اقامه نماز PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
شنبه ۰۵ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۵

 

اقامه نماز

يكي ازمباحث مهمّ نماز، بحث اقامه آن است. اقامه باخواندن نماز فرق اساسي دارد وآنچه مورد تأكيد است اقامه نماز است نه خواندن آن.آيات و روايات متعددي در مورد آن وارد شده، نه تنهاخواندن نماز، بلكه اقامه كردن آن را هم از اوصاف متّقين و مؤمنين قرار داده وهم به اقامه نماز بصورت مؤكدتوصيه وسفارش كرده است. نكته اي كه هست اين است كه بين خواندن نماز و اقامه نماز فرق فاحش و واضح وجود دارد.به همين دليل در قرآن واحاديث ، وقتي اوصاف مؤمنين را مي شمارد، اقامه نماز را نه خواندن نماز را يكي از اوصاف آنها ذكرمي كند.فرق اساسي اقامه نمازباخواندن آن اين است كه اگر نمازنقش اوّل را درحيات فردي و اجتماعي مسلمين ايفا كند و به صورت عَلم و نشانه جامعة اسلامي درآيد كه هرتازه واردي از برگزاري نماز پي به اسلامي بودن شهر ببرد ، ازطرف ديگر نماز مورد توجّه خاص مسلمين قرارگيرد و با وسواس خاص و شرائط خاص انجام گيرد،آنوقت مي گويند در چنين جامعه اي نماز اقامه شده است و الاّ اگر نماز بطورفرادي و در خلوت خانه ها و بدون رعايت آداب وشرائط آن انجام گيرد و يا از همه كارها مؤخر شود و هنگام بيكاري خوانده شود ، نماز اقامه نشده است گرچه مي توان گفت نماز خوانده می شود.

اقامه نماز ، دو بعد فردي و اجتماعي دارد كه بايد مسلمين و حاكمان به هر دو بعد آن توجّه‌كنند. بدين بيان كه وظيفه فرد فرد مسلمين اين است كه نماز بخوانند و درخواندن نماز حدود و صغورآن ‌را حفظ‌كنند و مقدمه و مؤخره آن را با آداب و شرائط خاص خود انجام دهند تا بتوانند ازآثار عميق معنوي نماز بر خوردارشوند .ولي اين كافي نيست يعني اينكه رعايت حد و حدود نماز براي فرد فرد مسلمين گرچه لازم است ولي براي بهرمند شدن ازآثار و نتايج مطلوب آن كافي نيست بلكه بعد اجتماعي نماز نيز بايد مورد توجّه گيرد. در اينجا جنبه فردي نماز مطرح نيست بلكه همه مسلمين و حاكمان اسلامي كه قدرت و مكنت در دست دارند در قبال نماز و بر جسته كردن آن در جامعه وظيفه سنگيني دارند و نمي توانند فقط باخواندن نماز انفرادي وانجام وظيفه شخصي، تصور كنند كه حق نماز را اداءكرده اند و به مسئوليت خود در قبال نماز عمل نموده‌اند . اگر به صدراسلام بر گرديم وتاريخ صدراسلام را مطالعه كنيم و رفتار پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) وحضرت علي u را نسبت به نماز مورد مطالعه قرار دهيم خواهيم ديد كه همّت آنها بر بعد اجتماعي نماز بيش ازتوجّه به بعد فردي آن بوده است. مهمّ اين است كه اقامه نماز نه تنها با خواندن آن تحقق نمي يابد بلكه فردي كردن نماز و از اجتماع حذف كردن آن و لو با حضور قلب وعرفان كامل انجام گيرد مخالف اقامه نماز است . اقامه نماز وقتي تحقق پيدا مي‌كند كه هم در جنبه فردي آداب و شرائط ، حدود صغور آن حفظ شود و هم جامعه بر محور نماز حركت كند ومعيار جامعه اسلامي علني انجام دادن نماز و رونق نماز جماعت باشد بطوري كه در اوّل وقت نماز ،كسب وكار و مغازه ها تعطيل گردد و مسلمانان با عجله جهت اقامه نماز به سوي مساجد حركت كنند و مساجد هنگام نماز پرازمردم گردد. چون نماز جماعت پرچم اسلام است بايد طوري شودكه اگرغير مسلماني وارد شهر مسلمين شود از نماز جماعت آنها،پي به مسلمان بودن اهل آن شهر ببرد، و از اهميّت دادن آنها به نماز ، ارزشي و ديني بودن جامعه مسلمين را بفهمد.پس نماز بايد در دو بعد فردي و اجتماعي مورد توجّه قرار گيردكه اگر چنين شد مي‌توان گفت نماز در جامعه اقامه شده است.

اقامه فردي نماز

نماز يك فريضه مهمّ الهي است كه بيان شد ركن دين و مرز اسلام وكفر و معيار قبولي اعمال و معراج مؤمن ، نور چشم پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم ) ، ريزنده گناهان ، و ناهي از فحشا و منكر است. فلذا با توجّه به مطالب گذشته وظيفه هرمسلمان اين است كه نماز را با حفظ شأن آن اقامه كند وآن را بر پا دارد. اقامه فردي نماز به اين است كه آداب و شرائط آن را رعايت كند و در انجام به موقع آن همّت گمارد وآن را از هرعمل ديگر مقدم بدارد. ما در اينجا چند نمونه ازآداب وشرائط نماز راكه نشانه اهميّت دادن به نماز و اقامه فردي نماز است، اشاره مي كنيم:

1- رعايت وقت نماز

نماز هاي پنج گانه هركدام وقت خاصي دارند ، توجّه به اوقات خاص آنها ، نشانة اهميّت دادن به آن است. همان طوري كه اصل وجوب نماز به خاطرحكمت و مصلحتي است كه درآن موجود است. هيچ عملي، مصالح و منافع مادي و معنوي نماز را به انسان نمي دهد، بلكه براي به دست آوردن آن مصالح خاص، بايد خود نماز اقامه شود، همچنين ، تعيين وقت خاص براي نماز نيز داراي مصلحت وحكمتي است كه رعايت كردن آن بر مصلحت اصل نماز مي افزايد و به نماز فضيلت بيشتري مي دهد و رعايت نكردن آن بر اثرات معنوي نماز، صدمه غير قابل جبران مي‌زند. پس هنگامي كه اذان اعلام وقت نماز از مناره هاي مساجد بلند مي‌شود بايد يك شور و شوق‌خاصي در بين مسلمين و ادارات و نهاد ها، بازار و مساجد ايجادشود. و مسلمانان براي درك فضيلت اوّل وقت به سرعت به سوي مساجد حركت كنند و نماز را در اوّل وقت انجام دهند. ترك نماز در اوّل وقت وكشاندن آن به آخر وقت نوعي تضييع نماز و اهميّت ندادن به آن محسوب مي شود. نمازي كه از روي سهل انگاري و يا مقدم كردن امورات دينوي به آخر وقت نگه داشته مي‌شود حقش اداء نشده و اقامه نماز به آن صدق نمي‌كند. پس يكي از شرائط اقامه فردي نماز توجّه كردن به اوّل وقت نماز است.

2-كامل انجام دادن اجزاءوشرائط نماز

يكي ديگر از ابعاد اقامه نماز انجام كامل اجزاء و شرائط آن است. نماز يك هيئت تركيبي است كه از يك طرف مقدماتي دارد كه بايد آن مقدمات قبل از نماز بنحو اتمّ و اكمل فراهم شود كه رعايت نكردن بعضي از آنها باعث باطل شدن نماز مي‌شود و ديگر اينکه موجب از دست رفتن فضيلت نماز مي گردد. از جمله مقدماتي كه بايد قبل از نماز فراهم شود ، طهارت بدن و لباس، تهيه لباس مباح ،آب وضو مباح ، مكان مباح و انجام وضو با رعايت تمام شرائط آن است.

رعايت اين مقدمات و حفظ آداب و شرائط مقدمات از دو جهت اهميّت دارد:

يكي از اين جهت كه توجّه دقيق به مقدمات نماز نوعي اهميّت دادن به خواندن نماز است و ديگری اين كه خود اين مقدمات مستقيماً در انجام نماز وكيفيت بخشيدن به نماز تاثير مي‌گذارد و اثرات نماز را دو چندان مي‌كند. و فوائد نماز را دو چندان نموده بهره مندی نمازگزار را افزايش می دهد.

ازطرف ديگر نماز غير از مقدمات، اجزائي دارد كه ماهيّت نماز را تشكيل مي دهند مانند ركوع، سجود، قيام و قعود و ذكر. در اينجا نيز نماز گزار بايد اجزاء نماز را با توجّه تمام انجام دهد و طوري به نماز مشغول شود كه از غيرخدا غافل گردد. به عبارت ديگر نمازگزار بايد براي اقامه نماز ، ظاهر و باطن خود را پاك وآراسته‌كند و از همه آنچه خداوند نهي كرده است اجتناب نمايد و همة آنچه راكه براي صحت نماز بلكه فضيلت نماز شرط است فراهم‌كند . با صفاي دل كه پيراسته از رذائل وآراسته به مكارم است ولباس وبدن پاك و مطهر رو به قبله بايستد و هنگامي‌كه تكبيره الاحرام مي گويد، همه چيز به جز خدا را پشت سر خود بيافكند و از غير خدا غمض عين نموده با چشم دل به خدا بنگرد وآنگاه به قرائت حمد شروع نمايد. با حضور قلب ، حمد وسوره را بخواند وركوع و سجود وتشهد و سلام آن را با عنايت به فلسفه آنها انجام دهد. امام حسن عسگري u در تفسير آيه شريفه )واقيموا الصلوه( مي فرمايند:« أَيْ بِإِتْمَامِ وُضُوئِهَا وَ تَكْبِيرِهَا وَ قِيَامِهَا وَ قِرَاءَتِهَا وَ رُكُوعِهَا وَ سُجُودِهَا وَ حُدُودِهَا »[1] يعني " مراد از اقامه نماز كه در قرآن خداوند متعال از ما خواسته است اين است كه وضو ، تكبير ، قيام ، قرائت ، ركوع، سجود ، و حدود نماز رعایت شود و صحیح و کامل انجام گيرد."پس اگربخواهيم حقّ اقامه فردي نماز را اداء كنيم يكي ازمواردي كه بايد به آن اهميّت دهيم اوّلاً مقدمات و شرائط نماز را بنحو احسن و اتمّ اتيان كنيم و ثانياً اجزاء و افعال نماز را كه ماهيت نماز را تشكيل مي دهند هم بطور صحيح و هم با روح خلوص وتعمق وتفكر و دقت زياد انجام دهيم تاهم آن مقدمات وشرائط نماز اثر خود را درکيفی و مفيد ومؤثر بودن نماز بگذارند و هم خود نماز که مرکب از اجزای مختلف است ، اثرات مترتب بر آن را به تحقق برساند.

3- قرائت

يكي از ابعاد اقامه نماز توجّه به قرائت نمازاست. همانطوري كه مي دانيم يكي از اجزاي نماز قرائت است ، قرائت يعني سخن گفتن با خدا، خصوصا در قرائت نمازكه متن سخن را خداوند متعال خودش تنظيم نموده و بربنده خويش تعليم نموده است. نه تنها الفاظ وكلمات سخن را خودش مشخّص فرموده است بلكه دستورداده است بايد مسلمين همان سخنان را ياد بگيرند و با همان سخنان با خدا حرف بزنند. قرائت اگربطور عمدي غلط خوانده شود نماز را باطل مي‌كند و قرائت صحيح نيز اگر باصوت حسن وحسن ظاهر باشد برفضيلت نماز مي‌افزايد .بطوركلي مي‌شود گفت نماز علاوه بر اجزاي واجب خود ، داراي مستحباتي است كه هرچقدر آن مستّحبات بيشتر در نماز مورد توجّه قرارگيرد وعمل شود ، حق نماز بهتر اداء مي‌شود و ازآثار بيشتري برخوردار مي‌گردد.پس قرائت صحيح از واجبات نماز است اما قرائت را با صداي خوب و دلنشين اداءكردن فضيلت ديگرنماز است . انسان هنگام نماز با خدا صحبت مي كند پس بايد هنگام صحبت همانطوري كه سخنان خوب را خدايش ياد داده است كه در نماز بگويد بايد خودش نيز تلاش كند در حد توانش خوب سخن بگويد، سخنان خوب را خوب اداء كردن و بيان نمودن يك فضيلت محسوب مي شود . بطوركلي انسان بايد هنگام نماز عاشقانه سخن بگويد. پس توجّه به قرائت نماز اوّلاً اهميّت دادن به نماز است و ثانياً سخن خوب را در محضرخدا خوب اداء كردن است و ثالثاً جذّابيت نماز را هم به شخص نمازگزار و هم بر ديگران افزايش مي دهد و رابعاً زيبائي هاي نماز به نمايش گذاشته مي شود.

4- جدي گرفتن نماز

آنچه گفته شد از كامل انجام دادن ركوع و سجود ودقت كردن در قرائت ، همه اينها بر اين بر مي گردد كه نماز گزار نماز را جدي بگيرد، اگر نماز را جدي گرفت همه ركوع و سجودش ، قرائت و ذكرش را بطور كامل انجام مي‌دهد. هم اوّل وقت را رعايت مي‌كند و هم با متانت نماز مي‌خواند و هم قرائتش را اصلاح مي‌كند. مسلمانان بايد بدانند كه نماز يك امانت الهي است كه بر ذمه انسان نهاده شده است و هنگامي كه اذان گفته مي‌شود، دخول وقت اداي امانت را اعلام مي كند و مسلمانان با شنيدن اذان بايد خود را به سرعت براي اداي آن امانت بزرگ الهي آماده كنند و با توجّه كامل وارد نماز شوند ، اگر چنين كردند نماز را اقامه نموده‌اند.

اقامه اجتماعي نماز

اقامه نماز در بعد فردي بصورت مختصرذكر گرديد. اقامه فردي نماز اگرچه مهمّ است اماكافي نيست بلكه لازم است بر بعد اجتماعي اقامه نماز نيز اهميّت داده شود. جامعه انساني از افرادآن جامعه تشكيل شده است . همانطوري كه فرد برجامعه تأثير مي‌گذارد جامعه نيز بر فرد اثر مي گذارد و اگر در احكام تكليفي اسلام نگاه كنيم ، مي بينيم احكام الهي هر دو را در نظرگرفته است يعني هم فرد را ديده و هم جامعه رالحاظ كرده است واحكامي براي هر دوآنها وضع نموده است. يكي از همان احكام بلكه مهمّترين آنها نماز است.نماز كه ستون دين است، هم بعد فردي دارد وهم بعد اجتماعي، وبايد به هردو بعد آن توجّه شود و بطور قطع و يقين انجام فردي نماز ، بدون توجّه به ترويج بعد اجتماعي آن، اقامه نماز نخواهدبود. به عبارت ديگروقتي حق نماز اداء مي شود يعني نماز اقامه مي شودكه هر دو بعد فردي و اجتماعي نماز مورد توجّه قرارگيرد و در هر دو بعد اقامه شود.

اگر به آيات و روايات مراجعه كنيم مي‌بينيم‌كه بعد اجتماعي نماز از اهميّت فوق العاده اي برخوردار است. واجتماعي كردن نماز يعني نماز را به جامعه مسلمين كشاندن وآن را بصورت جماعت انجام دادن ، از اهداف بلند ديني شمرده شده است. در قرآن كريم اوّلين نشانه بلكه اوّلين وظيفه حكومت اسلامي را اقامه نماز قرار داده است و در رواياتي‌كه ولايت وامامت را روح عبادات شمرده است خواسته بعد اجتماعي آن عبادت راگوشزدكند. چرا كه امامت و رهبري محور جامعه است ، فلذا عبادت بدون امامت كه محور جامعه اسلامي است بدون روح خواهد بود.

اقامه نماز در حكومت اسلامي

خداوند متعال در سوره مبارك حج در وصف مؤمنين مي فرمايد: )الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور(ِ [2] يعنی " آنانكه اگر به آنها فدرت و سلطنت وامكاناتي در روي زمين بدهيم ، نماز به پا مي دارند و زكات مي دهند و امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند ؛ سر انجام همه كارها از آن خداست."

در آيه شريف مي‌گويد اگربه مؤمنين قدت و مكنت بدهيم اوّلين كاري كه مي‌كنند اقامه نماز است ، و بعد ازنماز ، زكات و امر به معروف و نهي از منكر را ذكر كرده است تا بفهماند اولاً نماز ركن و مهمّ تر از زكات و امر معروف ونهي از منكراست وثانياً نماز در رديف قبل از زكات و امر به و معروف و نهي از منكر كه يك فريضه اجتماعي‌است ذكرشده تا بعد اجتماعي نماز و اهميت همين بعد ، بيشتر روشن شود.

درآيه شريف يكي از اساسي‌ترين وظيفه حاكم اسلامي راكه قدرت وحكومت در دست اوست اقامه نماز مي‌داند.ح كومت يك قدرت و ابزار و امكاناتي در دست بشر محسوب مي‌شود وقتي اين قدرت را مسلمانان به دست آورند ، اوّلين كارشان اقامه نماز در جامعه است.اگر حكومت فقط براي تامين نيازهاي مادي و رفاهي تلاش كند و در صدد رفع نياز هاي جسماني بر آيد ، بيمارستان درست كند، راه درست كند ، برق توليد كند ، اشتغال بوجود آورد اگر چه كار بزرگي كرده است. امّا چون همين كارها را حاكمان غير اسلامي نيز وظيفه دارند ، وآنها نيز انجام مي دهند ، با اين كارها نمي‌شود نام حكومت را حكومت اسلامي نهاد بلكه حكومت اسلامي بايد به بعد روحاني انسان نيز توجّه كند و نياز هاي معنوي و روحاني انسان را بر طرف‌كند و زمينه رشد و تعالي معنويّت را در جامعه فراهم سازد و الاّ با حكومت غير اسلامي فرق نخواهد داشت. فرق حكومت اسلامي با حكومت غيراسلامي در اين است كه درحكومت اسلامي ، هم بعد مادي فرد و جامعه درنظرگرفته مي شود وآنچه براي رفاه و بهداشت و خدمات عمومي لازم است تأمين و فراهم مي گردد و هم بعد روحي و معنوي فرد و جامعه بدقّت مورد توجّه قرارمي گيرد. و هرچه براي رشد و شكوفائي معنويّت و انسانيّت و اخلاق لازم است از طرف حكومت فراهم مي شود ؛ بلكه رفاه وخدمات مادي درحكومت اسلامي درخدمت معنويّت قرارمي گيرد. ولي درحكومت غيراسلامي حالاچه حاكمان ، مسلمان باشند و چه غيرمسلمان و چه حكومت حكومت مسلمين باشد چه غيرمسلمين، فقط به نيازهاي مادي بشرتوجّه مي شود ، وتمام امكانات جامعه درخدمت جسم انسان قرارمي گيرد ، و روح به كنج عزلت وغربت مي رود . اگرحكومت اسلامي بخواهد در كنار تأمين رفاه عمومي و رفع نيازهاي مادي به بعد معنوي و روحاني انسان نيز توجّه كند و در رشد و تكامل اخلاق و ايمان بكوشد چه معنويتي بالاتر از نماز وكدام واجبي مهمّ تر از نماز است. فلذا حكومت اسلامي بايد ساز كار مناسب فراهم كند وبستر سازي شايسته اي انجام دهد و مردم را به سوي نمازهاي جماعت كه مهمّ ترين مرتبه اقامه نماز است سوق دهد و مساجد را باحضور مردم آباد كند.

منظور از اقامه نماز در حكومت اسلامي ، اقامه نماز به صورت فردي نيست يعني مراد اين نيست كه حكومت بكوشد افراد در منزل وخانه خودشان نماز بخوانند اگر چه اين هم از جمله وظايف است ، چون هر فرد مسلمان و مؤمن نيز بدون نياز به دولت و حكومت در سخت ترين شرائط و در محيط غير اسلامي حتّي در ميان كفّار نيز مي تواند نماز بخواند و اينگونه درگوشه اتاق و بطور مخفيانه نمازخواندن اقامه نماز نخواهد بود ، بلكه مراد از اقامه نماز در حكومت اسلامي اين است كه حاكمان اسلامي نماز را سرلوحه تمام اعمالشان و برنامه هاي اجرائيشان قرار دهند و اقامه آن را در جامعه و مساجد و ادارات رونق بخشند و نهادينه كنند . همانطوري كه براي سد سازي ، راه سازي ، نيروه گاه و بيمارستان و اعتبار مي گذارند و برنامه هاي يك ياچند ساله تدوين مي كنند بايد براي اقامه نماز هم اعتبار خاصي تخصيص دهند ، در ادارات و مدارس،‌ نمازخانه هاي مناسب و زيبا درست كنند ، مديران مدارس ، دانشجويان ، رؤسا وكارمندان ادارات ، همانطوري‌كه به رعايت وقت و انجام كار ملزم مي شوند به اقامه نماز هم ملزم شوند و بطور قانوني در وقت نماز به مدّت چند دقيقه تعطيل رسمي اعلام شود تا هم مردم بدانند و هم مسئولين وكاركنان كه هنگام نماز همه جا وهمه كار تعطيل است و همه مسلمانان به نماز و راز و نياز مشغولند. اين از شأن ممالك اسلامي دور است كه براي كوچك ترين مسائل اجتماعي توجّه جدی كنند و قانون وضع نمايند. امّا براي ستون دين و ركن ركين اسلام توجّه اي نكنند حتي از تشكيل نمازجماعت و ايجاد نماز خانه در ادارات و نهادها كراهت داشته باشند. اين از عجايب روزگار است كه درحكومت اسلامي براي قند و شكر و دخانيات اداره وكارمند وحقوق فراهم مي شود و براي آنها قانون نوشته مي شود ولي براي نمار به اندازه سيگار و روغن نباتي توجّه نمي شود، طوري عمل مي شود كه گويا حكومت هيچ نقشي درخصوص نماز ندارد.

البته همين برخود نادرست با نماز هزينه سنگينی بر ذمه دولت می گذارد که فساد و تباهی و بی بند و باری و نا امنی از همين بی توجّهی به معنويّت و عدم هزينه بر توسعه آن نشأت می گيرد.

حكومتي كردن نمازيك چيز بديع نيست ، بلكه در زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم ) آنگونه بود كه عرض شد. و امروز يك فريضه مهمّ فراموش شده است كه در روايات متعددي وارد شده است كه هركس‌در نماز جماعت شركت نكند و در خانه اش به تنهائي نماز بخواند نمازش ، نماز نيست.

امام صادق u مي فرمايند:"پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) فرمودند:كسي كه بدون علت با مسلمانان در مسجد نماز نمي خواند نماز ندارد.كسي كه در خانه اش نماز مي‌خواند واز جماعت ما اعراض مي‌كند غيبت ندارد.كسي كه از جماعت مسلمين اعراض كرده است عدالتش ساقط وقطع ارتباط با او واجب است و اگر پيش امام برده شود امام او را مي ترساند و برخورد مي كند."[3]

همچنين ابن ابي يعغور از امام صادق u نقل مي كندكه پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) تصميم گرفت آنها كه در خانه خودشان نماز مي خوانند و در نماز جماعت شركت نمي‌كنند در منزلشان به آتش بكشاند.[4]

آن زماني كه حضرت علي u در كوفه بودند ، به آن حضرت اطلاع دادند كه عده‌اي از مسلمانان در نماز جماعت شركت نمي‌كنند حضرت علي u به مسجدكوفه آمدند وخطبه مهمّي‌خواندند و فرمودند: تعدادي ازمسلمانان ، در نماز جماعت مساجد ما شركت نمي‌كنند پس با ما غذا نخورند و نياشامند و با ما مشورت نكنند با ما ازدواج نكنند ، از فئه ما چيزي نگيرند يا در نماز جماعت ما شركت كنند. همانا بزودي دستور مي‌دهم آتش درخانه آنها بياندازند وآنها را بسوزانند يا اينكه آماده شوند و در نماز جماعت شركت كنند . امام صادق uمي فرمايند: مسلمانان با آنها قطع ارتباط كردند تا اينكه آنها در نماز جماعت شركت نمودند."[5]

اين احاديث كه از نوع برخورد پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) و حضرت امير u باكساني كه در نماز جماعت شركت نمي كردند حكايت دارند كه حاكم اسلامي بايد مردم را ملزم به شركت در نماز جماعت كند.

حضرت امير u بعد از اينكه زمام امورمسلمين را به دست‌گرفت به فرمانداران شهر ها نامه نوشت نه نتها نماز را به آنها سفارش نمود بلكه اوقات نماز و رعايت آن را نيز تعيين‌كرد. حضرت در نامه خود به مالك اشتر مي فرمايند :"هنگامي كه نماز به جماعت مي خواني نه با طولاني كردن نماز ، مردم راپراكنده كن و نه با بي توجّهي، نماز را تباه ساز، زيرا در ميان مردم ، بيمار يا صاحب حاجتي وجود دارد .آنگاه كه پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) مرا به يمن مي فرستاد از او پرسيدم با مردم چگونه نماز بخوانم؟ فرمودند :"در حدّ توان نا توانان نماز بگزار و بر مؤمنان مهربان باش."[6]

از نامه حضرت امير u استفاده مي‌شود كه حضرت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) نيز هنگام ارسال علي u به يمن در مورد اقامه نماز توصيه كرده است. حكومت هاي اسلامي كه دنبال حكومت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم ) است بايد نسبت به نماز، رويه آن حضرت را در پيش بگيرند.

حضرت اميرu در خطبه 199در خصوص اهميّت نماز مي فرمايند:« تَعَاهَدُوا الصَّلَاةَ وَ حَافِظُوا عَلَيْهَا وَ اسْتَكْثِرُوا مِنْهَا وَ تَقَرَّبُوا بِهَا فَإِنَّهَا كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَوْقُوتاً وَ قَدْ عَلِمَ ذَلِكَ الْكُفَّارُ حِينَ سُئِلُوا ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّين»[7]يعنی " اي مردم ، نماز را به عهده بگيريد، و به آن اهميّت دهيد وآن راحفظ كنيد ، زياد نماز بخوانيد و با نماز ، خود را به خدا نزديك كنيد ، نماز دستوري است كه در وقت هاي خاص بر مؤمنان واجب گرديده است ،آيا به پاسخ دوزخيان گوش فرا نمي دهيد ،آن هنگام كه از آنها پرسيده مي شود :چه چيز شما را به برزخ كشانده است؟ مي گويند : ما از نماز گزاران نبوديم."

در عهد نامه محمد بن ابي بكركه از طرف حضرت علي u حاكم و والي مصر گرديده بود ، حضرت خطاب به ايشان می نويسند:« صَلِّ الصَّلَاةَ لِوَقْتِهَا الْمُوَقَّتِ وَ لَا تُعَجِّلْ وَقْتَهَا لِفَرَاغٍ وَ لَا تُؤَخِّرْهَا عَنْ وَقْتِهَا لِاشْتِغَالٍ وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلَاتِكَ »[8]يعنی " نماز را در همان وقت مشخص خود اقامه نما ، مبادا آن را به خاطر فرصتي كه داري قبل از وقت ، به جاي آوري و يا به خاطر كار واشتغال آن را به تأخير اندازي. بدان كه تمام كارهاي تو تابع نماز توست."

اگر در نامه هاي حضرت علي u دقت كنيم خواهيم ديد نماز را سفارش نكرده است بلكه به اقامه آن بصورت جماعت و يا رعايت وقت آن توصيه و تأكيد نموده است، يعني خواندن نماز مفروغ عنه است و نماز خواندن حاكمان اسلامي مقطوع است ، توصيه ها به خواندن نمازنيست بلكه به اين است كه متوليان حكومت اسلامي به اقامه نماز همّت گمارند وآن را در جامعه ترويج دهند. همين جمله حضرت اميرu" واعلم ان كل شي من عملك تبع لصلاتك»[9]همه چيز را درخصوص نماز بيان كرده است. اين جمله مي فرمايد همه چيز تو وابسته به نمازاست.

اگر جامعه مدني ريشه در مدينه النّبي دارد بايد به مدينه زمان پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) برگرديم وآنچه مورد اهتمام پيامبر بعنوان حاكم اسلامي بوده است ، همّت بگماريم و اگرحكومت ما ، علوي است بايد دوران اندك حكومت علي u را بررسي كنيم و ببينيم تا چه حدّ به نماز جماعت توجّه داشته است و اقامه نماز را چگونه مورد تأكيد و سفارش قرار داده است. و در هنگامه جنگ چه برخوردي با نماز داشته و هنگام ارسال فرمانداران و استانداران نماز را چگونه توصيه‌كرده است، ما نيز همان كار ها را انجام دهيم. اگر امروز مظاهر دنيا رشد كرده است و امكانات مادي پيشرفت نموده است، نه تنها دليل بر غفلت از احكام الهي نمي شود بلكه بايد به اندازه توسعه امكانات مادي ، توجّه به واجبات خصوصاً نماز بيشتر وعميق تر شود.

اين جاي تأسف وتعجب است‌كه درحكومت اسلامي استانداران و فرمانداران ، رؤساي ادارات‌كه بخش عمده امكانات در دست آنهاست وتعداد كثيري از مردم به عنوان كارمند وكارگر، زيرنظر آنها قرار دارند نه تنها هيچ توصيه اي به نماز در احكامشان وجود ندارد بلكه در عمل نيز نماز را در دستوركارشان ندارند ، بد ترين جاي اداره را به نمازخانه ها اختصاص مي‌دهند و سرايداران وكارگران خدماتي را به نماز جماعت مي‌فرستند ويا اصلاً نمازجماعت اقامه نمي‌كنند . و رؤسا گاهاً سخن شيطان راتكرار مي‌كنند كه ما رئيس هستيم ومصلحت نيست درصف كارگران براي نماز در پشت سرامام جماعت قرار بگيريم.

نماز را به علماء و ائمه جمعه سپرده و امكانات را به دست ديگران داده اند و با تسويل شيطاني كه نماز بايد مردمي باشد به فريضه بزرگ الهي خيانت كرده ‌، مورد بي مهري قرار می دهند. ما ايرانيان چون قرن ها زير چنگال حاكمان فاسق و فاجر قرار گرفته بوديم و از حكومت، جز قلدري و غارت و زورگوئي وتخريب دين وكشتن متدين نشينيده ايم وهمان بينش در ذهنمان رسوب كرده است كه از سپردن دين به دست حاكمان اسلامي نيز هراس داريم در حالي كه اوّلين و روشن ترين وظيفه حاكم اسلامي اقامه نمازاست و اين نص صريح قرآن و سيره محكم نبوي و علوي است.

حكومت اسلامي تشكيل داديم ولي ازاسلام به قوانين بازدارنده آن ،آنهم دركمترين سطح مانند مبارزه با مفاسد اخلاقي عمل نموديم و به اين اكتفا كرديم كه مصوبات ما خلاف شرع نباشد و شوراي نگهبان را فقط براي اينكه مصبوبات مجلس شوراي اسلامي خلاف شرع و قانون اساسي نباشد تشكيل داديم در حالي كه اين بخش اندكي از وظايف يك حكومت اسلامي است .حكومت اسلامي بايد هم قوانين غير اسلامي وضع نكند و اجرا نكند وهم بايد قوانين و دستورات شرعي را به اجراء بگذارد.

به عبارت ديگر، ما در وظايف حكومت اسلامي بخش عدميات را گنجانديم يعني گفتيم هر چيزي كه خلاف شرع نباشد قابل اجرا است امّا آيا دستورات شرع مانند اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف ونهي از منكر بوسيله حكومت اسلامي بايد اجرا شود يا نه ساكت مانده بلكه گاهاً آنها را از وظايف حكومت خارج دانسته وبه بهانه وابسته نكردن دين وامورات دين به حكومت اسلامي آن را به دست مردم سپرده ايم.آيا در حكومت اسلامي اكتفاء به اينكه غيرشرعي حركت نكنيم كافي است، يا بايد قوانين شرعي را نيز اجراكنيم؟

نتيجه اين شد كه در جامعه ما فرائض فراموش شده و از صد نفر، ده نفر نماز نمي‌خوانند و روزه خواري رونق گرفته ، زكات وخمس كاملاً فراموش گرديده و امر به معروف و نهي از منكر رخت بر بسته است وفقط به چند پير مردي كه در مساجد كهنه ويا در حال تخريب جمع مي شوند دل خوش كرديده ايم، و جوانان ما نيز يا در ماه محرم و يا در مراسم شادي حضورمي مي يابند و درآنها نيزفقط اصوات بي معنا و يا محرک شهوت مي‌شنوند.

آيا هيچ از خود سوال كرده ايم كه در شهر صد هزار نفري اگرصد نفردرنماز جماعت شركت كردند واز صد نفر فقط يك نفر خمس و زكات دادند معنايش چيست؟آيا از خود سوال كرده ايم كه در حكومت اسلامي متولي فرهنگ كيست؟ واگر انحراف وتخلفي در امورات فرهنگي بوجود آيد كه بسيار هم اتّفاق مي‌افتد چه‌كسي بايد جواب دهد؟اگردقّت كنيد درمراسمات، نوع پوشش ها ،آداب ورسوم جامعه انحرافاتي بوجودآمده وترك واجبات وغفلت از دستورات دين در جامعه اسلامي ،آن هم در حكومت اسلامي رونق گرفته است.امّا هيچ شخص يا گروهي ويا هيچ نهاد وارگاني مسئوليّت آن را به عهده نمي‌گيرد واگر روزي در حكومت اسلامي همه مردم به علت غفلت اجتماعي نماز را ترك كردند آنوقت وظيفه متولي حكومت اسلامي چيست؟همه مي دانند تشكيل ستادهاي احياي نماز ، زكات و امر به معروف ونهي از منكر ، بدون پشتوانه مالي وقانوني يك تشكيلات بي خاصيت است.

البتّه چه بايد كرد كه هنوزاهميّت نماز و تأثير آن در جامعه حتّي بر متوليان حكومتها نيز روشن نشده است.حضرت ابراهيم به دستور خداوندمتعال حضرت هاجر وفرزندش اسماعيل را در بيابان بي آب وعلف مي گذارد وآن گاه به خداوند عرض مي كند: )رَبَّناإِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ([10]يعنی " خدا يا من ذريه خودم را در اين سرزمين خشك ولم يزرع در كنار خانه تو ساكن كردم."چرا حضرت ابراهيم u اين كار را انجام مي دهد خودش مي گويد: )رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ(يعني " خدايا اينها را به اينجاآوردم تا نماز اقامه كنند." و آنگاه دعامي كندكه )فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ ( "خدايا دلهايي را متوجّه ومتمايل به آنها ساز." اين است اهميّت اقامه نماز در مكتب ابراهيم واسماعيل و پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم )

 

 

[1] -مستدرك ج2روايت2951

[2] - حج آيه 41

[3] - بحارالانوار ج85ص7

[4] - وسائل الشيعه ج8ص293

[5] -بحارالانوار ج85ص14

[6] -نهج البلاغه دشتي نامه 53

[7] - الكافي 5 36

[8] - نهج البلاغه صبحي صالح ص383

[9] - نهج البلاغه صبحي صالح ص383

[10] -ابراهيم آيه 37

 

Pasted from <file:///F:\انترنت\کتابخانه\تالیف\نماز\اقامه%20نماز.docx>

 

 
طراح و برنامه نویس: اکین