دعا(2) PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۰۸ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۷

 

« وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي‏ وَ لْيُؤْمِنُوا بي‏ لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ »[1] يعنی " و هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو:) من نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى‏خواند، پاسخ مى‏گويم! پس بايد دعوت مرا بپذيرند، و به من ايمان بياورند، تا راه يابند (و به مقصد برسند)."

احکام

- اگر کسی نداند يا جاهل باشد يا فراموش کند که آب وضوء مضاف است و وضوء بگيرد ، وضويش باطل است . همچنين اگر نداند يا جاهل باشد يا فراموش کند که آب وضوء نجس است يا حائل وجود دارد.

- بايد آب ، ظرف و مکان وضوء مباح باشد.

- اگر نداند يا جاهل باشد ويا فراموش کند که آب وضوء غصبی است و وضوء بگيرد ، وضويش صحيح است.

- اگر در رضايت مالک شک کند نمی تواند در آن تصرف کند.

- وضوء با آب مسجدی که پولش را نمی دهند و تصميم به ندادن گرفته اند و وضوء گيرنده هم می داند ، باطل است.

انقطاع از غير کمال انسان

نه تنها نقطه انقطاع که انسان از غير خدا منقطع و به خدا وصل شود ، نقطه اوج استجابت دعاست بلکه قله کمال انسان است. امروز که مربوط به علی (ع) است در انقطاع از غير به حدی رسيد که از انبياء عظام نيز سبقت گرفت. اگر حضرت آدم نتوانست از شجره منهيه بگذرد امام علی (ع) از نان جو که بر وی حلال بود سير نخورد. و اگر ابراهيم از خدای متعال درخواست نمود که چگون زنده شدن مردگان را به من نشان بده تا قلبم اطمينان پيدا کند ، حضرت علی (ع) فرمودند : « لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِينا.»[2]

او همواره از خدای متعال در خواست انقطاع از غير می کرد. خدای من را از غير قطع کن و به خودت وصل نما . « إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ.»[3] یعنی « : خداي من،‌ نهايت درجة بريدن از غير و پيوستن و روي نمودن به خودت را به من موهبت فرما و ديدگان دل ما را به نوري كه دل‌ها با آن به تو مي‌نگرند روشن فرما، تا ديدگان دل‌ها، حجاب‌هاي نوراني را بدرند و به معدن عظمت واصل شوند تا روح‌هاي ما، به عزّ قدس تو بياويزند.»

مقام بالاتر از انقطاع

امام علی (ع) به مقام بالاتر از انقطاع دست يافت . زيرا می فرمود :« إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ»[4] و می فرمود :« إِلَهِي مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ عِقَابِكَ وَ لَا طَمَعاً فِي ثَوَابِكَ وَ لَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك.»[5] و می فرمود:« مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَه‏»[6]

خطاب می کرد خدای متعال را و عرض می کرد :« إِلَهِي كَفَى بِي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَ كَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّا»[7]

در عشق به خدا به حدی رسيد در دعای کميل عرض کرد :« فهبني يا إلهي و سيدي و مولاي و ربي صبرت على عذابك فكيف أصبر على فراقك.»

زیباترين اعتکاف

روزی در ایام اعتکاف، حضرت علی(ع) در مسجد کوفه معتکف شده بودند. هنگام افطار عربی نزد ایشان آمد و حضرت مقداری از افطار خود را که از نان جو بود، به ایشان دادند. آن مرد آنرا نخورده و به طرف منزل امام حسن(ع) و امام حسین(ع) حرکت کرد و بعد از آن که با آنها هم غذا شد، عرض کرد: مردی غریبی را در مسجد کوفه دیدم که جز نان جو چیزی برای خوردن نداشت، خیلی دلم برایش سوخت. اگر اجازه بدهید کمی از این غذا را برای او ببرم. حسنین(ع) با شنیدن این جملات به گریه افتادند.

اگر علی (ع) به مقامی رسيد که جز خدا را نديد و شيفته خدای عالم شد ، خدای متعال نيز پاداش آن حضرت را داد که در آسمانها معروف گرديد. از پيامبر سوال شد :« بِأَيِّ لُغَةٍ خَاطَبَكَ رَبُّكَ لَيْلَةَ الْمِعْرَاجِ ؟ » فرمود :« بِلُغَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ » . از خدای متعال پرسيدم : خداوندا شما با من سخن می گویی یا علی بن ابیطالب؟

خداوند متعال فرمود: من مانند اشیاء نیستم با مردم مقایسه نمی شوم و نه با اشیاء وصف می شوم و نه با نقش و نگار. تو را از نور خود خلق نمودم و علی را از نور تو . و وقتی که به اسرار قلبت نگریستم کسی را محبوب تر از علی بن ابیطالب نزد تو نیافتم. بنابراین با زبان او با تو سخن گفتم تا قلبت مطمئن شود.[8]

غلام بنی نجار

روزی رسول خدا (ص) با عده ای از مسلمانان بیرون مسجد نشسته بودند در این هنگام چهار نفر سیاه پوست تابوتی را به سوی گورستان می بردند

پیامبر (ص) به آنان اشاره فرمودند: که جنازه را بیاورید، چون جنازه را آوردند، حضرت روی او را گشودند و فرمودند: ای علی این شخص ریاحی غلام سیاه پوست بنی نجار است.

حضرت علی (ع) فرمودند: هر وقت این غلام مرا می دید شاد می شد و می گفت: من تو را دوست دارم.

وقتی رسول خدا (ص) این سخن را شنیدند، برخاستند و دستور دادند جنازه را غسل دهند. سپس لباس خودشان را به عنوان کفن برتن مرده نمودند و برای تشییع جنازه وی به راه افتادند و در بین راه صدای عجیبی از آسمان بلند شد.

پیامبر (ص) فرمودند: این صدای نزول هفتاد هزار فرشته است که برای تشییع جنازه این غلام سیاه آمدند. سپس حضرت در قبر رفتند و صورت غلام را بر خاک نهادند و سنگ لحد را چیدند. وقتی کار دفن تمام شد، پیامبر (ص) به حضرت علی (ع) فرمودند: یا علی نعمت های بهشتی که بر این غلام می رسد همه بخاطر محبت و دوست داشتن توست.

پيامبر یه علی (ع) فرمودند :« يَا عَلِيُّ مَثَلُكَ فِي أُمَّتِي مَثَلُ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ )، فَمَنْ أَحَبَّكَ بِقَلْبِهِ فَكَأَنَّمَا قَرَأَ ثُلُثَ الْقُرْآنِ، وَ مَنْ أَحَبَّكَ بِقَلْبِهِ وَ أَعَانَكَ بِلِسَانِهِ فَكَأَنَّمَا قَرَأَ ثُلُثَيِ الْقُرْآنِ، وَ مَنْ أَحَبَّكَ بِقَلْبِهِ وَ أَعَانَكَ بِلِسَانِهِ وَ نَصَرَكَ بِيَدِهِ فَكَأَنَّمَا قَرَأَ الْقُرْآنَ كُلَّه‏.»[9]

امروز در خانه علی (ع) چه خبر است ؟

صبح امروز وقتی در حالی که سرش خونين بود و بدنش ناتوان شده بود از مسجد کوفه بيرون آوردند، به سمت طلوع خورشيد نگاه کرد و فرمود :« ای صبح تو شاهد باش که علی را فقط امروز دراز کشيده ديدی.»

آوردند خانه بچه ها دوربرش را گرفتند. بر حال علی (ع) گريه می کردند و امام آنها را آرام می کرد. امام حسن (ع) سر مبارک حضر را به آغوش گرفت و به شدت گريه کرد. حضرت چشمش را باز کرد و فرمود : حسنم این گریه ها برای چیست. فرزندم زین پس هیچ ناراحتی برای پدرت وجود نخواهد داشت. این جدت محمد مصطفی ص است و خدیجه س و فاطمه س و حورالعین اطرافشان منتظر قدوم پدرت می باشند، پس خوشنود باش. فرمود :« وَ اكْفُفْ عَنِ الْبُكَاءِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ قَدِ ارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُهُمْ إِلَى السَّمَاءِ يَا بُنَيَّ أَ تَجْزَعُ عَلَى أَبِيكَ وَ غَداً تُقْتَلُ بَعْدِي مَسْمُوماً مَظْلُوماً وَ يُقْتَلُ أَخُوكَ بِالسَّيْفِ هَكَذَا.» يعنی " از گریه دست بردار که صدای گریه ملائکه، آسمان را پر کرده است. فرزندم برای پدرت گریه می کنی در حالیکه فردا خودت به سم مظلومانه کشته می شوی و برادرت نیز به شمشیر کشته می شود."

يک بار ديد امام حسين (ع) خيلی بی تابی می کند خطاب کرد به حسين (ع) : يااباعبدالله انت شهيد هذه الامه فعليک بتقوی الله و الصبر علی بلائه.

 

 

[1] - بقره186

[2] - بحارالأنوار 40 153

[3] - بحارالأنوار 91 98

[4] - وسائل‏الشيعة 1 63

[5] - بحارالأنوار 41 14

[6] - الكافي 1 97

[7] - بحارالأنوار 74 402

[8] - بحارالأنوار 18 386

[9] - بحارالأنوار 31 445

 
طراح و برنامه نویس: اکین