مذمت تارک الصلاه PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
دوشنبه ۰۷ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰۰:۵۲

 

    تارك الصلوه

     

    مذمت ترک کننده نماز

    در ضمن مطالب گذشته گفته شدكه نماز ستون دين است و دين بدون نماز مفيد فايده نيست.همانطوري كه خيمه بدون ستون براي انسان استفاده ندارد دين بدون نمازهم براي انسان فايده نخواهد داشت.پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) وقتي از نمازتعبير مي‌آورد مي فرمايند :« موضع الصلاه من الدين كموضع الرأس من الجسد» [1] يعني"جايگاه نماز در دين به منزله سر انسان به بدنش است."همانطوري كه جسد بي سر به در انسان نمي خورد بلكه اگر بدن بي سر روي زمين بماند تعفنش جامعه بشري را مي‌آزارد ، دين بدون نماز نيز چنين سرنوشتي خواهد داشت و بدرد انسان نخواهد خورد بلكه چنين ديني ممكن است انسان را ازخدا غافل كند و انحراف در افكار و عقايد و رفتار انسان بوجود آورد.به همين دليل براي انجام اين فريضه الهي تأكيد شده است حتي اجازه استخفاف آن و سهل انكاري در انجام آن نيز داده نشده است.

    امام صادقu به زراره فرمودند:« لَا تَتَهَاوَنْ بِصَلَاتِكَ فَإِنَّ النَّبِيَّ (صلی الله علیه و آله و سلّم ) قَالَ عِنْدَ مَوْتِهِ لَيْسَ مِنِّي مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلَاتِهِ لَيْسَ مِنِّي مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً لَا يَرِدُ عَلَيَّ الْحَوْضَ لَا وَ اللَّهِ » [2] يعنی "در نمازت سستي نكن همانا پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) هنگام رحلتش فرمودند:كسي كه نمازش را سبك بشمارد از من نسيت. هر كس مست كننده اي را بنوشد از من نيست. و در حوض كوثر بر من‌ وارد نخواهد شد ، والله وارد نخواهد شد."

    امام صادق u نيز در هنگام شهادتش خويشان و اقرباي‌خود راجمع‌كردند و فرمودند :« إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ » [3] يعني"همانا شفاعت ما بر كساني كه نماز را سبك بشمارند نمي رسد."

    تارك الصلاه وحبط اعمال

    درگذشته گفتيم نماز، به مثابه ستون خيمه است همانطوري كه طناب و ميخ وچادربدون ستون ، خيمه اي براي انسان درست نمي‌كند، اعمال خيرانسان نيز بدون نماز سپرآتش نمي‌شود و انسان را وارد بهشت نمي‌كند درحقيقت اعمال خير به درد انسان نمي‌خورد بلكه دراحاديث وارد شده است كه اگرانسان نمازنخواند سايراعمال خيرش نابود مي‌شود.

    در روايتي از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم ) نقل شده است كه فرموده اند:« مَنْ تَرَكَ صَلَاتَهُ حَتَّى تَفُوتَهُ مِنْ غَيْرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ ثُمَّ قَالَ بَيْنَ الْعَبْدِ وَ بَيْنَ الْكُفْرِ تَرْكُ الصَّلَاةِ »[4] يعنی "هر كس نماز را بدون عذر ترك كند تا وقتش بگذرد اعمالش نابود مي شود و فرمودند: فرق بنده وكافر نماز است." و فرمودند :« الصَّلَاةُ عِمَادُ الدِّينِ فَمَنْ تَرَكَ صَلَاتَهُ مُتَعَمِّداً فَقَدْ هَدَمَ دِينَه.»[5]يعنی " نماز ستون دين است پس هرکس عمداً نمازش را ترک کند دينش را نابود کرده است."

    همانطوريكه قبلاًگفتيم يكي از فوائد نماز اين است كه گناه نماز گزار را مي ريزد،ترك نمازنيزعكس آن را نتيجه مي دهد و يكي از نتايج ترك نماز اين است كه اعمال خيرانسان را نابود مي كند. چون اعمال خير بدون نماز فايده ندارد.اگر نماز انسان رد شود ساير اعمالش نيز مردود است.كسي كه دستور خدا را سبك بشمارد وسجده بر خداي عالم را بدون عذر ترك كند چگونه مي تواند براي خدا احسان كند ،يا دست فقير را بگيرد يا كارهاي عام المنفعه انجام دهد.كسي كه نماز نمي خواند ولي كارهاي خير ديگری را انجام مي دهد معلوم مي شود در اين اعمال ، اخلاص ندارد و براي اغراض غير خدائي انجام مي دهد و اين گونه اعمال باطل است.

    زراره مي مي گويد : از امام صادق u در مورد كلام خدا « وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ » سوال كردم فرمودند:« مَنْ تَرَكَ الْعَمَلَ الَّذِي أَقَرَّ بِهِ» عرض کردم: ترک عمل چگونه است که حتی همه آنها را رها می کند؟ فرمودند :« مِنْهُ الَّذِي يَدَعُ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً لَا مِنْ سُكْرٍ وَ لَا مِنْ عِلَّةٍ »[6] يعنی " از آن جمله است ترك نماز که بدون مستي وبدون علت ترکش کند."

    تارك الصلوه حظي از اسلام ندارد

    امام صادق u در موردت ارك الصلاه مي فرمايند:« لَا حَظَّ فِي الْإِسْلَامِ لِمَنْ تَرَكَ الصَّلَاةَ » [7] يعني" كسي كه نماز را ترك كند حظّي از اسلام ندارد." از توضيحات‌گذشته روشن شد كه دين اسلام مانند خيمه اي است كه ستون آن نماز است . همانطوري كه ازخيمه بدون ستون انسان بهره نمي برد ، از دين بدون نمازهم انسان حظّي نخواهد داشت.

    امام صادق u مي فرمايند: مردي خدمت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم ) آمد وعرض كرد: يا رسول الله ! توصيه اي براي من بكن. حضرت فرمودند:« لَا تَدَعِ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً فَإِنَّ مَنْ تَرَكَهَا مُتَعَمِّداً فَقَدْ بَرِئَتْ مِنْهُ مِلَّةُ الْإِسْلَامِ »[8]يعني" نماز را عمداً ترك نكن ، همانا هركس عمداً نماز را ترك كند از اسلام بی زار است."

    تارك الصلاه وقرآن

    اگردرخصوص نمازبه قرآن مراجعه كنيم خواهيم ديد نماز از نظرقرآن از اهميّت ويژه اي برخوردار است و سبك شمردن آن را روا ندانسته است ، بطوري كه در سوره مبارك ماعون وقتي اوصاف تكذيب كنندگان روزجزاء را بيان مي كند ، ترك كردن نماز و سبك شمردن آن يا ریا نمودن در آن را ، يكي از علائم منکرين قيامت ذكر مي كند:

  1. أَ رَأَيْتَ الَّذي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ ( يعنی "آيا ديدي آن كسي كه روز جزاء را انكار مي كند."
  2. فَذلِكَ الَّذي يَدُعُّ الْيَتيمَ ( يعنی "پس آن‌كسي است كه ‌يتيم را از خود طرد مي‌كند."
  3. وَ لا يَحُضُّ عَلى‏ طَعامِ الْمِسْكينِ ( "فقرا را طعام نمي‌دهد."
  4. فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ الَّذينَ هُمْ يُراؤُنَ وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ ( يعنی "پس واي بر نماز گزاران ، آنهائي كه نماز را سبك مي شمارند وآنهائي كه ريا مي كنند و زكات نمي دهند."
  5. در آيات فوق مي بينيم وقتي نشانه هاي منكرين قيامت را بيان مي كنند و بر نماز مي رسد، لحن خطاب در مورد تاركين نماز عوض مي‌شو د ونمي گويدكه يكي از علائم منكرين قيامت ترك نماز است بلكه توبيخ را تشديد مي كند و مي فرمايد: واي بر نماز گزاران! نماز گزاراني كه آن را سبك مي شمارند وآن را ريائي انجام مي‌دهند.

    تارك الصلوه كافر است

    در احاديث و روايت مختلف تارك الصلاه را كافر دانسته است كه ما در اين جا به چند نمونه آن اشاره مي كنيم وسپس توضيح مي دهيم كه مراد از كفر در اينجا چيست وچرا كسي كه نماز را ترك می كندكافر است.

    1- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم ) : « مَا بَيْنَ الْمُسْلِمِ وَ بَيْنَ أَنْ يَكْفُرَ إِلَّا تَرْكُ الصَّلَاةِ الْفَرِيضَةِ مُتَعَمِّداً أَوْ يَتَهَاوَنَ بِهَا فَلَا يُصَلِّيَهَا »[9] يعنی" مسلمان را با كافرفرقي جز ترك نماز واجب نسيت كه عمداً آن را ترك‌كند يا آن را سبك بشمارد و در وقتش بجا نياورد."

    2- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم ) : « مَا بَيْنَ الْكُفْرِ وَ الْإِيمَانِ إِلَّا تَرْكُ الصَّلَاةِ »[10] يعنی " ميان كفر و ايمان جز ترك نماز فاصله اي نيست."

    3- زراره مي گويد:از امام صادق u از گناهان كبيره پرسيدم فرمودند:« هُنَّ فِي كِتَابِ عَلِيٍّ ع سَبْعٌ الْكُفْرُ بِاللَّهِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ وَ عُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ وَ أَكْلُ الرِّبَا بَعْدَ الْبَيِّنَةِ وَ أَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ ظُلْماً وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ » يعنی "در كتاب علي uكبائرهفتاست: كفر به خدا، قتل نفس ، عاق والدين، ربا خوردن، مال يتيم را بنا حق خوردن فرار ازجنگ ، برگشتن به دوران جاهليت بعدازهجرت."

    - زراره مي گويد: عرض كردم پس اينها بزرگترين گناهان هستند؟

    - امام فرمودند:آري .

    - سوال كردم:« فَأَكْلُ دِرْهَمٍ مِنْ مَالِ الْيَتِيمِ ظُلْماً أَكْبَرُ أَمْ تَرْكُ الصَّلَاةِ »؟يعنی "يك درهم مال يتيم را بنا حق خوردن گناهش بيشتر است، يا نماز را ترك كردن"؟

  6. فرمودند : ترك نماز گناهش بيشتر است.
  7. عرض كردم: پس چرا ترك نماز را جزوگناهان كبيره حساب نكردي؟
  8. فرمودند:« أَيُّ شَيْ‏ءٍ أَوَّلُ مَا قُلْتُ لَكَ ؟» يعنی "اوّلين چيزي كه به توگفتم چه بود؟"
  9. گفتم:كفر.
  10. فرمودند:« فَإِنَّ تَارِكَ الصَّلَاةِ كَافِرٌ يَعْنِي مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ » يعنی " كسي كه بدون عذر نماز را ترك كندكافراست."[11]
  11. 4-پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) فرمودند:«الجفاء كل الجفاء والكفر من سمع منادي الله تعالي ينادي بالصلاه ويدعوه الي الفلاح فلا يجيبه»[12] يعنی "جفاست وكل جفاست وكفر است كسي كه منادي الهي را بشنود كه او را به نماز و رستگاري دعوت مي كند ولي او ، آن را اجابت نكند."

    از احاديث وروايات گذشته روشن مي شودكسي كه نماز را بدون علت ترك كند و امر الهي را سبك بشمارد كافراست ولي مراد از كفر چيست وچرا بي نماز كافر است بايد توضيح داده شود.

    اقسام كفر

    علامه طباطبايي در تفسير الميزان فرموده است كه كفر مانند ايمان شدت وضغف دارد و داراي مراتب مختلف است.آنگاه روايتي از امام صادق u نقل كرده است كه ما در زير مي آوريم.

    زبيري مي گويد: به امام صادق u عرض كردم وجوه كفر در قرآن را براييم بيان كنيد. حضرت فرمود:« اَلْكُفْرُ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَلَى خَمْسَةِ أَوْجُهٍ فَمِنْهَا كُفْرُ الْجُحُودُ وَ الْجُحُودُ عَلَى وَجْهَيْنِ وَ الْكُفْرُ بِتَرْكِ مَا أَمَرَ اللَّهُ وَ كُفْرُ الْبَرَاءَةِ وَ كُفْرُ النِّعَمِ» يعني" كفر در قرآن بر پنچ وجه است،كفر جحودي كه بر دو قسم است ،كفر به سبب ترك آنچه كه خداوند به آن امر كرده است،كفر برائتي وكفر نعمت."

    آن وقت امام شروع كرد آن پنچ وجه را توضيح دادكه:

    «فَأَمَّا كُفْرُ الْجُحُودِ فَهُوَ الْجُحُودُ بِالرُّبُوبِيَّةِ وَ هُوَ قَوْلُ مَنْ يَقُولُ لَا رَبَّ وَ لَا جَنَّةَ وَ لَا نَارَ وَ هُوَ قَوْلُ صِنْفَيْنِ مِنَ الزَّنَادِقَةِ يُقَالُ لَهُمُ الدَّهْرِيَّةُ وَ هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ وَ هُوَ دِينٌ وَضَعُوهُ لِأَنْفُسِهِمْ بِالِاسْتِحْسَانِ عَلَى غَيْرِ تَثَبُّتٍ مِنْهُمْ وَ لَا تَحْقِيقٍ لِشَيْ‏ءٍ مِمَّا يَقُولُونَ » يعني " امّا كفر حجودي يك وجهش اين است كه خداوند را انكار كند وبگويد: نه بهشتي وجود دارد و نه جهنمي ونه پروردگاري واين همان قول زنادقه است كه به آنها "دهرّيه"مي گويند. اينها مي گويند:" اين دهر است كه مارا هلاك مي كند." اين ديني است كه آنها از خودشان درآورده اند. وآنچه كه مي گويند واقعيّت ندارد. خداوند فرمود: )إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ( مراد از كفر در اينجا انكارتوحيد و يگانگي خداست.

    «وَأَمَّا الْوَجْهُ الْآخَرُ مِنَ الْجُحُودِ عَلَى مَعْرِفَةٍ وَ هُوَ أَنْ يَجْحَدَ الْجَاحِدُ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ حَقٌّ قَدِ اسْتَقَرَّ عِنْدَهُ»

    ووجه ديگر كفر حجودي ، جحد معرفتي است يعني چيزي را مي داند حق است، ولي با اين حال انكار مي كند. خداوند در اين خصوص فرموده: )وَجَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا(وفرمود: )وَكانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ(

    «وَالْوَجْهُ الثَّالِثُ مِنَ الْكُفْرِ كُفْرُ النِّعَمِ» امّا وجه سوّم كفر،كفرنعمت است، آن اين است كه انسان كفران نعمت كند خداوند از قول سليمان نقل مي كند )هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ( ودرجاي ديگر مي فرمايد: )لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ( همچنين مي فرمايد:)فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِي وَ لا تَكْفُرُونِ(. درتمام اين آيات مراد ازكفر،كفران نعمت است.يعني اين كه انسان قدرنعمات الهي رانداند.

    «وَالْوَجْهُ الرَّابِعُ مِنَ الْكُفْرِ تَرْكُ مَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهِ» امّا وجه چهارم كفر،ترک نمودن اعمالی است که خداوند به آن امر كرده است. خداوند فرمود: )وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَرِيقاً مِنْكُمْ مِنْ دِيارِهِمْ تَظاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ إِنْ يَأْتُوكُمْ أُسارى تُفادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْراجُهُمْ أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ( اينجا مي بينيم خداوند آنهارابه سبب ترك آنچه كه به آن امركرده بود ، تكفير مي‌كند.

    «الْوَجْهُ الْخَامِسُ مِنَ الْكُفْرِ كُفْرُ الْبَرَاءَةِ» امّا وجه پنجم كفر، كفر برائتي مانند قول ابراهيم كه گفت )كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَناوَبَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَالْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ( [13] دراين آيه شريفه )كَفَرْنا بِكُمْ( به معناي" از شمابرائت جستيم" است.

    پس كفر به معناي انكار خدا ، جحد، ترك واجب ،كفران نعمت و برائت آمده است.

    مراد از كفر تارك الصلاه

    در روايات و احاديث كه تارك الصلاه را كافر ناميده است ، مرادكدام كفراست؟كفر در اينجا به معني ترك واجب است يا به معناي انكارخداست. با تحقيق دراحاديث روشن مي‌شود كه مراد ازكفر در تارك الصلاه ، ترك واجب نيست چون امام صادق u نماز را جزء آن كفري مي‌داند كه در مقابل ربا وقتل نفس و قرارگرفته است وآن"كفربالله"است. به نظر مي‌رسد مراد ازكفر در اينجا كفر بسبب ترك واجب است ، يعني اين شخص نه تنها واجب را ترك كرده است و به اين معني كافر است بلكه همين ترك واجب يعني ترك نماز خصوصيتي دارد كه موجب انكار و يا استخفاف امرخدا مي شود و همين امر باعث كفر مي‌گردد.در روايات گذشته معلوم بود كه مراد ازكفرترك واجب نيست . پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) مي فرمايند:«ما بين الكفر والايمان الا ترك الصلاه»[14] يعنی "يعني بين كفر وايمان جز ترك نماز فاصله اي نسيت." از اين روايات كه كفر و ايمان را در مقابل هم قرارداده است ، استفاده مي‌شود كه مراد ازكفر تارك الصلاه ، همان كفر مقابل ايمان است.

    چرا تارك الصلاه كافر است؟

    مسعده بن صديقه مي گويد،از امام صادق u سوال كردم چرا زاني را كافر نمي‌نامند ولي تارك الصلاه را كافر مي نامند؟فرمود:« لِأَنَّ الزَّانِيَ وَ مَا أَشْبَهَهُ إِنَّمَا يَفْعَلُ ذَلِكَ لِمَكَانِ الشَّهْوَةِ لِأَنَّهَا تَغْلِبُهُ وَ تَارِكُ الصَّلَاةِ لَا يَتْرُكُهَا إِلَّا اسْتِخْفَافاً بِهَا وَ ذَلِكَ لِأَنَّكَ لَا تَجِدُ الزَّانِيَ يَأْتِي الْمَرْأَةَ إِلَّا وَ هُوَ مُسْتَلِذٌّ لِإِتْيَانِهِ إِيَّاهَا قَاصِداً إِلَيْهَا وَ كُلُّ مَنْ تَرَكَ الصَّلَاةَ قَاصِداً إِلَيْهَا فَلَيْسَ يَكُونُ قَصْدُهُ لِتَرْكِهَا اللَّذَّةَ فَإِذَا نُفِيَتِ اللَّذَّةُ وَقَعَ الِاسْتِخْفَافُ وَ إِذَا وَقَعَ الِاسْتِخْفَافُ وَقَعَ الْكُفْرُ » [15] يعني"همانا زنا كار ومانند آن ،آن عمل را بخاطر شهوتي كه بر اوغلبه كرده انجام مي دهد ولي تارك الصلاه نماز را ترك نمي‌كند مگر بخاطر سبك شمردن آن. چون زناكار ، وقتي به طرف زنان مي رود از آن لذّت مي برد ولي كسي كه ترك نماز را قصد مي كند هيچ لذّتي نمي برد. وقتي لذّتي نداشت ترك آن از جهت سبك شمردن آن خواهد بود وقتي سبك شمرده شد در كفر واقع مي شود."

    پس تارك الصلاه از اين جهت كه واجب را ترك كرده است كافر نمي شود و نماز از اين جهت در حكم ساير واجبات است بلكه از اين جهت كه بدون عذرنماز را سبك شمرده و به دستور الهي بي اعتنائي كرده‌است‌ كافر مي شود .البتّه اين روشن است كه كفر به دستور خدا غير از انكارخداي متعال است. به عبارت ديگر ترك تمام واجبات يا ارتكاب تمام محرمات براساس يك داعي و غرض صورت مي گيرد.گاهي نفس انسان به خاطر رسيدن به لذّتي انسان را به ارتكاب گناه و يا جهت جلب منفعت به ترك واجبي وا مي دارد، درچنين مواردي انسان گرفتارگناه شده است، ولي گاهي هيچ تلذذي و يا منفعتي دركارنيست و انسان فقط به خاطر بي اعتنائي به دستورخدا واجبي راترك مي كند و ياحرامي را انجام مي دهد.درچنين مواردي ممكن است انسان گرفتاركفرشود.

     

     

    [1] -نهج الفصاحه ج2ص573

    [2] -كافي ج3ص269

    [3] - من لايحضره الفقيه ج1ص206

    [4] -بحارالانوار ج79ص202

    [5] - مستدرك‏الوسائل 3 98

    [6] -وسائل الشيعه ج1ص32

    [7] -بحارالانوار ج79ص232

    [8] -كافي ج3ص488

    [9] - وسائل الشيعه ج4ص42

    [10] - ثواب الاعمال ص521

    [11] - كافي ج2ص278

    [12] -نهج الفصاحه ج2ص569

    [13] - الكافي 2 389

    [14] - ثواب الاعمال ص521

    [15] - من لايحضره الفقيه ج1ص206

     

    Pasted from <file:///F:\انترنت\کتابخانه\تالیف\نماز\تارك%20الصلوه.docx>

     

 
طراح و برنامه نویس: اکین