اسراف PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۴۰

 

    نويسنده : حجه الاسلام صفری

    اسراف

    يکی از محرمات شرعی و رذایل اخلاقی ، در احکام و اخلاق ، اسراف است. در اين بخش بطور اختصار در باره معنا و معيار اسراف و علل و عوامل آن سخن می گوييم و در خاتمه به مواردی از اسراف اشاره می کنيم.

    معنای لغوی واژه اسراف

    « اسراف » از « سرف» بمعنای تجاوز كردن از حد در هر كاري است كه از انسان سربزند. گرچه در مواردِ زياده روي درانفاق مال ، بيشتراستعمال شده است و لی گاهي در خروج از حداعتدال در مقدار خرج مال و زماني هم به چگونگي بذل مال اطلاق مي شود. ولذا سفيان گفته است آنچه در غير طاعت خدا مصرف شود اسراف است، گرچه مقدار آن كم و ناچيز باشد.[1]

    كلمه (اسراف) برخلاف (تبذير) تنها يك واژه اقتصادي نبوده، و كاربرد آن منحصر به امور مالي نيست؛ بلكه اين واژه قبل از آن كه نشانه جرمي در امور اقتصادي باشد، بيانگر وضعيّت نامناسب و غير معتدل اخلاقي و فرهنگي شخص و يا جامعه مسرف است و آن حالت تجاوزگري و بي اعتنايي به قوانين و حدود شناخته شده شرعي و انساني است و بر اين اساس به كارگيري اين واژه در قرآن كريم و دعاهاي رسيده از امامان معصوم عليهم السلام در مورد تجاوز از مرز شرع و خصلت هاي انساني و گام نهادن در وادي گناه و معصيت، بسيار است.

    تفاوت اسراف، تبذير، تقتير و قوام

    با در نظر گرفتن ريشه لغوي اسراف و تبذير وقتي جدا از هم استعمال می گردند ، اسراف به معني خارج شدن از حدّ اعتدال است. بدون آن كه چيزي را ظاهراٌ ضايع كنند؛ مثلاٌ كسي غذايي چنان گران قيمت تهيه كند كه با قيمت آن بتوان عدّه زيادي را آبرومندانه تغذيه كرد. در اين جا از حدّ اعتدال تجاوز شده ولي ظاهراٌ چيزي نابود و ضايع نشده است. اما تبذير آن است كه آن چنان مصرف كنيم كه به اتلاف و تضييع منجر شود؛ مثل اين كه براي دو نفر ميهمان غذاي ده نفر را تهيه كنيم آن گونه كه بعضي به ناداني انجام مي‌دهند و به آن افتخار مي‌نمايند و باقي غذا را در زباله دان بريزيم و اتلاف كنيم ، ناگفته نماند كه در بسياري از موارد اين دو كلمه درست در يك معني به كار مي‌رود و حتّي به عنوان تأكيد پشت سر يكديگر قرار مي‌گيرند. مثلاٌ بنابر آنچه در نهج البلاغه از علي (ع) نقل شده است مي‌فرمايد: «اَلا إِنَّ اِعطاءَ المالِ في غَيرِ حَقِّهِ تَبذِيرٌ وَ اِسرافٌ و هُوَ يَرفَعُ صاحِبَه في الدّنيا و يَضَعُهُ في الاخِرَة و  يُكرِمُهُ في النّاسِ وَ يُهينُهُ عِندَ اللهِ»[2] يعني " آگاه باشيد مال را در غير مورد استحقاق صرف كردن تبذير و اسراف است، ممكن است اين عمل انسان را در دنيا بلند مرتبه كند امّّا مسلماً در آخرت او را پست و حقير خواهد كرد ".

    بنابراین برطبق این حدیث شریف، اگرچه تبذیر ممکن است انسان را در نظر مردم بزرگ کند، اما موجب سقوط مقام انسان در پيشگاه خدا  خواهد شد.[3] تقتير، در مقابل اسراف، به معني كوتاهي كردن در انفاق است و قوام به معني حد وسط ميان اسراف و اقتار است.[4]

    طبق آيات قرآن و روايات، اسراف و تبذير و تقتير، مذموم و ناپسند هستند و فقط قوام ممدوح و پسنديده است، كه خداوند متعال درباره مومنان مي‌فرمايد:«والّذينَ إذآ اُنفَقوا لَمْ يُسْرِفُوا و لَمْ‌ يَقْتُرُوا وَ كانَ بينَ ذلِكَ قَواماٌ»[5] يعنی " كساني كه هر گاه انفاق كنند، نه اسراف مي‌نمايند و نه سختگيري؛ بلكه در ميان اين دو حدّ اعتدالي دارند".

    معاني اسراف در قرآن

    در قرآن كريم در بيست­وسه مورد لفظ اسراف استعمال شده است كه در هر مورد، مفهومي ويژه دارد و در غالب موارد مقصود از اسراف، جنبه­هاي اخلاقي، عقيدتي و تجاوز از حدود الهي است.

    1) از حدّ گذشتن در گناه و نافرماني: این معنا در آیات ذیل به کار رفته است: طه 127، مائده 32، اعراف 81، يونس 12 و 83، انبيا 9، يس 19، زمر 53، غافر 28 و 38.

    2) از حدّ گذشتن در انفاق: چنانچه در آیه 67 سوره فرقان به این معنا اشاره شده است.

    3) زياده‌روي در خوردن يا مصرف آنچه حلال است: اعراف 31، نساء 6، انعام 141.

    علاوه بر این موارد استعمال، اسراف به همراه " فی " نیز استعمال می گردد که در این صورت به دو معنا می تواند باشد.

    الف) افراط و زياده‌روي در كاري: مانند آیه 33 سوره اسراء

    ب) تفريط و تقصير در عمل صالح و حق خداوند ؛ مانند آیه 147 سوره آل عمران

    معيار اسراف

    همانطوريکه در تعريف وتوضيح واژه اسراف گفته شد ، اسراف عبارت است از تجاوز نمودن از حد ، ولی سوالی که در اينجا پيش می آيد اين است که « حدّ » اسراف کدام است ؟ يعنی در چه صورتی گفته می شود که اين گفتار و کردار و يا مصرف و استفاده از حد تجاوز نکرده و اسراف برآن صدق نمی کند و در چه موقعی می گويند که از حد تجاوز نموده واسراف است ؟ بنابراين تا حد و مرز ، مشخص نشود مصداق اسراف معلوم نمی گردد وبايد معيار و الگوئی برای تمييز مصداق اسراف مشخص نمود.

    عموماً علماء و صاحب نظران سه معيار برای تشخيص مصداق اسراف معين نموده اند که يک معيار نيز ما بر آن می افزاييم و چهار معيار برای تشخيص اسراف در اينجا متذکر می شويم.

    1- شرع

  1. عقل
  2. 3- عرف

    4- تناسب

    معيار شرعی اسراف

    احکام الهی اعم از واجبات و محرمات ، حدود و صغور فعاليّت انسان را مشخص می کند که انسان مؤمن کسی است که در چهار چوب حدود مشخص شده حرکت کند ، نه از حد بگذر و نه حدی رامعطل سازد . بعبارت ديگر،حرام ها و معصيت ها خود حدود الهي اند، و ارتكاب آنها اگر بدون صرف مال باشد، اسراف به معناي گناه و تجاوز از دستورهاي ديني است؛ و در صورتي كه همراه با مخارج مالي باشد، اين عمل گذشته از اين كه خود معصيت است، خرج مال در راه آن نيز به عنوان تبذير و اسراف اقتصادي گناه ديگري خواهد بود. لذا بعضي لغت شناسان و مفسّران آن را به خوردن مال حرام‏[6] و برخي به تجاوز از حلال به حرام‏[7] و عدّه اي نيز آن را به انفاق در راه گناه تفسير نموده اند.[8]

    همچنين مرحوم نراقى(ره) از علامه حلّى(ره) نقل مي كند كه علماي اسلام اجماع و اتفاق دارند كه مصرف مال در راه گناه اسراف و حرام است.[9]

    بنابر اين هرمالی در حرام استعمال شود اسراف است گرچه بسيار اندک باشد. استفاده مال در آنچه به بدن انسان ضرر دارد ، مانند خريد شراب و برگزاری مراسم گناه ويا مصرف نمودن مال در محرماتی از قبيل تطميع افراد برای تحقير ويا به سخره گرفتن افراد و يا هرنوع عمل منهيي ، اسراف است و حرام.

    البته همانطوريکه گفته شد مسرف اينچنيني ، مرتکب دو نوع گناه می گردد . يکی خود عمل مانند معامله شراب ، تحقير مردم و مسخره کردن افراد است و ديگری خرج نمودن پول در آنها که اسراف و گناه دوّمی است. بنابراين يکی از معيارهای اسراف شرع مقدس است ومصرف مال در هرچيزی که خارج از محدوده شرعی باشد، اسراف است.

    معيار عقلی

    يکی از معيارهای اسراف ، حکم عقل است . اين در مواردي است كه عقل، بر قبح صرف مال در آنها حكم مي نمايد به گونه اي كه تجاوز از آن حکم، نوعي سفاهت و جهالت باشد؛ مانندانفاق به كسي كه استحقاق آن را ندارد و نيز اتلاف و نابود كردن ثروت و يا خرج آن در موارد نادرست و بي فايده كه حاكي از نارسايي عقلي و ضعف انديشه مرتكب اين عمل است. از اين رو گروهي از لغويان، اسراف را به غفلت و جهل و خطا معنا نموده اند.[10]

    همچنين مرحوم طبرسي - رضوان اللّه تعالي عليه، كه از بزرگان اهل تفسير است - در توضيح آيه شريفه « كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلاتُسْرِفُوا » مي فرمايد: " هر انفاق و صرف مالي كه عقلاء آن را قبيح شمرند و ضرر بر صاحبش وارد آورد، اسراف و حرام است."[11]

    بنابراين عقل ، بعنوان يکی از حجج الهی ، معيار و ملاک اسراف است. بدين معنا که در هر موردی عقل برقباحت و سفاهت مصرف مال حکم کند ، صرف مال در آن موارد اسراف است.

    معيارعرف

    يکي از مراجع شرع ، عرف جامعه است. عرف عمومی در تبيين معانی ، تشخيص مصاديق حجت است و شرع مقدس آن را مرجع قرار داده است. مثلا عرف عمومی در تشخيص مفهوم بيع و مصداق غنا ، مرجع است . کما اينکه در باب اسراف نيز ، گرچه عرف معيار منحصر به فرد نيست و ليکن يکی از معيار های اسراف است.

    به عنوان مثال مصرف مال در راه مصالح شخصي و زن و فرزند و يا انفاق آن براي مصالح ديگران، هر كدام محدود به حدي است كه عرف جامعه آن را بر اساس اوضاع اقتصادي هر زمان، و برپايه وضعيت مالي و موقعيّت اقتصادي و اجتماعي هر شخص تعيين و تحديد مي نمايد و همان گونه كه تنگ نظری از آن، مصداق بخل است و حتی اگراين تنگ نظری موجب از بين رفتن حق واجبي شود حرام و معصيت است، زياده روي و تجاوز از آن نيز به معناي خروج از حدّ اعتدال، و ورود به جرگه مسرفين خواهد بود. در اين زمينه طريحي مي نويسد: « گفته شده، اسراف تجاوز از حد در مصرف چيزهاي حلال است و اصبغ بن نباته مي گويد: اميرالمؤمنين (ع) فرمود: شخص مسرف سه نشانه دارد: مي خورد آنچه براي او نيست و مي خرد آنچه براي او نيست و مي پوشد آنچه براي او نيست. و معناي حديث اين است: مي خورد و خريداري مي كند و مي پوشد آنچه را بالاتر از شأن اوست.»[12] بديهی است تشخيص شأنيّت یعهده عرف جامعه است.

    حضرت صادق(ع) در حديثي فرمودند: « چه بسا فقيري كه اسراف پيشه تر از ثروتمند است. عرض شد: چگونه ؟ حضرت فرمودند: ثروتمند از آنچه دارد، خرج مي كند و فقير بدون تمكن مالي اضافه بر شأن خود انفاق مي نمايد .»[13]

    بنابراين برخی از افعال و کردار و بذل و بخششها ممکن است از نظر شرع مشگل نداشته و حرام نباشد ولی عرف آن را اسراف بداند . مثلا کسی همه اموال خود را به يک ورثه منتقل می کند و ورثه ديگر را از ارث محروم می سازد ، اين عمل گرچه از نظر شرع ممکن است حرمت نداشته باشد ولی در نظر عرف ، اسراف در تخصيص ارث است. يعنی از نظر عرف از حد اعتدال گذشته و عدالت را در حق وراث رعايت ننموده است.و شرعا نيز مذموم است.

    تناسب

    اين معيار ممکن است با معيار سوّم يعنی عرف يکی باشد وليکن بخاطر اهميّت آن در معيار اسراف ، مستقل ذکر کرديم. مراد از تناسب اين است که بذل و بخشش مالی ، و يا استفاده و مصرف ازامکانات بايد متناسب با وضعيت اقتصادی و مالی انسان باشد. ممکن است صرف مالی در فلان مورد ، از ناحيه کسی ، نه تنها اسراف حساب نشود بلکه نوعی بخل تلقی گردد ولی صرف همان مقدار مال در مورد همان عمل از کس ديگر، نه تنها بخل محسوب نشود بلکه اسراف تلقی گردد. کسی که سرمايه ميلاردی دارد اگريک ميليون تومان به مؤسسه خيريه ای کمک کند شايد عرف آن را از وی نپذيرد و در حق وی بخل حساب نمايد ولی اگر همان مبلغ را کسی که به نان شبش محتاج است به همان خيريه مساعدت نمايد ، در حق وی او را اسراف تلقی کنند.

    گاهی ديده می شود که در مراسم ترحيم و احسان اموات و يا رسومات جامعه ، افراد با همديگر رقابت می کنند و آنکه هيچ ندارد می خواهد با آنکه فراوان دارد رقابت کند و غنی از آنچه دارد خرج می کند و فقير از آنچه ندارد اطعام می نمايد. در حقيقت اين فقير ، مسرف است و آن غنی گرچه زياد خرج نموده است اما بخيل ، چون هردو آنها ، تناسب را رعايت نکرده اند.

    اين تناسب ، تنها درمصرف نمودن اموال نيست بلکه می تواند در تمام موارد زندگی انسان ساری و جاری گردد. مانند سخن گفتن ، لباس پوشيدن ، مسافرت کردن ، خانه ساختن و خودرو خريدن و مانند آنها. در تمام اينها اگر تناسب اقتصادی رعايت نشود يا بخل است يا اسراف و اگر تناسب رعايت شود ، سخاوت است.

    علل و عوامل اسراف

    تمام رفتار و کردار انسان مبتنی بر علل و عواملی است که ريشه در وجودش دارد. انسان برای کسب فضايل و يا اصلاح رذايل ، وقتی می تواند به موفقيّت مناسب دست يابد که آن علل و عوامل را بشناسد و در رفع و تحصيل آنها بکوشد. يکی از پديده های رفتاری انسان اسراف است. اسراف يک عمل اتفاقی نيست که يک دفعه و يا بدون سبب بوجود بيايد. بلکه بدون شک ، افراد مسرف ، به يک ويژگی و خصلتی مبتلاست که زيربنای اسراف همانست. در معرفی اسباب اسراف ، علل مختلفی ذکر گرديده است که ما در اينجا به چند نمونه آن که عمدتا مورد ابتلاست ، اشاره می کنيم.

    1- خودنمايي

    خودنمائي يکی از ريشه های اسراف است. انسان گاهی با انگيزه های مختلف که عمدتا روانی است ، می خواهد خودی نشان دهد و در افکار عمومی ونزد مردم شهرتی کسب نمايد و يا با خود نمائی نقصی را رفع و يا عقده ای را خالی کند. اين امر باعث می شود که از طرق مختلف از جمله ولخرجی و اسراف کاری ، خود را در معرض نمايش افکار عمومی قرار دهد.

    شخصي كه در دوران زندگي همواره در نيل به خواسته ها و آرزو هاي خويش ناكام مانده و با تنگدستي و محروميّت دست به گريبان بوده ، اين سرخوردگي هاي انباشته شده به تدريج تبديل به عقده هاي رواني شده، در شخصيّت او ايجاد اختلال مي نمايد.

    در اين صورت شخص سرخورده براي حفظ شخصيت خود، به ابزارهايي متوسل مي شود كه در روان شناسي از آن به عنوان مكانيسم هاي رواني و يا واكنش هاي دفاعي ياد مي شود و از آنها مي توان (تصعيد) و (جبران) را نام برد.[14]

    در اين نوع واكنش روانى، فرد دچار اختلال، سعي مي كند براي سرپوش گذاردن بر ناكامي ها و عقده هاي متراكم خود دست به عملي بزند كه او را در اجتماع مطرح كرده و شخصيّت دهد.

    اسراف، ولخرجي و ريخت و پاش هاي غيرمعقول را مي توان از همين موارد به شمار آورد؛ زيرا شخص مسرف، با اين عمل خود در جستجوي باز يافتن شخصيت سركوب شده خويش است، و فكر مي كند با اين روش در اجتماع ،به عنوان انساني دست و دل باز و بي اعتنا به ثروت مطرح مي شود.

    در حديثي ، رسول اكرم(ص) پس از آن كه هر كسي را كه ساختماني از روي ريا و سمعه‏ بسازد، تهديد به عذاب الهي فرمود ، شخصي پرسيد: چگونه بنايي با اين وصف ساخته مي شود؟ حضرت فرمودند: بدين صورت كه جهت بزرگي فروختن بر همسايگان و فخر فروشي بر برادران ديني اش بيش از حدّ لازم براي خود ساختمان بسازد.[15]

    فخرفروشی ومباهات يکی ازاوصاف زشت انسانی است . وقتی اسراف مقدمه فخرفروشی شود ، قباحت مضاعف را بدنبال خواهد داشت. اينگونه افراد ، زشتی را می خواهند با زشتی ديگر جبران کنند ، در حالی که خردمندان جامعه در درون وجودشان ، پی به حقيقت می برند و علت اسراف کاری چنين افرادی را می دانند . درنتيجه چنين فردی گرچه ممکن است در نزد افراد غافل و بی خرد ، موقعيّتی بدست آورند ولی در نزد عقلای قوم، رسوائی ديگر ببار می آورند . زيرا هم ثروتشات را تاراج می نمايند و هم شهرت سوئی بدست می آورند.

    2- تربيت خانوادگی

    اوّلين محل تکون شخصيتی انسان ، خانواده است. والدين در خانواده بعنوان اوّلين الگوی فرزندان و فرهنگ حاکم بر خانواده ، تشگيل دهنده نوع نگرش فرزندان به جامعه و زندگی اجتماعی است. درخانواده ای که اقتصاد خانواده براساس اسراف و ولخرجی مديريّـت شود ، فرزندان آن خانواده نيز اسراف گر ببار خواهند آمد. چون در نظر فرزندان که هنوز هيچ کسی را نديده و هيچ نوع رفتار اجتماعی را تجربه نکرده اند ، خوب آن است که والدين انجام می دهند و بد آن است که والدين از آن نهی می کنند. خانواده اسراف پيشه ، عملا به فرزندان ، خوب بودن اسراف را القاء می کنند و درس ريخت وپاش را به آنها می آموزند.

    چنين فرزندانی تا خود مسئوليت به عهده بگيرند و در اثرآموزه های دينی و الگو پذيری از انسانهای معتدل، پی به قباحت اسراف ببرند ، گرفتار اين اخلاق ناپسند خواهند شد. بنابراين بر والدين وسرپرست خانواده هاست که با پرهيز از اسراف هم از اين خصلت ناپسند دوری کنند و هم الگوی مناسبی برای فرزندان شوند.

    3- تقليد

    يکی از عوامل اسراف ، تقليد کورکورانه از ديگران است . تقليد در مسائل اجتماعی اين است که انسان هرنوع عمل و رفتاری را که از ديگران می بيند ، وقتی از آن خوشش آمد بدون آنکه پی به فلسفه آن ببرد و در مبانی و آثار آن مطالعه کند ، آن را انجام می دهد. در حقيقت چنين انسانی افکار و انديشه خود را معطل کرده و عقل و خرد خويش را در اختيار ديگران قرار داده است . گرچه ممکن است ديگران ابزار کلامی و راهنمائی مستقيم ، نوع آداب اجتماعی و نحوه زندگی فردی مانند نوع پوشش و راه رفتن و غذا خوردن آن را معين نکنند که اگر چنين کنند شايد آن را نوعی اهانت تلقی کند ولی در عمل طوری به ديگران وابسته می شود که حتی در غذا خوردن و سخن گفتن نيز او تقليد می کند.

    در احاديث و روايت که توصيه شده است در معنويات به ما فوق و در ماديات به مادون نگاه کنيد ، سرش همين نکته است که انسان موجود الگو پذير است. وممکن است آنچه با چشم می بيند در دل اثر کند و اگر دل مطيع گرديد اعضاء و جوارح نيز بدنبال او خواهد رفت. در حديثي امام باقر (ع)فرمودند:« اِيّاكَ اَنْ تُطْمِحَ بَصَرَكَ إلي مَنْ هُوَ فَوْقَكَ »[16] يعنی " زينهار كه چشم خود را به زندگي بالاتر از خويش بدوزى ."

    يکی از موارد تقليد ، اسراف است. وقتی نوع عمکلرد همسايه را در مجالس ترحيم و يا عروسی می بيند ، بدون تفکر در درستی و نادرستی آن ، عزم برانجام آن می بندد. اگر همسايه بلحاظ مکنت مالی ، در وليمه عروسی فرزندش هزاران نفر دعوت کرد ، او نيز برای اينکه از قافله عقب نماند ، چنين کاری را با هزاران زحمت و گرفتن قرض انجام می دهد. و يا زنی ، نوع پوشش زنانی را مشاهده می کند که نه متناسب با عفت و حجاب زنان است و نه شأن زن رعايت شده است و نه زينت معقول و منطقی حساب می شود و نه از گرما و سرما نگه دارنده است ، اما سريع ازآن تقليد می کند و با راه انداختن دعوا و مرافعه ، از شوهرش تهيه آن لباس را طلب می کند و هرچه شوهر اصرار می کند که لباس تازه خريده ايم و يا پول تهيه آن را ندارم و يا اين عمل اسراف است ، نمی پذيرد. همين تقليدهای نابجا و چشم همچشمی ها، بسياری از زندگی را متلاشی يا گرفتار اختلافات و برای فرزندان مايه دردسر شده است.

    4- فساد اخلاقی

    در بعضي مردم، زمينه اسراف را بايد در شخصيت اخلاق و روحي آنان جستجو كرد؛ زيرا شخصي كه خودرا به تجاوز و قانون شكني عادت داده و به گناه و سركشي خو گرفته است، معمولاً نمي تواند فرد معتدلي در امور مالي اش باشد و همواره بر اساس پيروي از هوي و هوس، در پي ارضاي تمايلات افسار گسيخته خويش مي باشد و سرمايه خود را در راه تأمين خواسته ها و عادات زشت و هوسبازانه اش به هدرخواهد داد. به عنوان مثال، فردي كه به مواد مخدّر - وحتي به سيگار - اعتياد دارد، در عين حالي كه يقين دارد اين اعتياد بخش مهمّي از سرمايه زندگي خود و خانواده اش را بلعيده و نابود خواهد كرد و از اين راه ضررهاي سنگين جسمي و روحي نيز بر او وارد خواهد نمود، باز هم از اين عمل نادرست خويش دست بر نمي دارد و آن را با حرص و ولع بيشتر انجام می دهد ، و اين عاملیجز نداشتن يك شخصيت معتدل و اراده محكم براي تصميم گيري و كنترل خواهشهاي نفساني ندارد.

    فساد اخلاقی ، اسراف به معنای واقعی کلمه را بدنبال دارد زيرا چنين شخصی نه تنها در مال اسراف می کند بلکه در اکثر اوقات زندگی به افعال خلاف شرع و عقل نيز مرتکب می شود. و دائما در تجاوز از حدود تعيين شده توسط شرع و عقل قدم برمی دارد.

    5- ثروت اضافی

    خانواده اي كه درآمد مالي و سرمايه اش تنها به اندازه ضرورت ها و نيازهاي اوست. به ناچار براي پاسخگويي به ضرورت ها، در صدد كنترل مصرف و اندازه گيري در آن برخواهد آمد؛ ولي اگر ميزان ثروت و در آمدش بيش از مقدار احتياجات و نيازهاي واقعي آن افزوده شود، چنانچه اعضا و به ويژه مدير خانواده از تربيت اخلاقي و فرهنگ صحيح مصرف بي بهره باشند به خيال اين كه زياده روي و اسراف، به بنيه مالي آنان خلل نمي رساند، به اين عمل كشيده خواهند شد. ولي بايد توجه داشت كه: اوّلاً، هميشه روال زندگي به يك منوال نبوده و فراز و نشيب هاي زيادي بر سر راه آن وجود دارد. چه بسا خانواده هايي كه زماني در اوج عزّت و رفاه به سر برده اند و پس از مدّتي به مسكنت و فقر مبتلا شدند. از اين رو، انسان معتدل و آينده نگر، در روزگار وسعت به فكر روز محنت نيز هست و با پرهيز از اسراف و تبذير، آينده خويش را هم در نظر مي گيرد.

    ثانياً، چه اشكال دارد انسان به قدر ضرورت و رفع نيازهاي معمولي از ثروت خود استفاده كند و اضافه آن را در راه بر طرف نمودن احتياجها و نيازمندي هاي ساير همنوعان خويش، به كار گيرد.

    6- استعمار

    غارتگران جهاني كه در صدد تحميل سلطه شوم خود بر ملّت هاي ضعيفند، بيداري و هشياري توده هاي مردم را بالاترين خطر براي خود در راه نيل به اهدافشان، احساس مي كنند. ولذا همواره مي كوشند تا اين مانع بزرگ را از مسير خود بردارند. و اين مقصود را از طريق گرفتن فرصت انديشه در واقعيت هاي موجود و فهم درست آنها از مردم و ناتوان كردن آنان از شناخت صحيح دوست و دشمن واقعى، عملي مي كنند.و از همين رو، به روش ها و ابزارهاي گوناگوني توسل مي جويند:

    مشغول نمودن اقشار مردم به انواع سرگرمي هاي تخدير آميز، همچون اشاعه فحشا در بين جوانان - كه مهم ترين نيروي خلاق جامعه هستند - و نيز توزيع مواد مخدّر و به اعتياد كشيدن افراد جامعه و يا ترويج خرافات و مطالب پوچ و بي اساس، از مهم ترين آن روش ها به حساب مي آيد.

    گسترش فرهنگ ولخرجي و اسراف نيز در جوامع بشرى، خصوصاً در ملل تحت سلطه مي تواند به عنوان حربه بسيار كارآمد براي اين منظور باشد؛ زيرا استعمار از اين طريق، هم توانسته بازارِ فروشي براي كالاهاي مصرفي اضافي خويش فراهم كند و هم موفق شده تا توده هاي مردم را همواره درگير تأمين هزينه سنگين زندگى، براي پركردن خلأهاي ناشي از مصرف بي رويه ثروت سازد. بنابراين، مردم فرصتي براي انديشيدن صحيح نخواهند يافت و مجبور خواهند بود تمام لحظات زندگي خويش را در راه تأمين بهتر رفاه مادّي و رقابت در آن صرف نمايند.

    7- طغيان و استکبار

    يکی از عوامل اسراف طغيان و استکبار است . گاهی انسان بلحاظ داشتن قدرت و ثروت طغيان می کند و چون شخصيّت خود را با قدرت و ثروت تعريف می کند ، اسراف و ولخرجی بيش از حد را برنامه اقتصادی خود قرار می دهد. چنين افرادی تصور می کنند با اسراف و ولخرجی می توانند شخصيت خود را در افکار عمومی ، شخصيّت برتر معرفی کنند . و يا حد اقل بخاطر عادت به زندگی پرتجملات ، ريخت پاش در زندگی او برای وی عادی شده و زندگی را فقط در لذت بردن معنا کرده است.

    خبرگزاري (آسوشيتدپرس) در 22 مارس 1990 گزارشي منتشر كرده كه در قسمتي از آن آمده است :

    شاه فهد كه از سال 1982 بر تخت سلطنت نشسته است، طبق نظرات موجود، دومين ثروتمند جهان است. مجله (فورچون) دارايي او را در سال 1988 حدود 18 ميليارد دلار بر آورد كرد. سلطان برونئي چند ميليارد دلار بيشتر دارد.

    فهد يك بوئينگ 747 با دكوراسيوني بسيار تجمّلي دارد. و بر اين بيفزاييد يك كشتي مسافربري را كه توسّط موشك هاي ضدّ هوايي (استينگر) محافظت مي شود و خانه هاي با شكوهي در اسپانيا، بريتانيا و فرانسه.

    زندگي خصوصي اين پادشاه سيگاري را رمز و رازي فرا گرفته؛ اما همين قدر معلوم است، وي در زمان جواني اش شاهزاده فاسدي بوده كه پاتوقش كلوپ هاي قمار اروپا بود.[17] اين در حالی است که توصيه اسلام به مسلمانان خصوصا رهبران آنها کاملا بر عکس اين است.

    هفت دقیقه و چهل ثانیه مدت ناهار

    فردی نقل می کند : ناهار امام یک غذای ایرانی به اسم آبگوشت ‏بود و این همان غذایی بود که دیگران هم از آن استفاده می‏کردند، آیت الله خمینی بر سر سفره‏ای که به غیر از ایشان، همسر، پسر، عروس و نوه‏هایشان بودند، نشسته و بعد از بر زبان آوردن نام خدا، مقدار کمی غذا خوردند. مدت ناهار خوردن ایشان دقیقاً هفت دقیقه و چهل ثانیه بود و بعد بلافاصله به اتاق کارشان رفتند. من دو سال پیش یک بار موفق شدم ناهار خوردن «پاپ‏» را هم به چشم ببینم، مجموعه غذاهایی که برای ایشان تدارک دیده بودند بر روی میزی به طول دوازده متر و به عرض دو و نیم متر چیده شده بود. هیچ نوع غذای ایتالیایی نبود که بر روی این میز نباشد و آن وقت‏حضرت پاپ بر سر این میز به تنهایی ناهار خود را میل کردند، مدت ناهار خوردن ایشان یک ساعت و پنجاه دقیقه بود و بعد باقی غذای ایشان، آن طور که من فهمیدم، به کلی معدوم شد.[18]

    موارد اسراف

    اسراف موارد مختلفی دارديعنی در موضوعات مختلف ممکن است اسراف صورت گيرد که بايد با شناخت آن موارد ، استفاده و مصرف در آن موارد را مديريت نمود.

    اسراف در اموال عمومی

    يکی از موارد شايع اسراف ، استعمال بی رويه ازاموال عمومی است. از زشت ترين و معصيت بارترين جلوه هاي اسراف، زياده روي و تضييع در بيت المال مسلمين است. قبل از هر چيز، شما را به مطالعه سخنان اميرالمؤمنين (ع) در نامه اي خطاب به يكي از كارگزاران خود دعوت مي كنيم:

    « تو در اين مالياتي كه مي گيري حقّ معيني داري و با فقرا و مستمندان شريك هستى. ما حقّ تو را خواهيم داد و تو نيز حقّ آنان را بپرداز و اگر چنين نكني از كساني به شمارخواهي رفت كه بيشترين دشمن را در قيامت داراست و واي بر كسي كه دشمن او در نزد خداوند فقيران و نيازمندان و درخواست كننده ها و پس خوردگان از حقوق خويش و ضرر ديده ها و در راه مانده ها باشند. و آن كس كه امانت را كوچك شمرد و تن به خيانت دهد و جان و دين خود را از آن پاك نگه ندارد، خويش را در مذلّت و بيچارگي دنيا گرفتار ساخته و خواري شديدتر و سخت تر آخرت، در انتظار اوست. همانا بزرگ ترين خيانت،خيانت به امّت و زشت ترين ناخالصي ها، ناخالصي پيشوايان و كارگزاران امور است.»

    بيت المال ، مال عموم مردم است و اموال عمومی که در اختيار ادارات و نهادها قرار گفته و يا جهت استفاه عموم در محلات عمومی گذاشته شده است ، مال همه مردم است . بنابراين استفاده اسراف آميز و بی رويه از آنها و يا انحصاری نمودن آنها ، نوعی خيات به همه مردم است. در حقيقت اسراف در اموال عمومی مشتمل بر چندين مفسده است. زيرا کسی که در اموال عمومی اسراف می کند اوّلا مسرف است و حکم اسراف بر وی شامل است و ثانيّا در حقوق غير بدون اذن تصرف نموده و غاصب و ضامن است و ثالثاً اگر آن اموال بعنوان امانت به وی سپرده شده است ، او برامانت خيانت نموده است. رابعاً اگر شخص متصرف در اموال عمومی، از کسانی باشد که فعل و قول او در ميان جمع ديگر بعنوان الگو مطرح است ، استفاده غير مجاز و اسراف آميز آن مجوزيا بهانه ای برای ديگران می شود که آنها نيز بر اموال عمومی خيانت می کنند.

    تضييع اموال

    تضييع اموال يکی از مصاديق روشن اسراف است. زير تضييع هم تجاوز از حد است و هم اتلاف مال که هردو از نظر عقل و شرع حرام است. تضييع اموال عبارت است از مصرف نمودن مال درغير مورد خود و يا مصرف آن در مواردی که غرض عقلائی و يا نفع معتنا بهی بر آن مترتب نمی شود، ويا معطل گذاشتن اموالی که در حال از بين رفتن است.

    حضرت امام صادق (ع) فرمودند: « ميانه روي را خداوند دوست دارد و اسراف را حتي در دور انداختن هسته خرما كه صلاحيت استفاده را دارد و نيز در دور ريختن زيادي آب نوشيدني دشمن مي دارد.»[19]

    نبىّ اكرم (ص) در وصيّتي به اميرالمؤمنين (ع) فرمودند: « چهار چيز تضييع مال است: خوردن از روي سيرى؛ روشن كردن چراغ در مهتاب؛ زراعت در زمين سخت و غير قابل كشت و نيكي به كسي كه اهليّت آن را ندارد .»[20]

    اينهم از اسراف محسوب مى شود

    روزى حسن بصرى خدمت امير المؤ منين (ع ) كنار شط فرات بود، ظرفى را آب نموده آشاميد بقيه آنرا روى زمين ريخت . على (ع ) فرمود: در اين كار اسراف نمودى زيرا آب را بر زمين ريختى و بر روى آب نريختى. حسن از روى اعتراض گفت: شما خون مسلمين را مي ريزى اسراف نمي كنى من به اين مقدار آب اسراف نمودم .

    حضرت فرمود: اگر من در ريختن خون مسلمين اسراف مى كنم چرا به آنها كمك نكردى و جزء شورشيان با من جنگ ننمودى؟ حسن گفت:من آماده جنگ شده لباس و سلاح پوشيدم تا با شاميان همراه شوم همينكه از منزل بيرون آمدم هاتفى صدا زد قاتل و مقتول در جهنم هستند از تصميم خود منصرف شدم فرمود راست گفتى او برادرت شيطان بود.[21]

    نقل شده است كه امام صادق عليه‏السلام مشاهده كردند كه سيبى را نيم‏خورده از خانه بيرون انداخته اند، خشمگين شدند و فرمودند: اگر شما سير هستيد، خيلى از مردم گرسنه‏اند خوب بود آن را به نيازمندش مى‏داديد.[22]

    اسراف در مخارج شخصی

    يکی ديگر از موارد بسيار شايع اسراف ، اسراف در مخارج شخصی است. مراد از مخارج شخصی ،آن نيازهای روزه مره انسان است که در زندگی خود به آنهانياز دارد. مانند خانه ، غذا ، لباس ومرکب.

    اسراف در مخارج زندگی عبارت است از اينکه در تهيه و استفاده مايحتاج زندگی اعتدال را رعايت نکند و بيش از آنکه در شأن اوست مصرف نمايدو يا بيش از نياز خود استفاده کند و يا در حين استفاده بخشی از آن ا تلف کند. در اين خصوص احاديث فراوانی از ائمه معصومين عليهم السلام وارد شده است که در اينجا به چند نموه آن اشاره می کنيم.

    1- حضرت امير المومنين (ع) می فرمايد :« اسراف کار سه علامت دارد: 1. مي خورد آنچه براي او نيست 2. مي خرد آنچه براي او نيست 3. مي پوشد آنچه براي او نيست.»[23] (طريحى) مي گويد: معناي حديث اين است که مي خورد و خريداري مي كند و مي پوشد آنچه را بالاتر از شأن او باشد[24]

    2- امام صادق (ع) نيز فرمودند :« لِلْمُسْرِفِ ثَلاَثُ عَلامات : يَشْتَرى مَا لَيْسَ لَهُ ، وَيَلْبِسُ مَا لَيْسَ لَهُ ، وَيَأْكُلُ مَا لَيْسَ لَهُ »[25] يعنی " براى مسرف سه نشانه است : مى خرد و مى پوشد و مى خورد آنچه را كه در شأن او نيست."

    3- امام صادق (عليه السلام) فرمودند : «اِنَّ الْقَصْدَ اَمْرٌ يُحِبُّهُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ ، وَاِنَّ السَّرَفَ يُبْغِضُهُ اللهُ ، حَتّى طَرْحَكَ النَّواةَ ، فَاِنَّها تَصْلُحُ لِشَىْء وَحَتّى صَبَّكَ فَضْلَ شَرابِكَ .»[26] يعنی " همانا ميانه روى واقعيتى است كه خداوند عز و جل آن را دوست داد ، و اسراف را دشمن دارد ، اسراف تا جايى است كه هسته ى خرماى خورده شده را كه شايسته ى كاشتن است دور بيندازى ، و زيادى آبى كه در اختيار دارى به زمين بريزى !."

    4- حضرت على (عليه السلام) فرمودند : «مَنْ كانَ لَهُ مالٌ فَاِيّاهُ وَالْفَسادَ ، فَاِنَّ اِعْطائِكَ الْمالَ فِى غَيْرِ وَجْهِهِ تَبْذِيرٌ وَاِسْرافٌ ، وَهُوَ يَرْفَعُ ذِكْرَ صاحِبِهِ فِى النّاسِ ، وَيَضَعُهُ عِنْدَ اللهِ »[27] يعنی " كسى كه داراى ثروت است بر او باد از فساد ، همانا تبذير و اسراف اين است كه ثروت خود را در غير جهت معينش خرج كنى ، اينگونه خرج بيهوده و بى رويه ، نام صاحب ثروت را بين مردم بلند مرتبه مى كند و نزد خداوند پست مى نمايد."

    از حديث فوق استفاده می شود که حتی استعمال مال در غيرمورد نيز اسراف است. علامه طباطبائی در تفسير آية شريفه « كُلُوا مِن ثَمَرِهِ اِذا اَثمَرَ » می نويسد : و اينكه فرمود « و لا تسرفوا » معنايش اين است كه در استفاده از اين ميوه ها و غلات از آن حدى كه براى معاش شما صالح و مفيد است تجاوز مكنيد، درست است كه شما صاحب آن هستيد و ليكن نمى توانيد در خوردن آن و بذل و بخشش از آن زياده ،روى كنيد، و يا در غير آن مصرفى كه خدا معين نموده به كار ببندد مثلا در راه معصيت خدا صرف نماييد. و همچنين فقيرى كه از شما مى گيرد نمى تواند در آن اسراف نموده مثلا آن را تضييع كند. پس آيه مطلق و خطاب آن شامل جميع مردم است چه مالك و چه فقير. و اينكه بعضى گفته اند: خطاب آيه مختص به مالك آن اموال است . و همچنين اينكه بعضى ديگر گفته اند: خطاب تنها متوجه زمامدارى است كه صدقات را از صاحبان اين اموال مى گيرد. و همچنين اينكه بعضى گفته اند: معنايش اين است كه ميوه ها را قبل از چيدن مخوريد تا در نتيجه حق فقرا را كم كنيد. و نيز اينكه عده اى ديگر گفته اند: معناى آيه اين است كه از دادن مقدار واجب كوتاهى مكنيد. و يا گفته اند معنايش اين است كه : اين اموال را در راه معصيت صرف مكنيد، صحيح نيست ، و با اطلاق آيه و سياق آن نمى سازد

    امام صادق عليه السلام خطاب به ابان فرمودند :« ابان ! تو گمان مى كنى خداوند به كسى كه مال و ثروت داده ، به خاطر مقام و منزلت او در پيشگاه خدا بوده و او را خداوند دوست مى دارد؟

    و كسى را كه از عطاى خود محروم ساخت و زندگيش در تنگنا است ، به خاطر اين است كه او در نزد خدا بى ارزش است و خداوند او را دوست ندارد؟

    هرگز چنين نيست . زيرا ثروت و مال از آن خداست ، به عنوان امانت در اختيار مردم مى گذارد و آنان را آزاد گذاشته كه از روى ميانه روى بخورند و بياشامند و لباس تهيه نموده و ازدواج كنند و براى خود وسيله سوارى تهيه كرده و زندگى را به طور اقتصادى بگردانند.

    و هرگاه از مخارج معمولى اضافه آمد، از مستمندان و مؤ منان دستگيرى نموده و مشكلات زندگى آنان را برطرف سازند.

    هر كس در مال خداوند اين چنين شرعى و ميانه روى رفتار كند، هر اندازه استفاده نمايد و هر كارى انجام دهد، بر وى حلال است

    هر آنچه مى خورد و مى آشامد و سوارى تهيه مى كند و ازدواج مى نمايد بر او حلال است.و كسى كه اسراف نموده و در موارد خلاف خرج مى كند برايش حرام خواهد بود.

    آنگاه فرمود: اسراف نكنيد! چون خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد.

    اى ابان ! تو فكر مى كنى خداوند از كرم و فضل خود به كسى به عنوان امانت مالى مى دهد او مى تواند اسبى به ده هزار درهم بخرد در صورتى كه اسب بيست درهمى هم او را كفايت مى كند و يا كنيزى به هزار دينار بخرد با اين كه بيست دينارى او را كافى است ؟

    سپس فرمود: زياده روى نكنيد خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد.»[28]

    5- سليمان بن صلح می گويد به امام صادق (ع) عرض کردم « أَدْنَى مَا يَجِي‏ءُ مِنْ حَدِّ الْإِسْرَافِ » يعنی کمترين چيزی که موجب اسراف است چيست ؟ فرمودند « ابْتِذَالُكَ ثَوْبَ صَوْنِكَ وَ إِهْرَاقُكَ فَضْلَ إِنَائِكَ وَ أَكْلُكَ التَّمْرَ وَ رَمْيَكَ النَّوَى هَاهُنَا وَ هَاهُنَا »[29] يعنی " کمترين اسراف عبارت است از استفاده بي رويه از جامه اي كه وسيله حفظ آبروي توست و دور ريختن زيادي ظرف غذا و انداختن هسته خرما به اين طرف و آن طرف."همين معنا در حديث ديگراز آنحضرت نقل شده است که فرمودند :« أَدْنَى الْإِسْرَافِ هِرَاقَةُ فَضْلِ الْإِنَاءِ وَ ابْتِذَالُ ثَوْبِ الصَّوْنِ وَ إِلْقَاءُ النَّوَى »[30]

    بالاخره زياده روى در خوراك و پوشاك ، زياده روى در معاشرت و محبت ، زياده روى در عشق به دنيا ، زياده روى در بذل و بخشش ، همه و همه از مصاديق اسراف و از نظر قرآن مجيد و روايات ، عملى مذموم و كارى ناپسند است .

    آثاراسراف

    اسراف بخاطر مفاسدی که بدنبال دار مورد نهی قرار گرفته است. علماء و دانشمندان، مفاسد بيشماری را بر اسراف شمرده اند که ذکر همه آنها در اينجا موجب اطالة کلام می شود وفقط از باب تذکر به چند مفسده آن اشاره می کنيم.

    فقر يکی از ثمرات اسراف

    يکی از ثمرات ومفاسد اسراف فقر است. امام صادق (ع) در اين خصوص فرمودند :« إِنَّ السَّرَفَ يورِثُ الفَقرَ وَإِنَّ القَصدَ يورِثُ الغِنى »[31] يعنی " اسراف باعث فقر و ميانه روى موجب بى نيازى مى شود."

    آمارهای رسمی نشان می دهد در انگلیس سالانه 8 میلیون و 300 هزار تن مواد غذایی، دور ریخته می شود.

     

    در آمریکا نیز مردم سالانه 40 درصد از غذای خود را دور می ریزند.

    این در حالی است که 925 میلیون نفر در جهان برای سیر شدن، به غذای کافی دسترسی دارند و بقیه گرسنه می مانند و یا از گرسنگی هلاك می شوند.

    98 درصد از گرسنگان جهان در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند و 65 درصد از این شمار، ساکن هفت کشور اندونزی ، چین ، هند ، پاکستان ، بنگلادش ، جمهوری دموکراتیک کنگو و اتیوپی هستند.[32] فقر گسترده و گرسنگی کشنده و بی پناهی و درماندگی عده کثيری در اقصي نقاط دنيا، از ثمرات چپاول و غارت و اسراف گروه اندک مرفهين در دنيای امروز است.

    اتلاف سرمايه

    يکی از آثار اسراف اتلاف سرمايه است. ثروتی که اگر درست و منطقی مديريت شود می تواند رشد يافته و موجب شکوفائی جامعه شود و در راستای زدودن محروميتها مؤثر باشد. اکثر بزه کاريها و ناامنيها ناشی از فقر است که مديريت مناسب ثروت و ممانعت از اتلاف آن بوسيله اسراف ، می تواند ضمن مرتفع ساختن فقر ، امنيت و آرامش را نيز به جامعه به ارمغان بياورد.

    اسراف موجب غفلت

    يکی از مهمترين آثار اسراف، غفلت است. انسان مسرف که غرق در تجملات است و مشغول تلذذ و عيش و عشرت است ، حقيقت خود را فراموش کرده و از فلسفه خلقتش غافل شده است. نه در فکر تربيت نفس و تذکيه آن است و نه درفکر تحصيل کمال است و تقرب به خدای عالم. چنين شخص بواسطه اسراف کاری و ولخرجی گرفتار حجاب اکبری است که متنبه شدن آن در حال اسراف کاری بسيار سخت است .او نه تنها در خسران مال است و روزی مالش به پايان میرسد بلکه در کنار اتلاف عمرش که سرمايه جاودانه آن است ، معرفت وايمانی را برای زخيره آخرت کسب نمی کند.

    علاج اسراف

    برای پیش­گیری و درمان این انحراف و ایجاد فرهنگ درست مصرف، راه­های گوناگونی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می­کنیم:

    الف) از بین بردن عوامل به وجود آورنده اسراف.

    ب) توجه کافی به زیان­های اقتصادی، اخلاقی، فردی، اجتماعی و نیز کیفرهای اخروی آن .

    ج) آشنا شدن با تربیت­های معنوی اسلام .

    د) تمسک هرچه بیشتر به قرآن و اهل بیت و الگو قرار دادن زندگی این بزرگواران و توجه به زندگی رهبران دینی در دوره­های معاصر .

    هـ) ایجاد فرهنگی عمومی در بین جوانان که درآمدهای اضافی آنها به جای هزینه شدن در تجملات و زرق و برق دنیا، در امور زیربنایی مانند مهارت‌آموزی، تأمین مسکن، خرید سهام، فعالیت­های تولیدی، مشارکت در امور عام‌المنفعه و... خرج شود .

    و) جلوگیری از تبلیغ تجمل­گرایی در تلویزیون، سینما و....

    ز) جلوگیری از واردات کالاهای غیرضروری و تجملاتی .

    ح) ایجاد فرهنگ ساده­زیستی در جامعه و تعریف الگوی مصرف صحیح برای مردم و به‌ویژه جوانان .

    ط) کنار گذاشتن زندگی تجملاتی برخی مسئولان .

    ی) برنامه­ریزی مدیران در سطح کلان برای صرفه­جویی هرچه بیشتر در تمام امور و توجه به ضرورت­ها و اولویت­ها و مقدار هزینه و نتیجه طرح­ها، به‌ویژه برای جوانان.

    ک) آموزش همگانی درست مصرف کردن .

    ل) نشان دادن و مجسم و ملموس نمودن آثار و فوائد قناعت در سطح عمومی .

     

    [1] - راغب اصفهانى، المفردات في غريب القرآن، ماده (سرف).

    [2] - نهج البلاغه، قم، انتشارات دارالهجرة، بي تا، خطبه 126، ص 183

    [3] - تفسير نمونه ، مكارم شيرازي، ج 12، ص 97

    [4] - ترجمه تفسير الميزان، مترجم محمد باقر موسوي همداني ، ج 15، ص 333.

    [5] - فرقان، آيه 67.

    [6] - مجمع البحرين، واژه (سرف).

    [7] - مجمع البيان، ج‏4، ص‏413، ذيل اعراف (7) آيه 31.

    [8] - آيات الاحكام، مقدس اردبيلى، ص‏409 - تفسير القرآن علي بن ابراهيم قمى، (به نقل از: ملا احمد نراقى، عوائدالأيّام، ص‏217 - 218)؛ مجمع البيان، ج‏4، ص‏375، ذيل انعام (6) آيه 141.

    [9] - عوائد الأيّام، ص 218.

    [10] - ر.ك: صحاح اللغة؛ قاموس اللغة؛ المنجد.

    [11] - مجمع البيان، ج‏4، ص‏413. ذيل اعراف (7) آيه 31.

    [12] - مجمع البحرين، ماده (سرف).

    [13] - وسائل الشيعه، ج‏6، باب‏14 از ابواب مستحقين زكاة، حديث 2.

    [14] - ر ك: رشد و تكامل شخصيّت، ص‏49 - 53.

    [15] - وسائل الشيعه، ج‏3، باب 25 ازاحكام المساكن، حديث 4.

    [16] - اصول كافى. ج‏2، ص‏137.

    [17] - روزنامه اطلاعات، 11 تيرماه 1369 شماره 19081

    [18] - برداشتهایی از سیره امام خمینی (رحمه الله علیه)، ج 2، غلامعلی رجائی

    [19] - وسائل الشيعه، ج‏15، باب 25 از ابواب النفقات، حديث 2.

    [20] - وسائل الشيعه، ج‏1، باب 2 حديث 4

    [21] - انوار نعمانيه ص 226

    [22] - بحارالأنوار، ج66، ص432، ح16

    [23] - سفينة البحار، ج‏1، ص‏617.

    [24] - مجمع البحرين، مادّه (سرف).

    [25] - بحار الأنوار : 69 / 206 ، باب 106 ، حديث 7

    [26] - كافى : 4 / 52 ، باب فضل القصد ، حديث 2 ; بحار الأنوار : 68 / 346 ، باب 86 ، حديث 10

    [27] - تحف العقول : 185 ; بحار الأنوار : 75 / 96 ، باب 17 ، حديث 2

    [28] - بحار، ج 75، ص 305 و ج 79، ص 304.

    [29] - الكافي 4 56

    [30]- الكافي 6 460

    [31] - وسائل الشيعه، ج15، ص258، ح8

    [32] - شبکه خبر ، اجتماعی - جامعه 6 آذر 1389

     

    Pasted from <file:///F:\انترنت\کتابخانه\اخلاق\اسراف.docx>

     

 
طراح و برنامه نویس: اکین