نماز در اسلام PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۱۳

نماز در اسلام

اسلام آخرين وكاملترين دين خداست وتمام آنچه در اديان گذشته وجود داشته وبراي هدايت بشر لازم بوده وهست در دين مقدس اسلام بنحو اتمّ واكمل موجود است . نماز كه در اديان گذشته از جايگاه خاصي برخوردار بوده ، دردين اسلام ازنظر كميّت ،كيفيّت ، اهميّت وموقعيّت بس مهمّي دارد و بيش از ساير واجبات مورد سفارش قرار گرفته است ، بطوريكه قبولي ساير اعمال منوط به پذيرش نماز گرديده است.در اهميّت نماز همين بس كه بنابه نقل تاريخ طبري جبرئيلu امين در همان روزي كه وحي آورد و پيامبر اسلام را به بعثت بشارت داد ، نماز ووضو را تعليم پيامبر نمود.[1] وبنابه نقل ابوبصير از امام صادقu آخرين سفارش پيامبر اسلا صلی الله عليه و آله وسلم نيز نماز بوده است.امام صادu فرمودند:«عليك بالصلاه فاّن آخرمااوصي به رسول الله صلی الله عليه و آله و سلّم وحث عليه الصلاه »[2]

يعني "مراقب ومواظب نماز خود باشيد ،زيرا آخرين چيزي كه پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله وسلّم نسبت به آن سفارش فرمود وبر آن ترغيت نمود، نماز بود".

هيچ چيز به اندازه نماز مورد سفارش قرار نگرفته است ،بطوريكه در بعضي از احاديث تارك نماز كافر معرفی شده است كه در آينده به آن اشاره خواهد شد . امام اوّل شيعيان در محراب عبادت در حال نماز ضربت خورد،امام حسين u در وسطهاي جنگ مشغول نماز شد ودرمقابل تيرهاي دشمنان نماز را اقامه كرد وامام صادقu درآخرين وصيت خود نماز را توصيه نمود.

همه اينها ودهها مطالب ديگر كه بعداً به آنها اشاره خواهد شد ، از اهميّت وجايگاه نماز دردين مقدس اسلام خبر مي دهد.

حضرت محمّد صلی الله عليه و آله و سلم و نماز

مسائلى كه در باب نماز در آيين رسول خداصلی الله عليه و آله و سلّم مطرح است در هيچ فرهنگى مطرح نبوده است .

نماز در اسلام محمّدى ،حقيقتى جامع و واقعيّتى كامل است كه در پرتو آن انسان به آداب الهى مؤدّب مى شود وطريق رشد وكمال وعرفان وطريقت وعشق وحقيقت را مى پيمايد .

نماز در آيين محمّد صلی الله عليه و آله وسلّم بسان بال پرقدرتى است كه اگربا شرايط مخصوص و تعيين شده انجام گيرد، انسان را تا مقام قرب و وصال محبوب ابدى ومعشوق سرمدى پرواز مى دهد و در معراج به قاب قوسین او ادنی می رساند.

عارفان عاشق و واصلان كامل مى فرمايند : نماز معجونى است كه حضرت شارع حكيم آن را ترتيب فرموده و به لطف عميم خود تركيب نموده است .

مشخّص است كه هر جزء آن مبتنى بر حكمتى و مقتضى سرّى و مصلحتى است و هويدا و مبرهن است كه افضل اعمال بنى آدم سجده كردن است که در جای جای نماز خود نمائی می کند ، چنانكه صريح اخبار وصحيح اعتبار بر آن ناطق وشاهد است، نمازگزار از آن كه اعضاى سبعه را در حال نماز برخاك گذارده ومجمع النّورين كه اشرف جوارح است بر زمين ماليده و به زبان نياز به درگاه كريم كارساز بنده نواز می نالد در اوج لذّت معنوی سير می نمايد.

در حديثى بسيار مهم از قول رسول خداصلی الله عليه و آله و سلّم آمده است :« اِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلاثَةٌ : ايَةٌ مُحْكَمَةٌ ، اَوْ فَريضَةٌ عادِلَةٌ ، اَوْ سُنَةٌ قائِمَةٌ»[3]

آيه ی محكمه تفسير به توحيد ومعرفة اللّه شده ، فريضه ی عادله به اخلاق وتزكية نفس معنا گشته ، وسنّت قائمه به فروع شريعت محمّدى صلی الله عليه و آله و سلّم تبيين شده است .آنچه که قابل توجه است اين است که نماز معجونى است كه اجزاء آن از اين سه علم تركيب گشته و جامعه اى است كه از اين سه رشته دوخته شده و حقّه اى است كه در آن اين سه گوهر نفيس اندوخته گشته و صدفى است كه اين سه لؤلؤ ناياب را در بر دارد و منبعى است كه اين سه چشمه از آن منفجر گردد و اين همه در رابطه با نماز اسلام محمّدى صلی الله عليه و آله و سلّم است .

اما اشتمال نماز بر توحيد ،آن است كه افتتاح نماز با تكبيرة الاحرام است و مفهوم تكبير،توحيد ذات و نفى صفات است و بلند كردن انگشتان دهگانه كه هر يك دليل و نشانه اى برصفات جلاليّه و جماليّه است كه انسان به هنگام راه يافتن به نماز بايد متوجّه اين معانى بلند آسمانى و مفاهيم جانانه ملكوتى باشد .

اما اشتمال نماز بر تزكية اخلاق به اين است كه طهارت بر دو نوع است :

طهارت ظاهر از خبائث واحداث ، وطهارت باطن از ذمايم اخلاق . وچنانكه تطهير ظاهر، شرط صحت نماز است ، همچنان تطهير باطن نيز شرط قبولى اين عبادت الهيّه است .

و اشتمال نماز بر سنّت قائمه از اين جهت است كه نماز اشرف عبادات و افضل طاعات است و در فروع ، هيچ عملى با آن برابرى نمى كند .

نماز در اوّل بعثت

نماز در اوّل بعثت بر پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله و سلّم واجب شد ولي بر مسلمانان مستحب بود تا در سال نهم بعثت، بعد از معراج پيامبراسلام نماز بر امّت نيز واجب گرديد. [4]

روزي رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلّم ، دربالاي شهر مكّه بود ، جبرئيلu بر او نازل شد و با پاشنه پاي خود به كنار كوه زد ، چشمه آبي ظاهر شد ، جبرئيل در حالي كه رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلّم را نگاه مي كرد وضو ساخت، سپس رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلّم نيز به همان ترتيب وضوگرفت .آنگاه جبرئيلu نماز خواند ، پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله و سلّم نيز به همان نحو نماز خواند. در اينجابود كه نماز بر پيامبر واجب شد ولي هنوز برمسلمانان واجب نبود .رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلّم بعدازاينكه نحوه وضوء ونمازرا ازجبرئيلu فراگرفت نزد خديجه آمد و وضو را همان طوري كه جبرئيلu بر او ياد داده بود به خديجه تعليم داد .پيامبر به نماز ايستاد وحضرت خديجه نيز به دستور پيامبر به نماز ايستاد ، همان طوري كه پيامبر نماز مي خواند او نيز نماز خواند .

ابن عباس مي گويد :جبرئيلu پيش پيامبر صلی الله عليه و آله و سلّم آمد وهنگام زوال خورشيد، نماز ظهر را خواند ومدّتي صبركرد تا نماز عصر را پس از رفتن سايه به اندازه شاخص و سپس نماز مغرب راهنگام غروب خورشيد ونماز عشا را پس ازرفتن شفق ازمشرق اقامه كرد وسپس شب گذشت ونماز صبح را پس از طلوع فجر خواند . وروز ديگر آمد نماز ظهر رادروقتي كه سايه به اندازه شاخص بوجود آمده بود،نماز عصر را هنگامي كه سايه دوبرابرشاخص شده بود اقامه كرد ونماز مغرب را هنگام غروب خورشيد وعشا را پس از گذشتن ثلث اول شب، خواند ونماز صبح راهنگامي كه هوا روشن شده بود و هنوز آفتاب نزده بود خواند ،آنگاه به پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم ) توصيه كرد: نماز را در ميان اين اوقات بايد خواند.

ابن اسحاق مي گويد :پس از خديجه(س) نخستين كسي كه از جنس مردان به رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلّم ايمان آورد و با او نمازگزارد ونبوّت او را تصديق كرد ، علي ابن ابيطالب u بود .چون هنگام نماز مي شد رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلّم بسوي درّه هاي شهر مكّه حركت مي كرد و نيز علي u به همراه رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلّم مي رفت و نماز هاي خود را دور از چشم مردم و مخفيانه درميان كوههاي مكه مي خواندند و چون شام مي شد به خانه باز مي گشتند .

در مدت سه سال كه پيامبر صلی الله عليه و آله و سلّم نبّوت خود را اظهار نكرده بود وتنها بصورت مخفي به تربيت افراد مشغول بود ، مسلمانان براي خواندن نماز به درّه هاو كوه هاي اطراف مكه مي رفتند وپنهاني نماز مي خواندند .روزي سعد ابن ابي وقاص با جمعي از مسلمانان مشغول نماز بودند، چندنفر از مشركين سر رسيدند و به مسلمانان نمازگزار نا سزا گفتند و بر آنها ملامت نموده وعيب جوي كردند ،سخن به درگيري كشيد وسعد ابن وقاص با استخوان فك شتري كه در آنجا افتاده بود سر مردي از مشركان زد وسرش شكست و اين نخستين خوني بود كه به خاطر اسلام ريخته شد [5]

وضعيت بدين نحو ادامه پيداكرد يعني نمازبر پيامبر واجب بود وبرمسلمانان مستحب بودوبطورمخفي نمازاقامه مي شد تا اينكه شب معراج فرا رسيد و نماز بر امّت اسلامي نيز واجب شد.

واجب شدن نماز برمسلمانان

امام صادقu مي فرمايد : وقتي پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله و سلّم را به معراج بردند در آسمان چهارم، جبرئيلu اقامه نماز راخواندو خداوند كيفيّت وضو و نماز را به پيامبر صلی الله عليه و آله و سلّم تعليم داد ،[6]و نماز را درپنجاه نوبت واجب كرد. پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله و سلّم هنگام برگشت با موسي بن عمرانu ملاقات نمود،حضرت موسي u سوال نمود : پروردگار متعال به چه جيز امر فرمود؟ فرمود:پنجاه نوبت نماز را واجب كرد.

حضرت موسي uگفت : از خداوند تخفيف بخواه چرا كه امّت تو قدرت خواندن پنجاه نوبت نمازرا ندارد.

پيامبر صلی الله عليه و آله و سلّم از خداوند طلب تخفيف نمود وخداوند ده نوبت تخفيف داد ولي باز حضرت موسي u فرمود دوباره تخفيف بخواه، در چند تخفيف به پنج نوبت نماز رسيد ، حضرت موسي u فرمود :باز تخفيف بخواه چرا كه امّت تو ضعيفند اين پنج نوبت رانيز نمي توانند انجام دهند ولي پيامبر صلی الله عليه و آله و سلّم گفت : من ديگر از خدا حيا مي كنم كه تخفيف بخواهم.[7]

امام باقرu مي فرمايد :نخست نماز بصورت دوركعت, دوركعت،درپنج نوبت واجب شد تا اينكه اماحسن وامام حسبن u متولد شدند ،پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله و سلّم بخاطر شكرانه تولّد آن دو بزرگوار، هفت ركعت را افزود ونماز 17 ركعت شد ولي براي نماز صبح اضافه نكرد چون هنگام صبح تنگ است وفرشتگان شب وفرشتگان روز نمي توانند حاضر شوند وهنگام سفر آن ركعات اضافي جز نماز مغرب ترك مي شود و اگردرآن دوركعت اول كه مافرض الله است ، شك شود بايد نماز دوباره خوانده شود.[8]

امت اسلامى و نماز

نماز از نظر اهميّت و ارزش درحدى است كه حضرت احديت كسى را از آن استثنا نفرموده و نخواسته احدى از بندگانش از اين فيض عظيم و از اين منبع بركت كه سودش ابدى و نفعش در دنيا و آخرت سرمدى است محروم بماند .

به همين خاطر همان طوركه به تمام امّت هاى قبل از بعثت رسول اسلام،امر به نماز فرمود،فرد فرد مرد و زن وامّت اسلامي را نيز به اين فريضه ى الهيّه و حقيقت ملكوتيه دعوت كرد وآنان را به انجام اين عمل بزرگ عبادى مأمور فرمود )فَاَقيموُا الصَّلوةَ اِنَّ الصَّلوةَ كانَتْ عَلَى المُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً( [9]يعنی « اى بندگان من و اى امت اسلام ! » نماز را با شرايط لازمش بجاى آوريد ، كه نماز براى اهل ايمان حكمى واجب و فريضه اى لازم و حتمى است". و فرمودند : )وَ اَقيموُا الصَّلوةَ وَ اتُواالزَّكوةَ وَ ارْكَعوُا مَعَ الرّاكِعينَ([10] يعنی " و نماز به پاى داريد و زكات بپردازيد و با اهل عبادت خدا را عبادت كنيد". و فرمودند )وَ اَنْ اَقيمُواالصَّلوةَ وَ اتَّقُوهُ وَ هُوَ الَّذى اِلَيْهِ تُحْشَروُنَ ( [11]يعنی " اينكه نماز به پاى داريد و تقواى الهى پيشه كنيد ، و اوست خدايى كه به سويش محشور مى شويد". باز فرمودند )حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلوةِ الْوُسْطى وَ قُومُوا لِلّهِ قانِتينَ ( [12]يعنی "بر تمام نمازها بخصوص نماز ميانه ( صبح ياظهر ) محافظت داشته باشيد و به اطاعت از حضرت حق قيام كنيد". فرمودند )فَاَقيمُوا الصَّلوةَ وَ اتُوا الزَّكوةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ ( [13]يعنی "پس نمازبه جاى آوريد و زكات بپردازيد و به حضرت الله چنگ بزنيد كه او مولاى شماست ." فرمودند )وَ اَقيمُوا الصَلوةَ وَ اتُواالزَّكوةَ وَ اَقْرِضُوااللّه قَرْضاً حَسَناً ( [14] يعنی "و نماز به پاى بداريد وزكات مال ادا كنيد و به خداوند قرض الحسنه بدهيد."

اين است قسمتى از اوامر حضرت محبوب نسبت به نمازكه نشان مى دهد نماز در پيشگاه او از چه ارزش و اهميّتى برخوردار است .

اميد است هيچ مرد و زنى در امّت اسلام خود را از اين فيض ملكوتى محروم نسازد و در وقت مرگ با دست خالى از اين سرمايه ى ابدى به ملاقات حق نرود.

فلسفه واجب شدن نماز درپنج وقت

امام حسنu نقل مي كند : يك مرد يهودي خدمت پيامبراسلام آمد ، از پيامبر صلی الله عليه و آله و سلّم سوالاتي كرد از جمله سوالات اين بود كه چرا خداوند نماز را در پنچ وقت به امت تو واجب كرد ؟

حضرت فرمودند :خورشيد هنگام زوال حلقه اي دارد كه وارد آن حلقه مي شود ، در آن هنگام تمام موجودات زير عرش ، خدا را حمد مي كنند وآن همان ساعتي است كه پروردگارم بر من درود مي فرستد پس خداوندبر من وامّتم در آن وقت نماز را واجب كرد ، وفرمود : ) اَقِمِ اْلصَّلوهَ لِدُلُوكِ اْلشَّمْسِ اِلي غَسَقِ اْلَيْلِ([15] واين همان زماني است كه در قيامت جهنم را مي آورند وتمام مؤمنين كه در اين زمان در حال سجده يا ركوع يا قيام باشند بر آتش حرام مي شوند .

اما "نماز عصر"در وقتي است كه حضرت آدمu از آن شجره منهيه تناول نمود وخداوندنيز او را از بهشت بيرون كرد.خداوند ازهمين موقع ذريه آدم را به نماز خواندن تا قيامت دستور داد. واين نماز را براي امّت من نيز اختيار نمود واين نمازدرنزدخدا از محبوب ترين نماز هاست كه حفظ ومراقبت ازآن را به من دستور داده است.

اما "نماز مغرب " در زماني است كه خداوند متعال توبه آدم را پذيرفت وفاصله خوردن آدم از شجره منهيه تا پذيرش توبه آن، 300 سال از سالهاي دنيا است .حضرت آدم u در مغرب سه ركعت نماز خواند ، يكي براي خطاي خود و ديگري بخاطر خطاي حوا وسوّمي بخاطر پذيرش توبه اش بود . وخداوند متعال اين نماز سه ركعتي را بر امّت من واجب كرد.واين همان وقتي است كه دعا ها مستجاب مي شود .خداوند بر من وعده داده است ،هر كس آن را بخواند در اين زمان دعايش را مستجاب كند . نماز مغرب همان نماز است كه خداوند در كلامش مرا به آن دستور داده و فرموده است: )فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ ([16]

اما نماز عشا ، همانا قبر و قيامت ظلمتي دارند . خداوند برمن و امّتم دستور داده است تا براي نوراني شدن قبرمان اين نماز را بخوانيم ،تا بر من وامتم نوري درقبر عطا كند، وهيچ قدمي نيست كه بسوي نماز عشا برود مگراينكه خداوند جسد او را بر آتش حرام مي كند . اين همان نمازي است كه خداوند آن رابرانبياي پيش از من اختيار كرد وذكر آن را بر آنها مقدس نمود.

اما نماز صبح ، همانا خورشيد وقتي طلوع مي كند ، در دو شاخ شيطان طلوع مي كند ، خداوند بر من دستور داده است كه قبل از طلوع خورشيد نماز را بخوانم قبل از اينكه كفار براي او سجده كنند امّت من بر او سجده كنند ، سريع بودن آن نماز براي خدا محبوب است وآن همان نمازي است كه ملائكه شب و ملائكه روز در آن ، حاضر مي شوند.[17]

تمام احكام الهي بطور قطع ويقين مبتني برمصالح و مفاسد است ،يعني چيزهاي را كه داراي مصلحت مهمّ ومورد اعتنا بوده است ، خدای متعال واجب نموده است مانند نماز ، روزه ، زكات وسايرواجبات ، تا بندگانش آن مصالح را بدست آورند و از آثار خير آنجا در دنيا و آخرت بهره ببرند. و همچنين كار هاي كه مفاسد بيشتر دارند مانند غيبت ، دروغ ، ربا و رشوه ،آنها را حرام كرده است تا بندگانش را از آن بر حذر كند كه گرفتار مفاسد موجود در آنها نشوند. البتّه وظيفه انبياء و ائمه فقط بيان احكام بوده نه بيان فلسفه وحكمت احكام واينكه احكام چه حكمت وفلسفه اي دارند بيان نكرده اند مگر در بعضي از موارد.انسان مؤمن با اعتقاد به اينكه خداوند متعال حكيم است وكار بيهوده وعبث و لغوانجام نمي دهد به اين مطلب پي مي بردكه واجبات ومحرمات قطعاً مبتني بر مصالح و مفاسد است.

نماز كه يكي از واجبات بلكه از واجبات مؤكّد است داراي مصالح فراوان وبيشماري است كه در طول بحثهاي آينده ذكر خواهد شد امّا پنج وقت بودن آن و چرا نماز پنج نوبت واجب شده است داراي حكمت است.

گويا خداوند متعال مي فرمايد: بنده ام! وقتي از خواب بيدار شدي قبل از اين كه به كار هاي دنيوي مشغول شوي بامن صحبت كن و دل ووجودت را با ذكر وياد من معطّر كن وآنگاه وارد فعاليّت هاي روزانه ات شو. سپس در هنگام ظهر چون ممكن است فعاليّت هاي روزانه و ديدن مظاهردنيا تو را از من غافل كند بيا نماز ظهر وعصر را بخوان تادلت را صيقل دهي و با من آشناكني و باز به فعاليّت روزانه خود ادامه بده وهنگام خواب نيز قبل از خوابيدن كه خسته از كار دنياهستي دلت را با نماز نوراني كن ومرا ياد كن وبعد بخواب .اين حركات نوعي ذكر خداست كه انسان هيچ وقت خدا را فراموش نكند و به ياد خدا از خواب بلند شود وبا ياد خدا مشغول كار شود و با ياد خدا روز را به شب برساند وبخوابد.هميشه يادخدا را با خود داشته باشد . شايد فلسفه پنج وقت بودن نماز همين مطلب باشد.



[1] - تاريخ طبري ج2ص223

[2] - وسائل الشيعه ج4روايت 4446

1 -كافي ج1 ص24

[4] - محمد هاشم خراساني،منتخب التواريخ،ص41

[5] - باتلخيص ازكتاب زندگاني پيامبر(ص) نوشته سبحاني ص165

[6] - وافي ج5ص59

[7] - وافي ج5ص59

[8] - وافي ج5ص59

3-نساء آيه 103

4-بقره آيه 43

5 -انعام آيه 72

6 -بقره آيه 238

5 -حج آيه 78

6- مزمل آيه 20

3-اسراء 78

2- الروم آيه 17

[17] - من لايحضره الفقيه ج1ص212

 
طراح و برنامه نویس: اکین