، آيه ي 59 سوره ي احزاب و نکات پيرامون آن را بررسي کرديم، اما در مورد انواع حجاب، با مطالعه ي کتب تفسيري و آيات قرآني ديگر، مشخص مي شود که انواع حجاب در قرآن، به سه بخش تقسيم شده است.

انواع حجاب قرآني

1. حجاب چشم

«قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم؛ اي رسول، به مردان مؤمن بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند» . (سوره ي نور، آيه ي 30)

«قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهنّ؛ اي رسول، به زنان بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند» . (سوره ي نور، آيه ي 31)

2. حجاب در گفتار

نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب گفتاري زنان در مقابل نامحرم است.

«فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض؛ زنها که نازک و نرم با مردان سخن نگوييد، مبادا آن که دلش بيمار (هوا و هوس) است، به طمع افتد» . (سوره ي احزاب، آيه ي 32)

3. حجاب رفتاري

نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه اي راه نروند که با نشان دادن زينت هاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند.

«و لا يضربن بارجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ؛ و آن طور پاي به زمين نزنند که خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود» . (5) (سوره ي نور، آيه ي 31)

از مجموع اين مباحث، به روشني استفاده مي شود که مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم، در خلال رفتارهاي مختلف آنها، مثل نحوه ي پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است.

بنابراين، حجاب و پوشش زن، به منزله ي يک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرمي است که قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند.

در انتها، اين نوشتار را با بيان سخناني از استاد شهيد «مرتضي مطهري» که در تبيين فلسفه ي حجاب در اسلام، تلاش علمي فراواني داشت، به پايان مي رسانيم: «عده اي مي گويند: چون حجاب، به معني پرده است، اسلام خواسته است زن باحجاب باشد، يعني همواره پشت پرده بوده و در عزلت و گوشه نشيني باشد، اما بايد بدانيم آنچه درباره ي پوشش زن است کلمه «ستر» به کار مي رود. پوشش زن، در اسلام آن است که در معاشرت با مردان، بدن خود را پوشانده و از جلوه گري، پرهيز کند» . (6)

پي نوشتها:

1. تفسير نور، ج 8.

2. مجمع البيان، ذيل آيه.

3. تفسير الميزان.

4. تفسير نور،ج 8.

5. الميزان، 19.

6. شهيد مطهري، مسأله حجاب، انتشارات صدرا.

فهرست

 

 

گوهر ناب

چکیده: فصل‌های این مقاله که درباره حجاب است به بررسی آن در اسلام، قرآن، آیین مسیح و نصرانی پرداخته است. بعضی از این فصل‌ها که جامعه کنونی به آن گرفتار است که یکی از این فصل‌ها به بررسی پوشش بانوان در زندگی امروزی و نظر معصومین را در این باره آورده شده است. یکی دیگر از این فصل‌ها در مورد عوامل بی‌حجابی است که باید به آن توجه داشت و می‌طلبد که مسئولین در این باره با جدیت کار کنند و این معزل را از کشور اسلامی و شیعه رهایی دهند.

مقدمه:

انسان فطرتی خداجو و دنبال رشد و کمال است و با شناختی نسبی از پروردگار عالم آوای عبودیت سر می‌دهد؛ و از روی میل و اشتیاق در برابر اوامر و نواهی الهی سرتسلیم فرود می‌آورد. البته به شرط آن‌که مورد تعلیم و تربیت صحیح دینی قرار گیرد. پوشیدگی زن یکی از احکام ضروری اسلام است که اگر به سبک منطقی و جامع به آن پرداخته شود از آن استقبال می‌کنند و از برکات فراوان حجاب بهره‌مند می‌شوند و از آفت‌های متعدد و زیانبار بی‌حجابی و بدحجابی مصون می‌ماند. امام امت (ره) این فریادگر بزرگ مظلومیت انسان به موضوع حجاب توجهی شگرف داشته و در بیانیه‌ها، سخنرانی‌ها زنان را به بازشناسی هویت اسلامی فراخوانده و عملاً جایگاه اصیل آنان را در اجتماع یادآوری کردند و با تعیین سالروز بزرگ بانوی بشریت حضرت زهرا (س) اسوه کامل عفاف، حیا و ایمان و در حضور در اجتماع به عنوان روز زن فرصتی را فراهم آورد تا اندیشوارن، عالمان و متفکران در این باره به کاوش و جستجو پرداخته و حقایق بیشتری را عرضه کنند. حجاب زن مایه مباهات زن است، حجاب سند شخصیت زن است نه وسیله‌ی عقب ماندن او در اجتماع، حجاب حریم مقدس و قلعه آرامش زن است. رسم است که هر چیز با ارزش را پنهان دارند تا از دستبرد نااهلان مصون باشد. ای زن تو نیز باحجاب باش تا اسرار وجودیت از ارزش نیفتد. امید است با خواندن این مقاله، باارزش اخلاقی و تربیتی و انتخاب بهترین راه، انسانی با شخصیت و مسلمانی کامل باشیم و رضایت حضرت ولی‌عصر ارواحنا فداه را فراهم نماییم و خدای نکرده مایه ننگ و غم و اندوه آن عزیز مهربان نگردیم.

فصل اول:

حجاب

پیشینه‌ی حجاب:

پوشش دینی بانوان از اختراعات آیین اسلامی نیست بلکه ریشه در تاریخ دارد. به گفته ویل دورانت: (قوم یهود و ایرانیان قدیم، حجاب را برای بانوان یک نوع کرامت و شرافت، و از واجبات دینی می‌دانستند) اسلام، پوشش و حجاب را برای شبه‌جزیره عربستان به ارمغان آورد. هم‌اکنون در اسرائیل، بسیاری از بانوان قوم یهود با پوشش کامل به مدرسه و دانشگاه می‌روند، ولی در فرانسه و ترکیه به جرم‌داشتن حجاب، زنان از تحصیل باز داشته می‌شوند، درحالی که از نظر منشور جهانی هر انسانی در اتخاذ عقیده، شغل، مسکن و نوع لباس، آزاد است. هر کشوری لباس ملی خاصی دارد که هر انسانی حرمت آن را پاس می‌دارد و کسی حق تعرض و مزاحمت ندارد درحالی که برخی از حکومت‌های غربی، چادر و یا پوشش اسلامی را که هیچ‌گونه ضرر و زیانی ندارد، برنمی‌تابند. اما در مقابل برهنگی و خودآرایی زنان را که باعث تهییج شهوات و ناهنجاری‌های اجتماعی و اخلاقی و ناامنی‌هاست، مورد تشویق قرار می‌دهند. بی‌بند و باری و مفاسد اخلاقی و جنسی در این کشورها به حدی است که برخی از دختران غربی برای حفظ امنیت خود، به سیاه‌پوستان پناه می‌برند.

حجاب و حدود آن در اسلام

واژه حجاب و مشقات آن هفت‌بار در قرآن کریم تکرار شده و در تمام موارد به معنای پرده و مانع است.

حجاب از نظر لغت، در معانی گوناگونی به کار رفته است:

1 پرده، چادر، روپوش، روبند، آنچه با آن چیزی را بپوشانند.

2 پرده حایل میان قلب و شکم.

3 غروب خورشید در تاریکی نیز، در حجاب قرارگرفتن تعبیر شده است.

اما به کارگرفتن کلمه (حجاب) درخصوص پوشش بانوان، یک اصطلاح تازه و جدید است. در قدیم مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه «ستر» که به معنی پوشش است به کار رفته است. فقها چه در کتاب الصوه‌ی و چه در کتاب النکاح کلمه «ستر» را به کار برده‌اند نه کلمه «حجاب» را. بهتر این بود که این کلمه عوض نمی‌شد و ما همیشه همان کلمه «پوشش» را به کار می‌بردیم، زیرا چنانکه گفتیم معنی شایع لغت «حجاب» پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می‌شود به اعتبار پشت‌پرده واقع‌شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. (1)

فلسفه‌ی حجاب:

تردیدی نیست که حجاب و پوشش زن یکی از احکام ضروری اسلام به شمار می‌رود.

قرآن مجید درباره این امر مهم می‌فرماید: (یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا)؛ «ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب ها (روسری‌های بلند) خود را بر خویش فروافکنند. این کار برای این‌که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است و خداوند همواره غفور و رحیم است».پوشش سابقه‌ای به اندازه حیات بشریت دارد و غیر از پیروان یکی از مکاتب که بر لزوم برهنه زیستی پای می‌فشارد همه بشریت به نوعی رعایت می‌کنند.

درباره اهمیت و فلسفه حجاب اشاره به چند نکته حائز اهمیت است:

1- کاهش خطا و خطر: مصونیت زن در برابر طمع‌ورزی هوس‌بازان از ثمرات آشکار رعایت حجاب است.

2- حفظ احترام: اگرچه رعایت حجاب، از یک سو به مردان کمک می‌کند که به طور ناخواسته، و خارج از چارچوب‌ها، عواطف و احساسات خود را هزینه نکنند. اما بیش از آن به خانم‌ها کمک می‌کند به طور ناخواسته و خارج از چارچوب‌ها، وسیله لذت‌انگاری قرار نگیرند و شخصیت و احترام آنان خدشه‌دار نگردد.

3- نشاط و رغبت: احکام الهی بیش از آن‌که به محدودیت لذت‌ها بیانجامد به ماندگاری لذت‌ها و پایداری نشاط و خوشی‌ها می‌انجامد از این‌رو اگرچه حجاب از یک‌سو برای خانم‌ها محدودیت است و موجب خستگی و زحمت می‌باشد اما از سوی دیگر اوج احساسات را سالم نگه می‌دارد و عاطفه‌ها و محبت‌ها را در کانون گرم خانواده متمرکز می‌سازد و زن و مرد را از بی‌تفاوتی نسبت به همدیگر در نظام خانواده نجات می‌دهد و این بحرانی است که هم‌اکنون دامنگیر جوامع غربی شده است به طوری که در هنگام برپایی کانون خانواده که براساس عشق و محبت باید تحکیم شود و مهم‌ترین ابزار آن میل جنسی نسبت به یکدیگر است این میل رو به افول گذاشته و بنیان خانواده‌ها را متزلزل ساخته است. (2)

4- مبارزه با نفس: میل به خودنمائی و جلوه‌گری به مصالحی در سرشت زن، نهفته است که باید در مسیر درست و هدفی و الابکار گرفته شود. بی‌گمان این گرایش در وجود زن اگر همچون سایر میل‌ها به درستی به کار گرفته شود، ثمرات مطلوبی خواهد داشت و در جهت کمال او کارآمد خواهد بود و در مسیر فراهم‌آوردن محیطی مناسب همراه با زندگیش، سودمند خواهد شد. چرا که هیچ گرایشی درونی بدون جهت در جان انسان به ودیعت نهاده نشده است. اما اگر این گرایش مرزی نداشته باشد و خودنمائی و جلوه‌گری همواره و در همه‌جا نمو داشته باشد، قطعاً فسادآفرین خواهد بود و در ایجاد زمینه‌های ناهنجاری در جامعه تأثیر خواهد کرد، پوشش را می‌توان مهم‌ترین عامل تعدیل این میل دانست. زیبایی برای زن، سرمایه است اما باید بجا مصرف شود و زکات جمال حفظ عفاف و پوشش است. مانندسازی جمال زن به سرمایه، نشانگر آن است که از یک‌سوی سودمند و کارآمد است و از سوی دیگر کنترل‌شدنی و تعدیل‌یافتنی می‌باشد و اشاره است به این‌که در صورت مرزشکنی، فتنه‌انگیز و فسادآفرین خواهد بود.

5- جواز حضور در اجتماع: بدون هیچ تردیدی اندام زن به ویژه اگر به آرایه‌ها و پیرایه‌هایی، آراسته گردد هیجان بار و هوس‌آفرین است. از سوی دیگر زن، بخش عظیمی از نیروی انسانی یک جامعه را تشکیل می‌دهد و در ابعاد مختلف فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی می‌تواند نقش‌آفرینی عظیمی داشته باشد. اسلام با طرح پوشش زن در حقیقت جواز حضور در اجتماع او را رقم زده است و با دستورات حکیمانه و راهگشایی که در چگونگی منش و روش او ارائه داده از یک سوی این نیروی عظیم را از تباهشدن و در گوشه‌ای بی‌هدف و اثرماندن نجات داده و از سوی دیگر جلو فسادگستری و ناهنجاری‌های ناشی از اختلال‌های مرد و زن را گرفته است. همه آحاد جامعه در مقابل سلامت نفسانی جامعه مسئولند و مسئولیت مهم‌تر در این باره بر دوش خانم‌هاست. دقت در آن‌چه گفتیم بی‌پایگی تفکر هوس آلودانی را که حجاب را حصار تلقی کرده وبرای آزمندی‌های خود، زن را برای شکستن به اصطلاح حصار دعوت می‌کنند، روشن می‌شود و به خوبی دانسته می‌شود که حجاب عملاً عامل مهمی است درجهت آزادی زن نه اسارت او مهم این است که تلقی ما از آزادی دقیقاً روشن باشد.

6- ایجاد امنیت: جامعه موظف است امنیت را در ابعاد مختلف برای افراد فراهم سازد بخش عمده‌ای از این مهم به عهده زن است که با حفظ پوشش به این امر جامه عمل بپوشاند. اگر این حریم دریده شود ضمانتی برای سلامتی شخص وجود ندارد، زن چون از این حصار منیع درآمد، در معرض ضربات دیده‌های آلوده و قلوب منحرف قرار می‌گیرد و آرامش خود را از دست داده و نهایتاً نجات از تلاطم امواج بلا را نامعلوم می‌سازد. در سایه رعایت عفاف، زن با شهامت هر چه تمامتر به وظیفه خود مشغول شده و خطری از ناحیه اجتماع متوجه وی نمی‌شود بدین سان با قاطعیت تمام معتقد هستیم که پوشش، امنیت زن را در جامعه فراهم می‌سازد و در حریم پوشش است که می‌توان با خیالی آسوده به جامعه آمد و به فعالیت پرداخت و در سنگر حجاب، حضور عینی خود را در ابعاد مختلف اجتماع، تحقق بخشید. (3)

حجاب در آئین مسیح و نصرانیت

تمام آیات «تورات و انجیل که درباره حجاب آورده شده مورد توجه و دقت مفسرین قرار گرفته و مسائلی را مطرح ساخته‌اند که بسیار جالب می‌باشد از جمله: در آیات 3 الی 17 باب 11 رساله اول» پولس خطاب به قرنایتان چنین آمده است: اما می‌خواهیم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن و مرد، و سر مسیح خدا. هر مردی که سر پوشیده عبادت یا ندبه می‌کند سر خود را رسوا می‌نماید. اما هر زنی که سر برهنه دعا یا ندبه کند سر خود را رسوا می‌سازد که چنین است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی‌پوشد موی سر را نیز می‌برد و اگر زن را موی‌چیدن یا تراشیدن قبیح است باید بپوشد... از این‌جهت زن می‌باید پوشش بر سر داشته باشد به سبب فرشتگان آیا شایسته است که زن ناپوشیده دعای خدا بکند و اگر زن موی دراز دارد، زینت است که موی به جهت پرده بدو داده شده است. پولس در رساله خود به قرنایتان تصریح می‌نماید: چون زنان بی‌حجاب به کلیسا می‌رفتند، مارپولس آنان را نهی کرد تا موجبات هیجان شهوت و پریشانی حواس را کاهش داده باشد و این که سر تراشیدن را با سر برهنه داشتن برابر شمرده، کنایه‌ای از عدم امکان تساوی مرد و زن در بسیاری از موارد از جمله- سربرهنه‌کردن است و در ضمن چون تراشیدن نشانی از توهین و تحقیر گناهکاران است که در کیفر خواستشان به چنین رسوایی محکوم می‌باشند، خواستند. سر برهنگی زن را تحقیر و توهین نمایند. مفسرین انجیل گویند: این‌که گفت، سر هر مرد مسیح است و سر زن و مرد و سر مسیح خدا، مراتب بزرگی را نشان داده و محفوظ می‌دارد که رئیس مسیح، خداست و رئیس مؤمن، مسیح و رئیس مومنه شوهرش، و تنها سر زن می‌تواند برای شوهرش مکشوف بماند و حتی برای پیامبر نه. ضمن این مباحث و آثار پی می‌بریم که در آئین مسیح روی مسأله حجاب عنایت داشته‌اند و مورد توجه بوده است، حتی زمانی که دین مسیح تعریف شد و تعلیمات آن مورد تهاجم سوء قرار گرفت، رهبران دین مسیح باز روی مسأله حجاب تأکید داشتند، تا آن‌جا که این رهبران برای حفظ سیاست رهبری خود و تحکیم مبانی رهبانیت دیدند. اگر زن در پوشش باقی نماند، چون تنها وسیله عیش و کامرانی و شهوت انگیزی است و به علاوه که خود زن دارای احساسات سریع التأثیر است زودتر گرفتار احساسات شهوت و غضب و جنایت قرار می‌گیرد. خوشگذرانی کامجویی، عیش و نوش جز با زن مفهومی ندارد لذا آن‌ها زن را به پوشش رهبانیت موظف نمودند که زن مسیحی باید پوشیده باشد و عموم زنان هم از آنان تبعیت نمودند. زن مسیحی باید با روزه لب و دهان و چانه و مو و بدن را بپوشاند تا از دستبرد چشمگیر شهوت دیگران مصون بماند در نهایت این پوشش به قدری افراطی شد که زنان را از خانه‌داری دور ساخت و از ازدواج محروم نمود و آن مقدار حظ و نصیب طبیعی را هم از آن‌ها ممنوع ساخت. ریاضت و ترک‌دنیا زنان مسیحی را در حجاب نگاه داشت. (4)

نظر دو مرجع بزرگ مسیحیت درباره حجاب:

کلمنت و ترتولیانوس می‌گویند: زن باید کاملاً در حجاب و پوشیده باشد الا آن‌که در خانه باشد، زیرا فقط لباسی که او را می‌پوشاند می‌تواند از خیره‌شدن چشم‌ها به سوی او مانع گردد. زن نباید صورت خود را عریان ارائه دهد تا دیگری را با نگاه‌کردن به صورتش و ادار به گناه نماید. برای زن مؤمن عیسوی در نظر خداوند پسندیده نیست که به زیور آراسته گردد و حتی زیبایی طبیعی آن باید با اختفا و فراموشی آن، از بین برده شود. زیرا برای بینندگان خطرناک است. درست‌کردن موی سر و آرایش آن و تنظیم آن‌ها در آیینه فقط از خصوصیات زنانی است که شرم و حیاء را از دست داده‌اند. (5) بنابراین در آیین مسیحیت از یک سو مواجهیم با قداست و تقدیس زن و از سویی با تحقیرها و توهین‌ها از یک طرف همه فرشتگان را به صورت زن مجسم کرده‌اند. با این‌که علم الادیان جنسیت خاص و مادی بودن فرشتگان را نفی می‌کند. از طرف دیگر برای نجات زن‌ها از زیر بار ستم مردان آن‌ها را در دیرها پناه داده و دیر نشینی و رهبانیت زنان را صلاح دیده است. ولی از دیدی دیگر آنان را بعدها برای خدمت به مسیحیت خوانده‌اند و بعدها دیرها مرکز آلودگی فحشاء شد و به کاباره‌ها و فحشاخانه‌های بزرگ تبدیل شدند که تمام مردان و زنان بدون هیچ ممنوعیتی با هم وارد آن‌جا می‌شدند و هزاران تخم فساد و آلودگی با خود در جامعه می‌پراکندند، که این مراکز به مرور زمان از غرب به شرق هم سرایت کرد و مانند یک بیماری مسری تمام جوامع را فرا گرفت.

تاریخ مبارزه با حجاب در ایران

همان‌طور که می‌دانید زنان ایرانی در طول تاریخ پاسدار فرهنگ عفت و حیا بوده‌اند و حجاب را به عنوان انسانی همیشه حفظ کرده‌اند. با این‌حال در اواخر دوره قاجاریه بر اثر نفوذ دولت‌های استعماری در دستگاه حکومت، زمزمه‌های بی‌حجابی آغاز شد و پس از برقراری مشروطیت، صحبت از رفع حجاب به میان آمد و تفکر آزادی زن به سبک غربی به تدریج توسعه یافت سپس با اعلام رسمی رفع حجاب در 17 دی ماه سال 1314 شمسی از سوی رضاخان، حجاب در بین تمام زنان ایرانی ممنوع شد و این ممنوعیت تا سال 1320 که همزمان با برکناری رضاخان از حکومت ایران بود ادامه پیدا کرد. پس از رضاخان نیز مخالفت با حجاب ادامه پیدا کرد گرچه محمدرضا نتواست مانند پدرش با آن قاطعانه برخورد کند و به ظاهر زنان را در انتخاب پوشش آزاد گذاشت، ولی از راه تهاجم فرهنگی بر ضد حجاب با آن مبارزه کرد تا سرانجام با لطف و یاری خداوند در سال 1357 شمسی، انقلاب اسلامی ملت بزرگ ایران به این حکومت شیطانی خاتمه داد و زنان مسلمان کشورمان دوباره چون سابق، سنگر دار سنگر حجاب شدند.

بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) در این باره می‌فرماید: شما (زنان) را رژیم سابق نشناخته بود گمان می‌کرد که بانوان ایران مثل همان چندنفر یا عده‌ی معدود منحرفین است و این‌ها همه به دست آن‌ها می‌شود که انحراف پیدا کند لیکن بانوان محترم ایران ثابت کردند که دستخوش این‌طور توطئه‌ها نشده‌اند و نمی‌شوند و ثابت کردند که در دژ محکم عفت و عصمت هستند و جوانان صحیح و نیرومند و دختران عفیف و متعهد به این کشور، تسلیم خواهد کرد و هیچگاه در آن راه‌هایی که قدرت‌های بزرگ برای تباه‌کردن این کشور پیش آنان گذاشته بود نخواهد رفت. (6)

حضرت امام درباره‌ی واقعه‌ی کشف حجاب می‌فرماید:

در زمان رضاخان که شاید اکثر شما یادتان نباشد، ما شاهد چه صحنه‌هایی بودیم، در همین قم و نسبت به بانوان محترم این قم و در همه شهرها نسبت به بانوان محترم شهرها. این به تبع از کسانی که تعلیم به او می‌دادند به اسم کشف حجاب، هتک حرمت اسلام، هتک حرمت مومنین، هتک حرمت بانوان ما را چقدر اذیت کرد چقدر پاره‌کردن چادرهای آن‌ها را، چقدر به یغما بردند چادرها و روسری‌های آنان را ما شاهد این‌ها بودیم و شما شاهد این پسر بودید که به اسم تمدن بزرگ با این مملکت چه کرد. (7)

آثار حجاب:

حجاب همانند هر عمل دیگری آثار و خواصی دارد که آن‌ها را مورد بحث قرار می‌دهیم.

1- موفقیت‌های معنوی:

زن پوشیده از بین خود و خدا، خدا را برگزیده است و از بین احکام دین و خواسته‌های نفس به احکام دین روکرده است. چنین انتخابی به روحیه، تفکر و عمل او حال و هوای دیگری می‌بخشد و به پوشش او معنا می‌دهد و آن را عمل منطقی، خدا پسندانه و در راستای حرکت‌های تکاملی او قرار می‌دهد که به زیبائی‌های درونی او تجلی بخشیده است.

پوشیدگی زن نمود بارز تقوای اوست و او را از آثار تقوا برخوردار می‌سازد.

قرآن کریم فرموده است:

ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر خداترس و با تقوا باشید خدا به شما فرقان (تمییز حق از باطل و راه سعادت از شقاوت) می‌بخشد و گناهان شما را می‌پوشاند و شما را مورد آمرزش قرار می‌دهد و خداوند دارای فضل و رحمتی بزرگ است. وقتی زن تقوای جنسی را مراعات کند و خود را از نامحرم بپوشاند وعده‌های الهی که برای پرهیزکاران داده شده است درباره‌ی او محقق می‌گردد، از تشخیص حق و باطل برخوردار می‌شود. (8)

2- احترام:

اصولاً غلبه بر هواهای نفسانی و گذشت از لذت‌های حرام به انسان هیبت و وقار می‌بخشد. حجاب زن جهاد اکبر اوست که در ورای آن نفس امّاره‌ی به زانو درآمده است. از این‌رو پوشیدگی زن از بعد عرفانی بلندی برخوردار است. این حقیقت را همه می‌دانند و حتی دانشمندان غیرمسلمان به آن اذعان کرده‌اند که حجاب به زن هیبت و وقار می‌بخشد و او را شایسته‌ی احترام دیگران می‌سازد. زنان خودنما مطلوبیت جنسی دارند اما محبوبیت ارزشی از آن زنان پوشیده است. به طور کلی نوع نگاه گفتار و برخورد مردان با زنان از دو ماهیت متفاوت برخوردار است. برخورد با زنانی که از جلوه‌گری یا پوشش ناقصی برخوردارند برخورد شهوی، تفریحی و ظاهری است، اما برخورد با زنان پوشیده برخوردی همراه با احترام و تکریمی قلبی است. (9)

3- مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب:

غرب که خود در آتش فساد و تباهی می‌سوزد و می‌رود تا به انهدام کامل برسد سعی جدی در به تباهی‌کشاندن بشر دارد تا همانند غریقی دیگران را با خود همراه سازد و به اهداف شوم استعماری خود نیز دست یابد. حجاب ستیزی از اهداف مهم تهاجم فرهنگی غرب است. پوشش دینی همواره مورد هدف‌های تیرهای زهراگین فرهنگی دشمنان اسلام بوده است. آن‌ها در برداشتن خاکریز بزرگ حجاب جدیت کامل داشته‌اند. زیرا پوشش دینی سدی بزرگ در برابر تهاجم فرهنگی غرب است که آن‌ها را از نیل به مطامع فرهنگی و اقتصادی خود ممنوع می‌سازد. اگر قلعه مستحکم حجاب زن مسلمان فتح شود راه بردگی جامعه اسلامی هموار می‌گردد زنان پوشیده هرگز خود را پایگاه استعمار نمی‌کنند بلکه به عنوان نیروهای مسلح فرهنگی سدی مستحکم در برابر آنان پدید می‌آورند به گونه‌ای که می‌توان گفت پوشش دینی پادزهر تهاجم فرهنگی غرب است. زن پوشیده به نوعی محرومیت را به استعمارگران تحمیل می‌کند پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی که در سال 1357 تحقق یافت مرهون حرکت گسترده زنانی بود که با بر خورداری از پوشش اسلامی به ویژه چادرهای مشکی که چون زره‌ای محکم بر تن کرده بودند و به میدان مبارزه آمده بودند. در این تظاهرات میلیونی یک زن بی‌حجاب به چشم دیده نمی‌شد.

نکته عرفانی: خواهرم حجاب اسلامی حضور حماسی زن در جامعه است که قلب استعمارگران از هیمنه‌اش در بیم و هراس است چرا که پوشش دینی آئینه‌ی تمام نمای عصیان و تسلیم است. (10)

4- کاهش مفاسد:

مقایسه آمار جنایات جنسی در فصل تابستان و زمستان و جوامع غربی و اسلامی که زنان از پوشیدگی بیشتری بر خوردارند نشان می‌دهد که پوشیدگی زنان نقش مؤثری در کاهش مفاسد اجتماعی دارد. زیرا بسیاری از مفاسد اجتماعی به شهوات جنسی مربوط می‌شود که با پوشیدگی زن زمینه آن‌ها از بین می‌رود وقتی چشم‌ها نبینند و دل‌ها نخواهند تحریکات جنسی، هیجانات و عشق‌های کاذب نیز از میان می‌روند و سلامت اخلاقی بر اجتماع حاکمیت می‌یابد. زن و مرد همانند دو سیم برق می‌مانند که نبود عایق در بین آن‌ها سبب بروز آتش‌سوزی‌های اخلاقی می‌گردد و آتش آن بسیاری از ارزش‌ها را محو می‌گرداند و حجاب عایقی است که از این جاذبه‌ها و آتش‌سوزی‌ها پیشگیری می‌کند.

5- آرامش و امنیت مردان:

نفس آدمی دریائی از خواستنی‌هاست. زمانی که به چیزی تمایل ندارد آرامش بر آن حاکمیت دارد و چون به آن رغبت کند همانند دریا طوفانی می‌شود و تنها رسیدن به خواسته‌ی او می‌تواند جزر و مد این دریای طوفانی را آرام کند. مادامی که بانوان خود را به طور کامل از دید چشم‌های حریص مردان می‌پوشانند دریای نفس آن‌ها آرام است. اما وقتی خود را به نمایش می‌گذارند چشم آن‌ها می‌بیند و دل آن‌ها هوس می‌کند و آرامش درونی و امنیت آن‌ها به هم می‌ریزد؛ و از این جا معلوم می‌گردد که زنان جلوه‌گر چه اندازه در ایجاد اضطراب‌های روحی و نابسامانی‌های درونی مردان جامعه نقش دارند.

نکته عرفانی: خواهرم اقیانوس دل مردان ساحل ندارد و از ژرفائی مهیب برخوردار است پس مبادا آن را به موج آوری که در ناآرامی آن خطرها نهفته است که بین زنان و مردان تقسیم می‌شود پس با پوشیدگی خود آرامش مردان را پاس‌دار تا خود در آرامش بمانی. (11)

حجاب دختر مسلمان آمریکایی

دکتر مرتضی آقا تهرانی تعریف می‌کند که: وقتی در مؤسسه‌ی اسلامی نیویورک مشغول فعالیت بودم روزی دختر جوانی آمد که می‌خواست مسلمان شود گفتم: برای پذیرش اسلام، ابتدا باید خوب تحقیق کنید بعد اگر به این نتیجه رسیدید که دین اسلام دین حق است، می‌توانید مسلمان شوید. او رفت و شروع به مطالعه کرد. در این بین چندین بار دیگر به من مراجعه کرد و در نهایت با ناراحتی گفت: «اگر مرا مسلمان نکنید، من می‌روم و در وسط سالن فریاد می‌زنم و می‌گویم: من مسلمانم!» گفتم حالا که در پذیرفتن اسلام مصمّم شده‌اید فردا که روز میلاد است بیایید تا در طی مراسمی تشرف شما انجام شود. روز بعد در بین مراسم گفتم این خانم می‌خواهد امروز به دین مبین اسلام مشرف شود. یکی از حضار گفت: لابد این دختر عاشق یک پسر مسلمان شده و چون دین ما اجازه ازدواج او را نمی‌دهد می‌خواهد به صورت صوری مسلمان شود. گفتم: از صراحت لهجه شما متشکرم! ولی این‌طور که شما گفتید نیست زیرا او در مورد حقانیت اسلام مطالعه گسترده‌ای داشته است و به عنوان مثال در عقاید اسلامی چیزی به نام «بداء» هست که می‌دانم هیچ‌کدام از شما چیزی از آن نمی‌دانید ولی این دخترخانم می‌داند. به هر حال او در آن مراسم مشرف به اسلام شد. خانواده‌ی وی مسیحی بودند با دیدن حجاب او، شروع به آزار و اذیّت او کردند. این آزار واذیّت روزبه روز بیشتر می‌شد به‌حدی که مجبور شدم با «آیت‌الله مظاهری» تماس گرفته و جریان را با ایشان در میان گذارم. ایشان فرمودند: آیا احتمال خطر جانی وجود دارد؟ گفتم: بی‌خطر هم نیست. فرمودند پس شما به ایشان بگویید روسری خود را بردارد. ماجرا را به آن خانم ابلاغ کردم و گفتم: می‌توانید روسری خود را بردارید. او پرسید: آیا این حکم اولیه است یا حکم ثانویه است و به خاطر تقیه صادر شده است؟ گفتم: نه حکم ثانویه است و به خاطر تقیه صادر شده است. گفت: اگر روسری خود را برندارم و به خاطر حفظ حجابم کشته شوم آیا من شهید محسوب می‌شوم؟ گفتم: بله. گفت: والله روسری خود را برنمی‌دارم هرچند در راه حفظ حجابم جانم را از دست بدهم. البته بعد از این ماجرا خانواده‌ی او نیز با مشاهده‌ی رفتار بسیار مؤدبانه دخترشان از این خواسته صرف‌نظر کردند. (12)

حجاب از نظر قرآن

قرآن حجاب را در سه مرحله تقسیم‌بندی می‌کند:

1- حجاب در مرحله‌ی اول فارق و ممیز است میان عاقل و غیرعاقل. اگر انسان به این مرحله عمل نماید یک درجه از عالم حیوانی نجات می‌یابد و به مقام و مرتبه‌ی انسانی می‌رسد. حجاب در این مرحله عبارت است فرو پوشاندن دیده از آن‌چه روا است، و پوشاندن عورت. انسان دیوانه و حیوان عاجزند و نمی‌توانند به این دو حکم عمل نمایند، زیرا به جهت عدم عقل، دو چیز از او سلب شده: یکی «ادراک حسن و قبح اشیاء» و دیگری «عدم توانایی بر کف نفس و مهارنمودن اراده». این مرحله از حجاب که از نشانه‌های عقل است و در میان مردم به حیا و عفت معروف است اختصاص به زن ندارد و مردان در این حکم شریکند. در واقع این حجاب مانع از گلاویز شدن انسان در هنگام تحریک غریزه است به خلاف حیوانات که رادع و مانعی در این جهت برای آنان وجود ندارد. خداوند سبحان در قرآن ابتدا مردان را مکلف به این مرحله از حجاب نموده و آنگاه زنان را قرآن می‌گوید: «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُن» ای پیامبر به مردان بگو دیده‌های خود را از آن‌چه ناروا است بپوشانند؛ و عورت‌های خود را حفظ کنند که این کار برای آنان پاکیزه‌تر است. همانا خداوند به آن‌چه که می‌کنند آگاه است؛ و به زنان مؤمن بگو چشمانشان را فرو گیرند و عورت‌های خود را حفظ کنند. (13)

2- قرآن مرحله دوم حجاب را چنین مطرح می‌کند:

«وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَی عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون» : ای پیامبر به زنان مؤمن بگو: زینت خود را ظاهر نسازند، مگر آن‌چه قهراً ظاهر می‌شود و روسری‌های خود را بر گریبانشان بزنند، و زینتشان را هویدا نکنند، مگر برای شوهران یا پدران، یا پدرشوهران، یا پسران یا پسر شوهران، یا برادران، یا پسر برادران، یا پسر خواهران، یا زنان، یا بردگان ملکی، یا مردان از کارافتاده و پیری که احتیاج به زن ندارد، یا اطفالی که نسبت به عورت‌ها و امور جنسی زنان بی‌خبرند. زنان طوری به زمین پای نکوبند که زینت آلات پنهانشان آشکار شود و همگی به سوی خدا آیید و توبه کنید ای مومنان، شاید که رستگار شوید. یک زن با ایمان می‌تواند یک عمر از محرمات مثل شراب، قمار، زنا اجتناب کند، لیکن، نمی‌تواند یک عمر صورت و کفین خود را نامحرم بپوشاند به طوری که هیچ نامحرمی او را ندیده باشد. ظاهر معنای آیه این است که اگر وجه کفین خود به خود ظاهر شود مورد عفو است نه این‌که وجه کفین را عمداً و اختیاراً اظهار کرد و بیرون آورد. (14)

3- مرحله سوم حجاب را آیه قرآن این‌گونه بیان می‌کند:

«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا»

ای پیامبربه همسرانت و دخترانت و زنان مومن بگو پوشش‌های بزرگ (چادر) را به خود نزدیک سازند که این کار نزدیک‌تر است از این‌که شناخته شوند، تا مورد اذیّت و آزار جوانان قرار نگیرند و خدا آمرزنده و مهربان است. از این آیه مبارکه استفاده می‌شود که زن باید طوری صورت خود را بپوشاند که کسی او را به وسیله صورت نشناسد. (15) ام سلمه از زنان بزرگوار پیامبر اسلام می‌گوید: هنگامی که آیه حجاب نازل شد (که زن‌ها باید روسری بلند و چادر را بر خویش فروافکنند) زنان انصار از منزل بیرون آمدند درحالی که عبا (و چادر مشکی) بر سر داشتند. ازاین حدیث چنین استفاده می‌شود که چادر مشکی امروز لباس بیرون از منزل زنان با شخصیت و باتقواست در صدر اسلام هم حجاب زنان پاکدامن بوده است. (16)

 

 

 

گرايش به معنويت و نياز انسان معاصر به «عفاف و حجاب»

چکيده: گرايش به معنويت در جامعه، مخصوصاً جوانان امروز پررنگ تر است. بشر براي گريز از فضاي پراضطراب زندگي ماشيني در پي يافتن فضايي امن و با نشاط بوده و همين امر سبب شده تا مسير دين و معنويت را انتخاب کند.انسان ها با همه پيشرفت هاي مادي به نوعي از زندگي پر آشوب، مأيوس کننده و نگران کننده مبتلا شده و نياز دارند تا از تکيه گاهي اميدبخش و اطمينان آور برخوردار باشند و چاره اي ندارد جز آنکه خود را به خدا عرضه کرده و کمبودهاي فکري، روحي و رواني خود را از اين رهگذر جبران کنند. از نتايج گرايش انسان به معنويت عفاف و حجاب است که دو ارزش واقعي براي تمامي انسان ها به ويژه دين باوران پاک سيرت محسوب مي شود.

عفاف و حجاب برگرفته از اعتقادات ناب ديني و باورهاي پاک الهي است و انسان معاصر به اين دو ويژگي نياز دارد.

مقدمه: اگر انسان در مسائل دين شناسي به گونه ي افقي بينديشد و همه مسائل را بر اساس روال مادي و عادي تبيين کند و منطقه ادارک و انديشه او خيال و وهم باشد، يا هرگز گرايش به دين ندارد يا گرايش او کمتر است. از اين رو ممکن است اين نوع دين داري زوال پذير باشد. اما اگر بر اساس سير عمودي و با ديد الهي دين را بررسي کند و دريابد که حقيقت دين از نزد خدا آمده است و منطقه انديشه و ادراک او به سمت عقل باشد گرايش و اشتياق او به دين بيشتر مي شود.

گرايش به معنويت باعث تعالي انسان به سوي کمالات و بهره گيري او از دو گوهر گرانقدر عفاف و حجاب مي شود، زيرا براي دوري از آلودگي و ايمني از فرو رفتن در ورطه ي فساد و تباهي داشتن عفاف و حجاب را براي خود يک نياز تلقي مي کند.

مطالعه ي تاريخ حيات بشر در دورترين زمان هاي ذکر شده همراه با نشانه هايي از تمسک هميشگي انسان به حفظ پاکي و احترام به عفت و پاکدامني است. مراجعه به وجدان، گوياي فطري بودن عفت طلبي انسان مي باشد؛ يعني خداوند متعال، پاک بودن و پاک زيستن را در سرشت و نهاد بشر به وديعت گذاشت. در واقع عفت و حيا و حجاب زن تدبيري است که او با نوعي الهام، براي گران بها کردن خود و حفظ موقعيتش در برابر مرد به کار مي برد.

زن خوب مي داند که خداوند او را مظهر معشوقيت قرار داده است. بر همين اساس زن با عفت و حجاب بهتر مي تواند مرد را مجذوب خود کند و با متانت و وقار بر احترام خويش بيفزايد.

کساني کوشيده اند از طريق فاصله انداختن ميان ارزشها با روش تحقق عيني آنها، ميان حجاب با عفاف را تفکيک نموده و حجاب را غير ضروري مي خوانند و حفظ عفت را بدون حجاب نيز ممکن مي دانند، در حالي که حجاب و پوشش نشانه ي عفاف و تنها يک تکليف و نشانه ي يک خصلت انساني است و اين دو به هم وابستگي عميقي دارند.

در اين نوشتار، موضوع عفاف و حجاب که بازتابي از گرايش به معنويت و نياز انسان معاصر است از زواياي مختلف مورد تحقيق و بررسي قرار گرفته و بر اساس متون ديني نقش آن در جنبه هاي مختلف زندگي انسان مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.

معنويت در انسان

علت اصلي گرايش انسان به دين در بخش اعتقاد و انديشه، بايد عقل و فطرت باشد. از اين رو انبياء و پيامبران الهي مبعوث شده اند تا گنجينه هاي عقول بشري را شکوفا و حق ميثاق فطرت را از انسان مطالبه کنند. در بخش عمل بايد انگيزه و علت گرايش انسان به دين جلب رضاي خداي سبحان باشد، زيرا خداوند همواره با انسان است و بر او احاطه دارد.

بنابراين بايد مهم ترين و اصلي ترين عامل گرايش به دين در بعد انديشه، عقل و فطرت باشد و در بعد انگيزه جلب رضاي خدا، انگيزه هاي ديگر مانند عوامل رواني يا اقتصادي، عوامل فرعي است که زمينه ساز و علت عمده ي گرايش و پذيرش دين در انسان است و در اصل پذيرش دين نقش ندارد.

انسان معاصر از جنبه هاي مختلفي به عفاف و حجاب نياز دارد از جنبه هاي اجتماعي، موجب حفظ نيروي کار و فعاليت اجتماع مي گردد و باعث استواري و استحکام جامعه مي شود زيرا کشانيدن تمتعات جنسي از محيط خانه به اجتماع، نيروي کار و فعاليت اجتماع را ضعيف مي کند. از جنبه ي خانوادگي سبب تحکيم روابط افراد خانواده و برقراري حميّت کامل بي زوجين مي شود و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب مي گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود. از جنبه ي رواني و بهداشت رواني اجتماع کمک مي کند و باعث مهار شدن غريزه ي جنسي مي شود زيرا نبودن حريم ميان مرد و زن و آزادي معاشرتهاي بي بند و بار، هيجانها و التهابهاي جنسي را فزوني مي بخشد و تقاضاي جنسي را به صورت يک عطش روحي و يک خواست اشباع نشدني در مي آورد و اين موجب ناآرامي در رفتار و درون انسان مي شود. غريزه ي جنسي غريزه اي نيرومند و دريا صفت است و هرچه بيشتر اطاعت شود، سرکش تر مي شود همچون آتش که هرچه به آن بيشتر خوراک بدهند، شعله ورتر مي شود.

در اين عصر «ارتباطات و تکنولوژي» با واگذاري امور زندگي به رايانه ها و دست يابي بشر به انرژي هاي نوين، بيم آن مي رود که انسان در گذار از زندگي سنتي به روش مدرن و صنعتي کم کم جايگاه اثرگذاري و موعظه ي فعال به سوي اثرپذيري و انفعال پيش رود، به طوري که در بعضي مواقع، هويت و مسئوليت خويش را به فراموشي سپارد و همانند ابزاري در دست سامان دهندگان نظم نوين جهان در آيد که در نتيجه تمام ارزشهاي فطري و اخلاقي بي رنگ شود و جامعيت شريعت اسلام به دست حيلت ورزان نوين و دگر انديشان به بازي گرفته شود و موجب گسترش انحرافات شود به همين سبب زنان با پوشش خود بايد مانع انحرافات شوند. اينکه پوشش فقط به زنان اختصاص يافته به اين علت است که ميل به خودنمايي و خودآرايي بر طبق طبيعت و سرشت انسان مخصوص زنان است.

اين زن است که به حکم طبيعت خاص خود مي خواهد دلبري کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه خود اسير سازد، بنابراين انسان معاصر به عفاف و حجاب نيازمند است تا از پيشروي و شعله ور شدن هوا و هوس جلوگيري شود. زيرا در جامعه اي که زنانش با حجاب صحيح و پوشش کامل رفت و آمد کنند، جوانان هم با خاطري آرام به کار خود مشغول مي شوند و دور از هر گونه تحريک بي جا و خيال خام، در زمان مناسب با رضايت و خرسندي به تشکيل خانواده علاقمند مي شوند و ازدواج مي کنند.

تحليل واژه عفاف و حجاب

در تحليل واژه عفاف ابتدا معناي لغوي آن را مورد بررسي قرار مي دهيم.

معناي لغوي: عفاف با فتح حرف اول، از ريشه «عفت» است و راغب اصفهاني در مفردات خود، عفت را معني مي کند: « عفت، پديد آمدن حالتي براي نفس است که به وسيله آن از افزودن خواهي شهوت جلوگيري مي کند.»( 1) پايه عفاف، خويشتن داري است و رد پايي از جنسيت يا اختصاص خاص (زن) در معني لغوي عفاف وجود ندارد.

معناي عرفي

در ادب پارسي، «عفاف» از نظر معنا و گويش، تفاوت يافته است.

در لغت نامه ي دهخدا چنين آمده است: « عفاف: پارسايي و پرهيزگاري، نهفتگي، پاکدامني، خويشتن داري.»( 2)

دکتر معين در فرهنگ فارسي معين آورده است: «عفاف: پارسايي، پاکدامني، در تداول غالباً به کسر اول تلفظ مي کنند.»(3) بنابراين در گويش فارسي، عفاف به کسر اول به معني «پاکدامني» به کارمي رود.

مفهوم حجاب

در فرهنگ معين آمده است: « حجاب: پرده، نقابي که زنان چهره خود بدان پوشانند روبند.» (4) حجاب به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بعد ايجابي و سلبي است. بعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبي آن، حرام بودن خود نمايي به نامحرم است و اين دو بعد بايد در کنار يکديگر باشند، تا حجاب اسلامي محقق شود. گاهي، ممکن است يک بعد باشد ولي ديگري نباشد که در اين صورت، نمي توان گفت که حجاب اسلامي محقق شده است.

حجاب مانع ظاهري است که چون صدف، گوهري گرانسنگ را در آغوش خود حفظ مي کند و نشان از بهار والا و خيره کننده آن دارد(5) و عفاف حالتي دروني و نفساني است که از پيشروي اميال نفساني جلوگيري مي کند.(6) اين دو ويژگي برگرفته از اعتقادات اصيل الهي است که يکي «پوشش ظاهري» است و ديگري که «پوشش باطني»؛ «نماد بيروني» در ديدگان افراد جامعه دارد و چون شعاري روشنگر، همگان را به راستي و پيراستگي فرا مي خواند و ديگر «نمود دروني » در سازماندهي و مديريت چشم و گوش و دل و ديده دارد تا هر يک را در عرصه صحيح خود به کار گيرد و در مرزهاي ممنوع الهي متوقف سازد.

بصيرت دروني و آگاهي انسان او را به حقيقتي نهفته در فطرت او فرا مي خواند و آن «مصون ماندن از گزند نگاه هاي هدف دار و مسموم و حوادث بعدي آن» خواهد بود. از اين رو پروردگار حکيم، حکمت حجاب و پوشش و عفت را، ايمني از اذيت و آزار نااهلان و سلامت از خطرات گوناگون بيان مي کند: «ذلک ادني ان يومن فلا يؤذين.»(7) تحقيقات برخي انديشمندان نيز بيانگر اين حقيقت است که مردان و پسراني که از کنار يک زن عفيف و پوشيده عبور مي کنند در وجود خود ناخودآگاه احساس نوعي شرم و حياي دروني مي نمايند. به طوري که اين حالت آنان را از نگاه بد يا سخن نادرست باز مي دارد. بدين خاطر پاره اي از جوانان، احساس خويش هنگام روبه رو شدن با دختران با حجاب را برابر با عبور از کنار مادر يا خواهر خود مي دانند و هرگز اجازه کوچکترين حرکت ناشايستي به خود نمي دهند.

افزودن بر اين حالت، حجاب - به ويژه چادر مشکي - نوعي هيبت خاص به دختران و زنان مي دهد که بسان خاکريزي بلندقامت و استوار، عبور از آن بسي مشکل خواهد بود. و از سوي ديگر نوعي احساس حقارت در مقابل بانوان به افراد ناصالح دست مي دهد که راه هر گونه سخن و عملي به روي آنان بسته مي شود. زيرا انسان هاي با حجاب با پوشش خود نوع تفکر خويش را عرضه مي کنند و بدين وسيله حريّت و آزادگي خود را اظهار مي نمايند که اين خود نوعي قداست و ارزش در فکر و انديشه افراد ايجاد مي کند، گر چه ديگران افرادي دين باور و معتقد نباشد. از اين رو انسان هاي دقيق و فهيم - که گاه خود، هيچ گونه پايبندي به ارزش هاي اصيل دين ندارند- به هنگام ازدواج به دنبال همسري با حجاب، پوشيده و عفيف بوده تا از گذشته او اطمينان و نسبت به آينده وي، احساس آسودگي خاطر داشته باشند.

پس، گسترده ي معارف ناب الهي در وجود زنان و دختران ما، جلوه اي ظاهري به نام «حجاب» و شعاعي باطني به نام «عفاف» خواهد داشت.

تفکيک عفاف از حجاب

حجاب ارتباط بنيادي با عفاف داشته و نمي شود کسي طرفدار حيا و عفاف باشد ولي با اصل پوشش مخالف باشد، پوشش اسلامي کاملترين گونه رعايت عفاف است. اگر بين حجاب و عفاف جدايي اندازيم دو مشکل عمده رخ مي نمايد(8):

1- جدايي بين حجاب و عفاف تا کجا مي تواند پذيرفتني باشد؟ ملاک و معيار تبيين اين جدايي و اندازه و شکل رعايت پوشش براي حفظ عفاف چه چيزي خواهد بود؟ و نيز مي پذيريم که ممکن است افراد عفيف و پارسا باشند اما حجاب را به گونه اي که مورد توصيه شارع است دارا نباشند ولي به اين امر بايد توجه کرد که اين جدايي تا کجا مي تواند ادامه يابد.(9)

2- با پذيرفتن جدايي عفاف از حجاب تنها دليل لزوم حجاب بر زنان هرزگي و هوسبازي مردان خواهد بود: «اگر زنان بدون حجاب، عفيف و پاک هستند، آيا مردان نيز چنين اند و هوسبازي نمي کنند و از هرزگي دست برنمي دارند؟(10)

حجاب و پوشش ظاهري يکي از علامت ها و نشانه هاي عفاف است و بين مقدار عفاف و حجاب، رابطه تأثير و تأثر متقابل وجود دارد. بعضي نيز رابطه ي عفاف و حجاب را از نوع ريشه و ميوه دانسته اند؛ با اين تعبير که حجاب، ميوه ي عفاف و عفاف ريشه ي حجاب است. برخي افراد ممکن است حجاب ظاهري داشته باشند ولي عفت و طهارت باطني را در خويش ايجاد نکرده باشند. از سوي ديگر افرادي ادعاي عفاف کرده و با تعابيري مثل «انسان بايد قلب پاک داشته باشد.» خود را سرگرم مي کنند. چنين انسانهايي بايد در قاموس انديشه ي خود اين نکته ي اساسي را بنگارند که درون پاک، بيروني پاک مي پروراند و هرگز قلب پاک موجب بارور شدن ميوه ناپاک بدحجابي نخواهد شد.

حجاب و عفاف منشأ فرهنگ و ادبيات است زيرا همه زيبايي و شکوه تمدن و فرهنگ انسان را در يک کلمه مي توان خلاصه کرد و آن عشق است. زبان عاشقان، زبان شعر است که چون دل پر سوز عاشق، درون سوز است. زبان سرخ آتشين که تن نمي شناسد و سر بر باد مي دهد ولي مهربان و ترحم برانگيز است و حتي دل معشوق سنگ دل را مي سوزاند و به تحسين وا مي دارد. اين بلنداي شکوهمند و فرهنگ و ادب شرقي، عرفاني و ايراني، دست مايه يک نسل سرافراز اصيل، خويشتن دار و متمدن است که از منظر عفاف به يکديگر مي نگريستند. زن در حشمت و جلال مي زيسته و مرد همواره در پي اين حشمت و جلال مي رفته است که به سادگي و آساني دست يافتني نبوده است. کمتر بازيچه دست هوسران مردان بوده و بيشتر ارزش و اعتبار داشته است. زن بدون حجاب و عفت، اين جمال مرموز و شاعرانه را از کف مي دهد و به زباله داني شهوت مردان بي اصول بدل مي گردد، مرداني که نه شاعر، بلکه تبهکارند. پوشش، معرف شخصيت و عفت زن مومن است و موجب مي گردد که افراد لاابالي جرأت نکنند به او جسارت کرده و به ديد شهوت و هوسراني به او بنگرند.

عفاف و حجاب دو خصلتي است که مورد پذيرش تمامي انسان بوده و هست. و انسان هاي بزرگ و اديان آسماني نيز بدان توصيه کرده اند. در شريعت اسلام نيز بر آن تأکيد فراوان شده است. همين خصلت انسان يکي از فلسفه هاي اصلي پوشش آدمي بوده است(11) . حجاب به شکل و قالب و نوع و چگونگي پوشش برمي گردد. تفاوت باطن و ظاهر يا روح و جسد و يا گوهر و صدف را مي توان به عنوان تمثيل در اين زمينه به کار برد.(12)

وقتي زن پوشيده و سنگين از خانه بيرون رود و جانب عفاف و پاکدامني را رعايت کند افراد فاسد و مزاحم جرأت نمي کنند متعرض آن شوند. زن به خاطر عصمتي که دارد و ميراث دار پاکي مريم است، نبايد بازيچه هوس و آلوده به ويروس گناه گردد. گوهر عفاف و پاکي، کم ارزشتر از طلا و پول و محصول و باغ و وسايل خانه نيست. دزدان ايمان و غارتگران شرف فراوان هستند.

سادگي و خامي است که کسي خود را در معرض ديد و تماشاي نگاههاي مسموم و چشمهاي ناپاک قرار دهد و به دلبري و جلوه گري بپردازد و خيال کند بيماردلان و رهزنان عفاف را به وسوسه نمي اندازد و از زهر نگاهها و نيش پشه هاي شهوت در امان مي ماند.

کساني که از جماعت رسوا نگريزند، رسواي جماعت مي شوند. آن که کودک عفاف را جلوي صدها گرگ گرسنه مي برد و به تماشا مي گذارد، روزي هم پشت ديوار ندامت، اشک حسرت بر دامن پشيماني خواهد ريخت، در آخرت هم در آتش بي پروايي خود خواهد سوخت. از اول نبايد به پاي بيگانه اجازه ورود به مزرعه نجابت داد که بوته هاي نورس عصمت و عفت را لگدمال کند ولي گريه بي حاصل است و بي ثمر، وقتي که شاخه شکست و گل چيده شد. زن به خاطر ارزش و کرامتي که دارد بايد محفوظ بماند و خود را حراج نگذارد و در بازار سودا گران شهوت، خود را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند نفروشد.

حجاب در قرآن کريم

براي ايجاد فرهنگ حجاب و پوشش مناسب در جامعه، بايد از ابتدا پايه هاي اعتقادي و بينش افراد را نسبت به اين موضوع محکم کنيم و اين يعني نهادينه سازي باورهاي درست و فرهنگ سازي دقيق، بنابراين تهديد و اجبار، هيچ گاه به عنوان اولين راهکار، اثربخش نخواهد بود.

آثار و پيامدهاي رعايت حجاب:

الف- آثار فردي:


در خصوص آثار فردي رعايت حجاب، مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:

1- احترام به شخصيت زن به واسطه ي رعايت حجاب.

2- مصونيّت ارتباط زن با مردان غريبه.

3- حفظ اعتقادات مذهبي براي افراد.

4- حفظ عفت زن و جلوگيري از فساد و ناهنجاري.

ب- آثار اجتماعي.

آثار اجتماعي رعايت حجاب فراوانند که برخي از آنها عبارتند از:

1- سلامت نسل جديد جامعه

2- پيشگيري از فساد اخلاقي

3- مبارزه با مظاهر بي ديني

4- حفظ کيان خانواده


انواع حجاب قرآني

1- حجاب چشم: « اي رسول به مردان مؤمن بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند.» (نور- 30). «به زنان بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند»(نور- 31)

2- حجاب در گفتار: « زنهار که نازک و نرم با مردان سخن نگوييد، مبادا آن که دلش بيمار (هوا و هوس) است به طمع افتد. (احزاب -32)

3- حجاب رفتاري: «به زنان دستور داده شده است به گونه اي راه نروند که با نشان دادن زينت هاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند.

از مجموع اين مباحث به روشني استفاده مي شود که مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم، در خلال رفتارهاي مختلف آنها مثل نحوه ي پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است. بنابراين حجاب و پوشش زن به منزله يک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرمي است که قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند.

عفاف در قرآن

در قرآن چهار بار از ريشه عفاف استفاده شده است:

1- سوره بقره- آيه 273: « نا آگاه گمان مي برد که اينان توانگرند زيرا عفاف مي ورزند» در اين آيه، کنش بزرگ منشانه، عفاف، خويشتن داري، عزت نفس و امتناع از دست نياز دراز کردن است.

2- سوره نساء- آيه 6: درباره شناخت زمان رشد و بلوغ يتيمان، به سرپرستان سفارش مي کند که «از دست يازي به اموال يتيمان خودداري کنند و عفاف ورزند.» اين آيه نيز خويشتن داري را عفاف خوانده است.

3- سوره نور- آيه 32: «و کساني که اسباب زناشويي نمي يابند، پاکدامني ورزند تا آنکه خداوند از بخشش خويشتن توانگرشان گرداند.» در اين آيه خويشتن داري (استعفاف) را به رام کردن قوه جنسي اطلاق فرموده است.

4- سوره نور- آيه 60: «و زنان يائسه اي که اميد زناشويي ندارند، گناهي نيست که جامعه هايشان (چادر) را فرو گذارند به شرط آنکه زينت نمايي نکنند و اگر پاکدامني بورزند و (چادر فرو نگذارند) بهتر است و خداوند شنواي داناست.»

علي (ع) در اهميت عفاف مي فرمايد: « العفاف زهاده» (عفاف زهد ورزي و خويشتن داري است.) (13) و «العفه تضعف الشهوه» (خويشتن داري شهوت را ناتوان مي سازد.) (14)

پي نوشت ها:

1. اصفهاني، راغب 1373، معجم مفردات الراغب، نشريه بينات، ص350.

2. دهخدا، علي اکبر، 1372، لغت نامه، جلد 10، دانشگاه تهران، ص14081.

3. معين، محمد 1385، فرهنگ معين، انتشارات امير کبير، جلد 2، ص 2319.

4. همان منبع، ص1340.

5. اصفهاني، راغب، 1373، معجم مفردات الراغب، نشريه بينات، ص108.

6. همان، باب العين، ص339.

7. جوادي آملي، 1379، زن در آئينه جلال و جمال، مرکز نشر اسراء، ص 425.

8. مطهري، مرتضي، 1373، مسئله حجاب، انتشارات صدرا، ص52.

9. همان منبع، ص 55.

10. مطهري، مرتضي، 1373، مسئله حجاب، انتشارات صدرا، ص57.

11. مهريزي، مهدي، 1379، حجاب، ناشر جوانه رشد، ص39.

12. مطهري مرتضي، 1373، مسئله حجاب، انتشارات صدرا، ص52.

13. محمدي ري شهري، محمد، 1376، ميزان الحکمه، ج6، انتشارات دارالحديث، ص 359، ح 1224.

14. همان منبع، ج 6، ص363، ح 12861.

 

 

 


حجاب و سلامت فردی و اجتماعی

«حجاب» واژه‏ای است عربی، به معنای پرده، پوشش، وسیله پوشش، حایل و... .

در زبان فارسی نیز برای کلمه حجاب، معانی ذیل را آورده‏اند:

پرده، ستر، نقابی که زنان چهره خود را بدان پوشانند، روی‏بند و چادری که زنان سر تا پای خود را بدان پوشانند. حجاب در معنای اصطلاحی« پوشش مخصوص زنان» است، ولی گاهی هم به معنای پرده و حاجز می‏آید.

حجاب در قرآن

خدا ستوده به قرآن که زن بپوشد رخ

دری که بسته از او شد، که فتح باب کند؟

کسی که نام تمدن برد چرا شب و روز

برای رفع حجاب این قدر شتاب کند؟

کسی که پرده ندارد به فکر پرده دری است

هوای فتنه و آشوب و انقلاب کند

سیدمحمد نطنزی طباطبایی

مهم‏ترین دلایل شرعی وجوب پوشش دینی، آیه‏های سوره نور و احزاب است؛ خدای تعالی در سوره نور، آیه 31 فرموده است:

به مردان مؤمن بگو که چشم‏های خود را فرو پوشند و دامان خویش را نگاه دارند، این عمل برای ایشان پاکیزه‏تر است؛ همانا خداوند به آنچه انجام می‏دهند آگاه است و به بانوان باایمان بگو چشم‏های خود را فرو پوشند و عورت‏های خود را از نگاه دیگران پوشیده دارند و زینت‏های خود را جز آن مقداری که ظاهر است، ننمایند و زینت‏های خود را آشکار نسازند، مگر برای محارم نسبی و سببی.

آشکار کردن زینت‏ها در یکی دیگر از آیه‏های قرآن نهی شده است:

وَ قَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ اْلأُولی. (احزاب: 33)

در خانه‏های خود قرار گیرید و همانند دوره جاهلیت پیشین آرایش و خودنمایی نکنید.

البته ناگفته نماند که نمایش آرایش و زیورهای زن، تنها در برابر نا محرم آثار ناگواری را در پی دارد و چنانچه برای همسر انجام شود، کار پسندیده‏ای خواهد بود.

آن ماه دو هفته در نقاب است

یا حوری دست در خضاب است

آن وسمه ابروان دل‏بند

یا قوس قزح بر آفتاب است

فردوسی

پایه‏های حجاب

1. ایمان به خدا و آخرت

ایمان به خدا و ترس از آخرت، از مهم‏ترین پایه‏های حجاب به شمار می‏رود؛ زیرا حجاب، لباس اهل ایمان است. امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام فرموده است: « انسان به سبب ایمان، بر عمل‏های شایسته رهنمون می‏گردد».

ز پرده برون کس ندیده مرا

نه هرگز کس آوا شنیده مرا

فردوسی

2. آگاهی

شناخت سیمای وجودی زن، حقیقت حجاب و فلسفه و آثار آن، از جمله پایه‏های مستحکم پوشش دینی است. وقتی یک زن به این پرسش درونی خود که چرا باید پوشیده باشم جواب دهد، پایه اعتقادی حجاب دینی در درون او شکل می‏گیرد و این آگاهی، به عمل او معنا و ارزش و دوام می‏بخشد.

برای مثال: اگر انسان به فواید باران آگاهی نداشته باشد، باریدن باران را جز گل شدن زمین و ایجاد مشکلات نمی‏پندارد که موجب رکود فعالیت‏ها، محدودیت در بیرون رفتن از منزل و مانند آنها می‏شود، ولی وقتی بداند که نتیجه باران، سرسبزی و طراوت زمین، حیات جنگل‏ها، رشد و تغذیه موجودات زنده و آثار فراوان دیگری است، به بارش باران مشتاق می‏شود.

حجاب زن ز کجا سد باب معرفت‏است

ز رفع پرده چه معلومی اکتساب کند

ز رو گشادن زن‏ها چه معرفت خیزد

به جز مبادی اخلاق را خراب کند

حجاب، بهر مسلمان و اهل ایمان است

کسی که این دو ندارد چه احتجاب کند

سید محمد نطنزی طباطبایی

3. تقو

پرهیزکاری، یکی دیگر از پایه‏های حجاب اسلامی است. تقوای آدمی ضامن اجرای احکام خداست و تا این پایه استوار در قلب انسان شکل نگیرد، لباس ایمان آراسته نخواهد شد.

در قرآن کریم آمده است:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقانًا وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ. (انفال: 29)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اگر خدا ترس و باتقوا باشید، خدا برای شما تشخیص( حق از باطل و سعادت از شقاوت) را قرار می‏دهد و گناهان شما را می‏زداید و شما را می‏آمرزد و خداوند دارای فضل و رحمتی بزرگ است.

ای که هست از صدف عفت و عصمت گهرت

مفکن پرده عصمت ز رخ چون قمرت

آیت الله العظمی گلپایگانی(رحمت الله علیه)

حجاب، عاملی برای ازدواج‏های مشروع

با رعایت حجاب ، ازدواج صورت مشروع به خود می‏گیرد. این‏گونه ازدواج‏ها پیوند زن و شوهر را محکم می‏سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می‏شود که در نتیجه، کانون خانواده گرم‏تر می‏شود، در حالی که بدحجابی و بی‏حجابی و آزادی بدون قید و بند، به فرو پاشی کانون خانواده می‏انجامد؛ زیرا در این حالت اساس خانواده بر روی غریزه جنسی پایه‏گذاری می‏شود و پس از مدتی که این غریزه فروکش می‏کند، مسائلی دیگر از جمله عدم توافق اخلاقی، مشکلات خانوادگی و... بروز می‏کند و در نتیجه به طلاق و آوارگی فرزندان منجر می‏شود و اساسا این نوع زندگی‏ها و روابط زناشویی دوامی نخواهد داشت.

حجاب، سدی در برابر امیال هوس‏بازان است و در نتیجه مشوق جوانان به ازدواج، در حالی که بی‏حجابی و بی‏عفتی، سبب گریز جوانان از ازدواج می‏شود که به شیوه‏های مختلف از زیر بار آن شانه خالی می‏کنند؛ زیرا مانعی برای رسیدن به خواسته‏های غیراخلاقی خود نمی‏بینند.

بر دانه‏های دام به حسرت مکن نظر

این دانه جز برای فریب و شکار نیست

پرهیز مکن که هر که در اینجا اسیر شد

او را امید چاره و راه فرار نیست

خانم همایون فیض ربانی، متخلص به هم

آمارهای قطعی و مستندی موجوداست که با افزایش برهنگی در جهان، طلاق و از هم‏گسیختگی زندگی زناشویی به طور مداوم بالا رفته است، چرا که «هر آنچه دیده بیند دل کند یاد» و هر چه «دل»؛ یعنی هوس‏های سرکش بخواهد، به هر قیمتی که باشد به دنبال آن می‏رود و به این ترتیب، هر روز دل به دلبری می‏بندد و با دیگری وداع می‏گوید.

در محیطی که حجاب و موازین دیگر اسلامی رعایت می‏شود، احساسات و عشق و عواطف همسران مخصوص یکدیگر است، ولی در بازار آزاد برهنگی که عملاً زنان به صورت کالای مشترکی برای تماشا درآمده‏اند، دیگر قداست پیمان زناشویی مفهومی نمی‏تواند داشته باشد و خانواده‏ها، همچون تار عنکبوت به سرعت متلاشی می‏شوند و کودکان، بی‏سرپرست می‏مانند.

حجاب و عفت زنان، عامل استواری خانواده و اجتماع

بر اساس نظام تکوین، غریزه خودآرایی و جلوه‏نمایی برای استحکام خانواده در سرشت هر زن تعبیه شده است، آن‏گاه خداوند با الهام درونی و فرستادن پیامبران و نازل کردن کتب آسمانی، روش صحیح بهره‏مندی از این دو غریزه را به او نشان داده و او را آگاه کرده است که مکان خودنمایی با آرایش، محیط داخلی خانواده و محل پوشش واحتجاب، خارج از خانه و در برابر بیگانگان است.

پوشش زن سبب می‏شود که استفاده‏های جنسی، محدود به محیط خانواده شود که در این صورت، حفظ اجتماع و استفاده کامل از نیروی فعال آنان را در پی دارد. در حالی که وجود زنان بی‏حجاب و بدحجاب که دل مردان سست‏اراده و کم‏ایمان را می‏ربایند و با حرکات و آرایش خود همه نظرها را متوجه خودشان می‏سازند، به رکود فعالیت‏های اجتماعی و عدم موفقیت در مراحل گوناگون کمک می‏کند و در نهایت به پاشیدگی و تیرگی کانون خانواده می‏انجامد.

کاشکی پرده براندازد از آن منظر حسن

تا همه خلق ببینند نگارستان را

سعدی

غیرت نسبت به ناموس

اما تسحیون و لا تغارون، نسائکم یخرجن الی الأسواق و یزاحمن العلوج.

آیا شما (مردان)، حیا نمی‏کنید و غیرت نمی‏ورزید، زنانتان به بازارها می‏روند و مزاحم بیماردلان می‏گردند.

;ای پری‏روی بنه چادر عصمت به سرت

وی سیه موی، مران پرده عصمت ز برت

همچو گل باز مکن غنچه‏ات، ای مایه ناز

که خزان آید و ریزد همه برگ و برت

حالیا بکری و پاکی و منزه چون گل

وای از آن روز، نمایند به نوع دگرت

کاظم لاکانی

حجاب، مایه آرامش خانواده

حجاب، عاملی بسیار مهم و تأثیرگذار برای حفظ آرامش و صفا و صمیمیت در زندگی خانوادگی است. حجاب برای این است که زندگی‏ها از هم نگسلد و مردان به زنان و دختران پاکدامن و عفیف، نگاه آلوده نکنند و اساس خانه و خانواده را ویران نسازند.

همچنین عاملی است در جهت حفظ پاکی نسل و اینکه فرزند، پدر و مادر معین و متعهدی داشته باشد و از تربیت و محبت پدر و مادر خود برخوردار باشد، از طرفی حجاب می‏تواند راهکاری باشد بر تسلط معنوی زن بر مرد.

حجاب، وسیله حفاظت

در صورت حفظ ارزش حجاب، مردان فقط در محیط خانوادگی از همسران قانونی خود کام‏جویی می‏کنند؛ زیرا زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانواده کام‏یاب سازند، منع شده‏اند.

این محدودیت و در واقع مصلحت خداوندی، به یقین نتایج خوبی را در بر خواهد داشت؛ همچون:

1. تأمین بهداشت روانی: وقتی بین زن و مرد حریمی وجود نداشته باشد، به طور قطع هیجان‏ها و التهاب‏های جنسی افزون می‏شود و تقاضای شهوی به‏صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی درمی‏آید.

2. گرمی و دوام خانواده: اگر زن و شوهر از هرگونه کام‏جویی نامشروع جنسی چشم بپوشند و مرد چشم به زن دیگری نداشته باشد، زن نیز در صدد تحریک و جلب توجه کسی جز شوهر خود نباشد، کانون خانواده گرم و پرشکوه خواهد شد.

حجاب نشانه متانت و عفت

برای حفظ امنیت و صفا و پایداری خانواده، زن و شوهر هر یک وظایفی دارند:

زن وظیفه دارد جمال و زیبایی خود را از نامحرمان بپوشاند و طنازی و دلبری نکند و به این ترتیب، امانت و وفاداری و علاقه خود را نسبت به شوهرش اثبات کند.

مرد هم وظیفه دارد وفادار باشد و از زنان نامحرم و بیگانه به کلی چشم بپوشد و اگر هم ناخودآگاه و بی‏اختیار چشمش به زنی افتاد، فورا دیده بربندد و چشم فرو گیرد؛ زیرا پی‏گیری نگاه و نگاه‏های پی در پی آتش هوس و شهوت را برمی‏افروزد و همین موجب انحراف می‏شود.

نگاه پی در پی، زهرآلود است و چشمه زلال و باصفای زندگی خانوادگی را کدر و مسموم می‏کند. این نکته را نیز نباید از نظر دور نگه داریم که رعایت حجاب و متانت اسلامی در برابر خویشاوندان واجب و عدم رعایت آن گناه است و چه بسا موجب ناراحتی زن و شوهر از یکدیگر شود و از صفا و محبتی که بین آنهاست، بکاهد. پس چه خوب است که به این سخن از پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله توجه کنیم که می‏فرماید: « هر لباسی که بدن زن را بپوشاند، باعث آمرزش و رحمت حق‏تعالی خواهد شد.» و چه زیبا در جایی دیگر فرمود: «زن، زیباروی و محبوب است، هر کس او را گرفت و با او ازدواج کرد، باید او را بپوشاند».

از عفت و شرف همه جا گفت‏وگو مکن

هر دامنی که لایق این افتخار نیست

با دامن ملوثِ آلوده خو مکن

آلوده را به نزد کسی اعتبار نیست

مفروش عفت و شرفت را به سیم و زر

پایان این معامله جز انتحار نیست

خانم همایون فیض ربانی، متخلص به هم

سعادت زن و شوهر در سایه حجاب

اسلام می‏خواهد زن برای شوهر و فرزندانش باشد، ولی دیگران می‏خواهند زن برای همگان باشد و هیچ‏کس برای او نباشد. دنیای استعمار روز، این‏همه بدبختی را از آنجا برای زن شروع می‏کند که حجاب را از سر او بردارد و او را از محیط امن بیرون کشد و او را آرایش‏دوست و مدپسند سازد و در معرض دیده‏های پلید قرار دهد.

اینان بانویی را که اسلام از او می‏خواهد احترام و شخصیت خود را نگاه دارد تا فردی برای خواستگاری خدمتش برسد، مجبور می‏سازند در مکان‏هایی چون اداره، خیابان و بازار خود را عرضه کند تا همسری برای خود بیابد.

اسلام می‏فرماید: زن در حالی‏که جاذبه دارد یا باید از خانه امن خود بیرون نیاید، یا اگر برای صله رحم و معالجه و گرفتن حق خویش و دیگر کارهای ضروری از خانه خارج می‏شود، جذابیت خود را بپوشاند، به‏گونه‏ای که لباس و حالات و کردارش عادی باشد تا رفت و آمدش هیچ نظری را جلب نکند. «انّه قد اذن لکنّ أن تخرجن لحوائجهنّ؛ یعنی همانا او اجازه داده است به شما که اگر حاجتی دارید، بیرون روید».

در جای دیگر امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام به فرزندش امام حسن مجتبی علیه‏السلام چنین توصیه می‏فرماید:

«تا می‏توانی کاری کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد. هیچ چیز بهتر از خانه، زن را حفظ نمی‏کند».

عصمتیان را به مقام جلال

جلوه حرام است مگر با حلال

دیده به هر روی نباید گشاد

پای به هر کوی نباید نهاد

این همه آفت که به تن می‏رسد

از نظر توبه‏شکن می‏رسد

روی فرو پوش، چو درّ در صدف

تا نشوی تیر بلا را هدف

عوامل و روش‏های ترویج پوشش دینی

پوشش دینی یک فرهنگ است و از همین رو تحقق آن نیازمند حرکت‏های فرهنگی سازنده‏ای است که تعدادی از آنها را به صورت کوتاه بیان می‏کنیم:

1. تشویق

تشویق همواره به عنوان اصل مهم در جهت تربیت اسلامی توصیه و استفاده شده است. یکی از دلایل ذکر نعمت‏های بهشتی در آیه‏ها و روایت‏ها، بعد تشویقی آن است که تأثیر به‏سزایی بر گرایش مردم به احکام دین و پرهیز از گناهان دارد. ماهیت تشویق‏ها متنوع است، از جمله بار عاطفی، مالی، تشریفاتی، شغلی، سیاسی، علمی و مانند آن که از تمام این موارد می‏توان در ترویج فرهنگ حجاب بهره گرفت. برای نمونه: سرپرست خانواده‏ای به همسر یا دخترش اظهار دارد که در صورت رعایت پوشش دینی، محبت من نسبت به تو بیشتر خواهد شد. یا معلمی به دانش‏آموزان خود وعده نمره انضباطی بالاتر بدهد و یا مدیری اعلام کند که همکاری لازم را با کارمندان و کادر آموزشی خواهد داشت؛ چنانچه پوشش اسلامی و حجاب را رعایت کنند.

البته تشویق‏های مالی باید هماهنگ با خواست تشویق شونده و نیازهای منطقی و شرعی زندگی او باشد و اگر فردی نیازمند تشویق خاصی بود، به همان نوع او را باید تشویق کرد. اگر یک تقدیرنامه همراه با قابی زیبا به بانویی نمونه در زمینه پوشش دینی داده شود، اثری به مراتب قوی‏تر از اعطای برخی هدیه‏های مادی دارد که پس از مدتی به مصرف می‏رسد یا کهنه می‏شود. همین طور است، اعطای یک جلد قرآن نفیس یا مفاتیح الجنان، نهج البلاغه و امثال آن که تأثیر عمیق و پایداری به دنبال خواهد داشت.

فرمان خدا، قول نبی، نص کتاب است

از بهر زنان افضل طاعات حجاب است

2. فعالیت‏های علمی، فرهنگی و هنری

عامل دیگر ترویج فرهنگ حجاب دینی، فعالیت‏های گسترده علمی، فرهنگی و هنری مربوط به حجاب در تمام سطوح فکری جامعه است. ارائه پوستر، نشریه و به ویژه کتاب‏های مفید به افراد جامعه، از زن و مرد گرفته تا دختران و پسران می‏تواند سبب ارتقای سطح آگاهی آنها در این زمینه شود. البته باید از سخنان و نوشته‏هایی استفاده شود که افزون بر جنبه‏های علمی و نظری به تحقق عملی پوشش اسلامی پرداخته باشند. برگزاری میزگردها و فراخوانی مقالات، شعر، ادبیات و انشا، هنرهای تجسمی و تصویری، مسابقات فرهنگی و امثال آن با تعیین موضوع حجاب برای آنها نیز از حرکت‏هایی هستند که آثار مثبتی در این زمینه به همراه دارند. پخش برنامه‏ها و فیلم‏های مفید و آموزشی از رسانه‏های تصویری و شنیداری اثری فراگیر دارد. رعایت کامل پوشش دینی بانوانی که در فیلم‏های سینمایی و تلویزیونی ایفای نقش می‏کنند و یا با هر مسئولیتی بر صفحه تلویزیون ظاهر می‏شوند نیز تأثیر مثبتی بر فرهنگ جامعه دارد.

دو چشمش بسان دو نرگس به باغ

مژه تیرگی برده از پر زاغ

دو ابرو بسان کمان طراز

بر او تور پوشیده از مشک تار

فردوسی

3. ترویج فرهنگ غیرت

بدون شک، زن با هر تفکر و عقیده‏ای که باشد به نظر و سلیقه همسر خود در انتخاب‏ها توجه دارد که از جمله آنها انتخاب لباس و نوع وضع ظاهری است. با توجه به این واقعیت، ترویج فرهنگ غیرت در میان مردان به ترویج و تحقق پوشش دینی در جامعه کمک می‏کند و موجب استحکام و دوام پیوندهای خانوادگی می‏شود. قرآن کریم در این زمینه می‏فرماید:

« ای کسانی که ایمان آورده‏اید! خود و خانواده خویش را از آتش دوزخی که هیزمش از مردم و سنگ خاراست، حفظ کنید». (تحریم: 6)

در روایتی از پیامبر آمده است: « خداوند بینی هر یک از مؤمنان را که غیرت نمی‏ورزد، به خاک می‏مالد.» همچنین در حدیث دیگری می‏فرماید: « غیرت از ایمان است».

4. توصیه به حجاب و نهی از بی‏حجابی و جلوه‏گری

یکی دیگر از راه‏های عمومی ترویج پوشش دینی در جهت استحکام خانواده و اجتماع، توصیه به حجاب و نهی از بی‏حجابی است. خداوند در قرآن کریم می‏فرماید: «پند ده که پند برای مؤمنان مفید است». (ذاریات: 55)

5. خانواده

محیط خانواده نقشی بسیار مهم در حجاب یا بی‏حجابی دختران دارد. ازاین‏رو، باید به آموزش خانواده‏ها در این باره توجه جدی شود. اگر پدر و مادر حجاب دینی و آثار مثبت و فایده‏ها و نقش آن را در سلامت و حفظ همه جانبه شخصیت دختران خود بدانند و اینکه حجاب یک حکم الهی است که در قرآن به آن اشاره شده است، به یقین، می‏کوشند تا فرزندان خود را هم با فرهنگ الهی حجاب همراه سازند.

حجب و عفت نعمت واهب بود

ستر موها و تنت واجب بود

6 . شناخت و پیروی الگوهای الهی

شناخت ابعاد وجودی و اعتقادی حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام به عنوان الگوی صالح و شایسته زنان که خداوند نیز ایشان را برای هدایت آنان برگزید، یک اصل مهم است و باید به طرز جامع و حساب شده‏ای دانش‏آموزان را با این امر آشنا ساخت؛ زیرا وقتی دختران و زنان بدانند فاطمه، دختر رسول الله و حجت خداست و سخنان و اعمال او معیار الهی حرکت‏های زندگی است و عفاف و حجاب از ویژگی‏های بارز الهی او به شمار می‏رفت، طبعاً از او که جز به خواست خداوند عمل نمی‏کرد، پیروی خواهند کرد تا به عزت دنیا و سعادت آخرت دست یابند.

کلام گهربار فاطمه زهرا علیهاالسلام نشانگر لزوم حفظ جایگاه والای انسان است که می‏فرماید: «بهترین زنان، زنی است که مردی را نبیند و مردی هم او را نبیند».

حجاب کامل زن، زهد و عصمت ناب است

که آبروی وی از روی باز، بر آب است

به روسری نرسد عفت زنان به کمال

حجاب چادر زهرا حجاب جلباب است

 

 

 


پوشش و عفاف در احاديث و روايات معصومين (ع)

بشارتهاي خدا

- امام جعفر صادق (عليه السلام): اگر زن عفت داشته باشد به دنيا مي ارزد و گرنه به خاک هم نمي ارزد.

- پيامبر اکرم (ص): ... زني که براي حفظ غيرت، استقامت ورزيد و براي خدا وظيفه خود را به خوبي انجام داد، خداوند پاداش شهيد را به او خواهد داد.

(نوارد راوندي، ص 37، بحارالانورا، جلد 103، ص 250)

- پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله): پروردگارا زناني که خود را پوشيده نگه مي دارند، مشمول رحمت و غفران خود بگردان.

(مستدرک الوسائل، ج 3، ص 244)

- پيامبر مي فرمايند: «شرف مقنعه اي که زن بر سر دارد از دنيا و آنچه در آن است ارزنده تر مي باشد.»

(محمد مهدي اشتهاردي، پوشش زن در اسلام، ص 104)

- قال رسول ا.. (صلي ا... عليه و آله و سلم): نصيف المرأه علي رأسها خير من الدنيا و ما فيها: آن هنگام که پوشش سر زني باشد ارزش آن از دنيا و آنچه در آن است بيشتر است.

(نور الشافي في الفقه الشافعي)

- امام علي (ع) مي فرمايند: همانا حجاب متين براي آنان (زنان) متضمن سعادت است.

(محمد دشتي، نهج البلاغه)

- اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) مي فرمايند: زکات زيبايي پاکدامني است.

(ميزان الحکمه، ج 4، ص 226)

- حضرت علي (ع): پوشيدگي زن به حالش بهتر است و زيبايي اش را پايدارتر مي سازد.

(غررالحکمه و دررالکلم)

- پيامبر اکرم (ص) فرمودند: کسي که نظر به نامحرم را از خوف خداوند ترک کند، خداوند به او ايماني عطا مي کند که شيريني آن را در قلبش مي يابد.

(الحکم الزاهره، ج 1 / ص 301)

- قال رسول ا... (صلي ا... عليه و آله و سلم): زنان خود را، با پوشش اندام و چشم، از ديدار نامحرمان بازدارند، که زنان هر چه پوشيده تر باشند سعادتمندتر هستند.

(سفينه البحار 2 / 298)

- حضرت علي (عليه السلام) فرموده اند: صبانه المراه انعم لحالها و ادوم لجمالها: حفظ، حراست، پنهان کردن و دور داشتن زن از نامحرم بهترين نعمت و خوشبختي براي اوست و زيبايي، دلربايي و جذابيت او را گسترش مي دهد.

سفارشات

- رسول خدا (ص) فرمودند: براي زن سزاوار نيست که هنگام بيرون رفتن از خانه اش لباسش را جمع و فشرده کند. (محمد محمدي اشتهاردي، پوشش زن در اسلام، ص 19)

- حضرت علي (عليه السلام): زن بايد بخيل باشد چه در خرج کردن پول شوهر و چه نسبت به عفت خود.

(نهج البلاغه)

- رسول خدا فرمود: اگر مردي زني را ديد و ترسيد رؤيت آن زن در او محبتي ايجاد کند فوراً نظر خود را برگرداند و چشم به آسمان بدوزد و با خدا مناجات نمايد.

(محاسن برقي)

- حضرت علي (عليه السلام) فرمود: اگر جواني زني را ديد و دلباخته او گرديد و حس کرد در اين باره ناتوان شده است دو رکعت نماز بخواند و از فضل خدا درخواست نمايد تا خداي آرزويش را در آينده برآورد.

(بحارالانوار)

- «سئل اميرالمؤمنين بما يستعان علي غمض البصر؟ فقال بالخمود تحت سلطان المطلع علي سترک» از اميرالمؤمنين پرسيدند، به چه چيز مي شود چشم را از مناظر شهوت انگيز پوشاند؟ فرمود: با تسليم شدن و تحت نفوذ و محبت در آوردن براي خدائي که پنهان و آشکار را مي داند.

(محاسن برقي)

- قال رسول ا... (صلي ا... عليه و آله و سلم): حماديات النساء غض الابصار حفر الابصار حفر الاعراض فصر الوهازه: بارزترين درجه زنان سه چيز است: پوشيدن چشم از نامحرمان، پوشيدن تمام اندام از بيگانگان، کم و با حيا از منزل بيرون شدن.

(سفينه البحار 2 - 298 به نقل از ص 182 «ازدواج مکتب انسان سازي»)

حد حجاب

- رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) از اسماء در حالي که جامه هاي نازک و بدن نما پوشيده بود روبرگرداندند و گفتند: اي اسماء همين که زن به حد بلوغ رسيد، سزاوار نيست چيزي از بدن او ديده شود مگر اين و آن که حضرت اشاره به مچ دست به پايين و صورتشان نمود.

(سنن ابن داوود، ج 4، ص 62)

- امام صادق (عليه السلام): براي زن مسلمان جايز نيست که روسري و پيراهني بر تن کند که بدنش را نپوشاند.

(وسائل الشيعه، ج 30، ص 5281)

- از امام صادق (عليه السلام) سؤال شد: آيا آرنج زن تا مچ از قسمتهايي است که بايد از نامحرم پوشاند؟ فرمودند: بلي آنچه زير روسري قرار گيرد و همچنين از محل دستبند به بالا بايد پوشانده شود.

(مستدرک حاکم، ج 2، ص 558)

- امام صادق (عليه السلام) در مورد زينتهايي که جايز است زن در مقابل نامحرم ظاهر کند فرمود: صورت، و کف دو دست.

(بحار، ج 104، ص 33 / قرب الاسناد، ص 40)

- از امام صادق (عليه السلام) سؤال شد براي مرد نامحرم نگاه کردن به چه قسمت از بدن زن جايز است؟ فرمودند: چهره، دو کف دست.

(اصول کافي، ج 5، ص 521)

- اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمودند: بر شما لازم است لباس ضخيم (بيرون از منزل، در برابر نامحرم) بپوشيد هر کسي که لباسش نازک است دين او مثل لباسش ضعيف و نازک است.

(وسائل الشيعه، ج 3، ص 357)

سخن گفتن با نامحرم

- زنان نبايد با صداي نرم و لطيف سخن گويند، مردي که داراي قلب بيمار است، طمع مي کند. زنان سخن پسنديده گويند.

(سوره احزاب، آيه 32)

- امام صادق (عليه السلام) فرمودند: امام علي (عليه السلام) به زنها سلام مي کرد ولي کراهت داشت از سلام کردن به زنهاي جوان. مي فرمود: از اين مي ترسم که از صدايش خوشم بيايد و ضرر عمل من بيشتر از اجري که طلب مي کنم، بشود.

(اصول کافي، ج 2، ص 648؛ وسائل الشيعه، ج 12، ص 76؛ بحارالانوار، ج 40، ص 435)

- از گفتگو و اختلاط با زنان بپرهيز، به راستي هيچ مردي با زن نامحرمي در خلوت سخن نمي گويد مگر اينکه در دل او نسبت به وي رغبت پيدا مي کند.

(پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله)، مرات النساء، ص 141 / بهشت خوبان، ص 98)

- پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله): از گفت و گو و اختلاط با زنان بپرهيز، به راستي هيچ مردي با زن نامحرمي در خلوت سخن نمي گويد مگر اينکه در دل او نسبت به وي رغبت پيدا مي کند.

(مرآت النساء، ص 141 / بهشت خوبان، ص 98)

- امام باقر (عليه السلام): سخن گفتن با زن نامحرم از دامهاي شيطان است.

(مستدرک الوسايل، 14 / 273)

- از جمله بيعتهايي که پيامبر (صلي الله عليه و آله) از زنان گرفت اين بود که در خلوت با مردان مسافرت و نشست و برخاست نکنند.

(مستدرک الوسايل، ج 14 / ص 123)

- پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم): کسي که به خدا و روز واپسين ايمان داشته باشد، شب را در جايي که زن نامحرم نفس او را مي شنود به سر نمي برد هيچ مردي با زني خلوت نکند مگر اينکه سومين آنها شيطان باشد.

(ميزان الصلحه، ص 5505)

نظر به نامحرم

- پيامبر گرامي اسلام (ص) در روايتي چنين مي فرمايد: «هر کس به جنس مخالف نگاه آميخته با شهوت بنمايد روز رستاخيز چشمان او را پر از آتش نموده تا اينکه حساب مردم محشر به پايان رسد، آنگاه به حساب او رسيدگي خواهند کرد.»

- حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: «غضوا ابصارکم ترون العجائب» يعني: «هر کس چشم از مناظر شهوت انگيز بپوشاند مناظر ملکوتي در برابر ديدگان او مجسم خواهد شد»

- حضرت داوود (ع) به فرزند خود فرمود: «اي فرزند من، در دنبال شير حرکت کن ولي در پشت زن راه مرو که شيطان لعين گفته است، نگاه کردن کمان قوي منست و تبريست که هرگز راه خطا نمي پويد»

- حضرت امام جعفر صادق (ع) مي فرمايد: «النظره بعد النظره تزرع في القلب الشهوه و کفي بها صاحبها فتنه: نگاه دوم... نگاهي که بعد از نگاه اول صورت گيرد در قلب تخم شهوت را مي پاشد و کافي است که صاحب نگاه را به فتنه بزرگي دچار نمايد»

(وسائل الشيعه؛ 22)

- حضرت صادق (ع) مي فرمايد: «اول نظره لک و الثانيه عليک و لا لک و الثالثه فيها الهلاک: نظر اول به نامحرم گناهي بر تو نيست، نگاه دوم بر ضرر تو نخواهد بود و کوچکترين بهره اي براي تو ندارد و نظر سوم باعث هلاکت تو خواهد شد.»

(مقدمات النکاح و آدابه)

- يحيي بن زکريا از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) سؤال کردند: اولين مرحله زنا از کجا آغاز مي شود و منشأ آن چيست؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند: نگاه کردن. قرآن کريم در اين باره مي گويد: «لا تقربوا الزنا: به زنا نزديک نگرديد» - نظر به نامحرم تيري مسموم از تيرهاي شيطان است.)

(الحکم الزاهره، ج 1 / ص 301)

- امام صادق (عليه السلام): چه بسيار نظر به نامحرمي که حسرت و پشيماني طولاني به دنبال دارد.

(الحکم الزاهره، ج 1 / ص 301)

حضرت رسول اکرم فرمود: کسي که نظر به نامحرم را از خوف خداوند ترک کند، خداوند به او ايماني عطا مي کند که شيريني آن را در قلبش مي يابد.

(الحکم الزاهره، ج 1 / ص 301)

حضرت رسول اکرم فرمود: دور باشيد از نگاه ناروا زيرا چنين نگاهي موجب بذر هوي و هوس مي شود و غفلت آور است. (بحارالانوار ج 72 ص 119)

- يکي از سفارشات امام صادق به عبداله بن جندب اين است: اي پسر جندب براستي که حضرت عيسي بن مريم به اصحاب خود فرمود: از نگاه ناروا بر حذر باشيد زيرا در قلب شهوت مي کارد و همين براي صاحبش فتنه انگيز خواهد بود.

(بحارالانوار، ج 78، ص 284)

- پيامبر فرمود: هر کس چشم خود را از حرام پر کند (نگاه به زنان نامحرم نمايد) خداوند متعال چشم او را روز قيامت از آتش پر مي کند مگر آنکه توبه نمايد و برگردد.

(همان، ص 366)

- پيامبر اکرم (ص) فرمود: شدت مي يابد غضب و خشم خدا بر زن شوهرداري که چشم خود را پر کند از نگاه به مرد اجنبي و يا نامحرمي آن زن را نگاه نمايد.

(بحارالانوار، ج 104 ص 38)

- عمر در سفر حج بود مردي آمد در حاليکه چشمش لطمه ديده بود. عمر گفت: کي سيلي بصورتت زد؟ گفت: علي بن ابيطالب.

گفت: خدا بر تو نظر کرد ولي ديگر از جريان نپرسيد و نگفت چرا سيلي زد. در اين حال علي (ع) تشريف آورد. در حالي که مرد نزد عمر بود. حضرت فرمود: اين مرد طواف مي کرد ولي در طواف نگاه به زنان کرد. و بنا به روايتي حضرت فرمود، ديدم در نگاهش به زنان مردم خيره مي شد.

(ميزان الحکمه، ج 10، ص 70)

- حضرت علي فرمود: چشم پيشوا و سرچشمه تمام فتنه هاست.

(ميزان الحکمه، ج 10، ص 71)

- حضرت علي فرمود: هر کس چشم خود را رها کند (کنترل نکند) تأسف و ناراحتي او زياد مي شود.

(ميزان الحکمه، ج 10، ص 70)

- حضرت علي فرمود: کسي که چشم خود را کنترل نکند، به استقبال مرگ مي رود.

(ميزان الحکمه، ج 10، ص 70)

- پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله): نظر به نامحرم تيري مسموم از تيرهاي شيطان است.

(الحکم الزاهره، 1 / 301)

- امام صادق (عليه السلام): چه بسيار نظر به نامحرمي که حسرت و پشيماني طولاني به دنبال دارد.

(الحکم الزاهره، 1 / 301)

- رسول خدا فرمود: براي هر عضوي بهره اي از زنا است و زناي چشم، نگاه بد (چشم چراني) است.

(ميزان الحکمه ج 10، ص 75)

- ديدگان انسان از دامهاي شيطان است.

- حضرت مسيح (عليه السلام): هر زني که خود را خوشبو کند و بيرون رود تا بويش به مشام ديگران رسد زناکار است و هر چشمي که او را نگرد زناکار است.

- حضرت مسيح (عليه السلام): نبايد به آنچه (زني) که تعلق به تو ندارد خيره شوي و تا زماني که چشم خود را نگه داري هرگز مرتکب زنا نشوي اگر تواني که حتي به جامه زنان نامحرم نگاه نکني چنين کن.

- پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم): هر عضوي از اعضاي انسان را بهره اي از زنا نوشته شده که لاجرم به آن مي رسد. مثلا زناي چشم نگاه کردن، زناي پا راه رفتن، زناي گوش شنيدن.

(ميزان الحکمه، ج 10، ص 70)

- پيامبر اکرم فرمود: «روز قيامت هر چشمي گريان است، مگر سه چشم: چشمي که از ترس خدا بگريد و چشمي که از آنچه خداوند حرام کرده بسته شود و چشمي که شب را در راه خدا به بيداري بگذراند.»

 

 

 

(بحارالانوار، ج 101)

منبع: حريم ريحانه.

فلسفه و ارزش حجاب

فلسفه حجاب از مسائل مهمي است که آگاهي از آن مي تواند يکي از پايه هاي تحقق فرهنگ پوشش اسلامي گردد و به آن عمق و معنا بخشد، زيرا به اين سؤال مهم بانوان که « چرا بايد با حجاب باشيم» پاسخ مي دهد.

امروزه با وجود سوء استفاده هايي که دنياي غرب از وجود زن دارد، به خوبي مي توان به رمز تأکيدات دين اسلام بر حجاب و فلسفه و فوايد آن پي برد. آيا زن اين حقيقت عريان و کالامنشي است که در دنيا به نمايش آمده است؟

با نگاهي به آموزه هاي اسلام مي توان دريافت که زن از ديدگاه اسلام داراي شخصيتي شايسته و جايگاهي والا و الهي است که مي تواند مدارج کمال را طي کرده و به مراتب عالي انسانيت بار يابد و مصداق تحقق فلسفه خلقت يعني خليفه و جانشين خدا گردد.

وجود زن زينت بخش آفرينش انسان است و افق روح او تجلي گاه رحمت. دامن زن مدرسه بشر است و کمال مرد بدون او ممکن نيست. زن مظهر ظرافت و وجود جمال آفرينش است. اصلاح جامعه در گرو تقواي زن و محيط خانواده کلاس درس اوست. و بر همين اساس زن مربي بشر است و مي تواند با تربيت فرزند صالح ، امتي را رهايي بخشد.

زن اگر موقعيت خود را در نظام آفرينش بيابد ، حقيقت و ارزش خود را درک کند ، بداند از کجا آمده است، در کجا قرار دارد و به کجا مي رود از پوشش ديني به عنوان يک نياز جدي بهره مي گيرد و هرگز جامعه را صحنه نمايش تن و تحرکات جنسي خود قرار نمي دهد.(1)

با همه وجود جاي تأسف است که چرا هنوز براي بسياري از زنان ، بخصوص در جوامع شهري ، خروج از عروسکي زيستن و ساختگي بودن، نيز پذيرش پوششي که بتواند جامعه و آنها را از فساد حفظ نمايد مسئله اي است بس سنگين ؟ مگر نه اين است که لباس بايد براي انسان باشد و نه انسان ابزاري براي عرضه پوشاک؟ پس چرا ممانعت ازغربي بودن ، و جامعه را به بي بند و باري کشاندن براي بعضي موجب دلخوري و مخل آزادي است؟ چرا هنوز که هنوز است به کار گرفتن کلمات فرنگي و اصطلاحات سوغاتي غربي در محاورات روزمره و مقالات و سخنراني ها نشانه کمال فرد و علامت رشد او تلقي مي شود؟

مگر نه اين است که براي مسلمان ، کافر و حرکاتش بي ارزش است و تشبيه به آنان زشت و گناه؟ پس چرا مسلمان گناه را صواب مي شمرد ؟ چرا علي رغم همه ممنوعيت ها و محدوديت هاي ايجاد شده به وسيله دولت ، باز پاره اي از اصناف، توزيع گر و حتي توليد کننده پوشاک ، خوراک و وسايل غير ضروري غربي و ناسازگار با شئونات اسلامي اند و بازارشان نيز چندان بي رونق نيست؟

حجاب به هر شکل و رنگ و نمود مقبول که باشد، از مهم ترين عواملي است که مانع نفوذ شعاع نظر نظر بازان و توجه آنها به اندام زن مي باشد و در نتيجه زمينه ي ظهور و فعاليت انگيزه هاي عاطفي و فعاليت غريزه جنسي را در روابط اجتماعي از بين مي برد و موجب کاهش تنش هاي حاصل از تحريک شهوت جنسي در مردان مي شود.

به همين جهت در اسلام حجاب هم به عنوان دژ حفاظت زن و تأمين امنيت رواني و اجتماعي او مطرح است و هم براي حفاظت مردان از انحراف فکري و گرفتار شدن در توهمات حاصل از تحريک عاطفي غريزه جنسي مي باشد.(2)

حجاب و فعاليت هاي اجتماعي

پوشش و حجاب زن به آن معنا نيست که از فعاليت هاي اجتماعي دست کشيده و در کنجي زنداني شود.

قرآن عفت دختران شعيب را در حال چوپاني و آب دادن به گوسفندان در جمع مردان بازگو مي کند. عفت و پاکدامني مريم را در معبدي که همگان چه زن و چه مرد به پرستش مي آيند ، مي ستايد و ...

پس حجاب و پوشش به معني انزوا و گوشه گيري نسيت و اصلا با حضور اجتماعي منافاتي ندارد، بلکه همه ي زنان نمونه ي قرآن در متن فعاليت و پويايي جامعه هستند. در کشور عزيزمان پس از انقلاب اسلامي ، زنان با حجاب و پوشش اسلامي را مي بينيم که در همه جا حاضرند ؛ در اداره ها ، کارگاهها ، راهپيمايي ها ، دانشگاه ها ، راديو و تلويزيون ،سينما ، بيمارستان ها ، مراکز بهداشتي ، مخصوصا در مراقبت هاي پزشکي براي مجروحان جنگي و ....

کوتاه سخن اينکه وضع موجود در کشورمان پسخ دندان شکني است بر همه ي ايراد ها ، چرا که فلاسه گفته اند بهترين دليل بر امکان چيزي ، وقوع آن است.

دو ويژگي مهم لباس

لباس و پوشش فوايد خوب و بي همتايي دارد که از آن جمله است محفوظ ماندن از سرما و گرما ، عريان نبودن بدن در مقابل ديگران ، مزين بودن بدن به وسيله لباس به طرح ها و رنگ هاي مختلف و محفوظ بودن از خطرهاي مختلف و عيوب جسماني و ...

« يا بني آدم قد انزلنا عليکم لباسا يواري سواتکم و ريشا؛(3)

اي فرزندان آدم ! لباس براي شما فرستاديم که اندام شما را مي پوشاند و مايه ي زينت شماست.»

قرآن دو ويژگي مهم لباس را مطرح مي کند: يکي پوشش اندام که خود ثمرات زيادي دارد ، دوم لباس مايه ي زينت است براي بشر.

اما متأسفانه در عصر ما جنبه هاي فرعي و حتي نامطلوب و زننده ي لباس شيوع و گسترش يافته که فوايد اصلي لباس را تحت الشعاع خود قرار داده است.

متأسفانه لباس که عاملي بود براي حفظ بشر از خطرهاي مختلف ، امروز تبديل شده به وسيله اي براي به خطر افتادن بشر ؛ و از اين رو تجمل پرستي ، توسعه ي فساد ، تحريک شهوات ، خودنمايي و تکبر ، اسراف و ... را مي توان مصداق چنين رويکرد جديدي دانست؛ گاه بعضي از لباس ها به همه چيز شبيه است جز به لباس ، که اينان اين گونه لباس را به هر عنواني مي پوشند جز به عنوان لباس پوشيدن و پوشش بدن.

فطري بودن حجاب

حجاب و پوشش در ذات و فطرت بشر نهاده شده است. داستان آدم و حوا مي تواند دليلي روشن براي اين مدعا باشد.

در قرآن آمده است:

« فدلاهما بغرور فلما ذاقا الشجره بدت لهما سوأتهما و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنه و ناداهما ربهما الم انهکما عن تلکما الشجره و أقل لکما ان الشيطان لکما عدو مبين؛ (4)

... چون از آن درخت تناول کردند زشتي هايشان ( مانند عورات و ساير زشتي هاي پنهان ) آشکار گرديد و بر آن شدند که از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند ... »

قرآن کريم حجاب و پوشش را هديه اي آسماني مي خواند:

« يا بني آدم قد انزلنا عليکم لباسا يواري سواتکم و ريشا و لباس التقوي ذلک خير ذلک من آيات الله لعلهم يذکرون ؛(5)

اي فرزندان آدم ! ما لباسي را که ستر عورت شما کند و جامه هاي زيبا و نرم براي شما فرستاديم و لباس تقوا نيکوترين جامه است. اين سخنان همه از آيات خداست باشد که خدا را ياد آرند.»

قرآن کريم ، برهنگي و کنار گذاشتن لباس را دامي مي داند که شيطان در مسير انسان قرار داده ، آن را مخالف با فطرت بشر مي داند و انسان ها را از فرو افتادن در چنين دامي بر حذر مي دارد. در سوره ي اعراف آمده است:

« يا بني آدم لا يفتننکم الشيطان کما أخرج أبويکم من الجنه ينزع عنهما لباسهما ليريهما سواتهما انه يراکم هو و قبليه من حيث لا ترونهم انا جعلنا الشياطين اولياء للذين لايؤمنون؛(6)

اي فرزندان آدم ! مبادا شيطان شما را فريب دهد چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بيرون کرد و لباس شان را از تن شان بيرون آورد و قبايح آنان را در نظرشان پديد آورد . همانا شيطان ، خويشان و بستگانش شما را مي بينند در صورتي که شما آنها را نمي بينيد. ما شيطان را دوستدار آنان که به خدا ايمان نمي آورند، قرار داده ايم.»

با توجه به فطري بودن گرايش به پوشش و تناسب قوانين الهي با غرايز و فطريات بشر، حجاب در همه اديان الهي تشريع شده است. تاريخ نگاران نيز وجود حجاب را در بين پيروان اديان الهي گزارش کرده اند.

«ويل دورانت» مورخ مشهور ، در مورد حجاب زنان يهودي مي نويسد:« در طول قرون وسطي يهوديان همچنان نسوان خويش را با البسه ي فاخر مي آراستند لکن به آنها اجازه نمي دادند که با سر عريان به ميان مردم روند. نپوشاندن موي سر خلافي بود که مرتکب را مستوجب طلاق مي ساخت.»(7)

او مي نويسد: « اگر به نقص قانون يهود مي پرداخت ، چنان که مثلا بي آنکه چيزي بر سرداشت به ميان مردم مي رفت ، و يا در شارع عام نخ مي ريست يا با هر سنخي [ = گونه اي ] از مردان درد دل مي کرد يا .... در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه اي او را اطلاق دهد.»(8)

دکتر «مناخم براير» (9) استاد ادبيات کتاب مقدسي در دانشگاه يشيوه (Yeshiva ) در اثرش به نام « زنان يهودي» آورده است:

« زنان يهودي را رسم بر آن بوده است که بدون روسري از خانه بيرون نروند. آنها حتي گاهي اوقات جز يک چشم خود تمام صورت را مي پوشاندند»(10)

از سوي ديگر براساس گفته کتاب « زن به ظن تاريخ» زنان اشکاني را بر بالاي لباس هاي خود چادر مي پوشيده اند. ( 11)

همچنين زنان عهد ساساني ، گاه چادري گشاد و پرچين به سر مي کردند که تا وسط ساق پا مي رسيد. نقش هايي که از بانوان ساساني در بشقاب هاي نقره ساخته شده، نشان آن است که هر يک از اين بانوان ، چادري به خود پيچيده دارند.(12) در شاهنامه فردوسي نيز پوشش زن ايران باستان، توصيف شده است ،آنجا که شيرين ،همسر خسرو پرويز، در بارگاه « شيرويه» مي گويد:


بدانگه که من جفت خسرو شدم

به پيوستگي در جهان نو شدم

بگفت اين و بگشاد چادر ز روي

همه روي ماه و همه پشت ، موي

مرا از هنر موي بد در نهان

که آن را نديدي کس اندر جهان

نمودم همه پيشت اين جادويي

نه از تنبل و مکر و از بد خويي

نه کس موي او پيش اين ديده بود

نه از مهتران نيز بشنيده بود(13)


پوشيده چادر نه تنها در ايران که در ديگر مناطق نيز از دير زمان رايج بوده است. «جرجي زيدان» دانشمند معروف مسيحي ، در مورد حجاب زنان اروپا مي گويد:

« اگر مقصود از حجاب ،پوشاندن بدن به وسيله چادر و روسري و ... است ، اين موضوع قبل از اسلام و حتي پيش از دين مسيح در اروپا معمول بوده و مسيحيت هم در آن تغييري نداده است»(14)

نويسنده کتاب فرهنگ البسه مسلمانان نيز از بوکينگهام که مسافرت هايي به بين النهرين داشته ، نقل مي کند: « زنان اين ديار ، چادر بزرگي از ابريشم مشکي ، همان طور که در ميان زنان توانگر قاهره موسوم است ، مي پوشند.» (15)

همين نويسنده با نقل اينکه در تصويرهاي سفرنامه « ويت مان» ( سفرهايي به ترکيه آسيايي ، سوريه و مصر) يک حبر( چادر ابريشمي سفيد رنگ) ديده مي شود ، مي نويسد:

« اين مسافر در صفحه 274 گويد : در اوقات ديگر ، زنان چادر يا روپوش فراخ سياهي مي پوشند که تقريبا تمام بدن را مي پوشاند و تا پاشنه هاي پا پايين مي آيد.»(16)

امروزه نيز اين پوشش در بيشتر کشورهاي عربي و از آن شمار عربستان ، سوريه ، الجزاير ، عراق و بيشتر کشورهاي حاشيه خليج فارس معمول است.

تا پيش از سال پنجم هجري ، بر زنان مسلمان واجب نشده بود که حجاب داشته باشند. در اين سال ، خداوند حکم حجاب را بر زنان رسول گرامي اسلام (ص) قرار داد و به مؤمنان دستور داد هر گاه از همسران پيامبر چيزي خواستند، از پشت پرده بخواهند:

« و اذا سألتموهن متاعا فسئلوهن من وراء حجاب؛ (17)

هر گاه از زنان رسول متاعي مي طلبيد ، از پس پرده بخواهيد .» (18) سپس آنها را از تبرج و خودنمايي باز داشت.

اصولا روش قرآن کريم در بعضي از احکام ، تشريع تدريجي است. پس از اين تاريخ حکم حجاب صادر مي گردد و در مرحله بعد ، همه زن هاي مؤمن به پوشاندن زينت هاي خويش از چشم نامحرمان وظيفه مي يابند:

« وقل للمؤمنات يغضضن من أبصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتنهن الا ما ظهر منها ؛(19)

اي رسول ، به زنان مؤمن بگو تا چشم ها و فروج و اندام شان را ( از عمل زشت) محفوظ دارند و زينت و آرايش خود را ، جز آنچه قهرا ظاهر مي شود ، بر بيگانه آشکار مسازند.»

واژه «زينت» به طور مطلق از مفهومي عام برخوردار است که هم زينت طبيعي ( خلقي) و هم زينت اکتسابي (عارضي) را شامل مي شود.

خليل بن احمد فراهيدي مي گويد :

«زيبايي ، نقيض زشتي است ... و زينت ، هر آنچه را به واسطه آن آراسته شود، در بر دارد.» (20)

فخر رازي نيز در اين باره مي نويسد:

« بدان زينت نامي است بر زيبايي هاي مخلوق که خداوند آفريده و همين طور به آنچه انسان به وسيله آن آراسته و مزين مي شود ، مثل لباس و ... اطلاق مي شود.»(21)

آيه شريفه بالا ، زن را مأمور مي کند که زينت هايش را بپوشاند و آنها را در مقابل چشمان نامحرم ننهد. البته اين حکم عام ، در ادامه آيه در دو بعد ، تخصيص خورده و شامل استقناهايي مي گردد. عبارت « الا ما ظهر منها» اولين استثنا را بيان مي کند. از اين جمله نتيجه گرفته مي شود که زينت زن به دو دسته زينت هايي که به طور طبيعي آشکار است و زينت هايي که به طور معمول پنهان است ، تقسيم مي گردد. در اينکه غير وجه و کفين ( دست ها از مچ به پايين) از زينت هاي پنهان زن به شمار آمده و پوشانيدن آنها واجب است، از لحاظ فقه اسلامي هيچ گونه ترديدي وجود ندارد. اين قسمت ، جزء ضروريات و مسلمات است. نه از نظر قرآن و نه از نظر فتواها ، در اين باره اختلاف و تشکيکي وجود ندارد. (22)

فضيل بن يسار مي گويد : از امام صادق (ع) پرسيدم : آيا ذراعين زن نيز از شمار زينت هايي است که خدا در مورد آن فرمود : « و لا يبدين زينتهن » ؟ ايشان فرمود: « بلي ، آنچه روسري آن را مي پوشاند و بالاتر از دو دستبند ، از شمار زينت است.» (23)

از مسعده بن زياد نقل است که مي گفت : « شنيدم کهاز حضرت صادق (ع) در مورد زينت هاي آشکار زن سؤال شد ، ايشان فرمود : صورت و کفين ( دست ها از مچ به پايين ).» (24) همچنين عايشه نقل مي کند که از خواهرش اسماء در حالي که لباس نازکي به تن داشت ، نزد رسول خدا (ص) آمد ، حضرت روي از وي برتافت و فرمود:

« يا اسماء ان المرأه اذا بلغت المحيض لم تصلح أن يري منها الا هذا و هذا و اشار الي وجهه و کفيه ؛ (25) اي اسماء زن هنگامي که به بلوغ مي رسد ، صحيح نيست که غير از اين قسمت واين قسمت از بدنش پيدا باشد و به صورت و کفين خويش اشاره کرد.»

در بخش اول آيه ، به زنان دستور داده شده زينت هاي خويش را آشکار نسازند. ظاهر اين قسمت از آيه مي نماياند که گويي زن در مقابل جميع افراد بايد اين دستور را اجرا کند ، ولي ادامه آيه که بيانگر دوين استثنا است ، با عبارت « و قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زيتنهن الا ما ظهر منها وليضربن بخمر هن عالي جيوبهن و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن أو آبائهن او آباء بعولتهن أو أبنائهن أو أبناء بعولتهن أو اخوانهن أو بني اخوانهن أو بني أخواتهن أو نسائهن أو ما ملکت أيمانهن أو التابعين غير اولي الاربه من الرجال أو الطفل الذين لم يظهروا علي عورات النساء و لا يضربن بأرجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الي الله جميعا أيها المؤمنون لعلکم تفلحون» (26) گروه دوازده گانه اي را از اين عام ، خارج مي سازدو اين گروه عبارت است از : 1- شوهران ؛ 2- پدران ؛ 3- پدر شوهران ؛ 4- پسر شوهران ؛ 5- پسران ؛ 6- برادران ؛ 7- پسر برادران ؛ 8- پسر خواهران ؛ 9- زنان ؛ 10 - مملوکان ؛ 11- خدمتکاران مرداني که از زن بي نيازند؛ 12- کودکاني که از امور جنسي بي خبرند.(27)

پس از اينکه تاريخچه پوشانيدن زينت زن در اسلام و استثناهاي آن نيز مشخص گرديد، اينک بايد از چگونگي پوشش و پنهان ساختن زينت ، سخن به ميان آورد.

پيامبر گرامي اسلان (ص) فرمود :

« للزوج ما تحت الدرع و للابن و للأخ ما فوق الدرع و لغير ذي محرم أربعه أثواب : درع و خمار و جلباب و ازار؛(28) شوهر حق دارد به بدن زن که زير پيراهن قرار مي گيرد نگاه کند و برادر و فرزند و مجازند از روي پيراهن به بدن زن نگاه کنند ، ولي در برابر نا محرم ، بايد چهار لباس پوشيد : پيراهن ، مقنعه ، چادر و شلوار.»

قرآن کرين نيز افزون بر صدور حکم پوشش زنان ، براي تأمين حجاب بيشتر بهتر آنها و همچنين پيشگيري از رواج سليقه ها و مدل هاي نامطلوب لباس در مواجهه با نامحرم ، دو شکل پوشش خاص ، به نام « خمار » و « جلباب» را براي بانوان تعيين کرده است.(29)

بر اين اساس مي توان ادعا کرد که همه اديان الهي حجاب را بر زنان واجب دانسته اند. اسلام نيز که آخرين آئين الهي و کامل ترين اديان است ، آن را تصديق کرده و لباس را هديه اي الهي معرفي کرده ، نه تنها پوشيدن موي سر ، بلکه پوشيدن تمام بدن جز صورت و دست ها را به زنان مؤمن سفارش کرده است.

در حجاب اسلامي افراط و تفريط وجود ندارد. حجاب اسلامي آن گونه که غرب تبليغ مي کند به معناي حبس زن در خانه يا پرده نشيني و دوري از شرکت در مسائل اجتماعي نيست ، بلکه بدين معناست که زن در ارتباطات خود با مردان بيگانه ، موي سر و اندام خود را بپوشاند و به جلوه گري و خود نمايي نپردازد.

قرآن کريم مردان و زنان مؤمن را سفارش مي کند نگاههاي خود را کنترل نمايند و حجاب خود را رعايت کنند ؛ آنگاه زنان مؤمن را تشويق و سفارش مي کند علاوه بر پوشاندن موي سر، گردن و سينه ي خود را هم بپوشانند:

« قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم ذلک أزکي لهم ان الله خبير بما يصنعون و قل للمؤمنات يعضضن من أبصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضر بن بخمر هن علي جيوبهن و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن أو آبائهن أو آباء بعولتهن أو أبنائهن أو أبناء بعولتهن أو اخوانهن أو بني اخوانهن أو بني أخواتهن أو نسائهن أو ما ملکت أيمانهن أو التابعن غير أولي نسائهن أو ما ملکت أيمانهن أو التابعين غير أولي الاربه من الرجال أو الطفل الذين لم يظهروا علي عورت النساء و لا يضربن بأرجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الي الله جميع أيها المؤمنون لعلکم تفلحون؛(30)

اي رسول ما ! مردان مؤمن را بگو تا چشم ها را ( از نگاه ناروا ) بپوشانند و فروج و اندامشان را محفوظ بدارند ... اي رسول ! زنان مؤمن را بگو تا چشم ها را بپوشند و فروج و اندام شان را ( از عمل زشت ) محفوظ بدارند و زينت و آرايش خود را جز آنچه قهرا ظاهر مي شود بر بيگانه آشکار نسازند و بايد سينه و بر و دوش خود را به مقنعه بپوشانند.

قرآن پوشش و حجاب را براي زنان لازم و ضروري مي داند. حال شايد اين سؤال مطرح شود که چرا حجاب و پوشش براي زنان الزامي است ؟ قرآن کريم جواب اين پرسش را به روشني داده فلسفه ي حکم حجاب را بيان کرده است . قرآن کريم مي فرمايد :

« يا أيها النبي قل لأزواجک و بناتک و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلک أدني أن يعرفن فلا يؤذين و کان غفورأ رحيما ؛ (31) اي پيامبر ، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خويشتن را به چادر فرو پوشند که اين کار براي آنکه شناخته شوند تا از تعرض و جسارت ( هوسرانان ) آزار نکشند ، بهتر است و خداوند ( در حق خلق ) بسيار آمرزنده و مهربان است.

حجاب زن مسلمان بر خلاف آنچه غربي ها مي انديشند ، نشان مظلوميت او نيست . حجاب در اسلام محدوديت نيست ، بلکه مصونيت است. حجاب اسلامي بر خلاف سنت مسيحي نشان و سمبل تسلط و اشراف مرد بر زن يا تبعيت زن از مرد نيست. حجاب اسلامي بر خلاف سنت يهودي سمبل تجمل گرايي و تبعيض و تمايز طبقه اي از طبقه ي ديگر نيست. حجاب در اسلام نشان تقوا ، پاکدامني و خدا ترسي زن مسلمان است ، هدف و منظور از حجاب اسلامي مصونيت تمام زنان مسلمان است.

قرآن کريم به جسم و روح و پاکدامني زنان توجه زيادي دارد. قرآن تا آنجا به آبرو و شرافت زن توجه دارد که حتي اگر کسي به ناروا به زني نسبت زنا دهد ، شديدا مجازات خواهد شد:

« و الذين يرمون المحصنات ثم لم يأتوا بأربعه شهداء فاجلدوهم ثمانين جلده و لا تقبلوا لهم شهاده أبدا و اولئک هم الفاسقون ؛ (32) و آنان که به زنان مؤمنه با عفت نسبت زنا دهند ، آنگاه چهار شاهد بر دعوي خود نياورند آنان را به هشتاد ضربه تازيانه کيفر دهيد و ديگر هرگز شهادت آنها را نپذيريد که مردمي فاسق و نادرستند.

پي نوشتها :

1- حجاب در عصر ما ، ص 15.

2- مقدمه اي بر روانشناس زن با نگرش علمي و اسلامي ، ص 206.

3- سوره اعراف ، آيه 22.

4- سوره اعراف ، آيه 22.

5- همان، آيه 26.

6- همان، آيه 27.

7- ويل دورانت ، تاريخ تمدن ، ج 12 ، ص 62.

8- همان، ص 30.

9- Menachem Brayer.

10- Abdel Axeem. sherif , op .cit . p .22.

11- حجازي ، بنفشه ، زن به ظن تاريخ ، تهران ، شهر آب ،ج 1 ، ص 141.

12- همان، ص198.

13- فردوسي، ابوالقاسم ، شاهنامه ، مصحح: ژول مول ، شرکت سهامي انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي ، 1370 ، چ 5 ، ج 7 ، ص 2223.

14- ر.پ ، آ ، دزي ، فرهنگ البسه مسلمانات ، مترجم : حسينعلي هرون ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1359، ص 129.

15- همان.

16- محمد ، اسداله ، گزيده اي از بهشت جوانان ، قم ،سبط اکبر ، چ 1 ، ص 183.

17- سوره احزاب ، آيه 53.

18- عابديني ، احمد ، سيري در آيات حجاب ، مجله فقه ، ش 23 ، س 7 ، بهار 79 ، ص 51.

19- سوره نور ، آيه 31.

20- فتاحي زاده ، فتحيه ، حجاب از ديدگاه قرآن و سنت ، قم ، مرکز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، 1376 ، ج 2، ص 26 ، برگرفته از العين ، ج 7 ، ص 387.

21- فخر رازي ، التفسير الکبير ، ج 23 ، ص 205.

22- مسئله حجاب ، ص 181.

23- فروع کافي ، ج 5 ، کتاب النکاح ، باب ما يحل النظر اليه من المرأه ، ص521، ح 1.

24- وسائل الشيعه ، ج 14 ، ابواب مقدمات نکاح ، باب 109 ، ص 146 ، ح 5.

25- أبي داوود سليمان بن اشعث سجستاني الازدي ، سنن أبي داوود ، دار احياء السنه النبويه ، ج 4، باب قيما تبدي ء المرأه من زينتها ، ص 64.

26- سوره نور ، آيه 31 .

27- همان ، آيه 60.

28- ابوعلي الفضل بن الحسن طبرسي ، مجمع البيان ، تهران ، کتاب فروشي اسلاميه ، 1374 هـ . ق ، ج 7 ، ص 155 ، ذيل آيه 60 سوره نور.

29- چادر و مقنعه از ديدگاه قرآن و حديث ، ص 55-89.

30- سوره نور ، آيه 31-30.

31- سوره احزاب ، آيه 59.

32- سوره نور ، آيه 4.

منبع: ماهنامه ي پيام زن

 

حجاب زنان ، طرحی برای پایداری عفاف آنان

این نوشتار در پی طرح و اثبات این مسئله است که حجاب و حیا نقش اصلی در حفظ و صیانت از فضای عفت عمومی دارد و باید به موازات سرمایه گذاری در ترویج حجاب به زمینه سازی برای تقویت حیا و آزرم پرداخت . نخست از فطری بودن پدیده حیا یاد می کند . آنگاه از نخستین اقداماتی که باعث در خطر قرار گرفتن این پدیده می شود سخن می گوید و بر این باور است که این اقدام نخست از سوی زن صورت می گیرد و سپس توسط مردم تقویت می شود . در ادامه به عوامل انگیزش پرداخته و در پایان راهکار های جلوگیری از لغزش ها و خنثی سازی تأثیر عوامل یاد شده سخن گفته است .

زنان در بسیاری از جوامع و فرهنگ ها مورد طعن و کنایه بوده اند و تعابیر ، ضرب المثل ها و نکته های انتقادی مختلفی درباره آنان گفته شده است . این پدیده به گونه های مختلفی قابل تحلیل است . از نگاه زنان ، این تعابیر آزار دهنده ، نمودی از مواضع سلطه جویانه و خود خواهانه مردان در طول تاریخ است . و از نگاه مردان ، تعبیر های انتقادی از زنان ریشه در عملکرد خود آنان و مکر ها و ترفند هایی دارد که به کار می گیرند تا آرا ، دیدگاه ها و تمایلات خود را تحقق بخشند !

اما اگر نگاه و تحلیل را فراتر از نگاه هر یک از دو جنس به دیگری ، قرار دهیم و در جستجوی دلیلی ریشه دار تر برای رفتار طبیعی انسان ها باشیم ، می توانیم به این واقعیت برسیم که در لایه های زیرین این انتقاد ها و عیب جویی ها چند نکته مهم نهفته است .

۱) زن در همه جوامع و همه فرهنگ ها از توانمندی ویژه ای برخوردار بوده است که مردان فاقد آن بوده اند .

۲) مردان با همه برتری قوای جسمی و صلابت روحی در هماوردی با زنان در زمینه برتری های ویژه آنان ، احساس ضعف و ناتوانی می کرده اند .

۳) وابستگی مردان به زنان چنان جدی بوده است که معمولاً قادر به چشم پوشی از زندگی مشترک و یا کنار نهادن زن از صحنه زندگی نبوده اند .

اگر این سه عامل را کنار هم گذاشته و با هم ملاحظه کنیم ؛

۱- نیاز

۲- ناگزیری

۳- نابرابری سلیقه ها و تمایلات و نگاه ها

متوجه می شویم که نیاز و ناگزیری مردان از زندگی با زنان و دلبستگی به آنان از یک سو و تنوع نگاهی و سلیقه ها و انتخاب های آنان از سوی دیگر دو حالت متضاد را در مردان شکل می داده است ، حالتی که میان دو قطب دلباختگی و بدبینی در نوسان بوده و هست ، از یک سو شاعران همواره در لطیف ترین استعارات شعری ، ابرو و گیسو و قامت و نگاه زن را ستوده اند و به عاریت گرفته اند ، و از سوی دیگر در مکر و سلطه جویی و ناسازگاری و فزون خواهی او زبان به طعن و تمثیل گشوده اند . گاه او را مظهر محبت و فداکاری و شکیبایی دانسته اند و زمانی وی را به بی وفایی و حسادت و خودخواهی و سبک سری متهم کرده اند . گاه او را فرشته خوانده اند و زمانی وی را شیطان نامیده اند !

چنان که گفته آمد ، سرّ این تناقض گویی و تناقض پنداری مردان درباره زنان ، این است که مرد از یک سو به زن نیاز دارد و مجذوب و مفتون او است پس او را می ستاید ، از سوی دیگر احساس می کند که این جذب شدن و شیفته شدن هزینه فراوانی را بر دوش او نهاده است و در واقع آزادی او را سلب کرده و گاه تا سر حد اسارت و جنون وی را پیش برده است ، اینجا است که احساس نگرانی و خطر می کند و لب به انتقاد و عیب جویی می گشاید .

اگر سؤال شود که به هر حال ، این مشکل ، مشکل مردان است یا زنان ؟ باید گفت ، مشکل یاد شده متوجه خود مردان است ، اما مردان به رغم توانایی های مختلفی که دارند و به طور طبیعی بارهای سنگین زندگی چون جنگ با دشمن ، دفاع از خانواده ، تأمین معاش و... بر عهده آنان است اما معمولاً خود قادر به حل این مشکل نیستند بلکه کلید حل این مشکل در دست زنان است . آنچه مسأله را پیچیده تر کرده ، همین است که اسیر نگاه و جمال و محبت زن ، کلید زندان خویش را در اختیار ندارد و در چنین شرایطی است که وقتی عرصه بر او تنگ می شود ، زبان به تندی و اتهام و گلایه می گشاید ، ولی آیا همین نیاز و ناگزیری که مردان به زنان دارند ، به صورت متقابل وجود ندارد ، آیا زنان به همان اندازه نیاز به وجود و حضور مردان و همزیستی با آنان ندارند ؟

از نگاه قرآن ، طرح وجود زن و مرد ، طرحی متقابل است و همچنان که زنان لباس و پوشش دهنده نیاز های روحی و جسمی مردان هستند ، مردان نیز همین نقش متقابل را برای زنان ایفا می کنند اما وجود این طرح متقابل به معنای همسانی کارکرد آن دو ، در نظام طبیعت نیست بلکه بر عکس این تفاوت جاذبه ها ، روش ها و کارکرد است که به مسأله زوجیت معنا بخشیده و مکمل بودن را رقم زده است .

قرآن که در بیان تساوی نهایی زن و مرد در طرح آفرینش می گوید : « هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ » ( بقره / ۱۸۷ )

در بیان کارکرد هر یک از آن دو و نقشی طبیعی که ایفا می کنند ، بیان متفاوت دارد .

قرآن ، نقش زنان در زندگی روزمرّه انسانها را ، آرامش بخشی و فارغ شدن از فشار های جسمی و روحی زندگی می داند :

« وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا » ( روم / ۲۱ )

« و از نشانه های الهی این است که برای شما همسرانی قرار داد تا در کنار آنان آرامش یابید . »

ولی وقتی می خواهد نقش و کارکرد مرد را در زندگی برای زنان ترسیم کند می گوید :

« الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ » ( نساء / ۳۴ )

« مردان مایه قوام و پایداری - مادی و معنوی - زنانند . »

دو تعبیر « لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا » و « قَوَّامُونَ عَلَی » که در یکی « الی » و در دیگری « علی » به کار رفته است و همچنین دقت در متن معنای « لِتَسْکُنُوا » و « قَوَّامُونَ » می نمایاند که در کارکرد عینی ، نقش پناهگاه ، آرامش ، تکیه گاه بودن ، قوام بخشیدن و حمایت مقتدرانه از زندگی ، به مردان واگذار شده است .

زن سایبان است و مرد تکیه گاه ، اگر این سایبان به استوانه ای مستحکم و معتمد تکیه داشته باشد ، آرامش ، آسایش و امنیت پایدار به زندگی انسان می بخشد ولی هریک بدون دیگری ، زندگی را دشوار ، غیر قابل آسایش و امنیت می کند .

جذّابیت و دلبری از لوازم کارکرد طبیعی زنان

بر اساس آنچه یاد شد ، اگر زن می بایست در صحنه زندگی ، نقش سایبان بودن ، آرامش بخشی و التیام دهندگی را ایفا کند ، ناگزیر باید لوازم و امکانات و ابزار آن نیز مجهز باشد وخداوند این تجهیز را در دو ساحت انجام داده است :

۱- در بعد فیزیکی و اندام ظاهری زن .

۲- در بعد روحی ، عاطفی و لطافت شخصیت او .

زن با جمال و تجمّل خویش ، عنصری فعّال ، تأثیرگذار ، فراخواننده و قاهر است و شگفت این که با انعطاف و انفعال ذاتی خویش ، این تأثیر گذاری را افزایش می دهد ، پایدار می سازد و ژرفا می بخشد .

زن در نظام طبیعی انسان ، صیّادی است که صید می کند تا محبت بورزد و بپروراند و ابزار این صید و امکانات آن که محبت ورزی و نوازشگری است به او داده شده است .

چنان که مرد در نظام طبیعت ، سلطانی است که اقتدار می ورزد تا حمایت کند و امنیت دهد و ابزار این اقتدار جویی در دو ساحت جسمی و روحی به او داده شده است .

اما تاریخ از صیّادان و سلاطین خاطره های سختی را به یاد دارد صیّادانی که برای تفریح و لذت خود صید کرده اند و صید زخمی را به خود وا می نهاده یا می کشته اند .

سلاطینی که اقتدار خود را با جباریت و خود خواهی و بی رحمی قرین کرده اند و خود بزرگترین نا امنی را برای دیگران فراهم آورده اند .

نقش « صیّادی » و « سلطنت » اگر در هم آمیزد ، فاجعه ای سخت رخ می دهد . صیّادی که صید کند تا بر صید خویش سلطه یابد و آن را اسیر و برده خود کند و زنی که دلبری و جلوه گری کند ، با زیبایی و جمال خویش فرمانروایی کند ، از ابزار خدا دادی خویش علیه اهداف هستی سود برده است .

و سلطانی که عاشق صید و صیّادی شود و از قدرت و امکانات خویش برای صید دیگران بهره جوید ، کشتار گاهی به بزرگی حرمسرای پادشاهان خواهد داشت ! و از « مردی » حیوان نر را به نمایش خواهد گذاشت که به چیزی جز نیاز جنسی پاسخ نخواهد داد و قبل از آن و پس از آن هیچ تعهدی را نخواهد پذیرفت .

حجب ، جمالِ جذّابیت

تدبیری که خداوند به کار برده است تا زنان از جمال و جذّابیت خود در جهت ساختن و آرامش بخشی و اعتدال جامعه انسانی سود ببرند و ابزار کار آمد دلبری را در جهت سلطه و فریب به کار نگیرند ، قرار دادن عنصر حجب و حیا در روح زن است .

حیا و عفاف هم برای زنان لازم است و هم بر مردان تا گام از حریم اخلاق و اصول پذیرفته شده انسانی و الهی بیرون ننهند ، اما به دلیل توانمندی ها و جاذبه های خاصی که خداوند در زن قرار داده ، عنصر حیا و عفاف ، ضرورت بیشتری یافته است .

اگر در برخی روایات آمده است که تمایلات طبیعی زنان افزون از مردان است ، می تواند اشاره به جنبه های روحی و بدنی جاذبه آفرین زن باشد و نیز اگر آمده است که حیای زنان بیش از مردان است و باید باشد ، بدان جهت است که همپای آن جاذبه و جلوه ، اگر عفاف و حجبی هم وزن و هم سطح و نیرومند وجود نداشته باشد ، از زن ، عنصری فریبکار ، سلطه جو ، خود خواه و هوس پیشه پدید خواهد آمد ، همان که در طول تاریخ مورد انتقاد قرار گرفته است و قرآن نیز به عنوان یک نمونه منفی ، از آن در سوره یوسف یاد کرده است تا یکبار و برای همیشه هشدار دهد که اگر جمال و جلال ، فارغ از حجب و عفاف باشد ، نه مردان فاسد و هوس ران که مردان نیک اندیش و پاک را اسیر می کند و اگر نتواند روح آنان را بیالاید ، جسمش را بی هیچ گناه زندانی می کند .

نخستین گام ، علیه فطرت

« وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الأبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ » ( یوسف /۲۳ )

« و آن زن که یوسف در خانه اش بود بارها خواست از او کام بگیرد و [ روزی ] درها را محکم بست و [ در حالی که خود را آماده کرده بود به یوسف ] گفت : بیا ، بشتاب ! یوسف گفت : پناه بر خدا . »

بر طبق گزارش قرآن تنها زن عزیز مصر اسیر عشق یوسف نبوده است که بگوییم شاید استثنا است بلکه تمام زنان مرفه که یوسف را دیده بودند و معمولاً از نظر فرهنگ زندگی و معیار های اخلاق و میزان عفاف اجتماعی شبیه هم بودند ، همین حالت را داشتند از این رو قرآن تعبیر « جمع » به کار می برد : « فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ کَیْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ » ( یوسف / ۳۴ )

« ‌یوسف گفت : پروردگارا زندان نزد من محبوب تر است از آنچه اینان مرا به آن دعوت می کنند و اگر نیرنگ شان را از من نگردانی به آنان میل پیدا میکنم و از جاهلان می گردم »

« قَالَ مَا خَطْبُکُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ یُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَیْهِ مِنْ سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَه الْعَزِیزِ الآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ » ( یوسف / ۵۱ )

« فرمانروا گفت : داستان شما بانوان آنگاه که برای کام گرفتن از یوسف با او مراوده کردید چیست ؟ گفتند : حاشا که ما هیچ گونه بدی در او سراغ نداریم »

از این بخش آیه استفاده می شود زن که دارای جاذبه ها و انعطاف طبیعی است اگر به دلیل رفاهمندی فراوان یا شرایط خاص زندگی و روابط اجتماعی از نظر روحی گرفتار کمبود عفاف شود ، تعادل زندگی و امنیت فردی و اجتماعی را بر هم می زند و تبدیل به عنصری بد خواه می شود اما این به معنای بد ذاتی و بد سرشتی او نیست ، چرا که همو آنگاه که به نوعی تعادل روحی باز گردد ، به حقیقت پاکی اقرار می کند هر چند بر ضرر او باشد .

اگر در قرآن از عشق و شیفتگی مرد به زن - به رغم جاذبه زیبایی زن برای مرد - به صورت مشخص که او را وادار به اقداماتی کند سخن نگفته است به آن خاطر است که در مسأله عشق جذابیت زن پیش زمینه ، مجذوب شدن مرد است و از این جهت زن پیشگام تر از مرد است گر چه در ادامه این مرد است که تداوم بخش و تقویت کننده به شمار می آید .

« زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنْطَرَه مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّه وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَه وَالأنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاه الدُّنْیَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ » ( آل عمران / ۱۴ )

« دوست داشتن خواستنی ها از قبیل : زنان ، پسران ( فرزندان پسر ) ، کیسه های پر از طلا و نقره ، اسب های نشان دار ، دامها و کشتزارها برای مردم زینت داده شده است . این ها متاع زندگی دنیاست و خداست که نیک فرجامی فقط نزد اوست . »

بر اساس این آیه مردان نسبت به زنان محبت و علاقه دارند اما این محبت و علاقه در چارچوب محبت به جاذبه های دنیا است و نه عشق جنسی ابتدایی و بنیادین ، از این رو در ردیف علاقه به فرزند و مال و سرمایه قرار گرفته است .

به تعبیر دیگر، محبت مرد به زن ، در آغاز یک نیاز و گرایش طبیعی و آرام و رام است ، آنچه آتش این محبت را می گدازد ، نیرویی است که در اختیار زن است . گرایش زن به مرد هم در آغاز یک گرایش طبیعی و معتدل است و آنچه این گرایش را تند و بی کنترل می کند ، تضعیف نیروی حجب و حجاب خود زن است و گرنه تمنا و نیاز مرد به تنهایی ، شعله عشق را در وجود زن مشتعل نمی سازد . بلکه در نهایت به تقویت تکبّر یا ترّحم زن می انجامد . بنابراین از مجموعه داستان می توان نتیجه گرفت که جاذبه ها زن را بیشتر از مرد گرفتار آشوب و هیجان روحی می کند و به رفتارهای مخاطره آمیز وا می دارد .

حجاب زنان ، طرحی برای پایداری عفاف آنان

چنان که گفته آمد ، نیروی حیا و حجب که عنصری درونی و روحی است ، تدبیری از سوی خداوند برای کنترل آنان بر استفاده درست از جمال و جذابیّت خود در عرصه زندگی و جامعه است .

علاوه بر این خداوند تدبیری دیگر نیز به کار گرفته است تا زنان در تحکیم عفاف و حیای درونی خود موفق تر باشند و رعایت عفاف ، آسانتر صورت گیرد و آن عبارت است از طرح « حجاب » .

از این رو خداوند احکام مربوط حجاب را چنین یاد کرده است : « وَلا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا... وَلا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ... وَلا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ » ( نور / ۳۱ )

« و زینت های شان را - جز آنچه که خود نمایان است - آشکار نکنند و باید روسری خود را بر گریبان خویش فرو افکنند و زینت خود را... آشکار نکنند و پاهای خود را به گونه ای بر زمین نکوبند که زینت های مخفی آنان معلوم شود »

« وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللاتِی لا یَرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَه وَأَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ » ( نور / ۶۰ )

« و بر زنان وا نشسته ای که امید ازدواجی ندارند گناهی نیست که لباس های خود را کنار بگذارند بی آنکه زینتی را آشکار سازند »

« وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّه الأولَی وَأَقِمْنَ الصَّلاه وآتِینَ الزَّکَاه وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرً » ( احزاب / ۳۳ )

« و در خانه های تان قرار گیرید و جلوه گری جاهلیت پیشین را در پیش مگیرد »

« یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَعْرُوفًا » ( احزاب / ۳۲ )

« ای زنان پیامبر اگر شما تقوا پیشه کنید مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستند پس در سخن گفتن نرمی نکنید تا آن کسی که در دل مرضی دارد طمع کند و سخنی پسندیده بگویید »

این نهی و باز داشتن بدون تردید از آن جهت صورت گرفته است که تمایل به جلوه نمایی به صورت طبیعی در زنان وجود دارد و اگر مدیریت و کنترل نشود منجر به لغزش های جدّی می شود اما در مورد مردان نسبت به زنان چنین خطابها و نواهی وجود ندارد این نشان می دهد که از نظر قرآن در مردان این زمینه و مقوله های مشابه به صورت طبیعی و بنیادی وجود ندارد که آنان را به آرایش و جلوه گیری اندامی وا دارد و به جلب توجه زنان بکشاند ، هر چند پدیده خود آرایی در حد ضعیف تر و عارضی تری در مردان نیز مشهود می باشد ، اما گویی خود آرایی مرد ، در میدان روابط آنان با زنان ، حرف اول را نمی زند و اهرمی بنیادی به حساب نمی آید . از جمله آیاتی که نشان می دهد ، سهم زنان در پاکی جامعه بیشتر و مهمتر است و اگر خطا و ناپاکی مشترکی صورت گیرد ، این زن است که بگونه ای از توانمندی جنسی خود پاس نداشته و از عنصر حیا چشم پوشیده و درب حریم بر روی بیگانه گشوده است ! این آیه می باشد که در خطای واحد ، نام زن بدکار را بر مرد بدکار مقدم آورده است :

« الزَّانِیَه وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا »

« زن زنا کار و مرد زنا کار را هر کدام صد ضربه شلاق بزنید »

این در حالی است که وقتی به خطای سرقت و مجازات آن می پردازد از آنجا که ارتکاب این خطا در مردان رواج بیشتری دارد و یا به صورت کلان تری از سوی مردان صورت می گیرد نام « سارق » بر « سارقه » مقدّم آمده است .

« وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَه فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُمَا جَزَاءً بِمَا کَسَبَا نَکَالا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ » ( مائده / ۳۸ )

« و مرد و زن دزد را به کیفر آنچه مرتکب شده اند دست شان را به عنوان عقوبتی از جانب خدا قطع کنید و خدا عزتمند و حکیم است »

با توجه به حکیمانه بودن گزینش و به کار گیری واژه ها در قرآن این تفاوت تعبیر در دو آیه با این که هر دو بیانگر کیفر هستند و هر دو از کیفر مرد و زن سخن می گویند ، نشان از وجود خصوصیت و ویژگی روحی و باطنی دو جنس دارد که سبب تفاوت تعبیر شده است این ویژگی را مفسران به نقش آفرینی ویژه زنان در رابطه جنسی مربوط دانسته اند ، طبرسی می گوید :

« قیل انّما قدّم ذکر الزانیه علی الزانی لأن الزنی منهن اشنع واعیر و هو لاجل الحبل اضرّ لان الشهوه فیهنّ اکثر و علیهن اغلب » ( طبرسی ، ۷-۸/۱۹۷ )

« گفته شده است که نام زن زنا کار بر مرد زنا کار مقدم بیان شده است چون بی عفتی زنان زشت تر و باعث عار و ننگ بیشتر و برای بارداری نیز زیان بار تر است و نیز برای این که شهوت در زنان بیشتر و بر آنان مسلط تر می باشد »

علامه طباطبایی نیز همین نظریه را به عنوان « قیل » - مطلبی که گفته شده است - یاد کرده است ( طباطبایی ، ۱۵/۷۹) - تعبیر « قیل » نشان می دهد که تحلیل یاد شده از نظر علامه قطعی نبوده است .

بیضاوی نیز گفته است :

« و انما قدّم الزانیه لأنّ الزنا فی الاغلب یکون بتعرّضها للرجل و عرض نفسها علیه و لانّ مفسدته تتحقق بالاضافه الیها » ( البیضاوی ، ۳/۱۸۴ )

« زن زنا کار بر مرد زنا کار مقدم شده است چون غالباً زنا با عرضه کردن زن خودش را بر مرد تحقق می یابد و همچنین مفاسد و پیامدهای بد زنا برای زن بیشتر است . »

طبرسی در مورد آیه حد السرقه می گوید :

« و بدأ بالسارق هنا لانّ الغالب وجود السرقه فی الرجال و بدأ فی آیه الزنا بالنساء فقال «الزانیه و الزانی» لأنّ الغالب وجود ذلک فی النساء » ( طبرسی ، ۳-۴/۲۹۶ )

« در این آیه سخن با مرد سارق شروع شده است چون سرقت از سوی مردان بیشتر است و در آیه زنا سخن با زنان شروع شده است و فرموده است : « الزَّانِیَه وَالزَّانِی » چون زنا در زنان بیشتر است »

یکی دیگر از آیاتی که در این زمینه شایان توجه می باشد این است که در مورد زنان مشرکی که متمایل به ایمان شده و می خواهند اظهار ایمان کنند و بیعت نمایند ، از شرایطی که قرآن می آورد ترک زنا است :

« یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَی أَنْ لا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا وَلا یَسْرِقْنَ وَلا یَزْنِینَ وَلا یَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَلا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ » ( ممتحنه / ۱۲ )

« ای پیامبر هر گاه زنان مؤمن - متمایل به ایمان و مصمم برای پذیرش آن - نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند بر این اساس که به هیچ وجه به خدا شرک نورزند و دزدی نکنند و مرتکب زنا نشوند و فرزندان خود را نکشند و بهتانی را که میان دست و پای خود ساخته باشند به میان نیاورند ( فرزندی را که از شوهرشان نیست به او نسبت ندهند ) و در هیچ کار پسندیده ای مخالفت تو نکنند با آنان بیعت کن و از خدا برای آنان آمرزش بخواه قطعاً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است »

اما مشابه این شرط در مورد مردان مطرح نشده است با اینکه زنا یک عمل دو نفره است و از نظر حرمت و کیفر برای هر دو یکسان است ولی در مرحله یاد آوری و تذکر و هشدار و پیشگیری ، زنان بیشتر مورد هشدار قرار گرفته اند ، زیرا بخش زیادی از مدیریت و کنترل عفاف یا بی عفتی تحت اراده آنان است .

در برخی روایات تمایل و نیز قدرت جذب کنندگی و فریبندگی زن نسبت به مرد مطرح شده است :

« النساء همهن الرجال » ( کلینی ، ۵/۳۳۷)

« زنان توجه و اهتمام شان به مردان است »

« قال رسول الله (ص) : ما رأیت من ضعیفات الدین و ناقصات العقول اسلب لذی لب منکنّ » ( کلینی ، ۵/۳۲۲ )

« هرگز ندیدم یک عنصری سست ایمان و کم خرد بتواند یک انسان با شعور را بفریبد آن گونه که برخی از زنان سست ایمان و کم خرد آنان را تحت تأثیر قرار داده و به رفتاری بی خردانه وا می دارند . »

از این روایت استفاده می شود که اگر نیروی ایمان و اندیشه در زنان ضعیف باشد ، می توانند نقشی منفی بزرگی در جامعه ایفا کنند ، نه تنها مردانی شبیه خود را جذب کنند ، بلکه مردانی که به صورت معمول و به طور طبیعی گام از حریم ارزشها و اخلاق بیرون نمی نهند گرفتار وسوسه شوند و تصمیم را از دست بدهند ! این که یوسف صدیق در مناجات خود با خدا از کید زنان مرفه درباری به خدا پناه برده و از او استمداد کرده و می گوید اگر مرا یاری نکنی و نجات نبخشی ، نگران آن هستم که من نیز به زنان تمایل پیدا کنم و خواسته واراده آنان در من تأثیر گذار شود با این که می دانم درخواست و روش آنان جاهلانه است ( اصب الیهن و اکن ، من الجاهلین ) اشاره به همین معنا دارد .

آفات حجب و عفاف ، در زنان

الف) مراودات و رفت و آمدهای نا صحیح : « امْرَأَه الْعَزِیزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا » ( یوسف / ۳۰ )

« زن عزیز با رفت و آمدهای پیوسته خود ، تلاش می کند تا خدمتکارش را به خود فرا خواند ، محبت او لبریز شده و وجودش را پر کرده است . » ( مصطفوی ، ۴/۲۷۱ )

از این آیه استفاده می شود که رفت و آمد های نادرست از یک محبت و علقه طبیعی می تواند یک انحراف و بیماری بیافریند .

ب) به نمایش گذاشتن زینتها، آرایه ها و زیبایی های طبیعی : « وَلا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ » ( نور / ۳۱ )

« و زینت های شان را آشکار نکنند »

« غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَه » ( نور / ۶۰ )

« بی آنکه زینتی را آشکار سازند »

« وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّه الأولَی » ( احزاب / ۳۳ )

« و در خانه هایتان قرار گیرید و جلوه گری جاهلیت پیشین را در پیش مگیرید . »

ج) نرمش در سخن گفتن : « فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَعْرُوفًا » ( احزاب / ۳۲ )

« پس در سخن گفتن نرمی نکنید تا آن کسی که در دل مرضی دارد طمع کند و سخنی پسندیده بگویید .»

د) انتخاب دوست از جنس مردان : « وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ »

« و نه آنکه محرمانه دوست بگیرید »

ه) خلوت با مرد بیگانه در محیط بسته : « وَغَلَّقَتِ الأبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ » ( یوسف / ۲۳ )

« درها را محکم بست و [ در حالی که خود را آماده کرده بود به یوسف ] گفت ، بیا ، بشتاب »

و) ارتباط با محافل و جمع های ناسالم « قَالَتْ فَذَلِکُنَّ الَّذِی لُمْتُنَّنِی فِیهِ وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَلَئِنْ لَمْ یَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ وَلَیَکُونًا مِنَ الصَّاغِرِینَ » ( یوسف / ۳۲ )

« بانو گفت : این است آن کسی که مرا در عشق او سرزنش کردید آری من از او کام خواستم ولی او خویشتن داری کرد و اگر آنچه را به وی فرمان می دهم انجام ندهد قطعاً زندانی خواهد شد و خوار و بی مقدار خواهد گشت »

زمینه اتهام زنان به شیطنت و فریبکاری

زن در نگاه نخست ، عنصری فرشته خو و فرشته گون شناخته شده است و از این رو همواره در تخیل هنرمندان و تندیس آفرینان و نقاشان ، فرشتگان ، در هیبت و شکل و قامت زنان تجلی یافته اند .

انسانها با اولین زنی که در زندگی خود مواجه می شوند ، فرشته ای است که ، مادر نام دارد ، مظهر فداکاری و صمیمیت .

شاعران و عارفان هرگاه خواسته اند ذهن خود و مخاطبش را به فضایی فراتر از عالم مادی ببرند و در ترسیم حقایق و ظرایف مبالغه کنند از خال و لب و ابروی زنان وام گرفته اند .

با این همه چه شده است که زن در بسیاری از فرهنگ های اجتماعی با تعابیر تندی مورد انتقاد و نکوهش قرار گرفته و به شیطنت و مکاری متهم شده است .

قرآن به این پرسش پاسخ داده است و می گوید ، زن زمانی که از توانمندی ها و امکانات ارزشمند خود ، بهره صحیح نگیرد و زیبایی و جمال و ظرافت و لطافت طبع و اندام را با پوشش حجب و عفاف نیاراید چونان میوه با طراوتی است که چون پوسته آن جدا شود ، به سرعت می پوسد و گندیده می شود .

آن گونه که زن عزیز مصر با همه شکوه و بی نیازی و رفاهمندی و برخورداری وقتی پرده عفاف را کنار نهاد ، از یک سو خود به زانو در آمد و در برابر جوانی خدمتکار به تمنا نشست ، از سوی دیگر برای رسیدن به هوس خویش ، معشوق خود را متهم و زندانی می کند و در نهایت ، مهر فریبکاری را بر پیشانی خود و دیگر زنان می زند .

« فَلَمَّا رَأَی قَمِیصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِنْ کَیْدِکُنَّ إِنَّ کَیْدَکُنَّ عَظِیمٌ » ( یوسف / ۲۸ )

« پس آنگاه که عزیز مصر ، مشاهده کرد پیراهن یوسف از پشت سر او پاره شده است - و فهمید که یوسف در حال گریز از دام گناه بوده و این زلیخا است که او را از پشت سر تعقیب کرده و پیراهن او را کشیده است – گفت : این رخداد از نیرنگ شما زنان است ، چه این که حیله و نیرنگ شما بس بزرگ می باشد . »

تعبیر « إِنَّ کَیْدَکُنَّ عَظِیمٌ » سخن خدا نیست ، بلکه سخن عزیز مصر است که فارغ از یک فرهنگ دینی است ولی به طور طبیعی متوجه می شود که آنچه رخداده است نتیجه یک توطئه زنانه می باشد .

عزیز مصر ، توطئه زنان دربار را به حساب همه زنان تاریخ می آورد و چنین می نماید که اساساً جنس زن با کید و حیله همراه است .

خداوند بی آن که کلام او را با اطلاق و شمولش تأیید کرده باشد ، آن را صرفاً نقل کرده است تا نشان دهد که چه زمینه ها و کارکردهایی در تاریخ ، زمینه های طعنه ها و بدگویی ها را علیه زنان فراهم آورده است .

البته در آیات بعد ، قرآن نیز بر این گونه رفتار عنوان حیله و نیرنگ و بر زنانی که چونان زنان مرفه درباری ، قید عفاف دریده و گام از پرده روابط سالم بدرون نهاده اند ، عنوان حیله گر داده است .

« قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ وَإِلا تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَکُنْ مِنَ الْجَاهِلِینَ (۳۳) فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ کَیْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ » ( یوسف ۳۳-۳۴ )

« یوسف گفت: " پروردگارا ! زندان نزد من محبوب تر است از آنچه اینها مرا به سوی آن می خوانند ! و اگر مکر و نیرنگ آنها را از من باز نگردانی ، به سوی آنان متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود ! پروردگارش دعای او را اجابت کرد ؛ و مکر آنان را از او بگردانید ؛ چرا که او شنوا و داناست ! »

قرآن با بیان سرگذشت یوسف نمی خواهد بگوید که توده زنان مانند زلیخا هستند و توده مردان مانند یوسف ، بلکه به عکس می خواهد ، زشت ترین نماد سوء استفاده یک زن را از امکانات و تمایلات خود به نقد کشد تا زنان به هوش باشند و متاع ارزشمند و موهبت های الهی خویش را با مقدماتی نادرست در بازار رسوایی و محرومیت به حراج ننهند .

و از سوی دیگر به مردان که معمولاً مقاومت کمی در برابر وسوسه های جنسی دارند و معمولاً جذب جاذبه ها و زیبایی ها ظاهری و رفتاری زنان می شوند ، یوسف را به عنوان برترین و شکوهمند ترین نماد مقاومت و پاکی و صداقت و نیک اندیشی معرفی کند و این سرگذشت عینی را عبرتی و الگویی برای زنان و مردان قرار دهد و در لابه لای آن ، دهها و صدها نکته معرفتی و اخلاقی را مطرح سازد

 

منبع: www.Aftab.ir

حجاب و امنيّت اجتماعى

مقوله «پوشش و استتار بدن» به عنوان جزء جدايى‏ناپذير حيات انسانى و مصداق اصلى حجاب، امرى كاملاً مشهود و بى‏نياز از تعديل است. براى حجاب كاركردهايى در دو حوزه فردى و اجتماعى، قابل تصوّر است:

الف. كاركردهاى فردى:

همچون پاسخگويى به نياز فطرى «خوداستتارى» و تأمين امنيّت در برابر گرما و سرما.

ب. كاركردهاى اجتماعى:

هويّت‏بخشى و ايجاد امنيّت اجتماعى از جمله اين كاركردهاست، چراكه نوع پوشش و حجاب، نشان‏دهنده سنّت‏ها، ارزش‏ها و باورهاى يك جامعه است.

اسلام، حجاب را از مصاديق مهمّ تحقق امنيّت اجتماعى در جامعه معرّفى كرده است و چالش‏ها، زمينه‏ها و راهبردهاى بسيار مهمّى را براى شكوفايى ذهن نوانديش افراد جامعه در اين مورد تبيين نموده است.

بر اين اساس و به منظور آگاهى بيشتر از رابطه حجاب و امنيّت اجتماعى، ما برآنيم كه در اين نوشتار جنبه‏هاى مختلف اين موضوع و اهمّيّت آن راتوضيح داده و تأثير آن را در حفظ ارزش‏هاى دينى بيان كنيم.

به طور كلّى در اين مقاله موارد ذيل مورد بحث و بررسى قرار گرفته است:

1. امنيّت اجتماعى، هدف اساسى وجوب حجاب.

2. امنيّت اجتماعى، فلسفه حقيقى وجوب حجاب.

3. پايه‏هاى تحقق امنيّت اجتماعى در سايه حجاب بانوان.

4. آثار و فوائد حجاب اسلامى و تحقق امنيّت اجتماعى.

5. آثار سوء بد حجابى و انهدام امنيّت اجتماعى.

6. بيان نتيجه و ارائه راهكارها و پيشنهاداتى جهت تثبيت امنيّت اجتماعى در سيطره حجاب اسلامى.

گوهر اسلام، سعادت و نجات آدمى است و باورهاى دينى، احكام اخلاقى و فقهى در راستاى اين غايت مهم نازل شده‏اند. اين آموزه‏هاى هستمندانه و بايستى از خالق حكيمى تجلّى مى‏يابد كه به نيازهاى روحى و جسمى، مادى و معنوى، فردى و اجتماعى بشريّت، كاملاً آگاه است. احكام الهى مربوط به پوشش زنان نيز با اين فلسفه و حكمت مدبّرانه صادر گرديده است.

زن با عنصر حجاب اسلامى، نه تنها به تهذيب، تزكيه نفس و ملكات نفسانى پرداخته و قرب الهى را فراهم مى‏سازد، بلكه باعث گسترش روزافزون امنيّت اجتماعى و ايجاد زمينه‏اى جهت رشد معنوى مردان مى‏گردد؛ همچنان كه خداوند سبحان، خطاب به پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايد:

«به مردان مؤمن بگو تا چشمان خود را از نگاه ناروا بپوشانند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، كه اين بر پاكيزگى جسم و جان ايشان، بهتر است (1)».

همچنين مى‏فرمايد:

«به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو كه خويشتن را با چادرهاى خود بپوشانند كه اين كار براى آن است كه آنها به عفّت شناخته شوند تا از تعرّض و جسارت، آزار نكشند (در امنيّت كامل باشند) ؛ خداوند در حقّ خلق، آمرزنده و مهربان است(2)».

همان‏گونه كه ذكر گرديد، حجاب و پوشش اسلامى براى مردان و زنان، تنها از كاركرد فردى برخوردار نيست و فقط براى سامان‏دهى خلقيّات و ملكات نفسانى آدميان، مؤثر نمى‏باشد، بلكه از كاركرد اجتماعى نيز برخوردار است؛ غرايز، التهاب‏هاى جسمى و معاشرت‏هاى بى‏بند و بار را كنترل نموده، بر تحكيم نظام خانواده مى‏افزايد. همچنين از انحلال كانون مستحكم و پايدار زناشويى جلوگيرى نموده و امنيّت اجتماعى را فراهم مى‏سازد. حال اگر كسانى با نگرش دينى، اسلامى يا با رويكرد جامعه‏شناختى و روان‏شناسى به چنين كاركردها و تأثيرات مطلوب، به ويژه تأمين امنيّت اجتماعى پى ببرند، نه تنها هدفمندانه، زندگى مى‏كنند، بلكه براى رفتارها و انديشه‏هايشان دست به گزينش مى‏زنند تا به اهداف متعالى الهى و انسانى دست يازند. از اين‏رو به مسأله حجاب نيز به عنوان راهبردى كارساز جهت تأييد و ترويج ارزش‏هاى اجتماعى، تأمين‏كننده سعادت آدمى و منشأ قرب الهى مى‏نگرند.

بنابراين، پوشش اسلامى به منزله يك حفاظ ظاهرى و باطنى در برابر افراد نامحرم، قلمداد مى‏شود كه مصونيت اخلاقى، خانوادگى و پيوند عميق ميان حجاب ظاهرى و بازدارى باطنى و از همه مهمّ‏تر امنيّت اجتماعى را فراهم مى‏سازد و پيشينه آن به اندازه تاريخ آفرينش انسان است؛ چراكه پوشش و لباس هر بشرى، پرچم كشور وجود اوست. پرچمى كه وى بر خانه وجودش نصب كرده است و با آن اعلام مى‏دارد كه از كدام فرهنگ تبعيّت مى‏كند(3).

در سال‏هاى اخير، روند شبهات درباره حجاب و پوشش اسلامى، شدت يافته است و مطرح شدن شبهات فراوان در زمينه حجاب برتر به همراه عوامل ديگرى مانند ضعف اعتقاد و عدم شناخت كافى از اين مسأله و ضرورت آن موجب تهديد امنيّت اجتماعى و اُفت روند استفاده از مصاديق چنين حجابى در جامعه شده است، كه نتيجه اتّخاذ روش تخريبى بعضى مطبوعات و رواج پوشش‏هاى نامناسب در مقابل نامحرمان است؛ لذا ما به منظور اينكه اسلام، مشوّق حجاب و پوشش كامل براى زنان و دختران در برابر افراد نامحرم است، به بيان هدف و فلسفه اين مصداق مهمّ اسلامى و رابطه فراگير و تنگاتنگ آن با امنيّت اجتماعى از جنبه‏هاى مختلف مى‏پردازيم.

اميد است كه راهكارهاى بيان شده در اين زمينه‏ها براى همه اقشار جامعه اسلامى به ويژه نسل جوان و انديشمند، مفيد باشد و عزمشان را براى عمل و گسترش آن، به نحو مطلوب و احسن، جزم نمايند تا امنيّت اجتماعى، تأمين شود. ثانيا نماد فرهنگى و ملّى بشريّت، درخشش روزافزون خود را حفظ نمايد.

امنيّت اجتماعى، هدف اساسى وجوب حجاب

با توجه به آيات قرآن مجيد، به خوبى مشخص و معيّن مى‏گردد كه هدف از تشريع وجوب حكم حجاب اسلامى دست‏يابى به تزكيه نفس، طهارت، عفّت و پاكدامنى جهت استحكام و گسترش امنيّت اجتماعى است.

«و اِذا سَأَلْتُموهُنَّ مَتاعا فَسْئلوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُم أطْهَرُ لِقلوبِكُم و قُلُوبِهِنَّ(4)».

چون نگاه نامحرم توسط مردان، باعث تحريك و تهييج جنسى آنان و در نتيجه منجر به فساد و ريشه‏كن نمودن امنيّت اجتماعى مى‏شود، خداوند در كنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، مردان را نيز امر به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر ايشان، حرام كرده است. چنانكه در اين‏باره از امام رضا عليه‏السلام نقل شده است:

«حرّم النَّظَر الى شُعورِ النّساء المَحْجوبات بالاَزْواج و غَيْرهِنَّ مِنَ النّساء لما فيه مِنْ تَهْييجِ الرّجال و ما يَدْعوا التَّهْييج الى الفَساد و الدُّخول فيما لا يحلّ و لا يجمل(5)».

«نگاه به موهاى زنان باحجاب ازدواج‏كرده و بانوان ديگر، از آن جهت حرام شده است كه نگاه، مردان را برمى‏انگيزد و آنان را به فساد فرامى‏خواند در آنچه كه ورود در آن نه حلال است و نه شايسته».

از مجموع گفتار فوق روشن مى‏گردد كه هدف از وجوب حجاب اسلامى علاوه بر موارد مذكور، ايجاد صلاح و پيشگيرى از فساد، جهت تأمين و گسترش امنيّت اجتماعى است.

امنيّت اجتماعى، فلسفه حقيقى وجوب حجاب

يكى از فلسفه‏هاى حقيقى وجوب حجاب، حفظ آرامش زن، مصونيّت جامعه از فساد و عمق و معنا بخشيدن به امنيّت اجتماعى با توسعه آن مى‏باشد. زيرا نفس آدمى، دريايى موّاج از تمايلات و خواسته‏هاى اوست كه مهم‏ترين آنها به خوراكى‏ها، امور جنسى و مال و جاه و مقام، مربوط مى‏شود و بدون شك بالاترين خواسته‏هاى مردان، تمايل به جنس زن است. در سخنان عرفا آمده است:

«أعْظَمُ الشَّهْوَة، شَهْوَة النّساء(6)»:

«بزرگ‏ترين خواسته‏هاى مرد، رغبت به زنان است».

ارائه زيبايى‏ها و مواضع بدن زن، به شهوت و طمع مردان، دامن مى‏زند و آنها را به يك كانون جدّى خطر، مبدّل مى‏سازد كه به سلب آرامش زن و امنيّت اجتماعى منتهى مى‏گردد. آنچه مى‏تواند از اين ناامنى پيشگيرى كند، پوشش زن از چشمان گرسنه نامحرمان است كه با حجاب كامل اسلامى، عملى خواهد شد.

پوشش دينى، پيام عفت، شخصيّت و خداترسى زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنين بانويى چشم طمع نخواهند داشت كه او را نيرويى بالفعل در هرچه وسعت بخشيدن امنيّت اجتماعى دانسته و نجابتش را مى‏ستايند. در اين صورت است كه زن نه تنها در سنگر حجاب خود، از تير نگاه‏هاى زهرآلود، سخنان آزاردهنده و برخوردهاى اراذل جامعه در امان خواهد بود، بلكه امنيّت و آرامش درونى خود و اجتماع خويش را برقرار خواهد كرد.

نكته معنوى و عرفانى قابل ذكر در اين باب، پيام الهى آفريدگار هستى، خطاب به زنان است:

«اى زن! آگاه باش، دنيا خراب‏آبادى است كه هر نقطه آن به مين‏هاى شيطان و نگاه‏هاى آلوده، ناامن گشته است. اما فرشته‏هاى حجاب در محفل انس و ياد خدا در امنيّتى بى‏نظير به سر مى‏برند كه ديگران از طعم آن بى‏خبرند(7)».

شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين حايل كجا دانند حال ما سبكباران ساحل‏ها

پايه‏هاى تحقق امنيّت اجتماعى در سايه‏هاى حجاب بانوان

پوششى كه اسلام آن را به عنوان يك حكم شرعى اعلام كرده است، يك عمل ظاهرى و گسسته از عوامل و پايه‏ها نيست، بلكه حجاب، خيمه عفاف بانوانى است كه آن را بر پايه‏هاى خود استوار نموده و باعث ترويج ارزش امنيّت اجتماعى مى‏گردند و به تحقق آن در جامعه اسلامى، كمك مى‏نمايند.

اكنون شايان ذكر است كه اين پايه‏هاى اساسى بيان گردد:

1. ايمان به خدا و جهان آخرت

از مهم‏ترين عواملى كه بانوان توسط آن به آرامش روحى و روانى دست يافته و امنيّت اجتماعى جامعه را فراهم مى‏نمايند، اين است كه وقتى زن به خداى تعالى و علم و حكمت او ايمان آورد و معتقد گردد احكامى كه براى بشريّت تشريع كرده، بودن نقص و داراى آثار مطلوبى است، از حكم الهى حجاب استقبال نموده، امنيّت اجتماعى جامعه را تضمين مى‏كند.

2. تقوا

پرهيزكارى بانوان، ضامن تأمين امنيّت اجتماعى است و تا اين پايه محكم معنوى در قلب بانوان شكل نگيرد، حجاب را نوعى محدوديّت براى خود قلمداد نموده و امنيّت اجتماعى انسان‏ها را تهديد مى‏نمايد.

خانمى كه بداند تقواى الهى پادزهر بيمارى دل‏هاست كه حجاب‏هاى تاريك جان را غرق مى‏كند و لانه‏هاى هوس را برمى‏اندازد، آن را به كام جان خود مى‏ريزد تا عالم جانش، گلستان گل‏هاى سلم، طاعت و تسليم گردد و خيمه حجابش را برمى‏افروزد تا حافظ بوستان ارزش‏هاى خويشتن و آرامش درونى اجتماع خود شود.

3. آگاهى

شناخت سيماى زن، حقيقت حجاب، فلسفه و آثار آن از جمله پايه‏هاى مستحكم پوشش دينى و تبلور امنيّت اجتماعى است. وقتى خانمى به پاسخ درونى خود كه چرا بايد پوشيده باشم نايل شود، پايه‏هاى حجاب دينى در او شكل گرفته و با آگاهى كامل به امنيّت اجتماعى ارزش مى‏بخشد و دوام آن را تضمين خواهد كرد. به طور كلّى، آگاهى زن نسبت به آثار مطلوب حجاب و مهم‏تر از آنها مسأله امنيّت اجتماعى باعث مى‏شود كه نه تنها احساس سنگينى از پديده حجاب ننمايد، بلكه از آن به خوبى استقبال نموده، وسوسه‏هاى شيطانى را هيچ انگاشته و آرامش برونى و درونى اجتماع را وسعت مى‏بخشد.

همچنين اين پيام اصيل و عرفانى را هميشه آويزه گوش‏هاى خود مى‏گرداند:

«خواهرم! سرزمين جانت را با خورشيد آگاهى روشن كن تا بر زواياى وجودت بتابد و آن‏چنان كه هستى خود را بشناسى، آنگاه دريابى كه حجاب باله‏هاى شنا به سوى سرچشمه هستى امنيّت فردى و اجتماعى كامل است و پوشش‏هاى مهيّج وزنه‏هاى سنگينى است كه زن را غريق ژرفاى مهيب دنيا نموده، امنيّت خود و جامعه خويش را برهم مى‏زند».

آثار و فوايد حجاب اسلامى بر تحقق امنيّت اجتماعى

آثار و فوايد حجاب اسلامى بر گسترش امنيّت اجتماعى، بسيار است كه برخى از آنها عبارتند از:

1. ايجاد آرامش روانى بين افراد جامعه.

2. جلوگيرى از تهييج و تحريك جنسى و خنثى نمودن لذايذ نفسانى.

3. كاهش چشمگير مفاسد فردى و اجتماعى در جامعه اسلامى.

4. حفظ و استيفاى نيروى كار در سطح جامعه اسلامى.

5. حضور معنوى‏گرايانه زنان و مردان در محيط اجتماعى.

6. كاهش تقاضاى مدپرستى بانوان.

7. حفظ ارزش‏هاى انسانى، مانند عفت، حيا و متانت در جامعه.

8. مصونيّت زنان در همه زمانها و مكانها.

9. سلامت و زيبايى موقعيّت اجتماعى و فرهنگى مردان و زنان جامعه اسلامى.

10. هدايت، كنترل و بهره‏مندى صحيح از اميال و غرايز انسانى.

11. مبارزه با تهاجم فرهنگى غرب.

12. از بين‏بردن فشارهاى اجتماعى نامشروع و نابهنجار(8).

اكنون به توضيح برخى از فوايد مذكور مى‏پردازيم تا اثبات گردد حجاب از لوازم جدايى‏ناپذير و ابزارهاى اوليه و پايه‏اى جهت برقرارى مداوم امنيّت اجتماعى است.

ايجاد آرامش روانى در افراد جامعه

نفس آدمى دريايى از خواستنى‏ها و تمايلات است. زمانى كه به چيزى رغبت پيدا كند همانند دريا، توفانى مى‏شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد اين دريا، رسيدن او به خواسته خويش است. لذا براى جلوگيرى از چنين موقعيت مهلك و درد طاقت‏فرسايى، حجاب؛ داروى درمان‏كننده و موجد امنيّت و صفاى روحى است. همانطور كه يك بانوى تازه مسلمان آمريكايى مى‏گويد: «سلامت روح مرد و جامعه با نوع و كيفيت پوشش زنان، رابطه مستقيم و غيرقابل انكار دارد(9)».

حفظ و استيفاى نيروى كار

اسلام با التفات ويژه به مسأله حجاب و پوشش زنان در محيط كار مى‏خواهد كه محيط اجتماع از لذت‏هاى ناهنجار جنسى، پاك شده و راه را جهت حفظ نيروى قدرتمند روحى و جسمى با حضورى معنوى در محل كار، بگشايد. در مقابل، بى‏حجابى و بدحجابى باعث سوق دادن لذت‏هاى جنسى از محيط كار و كادر خانواده به اجتماع و در نتيجه، تضعيف نيروى كار افراد جامعه و برهم زدن امنيّت اجتماعى آنان مى‏گردد(10).

مبارزه با تهاجم فرهنگى غرب

مبارزه با تهاجم فرهنگى، پديده جديدى نيست. در طول تاريخ بشر، جنگ فرهنگى، هميشه وجود داشته است. به عنوان نمونه، فرعون در برابر موسى عليه‏السلام به جنگ فرهنگى متوسل شده گفت: »مى‏ترسم آيين شما را دگرگون سازد، و يا در اين سرزمين فساد برپا نمايد!»(11). يكى از جنبه‏هاى مهم تهاجم فرهنگى غربى‏ها مبارزه با حجاب و از بين‏بردن امنيّت اجتماعى بوده و هست و اين امر، مشخصا از زمان رضاخان شروع شد. به اين صورت كه تحت عنوان متحدالشكل شدن، با حجاب به مبارزه برخاستند و پوشيدن لباس روحانيّت را قدغن، و مجالس عزادارى امام حسين عليه‏السلام را نيز ممنوع كردند(12).

آنها همچنين به عنوان آزادى و هنر، انواع فساد و فحشا و ابتذال را ترويج دادند و حجاب را مانع اصلى اين آزادى حقيقى معرفى كردند و امنيّت اجتماعى افراد جامعه را به خطر انداختند.

حفظ حجاب و امنيّت اجتماعى و درك رابطه مستقيم و عميق اين دو مقوله، راهكارها و فوايد بسيار ارزشمندى را جهت مبارزه با تهاجم فرهنگى غرب ارائه مى‏دهند:

1. باعث تبليغ فرهنگ ناب اسلامى و تشويق جوانان به ازدواجِ موفقِ اسلامى مى‏گردند.

2. جوانان را جهت تقويت روحيه و حفظ آرامش درونى به جاى سوق‏دادن به محيط فحشا و اعمال مبتذل، به شركت در فعاليت‏هاى هنرى، ورزشى، فرهنگى و مذهبى رهنمون مى‏شوند.

3. حفظ حجاب، نه تنها باعث ايجاد امنيّت اجتماعى فراگير مى‏شود، بلكه جهت مبارزه با تهاجم فرهنگى، مسؤولان را از واردات كالاى تجملاتى، لوازم بهداشتى و آرايشى مبتذل نهى مى‏نمايد(13).

آثار سوء بى‏حجابى و زوال امنيّت اجتماعى

بى‏حجابى يا حضور تحريك كننده زنان در جامعه، از آثار زيانبار اخلاقى، سياسى، آخرتى و اجتماعى مختلفى برخوردار است كه يكى از مهم‏ترين آن‏ها زوال امنيّت اجتماعى است. بى‏حجابى با اثرات مهلك خود كه در ذيل آمده و شرح داده مى‏شود، باعث از بين رفتن بنيه اعتقادى و امنيّت اجتماعى بشريّت مى‏گردد.

1. سقوط شخصيّت

حجاب، قانون فطرت است و سرپيچى از قوانين فطرى، زن را از هويت او خارج مى‏سازد و خروج از هويت انسانى همان و سقوط از جايگاه بلند ارزشى شخصيتى همان. با افول شخصيّت زن، بى‏بندوبارى در جامعه رايج و نظام خانوادگى مختل مى‏گردد و در نتيجه امنيّت اجتماعى از افراد جامعه، سلب مى‏شود(14). سقوط شخصيت زن به دلايل زير باعث اضمحلال امنيّت اجتماعى مى‏شود:

الف. زن با از دست‏دادن شخصيت خويش، ارزشهايش منهدم شده و هوسرانى را در جامعه رواج مى‏دهد، در نتيجه سلامت اخلاقى و به دنبال آن امنيت اجتماعى نيز كاهش مى‏يابد.

ب. زنان، با غفلت از اصول اخلاقى اسلام، مسايل جنسى را به محيط جامعه كشانده و زمينه گسترش گناه و از هم‏پاشيدگى نظم اجتماع را به وجود مى‏آورند.

ج. زنان، با بى‏حجابى به معصيت كبيره خودنمايى گرفتار آمده و بى‏حيايى را در جامعه ترويج مى‏دهند، در نتيجه امنيّت اجتماعى، نابسامان گشته، از بين مى‏رود.

2. تزلزل خانواده‏ها

يكى از آثار زيانبار بى‏حجابى بانوان، تزلزل خانواده‏هاست، زيرا آنان با گسترش و رواج مسايل جنسى از خانواده به جامعه، مرتكب ظلمى فاحش و غيرقابل جبران اجتماعى مى‏گردند و روابط زناشويى در خانواده‏ها را متزلزل مى‏كنند، در نتيجه امنيّت خانوادگى با خطرات جدى از قبيل از هم‏پاشيدگى بنيان خانواده و عقده‏مند شدن مردان، روبرو مى‏شود و اين مشكلات زيانبار به محيط جامعه كشيده شده، امنيّت اجتماعى را در نظام اسلامى با آشفتگى جدى مواجه مى‏سازد.

از ديگر آثار سوء بى‏حجابى و تأثير آن در زوال امنيّت اجتماعى مى‏توان به فقدان تعادل فكرى، روانى و اجتماعى افراد جامعه، ايجاد احساس بى‏مسؤوليتى در نسل جوان جامعه، از بين‏بردن انگيزه‏هاى ازدواج مشروع در جوانان و تقويت احساس بى‏ارزشى و پوچى انسان‏ها اشاره نمود، كه به دليل گستردگى بحث، از توضيح آنها خوددارى مى‏شود (ر.ك: مسأله حجاب، شهيد مرتضى مطهرى، صص 95 - 80. حجاب و جامعه، زهرا حسينى موسوى، صص 70 - 9 و حجاب‏شناسى، چالش‏ها و كاوش‏هاى جديد، حسين مهدى‏زاده، بخش شبهه‏هاى وارده در حجاب و پاسخ‏هاى نغز آن از سوى دانشمندان اسلامى).

نتيجه

از مباحث بيان شده در اين مقاله، به خوبى رابطه حجاب و امنيّت اجتماعى، آشكار مى‏گردد و نمايان مى‏شود كه اسلام، جهت حفظ امنيت اجتماعى، طرفدار حجاب بيشتر و حداكثر بانوان، به ويژه زنان و دختران جوان در بيرون از منزل و در مواجهه با نامحرم است. از ديرباز، بعضى از مصاديق حجاب برتر، مانند لباس‏هاى بلند، مقنعه و چادر مشكى، ضامن امنيت بوده و داراى اصل و ريشه قرآنى مى‏باشند. از اين مقاله به خوبى اين نكته فهميده مى‏شود و به دست مى‏آيد كه مسأله حجاب، يكى از مهم‏ترين چارچوب‏هاى احكام الهى جهت تضمين سعادت فردى و اجتماعى بشريّت است و اينكه عده‏اى با استفاده از شبهات و روش‏هاى القايى تبليغ منفى، به جاى ارائه‏دادن طرح مشخص و جالبى براى ترويج الگوهاى مطلوب از حجاب اصيل و برتر، به جنگ روحى و روانى بر عليه زنان متديّن و عفيف جامعه و اضمحلال امنيت اجتماعى اقدام مى‏نمايند، به سختى در اشتباه و گمراهى آشكارند و بايد بدانند كه از اقدامات نابهنجار خويش سودى جز تخريب شخصيت درونى خود نخواهندبرد.

با توجه به واقعيّتهاى موجود از حجاب در جامعه، بايد تمام ابزارهاى فرهنگ‏ساز از قبيل كتاب، مطبوعات و صدا و سيما به سوى ارزش‏هاى اسلامى كه يكى از بارزترين آنها رعايت پوشش و حجاب برتر و مطلوب و امنيت اجتماعى فراگير است، هدايت شوند و همه افراد را به مهم‏ترين وجهى رهنمون گردند.

________________________________________

1. نور، 30.

2. احزاب، 59.

3. فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، غلامعلى حداد عادل، ص 40.

4. احزاب، 53.

5. بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 104، ص 34.

6. محجة البيضاء، ج 5، ص 177.

7. تحليلى نو و عملى از حجاب در عصر حاضر، محمدرضا اكبرى، ص 14 - 16.

8. براى آگاهى بيشتر درباره آثار و فوايد پوشش و حجاب و امنيّت اجتماعى، ر.ك: مجموعه مقالات پوشش و عفاف، دومين نمايشگاه تشخيص منزلت زن در نظام اسلامى.

9.ر.ك: آيين بهزيستى، ج 3، ص 219.

10.مسأله حجاب: استاد شهيد مرتضى مطهرى، ص 94 - 84.

11. «..انّى أَخافُ أنْ يُبَدِّلَ دِينَكُم أو أن يُظْهِر فى الارض الفساد»، سوره مؤمن، آيه 26.

12.ر.ك: انقلاب يا بعثت جديد، حجة‏الاسلام هاشمى رفسنجانى، ص 17.

13.ر.ك: پژوهشى نو پيرامون انقلاب اسلامى، حميد دهقان، ص 182 - 180.

 

14.تحليلى نو و عملى از حجاب در عصر حاضر، محمدرضا اكبرى، ص 190 - 193.

نقش خانواده در توسعه فرهنگ حجاب

لزوم پوشيدگي زن در برابر نامحرم يكي از مسايل مهم اسلامي است و در قرآن كريم در اين خصوص تصريح شده است. به همين دليل در اصل مطلب از جنبه اسلامي نمي توان ترديد كرد. ولي اين كه بعضي از دختران جوان پوشش خود را به طور كامل رعايت نمي كنند، بيشتر به علت ناآگاهي آنان نسبت به فلسفه حجاب برمي گردد. اين گروه غالباً گمان مي كنند حجاب موجب سلب آزادي زنان مي شود و مي پرسند با توجه به اينكه خداوند زن و مرد را آزاد آفريده است، چرا بايد فقط زنان حجاب داشته باشند؟ شهيد مطهري در پاسخ به اين سؤال در كتاب «مسأله حجاب» آورده است: «فرق است بين زنداني كردن زن در خانه و موظف داشتن به اين كه وقتي مي خواهد با مرد نامحرم روبه رو شود پوشيده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسير كردن وجود ندارد. حجاب در اسلام وظيفه اي است كه بر عهده زن نهاده شده تا در معاشرت و برخورد با مرد كيفيت خاصي را در لباس پوشيدن مراعات كند. اين وظيفه نه از ناحيه مرد بر زن تحميل شده و نه چيزي است كه با حيثيت و كرامت او منافات داشته باشد و يا تجاوز به حقوق طبيعي او كه خداوند برايش تعيين فرموده، محسوب شود.

همچنين گفته است: «شرافت زن اقتضا مي كند هنگامي كه از خانه بيرون مي رود سنگين، متين و باوقار باشد و در طرز لباس پوشيدنش هيچ گونه عمدي كه باعث تحريك و تهييج شود به كار نبرد.»

توسعه فرهنگ حجاب در جامعه

زهرا سيدزاده، كارشناس ارشد روانشناسي باليني، مسأله حجاب را از ديدگاه روان شناختي مورد بررسي قرار داده، در اين مورد مي گويد: «براي دستيابي به اهداف تربيت ديني، توسعه فرهنگ تعالي بخش حجاب و عفاف اهميت ويژه اي دارد. در حقيقت پويايي تربيت ديني در شرايط كنوني به پويايي روشها، نگرشها و برنامه هايي وابسته است كه در سطح خانواده، نظامهاي آموزشي و سياستهاي حاكم بر جامعه مطرح مي شود و بايد از حالت كليشه اي و تحميلي خارج شده و با روشهاي علمي و صحيح ارايه شود.»

وي با بيان اين كه يكي از جلوه هاي رفتاري زن يا مرد مسلمان كه نشانه دينداري و عامل صيانت جامعه از فساد و آسيبهاي رواني- اجتماعي است، حجاب است، تأكيد مي كند؛ داشتن پوشش مناسب نه تنها سبب امنيت خود فرد از آسيبهاي مختلف است، بلكه سبب تحكيم خانواده، آرامش رواني افراد جامعه و افزايش امنيت در جامعه است.

وي مي افزايد: «براي توسعه فرهنگ حجاب در جامعه و اثربخشي شيوه هاي تربيتي مربوط به حجاب در دل و جان افراد، از يك سو بايد رغبت و نياز دروني نسبت به اين مسأله در آنان ايجاد شود تا انگيزه كافي براي بروز رفتار سالم را داشته باشند و از سوي ديگر بايد روشها و شيوه هاي تربيتي فعال و مناسب جانشين شيوه هاي غلط و منفعل تربيتي گردد.» اين روان شناس در ادامه مي گويد:

«در حال حاضر بعضي از خانواده ها از وضع پوشش ظاهري نوجوانان و جوانان خود رضايت ندارند و ظهور پديده ها و رفتارهاي نامناسبي در جامعه مانند بدحجابي و نداشتن پوشش مناسب زنان و مردان و يا رفتارهايي كه به دور از حيا و وقار هستند سبب آزردگي خاطر بسياري از افراد جامعه شده و به ثبات و استحكام خانواده ها لطمه وارد كرده است، بنابراين لازم است براي رفع اين معضل تمهيداتي انديشيده شود و از ديدگاههاي گوناگون و توسط نهادهاي مختلف جامعه كه عهده دار اين امر هستند برنامه ها و طرحهاي مؤثري اجرا شود.»

سيدزاده يادآور مي شود: « از ديدگاه روان شناختي شكل گيري هويت جنسي در كودكان از همان سالهاي اوليه كودكي آغاز مي شود. به همين دليل كودك حتي از دو سالگي بايد لباسهاي مناسب جنس خودش را بپوشد. اگر دختر است لباس و ظاهر دخترانه او حفظ شود و اگر پسر است پوشش و ظاهر پسرانه داشته باشد تا دچار اختلال در هويت جنسي نشود. در مورد مسأله حجاب و ايجاد روحيه عفت و حيا نيز از همان سالهاي اوليه كودكي بايد اين رفتارها با شيوه هاي مناسب آموزش داده شود تا در شخصيت كودك نهادينه شود و عادتهاي مناسب نسبت به حجاب بتدريج در شخصيت او شكل گيرد، در اين صورت در نوجواني و جواني تابع همان ارزشها عمل مي كند و از هنجارها و ارزشهاي سالم جامعه منحرف نخواهد شد.»

نقش الگوي خانواده

همين مشاور خانواده با اشاره به اين كه در شكل گيري هر عادت و رفتار مناسب نقش الگوي خانوادگي را نبايد از نظر دور داشت، مي افزايد: «كودكان آينه وار رفتارهاي والدين را تقليد مي كنند و الگوي عملي كه خانواده ارائه مي دهد مانند نحوه پوشش و حجاب مادر يا پدر، تأثير عميقي بر رفتار كودك دارد و در واقع پدر و مادر با ارائه اعمال و رفتار مناسب و به شكل غيركلامي ارزشها و هنجارهاي سالم را از همان ابتدا در شخصيت كودك ايجاد مي كنند.» به عنوان نمونه فريده مصطفوي فرزند حضرت امام خميني(ره) در خاطرات خود مي گويد: «امام(ره) ما را مقيد مي كردند معصيت نكنيم و مؤدب به آداب اسلامي باشيم. بخصوص مقيد بودند ما حجاب شرعي را حفظ كنيم و در منزل حق هيچ گونه گناهي از جمله غيبت، دروغ، بي احترامي به بزرگترها و توهين به مسلمانان را نداشتيم. ما عملاً اين درسها را از امام(ره) آموخته بوديم با اين شيوه و روش بود كه ما ارزشهاي اسلامي را فرا گرفتيم و از نظر تربيتي خود ايشان براي ما الگو بودند، چون وقتي كاري را به ما مي گفتند انجام ندهيد و ما مي ديديم كه خودشان آن كار را انجام نمي دهند، براي خانواده الگوي بسيار خوبي بودند.»

سيدزاده در پايان خاطرنشان مي كند: «از اصول مهمي كه در تربيت ديني كودكان و نوجوانان بايد مد نظر قرار گيرد، استفاده از شيوه هاي مناسب تغيير رفتار است كه در تشويق يا تنبيه فرزندان بخصوص در مورد حجاب افراط نشود. زيرا گاهي با يك نگاه يا كاهش مقداري از محبت و امتيازاتي كه قبلاً به آنان داده بودند، مي توان رفتار نوجوان را اصلاح كرد و به تذكرات و اصرارهاي مداوم نيازي نيست، زيرا ممكن است ملامت و سرزنش و تذكرات افراطي، لجبازي فرزندان را تحريك كند و در نتيجه رفتارهاي مناسب در آنان شكل نگيرد.

 


صدفی برای گوهر

حجاب

حجاب در لغت به معنای پوشش، پرده، وسیله پوشش، حایل و... است. فرهنگ معین و فرهنگ عمید برای واژه حجاب، معانی زیر را آورده‏اند: پرده، ستر، نقابی که زنان، چهره خود را بدان پوشانند و روی‏بند و چادری که زنان سرتا پای خود را بدان پوشانند. این واژه در اصطلاح به معنای «پوشش مخصوص زنان» است.

فطری بودن پوشش

تمام کسانی که زندگی بشر و تحولات آن را ارزیابی کرده‏اند، به این نتیجه رسیده‏اند که از آغاز پیدایش انسان، هر یک از زن و مرد کوشیده است تا پوشش مناسب خود را تهیه کند. تلاش همیشگی بشر برای تهیه پوشاک، از آن جهت که با آموزش خاصی همراه نبوده است، نشان می‏دهد که تکاپوی انسان برای یافتن پوشش، از فطرت درونی‏اش سرچشمه می‏گیرد. حجاب زنان، پیشینه‏ای طولانی دارد. با مطالعه آثار تمدن‏های گوناگون، چنین به نظر می‏رسد که حجاب زنان، از عادت‏های کهن تمدن‏های بشری بوده است. برای مثال، بر اساس نوشته دایرة المعارف لاروس، زنان یونانی در دوره‏های گذشته، صورت‏ها و اندامشان را تا روی پا می‏پوشاندند.

مصونیت، نه محدودیت!

حجاب در باورها و ارزش‏های ما ریشه دارد و رعایت پوشش به ویژه در میان بانوان، ایجاد مصونیت برای جلوگیری از عوارض منفی، مفاسد و ابتذال است. از دیدگاه اسلام، زن، شخصیتی شایسته دارد و می‏تواند مدارج کمال را بپیماید و به مراتب عالی انسانیت بار یابد. دامن زن، مدرسه بشر است و والایی مردان، بدون زنان ممکن نیست. اصلاح جامعه در گرو پارسایی، حیا و حجاب بانوان خواهد بود. جایگاه والای این گوهر گران‏بهای آفرینش، می‏طلبد که در صدف پوشش قرار گیرد تا ارزش‏هایش حفظ گردد. خانم فاطمه دولان، استاد مسلمان انگلیسی‏زبان گفته است: «حجاب باعث می‏شود که زن، ارزش خود را از حد یک کالای تجارتی یا وسیله‏ای برای بهره‏دهی بالا ببرد و هم خود برای خویش ارزش قائل شود و هم جامعه را وادار به احترام کند».

سابقه پوشش در ایران

پوشش در ایران، به قبل از اسلام و صدور حکم حجاب بر می‏گردد. در تاریخ چنین آمده است: هنگامی که سه تن از دختران کسرا، شاه ساسانی را اسیر کردند و نزد خلیفه دوم بردند، آن سه با پوشش و نقاب، سیمای خود را پوشانیده بودند. خلیفه دستور داد حجاب از چهره برگیرند تا بدین‏گونه خریداران، آنان را ببینند و پول بیشتری به پایشان بریزند. دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن سر و صورت خودداری کردند و نماینده خلیفه را با مشتی که بر سینه‏اش زدند، از خود دور ساختند. خلیفه با مشاهده این وضع، عصبانی شد و خواست با تازیانه آنان را آزار دهد. در آن حال، حضرت علی علیه‏السلام به خلیفه فرمود: «در رفتارت با دشمن مدارا کن. از رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله شنیدم که می‏فرمود: بزرگ و شریف هر قومی را که خوار گردیده است، گرامی دارید».

حجاب کامل بعد از فرمان الهی

رعایت پوشش در میان اقوام و قبیله‏ها، پیش از اسلام نیز وجود داشته، ولی فراگیر نبوده است. از برخی روایات برمی‏آید که رواج پوشش کامل، پس از فرمان الهی و کلام وحی بوده است. در روایتی از یکی از همسران رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏خوانیم که وی گفته است: «من برتر از زنان انصار ندیدم. همین که آیه‏های سوره نور نازل شد، یک نفر از آنان دیده نشد که همچون گذشته بیرون آید و آنها سر خود را با روسری‏های مشکی می‏پوشانیدند.» از آیه‏های قرآن کریم هم برمی‏آید که وجوب حجاب برای بانوان، بر اساس صراحت قطعی وحی است و اینکه برخی از تحلیلگران پنداشته‏اند پوشش، از عادت‏ها و رسم‏های دوره عباسی است، پذیرفتنی نیست.

نشانه‏ای از دیانت

اسلام، حجاب را لطف و عنایتی از سوی خداوند متعالی می‏داند و مسئله تحمیل، محدودیت و خشونت در آن مطرح نیست. زن با رعایت حجاب، افزون بر آنکه نشانه‏ای از دیانت، ایمان و تقوا با خود دارد، نوعی ابهت در خویشتن به وجود می‏آورد و از این راه در مسائل اجتماعی و سیاسی مشارکت می‏کند. در ارزش و قدرت تأثیر حجاب همین بس که استعمارگران هرگاه خواسته‏اند بر اختناق خود در جامعه بیفزایند و به حیله‏های خود دست یابند، کوشیده‏اند این دژ استوار را که ضامن ایمان و عفاف و عامل گسترش فضیلت در جامعه اسلامی است، از میان بردارند یا آن را کم‏اهمیت جلوه دهند.

تلاش استعمارگران

در فرهنگ کشورهای اسلامی و به ویژه ایران، حجاب از جایگاه بلندی برخوردار است و دشمنان همواره تلاش کرده‏اند میان حجاب و اصل دین جدایی به وجود آورند. بر همین اساس، استعمارگران در ایران، رضاخان، در افغانستان، امان اللّه‏ خان و در ترکیه، کمال آتاتورک را برگزیدند تا در این کشورها به اسلام‏زدایی بپردازند و فرهنگ وارداتی غرب را جای‏گزین کنند. رضاخان با حمایت بریتانیا، در هفدهم دی ماه 1314 خورشیدی، کشف حجاب را رسمی و اجباری کرد و فرزندش این روز را جشن گرفت. این دو نماد استبداد، همه امکانات کشور را برای گسترش فرهنگ بی‏حجابی و ابتذال در ایران به کار گرفتند. قیام گوهرشاد با حضور اقشار مردم مشهد به رهبری عالمان و نیز اعتراض شیخ محمدتقی بافقی در قم، از جمله ایستادگی‏های ملت در برابر این حرکت بود.

توطئه کشف حجاب

بی‏تردید، از پلیدترین ترفندهای دشمنان اسلام، توطئه کشف حجاب است که در تاریخ معاصر میهن ما به شکل رسمی و قانونی اتفاق افتاد. رهبر کبیر انقلاب در این باره فرمود: «زن در دو مرحله مظلوم بوده است: یکی در جاهلیت که اسلام منت گذاشت بر انسان و زن را از آن مظلومیتی که داشت، بیرون کشید و یک موقع هم زن در ایران مظلوم شد و آن دوره شاه سابق بود».

واکنش امام خمینی رحمه‏الله به کشف حجاب

امام خمینی رحمه‏الله که در زمان کشف حجاب به حاج آقا روح‏اللّه‏ خمینی معروف بود، به همراه تنی چند از فضلای حوزه علمیه قم، به رئیس حوزه علمیه قم، آیت اللّه‏ شیخ عبدالکریم حائری یزدی گفتند: «چاره‏ای جز این نیست که در تلگراف رسمی به کشف حجاب اعتراض شود؛ چون حجاب از ضروریات دین اسلام است و ما باید از آن دفاع کنیم. اگر طاغوت قبول نکرد، دست کم از حوزه و مرجعیت شیعه رفع تکلیف می‏شود و این اعتراض در تاریخ می‏ماند.» آیت اللّه‏ حائری‏یزدی در تلگراف مختصری خطاب به رضاشاه نوشت: «حجاب از مسلّمات دین اسلام است و کشف آن برای زنان نباید اجباری و الزامی باشد» که با پاسخ اهانت‏آمیزمحمدعلی فروغی، نخست‏وزیر وقت و واکنش تند رضاخان روبه‏رو گردید.

ضرورت حجاب

در احادیث و روایات گوناگون بر ضرورت حجاب تأکید شده است. حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید: «در آخرالزمان و نزدیک قیامت که بدترین زمان‏هاست، زنانی ظاهر می‏شوند که بی‏حجاب و نامناسب از خانه بیرون می‏آیند. آنان به احکام الهی و دستورهای اسلامی پای‏بند نیستند، بلکه داخل در فتنه‏ها می‏گردند و زنانی خوش‏گذران و شهوت‏ران هستند. این‏گونه زنان برای همیشه در دوزخ خواهند سوخت».

مظهر عفاف

فاطمه علیهاالسلام ، مظهر عفاف و پارسایی و سرمشق و سرور تمامی زنان عالم است. روزی رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از صحابه پرسید: چه چیزی برای زنان از همه بهتر است؟ یاران ندانستند. پس علی علیه‏السلام از فاطمه علیهاالسلام پرسید و آن حضرت پاسخ داد: «از همه چیز بهتر این است که نه مردان بیگانه را ببینند و نه مردان بیگانه، آنها را».

اسوه عفت و پاکدامنی، اولین روز تولد را با پوششی بهشتی آغاز کرد. در روایاتی آمده است که هنگام تولد، لباسی از بهشت برای آن حضرت آورده شد و جسمش پوشش کامل یافت تا زمینه تعالی روحش باشد. زهرای پاک، این برترین الگوی زن و عالی‏ترین چهره بشریت، گو اینکه فریادگری بر ضد ظلم را پیشه داشت و ستم بر امام خویش را برنمی‏تابید، از محدوده خانه پا بیرون نهاد و در اجتماع حضور یافت و با بلیغ‏ترین جمله‏ها از حق و حقیقت دفاع کرد و این همه در نهایت آزرم، حیا و عفاف بود.

ریشه‏های بی‏حجابی

هویت و شخصیت زن، در گرو منش و روش زندگی اوست و حجاب، پوشش والای زن مسلمان به شمار می‏آید. در این میان، بی‏حجابی، پدیده‏ای شوم است که برای یافتن عوامل و علل آن، باید با نگاهی جامعه شناختی، مسائل و زمینه‏های آن را بکاویم. از عوامل بدحجابی و بی‏حجابی می‏توان تلاش استعمار در زدودن پوشش، دگرگونی ارزش‏ها، الگوهای ناهنجار و خلأهای درونی را نام برد؛ زیرا فرهنگ‏ستیزان برای زدودن ارزش‏ها در جوامع اسلامی، تلاش‏های فراوانی به کار گرفته‏اند. قهرمان‏سازی و الگوآفرینی کاذب برای زن در راه از بین بردن هویت او از برنامه‏های پردامنه استعمار به شمار می‏آید.

 

منبع: ماهنامه گلبرگ

نقش حجاب در حفظ نشاط جنسی

1 . غریزه جنسی، قوی‏ترین غریزه انسانی است که زندگی انسانی را از نظر کمی و کیفی مورد تاثیر و تاثر قرار می‏دهد . این غریزه در کنار غریزه گرسنگی، بسترساز فرهنگ‏های انسانی در طول تاریخ شده و دین با ورود در این بستر، معنا بخش فرهنگ انسانی می‏شود; به همین دلیل در تاریخ ادیان کمتر دینی است که درباره مسئله جنسی سخن نگفته باشد .

2 . غریزه جنسی در یک چارچوب، مورد توجه ادیان قرار می‏گیرد و در چارچوب جهان‏بینی آن دین، جایگاه مسئله جنسی را با توجه به انسان‏شناسی خود، و جهان‏شناسی و اخلاقیات مبتنی بر آن، تشریح و تفسیر می‏کند که اغلب دائر مدار آن، انسان واسطه‏ای و متعالی دینی، مثل پیامبران و یا بنیان‏گزاران دین مثل بودا قرار می‏گیرد .

3 . در غرب مسیحی قرون وسطی که انسان کامل مسیحی محور معرفت‏شناسی، جهان‏شناسی، انسان‏شناسی و سپس جامعه‏شناسی واقع شده بود، درباره مسئله جنسی، چه از بعد انسان‏شناسی و چه جامعه‏شناسی، به همان میزان قضاوت می‏شد و چون انسان‏های کامل مسیحی، حضرت مسیح و حضرت مریم و حضرت یحیی (ع)، هر سه ازدواج نکرده، در مسیحیت دوری از عمل جنسی، یک شرط برای انسان کامل شمرده شد و کم کم ترک عمل جنسی به ترک کلی عمل جسمی کشانده می‏شود و در دوران قرون وسطی، انسان‏هایی اعم از زن و مرد، دور از شهرها در نقاط دور افتاده جنگل‏ها و کوه‏ها و بیابان زندگی می‏کردند که به دور از لذت‏های جسمی یک زندگی کاملا مجردانه داشتند . پس حجاب در همین جهت قلمداد می‏شد; یعنی دوری از لذت‏های جسمانی بطور کامل .

4 . با شروع رنسانس، تفسیری دیگر از انسان کامل ارائه شد که بر فرهنگ جنسی غرب به شدت اثر گذاشت; این تفسیر آن بود که چون خدا در جسم انسان (عیسی) تجلی یافته است، پس جسم انسان تقدس می‏یابد، به همین دلیل سعی در زیباشناسی جسم انسان است و با یک نوع آناتومی جسم انسان و بدست آوردن رگ، پی، ماهیچه، استخوان و ... به ترسیم جسم‏های زیبا پرداخته شود که این مهم به وسیله «لئوناردو داوینچی‏» و «میکل آنژ» و «رافائل‏» ، بر روی دیواره‏های کلیساهای روم و فلورانس انجام می‏شود . به طوری که جسم‏های برهنه و بسیار موزون و هماهنگ بر روی دیوارها ترسیم و یا در مجسمه‏ها تجسم می‏یابند . شرمگاه اناث حذف و ذکور بسیار کوچک ترسیم می‏شود تا گفته شود خود جسم مطمح نظر است، نه مسائل جنسی آن، ولی با همین ترسیم انسان برهنه، اولین قدم برهنگی در غرب، توسط نوعی تفسیر از انسان کامل رخ می‏دهد .

5 . دو تفسیر حجابی و برهنگی از انسان کامل در غرب، با همان حالت تضادگونه در غرب ادامه یافت تا تفسیر یهودی دین مسیحیت در قالب پروتستانیزیم اتفاق افتاد و بر تفسیر برهنگی انسان کامل بصورت شدیدتر تاکید شده است و کفه به طرف برهنگی در جامعه غربی سنگینی کرد تا آنکه بر برهنگی انسان به شدت تاکید شد و این زمانی بود که انقلاب صنعتی رخ داد و ماشین به صحنه زندگی انسان‏ها آمد .

6 . این تاکید از سوی فروید صورت گرفت که بر فرهنگ یهودی در باب جنسیت تاکید می‏کرد و نمونه‏های آن در نامه‏های خصوصی او مشاهده می‏شود . فرهنگ یهودی یکی از جنسی‏ترین فرهنگ‏های دینی است که بر رابطه‏های جنسی محارم مثل دختر و پدر، و پسر، و مادر، و برادر و خواهر با دیده اغماض نگریسته است و آنها را بی‏اشکال دانسته است . فروید با فرهنگ یهودی بر فرهنگ جنسی مسیحیت هجوم برد و سعی کرد که بر برهنگی جنسی، چه از نظر بدنی و چه از نظر روحی تاکید کند و ریشه تمامی عقده‏های انسانی را در حجاب (به معنای عام) خلاصه کند که مانع عمل جنسی، بطور برهنه، در طول زندگی انسانی می‏شود .

7 . انقلاب صنعتی در غرب و مهاجرت جغرافیایی انسان‏ها از مکان‏های کوچک به مکان‏های بزرگ و تماس‏های دو جنس در سطوح مختلف‏کاری، هنجارشکنی جنسی را افزایش داد . حال اگر این را به برهنگی اجباری زنان، به علت کار با دستگاه‏های خطرناک و کشانده شدن زنان به درون دستگاه، توسط لباس‏های زنانه اضافه کنیم، به خوبی برهنگی زنان در محیط کار ترسیم می‏کند . تاثیر صنعت تا جایی رسید که همسران، چه زن و چه مرد، به روابط جنسی فراتر از ازدواج روی آوردند و این روابط جنسی خارج از عرف و قانون موجب شد که برهنگی زنان در قالب فحشا و فاحشه‏های برهنه افزایش یابد (رابطه صنعت و برهنگی در دائره‏المعارف غرب مثل بریتانیکا آمده است) .

8 . ورود ماشین به زندگی عمومی انسان‏ها در غرب، برهنگی را افزایش داد، چرا که ماشین‏ها انسان‏ها را از خانه و خانواده جدا می‏کرد و حتی ماشین به عنوان جایگزین خانه مطرح شد و خانه‏های متحرک در ماشین ترسیم شدند . پس ماشین رقیب خانه و انسان‏های ماشین دار رقیب خانواده شدند . پس روابط جنسی غیر معمول و غیر عادی رواج یافت و روابط جنسی غیر معمول، برهنگی را بیشتر رواج داد; مثل نقاشی‏های برهنه جنسی و تشویق برای برهنگی (فیلم تایتانیک و شکسپیر عاشق به خوبی این مسئله را نشان می‏دهد) .

9 . ماشین و محیط کار صنعتی و نظریه مبتنی بر فرهنگ یهودی جنسی فروید، سه عاملی بودند که انقلاب جنسی در غرب را به وجود آوردند . و غرب را از دوران ملکه ویکتوریا به دوران برهنگی وارد کرد و بر همین اساس، گروه‏هایی به وجود آمدند که سخت‏بر برهنگی جمعی تاکید کرده و برهنگی را نیز معیار گروهی قرار دادند، این گروه‏ها هیپی‏ها، پانک‏ها، رپ‏ها و ... بودند و سبب رواج برهنگی شدیدتر شدند که امروزه به Nake یا برهنه‏های مادرزاد مشهور شده‏اند .

10 . بنابراین، در غرب اگر حجاب مطرح شده است، یعنی دوری شدید از عمل جنسی و غریزه جنسی (چه زن و مرد) و اگر برهنگی مطرح شده است، یعنی آزادی عمل جنسی و رفتن در آن . پس حجاب در غرب، نقطه مقابل انسان و غریزه قرار گرفته است، بطوری که اگر کسی حجاب داشته باشد، علیه انسانیت‏خود قدم برداشته است و بی‏حجابی، یعنی برگشت و بازگشت‏به خویشتن خویش .

11 . ولی این برهنگی به‏جای بازگشت‏به خویشتن انسانی، موجب شد که انسان‏ها از خودشان بیشتر دورتر شوند، اول آنکه برهنگی وسیله‏ای شد که بدن انسانی طعمه مطامع اقتصادی شود . بدن فروشی، به صورت فحشا و به صورت مانکن تبلیغاتی کالا و به صورت بازیگران فوتبال و ورزش‏های دیگر و به صورت هنرمندان سینمایی و تلویزیونی و ... معمول شد; یعنی به جای کرامت انسانی، ذلت و رذالت انسانی نصیب او گردید .

12 . انسان‏های معمولی‏ای که برهنه شدند نیز به عنوان محل مصرف مد و «ابزارهای اقتصادگردان سرمایه داری‏» در مصرف تعیین شدند و از لباس زیر تا لباس رو، همه تابع مد روز واقع شدند (لباس گشاد یا لباس تنگ و یا ترکیبی از آن دو و . .). ; در نتیجه مد به عنوان تنوع‏طلبی مطرح شد، ولی در واقع سبب غفلت‏زایی مداوم از خود و هم‏نوع خود و جهان اطراف گردید; بنابراین برهنگی عمومی، از خودبیگانگی عمومی را برای انسان غربی به ارمغان آورد .

13 . برهنگی در غرب، بی‏رغبتی جنسی را برای غربی به ارمغان آورد، چرا که برهنگی سبب تحریک اولیه انسان به طرف عمل جنسی در سنین اولیه بلوغ می‏شود، ولی در نهایت‏به سرد مزاجی جنسی تبدیل می‏شود، چرا که اسراف جنسی در دوران بلوغ، به بی‏رغبتی جنسی در سنین بالاتر منتهی می‏شود، مگر آنکه کالاهای رغبت افزای جنسی به میدان بیاید، مثل الکل و یا قرص‏های نشاط آور جنسی که باز در دراز مدت سبب بی‏رغبتی جنسی بیشتر خواهد بود و چون غریزه جنسی که نشاط آور زندگی است، به رکود کشانده شود، بنیاد خانواده رو به سستی می‏رود و فحشا جای آن را پر می‏کند و افسردگی فردی بر افراد حاکم می‏شود که به عنوان طاعون عصر غرب مطرح شده است; پس برهنگی بر افسردگی جنسی غرب، و رکود روحی و روانی افراد افزوده است .

14 . حجاب در اسلام برای حفظ نشاط جنسی است، چون حجاب تخیل جنسی را تحریک می‏کند و سبب می‏شود که مسئله جنسی معنادار شود و دچار بی‏معنایی نگردد (مثل برهنگی) و چون اسلام بر طبیعت جنسی سخت تاکید دارد و انسان کامل خود را نه فقط در معنویت انسان کامل، بلکه در مسائل دنیوی و جنسی او می‏داند (چون نکاح و عمل جنسی از سنت انسان کامل در اسلام می‏باشد و هر کس از این سنت روی بر می‏گرداند، از او نیست) . پس انسان کامل در اسلام الگوی جامع و کامل انسان در دنیا و آخرت و از جمله مسئله جنسی است که باید مورد تقلید قرار گیرد . پس حجاب یک فرهنگ جنسی است که سبب گرم واقع شدن غریزه جنسی در سطح یک جامعه و هدایت ارضای آن در قالب خانواده می‏شود به همین دلیل امروزه شرق به علت محور قرار دادن ارضای جنسی و حجاب، جنسی‏تر از غرب قرار داده شده است و تاریخ شرق و غرب نیز مؤید مسئله است و شاید به همین دلیل است که عرفان شرقی در هند و عالم اسلام به زبان جنسی بیان می‏شود; مثل شعر حافظ و ابن عربی که فص محمدیه را فص نکاحیه و جنسی نامیده است; به همین دلیل است که معنویت از جنسیت جدا نیست و حجاب علاوه بر حفظ کرامت انسانی، سبب رشد انگیزه جنسی در جامعه و نیز رشد نشاط جامعه اسلامی می‏شود، بدون آنکه به سستی و لهو و لعب دچار شود .

منبع: پگاه حوزه، شماره 117

 

تاريخچه حجاب در اسلام

حجاب به معناي پوشاندن بدن زن در برابر نامحرم از احكام ضروري دين اسلام است. در اديان الهي ديگر از جمله آئين زرتشت، يهود و مسيحيت نيز اين حكم با تفاوتهايي وجود دارد. در سرزميني كه اسلام در آن ظهور كرد زنان با صورتي گشاده و گريباني چاك در معابر آمد و شد مي كردند. برخي نويسندگان چنين اظهار نظر كرده اند كه پوشش اسلامي نتيجه تعامل فرهنگي بين اعراب و ايرانيان و روميان است و در نتيجه، اسلام نسبت به چگونگي حضور زن در برابر نامحرم قانوني خاص ندارد و آن چه امروز به صورت دستوري شرعي در آمده، مستندي شرعي ندارد. اين نوشتار به تحقيق درباره صحت و سقم نظر مي پردازد.

مفهوم لغوي حجاب

به گفته اهل لغت اين واژه به صورت متعدي به معناي در پرده قرار دادن به كار مي رود. ابن دريد مي گويد:«حجبت الشيء... اذا سترته، و الحجاب:الستر...، احتجبت الشمس في السحاب اذا تستترت فيه». پوششي است كه روي شيء را فرا مي گيرد و حجاب يعني پرده...، زماني كه خورشيد در ابر فرو مي رود عرب مي گويد: احتجبت الشمس في السحاب». فيومي اين واژه را چنين توضيح مي دهد:

حجب فعلي متعدي است و به معناي مانع شدن به كار مي رود. به پرده، حجاب مي گويند، زيرا مانع از ديدن است و به دربان حاجب گفته مي شود، زيرا وي مانع از ورود افراد است. اين واژه در اصل بر موانع اطلاق مي گردد، ولي برخي مواقع به موانع معنوي نيز حجاب گفته مي شود.

از گفتار اهل لغت مي توان نتيجه گرفت كه در زبان عرب، حجاب به پوششي گفته مي شود كه مانع از ديدن شيئي پوشانده شده مي شود. شهيد مطهري نتيجه تحقيقات لغوي خود را درباره اين واژه، چنين بيان مي كند:

كلمه حجاب هم به معناي پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب، بيشتر استعمال به معني پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي دهد كه پرده وسيله پوشش است و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوشش حجاب نيست؛ آن پوشش حجاب ناميده مي شود که از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.

اين واژه در قرآن و حديث نيز با عنايت با معناي لغوي به كار رفته و معناي خاصي پيدا نكرده است. شهيد مطهري مي فرمايد: در قرآن كريم در داستان سليمان غروب خورشيد را اين طور توصيف مي كند:« حتي تورات بالحجاب» يعني تا آن وقتي كه خورشيد در پشت پرده مخفي شد. تعبير حجاب با همين معنا در آيه51 سوره شوري و نيز در آيه 53 سوره احزاب به كار برده شده است... . در دستوري كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) به مالك اشتر نوشته است مي فرمايد:« فلاتطولن احتجابك عن رعيتك» يعني در ميان مردم باش كمتر خود را در اندرون خانه از مردم پنهان كن. حاجب و دربان تو را از مردم جدا نكند بلكه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار ده.

حجاب در ايران و روم باستان

در كتاب تمدن مي خوانيم: پس از داريوش مقام زن خصوصاً در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد. زنان فقير چون براي كار كردن ناچار ازآمد و شد در ميان مردم بودند آزادي خود را حفظ كردند، ولي در مورد زنان ديگر گوشه نشيني زمان حيض كه برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگي اجتماعي شان را فرا گرفت... . زنان طبقات بالاي اجتماعي جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمي شد كه آشكارا با مردان آميزش كنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هيچ مردي را ولو پدر يا برادرشان باشد ببينند درنقشهايي كه از ايران باستان بر جاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي شود و نامي از ايشان به نظر نمي رسد. شهيد مطهري از سخنان جواهر لعل نهرو چنين استنباط مي كند كه او معتقد است كه«روميان نيز(شايد تحت تأثير قوم يهود) حجاب داشته اند و رسم حرم سراداري نيز از روم و ايران به دربار خلفاي اسلامي راه يافت».

پوشش زنان عرب قبل از اسلام

شواهد متعددي از قرآن از اين نكته است كه در جامعه عرب قبل از اسلام زنان براي حضور در اجتماع از پوشش مناسب و مطلوبي برخوردار نبودند. به همين دليل همسران پيامبر-صلوات الله و سلامه عليه و آله- از متابعت آن الگو منع مي شوند: يا نساء النبي لستن كاحد من النساء ان اتقيتن فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض و قلن قولا معروفاً*و قرن في بيوتكن و لا تبرجن الجاهيله الاولي؛ اي همسران پيامبر شما مانند هيچ يك از زنان[ديگر] نيستيد اگر سر پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آن كه در دلش بيماري است طمع ورزد و گفتاري شايسته گوييد. و درخانه هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينتهاي خود را آشكار مكنيد. دستورهاي اصلاحي اسلام نسبت به پوشش زنان نيز حاكي از برخي نقص ها و كاستي ها در پوشش زنان آن دوره و فاصله آن با پوشش مورد سفارش اسلام است:

يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلا يوذين و كان الله غفوراً رحيماً؛ اي پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوشش هاي خود را بر خود فروتر گيرند اين براي آن كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند[به احتياط] نزديك تر است و خدا آمرزنده مهربان است. همين نكته، از آيات سوره نور نيز كه درباره آن ها بحث خواهد شد، فهميده مي شود. شأن نزول آيه 30 سوره نور اشاره اي به كيفيت پوشش قبل از دستور حجاب دارد. در اين شأن نزول آمده است«كان النسا يتقنعن خلف آذانهن؛ زنان دنباله مقنعه خود را به پشت گوش هاي خود مي انداختند» بنابراين، گلو و بنا گوش آن ها هويدا بود. تاريخ پژوهان نيز اين نكته را كه زنان جزيرة العرب از حجاب مناسبي برخوردار نبودند، تأييد مي كنند. اكنون سخن در اين است كه اين وضعيت به دنبال وضع قانون اسلامي مبني بر ضرورت حجاب بر هم مي خورد.

اصطلاحات مزبور:

واژه جلباب در آيه 59 سوره احزاب«يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساءالمؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن...» به معني پوشش سراسري زن است كه در قديم مرسوم بوده است و اين واژه در قرآن خطاب به زنان امر شده است كه جلابيب را به خود نزديك كنيد. اين قرآن پژوه افزود: جلبات نوعي چادر امروزي و يك روپوش بسيار گشادي بوده است كه زنان در قديم مي پوشيدند كه در روايات مربوط به خطبه فدكيه نيز عنوان شده است كه حضرت زهرا(س) براي رفتن به مسجد و ايراد خطبه فدكيه جلبات خود را مي پوشيد. قرآن مي فرمايد« و قل للمومنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها وليضربن بخمرهن علي جيوبهن و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن او ابائهن او اباء بعولتهن او ابنائهن او ابنا بعولتهن أو اخوانهن اوبني اخوانهن أو بني أخواتهن أو نسائهن او ما ملكت ايمانهن او التابعين غير اولي الاربه من الرجال او الطفل الذين لم يظهروا علي عورات النساء ولا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الي الله جميعاً ايها المومنون لعلكم تفلحون»سوره نور آيه 31.

در اينجا بر اساس كلمات«لايبدين زينتهن الا ما ظهر» اين برداشت مي شود كه حجاب مقدار پوششي است كه زينتهاي بدن زن را بپوشاند چه زينت مربوط به بدن زن كه در عرف مشخص است و يا زينت عاريه اي مثل گوشواره، گردنبند و... باشد. روايات ما نيز هماني است كه در قرآن ذكر شده است و در روايات بر پوشش تمام بدن زن به جز كف و وجه يعني دست تا مچ و گردي صورت كه در نماز هم همين مقدار استثنا شده است، تأكيد شده است.

روايات جدا يا در عرض قرآن مساله اي را بيان نكرده اند بلكه در روايات آيات الهي روشن مي شود و آنچه در روايات در مورد پوشش بدن زن به ويژه مستوري مو و زينتهاي زن و هر آنچه باعث تحريك مردان مي شود مثل خلخال و... آمده بر اساس آيات قرآن است. در قرآن كليت و اصول آمده است و در روايات ذكر مصداق و تبيين و تطبيق به مورد ذكر شده است و امر يا نهي در قرآن دلالت بر وجوب و يا حرمت مي كند كه بر اساس آيات سوره احزاب و نور وجوب حجاب مشخص شده است.

منبع: نشريه دنياي زنان

 


چادر حجاب خوب يا برتر؟

پرسش: آيا روايت يا حديثي در مورد چادر اسلامي هست؟ معني افراط و تفريط در حجاب اسلامي چيست؟ در مورد برتري چادر نسبت به هر پوشش ديگري توضيح بدهيد.

پاسخ: حجاب حضرت زهرا سلام الله عليها در روايات «جلباب» آمده است(1)که جلباب در واقع پوشش سراسري است شبيه همين چادرهاي امروزي. البته شايد از چادر عمومي تر باشد، ولي به هر حال جلباب يعني آن پوششي که از سر تا وسط هاي ساق پا را مي گيرد. البته بقيه پا پوشيده است. (مقدار حجاب زن پوشش همه بدن بجز گردي صورت و دست ها تا مچ هست لذا پيدا بودن موي سر يا نپوشيدن پا با جوراب و... امثال اين ها حرام است)ولي آن جلباب تا آن جا را نمي گيرد، ولي در مورد حضرت زهرا عليها السلام داريم که حتي جلبابش وقتي براي خطبه خواندن و حضور در جامعه مي آمد به زمين کشيده مي شد. اما نسبت به حجاب طبيعي است آن چه مورد نظر اسلام است، پوشش است. ديگر کم و کيف پوشش مهم نيست، مگر هدف حاصل نشود، اسلام مي خواهد که زن در پرده عفاف و حجاب پوشيده باشد اين که رنگ و جنس و مدلش چي باشد، مورد نظر قرآن و اسلام نيست، اما برجستگي هاي بدن مثلا نمايان باشد که اين مصداق تبرّج مي شود. خانم نبايد «برج» شود، «انگشت نما» شود. بنابراين ممکن است کسي چادر بپوشد ولي چادر او را انگشت نما کند. اين حجاب دارد ولي حجابي که همراه با تبرّج است، اين هم مدّ نظر قرآن نيست. قرآن به دو چيز امر مي کند:1-پوشش(2)2-عدم تبرج(3)هر دو بايد با هم باشد، هم کلّ بدن خانم پوشيده باشد جز گردي صورت و دست ها تا مچ، هم بايد تبرّج نداشته باشد. اي بسا که همه بدن پوشيده است، آن چه که در قرآن دارد اين است که پاي تان را به زمين نکوبيد.(4)که خلخال هاتان صدا کند مشخص شد اين تبرج جاهلي است، بنابراين بدن پوشيده است ولي همين که سر و صدا مي کند، تبرج مي شود. چادر به سر دارد، ولي آن قدر زرق و برق دارد که اين خانم را انگشت نما مي کند، در ديد همه قرار مي دهد.

بنابراين آن چه نظر اسلام است:1-پوششي که بايد بدن را بپوشاند. 2-پوششي که انگشت نما نکند و جلب توجه نکند، يعني تحريک کننده نباشد. اين دو حداقلي است که اسلام مي خواهد. بنده تقريباً پوشش هاي همه ملت هاي اسلامي را دقت کردم و ديدم که باوقارترين، متين ترين و بهترين پوشش همين چادر معمولي مشکي ايراني است. عرض کردم تقريباً همه را با نگاه کارشناسي دقت کردم، انصافاً هيچ پوششي به اين اندازه تأمين کننده آن متانت و آن وقار و آن چه که اسلام در نظرش است، نيست. اسلام مي خواهد که شخصيت خانم حفظ شود هم روح و هم جسمش حفظ شود. جامعه در امان باشد، چون بي حجابي هم مردها را نا امن مي کند هم خانم ها را. بدحجابي جامعه را ناامن مي کند. اسلام مي خواهد اين خطر را حذف کند. حق اين است که بهترين نوع اين پوشش ها همان چادرهاي مشکي است که باز تأکيد مي کنم چادر مشکي. چادر مشکي خانم هاي ايراني. اما خوب پوشش هاي ديگر هم هست، انواع پوشش ها. مثلا مانتو که گشاد باشد، برجستگي هاي بدن را نمايان نکند، رنگش جلب توجه نکند و محرک نباشد و بعضي چيزهايي ديگر رعايت شود، شرعاً مرتکب حرامي نشده است.

ما يک وقت خوب مي خواهيم، گاه خوب تر مي خواهيم. اگر سوال از خوب تر است، حق و انصاف اين است که چادر خوب تر و بهترين پوشش است، ولي اگر خوب بخواهد، حداقل مانتو کافي است. روسري هم اگر موها پوشيده باشد و فقط گردي صورت بيرون باشد و صورت هم آرايش کرده نباشد، کافي است. چون اگر صورت آرايش کرده باشد، قطعا بايد پوشيده باشد. دست ها آرايش کرده نباشد و اگر زينت کرده باشد بايد بپوشاند ولي اگر دست و چهره طبيعي است، لازم نيست به فتواي اکثر مراجع پوشاند. البته تعداد کمي احتياط واجب کرده اند که صورت پوشيده باشد. پس بهترين حجاب چادر است دليلش وجدان است و مطالعه ميداني. چادر حّد متوسط است. افراط شايد اين طور باشد که مثلا خانم خودش را طوري حبس کند که از خانه اصلا بيرون نيايد، يا وقتي بيرون مي آيد شکل حجاب طوري باشد که حتي جلوي خود را نبيند و يا چيزهايي از اين قبيل که مي شود گفت افراط است ولي چادر حد متوسط است. مانتو شايد در جنبه تفريط واقع شود.

جزييات کيفيت حضور حضرت زهرا عليه السلام در مسجد، براي خواندن خطبه فدکيه نقل شده است. از جمله اين که چه چادري بر سر داشت، قد اين چادر چقدر بود، چه رنگي بود. اين ها در خطبه آمده است که مدرکش «احتجاج»مرحوم طبرسي، جلد يک است. در روايت دارد که «لاتت (لاثت)خمارها علي راسها»(5) مقنعه اش را بر سرش انداخته بود «و اشتملت بجلبابها»(6)علاوه بر مقنعه که پوشيده بود با جلباب همه بدنش پوشيده بود. «و اقبلت في لمه من حفدتها»(7) درحالي که باز هم مقنعه و هم چادر داشت، گروهي از خانم هاي اطرافيان و قومش دوره اش کرده بودند آمد در حالي که «تطا ذيولها»(8)پايين جلباب زير پايش مي رفت. با اين لباس بلند و گشاد و همه بدن پوشيده بود. حضرت در مسجد پيغمبر حاضر شد، در عين حال دستور داده بود، پرده هم زده بودند. در مورد حضرت روايت هاي ديگر هم داريم که همه با همين جلباب ذکر شده است که در واقع ترجمه فارسي آن همين چادر است يا آن عباهايي که خانم هاي عرب به سر مي اندازند. منتهي آن ها هم بعضي خوب است و بعضي به وقار و سنگيني چادر مشکي ها نيست. بعضي تقريبا مثل چادر مشکي است. حضرت زهرا عليها السلام با چادر مي آمد و رنگش هم تيره بود که البته پارچه ها و دوخت آن زمان فرق مي کرد ولي آن چه ما در روايات داريم اين است که ما واقعا مي خواهيم ايشان را که سيد و سرور زن هاي عالميان است، الگو قرار دهيم، اين پوشش او است: نه مانتو بوده است نه روسري هاي نامناسب، بلکه علاوه بر مقنعه حضرت جلباب هم داشته است.

در روايت ديگر دارد که با اين که در آن زمان مقنعه ها بلند نبود که مثلا تا شانه و سر دوش ها را بگيرد، در روايت دارد که مقنعه حضرت زهرا عليه السلام آن قدر بلند بود که سر شانه تا پايين شانه ها را مي گرفت. نکته اي ديگر آن که گرچه گاهي چادر هم ممکن است جنبه تبّرج پيدا کند ولي اگر بخواهيم مقايسه کنيم بين چادر و مانتو و ببينيم کدام به تبّرج نزديک تر است، انصاف اين است که چادر از تبّرج دورتر است تا مانتو، چون چادر نه تنها بدن را مي پوشاند، برجستگي هاي بدن را هم مي پوشاند، در نتيجه تبّرج از بين مي رود ولي مانتو گاهي اين مشکل را دارد.

منبع: نشريه نسيم وحي شماره 28

 

حجاب از منظر بزرگان

جايگاه و حقوق زن از ديدگاه امام خميني (قدس سره):

- هر چه را که خدا دستور فرموده است، چه براي مرد چه براي زن، براي اين است که آن ارزشهاي واقعي که شما داريد و ممکن است به وسوسه هاي شيطاني با دستهاي فاسد استعمار پايمال شوند، اين ارزشها زنده بشوند. صلاح و فساد يک جامعه از صلاح و فساد زنان آن جامعه نشأت مي گيرد. (روز زن در جمع بانوان، 63/12/21)

- آنچه دين گريزان براي زن قائلند، چيزي جز تباهي و ملعبه شدن نيست.

(صحيفه نور، ج 15 ص 257)

- ما مي خواهيم زن در مقام والاي انسانيت خودش باشد، نه ملعبه در دست مردها باشد در دست اراذل باشد. (صحيفه نور، ج 15، ص 237)

- اسلام زن را مثل مرد در همه شئون، همانطور که يک مرد در همه شئون دخالت دارد، زن هم دخالت دارد. همانطور که مرد بايد از فساد اجتناب کند، زنها نبايد ملعبه دست جوانهاي هرزه بشوند. زنها نبايد مقام خودشان را منحط کنند و خداي ناخواسته بزک کرده بيرون بيايند و در انظار مردم فاسد قرار بگيرند. زنها بايد انسان باشند، زنها بايد تقوا داشته باشند، زنها مقام کرامت دارند، زنها اختيار دارند، همانطور که مردها اختيار دارند، خداوند شما را با کرامت کرده است، آزاد خلق کرده است. (صحيفه نور، ج 15، ص 233)

مقام معظم رهبري (دام ظله العالي):

- زن ايراني راهبه نيست، اما از راهبه پاک تر است و طيبه و طاهره است. سرباز نيست، اما به قدر سرباز ميدان جنگ شجاعت دارد و با اين که جهاد در ميدان هاي رزم بر او واجب نيست، اما به قدر يک جهادگر در راه خدا تلاش مي کند و در تمام صحنه ها حضور دارد. (ديدار با نمايندگان خواهران فرهنگي سراسر کشور 63/11/7)

- حجاب اسلامي وسيله حفظ و صيانت عفاف انساني است. شخصيت انقلابي زن مسلمان به او اجازه نمي دهد که از راه نشان دادن پيکر برهنه خود ، از راه در معرض گذاشتن و به نمايش نهادن زيور و زينت و آلايش خود، خود را نشان دهد. (خطبه نماز جمعه 59/4/13)

- حجاب به معناي چادر نيست، اما چادر نزد ما ايراني ها که زنان ما از قديم داشتند، بهترين نوع حجاب است. بدون چادر هم حجاب ممکن است. حجاب به معناي پوشيدن سالم، نه پوشيدني که از نپوشيدن بدتر است.

- حفظ حجاب به زن کمک مي کند تا بتواند به آن رتبه معنوي عالي خود برسد دچار آن لغزشگاه هاي بسيار لغزنده اي که سر راهش قرار داده اند نشود. (ديدار با اعضاي شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، 70/10/4)

- اسلام در باب پوشش حجاب را معين نکرده است. مقصود اين است که ديدار زن و مرد و ملاقات طبيعي آنها به صورت روزمره تبديل به يک عامل تحريک نشود و اين هدف اسلام است. (مصاحبه با مجله شاهد بانوان، 67/2/28)

- مسئله حجاب به معناي منزوي کردن زن نيست اگر کسي چنين برداشتي از حجاب داشته باشد، اين کاملا يک برداشت غلط است. مسئله حجاب معناي جلوگيري از اختلاط و آميزش بي قيد و شرط زن و مرد در جامعه است، زيرا اختلاط بي قيد و شرط هم به ضرر جامعه و هم به ضرر زن و مرد به خصوص به ضرر زن است. حجاب براي زن به هيچ وجه مزاحم و مانع فعاليتهاي سياسي و اجتماعي نيست و دليل علمي اين ادعا هم خود شما هستيد، شايد عده اي تعجب مي کردند و هنوز هم تعجب مي کنند از اينکه يک خانمي در سطح بالاي علمي هر رشته اي ... وجود داشته باشد که خودش را با تعاليم اسلامي منطبق کند و از جمله با مسئله حجاب.

- شما خانمها پيامي داريد، اين پيام را دقيق و مسجل کنيد و به دنيا بدهيد. پيام هم فقط پيام زباني و شفاهي و کتبي نيست. بلکه بيشتر پيام عملي است، زنهاي ايران، به خصوص کساني که در رشته هاي گوناگون دانش و در چارچوب اسلام و احکام اسلامي و مهمتر از همه مسئله حجاب توانسته اند حرکت کنند. بايستي به زنان و دختران و دانشجويان زن دنيا عملا تفهيم کنند که علم به معناي بي بند و باري نيست، و لازمه تحصيل علم بي قيدي به موازين اخلاقي در مورد معاشرت زن و مرد نيست بلکه مي توان با رعايت کامل اين موازين علم را هم تحصيل کرد و به جاهاي بالايي رسيد. وجود شما مي تواند به عنوان يک نمونه از پيام مباني اسلام نشان داده بشود... (سخنراني در ديدار با گروهي از زنان پزشک سراسر کشور 68/10/26)

- حجاب و حفظ عفاف مخصوص خواهران نيست اي برادران مسلمان! و اي برادران جوان! شما هم مراعات عفاف و حجاب اسلامي را بکنيد شما هم با لباس شايسته در محيط کار و در محيط جامعه ظاهر بشويد. (خطبه نماز جمعه 59/4/3)

علامه شهيد مرتضي مطهري:

- وقتي زن پوشيده و سنگين از خانه بيرون رود و جانب عفاف و پاکدامني را رعايت کند افراد فاسد و مزاحم جرأت نمي کنند متعرض آنها شوند. و از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف و ستر (پوشش) را مراعات کند، پسنديده تر است. (مسئله حجاب ص 168 و 177)

- عفاف يعني آن حالت نفساني يعني رام بودن قوه شهواني تحت حکومت عقل و ايمان. عفاف و پاکدامني يعني تحت تأثير قوه شهواني نبودن، شره نداشتن. يعني جزء آن افرادي که تا در مقابل يک شهوتي قرار مي گيرند بي اختيار مي شوند و محکوم اين غريزه خود هستند، نبودن، اين معني عفاف است. (تعليم و تربيت در اسلام، ص 26)

- عجبا به بهانه اينکه حجاب، نيمي از افراد اجتماع را فلج کرده است، با بي حجابي و بي بند و باري نيروي تمام افراد زن و مرد را فلج کرده اند. (مسئله حجاب، ص 98)

- در مورد غريزه جنسي و برخي غرايز ديگر برداشتن قيود، عشق به مفهوم واقع را مي ميراند ولي طبيعت را هرزه و بي بند و بار مي کند. در اين مورد هر چه عرضه بيشتر گردد هوس و ميل به تنوع افزايش مي يابد. (مسئله حجاب، ص 103)

- تا در جهان حکومت شهوت برقرار است هرگز امنيت ناموسي وجود نخواهد داشت. (مسئله حجاب، ص 44)

- غيرت، نوعي پاسباني است که آفرينش براي مشخص بودن و مختلط نشدن نسلها در وجود بشر نهاده است. (مسئله حجاب، ص 55)

- اختصاص يافتن استمتاعات و التذاذهاي جنسي به محيط خانوادگي و در کادر ازدواج مشروع پيوند زن و شوهري را محکم مي سازد و موجب اتصال بيشتر زوجين به يکديگر مي شود. (مسئله حجاب، ص 81)

- فلسفه پوشش و منع کاميابي جنسي از غير همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگي اين است که همسر قانوني شخص از لحاظ رواني عامل خوشبخت کردن او به شمار برود، در حاليکه در سيستم آزادي کاميابي، همسر قانوني از لحاظ رواني يک نفر رقيب و مزاحم و زندانبان به شمار مي رود و در نتيجه کانون خانوادگي براساس دشمني و نفرت پايه گذاري مي شود. (مسئله حجاب ص 81)

- اگر رعايت پاره اي مصالح اجتماعي زن يا مرد را مقيد مي سازد که در معاشرت روش خاصي را اتخاذ کنند و طوري راه بروند که آرامش ديگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقي را از بين نبرند، چنين مطلبي را «زنداني کردن» يا «بردگي» نمي توان ناميد و آن را منافي حيثيت انسان و اصل «آزادي» فرد نمي توان دانست. (مسأله حجاب، ص 101)

- حيا و عفاف از ويژگيهاي دروني انسان است و حجاب به شکل و قالب و نوع و چگونگي پوشش برمي گردد، تفاوت باطن و ظاهر يا روح و جسد و يا گوهر و صدف را مي توان به عنوان تمثيل در اين زمينه به کار برد. به گمان ما اينها دو حقيقت هستند و ميزان وابستگي اين دو نياز به تأمل دارد. (مسئله حجاب، ص 52 تا 57)

- پوشش زن در اسلام اين است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خودنمايي نپردازد.

- اسلام مخصوصا تأکيد کرده است که زن هر اندازه متين تر و با وقارتر و عفيف تر حرکت کند و خود را در معرض نمايش براي مردم نگذارد بر احترامش افزوده مي شود.

- حجاب در اسلام يک وظيفه اي است که بر عهده زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مردم بايد کيفيت خاصي را در لباس پوشيدن مراعات کند. اين وظيفه نه از ناحيه مرد بر او تحميل شده است و نه چيزي که با حيثيت و کرامت او منافات داشته باشد و يا تجاوز بر حقوق طبيعي او که خداوند برايش خلق کرده است محسوب مي شود. (مسئله حجاب، ص 93)

- شرافت زن اقتضا مي کند که هنگامي که از خانه بيرون مي رود متين سنگين و با وقار باشد، در طرز رفتار و لباس پوشيدنش هيچ گونه عمدي که باعث تحريک و تهييج شود به کار نبرد، عملا مرد را به سوي خود دعوت نکند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زباندار و معني دار به سخن خود آهنگ ندهد، چه آنکه گاهي اوقات ژست ها سخن مي گويند، راه رفتن انسان سخن مي گويد، طرز حرف زدنش يک حرف ديگري مي زند. (مسئله حجاب، ص 93)

- از نظر اسلام محدوديت کاميابي هاي جنسي به محيط خانوادگي و همسران مشروع از جنبه رواني به بهداشت رواني اجتماع کمک مي کند و از جنبه خانوادگي سبب تحکيم روابط خانوادگي و برقراري صميميت کامل بين زوجين مي گردد، و از جنبه اجتماعي موجب حفظ و استيفاي نيروي کار و فعاليت اجتماع مي گردد و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب مي گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود. (مسئله حجاب، ص 76)

- آنچه موجب فلج کردن نيروي زن و حبس استعدادهاي اوست حجاب به صورت زنداني کردن زن و محروم ساختن او از فعاليت هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي است و در اسلام چنين چيزي وجود ندارد. اسلام نه مي گويد که زن از خانه بيرون نرود و نه مي گويد حق تحصيل علم و دانش ندارد؛ بلکه علم و دانش را فريضه مشترک زن و مرد دانسته است و نه فعاليتهاي اقتصادي خاصي را براي زن تحريم مي کند. اسلام هرگز نمي خواهد زن بيکار و بي عار بنشيند و وجودي عاطل و باطل بار آيد. پوشانيدن بدن به استثناي وجه و کفين مانع هيچ گونه فعاليت فرهنگي يا اجتماعي يا اقتصادي نيست. آنچه موجب فلج کردن نيروي اجتماع هست آلوده کردن محيط کار به لذت جويي هاي شهواني است. (مسئله حجاب، ص 84)

- جامعه اي که از زينت عفاف و حيا و پوشش کامل زنان و غيرت مردان برخوردار باشد و نمايش جاذبه هاي زنانه محدود به خانه و همسر باشد، از يک سو ارزش و منزلت و موقعيت زنان در نظر مردان فوق العاده بالا مي رود و از سوي ديگر قدرت ميل و حرص مردان به جاذبه ها و زيبايي هاي زنان افزايش مي يابد. مردان از آنجا که در خارج خانه به زنان دسترسي ندارند، طبيعتاً به همسران خويش و جاذبه هاي آنان جذب مي شوند که همين امر مايه گرانبها شدن آنها، تداوم بخش محبوبيت آنان و استحکام خانواده خواهد بود. (آسيب شناسي شخصيت زن، ص 256)

- آنچه اسلام به عنوان يک امر اخلاقي توصيه مي کند اين است که: تا حد ممکن اجتماع مدني غير مختلط باشد. (مسئله حجاب، ص 216)

علامه جوادي آملي:

- (قرآن) به زنان دستور داد که هم خوب حرف بزنيد و هم حرف خوب بزنيد تا مرداني که قلبشان مريض است طمع نکنند، اين مرض در قلب مرد است چه اينکه زن آنچنان نيست که صداي مرد را بشنود، طمع کند. او از سلام دل برخوردار است، مگر آنکه بيماري تبرج در او پديد آيد.

صغراي قياس اين است که زنان نوعاً از سلامت دل برخوردارند. کبراي قياس اين است که: در قيامت صاحبدلان و سالمدلان سالمند «الا من اتي الله بقلب سليم» نتيجه آن است که: زنان موفق ترند. اگر قرآن فرمود: اين کتاب شفا در دل است... بعد فرمود: طمع در نامحرم مرض است و بعد فرمود اين مرض در مرد است و در اين بخش سخني از مرض زن به ميان نيامده است معلوم مي شود زنان از اين بيماري مخصوص سالمدل اند. (زن در آئينه جلال و جمال، ص 250)

- دنياي کنوني، زن را در معرض نمايش آورد و درندگي جامعه بيشتر شد. اما دنياي اسلام، زن را در صحنه مي آورد تا جامعه را مسخر عواطف زن کند نه مسخر غريزه ي زن. (زن در آئينه جلال و جمال، ص 372)

- زن بايد اين مسئله را کاملا درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نيست تا بگويد من از حق خودم صرف نظر کردم. حجاب زن مربوط به مرد نيست تا مرد بگويد من راضيم، حجاب زن مال خانواده نيست تا اعضاي خانواده رضايت بدهند، حجاب زن، حقي است الهي. (زن در آئينه جلال و جمال، ص 423)

- حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه مال شوهر و نه ويژه برادران و فرزندانش مي باشد. همه اينها اگر رضايت بدهند، قرآن راضي نخواهد بود چون حرمت زن و حيثيت زن به عنوان حق الله مطرح است... حجاب زن حقي است الهي... عصمت زن حق الله است... زن به عنوان امين حق الله از نظر قرآن مطرح است. (زن در آئينه جلال و جمال، ص 423)

- اسلام زن را در سايه حجاب و ساير فضايل به صحنه مي آورد تا معلم عاطفه، رقت، درمان، لطف، صفا، وفا و مانند آن شود و دنياي کنوني، حجاب را از زن گرفته تا زن به عنوان ملعبه به بازار بيايد و غريزه را تأمين کند. زن وقتي با سرمايه غريزه به جامعه آمد ديگر معلم عاطفه نيست، فرمان شهوت مي دهد نه دستور گذشت. (زن در آئينه جلال و جمال، ص 372)

- «عفاف» زنان، مهمترين کار را براي حفظ اديان ابراهيمي عهده دار بودند و در بخش علم نيز، زنان در حد مردان جزء کلمات الهي بودند که آدم را نجات دادند. «فتلقي آدم من ربه کلمات» (زن در آئينه جلال و جمال، ص 130)

- بارگاهي را تصور کند که به اين بارگاه بدون اذن ورود، نمي شود وارد شد، اگر در آن بارگاه رفيع، کسي زن را شش سال زودتر از مرد راه بدهد معلوم مي شود که اين زن پيش از مرد مورد عنايت صاحب بارگاه مقدس رفيه است... منتهي زن بايد موقعيت خود را درک بکند، آنگاه ديگر به فکر زينت نيست، به فکر پوشيدن و نوشيدن نيست... (زن در آئينه جلال و جمال، ص 228)

- بر اين اساس بلوغ يک شرافت است. آنها که اهل راه اند مي گويند ما مشرف شده ايم نه مکلف و زن شش سال قبل از مرد به اين شرافت مي رسد (زن در آئينه جلال و جمال، ص 354)

- اگر کارهايي که زنان اباذر گونه در جنگها و صحنه هاي سياسي اسلام کردند، ده ها بار گفته مي شد، به صورت فيلم تبليغي در مي آمد، و ده ها بار کتاب در آن زمينه نوشته مي شد، آنگاه مشخص مي شد که زنان در بيشتر مسائل نظامي در صدر اسلام همچون اباذر و مالک اشتر بودند. (زن در آئينه جلال و جمال، ص 294)

استاد رحيم پور ازغدي:

- اگر اسلام به زن مي گويد حجاب داشته باشد مي خواهد زن در جامعه حضور داشته باشد، البته حضور انساني نه حضور مؤنث.

- حجاب حريمي براي زن ايجاد مي کند تا بتواند در عرصه هاي اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و... حضور داشته باشد.

 

منبع: حريم ريحانه.

حجاب از ديدگاه شهيد استاد مطهري(ره)

لزوم پوشيدگي زن در برابر مردم بيگانه يکي از مسائل مهم اسلامي است. در قرآن کريم درباره اين مطلب تصريح شده است. پوشيده بودن زن از مرد بيگانه، يکي از مظاهر لزوم حريم ميان مردان و زنان اجنبي است، همچنان که عدم جواز خلوت ميان اجنبي و اجنبيه يکي ديگر از مظاهر آن است. اين بحث را در 5 بخش بايد رسيدگي کرد:

1-آيا پوشش از مختصات اسلام است و پس از ظهور اسلام از مسلمين به غيرمسلمين سرايت کرده است؟ يا از مختصات اسلام و مسلمين نيست و در ميان ملل ديگر قبل از اسلام نيز وجود داشته است؟

2-علت پوشش چيست؟ چنانکه مي دانيم در ميان حيوانات هيچ گونه حريمي ميان جنس نر و ماده وجود ندارد، آنها آزادانه با يکديگر معاشرت مي کنند. قائده اول اين است که افراد انسان نيز چنين باشند. چه موجبي سبب شده که ميان مرد و زن حريم و حائلي به صورت پوشيدگي زن يا به صورت ديگر به وجود آيد؟ اين اختصاص به پوشش ندارد، در مطلق اخلاق جنسي جاي چنين سؤالي هست. درباره حيا و عفاف نيز همين پرسش هست. حيوانات در مسائل جنسي احساس شرم نمي کنند ولي در انسان بخصوص در جنس ماده حيا و شرم وجود دارد.

3- فلسفه پوشش از نظر اسلام چيست؟

4-ايرادها و اشکال هاي آن کدام است؟

5-حدود پوشش اسلامي چيست؟

آيا اسلام طرفدار پرده نشيني زن است يا اسلام طرفدار اين است که زن در حضور مرد بيگانه خود را بپوشاند بدون آن که مجبور باشد از اجتماع کناره گيري کند؟ حدود پوشش چقدر است ؟

فلسفه پوشش در اسلام

فلسفه هايي که براي پوشش ذکر شده است غالباً توجيهاتي است که مخالفين پوشش تراشيده اند و خواسته اند آن را به راحتي در صورت اسلامي بودنش امري غير منطقي و نامعقول معرفي کنند. روشن است که اگر انسان مسئله اي را از اول خرافه فرض کند، توجيهي هم که براي آن ذکر مي کند متناسب با خرافه خواهد بود. اگر بحث کنندگان، مسئله را با بي طرفي مورد کاوش قرار مي دادند در مي يافتند که فلسفه پوشش و حجاب اسلامي هيچ يک از سخنان پوچ و بي اساس آنها نيست. ما براي پوشش زن از نظر اسلام فلسفه خاصي قائل هستيم که نظر عقلي آن را موجه مي سازد و از نظر تحليل مي توان آن را مبناي حجاب در اسلام دانست.

سيماي حقيقي مسئله حجاب

حقيقت امر اين است که در مسئله پوشش و به اصطلاح عصر اخير، حجاب، سخن در اين است که آيا زن پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان؟ روح سخن اين است که آيا زن و تمتعات مرد از زن بايد رايگان باشد؟ آيا مرد بايد حق داشته باشد که از هر زني در هر محفلي حداکثر تمتعات را به استثناء زنا ببرد يا نه؟

اسلام که به روح مسائل مي نگرد جواب مي دهد: خير، مردان فقط در محيط خانوادگي و در کادر قانون ازدواج و همراه با يک سلسله تعهدات سنگين مي توانند از زنان به عنوان همسران قانوني کامجويي کنند اما در محيط اجتماع استفاده از زنان بيگانه ممنوع است، و زنان نيز از اينکه مردان را در خارج از کانون خانوادگي کامياب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع مي باشند.

درست که صورت ظاهر مسئله اين است که زن چه بکند؟ پوشيده بيرون بيايد يا عريان؟ يعني آن کس که مسئله به نام او عنوان مي شود زن است و احياناً مسئله با لحن دلسوزانه طرح مي شود که آيا بهتر است آزاد باشد يا محکوم و اسير در حجاب؟ اما روح مسئله و باطن مطلب چيز ديگر است و آن اينکه آيا مرد بايد در بهره کشي جنسي از زن، جز از جهت زنا، آزادي مطلق داشته باشد يا نه؟ يعني آنکه در اين مسئله ذينفع مرد است نه زن و لااقل مرد از زن در اين مسئله ذينفع تر است. به قول ويل دورانت: «دامن هاي کوتاه براي همه جهانيان به جز خياطان نعمتي است».

پس روح مسئله، محدوديت کاميابي ها به محيط خانوادگي و همسران مشروع است، نه آزاد بودن کاميابي ها و کشيده شدن آنها به محيط اجتماع. اسلام طرفدار نظريه اول است. از نظر اسلام محدوديت کاميابي هاي جنسي به محيط خانوادگي و همسران مشروع، از جنبه دروني به بهداشت رواني اجتماع کمک مي کند و از جنبه خانوادگي سبب تحکيم روابط افراد خانواده و برقراري صميميت کامل بين زوجين مي گردد و از جنبه اجتماعي موجب حفظ و استيفاء نيروي کار و فعاليت اجتماع مي گردد و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب مي گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود.

فلسفه پوشش اسلامي به نظر ما چند چيز است. بعضي از آنها جنبه رواني دارد و بعضي جنبه خانه و خانوادگي و بعضي ديگر جنبه اجتماعي و بعضي مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او.

حجاب در اسلام از يک مسئله کلي تر و اساسي تر ريشه مي گيرد و آن اين است که اسلام مي خواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و سمعي و چه انواع ديگر به محيط خانوادگي و در کادر ازدواج قانوني اختصاص يابد، اجتماع منحصراً براي کار و فعاليت باشد. برخلاف سيستم غربي عصر حاضر که کار و فعاليت را با لذت جويي هاي جنسي به هم مي آميزد، اسلام مي خواهد اين دو محيط را کاملاً از يکديگر تفکيک کند.

آرامش دروني

نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادي معاشرت هاي بي بند و بار، هيجان ها و التهاب هاي جنسي را فزوني مي بخشد و تقاضاي سکس را به صورت يک عطش روحي و يک خواست اشباع نشدني در مي آورد. غريزه جنسي، غريزه اي نيرومند، عميق و «دريا صفت» است. هر چه بيشتر اطاعت شود سرکش تر مي گردد، و همچون آتش که هر چه بيشتر به آن خوراک بدهند، شعله ورتر مي شود. به هر حال، اسلام به قدرت شگرف اين غريزه آتشين توجه کامل کرده است. روايات زيادي درباره خطرناک بودن «نگاه»، خطرناک بودن خلوت با زن، و بالاخره خطرناک بودن غريزه اي که مرد و زن را به يکديگر پيوند مي دهد، وارد شده است.

اسلام تدابيري براي تعديل و رام کردن اين غريزه انديشيده است و در اين زمينه، هم براي زنان و هم براي مردان، تکليف معين کرده است. يک وظيفه مشترک که براي زن و مرد، هر دو، مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است:

قل للمومنين يغضوا من ابصارهم و يحفضوا فروجهم.. . قل للمومنات يغضضن من ابصرهن و يحفظن فروجهن.

خلاصه اين دستور اين است که زن و مرد نبايد به يکديگر خيره شوند، نبايد چشم چراني کنند، نبايد نگاه هاي مملو از شهوت به يکديگر بورزند، نبايد به قصد لذت بردن به يکديگر نگاه کنند. يک وظيفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن اين است که بدن خود را از مردان بيگانه پوشيده دارند و در اجتماع به جلوه گري و دلربائي نپردازند. به هيچ وجه و با هيچ شکل و رنگ و بهانه اي کاري نکنند که موجبات تحريک کردن مردان بيگانه را فراهم کنند.

روح بشر فوق العاده تحريک پذير است. اشتباه است که گمان کنيم تحريک پذيري روح بشر محدود به حد خاصي است و از آن پس آرام مي گيرد. همان طور که بشر، اعم از زن و مرد، در ناحيه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و مقام و از تملک جاه و مقام سير نمي شود و اشباع نمي گردد، در ناحيه جنسي نيز چنين است. هيچ مردي از تصاحب زيبا رويان و هيچ زني از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هيچ دلي از هوس سير نمي شود.

چرا در دنياي غرب اين همه بيماري رواني زياد شده است؟ علتش آزادي اخلاق جنسي و تحريکات فراوان سکسي است که به وسيله جرائد، مجلات، سينماها، محافل و مجالس رسمي و غير رسمي و حتي خيابان ها و کوچه ها انجام مي شود. اما علت اينکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته است اين است که ميل به خودنمايي و خودآرايي مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب ها و دل ها مرد شکار است و زن شکارچي. همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچي. ميل زن به خودآرايي از اين نوع حس شکارچيگري او ناشي مي شود. در هيچ جاي دنيا سابقه ندارد که مردان لباس هاي بدن نما و آرايش هاي تحريک کننده به کار ببرند. اين زن است که به حکم طبيعت خاص خود مي خواهد دلبري کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسير سازد. لهذا انحراف تبرج و برهنگي از انحراف هاي مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براي آنان مقرر گرديده است.

استحکام پيوند خانوادگي

شک نيست که هر چيزي که موجب تحکيم پيوند خانواده و سبب صميميت رابطه زوجين مي گردد، براي کانون خانواده مفيد است و در ايجاد آن بايد حداکثر کوشش مبذول شود، و بالعکس هر چيزي که باعث سستي روابط زوجين و دلسردي آنان گردد به حال زندگي خانوادگي زيانمند است و بايد با آن مبارزه کرد.

اختصاص يافتن استمتاعات و التذادهاي جنسي به محيط خانوادگي و در کادر ازدواج مشروع، پيوند زن و شوهري را محکم مي سازد و موجب اتصال بيشتر زوجين به يکديگر مي شود.

فلسفه پوشش و منع کاميابي جنسي از غير همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگي اين است که همسر قانوني شخص از لحاظ رواني عامل خوشبخت کردن او به شمار برود؛ در حالي که در سيستم آزادي کاميابي، همسر قانوني از لحاظ رواني يک نفر رقيب و مزاحم و زندانبان به شمار مي رود و در نتيجه کانون خانوادگي بر اساس دشمني و نفرت پايه گذاري مي شود.

علت اينکه جوانان امروز از ازدواج گريزانند و هر وقت به آنان پيشنهاد مي شود، جواب مي دهند که حالا زود است، ما هنوز بچه ايم و يا به عناوين ديگر از زير بار آن شانه خالي مي کنند همين است. و حال آن که در قديم يکي از شيرين ترين آرزوهاي جوانان ازدواج بود. جوانان پيش از آن که به برکت دنياي اروپا کالاي زن اين همه ارزان و فراوان گردد، «شب زفاف را کم از تخت پادشاهي» نمي دانستند. ازدواج در قديم پس از يک دوران انتظار و آرزومندي انجام مي گرفت و به همين دليل زوجين يکديگر را عامل نيک بختي و سعادت خود مي دانستند، ولي امروز کامجويي هاي جنسي و در غير کادر ازدواج به حد اعلي فراهم است و دليلي براي آن اشتياق ها وجود ندارد. معاشرت هاي آزاد و بي بند و بار پسران و دختران، ازدواج را به صورت يک وظيفه و تکليف و محدوديت در آورده است که بايد آن را با توصيه هاي اخلاقي و يا احياناً چنانکه برخي از جرائد پيشنهاد مي کنند، با اعمال زور بر جوانان تحميل کرد.

تفاوت آن جامعه که روابط جنسي را محدود مي کند به محيط خانوادگي و کادر ازدواج قانوني، با اجتماعي که روابط آزاد در آن اجازه داده مي شود اين است که ازدواج در اجتماع اول پايان انتظار و محروميت و در اجتماع دوم آغاز محروميت و محدوديت است. در سيستم آزاد روابط جنسي، پيمان ازدواج به دوران آزادي دختر و پسر خاتمه مي دهد و آنها را ملزم مي سازد که به يکديگر وفادار باشند و در سيستم اسلامي به محروميت و انتظار آنان پايان مي بخشد.

سيستم روابط آزاد اولاً موجب مي شود که پسران تا جايي که ممکن است از ازدواج و تشکيل خانواده سرباز زنند و فقط هنگامي که نيروهاي جواني و شور و نشاط آنها به شعف و سستي مي نهد، اقدام به ازدواج کنند و در اين موقع زن را فقط براي فرزند زادن و احياناً براي خدمتکاري و کلفتي بخواهند و ثانياً پيوند ازدواج هاي موجود را سست مي کند و سبب مي گردد به جاي اين که خانواده بر پايه يک عشق خالص و محبت عميق استوار باشد و هر يک از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند، برعکس به چشم رقيب و عامل سلب آزادي و محدوديت ببيند و چنانکه اصطلاح شده است يکديگر را زندانبان بنامند.

استواري اجتماع

کشانيدن تمتعات جنسي از محيط خانه به اجتماع، نيروي کار و فعاليت اجتماع را ضعيف مي کند برعکس آنچه که مخالفين حجاب خرده گيري کرده اند و گفته اند: «حجاب موجب فلج کردن نيروي نيمي از افراد اجتماع است. آن چه موجب فلج کردن نيروي زن و حبس استعدادهاي او است حجاب است که به صورت زنداني کردن زن و باعث محروم ساختن او از فعاليت هاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي است، اما در اسلام چنين چيزي وجود ندارد. اسلام نه مي گويد که زن از خانه بيرون نرود و نه ميگويد حق تحصيل علم و دانش ندارد، بلکه علم و دانش را فريضه مشترک زن و مرد دانسته است، و نه فعاليت اقتصادي خاصي را براي زن تحريم مي کند. اسلام هرگز نمي خواهد زن بيکار و بي عار بنشيند و وجودي عاطل و باطل بار آيد. پوشانيدن بدن به استثناء وجه و کفين مانع هيچ گونه فعاليت فرهنگي اجتماعي يا اقتصادي نيست. آن چه موجب فلج کردن نيروي اجتماع است آلوده کردن محيط کار به لذت جويي هاي شهواني است. آيا اگر پسر و دختري در محيط جداگانه اي تحصيل کنند و فرضاً در يک محيط درس مي خوانند، دختران بدن خود را بپوشانند و هيچ گونه آرايشي نداشته باشند بهتر درس مي خوانند و فکر مي کنند و به سخن استاد گوش مي کنند يا وقتي که کنار هر پسري يک دختر آرايش کرده با دامن کوتاه تا يک وجب بالاي زانو نشسته باشد؟ آيا اگر مردي در خيابان و بازار و اداره و کارخانه و غيره با قيافه هاي محرک و مهيج زنان آرايش کرده دائماً مواجه باشد بهتر سرگرم کار و فعاليت مي شود يا در محيطي که با چنين مناظري رو به رو نشود؟ اگر باور نداريد از کساني که در اين محيط ها کار مي کنند بپرسيد. هر مؤسسه يا شرکت يا اداره اي که سخت مايل است کارها به خوبي جريان يابد از اين نوع آميزش ها جلوگيري مي کند. اگر باور نداريد تحقيق کنيد.

حقيقت اين است که اين وضع بي حجابي رسوا که در ميان ما است و از اروپا و آمريکا هم داريم جلو مي افتيم. از مختصات جامعه هاي پليد سرمايه داري غربي است و يکي از نتايج سوء پول پرستي و شهوت راني سرمايه داران غرب است، و يکي از طرق و وسائلي است که آنها براي تخدير و بي حس کردن اجتماعات انساني و در آوردن آنها به صورت مصرف کننده اجباري کالاهاي خودشان به کار مي برند.

ارزش و احترام زن

 

مرد به طور قطع از نظر جسماني بر زن تفوق دارد. از نظر مغز و فکر نيز تفوق مرد لااقل قابل بحث است. زن در اين دو جبهه در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد. ولي زن از طريق عاطفي و قلبي هميشه تفوق خود را بر مرد ثابت کرده است. حريم نگه داشتن زن، ميان خود و مرد يکي از وسائل مرموزي بوده است که زن براي حفظ مقام و موقعيت خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. اسلام زن را تشويق کرده است که از اين وسيله استفاده کند. اسلام مخصوصاً تأکيد کرده است که زن هر اندازه متين تر و با وقارتر و نحيف تر حرکت کند و خود را در معرض نمايش نگذارد، براي مرد احترامش افزوده مي شود.

پوشش و عفاف در احاديث و روايات معصومين (ع)

بوي خوش

- رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمودند: وقتي زن براي غير شوهرش (مرد نامحرم) خود را خوشبو کند، مايه آتش جهنم و باعث ننگ است.

(نهج الفصاحه، ص 36 / کنز العمال، 16، ص 381)

- اگر زني به خود عطر بزند و از خانه اش خارج بشود تا زماني که به خانه مراجعت کند لعنت مي شود.

(اصول کافي، جلد 5 / وسائل الشيعه، ج 20، ص 161 / بحارالانوار، ج 103، ص 247)

تبرج

- تبرج عبارتست از آشکار نمودن زينت زن براي نامحرم، که اين عمل سرزنش شده است.

(النهايه، ص 113)

- حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) به حولاء همسر عطاره مي فرمايند: اي حولاء هر زني که به خداوند سبحان و روز قيامت ايمان دارد زينتش را براي غير شوهرش آشکار نکرده و نيز موي سر و مچ خود را نمايان نمي سازد.

(مستدرک حاکم، ج 2، ص 549)

لباس شهرت

لباس شهرت، لباسي است که در بين مردم پوشيدن آن مرسوم نيست و انسان وقتي آن لباس را مي پوشد، انگشت نما مي شود و حرام است.

- پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله): کسي که در دنيا لباس شهرت به تن کند، خداوند قادر روز قيامت لباس خواري و ذلت را به او خواهد پوشاند.

(مکارم الاخلاق، ص 116؛ مستدرک الوسائل، ج 3، ص 245)

- اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمودند: کسي که خود را شبيه غير مسلمانان درآورد، از ما نيست.

(نهج الفصاحه، ص 506)

- اميرالمؤمنين (عليه السلام): فرمودند: مسلمان واقعي نيست کسي که به دستور و (آداب و رسوم) بيگانه عمل نمايد.

(کنزالعمال، ج 1، ص 219، حديث 1097)

- پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله): کسي که لباس شهرت بپوشد خداوند در روز قيامت از وي روي بگرداند.

(مجمع الزوائد، ج 5، ص 235)

شبيه جنس مخالف

- امام باقر (ع): «جايز نيست که زن خود را شبيه مرد نمايد زيرا پيامبر مرداني که مشابه زنان مي شوند و همچنين زنهايي که خود را شبيه مردها قرار مي دهند، لعنت کرده است.»

(بحارالانوار، ج 103، ص 208)

- امام صادق (ع) فرموده است: پيامبر خدا همواره از شبيه شدن مرد به زن و زن به مرد (شبيه جنس مخالف) در پوشيدن لباس نهي فرمود.

(وسائل الشيعه ج 3 ص 355)

- رسول خدا (صلي الله عليه و آله): سه گروه هرگز داخل بهشت نمي شوند: 1. کسي که نسبت به عفت و ناموس خود بي تفاوت است. 2. زني که خود را در لباس و حرکات و امور ديگر شبيه مرد سازد. 3. شراب خوار.

(ميزان الحکمه، ج 2، ص 102)

- رسول خدا (صلي الله عليه و آله): خدا لعنت کند زناني که خود را شبيه مردان در آورند و خدا لعنت کند مرداني که خود را شبيه زنان مي کنند.

(مستدرک الوسائل، ج 1، ص 208)

- رسول خدا (صلي الله عليه و آله): در دوره آخرالزمان مردان خود را شبيه زنان و زنان خود را شبيه مردان مي کنند و زنان بر زين سوار مي شوند (به خودنمايي مي پردازند) بر آنها لعنت خدا باد.

(تفسير نمونه، ج 21 / ص 456)

- رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مردي را ديد که خود را شبيه زنان ساخته بود و او را از اين کار بر حذر داشت. آن حضرت فرمودند: مردان نبايد در لباس، شبيه زنان باشند.

(وسائل الشيعه، ج 5، ص 25)

و اما مردان...

- امام صادق (عليه السلام) فرمودند: از زنهاي مردم پرهيز داشته باشيد. (نسبت به آنها عفت داشته باشيد.) تا زنهاي شما هم پاک بمانند. (ديگران هم از زنهاي شما پرهيز داشته باشند.)

(بحارالانوار، ج 79، ص 18 / وسايل الشيعه، ج 20، 256)

غيرت در مردان

- امام علي (عليه السلام): خداوند لعنت کند کسي را که غيرت ندارد.

(بحارالانوار، ج 79، ص 115 / الخامس، ص 115)

- رسول خدا (صلي الله عليه و آله): به درستي که خداوند بندگان با غيرت خويش را دوست دارد.

(کنزالعمال، ح 7070)

- رسول خدا (صلي الله عليه و آله): هنگامي که زني آرايش کرده و معطر از خانه خارج شود و شوهرش نيز به اين کار راضي باشد به ازاي هر قدمي که زن بر مي دارد خانه اش در آتش براي شوهرش بنا مي شود.

(بحارالانوار، ج 153، ص 249 / جامع الاخبار، ص 108)

- امام صادق (عليه السلام) فرمودند: حضرت علي (عليه السلام) در نامه اي براي امام حسن (عليه السلام) چنين نوشت: «تو را از غيرت بي جا بر حذر مي دارم. زيرا غيرت بي جا زنان سالم را به بيماري سوق مي دهد.»

(بحارالانوار، ج 77، ث 216 و 235، اصول کافي، ج 5، ص 537، وسائل الشيعه، ج 20، ص 237)

- راوي مي گويد: بر حضرت موسي بن جعفر (ع) وارد شدم، ديدم خضاب فرموده است. گفتم رنگ مشکي به کار برده ايد؟ فرمود: بلي، خضاب و آرايش در مرد موجب افزايش پاکدامني در همسر است. برخي از زنان به اين جهت که شوهرانشان خود را مي آرايند، عفاف را از دست مي دهند.

(اصول کافي، ج 5، ص 567)

- اميرالمؤمنين (ع) به فرزندش امام حسن (ع) مي فرمايد: شده الحجاب خير لک و لهن من الارتياب: سختي حجاب براي زن و مرد بهتر است از تلخي بد گماني.

- پيامبر (ص) فرمود: نسبت به زنان مردم عفيف باشيد تا زنان شما عفيف بمانند.

(وسايل الشيعه، ج 14، ص 138 و 141)

- امام صادق (عليه السلام) فرمود: کساني که به اندام زنان (نامحرم) نگاه مي کنند ايمن نباشند از اينکه، ديگران به ناموس آنها نگاه نکنند.

(وسايل الشيعه، ج 14، ص 171)

- رسول خدا (صلي الله عليه و آله): سه گروه هرگز داخل بهشت نمي شوند: 1. کسي که نسبت به عفت و ناموس خود بي تفاوت است. 2. زني که خود را در لباس و حرکات و امور ديگر شبيه مرد سازد. 3. شراب خوار

(ميزان الحکمه، ج 2، ص 102)

- امام صادق (عليه السلام) از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) نقل فرمودند: اگر زني بخواهد با وضع نامناسب به عروسي، بازار، گردشگاهها برود و شوهرش جلوگيري نکند و يا از شوهرش بخواهد لباسهاي نامناسب و نازک براي او تهيه کند و شوهرش چنان نمايد، خداوند او را با صورت به زمين مي افکند.

(المحجه البيضاء، جلد 3، ص 101)

- ابوبصير از امام صادق (ع) پرسيد: زني از کنار مردي عبور مي کرد و آن مرد به پشت آن زن نگاه مي کرد اين عمل چگونه است؟ حضرت فرمودند: آيا شما خوشحال مي شويد کسي به پشت سر خانواده و فاميل شما نگاه کند؟ عرض کردم: نه. فرمود: آنچه را براي خودت نمي پسندي براي ديگران هم مپسند.

(وسايل الشيعه، ج 14، ص 145؛ اصول کافي، ج 5، ص 553)

درباره حيا

- رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمودند: هر که چهار خصلت داشته باشد و از سر تا پا غرق گناهان باشد، خدا آنها را به حسنات تبديل کند و يکي از آنها حيا است.

(اصول کافي، ج 3، ص 166)

- امام علي (عليه السلام) فرمودند: خردمندترين مردم با حيا ترين آنها است.

(گزيده ميزان الحکمه، ص 235)

- امام صادق (عليه السلام) فرمودند: ايمان ندارد کسي که حيا ندارد.

(گزيده ميزان الحکمه، ج 2، ص 235)

- پيامبر اکرم (ص) فرمودند: «حيا زيباست ولي از جانب زنان زيباتر است.»

- پيامبر اکرم (ص) نيز فرمودند: «هنگامي که خداوند بخواهد بنده اي را هلاک بگرداند، حيا را از او دور مي سازد.»

محمد طلعت حرب، قربيه المره و الحجاب، ص 68

منبع: حريم ريحانه.

معاونت سیاسی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه

 

آخرین به روز رسانی در جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۹
 
طراح و برنامه نویس: اکین