غيبت PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۳۳

نويسنده : حجه الاسلام صفری

غيبت

يکی از گناهان کبيره، غيبت است. در آيات وروايات زيادی از آن مذمت شده ودر مفاسد آن بسيار سخن گفته شده است. اما قبل از ورود به بحث لازم است اوّل معنا وحقيقت غيبت را بدانيم.

غيبت چيست؟

فقها تعاريف فراوانی برای غيبت ذک در روايت آمده است كه پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) مردی را به خاطر ارتكاب زنا سنگسار نمود. يكی از حاضران به رفيقش گفت:" اين مرد در جايگاه خود مثل سگ كشته شد." سپس رسول خدا (صلی الله عليه وآله وسلم) با آن دو نفر از مرداری عبور كردند. پيامبر (صلی الله عليه وآله وسلم) به آنها فرمود: " با دندان های خود از اين مردار بكنيد." آنها گفتند: يا رسول الله؛ آيا از گوشت مردار بخوريم؟

پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) فرمود: آنچه از برادر خود به شما رسيد تعفن آن بيش از اين است.[1]

ر کرده اند و معيارهايی در اين خصوص ارائه نموده اند. شيخ شهيد در كتاب كشف الريبه غيبت را اينگونه معنا كرده است كه:

" هرگاه كسی در غياب ديگری سخنی نسبت به او بگويد كه عرفاً و در نزد مردم نقص و عيب به حساب می آيد و قصد وی از اين كار سرزنش و يا برملا كردن نقص او باشد، مرتكب غيبت شده است."

علامه نراقی نيز در تعريف غيبت فرموده است: « غيبت آن است که چيزی در مورد کسی بگوئي که اگر بشنود ناراحت می شود وبه گفتن آن راضی نباشد، خواه آن نقص در بدن اوباشد مثل اينکه بگوئی فلانی کور است يا کر است يا گنگ يا کوتاه قد، يا بلند قد يا سياه است؛ ويا در نسب او باشد مثل اينکه بگوئی فلانی پسر فلان فاسق است يآ حمال زاده است، يا نانجيب است؛ ويا در صفات وافعال واقوال او باشد مثل اينکه بگوئی فلانی بدخلق يا بخيل يا متکبر يا جبار يا رياکار يا دزد يا ظالم يا پرحرف يا پرخور است ؛ ويا در مورد لباس ويا خانه و يا مرکب اوباشد مثل اينکه بگوئی خانه فلانی کثيف است يا کلاه او اينطوری است ».[2]

صحاح اللّغه مى گويد: «غيبت آن است كه انسان پشت سر كسى كه عيب و عملش پوشيده است سخنى بگويد كه اگر به گوش او برسد ناراحت شود».

مصباح المنير مى گويد: «غيبت آن است كه عيوب پنهانى كسى را كه از فاش شدن آن ناراحت مى شود (پشت سر او) باز گويى كنى».

پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) به اصحابش فرمود: آيا می دانيد غيبت چيست؟

عرض کردند: خدا ورسولش بهتر می دانند.

فرمود ذِكْرُكَ أَخَاكَ بِمَا يَكْرَهُ » يعنی " غيبت عبارت است از اينكه نسبت به برادرت چيزی بگويی كه او از آن خوشش نمی آيد."

ابوذر پرسيد: حتی اگر اين صفت و ويژگی در او باشد؟- باز هم غيبت، به حساب می آيد؟- حضرت فرمود: « اعْلَمْ أَنَّكَ إِذَا ذَكَرْتَهُ بِمَا هُوَ فِيهِ فَقَدِ اغْتَبْتَهُ وَ إِذَا ذَكَرْتَهُ بِمَا لَيْسَ فِيهِ فَقَدْ بَهَتَّهُ »[3] يعنی " بدان اگر صفتی به آن نسبت دهی که د آن است ، غيبت او را کرده ای و اگر در باره وی چيزی بگوئی که در آن نباشد ، بهتان به وی زده ای".

امام صادق ( عليه السلام ) نيز فرمود:« الْغِيبَةُ أَنْ تَقُولَ فِي أَخِيكَ مَا سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَمَّا الْأَمْرُ الظَّاهِرُ فِيهِ مِثْلُ الْحِدَّةِ وَ الْعَجَلَةِ فَلَا وَ الْبُهْتَانُ أَنْ تَقُولَ فِيهِ مَا لَيْسَ فِيه»[4] يعنی " غيبت عبارت از اين است که در مورد برادر دينيت آنچه خدای متعال در او مخفی کرده است بگوئي ولی آنچه از آن ظاهر است مثل تندی ، عجله غيبت نيست. واما بهتان آن است که آنچه در او نيست به او نسبت دهی".

از امام كاظم (ع) روايتى نقل شده است كه حدود غيبت را روشن مى‏كند، ايشان می فرمايد: « كسى كه ديگرى را در غيابش به عيبى كه مردم از آن باخبرند ياد كند، غيبت او را نكرده است و كسى كه ديگرى را در غيابش به عيبى ياد كند كه مردم از آن بى‏خبرند، غيبت او را كرده است و كسى كه او را به عيبى كه در او نيست ياد كند به او بهتان زده است ».[5]

امام صادق(ع) فرمودند: «مَنْ قالَ فى مُؤْمِن مارأتْهُ عَيْناهُ وَ سَمِعَتْهُ اُذُناهُ فَهُوَ مِنَ الَّذِينَ قالَ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ: اِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ اَنْ تَشيْعَ الْفاحِشَةُ فِى الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ اَلِيْمٌ »[6] يعی " كسى كه درباره مؤمنى آن چه به چشم ديده و به گوش شنيده بگويد، از جمله كسانى است كه خداوند فرمود: كسانى كه دوست دارند كه زشتكارى در ميان آنان كه ايمان آورده‏اند، شيوع پيدا كند، براى آنان عذابى پردرد خواهد بود. "

اشکال مختلف غيبت

نكته قابل توجه اينكه غيبت كردن تنها با لفظ شكل نمی گيرد، بلكه در بسياری از موارد غيبت كردن با حركات اعضاء هم مصداق می يابد، چنان كه عايشه می گويد:" زنی نزد ما آمد. چون روی خود برگرداند با دست اشاره كردم كه كوتاه قد است. رسول خدا(ص) فرمودند: غيبت اين زن را كردی.[7]"

ويا ممکن است غيبت با کنايه صورت گيرد. در روايت وارد شده است که زنی در نزد عايشه ذکر شد ، عايشه گفت: او دامن بلند است. پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) فرمود: آنچه در دهان داری بيانداز. پاره گوشتی از دهان او افتاد.[8]

گاهی با کنايه غيبت کردن از صراحت بدتر است. مثلا از کسی سخن به ميان می آيد او فوراً می گويد بحمدالله من چنين نيستم . بدين وسيله هم خود را ستايش می کند وهم می رساند که فلانی اين گونه است.

شهيد ثانی كلامی در اين زمينه دارد و آن اين كه می فرمايد: « از بدترين انواع غيبت، غيبتی است كه اهل علم با برخی جمله ها مرتكب می شوند؛ مثلاً وقتی سخن از كسی به ميان می آيد، او می گويد: الحمدلله كه ما اهل ريا و خودنمايی نيستيم اين شخص درحقيقت مرتكب غيبت شده، زيرا به طرف فهمانده است كه شخص مورد نظر اهل ريا و خودنمايی است. يا گاهی كسی صفت بدی را به خود نسبت می دهد تا ديگری را به اين صفت مطرح كند؛ مثلاً می گويد فلانی آدم خوبی است؛ ولی به دليل كم تحملی كه همه ما به آن مبتلا هستيم، در عبادات سست است. يا بگويد: برای فلان دوست ما فلان حادثه اتفاق افتاد، خداوند او و ما را بيامرزد.او با اين كار در حقيقت سرپوشی بر باطن پليد خود قرار داده است. اينها نيز از مصاديق غيبت هستند ».

گوش دادن به غيبت نيز حرام است

همانطور كه غيبت كردن حرام است، گوش دادن به غيبت نيز گناه به حساب آمده و حرام می باشد. پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) فرمود: « السَّامِعُ لِلْغِيبَةِ أَحَدُ الْمُغْتَابَيْنِ »[9] يعنی " گوش دهنده به غيبت يکی از غيبت کنندگان است."

از همين روايت استفاده می شود كه گوش دهنده به غيبت همانند غيبت كننده است.

مؤمن نه تنها بايد به غيبت براد مسلمانش گوش ندهد بلکه بر او واجب است در صورت امکان جلوی غيبت کننده را بايد بيرد و از عرض وآبروی برادش دفاع کند.

پيامبر اکرم (صلی الله عليه وآله وسلم) خطاب به ابوذر فرمود:« يَا أَبَا ذَرٍّ مَنْ ذَبَّ عَنْ أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ الْغِيبَةَ كَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ أَنْ يُعْتِقَهُ مِنَ النَّارِ يَا أَبَا ذَرٍّ مَنِ اغْتِيبَ عِنْدَهُ أَخُوهُ الْمُؤْمِنُ وَ هُوَ يَسْتَطِيعُ نَصْرَهُ فَنَصَرَهُ نَصَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ إِنْ خَذَلَهُ وَ هُوَ يَسْتَطِيعُ نَصْرَهُ خَذَلَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ »[10] يعنی " يا اباذر هرکس از برادر مؤمنش غيبتی را دفع کند برخداست که او را از آتش جهنم آزاد کند. يا اباذر هرکس در نزد او از برادر دينيش غيبت کنند و او می تواند از برادرش دفاع کند و از او دفاع کند خدای متعال اورا در دنيا و آخرت ياری خواهد نمود ؛ ولی اگر دفاع نکند خدای متعال او را در دنيا و آخرت ذليل خواهد کرد".

غيبت گناهى است كه غيبت كننده به تنهايى نمى‏تواند آن را انجام دهد بلکه شنونده با گوش دان به غيبت ، غيبت کننده را بر آن گناه تشويق می کند. پس شنونده غيبت، در تحقق اين گناه سهيم است؛ مگر آن كه با غيبت كننده مخالفت كند و او را از غيبت باز دارد و در جايى كه نمى‏تواند با او مخالفت نمايد و او را از غيبت منع كند بايد از شنيدن غيبت خوددارى نمايد و در قلب خويش با غيبت كننده مخالف باشد.

پيامبر اكرم(ص) فرمودند: « من رد الخلايق عن عرض اخيه بالغيب كان حقا على اللَّه ان يرد عن عرضه يوم القيامة »[11] يعنی " كسى كه مردم را از تعرض به آبروى برادرش در غياب او باز دارد بر خداوند است كه در روز قيامت آبروى او را نگهدارد".

در روايت ديگری وارد شده است که امام صادق (عليه السلام ) به نقل از رسول خدا فرمود: « آگاه باش كسی كه بر برادر خود منت بگذارد و غيبتی را كه در مجلسی درباره او شنيده است رد كند، خداوند متعال هزار باب از بدی در دنيا و آخرت از او رد می كند و اگر با وجود توانمندی از اين كار خودداری ورزد، برای او مثل گناه كسی است كه هفتاد بار او را غيبت كرده باشد، خواهد بود.»[12]

روايت ديگری در اين زمينه از رسول خدا(ص) آمده است که آن بزرگوار فرمود:« ای علی! كسی كه نزد او برادر مسلمانش غيبت شود و بر ياری كردن برادرش- دفع غيبت او- توانا باشد و او را ياری نكند، خداوند او را در دنيا و آخرت رسوا می كند ».

نكته ظريفی را مرحوم شيخ انصاری در تفسير اين روايات آورده و آن اين است كه مقصود از ياری رساندن غيبت شونده غير از نهی از غيبت است؛ بلكه منظور آن است كه هرگاه غيبت كننده عيبی دنيايی را مطرح كرد، شخص در جواب بگويد اينها كه عيب نيست؛ بلكه گناه كردن عيب است؛ و اگر عيبی اخروی مطرح كند، برای ياری كردن برادر دينی اش بگويد: بالاخره افراد گاهی مرتكب خطا می شوند بهتر است برای او طلب آمرزش شود نه عيب جويی و غيبت.

گاهی ديده می شود که شنونده غيبت نه تنها از غيبت شونده دفاع نمی کند بلکه به غيبت با تمام حواس گوش مي دهد وبلکه با برخی حركات مشوق غيبت كننده می شود، مثلاً وقتی غيبتی می شود مكرر" استغفار" كند يا كلامی مثل " عجب" و... بگويد.اين حركات غيبت كننده را به ادامه كار تشويق می كند و طبعا حرمت آن محرز و مسلم است.

آثار وپيامدهای غيبت

غيبت مثل هرگناهی برای فرد وجامع آثار وپيامدهای سوئی دارد. غيبت در حدی دارای آثار و تبعات زشتی بر فرد و جامعه دارد که اگر به آنها توجه شود ممکن است انسان از غيبت کردن خود داری کند.

آثار فردی

غيبت برای شخص غيبت کننده آثار سوئی در دنيا وآخرت دارد که ما در اينجا به چند نمونه آن اشاره می کنيم:

1- غيبت بدتر از زناست

يکی از آثار غيبت اين است که غيبت کننده به گناهی بدتر از گناه زنا مبتلا می شود چون در روايات و احاديث آمده است که غيبت از زنا بدتر است.

پيامبر اکرم (صلی الله عليه وآله وسلم) خطاب به ابوذر فرمود:« يَا أَبَا ذَرٍّ إِيَّاكَ وَ الْغِيبَةَ فَإِنَّ الْغِيبَةَ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا قُلْتُ وَ لِمَ ذَاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ لِأَنَّ الرَّجُلَ يَزْنِي فَيَتُوبُ إِلَى اللَّهِ فَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الْغِيبَةُ لَا تُغْفَرُ حَتَّى يَغْفِرَهَا »[13] يعنی" غيبت‏كردن بدتر از زناست . ابوذر گفت : چرا چنين است؟ فرمود: مرد زنا مى‏كند و سپس توبه مى‏نمايد و خدا توبه‌‏اش را مى‏پذيرد . امّا غيبت كننده آمرزيده نمى‏شود ، تا زمانى كه غيبت شونده او را ببخشد ".

شايد بدتر بودن غيبت از زنا سه علت داشته باشد يکی اينکه غيبت چون معمولا در بين مردم مطرح می شود وآبروی اشخاص می رود ولی زنا در پنهانی صورت می گيرد و کسی خبردار نمی شود وديگر اينکه در زنا لذت نفسانی وجود دارد و نفس انسان بر او مسلط می شود و انسان در مقابل نفس امّاره نمی تواند مقاومت کند ومرتکب زنا می شود ولی غيبت بدون آنکه لذت ونفعی برای غيبت کننده داشته باشد مفت ومجانی آبروی فرد غيبت شونده را می ريزد.و سوم اينکه غيبت حق الناس است و زنا حق الله ، بنابراين در غيبت تا غيبت شونده حلا نکند ، غيبت کننده بخشيده نمی شود.

روزی پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) خطبه می خواند فرمود:« إِنَّ الدِّرْهَمَ يُصِيبُهُ الرَّجُلُ مِنَ الرِّبَا أَعْظَمُ عِنْدَ اللَّهِ فِي الْخَطِيئَةِ مِنْ سِتٍّ وَ ثَلَاثِينَ زَنْيَةً يَزْنِيهَا الرَّجُلُ وَ إِنَّ أَرْبَى الرِّبَا عِرْضُ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ وَ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ أَنَّ الْمُغْتَابَ إِذَا تَابَ فَهُوَ آخِرُ مَنْ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ وَ إِنْ لَمْ يَتُبْ فَهُوَ أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ النَّارَ »[14] يعنی " يک درهمی که مرد از راه ربا بدست می آورد در نزد خدا از 36 زنا بدتر است ، وبالاتر از ربا عرض و آبروی مرد مسلمان است. خدای متعال به حضرت موسی (عليه السلام ) وحی نمود : همانا غيبت کننده اگر از غيبت توبه کند آخرين کسی خواهد بود که به بهشت می رود واگر توبه نکند اولين کسی خواهد بود که به جهم وارد می شود".

2- غيبت کننده در قيامت صورت خود را باناخنش می خراشد

پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) فرمود: « مَرَرْتُ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي عَلَى قَوْمٍ يَخْمِشُونَ وُجُوهَهُمْ بِأَظْفَارِهِمْ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ مَنْ هَؤُلَاءِ فَقَالَ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ يَغْتَابُونَ النَّاسَ وَ يَقَعُونَ فِي أَعْرَاضِهِمْ »[15] يعنی " در شب معراج ، مردمى را ديدم كه چهره ‏هاى خود را با ناخنهايشان مى‏خراشند . پرسيدم : اى جبرئيل ، اينها كيستند ؟ گفت : اينها كسانى هستند كه از مردم غيبت مى‏كنند و آبرويشان را مى‏برند . "

آری کسانی که با غيبت آبروی مؤمنی را می ريزند و چهره ديگران را در انظار مردم خراب می کنند بايد در قيامت صورت خود را با ناخنش خراب کنند، چون پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) فرمودالدنيا مزرعة الآخرة»[16] يعنی " دنيا مزرعه آخرت است." انسان هرچه در اين دنيا بکارد در آخرت همان را درو خواهد کرد.

3- غيبت کننده ايمان ندارد

روزی پيامبر اکرم (صلی الله عليه وآله وسلم) خطبه خواند ودر اين خطبه آنقدر صدايش را بلند نمود که حتی زنان در خانه ها صدای حضرت را شنيدند وفرمود: « يَا مَعْشَرَ مَنْ آمَنَ بِلِسَانِهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِقَلْبِهِ لَا تَطْلُبُوا عَوْرَاتِ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَا تَتَّبِعُوا عَثَرَاتِهِمْ فَإِنَّ مَنِ اتَّبَعَ عَثْرَةَ أَخِيهِ اتَّبَعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ وَ مَنِ اتَّبَعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ فَضَحَهُ وَ لَوْ فِي جَوْفِ بَيْتِهِ »[17] يعنی " ای كسانی كه به زبان اسلام آورده ايد و ايمان به قلب شما وارد نشده است! مسلمانان را سرزنش نكنيد! و عيب های پوشيده آنها را جستجو نكنيد! زيرا كسی كه پوشيده های آنها را جستجو كند، خداوند پوشيده هايش را جستجو كند، افتضاح نمايد، اگر چه در خانه اش باشد."

فردی كه عيب های پوشيده مردم را افشا می كند؛ چون مردم ناموس الهی اند، هتك حرمت الهی كرده است. پس در اين عالم و آن سرا رسوا خواهد شد.

پيامبر اکرم (صلی الله عليه وآله وسلم) فرمود: « الْغِيبَةُ أَسْرَعُ فِي دِينِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ مِنَ الْأَكِلَةِ فِي جَوْفِهِ «[18] يعنی " غيبت كردن در (نابودى) دين آدمى ، زودتر كارگر افتد تا بيمارى خوره در اندرون او . "

ايمان آن شجره طيبه ای است که ثمرات آن در اعضاء و جوارح انسان خود را نشان می دهد. کسی که ايمان واقعی داشته باشد ، عمل صالح از وجودش صادر می شود.

حضرت امير (عليه السلام ) فرموده است:«فَبِالْإِيمَانِ يُسْتَدَلُّ عَلَى الصَّالِحَاتِ وَ بِالصَّالِحَاتِ يُسْتَدَلُّ عَلَى الْإِيمَانِ وَ بِالْإِيمَانِ يُعْمَرُ الْعِلْمُ»[19] يعنی از ايمان پي به عمل صالح و از عمل صالح پي به ايمان برده می شود.

از اين فرمايش حضرت استفاده می شود که ايمان و عمل صالح ،لازم وملزوم يکديگرند و ايمان بدون عمل صالح نمی شود. هرکس ايمان واقعی داشته باشد حتماً صاحب اعمال صالح خواهد بود و هرکس عمل صالح انجام می دهد لابد دارای ايمان است ، مگر اينکه محرز شود در تعمالش ريا و مردم فريبی می کند.

حضرت امير (عليه السلام ) نقل می کنند که پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) من فرمودند: « يَا عَلِيُّ اكْتُبْ » يا علی بنويس.

عرض کردم : مَا أَكْتُبُ. چه چيز بنويسم؟

فرمود: « اكْتُبْ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْإِيمَانُ مَا وَقَرَ فِي الْقُلُوبِ وَ صَدَّقَتْهُ الْأَعْمَالُ وَ الْإِسْلَامُ مَا جَرَى عَلَى اللِّسَانِ وَ حَلَّتْ بِهِ الْمُنَاكَحَة «[20] بنويس " بنام خداوند بخشنده ومهربان ايمان آن است که در قلبها مستقر می شود وبوسيله اعمال تصديق می گردد. واسلام آن است که در زبان جاری می شود و ازدواج با آن حلال می گردد".

محمد بن مسلم از امام باقر ويا امام صادق (عليهما السلام ) نقل می کند که آن حضرت فرمود الْإِيمَانُ إِقْرَارٌ وَ عَمَلٌ وَ الْإِسْلَامُ إِقْرَارٌ بِلَا عَمَلٍ»[21] يعنی " ايمان اقرار وعمل است ولی اسلام اقرار بدون عمل".

حضرت امير (عليه السلام ) فرمود: « لَوْ كَانَ الْإِيمَانُ كَلَاماً لَمْ يَنْزِلْ فِيهِ صَوْمٌ وَ لَا صَلَاةٌ وَ لَا حَلَالٌ وَ لَا حَرَامٌ»[22] يعنی " اگر ايمان فقط کلام بود ، روزه ونماز وحلال وحرام نازل نمی شد."

امام صادق (عليه السلام ) فرمودمَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ قَالَ الْإِيمَانُ قَوْلٌ بِلَا عَمَلٍ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ وَهَبَ اللَّهُ لَهُ مَالًا فَلَمْ يَتَصَدَّقْ مِنْهُ بِشَيْ‏ءٍ أَ مَا سَمِعْتَ أَنَّ النَّبِيَّ (صلی الله عليه و آله وسلم) قَالَ صَدَقَةُ دِرْهَمٍ أَفْضَلُ مِنْ صَلَاةِ عَشْرِ لَيَالٍ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَرَبَ وَالِدَهُ أَوْ وَالِدَتَهُ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ عَقَّ وَالِدَيْهِ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ لَمْ يُوَقِّرِ الْمَسْجِدَ »[23] يعنی " ملعون است کسی که بگويد ايمان بدون عمل است ، ملعون است کسی که خدای متعال به وی مالی ببخشد و او صدقه ندهد آيا نشنيديد که که پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) فرمود: يک دره صدقه از نماز ده شب افضل است؟. ملعون است کسی که پدر يا مادر خود رابزند، ملعون است که عاق والدين شود ، ملعون است کسی که احترام مسجد را حفظ نکند."

4- غيبت حقيقت روزه را از بين می برد

تمام احکام الهی دارای مصالح ومفاسد هستند که براساس همان مصالح و مفاسد خدای عالم واجبات ومحرمات را جعل نموده است. ازجمله آن فرائض الهی که فوائد فراوان دارد ، روزه است. اگر انسان روزه حقيقی بگيرد از آن فوائد بهره مند خواهد شد ، ولی در حديث داريم که می فرمايد غيبت حقيقت روزه را از بين می برد.

پيامبر اكرم(ص) فرمودند: « مَنِ اغتابَ مُسلِماً أو مُسلمَةً لم يَقبَلِ اللَّهُ صَلاتَهُ ولاصيامَهُ أربَعينَ يَوماً ولَيلةً ، إلّا أن يَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ »[24] يعنی " كسى كه غيبت زن و مرد مسلمانى را كند خداوند نماز و روزه او را تا چهل روز و شب نمى‏پذيرد، مگر اين كه غيبت شونده او را ببخشد."

در روايت ديگری از پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) آمده است كه :« كسی كه فرد مسلمانی را غيبت كند، روزه اش باطل گردد و وضويش شكسته شود و در قيامت در حالی محشور می شود كه از دهانش بويی بدتر از مردار به مشام می رسد، به طوری كه اهل قيامت از بوی او در عذاب خواهند بود ».

روزی پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) اسلام دستور داد همه روزه بگيرند وکسی بدون اجازه من افطار نکند. همه مردم روزه گرفتند و چون شب شد همه يک به يک آمدند از پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) اجازه افطار گرفته روزه خود را افطار نمودند. مردی آمد ، عرض کرد يا رسول الله ! دو دختر من روزه هستند وحيا می کنند خدمت حضرتعالی آمده اجاز افطار بگيرند. حضرت رو از آن مرد برگرداند. دوباره آن مرد سخن قبلی را تکرار نمود باز حضرت روبرگرداند. بار سوّم حضرت فرمود: آنها روزه نگرفته اند. چگونه روزه بودند در حالی که در تما روز گوشت مردم را باغيبت کردند می خوردند. برو ايشان را بگو تا قی کنند.

مرد آمد و به دخترانش خبر داد آنها قی نمودند و از دهان هريک پاره گوشتی افتاد. به پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) خبر دادند، آن حضرت فرمود: به خدائی که جان محمد در دست اوست، اگر اين در شکم آنها می ماند آتش جهنم آنرا می خورد.[25]

5- غيبت نمودن ، خوردن گوشت برادر مرده است

خدای متعال در سوره مبارکه حجرات می فرمايد وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ »[26] يعنی " و از يكديگر غيبت نكنيد؛ آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏‌اش را بخورد؟ آن را ناخوش داريد. [پس‏] از خدا بترسيد، كه خدا توبه پذيرِ مهربان است".

اين آيه نشان مى‏دهد كه غيبت كننده به برادر مؤمن خود آسيبى مى‏زند كه او از آن غافل است. در حالى كه خوردن معمولا عملى است كه با التذاذ توأم است غيبت كردن كارى نفرت‏انگيز است. غيبت اگر چه به انگيزه التذاذ صورت مى‏گيرد، ولى با آگاه شدن از واقعيت آن نه تنها لذت بخش نيست كه بسيار ناخوشايند است. اين ناخوشايندى را همگان درك مى‏كنند، همان گونه كه همه ناخوشايندى خوردن گوشت برادر مرده خويش را درك مى‏كنند.

در روايت آمده است كه پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) مردی را به خاطر ارتكاب زنا سنگسار نمود. يكی از حاضران به رفيقش گفت:" اين مرد در جايگاه خود مثل سگ كشته شد." سپس رسول خدا (صلی الله عليه وآله وسلم) با آن دو نفر از مرداری عبور كردند. پيامبر (صلی الله عليه وآله وسلم) به آنها فرمود: " با دندان های خود از اين مردار بكنيد." آنها گفتند: يا رسول الله؛ آيا از گوشت مردار بخوريم؟

پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) فرمود: آنچه از برادر خود به شما رسيد تعفن آن بيش از اين است.[27]

6- غيبت اعمال نيک را از بين می برد

سعيد بن جبير می گويد : پيامبر اکرم (صلی الله عليه وآله وسلم) فرمود« يُؤْتَى بِأَحَدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُوقَفُ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ يُدْفَعُ إِلَيْهِ كِتَابُهُ فَلَا يَرَى حَسَنَاتِهِ فَيَقُولُ إِلَهِي لَيْسَ هَذَا كِتَابِي فَإِنِّي لَا أَرَى فِيهَا طَاعَتِي فَقَالَ إِنَّ رَبَّكَ لَا يَضِلُّ وَ لَا يَنْسَى ذَهَبَ عَمَلُكَ بِاغْتِيَابِ النَّاسِ ثُمَّ يُؤْتَى بِآخَرَ وَ يُدْفَعُ إِلَيْهِ كِتَابُهُ فَيَرَى فِيهَا طَاعَاتٍ كَثِيرَةً فَيَقُولُ إِلَهِي مَا هَذَا كِتَابِي فَإِنِّي مَا عَمِلْتُ هَذِهِ الطَّاعَاتِ فَيَقُولُ إِنَّ فُلَاناً اغْتَابَكَ فَدُفِعَتْ حَسَنَاتُهُ إِلَيْكَ»[28] يعنی " روز قيامت فردى را مى‏آورند و او را در پيشگاه خدا نگه مى‏دارند و كارنامه ‏اش را به او مى‏دهند ، امّا حسنات خود را در آن نمى‏بيند . عرض مى‏كند : الهى ! اين كارنامه من نيست ! زيرا من در آن طاعات خود را نمى‏بينم ! به او گفته مى‏شود : پروردگار تو نه خطا مى‏كند و نه فراموش . عمل تو به سبب غيبت كردن از مردم بر باد رفت . سپس مرد ديگرى را مى‏آورند و كارنامه‌‏اش را به او مى‏دهند . در آن طاعت بسيارى را مشاهده مى‏كند . عرض مى‏كند : الهى ! اين كارنامه من نيست ! زيرا من اين طاعات را به جا نياورده‏ام ! گفته مى‏شود : فلانى از تو غيبت كرد و من حسنات او را به تو دادم . "

7- بهشت برغيبت کننده حرام است

پيامبر اکرم (صلی الله عليه وآله وسلم) فرمود:« تَحْرُمُ الْجَنَّةُ عَلَى ثَلَاثَةٍ عَلَى الْمَنَّانِ وَ عَلَى الْمُغْتَابِ وَ عَلَى مُدْمِنِ الْخَمْرِ»[29] يعنی " بهشت بر سه گروه حرام است: سخن چين، غيبت کننده و شرابخور.

آثار اجتماعی

غيبت سه نوع اثراجتماعی دارد:

در درجه نخست بر رابطه غيبت كننده با غيبت شوندگان تأثير منفى مى‏گذارد. كسى كه از او غيبت شده است وقتى آگاه شود كه در مجلسى از او به زشتى يا بدى ياد شده است از غيبت كننده ناخرسند مى‏شود و او را مسئول خدشه‏دار شدن وجهه و آبرويش مى‏داند. غيبت كننده با تعرض به آبروى ديگرى او را از موقعيّت اجتماعى‏اش ساقط مى‏كند و اين كار در حالى انجام مى‏گيرد كه او از آن چه درباره‏اش مى‏گويند بى‏خبر است و نمى‏تواند براى پوشيده ماندن عيوبش اقدام كند. خداوند در قرآن كريم پس از نهى از غيبت، تشبيه رسايى براى نماياندن زشتى آن آورده است.

اثر اجتماعى دوم غيبت در كسانى كه شنونده غيبت هستند همواره اين احتمال را مى‏دهند كه غيبت كننده در غياب آنان نيز از عيوبشان سخن گويد. در نتيجه رابطه آنان با غيبت كننده تضعيف مى‏شود. در صورتى كه غيبت زياد صورت گيرد محيط اجتماع امنيت خود را از دست مى‏دهد و آبروى انسان‏ها در خطر مى‏افتد.

بسيارى از اهداف دين از طريق ايجاد پيوند و الفت اجتماعى قابل دسترسى است و شارع احكامى را وضع كرده است تا مردم از طريق تعاون و مشاركت در هدف و مسير به آن اهداف دست يابند. اين تعاون و همكارى نيازمند خوش‏بينى متقابل مردم است. غيبت از جمله گناهانى است كه محيط را براى ايجاد همدلى نامناسب مى‏كند و رسيدن به اهداف اجتماعى را دشوار مى‏سازد. در صورتى كه غيبت كننده از زشتى‏هاى اخلاقى ديگران ياد كند، در واقع آنها را رواج مى‏دهد، قبح آنها را از دل‏ها مى‏ريزد و محيط را از نظر اخلاقى آلوده مى‏كند.

سومين اثر غيبت در رابطه انسان با خداست. كسى كه غيبت مى‏كند از فرمان خدا سرپيچى كرده است و كيفر الهى در انتظار اوست و آخرتى ناخوشايند خواهد داشت؛ زيرا نيكى‏هاى او همه به آتش اين عمل مى‏سوزد.

گناه غيبت نه تنها موجب فساد در ايمان و اخلاق شخص و رسوايی او در دنيا و آخرت می گردد، بلكه مفاسد اجتماعی و بشری را هم به دنبال دارد.

از مقاصد بزرگ انبياء عليهم السلام تشكيل مدينه فاضله و جامعه ای نيكوست، و اين مهم زمانی به وجود می آيد كه مردم با يكديگر الفت و محبت داشته باشند، به طوری كه افراد همگی به منزله يك شخص باشند و در اين صورت چنين طايفه و ملتی بر طوايف و ملتهای ديگر پيروز خواهند شد، همان طور كه مسلمين صدراسلام بر اثر همين اتفاق و وحدت بر حكومتهای بزرگ آن پيروز شدند. بر اساس آنچه گفته شد و رواياتی كه در اين زمينه وجود دارد، مسلمين مامور و موظفند كه با يكديگر دوستی و مودت ورزند؛ و طبعاً آنچه اين دوستی را می افزايد مطلوب و پسنديده است و هر چه از اين دوستی و مودت كم كنند، ناپسند است و واضح است كه غيبت كردن موجب كينه و دشمنی و بغض می شود و از اين رهگذر وحدت اجتماع از بين می رود، و اين از آسيب های اجتماعی غيبت است و لازم است برای پرهيز از اين ضرر بزرگ، از اين عمل زشت دور شوند.

اساب غيبت

غيبت کردن نيز مانند ساير بيماريهای روحی و روانی يک بيماری است ، خصوصاً اگر انسان به آن عادت کند و اکثر وقت خود را به غيبت نمودن بگذراند. برخی اينگونه هستند که هرکس را در پيش آن نام ببری حتماً چيزی در مورد آن خواهد گفت. اين شخص بيمار است وبايد خود را بزودی معالجه کند، بی اعتنائی به اين بيماری او را نابود وتباه خواهد کرد. برای اصلاح اين بيماری بايد بدانيم که غيبت علل واسبابی دارد که بايد آنها را بشناسيم و آن علل واسباب را ازبين ببريم. علل واسباب غيبت چند چيز است:

1- غضب

يکی از عوامل غيبت غضب است. گاهی انسان از يکی آزرده می شود و بر او خشم می گيرد ودرست در همين موقع زبان به غيبت او می گشايد وهرچه از بدی های او می داند به زبان می آورد. اين حالت ادامه می يابد تا اينکه خشم او فرو نشيند. وخشم او هنگامی فرو می نشيند که همه چيز را خراب کرده و گرفتار غيبت وگناه کبيره شده است ، نه تنها ضرری را باغيبت از خود دفع نکرده بلکه خورشت سگان جهنم و گوشت برادر مرده اش را خورده و خدای متعال را از خود خشمگين نموده است.

2- عداوت

عامل ديگر غيبت عداوت است. انسان گاهی بحق و يا بناحق باکسی دشمنی می ورزد، وهمين دشمنی باعث می شود که برای سرکوب مخالف خود ، او را در انظار مردم بد جلوه دهد ، بدين منظور معايب مخفی او را برای مردم بازگو می کند. می خواهد به او صده بزند ولی صدمه غير قابل جبران به خودش می زند.

3- حسادت

عامل ديگر غيبت حسادت است. مي بيند فلانی مورد احترام مردم است ، آتش حسادت در سينه اش شعله ور می شود ، و تصميم می گيرد عيوب آن شخص را در بين مردم بگويد تا شايد بدين وسيله او را در نظر مردم کوچک نشان دهد.

انسان حسود بجای اينکه خود را به مرتبه خوبان برساند از فضايل خوبان ناراحت می شود و می خواهد اورا بد جلوه دهد. همين امر باعث می شود که صدمه به ايمانش بخورد چون مؤمن در نزد خدا بسيار عزيز است. در روايتی از امام باقر عليه السلام آمده كه پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم) در معراج از خداوند پرسيد:" ای پروردگار! حال مومن نزد تو چگونه است؟ فرمود، ای محمد! كسی كه دوستی از من را اهانت كند، پس همانا به محاربه با من اقدام كرده است..."

در روايتی ديگر از امام صادق عليه السلام آمده است كه غيبت كردن سبب خروج از ولايت الهی و ورود در ولايت شيطان می شود. امام صادق ( عليه السلام ) فرمود: « إِنَّ الْحَسَدَ يَأْكُلُ الْإِيمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ»[30] يعی " همانا غيبت ايمان انسان را ازبين می برد همانطوريکه آتش چوب را می سوزاند ونابود می کند"

4- مزاح وشوخی

يکی ديگر از عوامل غيبت مزاح وشوخی است. گاهی انسان هيچ نوع غرض سوئی ندارد الاّ اينکه می خواهد مردم را بخنداند و برای خنداندن مردم ، غيبت ديگران را انتخاب می کند. مردم را مسخره واستهزاء می کند تا تعدادی بخندند. اين شخص نيز بايد بداند که بدترين راه برای خوشحال کردن مردم را برگزيده است و خشم و غضب خدای عالم را در مقابل خوشحالی مردم خريده است.

5- فخر و مباهات

گاهی فخر ومباهات که ناشی از تکبر وخودبينی انسان است، انسان را به غييبت مردم می کشاند و در گناه کبيره غيبت گرفتارش می کند.

علل وعوامل ديگری نيز وجود دارد که انسان را به غيبت کردن سوق می دهد مانند انتقام ، رفع تهمت از خود ، که از ذکر آنها صرف نظر می کنيم.

راه درمان غيبت

برای درمان اين بيماری از دو راه علم و عمل بايد استفاده نمود.

درمان علمی: درمان علمی اين گناه آن است كه شخص در پيامدهای اين گناه بينديشد و اين پيامدها را با آنچه از اين گناه عايدش می شود، مقايسه كند، کسی که غيبت می کند بايد در اين بينديشد که هنگام غيبت چه چيز از دست می دهد وچه بدست می آورد . از اين مقايسه ، وی تشويق می شود كه غيبت را ترك كند؛ زيرا او با اين گناه از چشم مردم می افتد، رسوای دو عالم می گردد، بغض و كينه و دشمنی ايجاد می كند.هرگاه اين پيامدها را با چند لحظه ياوه سرايی و بذله گويی مقايسه كند، پی خواهد برد كه با غيبت كردن چه خطای بزرگی مرتكب شده است.

ای عزيز! با بندگان خدا كه مورد دوستی خداوند هستند، محبت قلبی داشته باش! مبادا با محبوب حق، دشمنی ورزی كه خداوند در اين صورت ترا از رحمت خود دور می سازد. قدری در آثار دنيايی و اخروی غيبت انديشه كن و در صورت های وحشتناك اين گناه در قبر و قيامت تأمل نما و به اخبار و احاديثی كه در اطن زمينه وارد شده است دقت كن و ميان چند دقيقه بذله گويی و نتايج اين گناه مقايسه ای به عمل آور. در اين صورت از اين گناه پرهيز خواهی كرد.

وانگهی اگر كسی غيبت ديگری می كند به اين انگيزه كه با او دشمن است، چگونه حاضر می شود نيكی هايش را به دشمنش منتقل كند و گناهان دشمن را به نامه عمل خود وارد كند؟ چنان كه در روايات به اين پيامد غيبت اشاره شده است. امام صادق عليه السلام فرمود لا تَغتَبْ فتُغتَبُ ، ولا تَحفِرْ لِأخِيكَ حُفرَةً فَتَقَعَ فيها ؛ فإنَّكَ كما تَدينُ تُدانُ ». يعنی " غيبت نكُن ، كه از تو غيبت مى‏شود . و براى برادرت چاه مكَن كه خود در آن مى‏افتى ؛ زيرا با هر دست بدهى ، با همان دست پس مى‏گيرى . "

درمان عملی:آنست كه به هر زحمتی هم كه شده، عنان نفس زبان را به دست بگيری تا به مرور زمان به راحتی از غيبت كردن پرهيز نمايی. و سعی كنيم كه خوبيهای مردم را ببينيم و به دنبال معايب آنها نباشيم.

آورده اند كه حضرت عيسی(ع) با عده ای از حواريّون از جايی عبور می كردند كه به مردار سگی برخوردند. همراهان گفتند: چه مردار بدبويی! حضرت عيسی(ع) فرمود: چه دندانهای سفيدی دارد.

آنها نقص مردار را ديدند و حضرت عيسی كمال آن را گوشزد كرد.چقدر خوب است بيش از آنچه به عيب های ديگران توجه كنيم به دنبال كشف عيبهای خود باشيم. چنان كه رسول خدا(ص) فرمود:" خوشا به حال كسی كه مشغول بودن او به عيبش، او را از عيب جويی ديگران باز دارد."

کفاره غيبت

از پيامبر اکرم (صلی الله عليه وآله وسلم) سوال نمودند، كفّاره غيبت چيست؟ فرمود:« تَستَغفِرُ اللَّهَ لِمَنِ اغتَبتَهُ كُلَّماذَكَرتَهُ» . يعنی " كفّاره‏اش اين است كه هرگاه به ياد كسى كه از او غيبت كرده‏‌اى افتادى ، از خداوند برايش آمرزش بخواهى . "

باز آن حضرت فرمود: « إذا اغتابَ أحَدُكُم أخاهُ‏فلْيَستَغفِرِ اللَّهَ ؛ فإنَّها كفّارَةٌ لَهُ . » يعنی " هرگاه يكى از شما غيبت برادرش را كرد ، از خداوند آمرزش بطلبد ؛ زيرا اين كفّاره گناه اوست . "



[1] - عارفانه ج5 ص19

[2] - معراج السعاده ص429

[3] - وسائل‏الشيعة 12 280

[4] - الكافي 2 358

[5] - جامع السعادات، ج 2، ص 304.

[6] - كشف الربيه، ص ۱۱- اصول كافى، جلد 2، صفحه 357.

[7] - معراج السعاده ص 430

[8] - معراج السعاده ص 430

[9] - مستدرک الوسايل ج 9ص 133

[10] - وسائل‏الشيعة 12 293

[11] - كشف الربيه، ص ۱۹.

[12] - كشف الربيه، ص 20.

[13] - وسائل‏الشيعة 12 280

[14] - بحارالأنوار 72 222

[15] - مستدرك‏الوسائل 9 119

[16] - عوالي‏اللآلي 1 267

[17] - مستدرك‏الوسائل 9 109

[18] - وسائل‏الشيعة 12 280

[19] - نهج‏البلاغة 219 وصف الإيمان ..... ص : 219

[20] - بحارالأنوار 50 208 باب 4- ما جرى بينه و بين خلفاء زمان

[21] - الكافي 2 24 باب أن الإسلام يحقن به الدم و تؤدى

[22] - الكافي 2 33 باب ..... ص : 28

[23] - بحارالأنوار 66 19 - وسائل‏الشيعة 16 280

[24] - جامع السعادات، ج ۲، ص ۳۱۴.

[25] - معراج السعاده ص 432

[26] - حجرات 12

[27] - عارفانه ج5 ص19

[28] - مستدرك‏الوسائل 9 121

[29] - وسائل‏الشيعة 12 281

[30] - الكافي 2 306

 
طراح و برنامه نویس: اکین