آنچه که برفضيلت نماز می افزايد PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۰۷

آنچه که برفضيلت نماز می افزايد

نمازهاي برتر

نماز مذاكره با خداست . بندگان خالص خدا هنگام نماز، جلسه عارفانه با خدا تشكيل مي دهند و با او به صحبت مي پردازند . اين رسم انسانيّت است كه اگر به ديدار بزرگي برود خود را از نظر ظاهر و باطن آماده مي‌كند .در ظاهر لباس تميز مي پوشد وخود را معطّر مي سازد وباظاهرآراسته به ديدارش مي رود و در باطن نيز خواسته هاي خود را مرور وآماده مي‌كند و الفاظ وكلمات مناسب براي سخن گفتن انتخاب مي‌نمايد تا از وقت و فرصت نهايت استفاده را ببرد. نماز كه صحبت با خداي متعال است ، از همين خصوصيت برخوردار است .الفاظ وكلمات نماز را خداوند متعال خودش انتخاب كرده و به زبان بنده اش انداخته است و علاوه بر اين چون «انّ الله جميل يحب الجمال» يعني خدا زيباست و زيبائي ها را دوست دارد به بنده اش دستورداده است كه با دل و لباس و بدن پاك با خدا سخن بگويد. فلذا ما ، مستّحباتي درنماز داريم كه فضيلت نماز را دو چندان مي‌كند يعني اموراتي است كه اگرآنها در نماز رعايت شود فضيلت نماز را بالا مي برند. دراينجا بعضي ازاموراتي كه به نمازفضيلت و برتري مي‌دهند اشاره مي‌كنيم :

اخلاص درنماز

اخلاص يعني انسان عمل وكاري كه مي‌كند فقط خدارا درنظربگيرد و غير آن را در انجام اعمال شريك نسازد.اخلاص يعني اينكه انسان عمل را به قصد امتثال دستور خدا و جلب رضايت او انجام دهد. در تمام عبادات اخلاص و قصدتقرّب به خداي عالم شرط است و هيچ عبادتي بدون اخلاص صحيح نيست. ولكن اخلاص نيز مانند خود عبادت داراي مراتب است. اخلاص مانند نور شدّت و ضعف دارد و هر عبادتي به اندازه اخلاص ارزش دارد . هر چقدر اخلاص بيشتر باشد عبادت نيز با ارزشتر خواهد بود.نمازنيز يكي ازعبادات بلكه از اهمّ عبادات است و در صحت و مقبوليّت آن اخلاص و قصدتقرّب شرط است. در مورد نماز نيز مي‌شود گفت كه ارزش و قيمت نماز به اندازه وجود اخلاص است. پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) در اين مورد مي فرمايند: «صلاه الرجل تطوعاًحيث لايراه الناس تعدل علي اعين الناس خمساًوعشرين» [1]يعنی "نماز باميل و با رغبت دروني‌اگردرجائي‌خوانده شودكه مردم نبينند بيست وپنچ برابر نمازي است كه در جلوي چشم مردم خواند شود."

البتّه مراد اين نيست كه نماز ريائي نيز صحيح است بلكه مراد اين است نمازي كه براي خدا خوانده مي شود ولي مردم آن را مي بينند ارزش كمتري از نمازي‌كه دور از چشم مردم خوانده مي‌شود ، دارد. لازم به توضيح است كه اگر اقامه نماز دربين مردم موجب تشويق مردم به نماز ومستلزم تعظيم شعائر الهي گردد روشن است كه نماز درملأ عام بهتر است.همچنين نماز جماعت كه با مردم خوانده مي شود فضيلتش بمراتب از نماز فرادي كه در خلوت خوانده مي شود بيشتراست. مراد حضرت ، اين است كه درخلوت ، حضور قلب و اخلاص ممكن است براي نمازگزار بيشترحاصل شود و همين امر نماز را پرفضيلت مي كند. درهرحال نماز جزء عبادات است و صحت و فضيلتش به اخلاص و مقدارآن وابسته است.

)قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ([2] يعنی "بگو همانا نماز وت مام عبادت و زندگي ومرگ من همه براي خداوند پروردگار جهانيان است."

اخلاص در عبادت چيست ؟

اخلاص به معنى ( خالص كردن ، ويژه كردن ، ارادت صادق داشتن ...) است. بـر اساس اين معنى، مُخلِص كسى است ،كه طاعات و عبادات خود را از هرگونه آلودگى و آميختگى به غير خدا خالص كرده ، انگيزه اى جز تقرّب به درگاه خدا ندارد. از اين رو ، فقط بـه او دل مى بـنـدد وتعريف وتكذيب ديگران ، درنظرش يكسان است و هدف ازعبادت ، جلب رضايت خالق است نه كس ديگر.

حضرت علىu در اين باره فرمودند:«اَلْعِبادَةُ الْخالِصَةُ اَنْ لا يَرْجُوَ الرَّجُلُ إِلاّرَبَّهُ،وَلا يَخافُ إِلاذَنْبَهُ»[3]يعني "عبادت خالص آن است كه مرد جز به پروردگارش اميدوار نبوده و جز از گناه خويش نهراسد."

امام صادق u فرمودند :« لا يَصيرُالْعَبْدُ عَبْداًخالِصاً لِلّهِ عَزَّوَجَلَّ حَتّى يَصيرَالْمَدْحُ وَالذَّمُّ عِنـْدَهُ سَواءً »[4]يعني " انسان، بنده خالص خداى بزرگ نمى شود مگر اينكه تعريف وتكذيب (ديگران ) در نظرش يكسان باشد."

ارزش و اهمّيّت اخلاص

اخلاص، معيار ارزش عبادت ، مقامى از مقامات مقرّبان الهى وهدف دين است. هركس ‍آن را يافت ، مـوهـبتى الهى نصيبش گشته كه به وسيله آن به مقامات بزرگى خواهد رسيد . چرا چنين نباشد ، در حالى كه خداوند متعال ، بندگانش را به آن امر كرده ، مى فرمايد: ) فَادْعُوا اللّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ([5] يعنی " خدا را بخوانيد ، در حالى كه تنه ابراى او در دين اخلاص مى ورزيد ، اگر چه كافران را ناخوش آيد."

در سخنان پيشوايان معصوم ، تعابير گوناگونى ، از قبيل بهترين عبادت ، ثمره عبادت ، غايت دين ، عبادت مقرّبان الهى و مانند آن در باره فضيلت اخلاص آمده است . در اهميّت اخلاص همين بس كه شرط قبولى عمل است و اگردر عملى موجود نباشد ، بى هدف و بى نتيجه خواهد بود. از اين رو، حضرت علىu فرمودند: «مَنْ لَمْ يَصْحَبِ الاِْخْلاصُ عَمَلَهُ لَمْ يُقْبَلْ»[6]يعني" عمل هر كس كه با اخلاص همراه نباشد ، قبول نمى شود."

مراتب اخلاص

خالص كردن وپاكيزه نمودن عمل از غير خدا مراتبى دارد. هر چه درجه اخلاص بيشترباشد ، عمل ارزش بيشترى نزد خدا پيدا مى كند ، به هدف ومقصد نزديك تر شده و شخص را زودتر به كمال مطلوب خـود مى رساند و هر چه درجه اخلاص كمتر باشد ، به همان اندازه از ارزش عمل كاسته شده وشخص ازكمال مطلوب باز مى ماند و از اين رهگذر درجات مؤمنان درنزد خدا متفاوت خواهد بود ، چنانچه پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم ) فرمودند:« بِالاِْخْلاصِ تَتَفاضَلُ مَراتِبُ الْمُؤْمِنينَ »[7] يعنی"درجات مؤ منان به وسيله اخلاص برترى مى يابد."

اينك براى رعايت اختصار، سه مرتبه ازمراتب اخلاص را ذكر مى كنيم :

الف- خالص كردن عمل ، به دليل ترس از عذاب روز قيامت ،كه گرچه عمل مخلصانه است ، اما اين نوع عبادت ، عبادت بردگان است .

ب- اخلاص در عمل ، براى رسيدن به بهشت وآنچه درآن است مثل حورالعين ، قصرهاى بهشتى و مانندآن ؛ كه اين گونه مخلصانه عمل كردن نيز روش اجيران است.

ج- تصفيه عمل از هرنوع شايبه اى ، اعم ازطمع به بهشت ، ترس ازجهنم ، رضاى مخلوق و جلب قلوب آنه ا، طمع به مقاصد دنيوى و مانند آن ، كه فقط منظور رضايت خداست.

اين مرتبه كه بالاترين مراتب اخلاص مى باشد ، از آن كسانى است كه غرق درمحبّت ، عظمت و جمال الهى هستند وخدا را سزاوار پرستش يافته ، عبادتش مى كنند و اين عبادت ، عبادت آزادگان است.

راههاى كسب اخلاص

همان گونه كه ذكر شد، اخلاص ، پاكيزه كردن عمل از هر گونه آلودگى به غيرخداست و انسان مخلص ، در انجام عمل محرّكى غير از خداوند ندارد، فقط قصد تقرّب به خداست كه او را به كار وا مى دارد و بس. اين حالت ، مقام بسيار بزرگى است وكسى مى تواند ، به آن برسد كه غرق در محبّت خدا باشد ، بحدّى كه در دلش براى محبتّهاى دنيايى، جايى نبوده و اگر ازخوراك ، پوشاك ، مسكن و ساير امور مادى استفاده مى كند ، به خاطر لذّت بردن از آنها نباشد ، بلكه به خاطرآن باشد كه نيروى بيشترى براى عبادت خدا ، به دست آورد.

چه كنيم كه به اين درجه از اخلاص برسيم ؟

در سخنان پيشوايان معصوم عليهم السلام ، راههايى براى رسيدن به اخلاص بيان شده كه به اختصار ذكر مى كنيم :

الف- قطع طمع از غير خدا

امام باقر u در اين باره مى فرمايد:"بنده،پرستشگرواقعى خدا نمى شود،مگر آنكه از همه مخلوقات بريده و به اوبپيوندد،آن گاه خداوند مى فرمايد:اين عمل خالص براى من است و به كرمش آن را مى پذيرد.

ب- افزودن بر علم و يقين

حضرت على u در اين باره فرمودند: «ثَمَرَةُ الْعِلْمِ إِخْلاصُ الْعَمَلِ»[8]يعني" اخلاص عمل ، ثمره و ميوه علم است". يعنى هر چه آگاهى انسان از حقايق هستى بيشتر شود و به عظمت خالق و ناچيزى خود علم پيداكند ، اخلاص او بيشتر مى شود. و نيز فرمودند: «اِخْلاصُ الْعَمَلِ مِنْ قُوَّةِ الْيَقينِ»[9] يعني " اخلاص عمل از قوت يقين است."

ج- كم كردن آرزوها

امير مؤ منان در اين زمينه فرمودند: «قَلِّلِ الاْ مالَ تُخْلَصْ لَكَ الاَْعْمالُ»[10] يعني "آرزوهارا كم كن،تا اعمالت خالص گردد."

د- پرهيز از گناه و هواى نفس

پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم ) فرمودند: «تَمامُ الاِْخْلاصِ اجْتِنابُ الَْمحارِمِ»[11] يعني" دورى كردن ازكارهاى حرام كمال اخلاص است."

آثار اخلاص

اخلاص،آثار ارزنده اى درسعادت انسان دارد كه برخى از آنها به شرح زيراست :

الف- تقرّب به خدا

حضرت على u در اين باره فرمودند:«تَقَرُّبُ الْعَبْدِ إِلىَ اللّهِ سُبْحانَهُ بِإِخْلاصِ نِيَّتِهِ»[12] يعني" نزديك شدن بنده به خداى سبحان به سبب خالص كردن نيّت اوست."

ب- امدادهاى الهى

اثر ديگر رعايت اخلاص ، يارى ، پشتيبانى و امداد هاى الهى در زندگى فرد مخلص است. حضرت فاطمه زهراعليها السلام فرمودند: «مَنْ اَصْعَدَ إِلىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اءَهْبَطَ اللّهُ إِلَيْهِ اءَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ»[13] يعني" كسى كه عبادت خالصانه اش را به سوى خدا بالا بفرستد ، خداوند بهترين مصلحتش را به سوى او فرو خواهد فرستاد."

ج- بصيرت و حكمت

از ديگر آثـار رعايت اخلاص ، اعطاى روشن بينى ، بصيرت ،حكمت و معيارشناسايى حق و باطل از جانب خدا به فرد مخلص است ، بگونه اى كه اين اثر در تمام برخوردهاى او به روشنى ديده مى شود. چنانچه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم ) فرمودند: «ما اَخْلَصَ عَبْدٌ لِلّهِ عَزَّوَجَلَّ اَرْبَعينَ صَباحاً إِلاّ جَرَتْ يَنابيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ»[14] يعني"هيچ بنده اى براى خدا چهل روز اخلاص نورزيد،مگر اينكه چشمه هاى حكمت از قلب او،بر زبانش ‍ جارى گرديد."

همچنين حضرت على u فرمودند: «عِنْدَ تَحقيقِ الاِْخْلاصِ تَسْتَنيرُ الْبَصائِرُ» يعني"هنگام محقَقَ شدن اخلاص ، ديدگاهها نورانى مى شوند."

د- پيروزى و موفّقيّت

موفقيّت دركاره ا، يكى ديگر از آثار اخلاص است. حضرت علىu در اين باره فرمودند: « فى إِخْلاصِ النِّيّاتِ نَجاحُ الاُْمُورِ»[15] يعني" موفقيّت دركارها ، به خالص كردن نيّتهاست."

ه‍- هيبت و شوكت

انسان مخلِص بر اثر رعايت اخلاص ، چنان هيبتى به دست مى آورد كه حتى همه جنبندگان ، حيوانات وحشى و پرندگان نيز از هيبت وشوكت او مى هراسند ، چنانچه امام صادقu در اين باره فرمودند: «إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَخْشَعُ لَهُ كُلُّ شَىْءٍ وَيَهابُهُ كُلُّ شَىْءٍ ثُمَّ قالَ: إِذا كانَ مُخْلِصاً لِلّهِ اءَخافَ اللّهُ مِنْهُ كُلَّ شَىْءٍ حَتّى هَوامِّ الاَْرْضِ وَ سِباعِها وَطَيْرِ السَّماءِ»[16] يعني"همانا همه چيز براى مؤمن خشوع مى كند و او را بزرگ و با شكوه مى دارد . سپس فرمودند : هرگاه اعمال مؤمن، خالص برای خدا شد ، خداوند همه چيز را از او مى ترساند حتى جنبندگان و درندگان زمين و پرندگان آسمان را ."

خداى تعالى در حديث قدسى فرمود: «اَلاِْخْلاصُ سِرُّ مِنْ اءَسْرارى إِسْتَوْدَعْتُهُ قَلْبَ مَنْ اءَحْبَبْتُ مِنْ عِبادى»[17] يعني" اخلاص، سرّى از اسرار من است كه در دل بندگان محبوب خويش به امانت نهاده ام."

نشانه‏هاى اخلاص

از كجا مى‏توان فهميد كه عبادت‏مان خالصانه است؟ نشانه‏هاى اخلاص چند چيز است:

1. عدم توقّع از ديگران

اگر كار براى خداست ، انسان مخلص، چشم داشت تشكّر و قدردانى از غير خدا ندارد . اگر قدر نشناسى و ناسپاسى هم ديد ، باز در عمل خويش ثابت قدم و استوار است . اين نشانه آن است كه براى خدا كار مى‏كند.

سوره «هل اتى» در شأن حضرت على u و حضرت فاطمه سلام الله عليها و امام حسن u و امام حسين‏ u نازل شد ،كه سه روز روزه نذرى گرفته بودند ، و در هر سه روز ، افطار خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند و با آب ، افطار كردند. سخن اين خانواده با اخلاص، چنين بود ) إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَآءً وَلَا شُكُوراً([18] يعني"ما شما را به خاطر خدا طعام داديم ، و از شما پاداش و تشكّرى نمى‏خواهيم."

گاه كسى بدون چشم داشتِ مالى، خدمتى انجام مى‏دهد ولى در باطن دوست دارد اين را همة مردم بدانند و اذعان كنندكه بى مزد ورايگان كار مى‏كند واين با اخلاص سازگار نيست.اگر كسى از اين ناراحت شود كه ذكر خيرى ازديگران به ميان مى‏آيد و از اونه ، در واقع در اخلاصِ نيّت او خلل وارد مى‏شود.

2. توجّه به تكليف، نه عنوان مخلصان، بنده تكليف‏اند، نه اسير عنوان!

چه بسا كارهاى لازم كه بر زمين مانده ، وكسى سراغش نمي رود ، تنها به اين جهت كه عنوان مهمّ و معتبرى همراه ندارد.

اخلاص را از آنجا مى‏توان شناخت كه انسان تكليفش را - هر چه باشد - انجام دهد و كارهاى بزرگ و كوچك ، با عنوان و بى عنوان ، داراى نمود و آوازه ياگمنام و ناشناخته ، برايش يكسان باشد. اگر جز اين باشد ، رگه‏هايى از ناخالصى در نيّتش وجود دارد.

3. پشيمان نشدن

انسان مخلِص، ازكار نيكى كه كرده ، پشيمان نمى‏شود. چون نزد خدا پاداشش محفوظ است و به وظيفه هم هر چه بوده عمل كرده است. پس پشيمانى چرا؟

اگر به قصد قربت ، به ديدار كسى يا به مجلس ختم رفتيد ، امّا آنان متوجّه حضور شما نشدند و تشكّر نكردند، پشيمانى ندارد.اگر در اين شرايط از رفتن پشيمان شديد ، پاى اخلاصتان مى‏لنگد.

4. عدم تأثير استقبال يا بى اعتنايى

عدم تأثير بی اعتنائی ديگران بر اراده و عزم انسان هم نشان ديگرى از اخلاص است. اين نباشد كه چون كارتان مورد ستايش و استقبال قرار مى‏گيرد ، تشويق به‏ انجام آن شويد ، واين نباشد كه چون كارتان با بى‏اعتنايى و بى‏مهرى مردم روبرو شود سست شويد. اگر كار براى خداست نبايد تشويق و استقبال يا بى اعتنايى و عدم قبول مردم در انسان مخلص مؤثر واقع شود. اگر كار براى خداست نبايد تشويق و استقبال يا بى اعتنايى و عدم قبول مردم در انسان مخلص مؤثر واقع شود.

اميرالمؤمنين u در اين زمينه ، ضابطه وملاك جالبى به دست ما داده است. مى‏فرمايند:«لِلْمُرائِى ثَلاثُ عَلاماتٍ: يَكْسِلُ اِذا كانَ وَحْدَهُ يَنْشِطُ اِذا كانَ فِى النّاسِ وَ يَزيدُ فِى الْعَمَلِ اِذا كانَ اُثنِىَ وَ يَنْقُص اِذا ذُمَّ»[19] يعني"رياكار، سه علامت دارد: اوّل آنكه وقتى تنهاست ، با كسالت و بى‏حالى عمل مى‏كند. دوّم آنكه در حضور مردم ، نشاط دارد. سوّم آنكه اگر تعريفش كنند، مى‏افزايد و اگر ملامتش كنند، مى‏كاهد."

5 . يگانگى ظاهر و باطن

از نشانه‏هاى ديگر خلوص، همگونى ظاهر و باطن است. عملش در ظاهر با نيّتش در باطن يكسان باشد. گندم‏نماى جو فروش نباشد ، و همان بادكه نشان مى‏دهد ، «بود» و «نمود»ش يكى باشد.

حضرت على u فرموده است: «مَنْ لَمْ يَخْتَلِفْ سِرُّهُ وَ عَلانِيَتُهُ وَ فِعْلُهُ وَ مَقالَتُهُ، فَقَدْ اَدّىَ الاَمانَةَ وَاخْلَصَ الْعبادَة»[20] يعني" كسى كه ظاهر و باطنش و نهان وآشكارش و رفتار وگفتارش با هم اختلاف نداشته باشد ، او امانت الهى را ادا كرده و عبادت و بندگى را خالص ساخته است."

معرفت

هدف از خلفت بشر كسب معرفت است . )وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ( [21] . معرفت خدا انفع المعارف است چون خداوند متعال كمال مطلق است و تمام خوبي ها و زيبائي ها را بنحو اتمّ و اكمل داراست. فلذا شناخت خدا ، شناخت تمام كمالات وخوبيها و زيبائي هاست و انسان به اين دليل آفريده شده است كه آن معرفت را بدست آورد وخدا را بشناسد و به اسرار و اهداف خلقت پي‌ببرد و بداند كه خلقت هر مخلوقي بر اساس يك حكمت است. به عبارت ديگر، انسان صيّاد معرفت است ، خداي متعال تمام اسباب كسب علم و معرفت را به او عطا كرده و دستور داده است كه بايد دنبال كسب معرفت باشد. فلذا خواب عالم بهتر از عبادت عابد است وتفكّر يك ساعت عالم بهتر از عبادت شصت سال عابد است .عبادت عالم نيز چون همراه معرفت و شناخت انجام مي گيرد از فضيلت بيشتري بر خوردار خواهد بود. پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) مي فرمايند:« رَكْعَتَانِ مِنْ عَالِمٍ خَيْرٌ مِنْ سَبْعِينَ رَكْعَةً مِنْ جَاهِل »[22] يعنی" دوركعت نماز عالم افضل از هفتاد ركعت جاهل است." و فرمودند:« ركعه من عالم بالله خير من الف ركعه من متجاهل بالله» [23] يعنی "يك ركعت كسي كه به خدامعرفت دارد بهتر از هزار ركعت كسي است كه بخدا جاهل است."

پس يكي ازچيزهاي كه نماز انسان را با فضيلت مي‌كند و ارزش مي‌دهد ، معرفت انسان است ؛ وهركس معرفت بيشتردارد ، نماز با فضيلت تري اقامه مي‌كند. چراكه مي‌داند درمقابل چه كسي ايستاده وچه مي‌گويد وچه تكاليف بزرگي به دوش دارد. وآنگاه خوف وخشيت خدا و ابهت و عظمت الهي سراسر وجودش را فرامي‌گيرد. وقتي "الحمد لله" مي‌گويد ، با تمام وجود خدا را ثنا مي‌كند و هنگامي‌كه " ايّاك نعبد و ايّاك نستعين" مي‌گويد ، حقيقتاً خدا را مي‌پرستد و از او كمك مي‌خواهد. اين چنين نماز از ارزش بالایي برخوردار است.

نماز شخص باورع وپرهيزگار

يكي ديگر از اسباب ارزش دهنده نماز ، ورع و پرهيز گاري است. روشن است انساني كه دل و روحش آلوده به معصيت نشده و قبلش منوّر است به زودي با آن كمال مطلق وخداي متعال ارتباط برقرار مي‌كند و زود به آن درياي بي‌كران رحمت متصل مي‌شود. چون بستر اتصال، بانورانيّت دل است وآنهم مهيّاست.پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) فرمود:« ركعتان من رجل ورع افضل من سبعين ركعته من مختلط» [24]يعنی " دوركعت نماز مرد پرهيزكار، از هفتاد ركعت كسي كه عمل صالح و غير صالح را مخلوط مي كند ، افضل است."

حضور قلب

يكي ديگر ازچيزهاي كه به فضيلت نماز مي‌افزايد حضور قلب در نماز است. هر چقدر در هنگام نماز حضور قلب بيشتر باشد به همان اندازه نماز مورد قبول خداوند متعال واقع مي‌شود و در زندگي انسان تأثير بيشتري مي گذارد. منظور از حضور قلب اين است كه حواس و فكر نمازگزار متوجّه نماز باشد و ذهنش به دنبال دنيا و مسائل دنيوي نرود.حضور قلب داراي مراتب و درجات است نماز گزار به اندازه حضور قلبش از نماز بهره مي برد. به چند روايت دراين خصوص اشاره مي‌كنيم:

1- امام باقر u در اين خصوص مي فرمايند:« إِنَّ الْعَبْدَ لَيُرْفَعُ لَهُ مِنْ صَلَاتِهِ نِصْفُهَا أَوْ ثُلُثُهَا أَوْ رُبُعُهَا أَوْ خُمُسُهَا فَمَا يُرْفَعُ لَهُ إِلَّا مَا أَقْبَلَ عَلَيْهِ بِقَلْبِهِ » [25]يعنی " از بنده خدا ،گاهي نصف نمازش وگاهي يك سوم و ياي ك چهارم ويايك پنجم آن پذيرفته مي شود .بطور كلي از نماز ،آن مقدار كه با حضور قلب و تمركزحواس اقامه شده است، قبول مي شود."

2- پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) مي فرمايند:« إِذَا قُمْتَ فِي صَلَاتِكَ فَأَقْبِلْ عَلَى اللَّهِ بِوَجْهِكَ يُقْبِلْ عَلَيْكَ » [26]يعنی "هنگامي كه به نماز مي ايستي با تمام وجودت متوجّه پروردگار باش تاخداوند نيز متوجّه تو باشد."

3- امام صادق u مي فرمايند:« إِذَا اسْتَقْبَلْتَ الْقِبْلَةَ فَانْسَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا وَ الْخَلْقَ وَ مَا هُمْ فِيهِ وَ اسْتَفْرِغْ قَلْبَكَ عَنْ كُلِّ شَاغِلٍ يَشْغَلُكَ عَنِ اللَّه » [27] يعنی "زماني كه رو به قبله قرار گرفتي از دنيا و هر آنچه در آن است و ازخلق و تمام مخلوقات ، قطع اميد كن و قلب خود را ازهر آنچه تو را از خدا و ياد او غافل مي سازد و به خود مشغول مي نمايد تهي گردان."

4- امام سجاد u مي فرمايند:« إِنَّ الْعَبْدَ لَا يُقْبَلُ مِنْ صَلَاتِهِ إِلَّا مَا أَقْبَلَ عَلَيْهِ مِنْهَا بِقَلْبِه »[28] يعنی " نمازِ بنده نمازگزار پذيرفته نمي‌شود مگر به اندازه حضور قلب او در نماز."

5- امام صادق u مي فرمايند:« مَنْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ يَعْلَمُ مَا يَقُولُ فِيهِمَا انْصَرَفَ وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ ذَنْبٌ إِلَّا غُفِرَ لَه »[29] يعنی "كسي كه دو ركعت نماز را به جاي آورد و بداند كه در آن دو ركعت چه مي گويد در حالي نمازش را به پايان مي برد كه بين او و خدا گناهي‌ نمانده است مگر اين كه بخشيده است."

6- پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) به اباذر فرمودند:« يَا أَبَا ذَرٍّ ! رَكْعَتَانِ مُقْتَصَدَتَانِ فِي تَفَكُّرٍ خَيْرٌ مِنْ قِيَامِ لَيْلَةٍ وَ الْقَلْبُ سَاهٍ »[30] يعنی" اي اباذر! دوركعت نماز معمولي با تفكّر بهتر از عبادت يك شب با حالت غفلت است."



[1] - نهج الفصاحه ج2ص568

1-انعام آيه 162

2- غررالحكم 199

3 - بحارالأنوار ج70 ص294

4- غافرآيه 14

5 - غررالحكم 155

1 - مجموعةورام ج2ص119

1- غررالحكم 64

2-غررالحكم 61

3 - غررالحكم 155

4- بحارالأنوار 75 90

5- غررالحكم 93

6- بحارالأنوار ج 67 ص 249

7 - بحارالأنوار ، ج67 ، ص242

1- غررالحكم ، صفحه 93

2 - بحارالأنوار ج64 ص 305

3 - بحارالأنوار ج 67 ص 249

4 -دهرآيه 20

[19] -محجه البيضاء ج6ص144

[20] - نهج البلاغه نامه 26

1 - الذاريات 56

[22] - بحارالأنوار 1 208

[23] - نهج الفصاحه ج2ص568

[24] - نهج الفصاحه ج2ص568

[25] -ئسايل ج4روايت4541

[26] -بحارج84ص220

[27] -الانوار ج84ص220

[28] -مستدرك ج3روايت 3013

[29] -وسائل الشيعه ج5روايت 7102

[30] -اعلام الدين ص196

 
طراح و برنامه نویس: اکین