دروغ PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۳۰

نويسنده : حجه الاسلام صفری

دروغ

دروغ يکی از گناهان کبيره است. اگر اين گناه کبيره به عادت در انسان تبديل شود ، دليل بر بيماری روانی و اخلاقی انسان خواهد بود. دروغ ، انسان را در ديده‏ها خوار، و در نظرها بى‏وقع و بى‏اعتبار مى‏سازد.و سرمايه‏خجالت و انفعال، و باعث دل شكستگى و ملال.سبب و اساس ريختن آبرودر نزد خلق‏خدا، و باعث‏سياه‏روئى دنيا و عقبى است.

دروغ چيست ؟

دروغ عبارت است از اينکه انسان چيزی برخلاف واقع بگويد چه اينکه خودش بداند حقيقتا خلاف واقع است يا نداند . در صورتی که خودش آن را درست بداند در نظر او دروغ صدق نمی کند و به همين دليل نيز معذور است. ولی اگر خودش نيز بداند که آنچه می گويد واقعيّت ندارد ، اگر مجوز شرعی و عقلی برای دروغ نداشته باشد ، کارش از گناهان کبيره بوده و مستحق ذم و سرزنش است.

فرق توريه و دروغ

در مواردی شرع مقدس دروغ گفتن را جايز شمرده است. ولی علمای اخلاق می گويند حتی در جاهایی که دروغ گفتن جايز باشد بهتراست انسان دروغ صريح نگويد ، بلکه توريه کند. و مراد از توريه اين است که سخن را طوري بگويد که دو پهلو باشد يعنی سخنی که گوينده چيزی را قصد می کند و شنونده چيز ديگری را می فهمد. مثل اينكه در جواب ظالمى که از مكان كسى سؤال كند، بگو: خدا بهتر مى‏داند كه‏كجاست.يا عالم الغيب خداست.يا بگو: سراغ او را در مسجد بكن، اگر دانى كه درمسجد نيست. يا مثلا اگر پرسيدند ، علی (ع) در نزد پيامبر (ص) گرامی تر است يا ابوبکر ، بگو آنکه دخترش در خانه اوست. اگر سوال کننده سنی متعصب باشد تصور خواهد کرد که مرادت ابوبکر است چون دختر وی در خانه پيامبر است در حالی که مراد تو علی (ع) زيرا دختر پيامبر در خانه علی (ع) است.

اقسام دروغ

دروغ از نظر مفسده و حرمت به دوقسم تقسيم می شود . دروغ مصلتحی و دروغ واقعی . دروغ مصلحتی آن است که انسان برای مصلحتی دروغ بگويد مثلا برای حفظ جانش ، يابرای رفع کدورت و اختلاف و يا برای حفظ دين دروغ گفته است. اين را دروغ مصلحتی می گويند چون در آن مصلحتی نهفته است که از مفسده دروغ قوی تر وبيشتر است. بعدا به مواردی از دروغ مصلحتی اشاره می کنيم.

اما مراد از دروغ واقعی آن است که انسان بدون وجود مصلحت معقول و منطقی و يا باوجود مصلحت اندک و يا برای اغراض غير عقلائی و يا اغراض سوء ، دروغ بگويد که همه اين دروغها حرام واز گناهان کبيره است و حتی ممکن است در مواردی باعث کفر انسان شود . مثلا در جائی که به خدا و يا رسول خدا دروغی را نسبت دهد.

موارد جواز دروغ

همانطوريکه گذشت در برخی موارد ، عقل و شرع ارتکاب دروغ را بخاطر مجود مصلحت مهم در آن جايز می داند و دروغ گفتن را مجاز بلکه در مواردی واجب می داند. به برخی از موارد مجاز دروغ در اينجا اشاره می کنيم و تأکيد می کنيم که اصل اوّلی در دروغ گفتن عدم جواز و حرمت است مگر اينکه مجوزی باشد.

1- جائی که دروغ مفسدة مهمی داشته باشد.

در مواردی انسان می بيند اگر مرتكب دروغ نشود مفسده‏اى بر آن مترتب می شود، يا ضررى‏به خود او می رسد، يا باعث قتل مسلمانى يا برباد رفتن عرض او يا آبروى او يا مال محترم اومی شود، كه در اين صورت دروغ گفتن جايز، بلكه واجب است.پس اگر ظالمى كسى را بگيرد و از مال‏او بپرسد، جايز است انكار كند.يا جابرى او را بگيرد و از عمل بدى كه ميان خود و خداكرده باشد سؤال كند جايز است كه بگويد: نكرده‏ام.و همچنين هر كه بپرسد از كسى ازمعصيتى كه از او صادر شده بايد اظهار آن نكند، زيرا اظهار گناه، گناهى ديگر است.واگر از عيب يا مال مسلمانى از او استفسار كنند جايز است آن را انكار کند، بلكه در همه اين‏صور واجب است .

2- دروغ برای اصلاح البين

اگر در ميان دوکس کدورت و اختلاف وجود داشته باشد جايز است كه كسى از براى‏اصلاح ميان آنها، دروغى از زبان هر يك به ديگرى بگويد تا رفع فساد بشود.وهمچنين هرگاه از خود شخصى سخنى سرزده باشد يا عملى صادر شده باشد كه اگرراست را بگويد باعث فتنه يا عداوت مؤمنى يا فسادى شود جايز است كه انكار آن راكند.و اگر كسى مكدر شده باشد و رفع آن موقوف به انكار سخنى كه گفته باشد ياعملى كه كرده باشد ، شود، انكار آن جايز است.

3- دروغ گفتن بر همسر درجائی که قدرت برانجام خواسته آن نداری

هرگاه زن، چيزى از شوهر بخواهد و شوهرقدرت بر تأمين آن نداشته باشد و يا انجام آن را به مصلحت نداد و يا قادر باشد اما بر او واجب‏نباشد، جايز است‏ در چنين مواردی به زن وعده دهد كه ، مى‏گيرم، اگر چه قصد انجام آن را نداشته باشد. البته در چنين مواردی بطور مطلق آزاد نيست بلکه تا حدی جايز است که بتواند خانواده را مديريّت کند.

وهمچنين اگر كسى زنان متعدد داشته باشد جايز است كه به هر يك بگويد: من تو رادوست دارم، اگر چه مطابق واقع نباشد.

4- وعده دروغ به کودک

در مواردی وعده دروغ به کودک جايز است. البته اصل اوّلی در دروغ عدم جواز است و در مواردی که حکم به جواز می شود بخاطر و جود مصلحت در آن است . يکی از آن موارد وعده دروغ دادن به کودک است. مثلا طفلى را به شغلى مامور می سازد و او رغبت ‏به آن نمی كند، جايز است كه او را وعده دهى يا بترسانى كه با تو چنين و چنان‏خواهم كرد، اگرچه منظور تو كردن آن نباشد.

5- دروغ گفتن در ميدان جنگ

يکی ديگر از موارد جواز دروغ ، دروغ گفتن به دشمن در ميدان جنگ است. در مواردی که اگر راست گفتن ، نيروی اسلام را با شکست مواجه می کند و يا اگر دروغ نگويد و حيله بر دشمن نکند غلبه بر آن پيدا نمی کند ، دروغ گفتن جايز است.

و حاصل كلام آن است كه: در هر موضعى كه فايده مهمه شرعيه بر آن مترتب شودو تحصيل آن موقوف به كذب باشد جايز است دروغ گفتن.و اگر بر ترك دروغ،مفسده شرعيه مترتب شود واجب مى‏شود.و بايد از حد ضرورت و احتياج، تجاوز نكرد.و دروغ گفتن در تحصيل زيادتى مال و منصب و امثال اينها از چيزهائى كه آدمى‏مضطر به آنها نيست‏حرام، و مرتكب آن آثم و گناهكار است.

انواع دروغ

دروغ از حيث عمل و ارتکاب به مورد تقسيم می شود:

الف- دروغ در اخلاق

ب- دروغ در عمل

ج- دروغ در اعتقاد

د- دروغ در کلام

دروغ در اخلاق

كذب در اخلاق اين است كه ادعاى وجودصفاتى در خود كند که در او نباشد ، مثلا اعدا کند که خوف از خدا و رجا و صبر و شكر و تسليم و رضا و معرفت و زهد و امثال اينها، در او وجود دارد در حالی که از حقيقت و آثار آنها بى‏خبر باشد.و در او از لوازم آنها اثرى‏نباشد.

ادعای عدم ترس از ظالمی دارد ولی ر نگ رخسار حکايت ترس از او دارد. يا ادعای خوف از خدا دارد ولی در عمل آنچه خائفان می کنند عمل نمی کند بلکه مانند بی خبران و گنه کاران پرده دری می نمايد. ادعای سخاوت دارد ولی درهم فرسوده ای به احدی نمی دهد . ادعای شجاعت دارد ولی از سايه خود می ترسد.در تاريکی و تنهائی می ترسد ولی صوت می کشد که گويا نمی ترسد.

دروغ در عمل و کردار

كذب در كردار و اعمال آن است كه در ظاهر اعمالى را انجام می دهد كه دلالت‏ بر خوبى باطن او می کند ، ولی در باطن ‏خبری از آن خوبی نيست. يعنى باطن او موافق ظاهرنمی باشد.

برخی از انسانها در بين مردم نشاط عبادت دارد و قنوت نمازش طولانی است ولی نه در دل به آن اعتقاد دارد و نه در خلوت اهل عبادت است ، عمل چنين فردی را کذب عملی می گويند. کذب عملی در واقع نوعی رياست.

دروغ چنين فردی ، سخنی نيست که از دهانش خارج می شود بلکه عملی است که از اعضاء و جوارحش صادر می گردد.

دروغ در اعتقاد

دروغ در اعتقاد اين است که آنچه از باورهای دينی در باب خداشناسی و اصول و فروع دين اظهار می کند برخلاف آن است که در درون اعتقاد دارد. چنين انسانی در حين خداپرستی مشرک و در حين مسلمان ، منافق است. مثلا کسی که فقط خدارا در ظاهرمسبب الاسباب می داند و آن را در زبان بيان می کند ولی در عمل و اعتقاد خلاف آن را انجام می دهد و معتقد است . نشانه چنين فردی اين است که نقشی در حل مشگلات برای خدا قائل نمی شود. به زور بازو بيش از خدا و به رفقاء بيش از قدرت خدا باور دارد.

کذب اعتقادی از جمله رايج ترين دروغهاست که در افراد زيادی يافت می شود حتی درافراد متدين نيز اين آفت ديده می شود. در نماز « ايّاک نعبد و ايّاک نستعين » می گويد ولی در تمام روز تسليم هوا وهوس و شکم و اغيار است و از بيگانه گان استمداد می طلبد.

یقين به معاد را اظهار می کند ولی در عمل مانند کسی که به معاد باور ندارد عمل می کند. ادعای تقوا دارد ولی در عمل تقوايي از خود نشان نمی دهد. سرود " هرچه از دوست رسد نيکوست " را می سرايد ولی کمترين سختی و کوچکترين مصيبتی را تحمل نمی کند . وانمود می کند که اتکايش خداست ولی در امور به خدا توکل نمی کند.

دروغ درکلام

مراد از دروغ کلامی همان دروغ رايج ومشهور است که انسان هنگام سخن گفتن خلاف آنچه واقعيّت دارد بيان می کند وبه زبان می آورد. اين دروغ از کارهای زبان و يکی از گناهان کبيره است که در مذمت آن روايات فراوانی وارد شده است.

بحث مانيز در باب دروغ همين دروغ کلامی است که در عرف همين رايج است ومردم نيز همين را دروغ می دانند. دروغی که انسان بدون مصلحت عقلی و شرعی به آن مرتکب می شود از تالی فاسد بيشماری برخوردار است که کمترين آن بی شخصيتی است و حتی به سرحد کفر نيز می رسد.

دروغ از منظر احاديث

احاديث فراوان منقول از پيامبر اسلام (ص) و اهلبيت آنحضرت عليهم السلام در باره مذمت دروغ ، حاکی از رذالت شديد و مفاسد بيشمار آن است. احصاء تمام احاديث بلکه بخشی از آن مطلب را بسيار طولانی می کند فلذا ما در اينجا جهت تنوير افکار و تهذيب گفتار به تعدای از آن احاديث اشاره می کنيم.

1- حضرت پيغمبر - صلى الله عليه و آله - فرمود كه: «هرگاه مؤمنى بدون عذر شرعى،دروغ بگويد، هفتاد هزار فرشته بر او لعنت مى‏كنند.و از دل او تعفن و گندى بلندمى‏شود و مى‏رود تا به عرش مى‏رسد.و خداى - تعالى - به سبب آن دروغ، گناه هفتادزنا بر او مى‏نويسد، كه آسان‏ترين آنها زنائى باشد كه با مادر خود كرده‏باشد".[1]

2- و از آن حضرت پرسيدند كه: « يَكُونُ الْمُؤمِنُ جَباناً؟ قالَ: نَعَمُ; قيلَ وَ يَكُونُ بَخِيلا؟ قالَ: نَعَمْ. قِيلَ يَكُونُ كَذَّاباً قالَ: لا »[2] يعنی " آيا انسان مؤمن ممكن است (احياناً) ترسو باشد؟ فرمود: آرى. باز پرسيدند آيا ممكن است بخيل باشد؟ فرمود: آرى. پرسيدند آيا ممكن است دروغگو باشد؟ فرمود: نه ".

3- باز آنحضرت فرمودند :«گويا مردى به نزد من آمد و گفت: برخيز.برخاستم با او روانه شدم تارسيدم به دو نفر، يكى نشسته بود و ديگرى ايستاده، در دست او قلابى از آهن بود آن‏را فرو مى‏برد به يك طرف سر او و مى‏كشيد تا به شانه او مى‏رسيد، بعد از آن بيرون‏مى‏آورد به طرفى ديگر فرو مى‏برد.من گفتم اين چه عمل است؟ گفت: اين مرد نشسته‏مردى است دروغگو، كه به اين نحو در قبر، عذاب مى‏شود تا روز قيامت».[3]

4- حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - فرمود كه: « لاَ يَجِدُ عَبدٌ طَعْمَ الإيمَانِ حَتَّى يَتْرُكَ الكِذْبَ هَزلَهُ وَجِدَّهُ »[4] يعنی " انسان مزه ى ايمان را نمى چشد جز اين كه دروغ ، چه شوخى و چه جدّى ، آن را ترك كند ".

5- حضرت امام محمد باقر - عليه السلام - فرمودند: «  اِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ اَقْفالا وَجَعَلَ مَفاتِيحَ تِلْكَ الاَْقْفالِ الشَّرابَ ، وَالْكِذْبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرابِ »[5] يعنی " خداى - تعالى - از براى بدى،قفلها قرار داده است، كليد اين قفلها شراب است، و دروغ از شراب بدتر است ".

6- از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) پرسيدند: آيا مؤ من زنا مى كند؟ فرمود: گاهى ممكن است پيش بيايد، عرض كردند: آيا مؤ من دزدى مى كند؟ فرمود: گاهى ممكن است عرض كردند مؤ من دروغ مى گويد؟ فرمود: نه ، آنگاه دنبالش اين آيه را تلاوت فرمود« انما يفترى الكذب الذين لا يؤ منون ».

7- رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود : « أَلاَ أُنَبِّئُكُمْ بِأَكْبَرِ الكَبَائِرِ ؟ قُلْنَا : بَلَى يَا رَسُولَ اللّهِ . قَال : الإشْرَاكُ بِاللّهِ ، وَعُقُوقُ الوَالِدَيْنِ وَكَانَ مُتَّكِئاً فَجَلَسَ ثُمَّ قَالَ : أَلاَ وَقَوْلُ الزّور »[6] يعنی " آيا شما را به بزرگترين گناهان كبيره خبر ندهم ؟ ما گفتيم : بله اى رسول خدا . فرمود : شرك ورزيدن به خدا ، نامهربانى و بدرفتارى با پدر و مادر ( و اين در حالى بود كه ) تكيه داده بود ، پس نشست ، سپس فرمود : آگاه باشيد گفتار دروغ . . . " .

8- حضرت موسى (عليه السلام) به پروردگار عرضه داشت : كدام يك از بندگانت از جهت عمل و كردار بهتر است ؟ خدا فرمود : كسى كه زبانش دروغ نگويد و دلش از حق منحرف نشود و زنا نكند »[7]

9- رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند: « كَبُرَتْ خِيانَةً اَنْ تُحَدِّثَ اَخاكَ حَدِيثاً هُوَ لَكَ مُصَدِّقٌ وَأَنْتَ بِهِ كاذِبٌ »[8] يعنی " بزرگ خيانتى است كه با برادر دينى خود به دروغ سخن بگويى ، در حالى كه او تو را راستگو مى پندارد ".

10- امام على (عليه السلام) فرمودند تَحَفَّظُوا مِنَ الْكِذْبِ ، فَاِنَّهُ مِن اَدْنَى الاَْخْلاقِ قَدْراً ، وَهُوَ نَوْعٌ مِنَ الْفُحْشِ وَضَرْبٌ مِنَ الدَّناءَةِ »[9] يعنی " از دروغ خود را بپاييد كه پست ترين مرحله ى اخلاقى است ، دروغ نوعى از عمل قبيح و صنفى از پستى است ".

11- حضرت على (عليه السلام) فرمودند : « اِذا كَذَبَ الْعَبْدُ كِذْبَةً تَباعَدَ الْمَلَكُ مِنْهُ مَسيرَةَ ميل مِنْ نَتْنِ ما جَاءَ بِهِ »[10] يعنی " زمانى كه انسان يك دروغ بگويد ، فرشته به اندازه ى يك ميل به خاطر بوى بد دروغ از انسان فاصله مى گيرد !"

آثار سوء دروغگوئی

تمام مفاسد اخلاقی و اعمال گناه آلود، صدمات و ضرباتی را بر دنيا و آخرت انسان وارد می کند که از جمله آنها دروغگوئی است. دروغگوی مفاسد فردی و اجتماعی زيادی به دنبال خود دارد که اگر انسان دروغگو به آن توجه کند شايد تلاش برای ترک اين ويژگی ناشايست بدارد. در اينجا به تعدادی از مفاسد دروغگوئی اشاره می کنيم.

1- خراب شدن شخصيت و پايگاه اجتماعی انسان

از جمله آثار زيان بار دروغ رسوايى و بى آبرويى و از دست دادن پايگاه اجتماعى و اعتماد مردم است.کسی که در بين مردم به دروغگوئی مشهور است نه در نزد مردم آبروئی دارد و نه مردم به وی اعتماد می کند و نه شخصيت او را محترم می دانند.

زيرا دروغ هرچقدر هم زيرکانه گفته شود و دروغگو هرچقدر متبحر باشد نمی تواند تمام جوانب دروغ را طوری درست کند که در روزهای آينده غيرواقعی بودن آن کشف نشود. درست مانند داستان يوسف(عليه السلام) كه برادرانش به دروغ گفتند او را گرگ خورد و پيراهن او را به خونى آغشته و براى پدر آوردند، اما فراموش كردند كه پيراهن را از چندين جا پاره پاره كنند. سالم بودن پيراهن پرده از كار آنها برداشت و دروغشان را ظاهر كرد و يا مانند همسر عزيز مصر، هنگامى كه به دروغ ادعا كرد يوسف(عليه السلام) به دنبال او دويده و قصد تجاوز به او را داشته است، فراموش كرده بود كه در اين ماجرا، پيراهن يوسف(عليه السلام) از عقب سر پاره شده كه دليل روشنى است بر دروغ زليخا و اينكه او به دنبال يوسف(عليه السلام) دويده است.

2- مقدمه گناهان ديگر

يکی ديگر از آثار سوء دروغگوئی اين است که انسان دروغگو مجبور می شود برای مخفی نگه داشتن دروغ خود دروغ ديگری بگويد و همچنان دروغهای متوالی و متناوب ازوی صادر می شود و حد يقف نيز ندارد. به همين دليل امام باقر (ع) فرمودند " خداى - تعالى - از براى بدى،قفلها قرار داده است، كليد اين قفلها شراب است، و دروغ بدتر است از شراب ".

3- پيدايش نفاق

اثر سوء ديگر دروغگوئی اين است که شخص دروغگو اگر همچنان به دروغ ادامه دهد مجبور می شود برای حفظ دروغهای خود دست به دامن دو روئی بزند وتدريجاً به صفوف منافقان ملحق شود. زيرا دروغ، خود شاخه اى از شاخه هاى نفاق است چرا كه دروغگو خود را به چهره راست گويان در آورده و سخنش را به عنوان يك واقعيت القا مى كند در حالى كه درونش چيز ديگرى مى گويد. اين دوگانگى ظاهر و باطن به طور تدريج به ساير اعمال و رفتار او سرايت مى كند و از او منافقى تمام عيار مى سازد. به همين دليل حضرت امير (ع) می فرمايند : «اَلْكِذْبُ يُؤَدِّى اِلَى النَّفاقِ»[11] يغنی " دروغ انسان رابه نفاق مى كشاند ".

4- اتلاف شايستگی ها

اثر زيان بار ديگردروغ اين است اگر كسى شايستگى ها و لياقت هاى فراوانى داشته باشد كه بتوان از آن در پيش برد اهداف اجتماعى بهره گيرى فراوان كرد ولى دروغگو باشد، كسى نمى تواند از آن شايستگى ها بهره بگيرد، چرا كه انسان در برابر او در هر قدم مواجه با شك و ترديد مى شود.

به همين دليل در بعضى از روايات اسلامى دروغ گو با مرده يكسان شمرده شده است، مى فرمايد: «اَلْكَذّابُ وَ الْمَيّتُ سَواءٌ فَاِنَّ فَضيلَةَ الْحَىِّ عَلَى الْمَيّتِ اَلثِّقَةُ بِهِ، فَاِذا لَمْ يُوْثَقُ بِكلامِهِ بَطَلَتْ حَياتُهُ» يعنی " دروغگو با مرده برابر است زيرا فضيلت زنده بر مرده اعتمادى است كه انسان به او دارد و هنگامى كه به سخن كسى كه (به خاطر دروغگوبودنش) اعتمادى نباشد گويى زندگى او باطل شده است".



[1] - جامع السعادات، ج 2، ص 322

[2] - بحار الانوار، ج 72، ص 262، ح 40

[3] - محجة البيضاء، ج 5، ص 241.و احياء العلوم، ج 3، ص 117

[4] - كافى : 2 / 340 ، باب الكذب ، حديث 11 ; بحار الانوار : 69 / 249 ، باب 114 ، حديث 14 .

[5] - كافى : 2 / 338 ، باب الكذب ، حديث 3 ; بحار الأنوار : 69 / 236 ، باب 114 ، حديث 3 .

[6] - مستدرك الوسائل : 17 / 416 ، باب 6 ، حديث 21714 .

[7] - جامع الاخبار : 173 .

[8] - مجموعه ى ورّام : 1 / 114 ، باب الكذب ; الترغيب : 3 / 596 .

[9] - تحف العقول : 224 ; مشكاة الأنوار : 180 ، الفصل الرابع و العشرون فى محاسن الأفعال ; بحار الأنوار : 75 / 64 ، باب 16 ، حديث 157 .

[10] - شرح نهج البلاغه : 6 / 357 ، فصل فى ذم الكذب

[11] - شرح غررالحكم، جلد 1، صفحه 310.

 
طراح و برنامه نویس: اکین