عواقب تارک الصلوه PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۰۹

عواقب تارک الصلوه

عذاب بي نمازان

در اين فصل به آينده اى كه ترك كنندگان نماز را تهديد مى كند مطالبى بيان خواهيم كرد. با سير اجمالى و مطالعه در آيات و روايات، نكات بسيار تكان دهنده اى درباره عقاب و عذاب تاركين نماز به چشم مى خورد برخى از آنچه كه در متون دينى ما رسيده را در اين فصل تبيين نموده تا شايد انذارى باشد براى همه كسانى كه در اين امر سهل انگارى نموده و يا احياناً از اين فرمان الهى سرباز مى زنند.

سختى دنيا و ترك نماز

به ياد خدا بودن و با ذكر و ياد او زندگى كردن موجب گشايش وآسايش حيات مادى است. ترديدى نيست كه انسان همه امور زندگى را باتدبير واراده خود ادامه مى دهد وهر چه عاقلانه تر بيانديشد زندگى بهترى خواهد داشت و هرچه ازبكارگيرى عقل وانديشه در زندگى فاصله بگيرد معضلات و مشكلات او در زندگى بيشتر خواهدبود. و ليكن اين نكته را نبايد فراموش كردكه همان عقل است كه دستور به تعبّد و عبوديّت به انسان مى دهد به حدّى كه گفته مى شود هركس عاقل تر است ، عابدتر است يعنى تكامل عقل در تعبد محض نسبت به پروردگار است.

پس عاقل كسى است كه عابد باشد و جاهل كسى است كه از عبادت و ذكرخدا اعراض كند. به همين خاطر اين گروه از افراد انسانى چون عقل خود را بكار نگرفته و از نعمت عقلانى بهره اى ندارند از ياد الهى غافلند و نتيجه اين غفلت و رويگردانى از ياد خدا ، قرار گرفتن در سختيها و تنگناهاى زندگى است.« وَمَنْ اَعْرَضَ عَنْ ذِكرى فَاِنَّ له معيشةً ضنكاً ونحشره يوم القيامةِ أعمى»[1] يعنی " و كسى كه از ياد من روى بگرداند معيشت و زندگى را بر او تنگ نموده و روز قيامت او را كور محشور مى كنم."

علت كورى او در روز قيامت شايد بدين دليل باشدكه در دنيا چشم حقيقت بين نداشته كه اين همه حقايق الهى را در زمين ببيند وكسى كه حقايق بارز و آشكار الهى را در طول عمر خود مشاهده نكند و اقرار به حقيقت ربوبى ننمايد، در واقع در همين دنيا نابيناست و كسى كه در اين دنيا نابينا باشد در قيامت نيز نابينا محشور مى گردد. «ومَنْ كان فى هذِهِ اَعْمى فهو فى الآخرةِ اعمى واَضَلُّ سبيلاً»[2] يعنی "و كسى كه در اين دنيا كور باشد پس او در آخرت نيزكور است و گمراه تر."

پس كسى كه چشم خود را ببندد وحقايق هستى را مشاهده نكند، به ياد جهان آفرين و خالق نظام هستى نمى افتد و وقتى كسى به ياد خالق نباشد به انحراف و بي راهه مى افتد وكسى كه به بي راهه افتد دائماً در سختى است.

در روايات وارده از معصومين(عليهم السلام) نابينايى ، سختى وتنگناى زندگى به ضعف و كمبود مسائل روحى و معنوى تعبير شده است. وگفته شدكه كورى قلب بدترين كورى و نابينائى است.[3]

دانشمندان امروزى هم معتقدند كه بيشتر سختي هاى زندگى نشأت گرفته از ضعف روحى و وابستگى به امور مادى است. آنكس كه اميد وايمان به خدا دارد و به حقيقت هستى دل بسته باشد از سختي ها و نگراني ها در امان است، اين نكته هم در زندگى فردى و هم در حيات اجتماعى صادق است.

برخى گمان مى كنند كه تنگى زندگى در كمبود درآمدهاى مادى است. ولى اين بينش از ديدگاه دين پذيرفته نبوده و با فرهنگ اسلامى هيچ سازگارى ندارد و عقل همچنين ديدگاهى را تأئيد نمى كند. به اين دليل كه اگر نگراني ها و سختي هاى زندگى با پول و تمكنات مادى قابل حلّ بود پس مى بايست افراد متموّل و سرمايه دار هيچ مشكلى در زندگى نداشته وسعادتمندترين افراد جامعه باشند، درحالي كه مشكلات و سختي هاى آنها به مراتب بيشتر از ديگران است. با توجّه به همين نكته است كه قرآن علت اصلى اضطراب ها و نگراني ها و مشكلات زندگى را در اعراض و رويگردانى از ياد خداوند يعنى ترك نماز و عبادات مي داند.

علامه طباطبائى صاحب تفسير ارزشمند الميزان در تفسير آيه 124 سوره طه مى فرمايند:

«اگر خداى تعالى فرمود: كسى كه از ذكر من اعراض كند معيشتى تنگ دارد براى اين است كه كسى كه خدا را فراموش كند و با او قطع ارتباط نمايد ديگر چيزى غير دنيا نمى ماند كه وى به آن دل ببندد و آن را مطلوب خود قرار دهد.در نتيجه همه كوششهاى خود را منحصر در آن مى كند وبه اصلاح آن مى پردازد و روز به روز آن را توسعه بيشترى مى دهد و به تمتّع آن سرگرم مى گردد و اين معيشت او را آرام نمى كند چه كم باشد و چه زياد، چون هر چه بدست آورد به آن حد قانع نگشته و راضى نمى شود و دائماً چشم به زياده تر از آن مى دوزد ، بدون اينكه اين حرص او به جايى منتهى گردد. پس چنين كسى دائماً در فقر و سختى بسر مى برد و هميشه علاقمند به چيزى است كه ندارد. در حاليكه اگر خداى خود را مى شناخت و به ياد او بود اين حالت را نداشت.»[4]

پس براى ما مسلمانان جاى هيچ ترديدى وجودندارد كه گشايش زندگى و سعادت و آرامش دنيا و آخرت در پرتو ايمان به خداوند و ياد اونهفته و همه تنگناهاى زندگى و ناهموارى هاى آن از عدم بكارگيرى عقل و دورى از تعاليم دين سرچشمه مى گيرد. و آرام ترين زندگى در دنيا و نيز در آخرت نصيب افراد با ايمان و ناآرام ترين آن براى غير مؤمنين است.

ضلالت و گمراهى نتيجه ضايع كردن نماز

آنان كه در مقابل انبياى الهى ايستادند و ازخود مقاومت نشان دادند و به سخنان حكيمانه آنان توجّه نكردند افرادى بودند كه تابع هواهاى نفسانى و اميال حيوانى خويش بودند يعنى خواهشهاى نفسانى را بر خواسته هاى وحيانى انبياء ، ترجيح دادند و تسليم بت نفس خويش شدند.

قرآن كريم از اين گروه چنين ياد مى كند كه اينها اگر به ياد خدا بودند و هواى خود را خداى خود قرار نمى دادند ونماز وعبادات خود را ضايع نمى ساختند قطعاً به اين گمراهى نمى افتادند كه در مقابل خدا و رسولان الهى بايستند. اين نكته در قرآن ، درس بسيار خوبى است كه بدانيم هرگاه عده اى از مردم در هر زمانى در برابر تعاليم دين و دستورات الهى ايستاده ودرمقابل آن موضع گرفته اند نتيجه غفلت از ياد خداوند وتضييع عبادت و فرار از بندگی بوده است. چون ممكن نيست كه كسى ياگروهى به ياد خدا باشند و عبادت و نمازخود را داشته باشند ودر عين حال با انبياى الهى مخالفت ورزند.

هرگز اين دو امر قابل جمع نيست كه هم نمازرا داشته باشند و هم با پيامبران الهي مخالفت ورزند چون اوّلين و مهمّترين ره آورد انبياى الهى نمازبوده است.

اين يك اصل و قاعده كلى است كه هدايت يافتگان در طول تاريخ ، سجده كنندگان و نمازگزاران و عبادت پيشگان و گمراهان و ضالين، هوا پرستان و غافلان از ياد خدا و تاركين نماز بوده اند.

چنان ارتباط محكم و پيوند عميق ميان گمراهى و ضلالت با ترك و تضييع نماز ، برقرار است كه خداوند در قرآن كريم چنين مى فرمايد: ) أُولئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ وَ مِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْراهِيمَ وَ إِسْرائِيلَ وَ مِمَّنْ هَدَيْنا وَ اجْتَبَيْنا إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيًّا( [5] يعنی «آنها پيامبرانى بودند كه خداوند مشمول نعمتشان قرارداده بود از فرزندان آدم u و از كسانى كه با نوح u بر كشتى سوار كرديم و از دودمان ابراهيم u و يعقوب u ، از آنها كه هدايت كرديم و برگزيديم آنها كسانى بودند كه وقتى آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده مى شد به خاك مى افتادند و سجده مى كردند در حاليكه گريان بودند. امّا بعد ازآنان فرزندان ناشايسته اى روى كار آمدند كه نماز را ضايع كردند و پيروى از شهوات نمودند و به زودى مجازات گمراهى خود را خواهند ديد.»

« اينكه چراخداوند از ميان تمام عبادات روى نماز تأكيد فرموده است شايد به اين جهت باشد كه نماز مانع اصلى انسان از گناهان است و وقتى كه اين مانع برداشته شود و سدّ شكسته گردد گمراهى و غوطه ورشدن درشهوات نتيجه قطعى آن است يعنى همانطور پيامبران ، ارتقا مقام خود را از ياد خدا شروع كردند و با ياد خدا به خاك مى افتادند و سجده مى كردند اين گروه نيز سقوط و انحرافشان از فراموش كردن ياد خدا شروع شد.»[6]

پس توجّه به شهوات و پيروى از آن وقتى كه جاى نماز و عبادت و ياد خدا را بگيرد جز گمراهى و ضلالت هيچ نتيجه و ثمره ديگرى نخواهد داشت.بنابر اين با اين عمل نه فرد از گمراهى در امان قرار مى گيرد و نه جامعه.

ترك نماز عامل انهدام دين

قبلاً به اين نكته اشاره شد كه از آيات و روايات استفاده مى شود كه نماز به معناى تمام دين است و نماز يعنى همه دين، و اگر چنين باشد ، در واقع ترك نماز به معناى ترك دين است. يعنى كسى كه نمازش را ترك نمايد دين خود را از دست داده است. اين سخن صريح و روشن پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) است كه فرمودند: « الصَّلَاةُ عِمَادُ الدِّينِ فَمَنْ تَرَكَ صَلَاتَهُ مُتَعَمِّداً فَقَدْ هَدَمَ دِينَه‏»[7] يعنی " نماز پايه دين است پس كسى كه نمازش را عمداً ترك نمايد دينش را منهدم كرده است." در ادامه همين روايت پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم ) مى فرمايند: «وَمَنْ ترك اوقاتها يدخل الويل والويلُ واد فى جهنّم كما قال الله تعالى ويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون[8] يعنی " وكسى كه اوقات نماز را ترك كند داخل در ويل مى شود و ويل سرزمينى است در جهنّم چنان كه خداوند فرمود : ويل جاى نمازگزاران است آن نمازگزارانى كه در نماز خود سهوكننده و غافلند."

پس تاركين نماز منهدم كنندگان دينند وآنان كه نماز را به وقت آن اقامه نمى كنند و سبك مى شمارند مستحق وادى جهنمند. و از امام صادقu روايت است كه فرمودند: « مردى نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم ) آمد و عرض كرد يا رسول الله مرا نصيحتى بفرمائيد حضرت فرمودند: نماز را عمداً رها مكن كسى كه نماز را عمداً ترك كند ملّت اسلام از او بيزار است.»[9] وقتى كه انسان با ترك نماز دين خود را از دست دهد قطعاً اعمال نيك او هم نزد خداوند پذيرفته نيست و تمامى اعمال خيرى كه انجام دهد باطل خواهد بود. چنانچه در روايت وارده شد كه: « هر كس نمازش را بدون عذر ترك نمايد عمل او باطل است.»[10] بنابر اين ،آنان كه در دنيا اهل نماز نبوده ولى اعمال خير انجام مى دهند نبايد درآخرت توقّع ثواب و پاداش داشته باشند چون اينان با ترك نمازهم دين خود را از دست داده اند و هم آخرت و پاداش اخروى را.

لعن و نفرين الهى بر بي نماز

آنانكه از روى علم وآگاهى به فضايل نماز و اين امر قدسى الهى آن را ناديده مى گيرند و اعتنا و توجّهى به آن ندارند دراخبار و روايات ازجانب پيشوايان دين ، مورد بيشترين و شديدترين حمله وهجمه قرار گرفته اند تا آنجا كه دركتب روائى و جوامع حديثى تحقيق شده است هيچ گروهى همانند افراد بى نماز مورد عتاب قرار نگرفته اند و شايد در مذمت هيچ دسته اى تا اين حدّ ، روايت وحديث از معصومين(عليهم السلام) نقل نشده باشد. يعنى اين گروه هم ازجهت كمى وهم ازجهت كيفى سخت مورد تهديد قرار گرفته اند. و چنان اين مسأله از نظر معصومين(عليهم السلام) حائز اهميّت بوده كه گاهى انسان متحيّر مى گردد كه چه اسرارى در نماز نهفته است كه اين همه مورد توجّه قرار گرفته است.

برخى از تعابير پيشوايان دين چنان تند است كه هيچ راه توجيهى را براى ترك آن باقى نمى گذارد. بعنوان مثال در بيانات گوهر بار امير بيان علىu موارد بسيارى به چشم مى خوردكه اوبا كرامت و بزرگوارى و لطافت و روح بلندى كه داشته اند در حقّ دشمنان سرسخت خود دعا كرده و ازخدا مى خواهدكه آنان را مورد عفو و بخشش قرار دهد ولى با همه اين اوصاف وقتى مى خواهد در باره افراد بى نماز سخن بگويد مى فرمايد:« اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ تَرَكَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّدا»[11] يعنی " خدايا لعن كن كسى كه عمداً نمازش را ترك مى كند." و مشابه همين بيان درگفتار و بيانات ساير معصومين(عليهم السلام) نيز مشاهده مى شود. مقام نبوى (صلی الله علیه و آله و سلّم ) در كلام عرشى چنين فرموده اند: «تاركُ الصلاةِ ملعونٌ فى التوراةِ ملعونٌ فى الانجيل ملعونٌ فى الزبور، ملعونٌ فى القرآن ملعون فى لسان جبرئيل ملعون فى لسان ميكائيل ملعون فى لسان اسرافيل ملعون فى لسان محمّد»[12] يعنی " ترك كننده نماز در تورات وانجيل و زبور وقرآن مورد لعن و نفرين قرار گرفته و به زبان (فرشتگان) جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و محمّد (صلی الله علیه و آله و سلّم ) مورد لعنت قرار گرفته است." بسيار روشن است كه چه عواقب وحشتناكى اين گروه را تهديد مى كند.گروهى كه معصومين و پيشوايان دين از خداوند درخواست لعن نمايند. پس بيائيم در اين امرالهى اهتمام ورزيم وديگران را به اهميّت آن آشنا ساخته و اين همه تهديدات را جدى بگيريم براى اينكه خواسته ودعاى معصوم(عليه السلام) نزد بارگاه الهى مستجاب است چه در جهات مثبت باشدكه اصطلاحاً آن را دعا و چه در جنبه هاى منفى باشد كه آن را نفرين می نامند.

تفاوت سايرگناهكاران با بى نماز

توجّه به اين نكته ضرورى است كه بدانيم چه فرقى ميان افراد بى نماز باسايرگنهكاران وجود دارد. اگر بخواهيم انسانهاى معصيت كاررادركنارهم قرار دهيم فرد تارك الصلاة و بى نماز دركجا قرار مى گيرد؟ هر چند كه از مطالب گذشته تا حدودى پاسخ اين مسأله را مى توان فهميد ولى طرح عنوان جداگانه اى براى آن بخاطربيان رواياتى است كه درخصوص اين مورد وارد شده است.

همانطوري كه درگذشته نقل كرديم ، عبيد بن زراره از صحابه نزديك امام صادقu حديث مى كند كه : «روزى از امام صادقu پرسيدم كه گناهان و معاصى كبيره كدامند؟ حضرت u در پاسخ فرمودند: گناهان كبيره (بزرگ) در نوشتار على u هفت چيز است: كفر به خداوند، كشتن انسان (قتل نفس)، عاق والدين (مورد لعن و نفرين پدر و مادر واقع شدن) ربا خوارى ، خوردن مال يتيم، فرار از جنگ و جهاد در راه خدا، برگشت به جاهليت و ارتجاع.

عبيد بن زراره گويد: از امام u سوال كردم كه آيا يك درهم از مال يتيم خوردن گناهش بيشتر است يا ترك نماز؟ امام u فرمودند: ترك نماز. عرض كردم: شما ترك نماز را از گناهان كبيره به حساب نياورديد حضرت فرمود: اوّلين گناه كبيره چه بود؟ عرض كردم : كفر به خداوند. فرمودند شكى نيست كسى كه بدون علت نماز را ترك كند كافر است.»[13]

از همه اين بيانات فهميده مى شود كه گناه بى نماز از گناه همه افراد بيشتر است و او را با ساير معصيت كاران هيچ قياسى نيست. چون هرگز به افرادى كه گناهان ديگر انجام مى دهند كافر و مشرك و منافق اطلاق نشده است مثلاً در روايات به افراد زناكار، قمار باز و شارب خمر انذار شديدى شده است و ليكن تعبير كافر و مشرك درباره اينها نيامده و يا اگر آمده باشد بسيار نادر و قليل است.

پس گناه ترك نماز از همه گناهان بيشتر است و تارك نماز از همه انسانها پست تر و آينده او بسيار تاريكتر و وحشتناكتر از ديگران است.

پست تر بودن بى نماز از برخى حيوانات

آنچه از مطالعه در متون دينى (قرآن و روايات) فهميده مى شود اين است كه همه موجودات حتى حيوانات و نباتات و جمادات با هدايت تكوينى كه دارند خدا را تسبيح و تحميد مى كنند. چنانچه خداوند فرمودند: )وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً ([14] يعني" وهيچ موجودى نيست مگر اينكه تسبيح وحمد خدا مى گويد ولى شما تسبيح آنها را نمى فهميد."

يعنى هر موجودى به نوعى به حمد و ثناى خدا مشغول است و نحوه ستايش بر پروردگارشان بصورت مجاز نيست بلكه تسبيح آنان واقعى و حقيقى است ولى ما انسانها معرفت چندانى بدان نداريم با توجّه به اينكه اصل ستايش آنان براى ما اصلى مسلَّم و پذيرفته شده اى است، چنانچه در آيات و روايات متعدد به آن تصريح شده است.

گناه كسى كه به بى نماز كمك كند

همه مطالبى كه تا بحال مطرح شد درباره افرادى بود كه خود اهل نماز نبوده و يا بدان اهميّت نمى دادند امّا جاى اين سئوال وجودداردكه پرسش شود نحوه برخورد ورفتار باآنان بايد چگونه باشد؟آيامى توان باآنان پيمان دوستى ورفاقت ايجاد كرد ودر مواقع مشكلات به آنها كمك رساند؟ ارتباط با افراد بى نماز در اسلام چه حكمى دارد؟ درجواب وپاسخ به اين سئوال بايد گفت كه اگر ارتباط مؤمنين با اين گروه موجب اصلاح عقايد وتغيير رفتارشان گردد بنحوى كه براى انجام تعاليم دين تمايل از خود نشان دهند امر پسنديده و خوبى است و يا اگر احتمال در آگاهى آنان به جنبه عملى دين برود باز تأكيد بر ارتباط با آنان شده است چون بسيارى از آنان كه به اعمال عبادى دين اهميّت نمى دهند به خاطر سستى و تنبلى و يا عدم معرفت و آگاهى لازم است بنابر اين به تدريج مى توان آنها را به نماز خواندن متوجّه ساخت و اهل نمازشان نمود. ولى اگر چنانچه هيچ احتمالى در رويگردانى آنان به امور دينى وجود نداشته باشد و در حقيقت نوعى عناد و دشمنى در روحيه شان وجود داشته باشد و ارتباط و دوستى باآنان به هيچ وجه در انعطاف روحى شان تأثيرى نداشته باشد ، نه تنها ازارتباط با آنها بلكه از هر نوع كمك مادى و مالى نسبت به ايشان شديداً نهى شده است. آنچه از سيره عملى معصومين(عليهم السلام) به دست مى آيد همين است و در موارد مقتضى و جاهاى مناسب با قول عمل اين سنت را تبليغ و ترويج مى نمودند.

رسول گرامى اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) كه خود الگوى آداب و اخلاق اسلامى بوده وكثيرى از انسانهاى مشرك را با خلق و خوى الهى خود به دين دعوت كرده اند در لحنى بسيار شديد چنين مى فرمايند: «مَنْ اَعانَ على تاركَ الصلاة بلقمة او كسوة فكانَّما قتل سبعين نبيّاً اوَّلهم آدم وآخَرهم محمّد»[15] يعنی " كسى كه به تارك نماز با دادن طعامى يا لباسى كمك رساند مثل اين است كه هفتاد پيغمبر را كشته و به قتل رسانده كه اوّل آنها حضرت آدم u و آخر ايشان حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلّم ) است."

بي نماز درقیامت"

مرگ بي نماز

در ميان مسلمانان ، هركس كه از خانوادهاى مسلمان متولّد گردد و به بلوغ برسد و بعد از تكليف ولو به هيچ يك از اعمال عبادى تن ندهد او را مسلمان مي خوانند چنانچه در ساير اديان الهى چنين است و ليكن حقيقت امر، چيز ديگرى است چون در واقع به چنين افرادى كه به هيچ يك از دستورات و تعاليم دينى مقيّد و پايبند نيستند حقيقت مسلمانى صادق نيست. چون ركن اصلى دين، جنبه عملى آن است. و آنكه بعنوان مسلمان در ميان مسلمين شناخته شده است ولى به حداقل دستورات اسلام عمل نمى كند هر چند فقهاء از ديدگاه فقهى احكام فقه را بر او مترتّب مى دانند و ازدواج باوی را و دفن آن را در قبرستان مسلمان ها جايز می دانند و ليكن درحقيقت شرع وديدگاه كلامى ، او با سايركفار فرق چندانى ندارد. وبرخورد با او همانند برخورد با سايركفار واهل كتاب است. چنانچه از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) روايت شده كه فرمودند: «مَنْ تَرَكَ الصلاةَ لايَرجُو ثوابها ولا يخاف عقابها فلا اُبالى اَنْ يموتَ يهودياً او نصرانياً او مجوسياً»[16]يعني" كسى كه نمازش را ترك كند اميد به ثوابش نمى باشد و از عذاب و عقاب آن ترسناك نيست. پس باكى نيست كه يهودى بميرد يا نصرانى يا مجوسى." و حتى بالاتر از چنين لحن تندى ،در حديث ديگرى از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم ) وارد شده است كه بر اين گروه ، احكام ظاهرى اسلام جارى نمى شود وآن حرمت و احترامى كه بر جنازه مسلمان فرض و لازم است بر جسد و مرده بى نماز لازم نمى باشد وگويا همه حرمت واكرام بر انسان مسلم ، از نمازش نشأت گرفته است و وقتى نماز از او ترك گردد همه تعظيم واكرامها برشخصيت اودر حال حيات و برجنازه اش بعد از مرگ رخت بر مى بندد.آن كلام گوهر بار پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم ) چنين است: «مَنْ ترك الصلاةَ ثلاثة ايام فاذا ماتَ لايَغْسُلُ ولايكفن ولايدفن فى قبور المسلمين»[17] يعنی " كسى كه سه روز نمازش را ترك كند هرگاه بميرد غسل و كفن نمى شود و در قبرستان مسلمين دفن نمى گردد." يعنى نوع برخورد با بدن مرده فرد بى نماز همانند برخورد با حيوانات مردار است. چگونه مردار حرمتى ندارد ، جسم بى جان مسلمان بى نماز هم، چنين است. چنانچه گفته شد هر چند فقهاء احكام فقهى را براى اين دسته از مسلمانان جارى مى دانند و ظاهراً فرقى بين او و اهل نماز نمى گذارند و ليكن اين امر موجب نمى شود كه او از عذاب آخرت نجات يابد.

افراد بى نماز بايد منتظر شديدترين عذاب درعالم پس ازمرگ بوده باشند چنانچه در برخى روايات وارد شده كه عذاب اين گروه از حين مرگ و جان دادن آغاز مى گردد وشدّت سختى و مشقت جان كندن براى اين گروه بالاتر وبرتر ازهمه انسانهاست. يعنى با سخت ترين حالت جان مى دهند.واميد بستن ايشان به اينكه در قبرستان مسلمين دفن خواهند شد و با احترام دفن وكفن مى گردند دردى را دوا نكرده و چيزى از عذابشان را نخواهدكاست. دليل اين نكته هم اين است كه بين اعمال او و اعمال كفار و مشركين تمايزى نيست وشايد بنابر همين دليل باشد كه پيامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) فرمودند:« ليس بين العبد والشرك الاّ ترك الصلاة فَاِذا تركَها فقد اَشركَ»[18] يعنی " ميان بنده و شرك جز ترك نماز فاصله نيست و چون نماز را ترك كند مشرك است."

آثار نماز در عالم قبر

زمانى كه حيات آدمى در اين دنيا خاتمه يابد و صفحه زندگى مادى او بسته گردد وارد عالمى بسيار تنگ و تاريك مى شود كه نه نورى است و نه مونسى، نه همدهى و نه كمك كارى. او در آنجا تنهاى تنهاست. اطراف او را تاريكى محض فراگرفته و وحشت قبر، سراسر وجودش را پوشانده است. تمام خواسته هايش اين است كه كسى براى او چراغى روشن نمايد و يا او را دلجويى داده تا مقدارى از ترس و وحشتش كاسته گردد. هيچ فريادرسى براى او نيست مگر اعمال نيكى كه در دنيا انجام داده است و نماز يكى از بهترين دوستانى است كه در آن لحظات حسّاس و وحشت انگيز به فريادش مى رسد. رفيق تنهايى او شده و نورى در تاريكى قبرش ايجاد مى كند. پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم ) فرمودند: «انَّ الصلاةَ تأتى الى الميت فى قبره بصورة شخص انوراللّون يونسه فى قبره و يدفع عنه اهوال البرزخ»[19]. يعني"همانا نماز به صورت انسانى سفيد چهره وارد قبر ميّت شده و با او انس مى گيرد و وحشتهاى برزخ را از او برطرف مى كند."

سخت ترين عذاب دوزخ براى بى نمازها

همانطوري که گفته شد تاركين نماز، سخت ترين شرايط زندگى را در دنيا دارند و هيچ راحتى و گشايشى براى آنها در حيات و زندگى مادى نيست. و چون خدا را از ياد برده اند در نتيجه خدا هم دست لطف و رحمت خويش را از سرشان كوتاه و آنان را در تنگناى زندگى رها ساخته است. به هر سمتى كه روى مى آورند درهاى رحمت الهى را به سوى خود بسته مى بينند و در حقيقت درتمام عمرخويش تا زمانى كه به درگاه الهى توبه نكنند و به سوى او باز نگردند در لجنزار زندگى حيوانى و مادى خويش غرقند و دائماً در فشار روحى بسر مى برند. اين عذاب و عقاب ، قبل از مرگشان است كه در اين دنيا خداوند نصيبشان كرده است و امّا بعد از حيات مادى و مرگشان، عذاب سختى آنها را تهديد مى كند. بعد از مرگ عذابى كه براى اين گروه در پيش است قطعاً قابل مقايسه با عذاب دنيوى نيست. از آيات و روايات چنين بر مى آيد كه سخت ترين عذاب دوزخ براى تاركين نماز است.

قرآن مناظره بهشتيان با مجرمان را چنين بيان مى فرمايد كه:) يَتَساءَلُونَ عَنِ الْمُجْرِمِينَ ،ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ، قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ([20]يعنی " اهل بهشت از مجرمان سئوال مى كنند كه چه چيز شما را به دوزخ فرستاد؟ مى گويند ما از نمازگزاران نبوديم."

و يا در آيه ديگرخداوند مى فرمايند:) إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ ([21] يعنی " آنان كه از عبادت كردن به خداوند تكبر مى ورزند هر چه زودتر در حالت ذلّت و خواری به جهنّم فرو خواهند رفت."

پس قعر جهنّم جاى كسانى است كه از نماز سر باز مى زنند و در برابر عظمت پروردگارشان استكبار مى ورزند چنين افرادى قبل از مرگ ، نامشان در ليست اهل جهنّم ثبت است. چنانچه رسول گرامى اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) فرمودند:« مَنْ ترك الصلاة متعمّداً كُتِبَ اسمه على باب النّار ممَّنْ يدخلها»[22] يعنی " هر كس عمداً نمازش را ترك كند بر در جهنّم نامش جزء دوزخيان نوشته شده از كسانى كه داخل آن مى شوند."

وفرمودند:« مَنْ اَحْرَقَ سَبْعينَ مُصْحَفاً وَ قَتَلَ سَبْعينَ نَبِيّاً وَ زِنا مَعَ اُمِّهِ سَبْعينَ مَرّات وَ افْتَضَ سَبْعينَ بِكْراً بِطَريقِ الزِّنا اَقْرَبُ اِلى رَحْمَةِ اللهِ مِمَّنْ تَرَكَ الصَّلوةَ مُتَعَمِّداً»[23]. يعني"كسى كه هفتاد قرآن را بسوزاند و هفتاد پيامبر به قتل رساند و هفتاد مرتبه با مادر خود درآميزد و هفتاد دختر را از طريق زنا تجاوز نمايد به رحمت خداوند از كسى كه عمداً نمازش را ترك كند نزديك تر است."

وفرمودند:«اِنَّ تارِك الصَّلوة لايَجِدُ ريحَ الْجَنَّةِ». يعني" به حقيقت كه تارك نماز بوى بهشت را استشمام نكند."

بي نماز در قيامت تنهاست

خداوند متعال درقرآن در سوره مريم آيه 95 مي فرمايد: )وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً ([24] يعني همه موجودات به تنهائي به قيامت مي‌آيند."يعني همه موجودات در روز قيامت تنها وبي يار و ياور و بدون‌تعيّن وتشّخص و بدون زن و فرزند مشهور مي شوند . همه متوجّه خدا هستند ، دست خالی و هيچ چيز را مالك نمي باشند ولي تنهائي اينها بعد از حساب وكتاب و محاسبه اعمال بر طرف مي شود ولي كسي كه بدون عذر، نماز عصر را ترك كند اين تنهائي حتي دربهشت هم ادامه مي‌يابد. در روايت داريم ،كسي كه بعضي از نماز هاي واجب يوميه را تر ك كند درعالم آخرت بدون اهل وخانواده و بدون مال و منال محشور مي شوند .محمدبن هارون مي گويد از امام صادق uكه شنيدم فرمودند:« مَنْ تَرَكَ صَلَاةَ الْعَصْرِ غَيْرَ نَاسٍ لَهَا حَتَّى تَفُوتَهُ وَتَرَهُ اللَّهُ أَهْلَهُ وَ مَالَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ »[25] يعنی "هركس نماز عصر را بدون آن كه فراموش كرده باشد ، ترك كند تا از او فوت شود خداوند او را درقيامت بي اهل و مال محشور سازد."

ابوسلام عبدي مي گويدبر امام صادق u وارد شدم ودرباره كسي كه نماز عصر خويش را عمداً تأخير انداخته است سوال كردم ؟

- فرمودند: درروز قيامت بي كس وتنها وبي اهل ومال محشور مي شود.

- عرض كردم:گرچه از اهل بهشت باشد؟

- فرمودند:گرچه اهل بهشت باشد.

- پرسيدم:رتبه اش دربهشت چيست؟

- فرمودند:يكّه وتنها بي زن وفرزند ، بي مال ومنال در بهشت مي ماند، و از مردم بهشت خواهش مي‌كند كه از او پذيرائي كنند چون خود درآن جا مأوي ومنزلي ندارد.[26]

دنيا كه مزرعه آخرت است ، انسان هر چه در اين دنيا بكارد درآخرت دروخواهد كرد وانسان تنبل بي اراده همانطوريكه دنيا ندارد ،آخرت هم ندارد .به همين دليل هنگامي كه همگان در وقت نمازعصر مشغول نماز اند عده اي ياسست وضعيفند ودر خواب غفلت گرفتار شده اند وبه نماز توجّه نمي كنند يا چنان مشغول دنيا وتجارتند كه از نماز غافل اند ، هر دو گروه در عالم آخرت مفلسند و اگر اهل بهشت هم شوند سائل درگاه بهشتيان خواهند بود.

عقوبت بي نماز

در روايت وارد شده است كه فرد بي نماز به پازده بلا وعقوبت گرفتار مي شود. شش عقوبت در دنيا وسه عقوبت هنگام مرگ وسه عقوبت در قبر سه عقوبت در قيامت.

اما شش عقوبت در زمان حيات :

1- بى آبرو شود  2- بركت از مالش برود  3- عمر و ثروتش زياد نگردد  4- خيراتش قبول حق نشود  5- دعايش مستجاب نگردد  6- دعاى شايستگان نصيب وى نشود .

اما سه بلايى كه نزديك وفات به او مى رسد :

1- سكرات مرگ بر او شديد شود  2- گرسنه از دنيا برود  3- تشنگى از او رفع نشود. 

اما سه عقوبتى كه در قبر به وى رسد :

1- با درد و غم قرين باشد  2- در تاريكى محض بسر برد  3- تا قيامت در عذاب باشد .

اما سه عقوبتى كه در قيامت به او رسد :

1- حساب بر وى دشوار شود  2- خداوند دشمن وى گردد و به او نظر رحمت نياندازد و او را عذاب دردناك رسد  3- از قبر همچون حيوان به قيامت وارد گردد و سپس با ذلّت و خوارى رهسپار دوزخ شود.[27]

عبرت از شيطان

حضرت امير u در خطبه192نهج البلاغه مي فرمايند:

«فَاعْتَبِرُوا بِمَا كَانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإِبْلِيسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِيلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِيدَ وَ كَانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ لَا يُدْرَى أَ مِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَوْ مِنْ سِنِي الْآخِرَةِ عَنْ كِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ فَمَنْ ذَا بَعْدَ إِبْلِيسَ يَسْلَمُ عَلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ بِمِثْلِ مَعْصِيَتِهِ كَلَّا مَا كَانَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَكاً إِنَّ حُكْمَهُ فِي أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ لَوَاحِدٌ وَ مَا بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ هَوَادَةٌ فِي إِبَاحَةِ حِمًى حَرَّمَهُ عَلَى الْعَالَمِين» يعنی " از آنچه كه خداوند نسبت به ابليس انجام داد عبرت گيريد ، زيرا بخاطر يك لحظه تكبر ، اعمال فراوان وكوششهاي مداوم او را از بين برد، درحالي كه شش هزار سال خدا را عبادت كرده بود.- ومعلوم نيست كه اين شش هزار سال از سالهاي دنياست يا سالهاي آخرت - چگونه ممكن است پس از ابليس ، فردي همان اشتباه راتكرار كند وسالم بماند؟ نه هرگز! خداوند هيچ گاه انسان را براي عملي وارد بهشت نمي كند كه براي همان عمل فرشته اي را از بهشت خارج‌كرده است. فرمان خدا در آسمان وزمين يكسان است و بين خدا وخلقش دوستي خاص وجود ندارد كه به خاطر آن ، حرامي راكه بر جهانيان ابلاغ فرمود حلال نمايد."

شيطان تمام توان خود رابراين مصروف داشته است كه بندگان خدارا ازصراط مستقيم منحرف سازد وتاحد كفرآنها راببرد.انكارخداسخت است فلذاشيطان بطورمستقيم بندگان خدارا وسوسه نمي كند كه خدا را انكاركنند بلكه اوّل كاري مي كند كه انسان گرفتارگناه و معصيت شوند وهمين معصيت اثرخود را بگذارد كه به مرورزمان وبا تكرارآن عادي شده و درنهايت به كفرمنجر مي شود ولي آسان ترين راه براي شيطان اين است كه افراد را از نماز دور سازد چراكه نماز انسان را درصراط مستقيم نگه مي دارد و نخواندن آن و بي توجّهي به آن مستلزم سبك شمرده شدن امرخداوند مي شود وآنگاه موجب كفرمي گردد. به همين خاطر خداوند متعال فرموده است )إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعِينَ([28].چون شيطان در روي آن سرمايه گذاري بيشتري مي كند و مي كوشد مردم را از نماز فراري دهد و اهل نماز راكمتركند.



1- طه، آيه 124

2- اسراء، آيه 72

3 - تفسير نور الثقلين، ج3 ص196

1- الميزان، ج14 ص224

1- مريم، آيه 58 ـ 59

2- تفسير نمونه، ج13 ص102

1 -جامع الاخبار، ص71

2- جامع الاخبار، ص71

3- وسائل الشيعه، ج3 ص29

4- جامع الاخبار، ص71

1 - جامع احاديث الشيعه، ج4 ص76

2 - انوار الهدايه، ص197

1 - وسائل الشيعه، ج11 ص254

2 -الاسراء 44

1 - جامع الاخبار، ص71

1- جامع الاخبار، ص71

2- جامع الاخبار، ص71

3- لئالى الاخبار، ج4 ص1

1-

2- المدثر 43

3- غافر، آيه 60

4- كنز العمّال، ج7 ص19090

5- اسرارالصلوة ص 33

1 -مريم 95

[25] -ثواب الاعمال ص521

[26] - ثواب الاعمال ص521

1 - اسرارالصلوة  ص 32

1 -بقره 45

 
طراح و برنامه نویس: اکین