ريا PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۰۷

 

نويسنده : حجه الاسلام صفری

ريا

ريا عملى است كه به انگيزه كسب محبوبيت در نزد مردم صورت مى‏گيرد؛ در حالى كه فاعل آن عمل تظاهر مى‏كند كه انگيزه او جلب رضايت خداست. كسى كه عملى را به منظور جلب توجه و مدح مردم انجام مى‏دهد ولى چنين تظاهر مى‏كند كه قصد او از انجام آن عمل تقرب پروردگار است، ريا كار است. اگر آن عمل عبادت باشد، مثل نماز، روزه و حج كه شرط قبولى آنها قصد قربت است، عبادت فرد رياكار باطل و عمل او حرام است. ولى اگر آن عمل عبادت نباشد بلكه عمل مباحى باشد كه قصد قربت در آن شرط نيست، عمل مذكور مقرب نبوده ، از لحاظ فقهى هم حرام نيست.

رياكارى تخريب كننده فضائل اخلاقى و عاملى براى پاشيدن بذر رذائل در روح و جان انسانهاست. رياكارى اعمال را تو خالى و انسان را از پرداختن به محتوا و حقيقت عمل باز مى دارد. رياكارى يكى از ابزارهاى مهّم شيطان براى گمراه ساختن انسانهاست.رياکاری نوعی خدعه و فريب است که لباس حق بر تن باطل می پوشاندو ابزاری برای فريب بندگان صالح می گردد.

ريا در عبادت، هم رابطه انسان و خداوند را تضعيف مى‏كند و هم به رابطه او با ديگران زيان مى‏رساند. رابطه انسان با خداوند در اثر ريا دچار ضعف مى‏شود. زيرا چنين عملى به منزله بازيچه قرار دادن عبادات و استهزاء خداوند است. پس كسى كه عبادتى را از روى ريا انجام مى‏دهد، از كسى كه آن عبادت را ترك مى‏كند وضعيّت بدترى دارد؛ زيرا اگر تارك عبادت، عبادت واجبى را ترك كند مرتكب يك عمل حرام گرديده و آن ترک واجب است. و اگر ترك عبادت مستحب نمايد عمل حرامى انجام نداده است. در حالى كه عبادت كننده رياكار، در صورتى كه عبادت واجب را از روى ريا انجام دهد دو عمل حرام را مرتكب گرديده ؛ نخست ترك واجب كرده و ديگر آن كه مرتكب استهزاءخداوند شده است. اگر حتى آن عبادت مستحب باشد باز هم خداوند و عبادت او را به استهزاء گرفته است كه عملى بسيار زشت‏تر است.

رابطه انسان باديگران نيز در اثر ريا خدشه دار مى‏شود .چرا كه گويى انسان رياكار با مكر و حيله می خواهد مردم را فريب دهد و چنين كارى در واقع خروج از معيارهاى اخلاق اجتماعى است. رياكار خواه در عبادت ريا كند و خواه در اعمال ديگر ، در هر صورت ديگران را دچار فريب كارى خود نموده است در نتيجه به طور كلى مى‏توان گفت ريا كارى باعث تزلزل روابط انسانى و اجتماعى است. ريا هم قلب انسان رياكار را تيره مى‏كند و مانع رشد و كمال او مى‏شود و هم روابط اجتماعى را آسيب‏پذير مى‏سازد؛ زيرا باعث از بين رفتن حس اعتماد در جامعه مى‏شود و انسان‏ها را دچار سوءظن مى‏سازد سوءظن خود مانع از سهولت و سلامت روابط فرهنگى، سياسى، اقتصادى و... است و فضاى جامعه را ناخوشايند و غير قابل تحمل مى‏كند.بنابراين ريا همواره عملى مذموم است.

تفاوت ريا و سمعه

«ريا» آن است كه عمل را طورى انجام دهد كه ديگران ببينند و از اين طريق كسب وجاهت و موقعيت براى عمل كننده حاصل شود، ولى «سمعه» آن است كه عمل نيكى دور از چشم مردم انجام دهد به اين هدف كه بعداً به گوش مردم برسد و موقعيتى در جامعه براى او فراهم شود، بنابراين هر دو عمل، انگيزه غير الهى دارد منتها يكى از طريق مشاهده به اطّلاع مردم مى رسد، و ديگرى از طريق شنيدن و اشتهار و در واقع هيچ تفاوتى از نظر فساد و بطلان عمل و فقدان قصد قربت و آلودگى نيّت در ميان اين دو نيست.

ولى اگر سمعه را اين چنين تفسير كنيم كه فاعل در حين انجام عمل قصد قربت داشته بعداً كه مردم از آن آگاه مى شوند و او را مى ستايند شاد و خوشحال مى شود، اين حالت به يقين موجب بطلان عمل نخواهد شد.

و هرگاه عملى را با قصد قربت انجام دهد و بعد به اين فكر بيفتد كه انجام آن را اينجا و آنجا بازگو كند تا كسب موقعيّت كند (و اين كار را رياى بعد از عمل مى نامند) موجب بطلان عمل نمى گردد هرچند ارزش كار او را بسيار پائين مى آورد و از نظر اخلاقى موجب انحطاط است.

ريا از منظر روايات و احاديث

احاديث و روايات فراوانی در مذمت ريا و آثار سوء فردی و اجتماعی آن و همچنين صدمات معنوی آن بر ايمان انسان وارد شده است که در اينجا به بخشی از آنها اشاره می کنيم.

1- امام صادق (ع) فرمودند : «كُلُّ رِياء شِرْكٌ اِنَّهُ مَنْ عَمِلَ لِلنّاسِ كانَ ثَوابُهُ لِلنّاسِ وَ مَنْ عَمِلَ لِلّهِ كانَ ثَوابُهُ عَلَى اللّهِ »[1] يعنی "هر ريائى شرك است، هر كس براى مردم عمل كند پاداش او بر مردم است، و هر كس براى خدا عمل كند ثوابش بر خداست".

2- حضرت رسول مکرم اسلام- صلى الله عليه و آله - فرمودند: «به درستى كه‏بدترين چيزى كه بر شما مى‏ترسم شرك اصغر است.عرض كردند كه: شرك اصغرچيست؟ فرمود: ريا.خداى - عز و جل - در روز قيامت وقتى كه جزاى بندگان را دهد، به‏ريا كاران مى‏فرمايد كه: شما برويد پيش كسانى كه از براى ايشان ريا كرديد، و ببينيد كه‏آيا جزاى شما در نزد ايشان هست‏يا نه ».[2]

3- باز آنحضرت فرمودند :«خداى - تعالى - فرمود: هر كه عملى بجاآوردكه غير مرا در آن شريك سازد، همه آن عمل از غير است، و من نيز از آن عمل بيزارم».[3]

4- و فرمودند : «لايَقْبَلُ اللّهُ عَمَلاً فيهِ مِقْدارُ ذَرَّة مِنْ رِياء»[4]يعنی " خداوند عملى را كه ذرّه اى از ريا در آن باشد قبول نمى كند ".

5- و فرمودند : «اِنَّ المُـرائِى يُـنادى عَـلَيْهِ يَـوْمَ الْقِيامَةِ يا فاجِرُ يا غادِرُ يامُرائى ضَلَّ عَمَلُكَ وَ حَبَطَ اَجْرُكَ اِذْهَبْ فَخُذْ اَجْرَكَ مِمَّنْ كُنْتَ تَعْمَلُ لَهُ »[5] يعنی " روز قيامت شخص ريا كار را صدا مى كنند و مى گويند اى فاجر! اى حيله گر پيمان شكن! و اى رياكار! اعمال تو گم شد و اجر تو نابود گشت برو و پاداش خود را از كسى كه براى او عمل كردى بگير".

6- روزى پيامبر اسلام گريه شديدی نمود، عرض كردند كه: چه چيز شما راگريانيد؟ فرمود: به درستى كه بر امت‏خود از شرک ترسيده‏ام ، آگاه باشيد كه آنها آنها بت ، خورشيد و ماه و سنگ را نخواهند پرستيد و ليكن در اعمال خود رياخواهند كرد.[6]

7- و فرمودند: «سَيَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ تَخْبُثُ فيهِ سَرائِرهمْ وَ تَحُسنُ فيهِ عَلانِيَّتُهُم، طَمَعاً فى الدُّنيا لايُريدُونَ ما بِهِ عِنْدَ رَبِّهِم يَكُوْنَ دِيُنهُم رِياءً، لايُخالِطُهُمْ خَوْفٌ يَعُمُّهُمُ اللّهُ بِعِقاب فَيَدْعُونَهُ دُعاءَ الْغَريقِ فَلايَسْتَجِيبُ لَهُمْ »[7] يعنی " زمانى بر مردم فرا مى رسد كه باطن آنها آلوده و ظاهرشان زيبا است، و اين به خاطر طمع در دنيا مى باشد، هرگز آنچه را نزد پروردگارشان است اراده نمى كنند، دين آنها ريا است،و خوف خدا در قلبشان نيست، خداوند مجازاتى فراگير بر آنها مى فرستد و آنها همچون فرد غريق او را مى خوانند ولى دعاى آنان را اجابت نمى كند".

8- از آن حضرت مروی است که فرمودند :«خداى - تعالى - پيش از آنكه‏آسمانها را خلق كند، هفت فرشته آفريد، و بر هر آسمان فرشته‏اى موكل فرمود كه به‏عظمت‏خود آن آسمان را فرو گرفت.و بر هر درى از درهاى آسمانها فرشته‏اى رادربان كرد پس فرشتگانى كه حافظان و ضابطان اعمالند عمل بنده را مى‏نويسند از صبح‏تا شب.و بعد از آن، آن عمل را به بالا مى‏برند.تا اينكه فرمود: فرشتگانى كه حافظان‏اعمالند، عمل بنده را بالا مى‏برند كه مشتمل است‏به: روزه و نماز و فقه و اجتهاد وورع، و آن را آوازى باشد چون آواز رعد.و با آن درخشندگى و روشنى باشد مانندروشنى خورشيد.و با آن عمل، سه هزار فرشته باشند، پس حفظه، با آن فرشتگان‏مى‏روند و از آسمانها مى‏گذرند تا نزد فرشته‏اى كه بر آسمان هفتم موكل است، آن فرشته مى‏گويد: بايستيد و بزنيد اين عمل را به روى صاحبش.و بزنيد آن را بر جوارح واعضاى او، و دل او را قفل كنيد.من فرشته حجابم منع مى‏كنم هر عملى را كه از براى‏خدا نباشد.به درستى كه مراد صاحب اين عمل، خدا نبوده و جز اين منظور او نبوده كه‏در نزد امرا بلند مرتبه شود.و در مجالس، ذكر او را كنند.و آوازه او در شهرها منتشرگردد.و پروردگار من امر فرموده كه: نگذارم عمل او از من در گذرد به سوى غير من» .[8]

9- وفرمودند: «و نيز حفظه بالا مى‏برند عمل بنده را مبتهج و مسرور به آن عمل، ازنماز و روزه و زكوة و حج و عمره و خلق نيكو و خاموشى و ذكر بسيار، و ملائكه‏آسمانها و آن هفت ملكى كه بر هفت آسمان موكل‏اند جملگى مشايعت آن عمل رامى‏كنند تا آنكه از همه حجابها در مى‏گذرد و در نزد خداى - عز و جل - مى‏ايستند پس‏گواهى مى‏دهند از براى آن بنده كه چنين عملى مى‏كند. خداى - تعالى - مى‏فرمايد كه: شما حافظان عمل بنده منيد و من نگاهبانم بر آنچه در باطن اوست، به درستى كه اين‏بنده من مرا اراده نكرده به اين عمل، يعنى مرادش از اين عمل، تحصيل رضاى من نبوده‏و غير مرا در نظر داشته، پس بر او باد لعنت من.پس همه فرشتگان مى‏گويند: بر او بادلعنت تو و لعنت ما.و جمله آسمانها و ساكنان آنها بر او لعنت فرستند.»[9]

10- از حضرت امام محمد باقر - عليه السلام - مروى است كه: «نگاهدارى عمل،مشكل‏تر است از انجام دادن آن.عرض كردند كه: چگونه است نگاهدارى آن؟ فرمودكه: مردى صله به جا مى‏آورد و از براى خدا انفاق مى‏كند و به غير از خدا احدى رامنظور ندارد پس ثواب پنهانى آن عمل از براى او ثبت مى‏شود و بعد از آن در نزدمردمان، آن عمل را ذكر مى‏كند، ثوابى كه نوشته شده‏بود محو مى‏شود.و ثواب عمل‏آشكارا كه كمتر است از پنهانى به جهت او نوشته مى‏شود.و بار دوم كه آن عمل را ذكرمى‏كند آن ثواب نيز محو مى‏شود و ريا در نامه عمل او ثبت مى‏گردد.»[10]

11- امام صادق (ع) فرمودند: مردى عمل خيرى مى‏كند كه خالص از براى خدا نيست، بلكه غرض او ستايش‏مردمان است و خواهش دارد كه مردم آن را بشنوند.پس اين است آنچنان كسى كه‏شرك آورده است در بندگى پروردگار خود پس فرمود: هيچ بنده‏اى نيست كه عمل خيرخود را پنهان كند و روزگارى از آن بگذرد مگر اينكه خدا آن را ظاهر مى‏سازد.و هيچ‏بنده‏اى نيست كه عمل بد خود را پنهان گرداند و روزگارى از آن بگذرد مگر اين كه خدا آن را آشكار مى‏كند.»[11]

12- يكى از اصحاب مى گويد: پيامبر(صلى الله عليه وآله) را گريان ديدم، عرض كردم: چرا گريه مى كنيد؟ فرمود: «اِنّى تَخَوَّفْتُ عَلى اُمَّتى الشِّرْكَ، َامّا اِنَّهُمْ لايَعَبُدُونَ صَنَماً وَ لا شَمْساً وَ لا قَمَراً وَ لا حَجَراً، وَ لكِنَّهُمْ يُرائُونَ بِاَعْمالِهِمْ» يعنی " من بر امتّم از شرك و چند گانه پرستى بيمناكم! بدانيد آنها بت نخواهند پرستيد و نه خورشيد و ماه و قطعات سنگ را، ولى در اعمالشان ريا مى كنند (و از اين طريق وارد وادى شرك مى شوند) ".

13- پيامبر اسلام فرمودند: «اَخْوَفُ ما اَخافُ عَلَيكُمْ اَلرِّيا وَالشَّهْوَةُ الْخَفِيَّةُ»[12] يعنی " خطرناكترين چيزى كه از آن بر شما مى ترسم رياكارى و شهوت پنهانى است".

14- باز آنحضرت فرمودند: «اِنَّ الْمَلَكَ لَيَصْعَدُ بِعَمَلِ الْعَبْدِ مُبْتَهِجاً بِهِ فَاِذا صَعَدَ بِحَسَناتِهِ يَقُولُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ اِجْعَلُوها فى سِجِّين اِنَّهُ لَيْسَ اِيّاىَ اَرادَ بِها»[13] يعنی " فرشته عمل بنده اى را با شادى به آسمان مى برد هنگامى كه حسنات او را به بالا مى برد خداوند عزّوجل مى فرمايد آن را در جهنّم قرار دهيد، او عمل خود را به نيّت من انجام نداده است ".

منشأ و سرچشمه ريا

ريا و تظاهر و دوروئی مانند ساير رذايل اخلاقی دارای علل و اسباب است. علمای اخلاق در باره علت رياکاری توضيحات زيادی داده اند که ما باختصار به آنها اشاره می کنيم. بديهی است که اگر مبتلايان به صفت ريا در صدد معالجه خود در آيند ، لازم است آن علتها را بشناسند و برای رفع اين بيماری با علتهای آن مبارزه کنند.

1- ضعف اعتقاد به خدای عالم

يکی از علل رياکاری انسان، ضعف اعتقاد به خدای متعال است. زيرا برخی از افراد به اين خاطر ريا می کنند که بدين وسيله نظر مثبت فردی را جلب کنند تا در رفع مشکلات و کسب ثروت و مقام از وجود آنها بهره ببرند. گرچه رفع مشگل و کسب ثروت و مانند آن ، فی نفسه منعی ندارد. ولی ريایی اينچنينی کشف از سستی اعتقاد فرد رياکار می کند. چون او اگر موحّد بود و اعتماد به خدای متعال داشت عبادت و ياهر کار خير را برای خدا انجام می داد و رفع مشگل و کسب ثروت را از خدا می خواست و به غير خدا بعنوان وسيله و آلت نگاه می نمود. مشگل اصلی چنين رياکاری اين است که غير خدا را مستقل و صاحب قدرت و توان می بيند ، درحالی که برای خدای متعال يا نقشی قائل نمی شود يا آنرا مستقل نمی بيند ويا اعتماد کامل به وی ندارد. درحالیکه مسسب الاسباب اوست و روزی تمام موجودات در دست اوست و جز او همه وابسته به وجود غنی مطلق اويند.

2- خدعه و فريب

علت ديگر ريا خدعه و فريب است.برخی برای فريب ديگران ، از خدعه ريا استفاده می کنند. عبادت و خيرات را بعنوان طعمه ای در منظر و مرآی افراد قرار می دهند تا بدين وسيله نظر مثبت و مساعد آنها را شکار کنند و از اين طريق به آنچه می خواهند دست يابند.

انسان رياکار ، هنر ريا را بعنوان ابزار و وسيله برای مکر به ديگران انتخاب می کند. اگر در جامعه متدنين می خواهد نفوذ کند و با کسب موقعيّت ، به غارت آنها بپردازد ، لباس تدين می پوشد و در گوشه مسجد به عبادت می پردازد و يا يک تسبيح سياه لب به ذکر می گشايد و يا با ريش و محاسن دروغين چهره متدينين به خود می گيرد. اين علت از علت اوّل که گفته شد خطرناکتر و بدتر است. زيرا دراوّلی برای رسيدن به حلال ريا می کرد ولی در دوّمی ريا طعمه شکار حرام است.

3- جاه طلبی

علت ديگر ريا ، جاه طلبی است. برخی از افراد اين ويژگی را دارند که شيفته شهرتند ، بطوريکه آماده اند ثروت هنگفتی را هزينه کنند و شهرت اندکی بدست آورند. و يا روزها مفت و بدون اجرت به مردم کاری کنند تا در ديد مردم، انسان قابل احترام شناخته شوند. چنين انسانهائی که رياست برمردم و تجملات و شهرت ومانند آن را دوست دارند ، ممکن است برای کسب شهرت و محبوبيت اقدام به رياکاری کنند. مثلا فردی است که در عمل مقيد به واجبات و نماز و روزه نيست ، ولی می خواهد ريش سفيد محله و جزو هيئت امنای مسجد شود، برای رسيدن به اين هدف ، راهی جز مسجدی شدن و شرکت در صف اوّل نماز جماعت نمی بيند. آنوقت نه تنها اهل مسجد و جماعت می شود بلکه از عباد روزگار می گردد. ياکسی که می خواهد در محله خود، سخنش را بشنوند و او را به حساب بياورند ، اقدام به دست و دلبازی می کند و سفره حاتم طائی پهن می کند . چنين فردی هيچ چيزی جز تسلط بر دلها نمی خواهد ، رضای خدا و بهشت و آخرت او حکوت بر مردم است.

نشانه های رياکار

برخی از انسانها وقتی پی به مفسده ريا می برند و متوجه می شوند که ريا شعبه ای از شرک است ، گرفتار دلهره و نگرانی می شوند و در تمام اعمال خود به شبه ريا مبتلا می گردند و از اينکه نکند اعمال آنها ريائی بوده است و تمام زحمات آنها بر باد رفته بلکه منشأ وزر و گناه گرديده است ، سخت در نگرانند. و يا برخی برای فرار از ريا ، از مردم می گريزند و هرنوع عمل آشکار را ريایی می پندارند. چنين افرادی در گوشه عزلت به عبادت می پردازند و از ترويج معروفات ابا می کنند.

علمای اخلاق با استفاده از احاديث فراوان برای رفع اين دغدغه ، علائم و نشانه هایی برای ريا بيان کرده اند که انسان می تواند بوسيله آنها اعمال ريایی و غير ريایی را از هم بخوبی تشخيص دهند و خود را از مهلکه ريا نجات دهند.

پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمودند: «اَمّا عَلامَةُ الْمُرائِى فَاَرْبَعَةٌ: يَحْرُصُ فَى الْعَمَلِ لِلّهِ اِذا كانَ عِنْدَهُ اَحَدٌ وَ يَكْسِلُ اِذا كانَ وَحْدَهُ وَ يَحْرُصُ فى كُلِّ اَمْرِهِ عَلَى الْمَحْمِدَةِ وَ يُحْسِنُ سَمْتهُ بِجُهْدِهِ»[14] يعنی " امّا علامت رياكار چهار چيز است: هنگامى كه كسى نزد اوست تلاش مى كند اعمال الهى انجام دهد و هنگامى كه تنها شد در انجام عمل كسل است! و در تمام كارهايش اصرار دارد مردم از او مدح و ستايش كنند، وسعى مى كند ظاهرش را در نظر مردم خوب جلوه دهد ".

همين معنا را امام علی (ع) با عبارت ديگر فرموده است «لِلْمُرائِى اَرْبَعُ عَلامات: يَكْسِلُ اِذا كانَ وَحْدَهُ وَيَنْشُطُ اِذا كانَ فى النّاسِ وَ يَزيدُ فى الْعَمَلِ اِذا اُثْنِىَ عَلَيْهِ وَيَنْقُصُ مِنْهُ اِذا لَمُ يُثْنى عَلَيْهِ»[15] يعنی " ريا كار چهار علامت دارد: اگر تنها باشد اعمال خود را با كسالت انجام مى دهد، و اگر در ميان مردم باشد بانشاط انجام مى دهد، هرگاه او را مدح و ثنا گويند بر عملش مى افزايد، و هرگاه ثنا نگويند از آن مى كاهد ".

خلاصه، هركارى كه با انگيزه بهتر نشان دادن عمل در انظار مردم صورت گيرد، سبب نفوذ ريا در عمل است و اين انگيزه را هر چند مرموز باشد از دوگانگى برخورد انسان به اعمالى كه در خلوت و جلوت انجام مى دهد مى توان دريافت.

اين مطلب به اندازه اى ظريف و مرموز است كه گاه انسان براى فريب وجدان خود اعمال خود را در خلوت بسيار جالب انجام مى دهد تا خود را قانع كند كه در اجتماع نيز همان گونه انجام دهد و دوگانگى در آن نباشد در حالى كه هم عملى را كه در اجتماع انجام مى دهد ريا است و هم آن را كه در خلوت انجام داده آلوده به نوعى ريا است.

فلسفه تحريم ريا

تمام احکام الهی از قبيل وجوب و حرمت مبتنی بر مصالح و مفاسد است. يعنی هرچيزی که مصلحت زيادی دارد خدای متعال آن عمل را واجب کرده است تا بندگانش با انجام دادن آن ، مصلحت موجود در آن را بدست آورند. و اگر چيزی مفسده زيادی داشته باشد ، آن را حرام نموده است تا بندگان از آن اجتناب نمايند و گرفتار مفسده نشوند.

حرمت ريا نيز از اين قاعده مستثنی نيست. بنابراين، ريا ، لابد مفسده ای داشته است که خدای متعال آن را حرام نموده و از رذايل اخلاقی شمرده است. پس حرام بودن ريا فلسفه ای دارد . حالا سوال اين است که فلسفه حرمت ريا چيست؟

علت تحريم ريا درواقع هرچه باشد ، بنظر می رسد رياکاری از مفاسد زيادی برخوردار است از جمله اينکه :

اوّلا رياكار با عمل خود درون خود را ويران مى سازد و از مقام والاى توحيد دور مى شود و در قعر درّه شرك سقوط می کند ، در اعتقاد خود ، مردم را به جای خدا می نشاند و آنان را وسيله عزّت و احترام خود قرار می دهد و بدين وسيله قدرت خدا را به دست فراموشى مى سپارد و اين رياكارى كه نوعى بت پرستى است سر از مفاسد بيشمار اخلاقى ديگر در مى آورد.

ثانيا رياکاری نوعی تزوير و مکر است و برای فريب مردم صورت می گيرد و اين باعث می شود مردم به افراد نادرست اعتماد کنند و از اين جهت متضرر گردند و از طرف ديگر رياکار ، چون اعتقادی به صداقت و امانت ندارد در فرصت مناسب سوء استفاده خود را می برد و در چنين فضائی ، وجدان کاری ، امانتداری ، اعتماد به همديگر و دستگيری از همديگر به مسلخ سپرده می شود.

نقل می کنند چادرنشينى مسلمان بشهر آمد داخل مسجد شد، ديد مردى با خشوع نماز مي گذارد. توجهش به وى معطوف گرديد. پس از نماز به او گفت چه خوب نماز مي خواندى ، جواب داد علاوه بر نماز، روزه هم دارم و اجر نمازگزار صائم دو برابر نمازگزار غير صائم است . مرد اعرابى كه مجذوب او شده بود گفت در شهر كارى دارم كه بايد آنرا انجام دهم ، بر من منّت بگذار و قبول كن كه شترم را نزد شما بگذارم تا بروم و برگردم . او پذيرفت و چادرنشين با اطمينان خاطر شتر را به وى سپرد و از پى كار خود رفت . نمازگزار رياكار با دور شدن اعرابى بر شتر نشست و با سرعت آن محل را ترك گفت . پس از ساعتى مرد چادرنشين برگشت ولى نه از نمازگزار اثرى ديد و نه از شتر. در اطراف و نواحى مسجد جستجو كرد، نتيجه اى نگرفت . بيچاره سخت ناراحت و متأثر گرديد و يك شعر گفت كه مفادش اين بود: نمازش بشگفتم آورد و روزه اش مجذوبم ساخت ، اما نمازگزار روزه دار ناقه جوانم را با سرعت راند و برد.[16]

ثالثا در فضائی که رياکاری مجاز و گسترش يافته باشد ، انسانهای صادق نيز فدا می شوند و درست و نادرست از همديگر تمييز داده نمی شوند. در چنين جامعه ای ممکن است هرکس مزورتر باشد ، محبوب تر گردد و هرکس صادقتر و صالح تر باشد ، به کنار زده شود و اين خسران ديگری بر جامعه انسانی است.

انواع و اقسام ريا ومفاسد آنها

ريا بر چند نوع است. گاهی ريا در اصل ايمان است و گاهی در عبادت است . و ريا در عبادت نيز يا در واجبات است يا در مستحبات و يا در اوصاف عبادت. و هريک از اينها از مفاسدی برخوردار است.

ريا در اصل ايمان

مراد از ريا در اصل ايمان اين است که در زبان اظهار شهادتين می کند در حالی که در قلبش منکر آن است. اينگونه ريا که‏كفر و نفاق است، در صدر اسلام شيوع داشته است.

در اين زمان نيزممکن است كسى در دل، معتقد به بعضى از ضروريات‏دين، مثل بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب و معاد جسمانى و بقاى تكليف نباشد ولى ازخوف شمشير شريعت، اظهار آن نكند و اظهار اعتقاد نمايد.و اين نيز از جمله كفر ونفاق، و صاحب آن از دايره دين و اسلام خارج، و در آتش جهنم مخلد است. وصاحب كفر و نفاق، خواه از قبيل اول باشد يا ثانى، از كافر آشكار بدتر است، زيرا آن،جمع ميان نفاق و كفر هر دو كرده است. اين قسم از ريا بدترين اقسام ريا، و از افرادكفر است.بلكه بدتر از كفر و شديدتر از آن است.

ريا در عبادات واجب

ريا در عبادت اين است که شخص به خدا و آخرت ايمان دارد ولی در عبادت خود ريا می کند. و اين ريا بر چند نوع است . يکبار اين است که در واجبات ريا می کند. مثلا در خلوت، بی نماز است و روزه نمی گيرد و زکات پرداخت نمی کند ،ولی چون در حضور مردم قرار می گيرد نماز می خواند.و اگردر ماه مبارك رمضان صبح تا شام در مجمعى باشد روزه می گيرد.ويا بخاطر ترس از مذمت مردم زکات می دهد. در حضور مردم به والدين خود احترام می گذارد ، و در غياب مردم، با ايشان بى‏ادبى و بداخلاقی می نمايد.چنين فردی گرچه کافر محسوب نمی شود و ليكن بدترين‏اهل اسلام و نزديكترين ايشان به كفار است.اين نوع ريا نيز حرام واز گناهان بوده و عبادات انسان را باطل و خدا را خشمگين می سازد.

ريا در عبادات مستحب

ريا در عبادات مستحب اين است که شخص مرائی گرچه در واجبات خود ريا نمی کند ولی در مستحبات گرفتار ريا است. مثلا در خلوت نوافل شبانه روزى و نماز شب و روزه‏هاى‏مستحبی به جا نمي آورد اما در حضور مردم رغبت‏به اين افعال نشان می دهد. در حضور مردم صدا به ذکر بلند می کند و به تحميد و تهليل خدای عالم می پردازد . به عيادت بيمار می رود و در تشييع جنازه مؤمنين شرکت می کند.و درتمام اينها قصد ريا دارد .چنين شخصی ، اگرچه از شخص اول بهتر است و ليكن باز در هلاکت است و با اول درشرك خفی شريك است. و عبادات رياييش نيز باطل است.

ريا در اوصاف عبادت

ريا در اوصاف عبادت اين است که شخص نه در واجبات ريا می کند و نه در مستحبات بلکه در اوصاف عبادت ريا می کند . مثلا ركوع و سجود وساير افعال نماز را در حضور مردم به قصد حصول اعتبار، بهتر به جا آورد و آن را از آنچه درخلوت مى‏كند ، طولانی تر انجام می دهد و يا در تعزيه و عزاداری يا ذكر حديثى گريه به او دست دهد اشك خود راپاك نمی كند به قصد آنكه مردم او را ببينند، و امثال اينها.و صاحب اين مرتبه نيز در هلاکت بوده، وبه نوعى از شرك مبتلا است.

درمان و معالجه ريا

اصل ماده مرض ريا،يا بخاطر ضعف اعقاد به خدای عالم و ضعف اعتماد به آن ذات باريتعالی است يا بخاطرطمع در مال و منافع مردمان است، يا محبت وافر وی به مدح وستايش مردم و لذت بردن از آن است، يا كراهت از مذمت و ملامت مردم دارد و مى‏خواهد به‏واسطه ريا، او را ثناگويند و از صلحا و اخيارش خوانند. و از اين راه، كسب اعتبار و تحصيل مرتبه و مقداركرده، خود را در نزد وضيع و شريف، مكرم و معزز سازد.و تسخير دلهاى عوام وخواص نموده به اين وسيله به استيفاى مشتهيات و مستلذات نفس شومش پردازد ومرادات و تمنياتش به اسهل وجهى به حصول پيوندد.

کسی که می خواهد بيماری ريا را معالجه کند در وحله اوّل بايد کشف علت کند و به سبب رياکاری خود پی ببرد و سپس برای خشکاندن ريشه آن قيام کند.

يک از راههای مبارزه با ريا ، تقويت اعتقاد و اعتماد به خدای متعال است. اگر فرد رياكار به اين باور برسد كه فقط خداوند، عالم و قادر على الاطلاق است و ديگران هيچ علم و قدرتى از خود ندارند، در خواهد يافت كه فقط خداوند قادر است منافع بنده خويش را تامين و ضررها را از او دفع نمايد. پس به جاى توسل به مخلوقات ممكن و ناتوان، به خداوند واجب الوجود قادر مهربان روى مى‏آورد و رفاه و نيك نامى و سعادت دنيا و آخرت را از او مى‏خواهد؛ چرا كه هر موجودى غير از خداوند متعال ضعيف است. و متوجه می شود که کسانی که برای جلب نظر آنها ريا می کند قدرت بر آفرينش يک پشه هم ندارند بلکه اگر پشه چيزی از آنها بگيرد قادر به ستاندن آن نيستند.

يكى ديگر از راه‏هاى مبارزه با ريا، توجه رياكار به آثار سوء رياست و اين كه در يابد حاصل رياكارى چيزى جز تيرگى قلب، دورى از خدا، نابودى عمل، حسرت آخرت و بى‏بهرگى از همنشينى با مؤمنان نيست. براى مثال رياكاران در ذهن خود عالم آخرت را ترسيم كنند و تصور كنند كه انسان‏هاى گناهكار هم از آنان وضعيت بهترى دارند در حالى كه رياكاران در زمره مشركان و خلد در عذاب هستند، گناهكاران از عذاب شرك ورزى در امان هستند و اميد رهايى دارند. و يا اين كه تصور كنند انسان‏هاى مخلص، با زحمت كم به پاداش فراوان دست يافته‏اند و آنان با عمل بسيار، چيزى جز عذاب نمى‏بينند. تصور اين صحنه‏هاى حسرت بار مى‏تواند فرد را از رياكارى باز دارد.

راه ديگر درمان رياكارى، آگاهى و توجه به پاداش عظيم اعمال خالصانه است. اگر كسى مقام مخلصان را بداند، انگيزه او در كسب مقام اخلاص بيشتر مى‏شود و به جاى تلاش رياكارانه خواهد كوشيد مراتب اخلاص خويش را بيافزايد.

و در پايان چه درمانى از اين بالاتر كه رياكار بداند و بينديشد كه در اثر ريا از مصاحبت و دوستى با محبوب حقيقى محروم مى‏شود و هداياى او حتى اگر كوچك‏ترين شائبه ريا داشته باشد از سوى خداوند سريع الرضا و پروردگار خطاپوش مهربان باز پس فرستاده مى‏شود. بايد از خداوند مهربان خواست تا او خود لذت خلوص را در كام ما قرار دهد و اخلاص را به ما عطا كند. توسل به خداوند و اولياء مخلص او و به كارگيرى راه‏هاى درمان ريا، مى‏تواند اين تيرگى و ظلمت را از دل بزدايد.

امام على‏عليه السلام: «بار خدايا! به تو پناه مى‏برم از اين كه آشكار من در فراروى ديدگان، نيكو جلوه كند، در حالى كه آنچه در درونم، به انگيزه تظاهر به مردم، پنهان مى‏دارم و تو از من مى‏دانى، زشت باشد؛ و به تو پناه مى‏برم از اين كه به مردم، نيكويىِ آشكارم را بنمايانم و بد كردارى‏ام را به سوى تو آورم، به انگيزه نزديكى به بندگانت و دورى از رضايت تو».[17]

برای درمان ريا به آيات قرآن پناه ببريم که چقدر از ريا مذمت کرده و ريا کاران را از گوه منافقين و مشرکين قرار داده است. در سوره بقره فرموده است :« يا اَيُّهَا الَّذِينَ آْمَنُوا لاتُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الاَْذى كَالَّذى يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ وَ لايُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْيَومِ الاَْخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوان عَلَيْهِ تُرابٌ فَاصابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لايَقْدِرُونَ عَلى شَىء مِّمّا كَسَبُوا وَ اللّه لاْيَهْدِى الْقَومَ الكافِرينَ »[18] يعنی " اى كسانى كه ايمان آورده ايد بخششهاى خود را با منّت و آزار باطل نسازيد همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مى كند و به خدا و روز رستاخيز ايمان نمى آورد (كار او) همچون قطعه سنگى است كه بر آن (قشر نازكى از) خاك باشد (و بذرهائى در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد (و همه خاكها و بذرها را بشويد) و آن را صاف (و خالى از خاك و بذر) رها كند، آنها از كارى كه انجام داده اند چيزى به دست نمى آورند و خداوند جمعيّت كافران را هدايت نمى كند! ".

و در سوره نساء ، ريا را از اوصاف منافقين شمرده و فرموده است :« اِنَّ الْمُنافِقينَ يُخادِعُوْنَ اللّهَ وَ هُوَ خَادِعُهُمْ وَ اِذَا قَامُوا اِلَى الصَّلوةِ قَامُوا كُسَالى يُرَآؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللّهَ اِلاّ قَلِيلاً »[19] يعنی " منافقان مى خواهند خدا را فريب دهند در حالى كه او آنها را فريب مى دهد و هنگامى كه به نماز بر مى خيزند با كسالت بر مى خيزند و در برابر مردم ريا مى كنند و خدا را جز اندكى ياد نمى نمايند".

و در آيه ديگر همان سوره ، منافقين را جز کسانی که ايمان نياورده اند قرار داده و می فرمايد :« وَ الَّذينَ يُنْفِـقُونَ اَمْوالَـهُمْ رِئَـاءَ النَّاسِ وَ لاَ يُؤْمِنـُونَ بِاللّهِ وَ لاَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ مَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِيناً فَسَآءَ قَرِيناً »[20] يعنی " و آنها كسانى هستند كه اموال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مى كنند و ايمان به خدا و روز باز پسين ندارند (چرا كه شيطان رفيق و همنشين آنها است) و كسى كه شيطان قرين او باشد بد همنشين و قرينى دارد".

 

[1] - كافى، جلد 2، صفحه 293

[2] - بحار الانوار، ج 72، ص 303

[3] - محجة البيضاء، ج 6، ص 140.و احياء العلوم، ج 3، ص 254

[4] - بحار الانوار، ج 72، 304.

[5] - بحار الانوار، ج 72، ص 303

[6] - محجة البيضاء، ج 6، ص 141.و احياء العلوم، ج 3، ص 254

[7] - كافى، ج 2، ص 296، ح 14

[8] - معراج السعاده ص 473

[9] - معراج السعاده ص 474

[10] - معراج السعاده ص 474

[11] - كافى، ج 2، ص 294، ح 4.

[12] - محجّة البيضاء، جلد 6، صفحه 141

[13] - كافى، جلد2، صفحه 295.

[14] - تحف العقول، صفحه 17.

[15] - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد 2، صفحه 180.

[16] - لئالى الاخبار، صفحه 330

[17] - نهج‏البلاغة: حكمت 276، بحارالأنوار: 94/231/7

[18] - سوره بقره، آيه 264

[19] - سوره نساء، آيه 142

[20] - سوره نساء، آيه 38

 

Pasted from <file:///F:\انترنت\کتابخانه\اخلاق\ريا%20و%20رياکاری.docx>

 

 
طراح و برنامه نویس: اکین