نماز و شيعه PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۱۳

نماز و شيعه

شيعــــه كيست؟

شيعه در لغت به معناي پيرو و دنباله رو است و اكنون به پيروان حضرت اميرu شيعه مي گويند.

درباره فضيلت شيعه روايات زيادي وار شده است ، از جمله پيامبر اكرم مي فرمايند:« علي وشيعتهم هم الفائزون» [1]يعنی " فقط علي u وشيعيانش جزو رستگاران هستند."

ودرجاي ديگرحضرت امير u را خطاب قرارداده، فرمودند :«يا علي انت وشيعتك في الجنه» [2] يعنی "یاعلي تو وشيعيانت در بهشت هستيد." و فرمودند :« وَ أَنْتَ فِي الْجَنَّةِ يَا عَلِيُّ وَ شِيعَتُكَ وَ مُحِبُّ شِيعَتِك[3]يعنی " یا علی تو و شيعيانت و دوستداران شيعيانت در بهشت هستيد." باز فرمودند :« يَدْخُلُ مِنْ أُمَّتِي الْجَنَّةَ سَبْعُونَ أَلْفاً لَا حِسَابَ عَلَيْهِمْ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى عَلِيٍّ ع فَقَالَ هُمْ مِنْ شِيعَتِكَ وَ أَنْتَ إِمَامُهُمْ [4]يعنی " از امّتم هفتاد هزار بدون حساب وارد بهشت می شوند. سپس به حضرت علیu توجّه کردند و فرمودند: آنها از شيعيان تو هستند و تو برآنها امامی."

در اينجا لازم است شيعه وخصوصيات آن را بشناسيم. شيعه كيست؟ و چگونه زندگي مي كند وآيا هركس بگويد من امامت حضرت عليu را قبول دارم شيعه است؟ وهركس اسم خود راشيعه بگذارد حقيقتا مي شود به اوشيعه گفت؟شيعه فقط يك اعتقاد صرف ويك مدعاي خالي نيست كه انسان بگويد من شيعه حضرت عليu هستم وكاري نكند.اگر پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله و سلّم اجرت رسالت ومزد23 سال رنج ومشقت را محبّت به اهل بيت قرار داده است ، به خاطر اين است كه محبّت منشأ عمل است. همانطوريكه اگر محبّت ، انسان را به عمل وپيروي عملي نكشاند محبّت نيست ، ادعاي شيعه بودن نيز اگر همراه عمل نباشد ادعاي واهي است. چراكه شيعه يعني مرد ميدان بودن و در عمل گوي سبقب ازديگران ربودن است. همانطوري كه مولاي شيعيان اينگونه بود. در اينجا به چند روايت ازمعصومين عليهم السلام در مورد شيعه وارد شده است ، اشاره مي كنيم:

1- امام صادقu مي فرمايند:« إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَوْجَبَ عَلَيْكُمْ حُبَّنَا وَ مُوَالَاتَنَا وَ فَرَضَ عَلَيْكُمْ طَاعَتَنَا أَلَا فَمَنْ كَانَ مِنَّا فَلْيَقْتَدِ بِنَا فَإِنَّ مِنْ شَأْنِنَا الْوَرَعَ وَ الِاجْتِهَادَ وَ أَدَاءَ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ صِلَةَ الرَّحِمِ وَ إِقْرَاءَ الضَّيْفِ وَ الْعَفْوَ عَنِ الْمُسِي‏ءِ وَ مَنْ لَمْ يَقْتَدِ بِنَا فَلَيْسَ مِنَّا » [5] يعنی " براستي كه خداوند متعال دوستي و محبّت ما را بر شما واجب كرده واطاعت ما را بر شما فرض نموده است. بدانيد هر كس با ماست بايد به ما اقتداكندكه روش ما پارسائي و اجتهاد وامانتداري بر نيكوكاران وبد كاران ومهمانوازي وگذشت از گنه كاران است وكسي كه به ما اقتداء نكند از ما نيست."

2- شيخ مفيددر كتاب ارشاد نقل مي‌كند كه حضرت امير u در شب مهتابي از مسجد بيرون آمدند وبه قصد صحرا حركت كردند ،گروهي به دنبال آن حضرت رفتند.حضرت وقتي متوجّه آنها شد ايستاد وبه آنها فرمودند:شماكيستيد؟گفتند: اي امبر المومنين! ما ازشيعيان شما هستيم. حضرت برگشتند و به دقّت به چهرهاي آنها نگاه كرده فرمودند:چگونه است كه سيماي شيعه در شما نمي بينم؟ گفتند:اي امير المومنين سيماي شيعه چگونه است ؟ فرمود: زرد چهرگان ازبيداري ، وخراب چشمان از گريه وخميده پشتان از ايستادن وقيام براي عبادت ، وتهي دلان از روزه، ولب خشگان از دعاهستندو برچهره آنان گرد وغبار خاشعان نشسته است."[6]

3- محمد بن عجلان مي گويد:نزد امام صادق u بودم كه مردي خدمت آن حضرت رسيد وسلام كرد حضرت از او پرسيد: «كَيْفَ مَنْ خَلَّفْتَ مِنْ إِخْوَانِكَ ؟ » يعنی "برادرانت كه از آنها جدا شدي چگونه بودند"؟

آن مرد در جواب امام از آنها ستايش كرد وآنهارا تزكيه نمود و ازآنها بسيارمدح نمود.

حضرت به آن مرد ، فرمودند: «كَيْفَ عِيَادَةُ أَغْنِيَائِهِمْ عَلَى فُقَرَائِهِمْ ؟» يعنی " ثروتمندان ازفقراء چگونه عيادت مي كنند؟"

آن مرد گفت: اندك

امام فرمودند :« كَيْفَ مُشَاهَدَةُ أَغْنِيَائِهِمْ لِفُقَرَائِهِمْ ؟» يعنی "ديدار واحوالپرسي ثروتمندان ازفقراء چگونه است؟"

آن مردگفت : اندك است

امام فرمودند :« فَكَيْفَ صِلَةُ أَغْنِيَائِهِمْ لِفُقَرَائِهِمْ فِي ذَاتِ أَيْدِيهِمْ ؟» يعنی "دستگيري و مال دادن توانگرانشان به بينوايان چگونه است ؟"

آن مرد گفت: شما اخلاق و اوصافي ذكر مي كنيد كه درميان مردم ماكمياب است.

امام فرمودند :« فَكَيْفَ تَزْعُمُ هَؤُلَاءِ أَنَّهُمْ شِيعَةٌ[7]يعنی"پس چگونه آنها ر اشيعه مي دانيد ؟"

4- امام سجّادu در خانه نشسته بود كه جمعي از مردم درِ خانه را زدند. امام u فرمودند :"بنگريد دم در كيست؟آنها گفتند: مردمي از شيعيان شما هستيم. امام به سرعت ازجا برخاست بطوريكه نزديك بود بيافتد وچون در رابازكرد و به آنها نگريست باز گشت و فرمودند: دروغ مي گويند، اگرازشيعيان ما هستند پس نشانه اي كه بايد در صورت داشته باشندكجاست؟ اثر عبادت كجاست؟سيماي سجده كجاست؟ شيعيان ما بوسيله عبادتشان و سر و صورتشان شناخته مي شوند. شيعيان ماكساني هستندكه عبادت بيني هايشان را زخم كرده وجبه وسجده گاهشان پينه بسته ، شكمهاي تهي، لبهاي خشكيده دارند ، عبادت چهره هايشان را دگرگون ساخته و شب بيداري وبي خوابي تن هايشان را فرسوده كرده است ، آنهاكساني هستندكه چون مردم خموشندآنها تسبيح مي‌گويند وچون مردم درخوابند آنها نماز مي خوانند.آنهاكه چون مردم خوشحال باشند ، اندوهگين هستند." [8]

ا زاحاديث و رواياتي كه در توصيف شيعه نقل شد معلوم و روشن مي شود كه شيعه آن كسي است كه نه تنها ايمان به خدا و روز جزا دارد بلكه همين ايمان،آنها را به عمل واداشته وخواب غفلت را ازآنها ربوده وآنها را به شب زنده داري وعبادت واداشته است.بلكه شيعه كسي است كه دراطاعت و عبادت گوي سبقت را از ديگران ربوده است.شيعه، ايمان خالص وعمل صالح دارد و باعملش شناخته مي شود. چراكه اثرسجود درپيشاني وكم خوابي درچشمها وگرسنگي درجسمش ديده مي شود.

اقامه نمـاز،صفت برتر شيعـه

امام صادق u مي فرمايند:« امْتَحِنُوا شِيعَتَنَا عِنْدَ ثَلَاثٍ عِنْدَ مَوَاقِيتِ الصَّلَاةِ كَيْفَ مُحَافَظَتُهُمْ عَلَيْهَا وَ عِنْدَ أَسْرَارِهِمْ كَيْفَ حِفْظُهُمْ لَهَا عِنْدَ عَدُوِّنَا وَ إِلَى أَمْوَالِهِمْ كَيْفَ مُوَاسَاتُهُمْ لِإِخْوَانِهِمْ فِيهَا » [9] يعنی " شيعيان ما را درسه چيز امتحان کنيد.هنگام اوقات نماز كه چگونه برنماز مواظبت مي‌كنند واسرار ما را چگونه درنز ددشمنانمان محافظت مي‌نمايند. وهم چنين به اموالشان بنگريد که چگونه با برادرانشان مواسات مي كنند."

شيعه اگر پيرو حضرت علي u است ،آن حضرت در حالت نماز غش مي كرد و روزانه هزار ركعت نماز مي خواند و در حالت جنگ نيز نماز را فراموش نمي كرد.

ابن عباس مي گويد: درجنگ صفين بودم ، حضرت علي u كه به شدت مشغول نبرد بود و بين دو لشكر قرار گرفته بود، درحال جنگيدن مواظب خورشيد هم بود.گفتم :يا امير المومنين چرا مراقب خورشيد هستيد؟ فرمودند:منتظرم وقت ظهر برسد تا نماز بخوانم.

گفتم : مگر حالاكه مشغول جنگيم وقت نماز است؟

حضرت فرمودند:« عَلَى مَا نُقَاتِلُهُمْ إِنَّمَا نُقَاتِلُهُمْ عَلَى الصَّلَاةِ ؟»[10]يعنی " مگر ما براي چه مي جنگيم ؟ مابه خاطر نماز مي جنگيم."

ابن عباس مي‌گويد:يك شب نماز شب حضرت علي u ترك نشد حتي در شب ليله الهدير.[11]

در كربلاكه حادثه عظيم به وجود آمد و دل همه دوستداران اهل بيت را جريحه داركرد ، امام حسينu طوري حركت نمود كه توجّه به نماز را برجسته كرد تا بگويد دوستان من آنهايي هستند كه به نماز اهميّت مي دهند .آن هنگامي كه با حرّ رو برو شد و مقداري گفت وگوكردند وقت نماز ظهررسيد، امام حسين u به حجاج بن مسروق جعفي دستوردادكه اذان ظهر را بگويد ،آن گاه به حرّ فرمودند:شما با اصحابت نماز بخوان و من هم با اصحابم نماز بخوانم.

حرّگفت : نه شما نماز بخوانيد وما هم پشت سر شما اقتداء مي كنيم ، هر دو سپاه به امام u اقتداءكردند و نماز ظهر را خواندند.[12]

در روز تاسوعاكه لشكرعمرسعد به قصد شروع جنگ حركت نمود، امام حسين u به آنها پيام فرستادكه امشب را براي آنها مهلت دهدتا به نماز و مناجات با خدا و دعا واسغفار بپردازد ، وفرمودند:«فهويعلم اني احب الصلاه له وتلاوه كتابه وكثره الدعاءوالاسستغفار»[13]يعنی "خدا مي داندكه من نمازوتلاوت قرآن ودعاي بسيار، واستغفاررادوست دارم."

در روزعاشورا هنگامي كه ظهرشد ، ابوثمامه صيداوي يكي از ياران امام حسين u به خورشيد نگاه كرد و ديد ظهر شده است، و به امام عرض كرد: يابن رسول الله وقت نماز ظهر رسيده است دوست دارم قبل از آنكه در ركاب تو فدا شوم اين نماز كه وقتش رسيده است باتوبخوانم.

امام حسين u به آسمان نگريست و به او فرمود:خداوند تو را از نماز گزاران ياد آور، قرار دهد كه نماز را به ياد آوردي ،آري وقت نماز رسيده است از دشمن بخواهيد مهلت دهد تا ما نماز بخوانيم . امام حسينu به نماز ايستاد وجمعي ازاصحاب به امام اقتداء كردند. امامu درحالي كه نماز خوف مي خواند دشمنان فرصت نمي دادند و به سوي حضرت تير اندازي مي كردند . زهيربن قيس و سعيدبن عبدالله آمدند و درمقابل امام ايستادند و ازهرطرف تير مي آمد خودرا سپرمي كردند تا به امام اصابت نكند.آنقدربه سعيد تير اصابت نمود وقتي امام u سلام نماز راگفت ، ديگر توان ايستادن را ازدست داد و به زمين افتاد ، امامu فوراً خود را بر بالاي سر سعيد رساند وسرسعيد را به زانو گرفت.سعيد خطاب به اما گفت:آيامن به عهدم وفاكردم؟ فرمودند :«نعم انت امامي في الجنه» يعنی " آري تو جلوتر از من در بهشت هستي."

سعيد به شهادت رسيد ،شمردند سيزده تير به بدنش اصابت كرده بود.[14]

آري نماز در شدت جنگ نيز ترك نمي شود وشيعه خود راسپر تير هامي كند تا امامش نمازش را بخواند و البتّه آن شيعه عاشق نيز اجرش را مي گيرد و امام مي فرمايند تو جلوتر از من در بهشت هســتي.

در روايتي واردشده است كه امام باقر u فرمودند:« مَا مِنْ عَبْدٍ مِنْ شِيعَتِنَا يَقُومُ إِلَى الصَّلَاةِ إِلَّا اكْتَنَفَتْهُ بِعَدَدِ مَنْ خَالَفَهُ مَلَائِكَةٌ يُصَلُّونَ خَلْفَهُ وَ يَدْعُونَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ صَلَاتِهِ »[15] يعنی "هيچ بنده اي از شيعيان ما به نماز نمي ايستد مگراين كه به شماره مخالفينش ، فرشتگان درپشت سر او به نماز مي ايستند و براي او دعاي خير مي كنند تا او از نماز فارغ شود."

از مجموع احاديث فهميده مي شود كه نماز در زندگي فردي واجتماعي شيعه جايگاه خاصي دارد بطوريكه زندگي آنها رنگ وصبغه نماز وصورتش نشانه نماز را دارد.شيعه كه در دلش سوز عرفان ودر ذهن و فكرش محبّت اهل بيت موج مي زند طبيعي است درنماز و انجام اين فريضه نيز به بزرگان و پيشوايان خود اقتداءكند.وقتي به زندگي آن بزرگان مي‌نگرد مي بيند آنها با نماز چگونه بوده اند وچه قدر نماز راسفارش كرده اند.آنها همانطوري كه دررفتارهاي فردي واجتماعي واخلاق انساني و اسلامي الگو بودند در اقامه نماز نيز الگوي برتر وعالي ترند.

پيامبراكرم صلی الله عليه و آله وسلّم خودش قبل ازبعثت سالها دور ازمردم مكّه در غار حرا مشغول عبادت وذكر خدا بود و بعد از بعثت نيز زمان زيادي را به اقامه نماز مصرف نمود. قتاده مي گويد :پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله وسلّم تمام شب را به نماز مي ايستاد و براي اينكه خوابش نبرد سينه مبارك خود را روي ريسمان تكيه مي داد تا اينكه خداوند به او دستور داد از عبادت خود بكاهد.[16]

در روايت وارد شده است كه آن حضرت آنقدر به نماز مي ايستاد تا پاهايش متورم مي‌شد.[17]

شبي پيامبر صلی الله عليه و آله وسلّم در منزل يكي از همسرانش مشغول عبادت بود ، همسرش عرض كرد: يارسول الله براي چه اينقدر خودت را به زحمت مي افكني درحالي كه خداوند درحق شما فرموده است:گناهان گذشته وآينده ات بخشيده شده است وبدين وسيله خداوند شما راوعده بهشت داده است؟پيامبر صلی الله عليه و آله وسلّم فرمودند:آيا من نبايد بنده سپاسگزار باشم؟.[18]

يكي ازهمسران پيامبر صلی الله عليه و آله وسلّم نقل مي کندكه رسول خدا صلی الله عليه و آله وسلّم مشغول به گفت وگوبود،وقت نماز رسيد ناگاه آنچنان متحول شد وتغيير كرد كه گويا ما را نمي شناسد و ما او را نمي شناسيم.

آري همان پيامبر اسلام مي فرمايند:« جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ »[19] يعني" نور چشم من نماز است."

امّا نماز حضرت امير و مولاي متقيانuكه ما ادعاي شيعه بودن آن حضرت را داريم ، داستان ها دارد ،نماز هاي عاشقانه وعارفانه ومناجات شبانه آن حضرت وانجام هزار ركعت نماز در يك شب ، مشهور عام وخاص است.

فجر تاسينه آفاق شكافت چشم بيدار علي خفته نيافت

او اوّلين كسي بود كه با پيامبراسلام صلی الله عليه و آله وسلّم نماز خواند و درهنگام نماز نيزطوري غرق درخداي متعال مي شد وخودرافراموش مي كردكه درد بدنش را احساس نمي كرد و در محراب عبادت نيز به شهادت رسيد.

ابوالدرداء مي گويد: شبي علي u را ديدم كه ازدوستانش جدا شد وخود را در بين نخل ها مخفي كرده و عبادت می کند. ناگاه متوجّه ناله هاي سوزناكش شدم. خود را در گوشه پنهان كردم تا سخنان دلنواز او رابهتر بشنوم. او را در حالت نماز ديدم و هنگامي كه ازنماز فارغ گرديد همچنان به دعا و راز و نياز پرداخت.

جابربن عبدالله انصاري به امام سجادu عرض كرد: اين عبادات و نماز هاي زياد ، شمارا اذيّت مي‌كند. امام u برخاست و داخل اتاقي شد و درحالي كه كتابي دردست داشت مراجعت فرمود ،كتاب راگشود و درحالي كه اشك ازچشمان مباركش جاري بود، فرمودند : من كجا و نمازهاي جدم علي كجا ؟ من كجا و نماز هاي جدم علي كجا ؟ امام باقر u مي فرمايند: هيچ كس توان انجام اعمال علي u را ندارد. [20]

ابن ابي الحديد يكي ازعلماي اهل تسنن در شرح نهيع البلاغه اش مي گويد:علي u عابدترين مردم بودوبيش ازهمه نماز مي خواند وروزه مي گرفت. و مردم نماز شب را از او يادگرفتند.[21]

همين حضرت اميرu در آخرين لحظات عمر خود و در آن هنگامي كه فرق مباركش شكافته ودربسترشهادت منتظرملاقات با خداي عالم بودفرمودند :«الله الله في الصلاه فانّها عمود دين‌كم»[22] يعني درمورد نمازخدا را درنظر بگيريد و به آن اهميّت دهيد. چراكه نمازستون دين شماست.

البتّه اگرچه عبادت حضرت امير u مختض به خود آن حضرت بود. امّا ديگر معصومين عليهم السلام نيز در عبادت و نماز فوق العاده تلاش داشتند .حسن بصري در مورد فاطمه زهراسلام الله عليها مي گويد : عابدتر از فاطمه در امّت اسلام يافت نمي شود. اوآنقدر به نماز مي ايستاد تا پاهايش تورم مي گرديد. [23]

ودر روايت وارد شده است« كَانَتْ فَاطِمَةُ عليهاالسلام تَنْهَجُ فِي الصَّلَاةِ مِنْ خِيفَةِ اللَّهِ » [24] يعنی" فاطمهعلیها السلام در حال نماز از ترس خدا مي لرزيد."

در مورد امام حسن مجتبي u و امام سجّاد u مي فرمايد: از همه مردم در دوران خود عابدتر، زاهدتر با فضيلت تر بود. وهنگامي كه به نماز مي ايستاد از شدّت اضطراب بدنش مي لرزيد. وهنگامي كه وضو مي گرفت رنگ صورتش متغير مي شد و اندام مباركش مي لرزيد. وقتي سوال مي شد كه چرا چنين حالتي براي شما رخ مي دهد ؟ مي فرمودند: براي كسي كه مي خواهد در برابر خدا بايستد، شايسته وسزاوار است كه لرزه به اندامش بيافتد و رنگ صورتش زرد شود.

ساير ائمه نيز اينگونه بودندكه ذكرهمه آنهاباعث طولاني شدن كلام مي شود. دراينجا اين سوال پيش مي آيدكه آيا كساني كه خود را شيعه اهل بيت معرفي مي كنند مي توانند به نماز بي توجّه باشند؟.

حديث ديگر از نماز

فردي بنام ضمره بن حبيب مي گويد: از پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله و سلّم در مورد نماز سوال شد ،آن حضرت فرمودند: نماز از شرايع دين است ، و درآن موجبات خوشنودي خدا ورضايت پروردگار است. وآن راه انبياءاست. براي نماز گزاران است محبّت فرشتگان ، هدايت و ايمان ، نورمعرفت ، بركت در رزق، و راحتي دربدن، ناخوشنودي شيطان است. نماز، سلاح و ساز وبرگي بر عليه كفاراست. نماز، وسيله اجابت دعا و قبولي اعمال و زاد وتوشه مؤمن از دنيا براي عالم آخرت است.نماز، شفيع بين مؤمن وملك الموت است.نماز، انيس مؤمن در قبرش و بستري دركنارش وجوابي براي منكر و نيكراست. نماز عبد، در قيامت ، تاجي برسرش و نوري در صورتش و لباسي در بدنش و ساتري بين او وآتش و جحتي بين او وپروردگارش و نجات بدن او از آتش وجوازي براي گذر از صراط وكليد بهشت و مهرحورالعين و قيمت بهشت خواهد بود. بوسيله نماز است كه بنده به درجه عالي مي رسد.چون نمازتسبيح و تحميد وتكبير وتمجيد وت قديس و قول و دعوت است.[25]

معرفي مؤمن به وسيله نماز

قرآن مجيد و كتاب هاى اصيل حديث براى انسان مؤمن ارزش و عظمتى قائلندكه براى چيزى در آفرينش، پس از خدا و انبياء وائمه، به اين اندازه ارزش قائل نيستند. مؤمن ماه آسمان حيات،خورشيد عالم معنى،و نورزمين وآسمان است.

پيامبراسلام صلی الله عليه و آله و سلّم در مورد مؤمن مي فرمايند:« مَثَلُ الْمُؤْمِنِ عِنْدَ اللّهِ كَمَثَلِ مَلَك مُقَرَّب،وَ اِنَّ الْمُؤْمِنَ اَعْلى عِنْدَاللّهِ مِنْ مَلَك مُقَرَّب»[26]يعنی " مؤمن نزد خداوند همانند ملك مقرّب است، و به حقيقت كه مؤمن نزدخداى بزرگ از ملك مقرّب ، بالاتر است."

بازدر حديث ديگر وارد شده است كه آن حضرت به كعبه نظرفرمودند،گفتند :«مَرْحَباً بِالْبَيْتِ ما اَعْظَمَكَ وَ ما اَعْظَمَ حُرْمَتَكَ عَلَى اللّهِ ! وَ اللّهِ لِلْمُؤْمِنُ اَعْظَمُ حُرْمَةً مِنْكَ لاَِنَّ اللّهَ حَرَّمَ مِنْكَ واحِدَةً وَ مِنْ الْمُؤْمِنِ ثَلاثَةً : مالَهُ وَ دَمَهُ وَ اِنْ يُظَنَّ بِهِ ظَنَّ السُّوءِ»[27] يعنی " آفرين به بيت الهى، چه عظيم است قدر و منزلت تو و حرمتى كه نزد خداى دارى ! به خدا قسم مؤمن احترامى عظيم تر از تو دارد، چرا كه خداوند براى تو يك حرمت قرارداده و براى مؤمن سه حرمت : حرمت در مال و در خون وآبرو كه نبايد به او گمان بدبرد".

امام صادق u نيزفرمودند:« اَلْمُؤْمِنُ اَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْكَعْبَةِ»[28]يعنی" مؤمن حرمتى بزرگتر از كعبه دارد."

اين چنين انسان هاى والا و با عظمتى داراى خصوصيّات و ويژگى هايى هستند كه نشان دهنده اعتقاد آنان به خدا وروز قيامت وبيان كننده طهارت ظاهر وباطن آنهاست .

قرآن و روايات به خصوصيات ونشانه هاى مردم مؤمن اشاره دارند تا از جهتى چهره ملكوتى آنان را به جامعه انسانى بشناسانند و ازجهت ديگر درس و پندى براى مردم باشدتا آن نشانه ها را در وجود خود تحقق بخشند.

در ميان نشانه ها وخصوصيات مؤمن، نماز جايگاه مخصوصى دارد و شايد بتوان گفت نماز در رأس تمام خصوصيات مؤمن پس از ايمان به خدا و روز قيامت است .

اگر بخواهيم در اين نوشتار از هر آيه و روايتى فقط قسمت مربوط به نمازش را بياوريم و آنچه که مربوط به بحث ما نيست حذف کنيم، شايد از چهره ى زيباى آيه و روايت بكاهد . به ناچار آيات و رواياتى كه در آنها ذكرى از نماز به عنوان نشانه ى مردم مؤمن آمده تمامش را نقل مى كنيم تا علاوه بر توجّه به نماز به ساير خصوصيات مؤمن نيز توجه شود .

درفضيلت واهميّت نماز همين بس كه خداوند متعال بندگان خود را با نماز معرفي كرده است ، دراكثر آيات قرآني وقتي سخني از مؤمن به ميان مي آيد اولين صفت يامهمّترين صفت آنها را اقامه نماز قرار داده و بعد از آن ساير اعمال را ذكركرده است ، در اينجا به چند نمونه آن اشاره مي كنيم:

1-) اَلَمَ،ذلك الكتاب لاريب فيه هدي للمتقين ،ا الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُم يُنْفِقُونَ([29]يعنی " آن كتاب كه درآن شكي وجود ندارد براي هدايت متّقين است ،آنهائي كه به عالم غيب ايمان دارند و نماز اقامه مي كنند و ازآنچه به آنها روزي داديم انفاق مي كنند."

خداوند متعال در آيه شريف پس از اين كه قرآن را هدايت كننده متّقين مي داند، در وصف متّقين مي فرمايد:" آنها كساني هستند كه به عالم غيب ايمان دارند و نماز اقامه مي كنند و ازآنچه به آنها روزي داده ايم انفاق مي كنند."

دراين آيه شريف بعد از ذكر ايمان ، اقامه نماز و برپاداشتن نماز از اوصاف متّقين شمرده شده است. و فعل ر ابصورت مضارع" يُقِيمُونَ" آورده است تابيان كندكه مؤمنين هميشه نماز مي خوانند. يعني اين طورنيست كه گاهي بخوانند وگاهي نخوانند و ديگراين كه از ماده اقامه استفاده كرده است تا اين مطلب را برساند كه مؤمنين نه تنها آن را مي خوانند بلكه آن را اقامه مي كنند.

2- )وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِماأُنْزِلَ إِلَيْكَ وَما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أُولئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْراً عَظِيماً ([30]يعنی "مؤمنين كساني هستند كه به آنچه برتو و برانبياء قبل از تو نازل شده است ايمان دارند و نماز اقامه مي كنند و زكات مي پردازند و به خدا وقيامت ايمان دارند.بزودي اجرعظيمي به آنهاعطا خواهيم كرد."

دراين آيه شريف بعد از ايمان به نبوّت انبياء و رسالت پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله و سلّم اقامه نماز را از مهمتّرين بلكه از اوّلين صفات مؤمنين شمرده است.در دوآيه فوق بعد از ايمان به خدا ونبوّت و قيامت ، اوّلين عملي كه دروصف مؤمنين ذكرمي كند اقامه نمازاست.گويا سايراعمال مترتب بر نماز است.

3- )الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَوَ آتَوُا الزَّكاة َوَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِوَلِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ([31]يعنی "مؤمنين كساني هستند كه اگردر روي زمين به آنها مكنت و امكانات دهيم ، نماز اقامه مي كنند وزكات مي پردازند ، امربه معروف ونهي ازمنكر مي كنند. عاقبت و سرانجام اموربه سوي خداست."

دراين آيه شريف مومنين را اينگونه توصيف مي كند كه نه تنها اهل نمازند و نماز مي خوانند بلكه اگردر روي زمين به آنها قدرت دهيم اوّلين كارشان اين خواهد بود كه نماز اقامه كنند و زكات بپردازند و امربه معروف و نهي ازمنكر كنند.

4-) رِجالٌ لاتُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَلابَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقامِ الصَّلاةِ وَإِيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصارُ([32]يعنی "آنها مرداني هستندكه تجارت ومعامله ،آنها را ازذكرخدا واقامه نمازوپرداخت زكات بازنمي دارد واز روزي مي ترسندكه قلبها وچشمهادرآن روزازترس وحشت منقلب هستند."

در اين آيه شريفه نيزدروصف مردان خدابه اين نكته اشاره مي كند كه اگر چه دنيا لذيذ است وتجارت ومعاملات ممكن است انسانها را غافل كند ولي آنها به گونه اي هستندكه ابداً تجارت ومعامله، آنها را از ياد خدا واقامه نماز وپرداخت زكات غافل نمي سازد.يعني مؤمن در هيچ حال نماز رافراموش نمي كند اينگونه نيستندكه اگركار بانماز تزاحم پيدا كرد، نماز را به تاخير بياندازند ويابخاطرتجارت پرسود دنيوي نماز را كه قيمت بهشت است بفراموشي بسپارند.دربرنامه عمل مؤمنين ،نمازسرلوحه زندگي آنهاست ودنيا ومافيها،آنها را ازنماز وزكات غافل نمي كند.اگرنامه اعمال آنها راورق بزني پرنورترين وبرجسته ترين اعمال آنها را اقامه نمازخواهي ديد.

5-) إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّارَزَقْناهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ( [33]يعنی "آنها كساني هستند كه كتاب خدا تلاوت و نمازاقامه مي كنند وآنچه روزيشان داديم در نهان وآشكار انفاق مي كنند وآنها به تجاري اميدوارند كه تمام شدني نيست."

در اين آيه شريف نيز بندگان و علماي خدا ترس را اينگونه معرفي مي‌كندكه آنها كتاب خدا را مي خوانند ونماز را اقامه مي كنند و از آنچه كه به آنها روزي داديم پنهاني وآشكار انفاق مي كنند.

آيات ديگر وجود دارد كه ذكر همه آنها باعث اطاله كلام مي شود ، مانند آيه 92 سوره انعام، آيه 2 سوره مؤمن، آيه23 سوره معارج . ازهمه آيات قرآن كه كلام الهي ومعجزه ابدي است اين نكته نوراني استفاده مي شود كه اوّلين ومهمّترين كارمؤمنين و بندگان خدا اقامه نماز است.



[1] - احقاق الحق ج7ص297

[2] - احقاق الحق ج7ص297

[3] - بحارالأنوار 25 264

[4] - بحارالأنوار 27 142

[5] - اختصاص مفيد ص241

[6] - ارشاد شيخ مفيد ج1ص231

[7] - كافي ج3ص266

[8] - بحارالانوار ج68ص169

[9] - خصائص صدوق ج1ص102

[10] - وسائل‏الشيعة 4 246

[11] - بحارالانوار ج8ص23

[12] - ترجمه ارشاد مفيد ج2ص80

[13] -نفس المهموم ص113

[14] - مقرم ،مقتل الحسين ص249

[15] - من لايحضره الفقيه ج1ص209

[16] - بحارالانوار ج8روايت 10311

[17] - بحارالانوار ج71ص26

[18] - بحارالانوار ج10ص40

[19] -بحارالانوار ج16ص249

[20] - وسائل الشيعه ج1روايت 209

[21] - شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج1ص27

[22] - نهج البلاغه اين ابي الحديد ج17ص5

[23] - مناقب ج3ص441

[24] - مستدرك الوسائل ج4روايت 4226

[25] - بحارالانوار ج79ص231

1- مستدرك سفينة البحار ج1 ص 167

2- مستدرك سفينة البحار ج1 ص 168

3 مستدرك سفينة البحار  ج1ص 168

[29] - بقره 3

[30] - نساء162

[31] - حج41

[32] -نور37

[33] - فاطر 29

 
طراح و برنامه نویس: اکین