خشوع در نماز PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
دوشنبه ۰۷ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰۰:۵۱

 


    خشوع

    خشوع چيست؟

    خشوع در لغت بمعناي ترس آميخته با تعظيم است. و در اصطلاح به حالتى گفته مى شود كه كسى در برابر سلطانى قاهر قرارگرفته بطورى كه تمام توجّهش به وى معطوف گشته و از همه جا بريده باشد.

    از رسول خدا پرسيدند: خشوع چيست ؟ فرمود: فروتنى در نماز و اينكه بنده با تمام قلبش متوجّه خدا باشد.

    خشوع يك حالت تواضع و ادب جسمي و روحي است كه در برابر شخصي بزرگ يا در برابرحقيقت مهمّي در انسان پيدا شده وآثارش در بدن ظاهر مي شود . علامه طباطبائي خشوع را از صفات قلب مي داند و مي فرمايد:"والظاهر انه من صفات القلب ثم ينسب الي الجوارح او غيرهابنوع من العنايه" [1] يعني خشوع ، ظاهراً از صفات قلب است كه به جوارح و غير آن بالعنايه نسبت داده مي شود. درحقيقت خشوع صفت قلب است وآثار آن در جسم انسان ديده مي‌شود. و نكته ديگر اينكه خشوع كه يك امر قلبي است معلول يك امرقلبي ديگر است وآنهم معرفت دروني است.

    خداوند متعال هنگامي كه مؤمنين را در قرآن معرفي مي‌نمايد ، خاشع بودن در نماز را اوّلين صفت آنها ذكرمي‌كند ) قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ(. [2] در اين آيه شريف نماز خواندن را نشانه مؤمن نمي شمارد، بلكه خشوع در نماز را از ويژگيهاي آنان مي شمارد ، در اين آيه شريف دو اشاره وجود دارد يكي اينكه نماز خواندن موضوع مسلّم است كه مؤمن انجام مي‌دهد و قابل ذكرنبوده و نياز به توصيه ندارد. و دوّم اينكه مؤمن نه تنها نماز مي‌خواند بلكه نمازش همراه خشوع است. نماز آنها الفاظ و حركات بي روح و فاقد معني نيست ، بلكه به هنگام نماز آنچنان حالت توجّه به پروردگار درآنها پيدا مي شود كه از غير او مي برند و به او مي پيوندند ، چنان غرق حالت تفكّر وحضور و راز و نياز با پروردگار مي شوند كه بر تمام زرات وجودشان اثر مي گذارد. خود را زره اي دربرابر وجودي بي پايان ، وقطره اي دربرابر اقيانوس بيكران مي بينند. لحظات اين نمازهركدام كه درراستاي خود سازي براي او درسي است، وتربيت نفس انسان ازآن سود مي برد و وسيله اي است براي تهذيب روح وجان. حضرت علي u مي فرمايد:"پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم ) مردي را ديد كه در حال نماز باريش خود بازي مي كند ، فرمودند:« أَمَا إِنَّهُ لَوْ خَشَعَ قَلْبُهُ لَخَشَعَتْ جَوَارِحُهُ »[3] يعنی " اگردرقلب اوخشوع بود اعضاي بدنش نيز خاشع مي شد." حضرت علي u مي‌فرمايند: « لايبعث الرجل في صلاته بلحيته ولابما يشغله عن صلاته بادروا بعمل الخير قبل ان تشغلوا عنه بغيره ليكن كرالله»[4] يعنی " مرد در نمازش با ريش و يا آنچه كه اورا مشغول مي كند بازي نكند.به عمل خير قبل از اينكه به غير آن مشغول شويد ، سرعت كنيد تا ذكر خدا محسوب شود."

    ازكلام اميرالمؤمنين u استفاده مي‌شود كه نماز وقتي ذكر محسوب مي‌شود كه همراه توجّه باشد و انسان باخشوع وخضوع به نماز مشغول شود. اين روشن است كه نمازذكراست " اقم الصلوه لذكري" و ذكرهمراه غفلت نمي شود؛چراكه اين دو متضاد هم هستند. اگرانسان در نماز به چيزهائي توجّه كردكه حواس او را به خود مشغول كند ، ذكر وحضور را از دست داده است.چنين انساني نمي تواند در نماز خاشع شود.

    در روايتي داريم كه پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) در هنگام نماز به آسمان نظر مي كرد امّا هنگامي كه آيه ) قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُون(َ[5] نازل شد ديگر سر بر نمي داشت و دائماً به زمين نگاه مي كرد.[6]

    خشوع در نماز

    خشوع در نماز، نشانه كمال ايمان است. معناى خشوع -آنچنانكه از آيه‏ذيل فهميده مى‏شود- اين است كه نمازگزار را ، تجارت و داد وستد ، از ياد خدا غافل نگرداند ، پس وقتى نمازگزار در برابرخداوند به نماز مى‏ايستد ، نبايد به مصالح و منافع خود و هر آنچه او را از ياد خدا غافل مى‏كند ، بيانديشد، و اين از شرايط «خانه‏هاى ذكر» است؛ خانه‏هايى كه خداوند مقام آنها را والا و رفيع داشته و آنها را چراغدان نور خود قرار داده است. خداوند بعد از آيه معروف نور مى‏فرمايد: )فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ *رِجَالٌ لاَّ تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاَةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماًتَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ([7] يعنی "نور خداوند در خانه‏هايى قرار دارد كه خداوند اذن فرموده آنها بالا روند ونام‏خدا درآنها برده مى‏شود و صبح وشام در آنها تسبيح او مى‏گويند، مردانى كه نه تجارت ‏و نه معامله‏اى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و اداى زكات غافل نمى‏كند.آنها از روزى مى‏ترسند كه درآن، دلها وچشمها زير و رو مى‏شوند."

    نماز معراج مؤمن به سوى خداوند است و تضرّع و خشوع در نماز، قلّه‏ و اوج توجّه به خدا مى‏باشد. نماز شرط رستگارى و سرچشمه فضيلتهاى ايمانى‏است.

    غرض اصلى از عبادت و اطاعت ، پالايش نفس و تطهير آن از آلودگي هاست و هر عملى كه در زمينه صفاى عبادت و پاكيزه انجام دادن آن بيشتر مؤثرباشد مطلوب و مقدّم است و خشوع از امورى است كه در جلاى دل و اثر عبادت نقش بسزايى دارد.

    خشوع از ديدگاه قرآن وسنت

    قرآن مجيد يكى از ويژگيهاى مؤمنان رستگار را خشوع در نماز دانسته و فرموده است :

  1. قَدْ اَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ هُمْ فى صَلوتِهِمْ خاشِعُونَ([8]يعني "به تحقيق رستگار شدند مؤ منان ،آنان كه در نمازشان خشوع دارند".
  2. امير مؤ منان على u به كميل فرمودند:«يـا كـُمـَيـْلُ: لَيـْسَ الشَّأنُ اَنْ تـُصـَلِّىَ وَ تـَصـُومَ وَ تَتَصَدَّقَ، اَلشَّأنُ اَنْ تَكُونَ الصَّلاةُ فُعِلَتْ بِقَلْبٍ تَقِي وَ عَمَلٍ عِنْدَاللّهِ مَرْضِي وَ خُشُوعٍ سَوِي» [9]يعني"اى كميل!عبادت ،تنها نمازخواندن وروزه گرفتن وصدقه دادن نيست .بلكه شأن (عبادت ) اين است كه با قلب پاك و عمل مورد پسند خدا و خشوع راستين انجام پذيرد."

    امام صادق u فرمودند:«إِذا كُنْتَ فى صَلاتِكَ فَعَلَيْكَ بِالْخُشُوعِ وَ الاِْقْبالِ عَلى صَلاتِكَ»[10] يعني"وقتى در نماز هستى ، بر تو بادبه رعايت خشوع وتوجه كامل به نماز."

    خشوع دل و اعضا وقتـى مؤ من حالت خشوع پيدا كند ، آثارش در بدن و اعضا وجوارحش ظاهر مى شود و سراسر وجودش غرق عشق و شيدايى حق مى گردد و جسم وجانش در هر عبادتى ، خشوعى هماهنگ با آن خواهد داشت . قرآن در اين باره مى فرمايد:)اَللّهُ نَزَّلَ اَحْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلينُ جُلوُدُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللّهِ([11] يعني" خدا بهترين سخن را نازل كرده است .كتابى متشابه و دوتا، دوتا ، كه از تلاوت آن تن كسانى كه از پروردگارشان مى ترسند بلرزد. سپس تن و جانشان به ياد خدا آرام مى گيرد."

    نكته قابل توجّه اين است كه جسم وجان بايد توأم باهم در برابر خدا خضوع و خشوع كنند ؛ زيرا خشوع قلب ، خشوع اعضا و جوارح را نيز در پى دارد چنان كه حضرت اميرu فرمودند :«لِيَخْشَعْ لِلّهِ سُبْحانَهُ قَلْبُكَ، فَمَنْ خَشَعَ قَلْبُهُ خَشَعَتْ جَميعُ جَوارِحِهِ»[12] يعني"بايد قلبت براى خداى سبحان خاشع شود و كسى كه قلبش خاشع شد همه اعضايش خاشع مى شود."

    خـشوع جوارح بدون خشوع قلب ، تظاهر به خشوع و نوعى نفاق است كه به فرموده نبّى اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم ) بايد از آن پرهيز كرد:«إِيّاكُمْ وَ تَخَشُّعَ النِّفاقِ وَ هُوَ اَنْ يُرَى الْجَسَدُ خاشِعاً وَ الْقَلْبُ لَيْسَ بِخاشِعٍ»[13] يعنی " از خشوع نمايى منافقانه بپرهيزيد وآن اين است كه اندام خاشع ديده شوند ولى قلب خاشع نباشد."

    خشوع ، زينت اوليا

    اوليـاى الهـى در تـمام امور زندگى ، به ويژه در عبادت ، اسوه هاى زيباى بشريتند و به هنگام عبادت ، عاليترين نمونه خشوع را دارا مى باشند.

    آن مردان بزرگ فقط در مقابل خدا خاضع هستند. خداوند به حضرت موسى u و هارونu چنين وحى فرستاد.«إِنَّما يَتَزَيَّنُ لى اءَوْلِيائى بِالذُّلِّ وَ الْخُشُوعِ وَ الْخَوْفِ»[14] يعني"دوستان من ، خود را با افتادگى وخشوع وترس براى من مى آرايند."

    خشوع ، بال عبادت

    عبادت ، هنگامى ارزشمند است كه با توجّه كامل وخشوع انجام پذيرد وگرنه ، عبادت سرسرى و بدون توجّه ، تنها رفع تكليف است و خاصيّتى ندارد.

    چـنـيـن عـبـادتى نشان دهنده آن است كه صاحبش فاقد ايمان قوى و يقين است . حضرت صادق u فرمودند:«لا ايمانَ إِلاّ بِالْعَمَلِ وَ لا عَمَلَ إِلاّ بِالْيَقينِ وَ لا يَقينَ إِلاّ بِالْخُشُوعِ»[15] يعني"ايمانى (ايمان ) نيست مگر به عمل و عملى (پذيرفته ) نيست مگر به يقين و يقين وجود ندارد مگر در صورت وجود خشوع."

    رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم ) فرموده است :

    نماز بر چهار بخش بنا شده است : 1- وضوى شاداب 2- ركوع 3- سجده 4- خشوع.

    پرسيدند اى رسول خدا خشوع چيست ؟ فرمود: فروتنى درنماز ، و اينكه بنده با تمام قلبش متوجّه خدا باشد. اگر او ركوع وسجود و بخشهاى نماز را كامل به جاى آورد، نمازش با درخشندگى به آسمان بالا رود و درهاى آسمان به رويش باز شود. (چنين نمازى نمازگزار را دعا كند) و گويد: همان گونه كه مرا پاس داشتى ، خدايت پاس دارد و فرشتگان نيز گويند. درود خدا بر صاحب اين نماز. ولى اگر بخشهاى نماز را كامل نكند، نمازش بـا تيرگى بالا مى رود ودرهاى آسمان به رويش بسته مى گردد، چنين نمازى به نمازگزار گويد: خدا تو را ضايع كند چنان كه مرا ضايع كردى و خدا آن را به روى صاحبش مى كوبد.

    موانع خشوع

    قرآن مجيد مؤ منان را در مورد خطر خاشع نبودن دل هشدار داده ، فرموده است :)اءَلَمْ يـَاءْنِ لِلَّذينَ امَنُوا اءَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا يَكُونُوا كَالَّذينَ اُوتـُوا الْكِتابَ مِنْ قَبلُ فَطالَ عَلَيْهمُ الاَْمَدُ فَقسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثيرٌ مِنهُمْ فاسِقُونَ([16] يعني" آيا وقت آن نشده آنان كه ايمان آورده انـد. دلهايشان درمقابل ذكر خدا و معارف حقى كه نازل كرديم نرم شـود؟ و مانند اهل كتاب كه پيش از اين مى زيستند نباشند. ايشان در اثر مهلت زياد دچار قساوت قلب شده ، بيشترشان فاسق شدند."

    علاّمه طباطبايى در تفسير اين آيه مى نويسد:

    "در اين آيه شريفه عتابى است به مؤمنان به خاطر قساوتى كه دلهايشان را گرفته و درمقابل ذكر خدا خاشع نمى شود... خداى تعالى با اين كلام خود به اين حقيقت اشاره نموده كه دلهـاى مـسـلمانان مانند دلهاى اهل كتاب دچار قساوت شده و قلب قاسى از آنجا كه در مقابل حق ، خشوع و تأثير و انعطاف ندارد ، از زىّ عبوديت خارج است و در نتيجه از مناهى الهى متأثر نمى شود و با بى باكى مرتكب گناه و فسق مى شود."

    بنابراين ، بزرگترين مانع ترقى دل ، غافل شدن از ياد خدا، دور شدن از مكتب وحى و ارتكاب گـنـاه اسـت كـه مـؤ من بايد به شدّت از آنها پرهيز نمايد. همچنين از كارهايى كه در ظاهر گناه نـيست ، ولى قساوت دل مى آورد يا انسان را از توجّه به عبادت و حالت خشوع باز مى دارد ، خود دارى كند.

    توجّه درحال نماز

    نماز ظاهر وباطني داردكه حقيقت و روح آن را ، باطنش تشكيل مي دهد. ظاهر نماز همان حركات ظاهري از قبيل ركوع و سجود قيام و قعود است كه انسان با حركات اعضاء بدن آن را انجام مي دهد. امّا روح وحقيقت نماز كه در نورانيّت دل و صفاي باطن و زدودن زنگار هاي اخلاقي و معنوي تأثير به سزا دارد يك امر قلبي است وآن خشوع و حضور قلب است.

    نماز مناجات وعرض حاجات به پروردگار متعال است و روشن است ، هر سخني وكلامي كه از روي غفلت از انسان صادر شود مناجات و عرض حاجات محسوب نمي‌شود .اگر كسي با دل غافل و بدون توجّه به معنا بگويد :«اهدناالصراط المستقيم» چه مطلبي را عرض كرده وچه چيري را از خدا خواسته است؟ حمدو سوره ، ذكرركوع و سجود ، ثنا و ستايش پروردگار وحمد او ، تضرع و دعاست وشكي نيست كه خداوند را باچشم سرنمي بيند و مشاهده نمي‌كند بلكه انسان درحال نماز و غيرنماز با تمام وجود خود اعم ازجسم و روحش در محضر خداست وآنچه باخدا سخن مي گويد و اظهاربندگي مي‌كند چشم و سر انسان نيست بلكه دل و جان انسان است حالا اگر دل انسان غافل شود و از اين كه چه مي گويد و باكه سخن مي گويد بي اطلاع باشد، چيزي نگفته وتضرع و دعائي را انجام نداده است."المصلي يناجي ربه" نمازگزار با خدا مناجات مي‌كند مناجات كننده دل انسان است نه جسم آن. "لاصلاه الا بحضورالقلب" يعني بدون حضور قلب نمازي نيست.

     

    اي كه در هستي مستي مانده اي

    دائماً درخود پرستي مانـــده‌اي

    بـرسر ايوان وحدت كي رسي

    چون تـودر زندان پستي مانده اي.

     

    اگر نماز فقط حركات بدن بود ومنحصر به ظاهر، چگونه مي توانست ستون دين، فاصله ميان كفر و ايمان وسرسلسله عبادات باشد؟حضور قلب ، خشوع وخوف وخشیت عمده مقصود در نماز است و بدين سبب آيات بسيار و اخبار بي شماري در ترغيب به آنها و بيان فضيلت آنها و مذمت اهل غفلت درحال نماز و مشغولين به فكر دنيا و وساوس باطله رسيده است. خداوند متعال مي فرمايد: )ياأَيُّهَاالَّذِينَ آمَنُوا لاتَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ( [17] يعني" در حال مستي به نماز نزديك نشويد تا بفهميد چه مي گوييد."

    "سُكر" به محل بستن اسب مي‌گويند و علت اينكه سُكر را مستي معنا كرده اند اين است كه سكر ، راه معرفت را مي بندد. از آيه فوق فهميده مي‌شودكه انسان درحال نماز بايد حالتي داشته باشد كه بداند چه مي گويد. مست دنيا كه در غفلت و بيهوشي به سر مي برد يا مست شراب كه عقل خود را از دست داده است نبايد نماز بخواند چون اگر در همان حال نماز هم بخواند بهره‌اي ازآن نخواهد داشت . چون عقلي كه اسير دنيا وگرفتار شراب شد ، نمي تواند با خدا انس پيدا كند .نماز تشكيل جلسه با خدا وگفتگو با اوست ، انسان غافل نمي تواند جلسه با خدا داشته باشد. درنماز بايد زبان سر، نماينده زبان دل باشد و باتمام وجود بگويد:« اياك نعبدواياك نستعين» و دلبري خدا به نمايش گذاشته شود.

    پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) فرموده است:"هركس دو ركعت نماز بخواند كه‌ درآن دو ر‌كعت چيزي ازامور دنيا به ذهنش خطور نكند تمام گناهانش آمرزيده مي شود."[18] اين كدام نمازاست كه حتي دو ركعت آن تمام گناهان را مي ريزد ؛ بطورقطع و يقين آن نمازي نيست كه واجبات و اجزاي آن انجام مي گيرد ولي نمازگزارخلوص، خضوع وخشوع ندارد.

    امام صادق u مي فرمايند:« مَنْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ يَعْلَمُ مَا يَقُولُ فِيهِمَا انْصَرَفَ وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذَنْبٌ إِلَّا غَفَرَهُ لَهُ »[19] يعنی "هركس دوركعت نماز بخوانددرحاليكه بدانددرآن دوركعت نمازچه مي گويد، از نماز فارغ مي‌شود درحاليكه گناهي بين او وخدا نمي‌ماند مگر اينكه خداوندمتعال مي‌بخشد."

    امام سجاد u مي فرمايند:پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم ) فرمودند:« رَكْعَتَانِ خَفِيفَتَانِ فِي تَفَكُّرٍ خَيْرٌ مِنْ قِيَامِ لَيْلَة»[20] يعنی "دو ركعت نمازخفيف و سبك همراه تفكر، بهتر از عبادت يك شب است."

    ابن ابي يعغور از امام صادق u نقل مي كند كه آن حضرت مي فرمايند:" اي عبدالله هر گاه نماز واجب خود را مي‌خواني پس آن را در وقتش ادا كن ، مانند نماز خواندن كسي كه با نماز وداع مي‌نمايد و مي‌ترسدكه ديگر براي خواندن نماز موفّق نشود ، پس آنگاه چشم خود را به محل سجده ات متوجّه گردان، و اگر بداني چه كسي از جانب راست و چپ تواست هر آينه نماز خود را نيكو بجا مي آوري . بدان تو در پيشگاه‌كسي هستي كه تو را مي‌بيند و تو او را نمي بيني."[21]

    در حديث قدسي وارد شده است كه خداوند مي فرمايد:«يااحمد؟ماعرفني عبد الاخشع لي وماخشع لي عبد الا خشع له كل شي»[22] يعنی " اي احمد! هيچ عبدي مرا نشناخت مگر اينكه بر من خاشع شد و هركس برمن خاشع شود ، همه چيز بر او خاشع خواهدشد."

    بين خشوع درنماز ومعرفت خدا ارتباط تنگاتنگي وجود دارد يعني انسان هر چه قدر بيشتربه خدا معرفت پيداكند، بيشتر در مقابل پروردگار متعال خشوغ خواهد داشت، وآن وقت انسان با معرفت و دل خاشع به حدي مي رسدكه همه چيز براو خاشع مي شوند و مانند حضرت داود u ، آهن در دستش نرم مي شود وخداوند دستور مي دهد كه اي كوهها و اي پرندگان با او هم آواز شويد)وَلَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً ياجِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ([23]

    امام صادق u مي فرمايند:"داود هنگامي كه براي قرائت زبوربه دشت وبيابان مي رفت وخواندن زبور را شروع مي‌كرد هيچ كوه وسنگ پرنده اي نمي‌ماند مگراينكه با او هم صدامي شد."[24]يا مانند سليمان مي گردد كه بر زمين وهوا حكومت مي كند و باد، هوا وجن در اختيار اوقرار مي گيرد.[25] و يا مانند حضرت ابراهيمu آتش براو گلستان مي شود ومانند موسيu عصا دردستش به اژدها تبديل واز سنگ برايش چشمه جاري مي گردد.

    نمازاولياء خدا

    آري شناخت خدا اكسير معنويت است كه هركس به آن برسد به همه چيز خواهد رسيد وهنگامي كه در مقابل او ايستاد همه چيز را فراموش مي كند و دل به او مي دهد . به اين خاطر نماز اولياء خدا ازحال و هواي خاصي برخودار است. در خصوص پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) ، همسران آنحضرت نقل مي كنند كه آن حضرت پيش ما مي نشست و با ما صحبت مي كرد، هنگامي كه وقت نمار داخل مي‌شد براي آن حضرت حالتي رخ مي داد كه گويا ما را نمي‌شناخت ، سيد اولياءچون شروع به وضوءگرفتن مي‌نمود رنگ رخسارش از خوف الهي متغير مي شد و چون وقت نماز مي رسيد متزلزل و رنگ به رنگ مي شد. به آن حضرت عرض شد چرا به اين حال مي افتي؟ فرمود:"هنگام اداي امانتي رسيد كه خداوند آن را برآسمانها و زمين وكوهها عرضه كرد و همه از تحمل آن ابا كردند. در يكي از جنگ ها پيكاني به پايش اصابت‌كرد واز شدت درد و الم بيرون آوردنش ممكن نشد بتول عذرا حضرت زهرا(س) فرمودند: در حال نماز بيرون آوريد. در حال نماز از پايش درآوردند و احساس درد نكرد.

    امام حسن u هنگامي كه وضوء مي گرفت رنگش مي پريد ازسبب آن مي پرسيدند مي‌فرمود:سزاوار نيست براي كسي كه حضور ملك ذي العرش را اراده كرده است رنگش متغير نشود.[26]

    امام صادق u نقل مي كرده كه پدرم مي‌فرمودند: وقتي علي ابن حسين، سيد الساجدين به نماز مي ايستاد «كانه ساق الشجره لا تيحرك منه شي الاماحركه الريح منه تغير لونه فاذا سجدلم يرفع رأسته حتي يرفض عرقاً» يعني "مانند ساقه درخت حركت نمي كرد مگر به اندازه اي كه باد آنراحركت مي داد وقتي به نمازمي ايستاد رنگش متغير مي شد و هنگامي كه به سجده مي رفت ، برنمي گشت مگر عرق او را فرا مي گرفت."[27]

     

     

    [1] - الميزان ج15ص3

    [2] - مؤمنون 2

    [3] - مستدرك ج5ص417

    [4] - وسائل الشيعه ج7ص261

    [5] - مؤمنون 2

    [6] - بحارالانوارج81ص228

    4 - النور آيه 36

    1 -مؤمنون 2

    2 - مستدرك‏الوسائل 4 94

    3- الكافي 3 300

    4-الزمر آيه 23

    [12] - بحارالأنوار 81 239

    5- تحف‏العقول 60

    1 - بحارالأنوار 13 49

    2 -

    3 - الحديد آيه 16

    [17] - نساء43

    [18] - معراج السعاده ص668

    [19] - ثواب الاعمال ص103

    [20] - ثواب الاعمال ص103

    [21] - ثواب الاعمال ص103

    [22] - سعادت پرور،سرالاسراء ج1ص22

    [23] -سباء10-11

    [24] -نمونه ج18ص29

    [25] -سباء12-13

    [26] -معراج السعاده ص670

    [27] -كافي ج3ص300

     

    Pasted from <file:///F:\انترنت\کتابخانه\تالیف\نماز\خشوع.docx>

     

 
طراح و برنامه نویس: اکین