مقام تسلیم PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۰۸ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۵

 

« وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي‏ وَ لْيُؤْمِنُوا بي‏ لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ »[1] يعنی " و هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو:) من نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى‏خواند، پاسخ مى‏گويم! پس بايد دعوت مرا بپذيرند، و به من ايمان بياورند، تا راه يابند (و به مقصد برسند)."

احکام

شستن صورت بار اوّل واجب و بار دوّم مستحب و بار سوم حرام است. مراد از شستن يک بار آب ريختن نيست بلکه شستن تمام صورت است. البته اسباغ وضوء مستحب است يعنی وضوء را کامل بگيری مانند استنشاق و مزمزه کردن و دعاهای لازم را خواندن.

مقام تسليم محض

همه ی عالم هستی عبد و مطیع خداوند عالم هستند . تمام آسمانها با ميلياردها ستارگان و سيارگان تسليم محض خدای عالمند. از آن روزی که خدای عالم آنها را آفريده است يک لحظه توقف نکرده اند. خورشيد با قطر يک ميليون و 400 هزار کيلومتر ،يعنی 109 برابر قطر زمين 5 میلیارد سال است که با دمای 15 میلیون درجه سانتیگراد می سوزد و 5 میلیارد سال نيز خواهد سوخت . خورشيد 5 ميليارد سال است که از فاصله 150 ميليون کيلومتر کره زمين را گرم می می کند که انسان در آن زندگی کند. ستاره شعری 20 برابر خورشيد است که يک ميليون برابر خورشيد از ما فاصله دارد ميلياردها سال است نورافشانی می کند و لحظه اس توقف نکرده است. تازه همه ی اينها در قبال عالم مجردات قطره ای در مقابل درياست . اين عالم همه مطيع خداست امام وقتی نوبت به انسانی که از يک قطره آب گنديده آفريده شده است ، می رسد نه تنها از دستورات خدای متعال اطاعت نمی کند بلکه خود را خدا می داند. اينجاست که عقل بشر از شدت عناد و لجاجت موجودی دو پا به نام انسان که از سايه خود می ترسد و پشه با آن کوچکی آرامش را از آو می گيرد و نه کمترين سرما را می تواند تحمل کند و نه کمترين گرما را ، ادعای خدائی می کند ، حيرت می کند.

همه عالم هستی عبد خدايند اما خدای متعال انسان را گرامی داشت که تو مختاری . اينجاست که گوهی همنوای مجوعه عالم شدند و طوق بندگی و تسليم در برابر خدا را به گردن گرفتند و عده ای طغيان نمودند.

انسان کامل آن بنده ای است تسليم محض است . اگر خدای متعال از او بپرسد چه می خواهي بگويد هرچه تو بخواهی .

اگر بپررسد چه می خوری بگويد هرچه را تو مصلحت بدانی . کارت چيست > هرچه را توبگوئی. يعنی هم تسليم محض و هم رضايت کامل.

غلامی که حد خورد علی (ع) را دعا می کرد

غلام سياهى را به خدمت على عليه السلام آوردند كه دزدى كرده بود. حضرت فرمود: اى اسود (سياه ) دزدى كردى ؟ عرض كرد: بلى يا على عليه السلام ، فرمود:قيمت آنچه دزديده اى به دانك و نيم مى رسد؟ عرض ‍ كرد: بلى ، فرمود: بار ديگر از تو مى پرسم اگر اعتراف نمايى (انگشت ) دست راست تو را قطع مى كنم

عرض كرد: بلى يا اميرالمؤ منين ؛ حضرت بار ديگر از وى پرسيد و او اعتراف كرد؛ به فرموده امام انگشتان دست راست او را بريدند.

غلام سياه انگشتان دست بريده را بر دست ديگر گرفته و بيرون رفت ، در حالى كه خون از آن مى چكيد.

عبدالله بن الكواء به وى رسيد و گفت : غلام سياه دست راستت را كى بريد؟

گفت : شاه ولايت امير مومنان پيشواى متقيان مولاى من و جميع مردمان و وصى رسول آخرالزمان .

ابن الكوا گفت : اى غلام ! دوست تو را بريده است و تو مدح و ثناى او مى كنى ؟

گفت : چگونه مدح او نگويم كه دوستى او با خون و گوشت من آميخته است ؟! آن حضرت دست مرا به حق بريد.

ابن الكوا به خدمت حضرت امير عليه السلام آمد و آنچه شنيده بود را معروض داشت حضرت فرمود: ما را دوستانى هستند كه اگر به حق قطعه قطعه شان كنيم به جز دوستى ما نيفزايد، و دشمنانى مى باشند كه اگر عسل به گلويشان فرو كنيم جز دشمنى ما نيفزايد.

پس حضرت امام حسن عليه السلام را فرمود:برو غلام سياه را بياور او رفت و غلام سياه بياور او رفت و غلام سياه را همراه خود آورد؛ حضرت فرمود: اى غلام من دست تو را بريدم و تو مدح و ثنايم مى كنى؟

غلام عرض كرد: مدح و ثناى شما را حق تعالى مى كند، من كه باشم كه مدح شما را كنم يا نكنم ! حضرت دست او را (به معجزه ) به جاى خود نهاد، رداى خود را بر وى افكند و دعايى بر آن خواند - بعضى گفته اند سوره حمد بود - فى الحال دست وى درست شد، چنانكه گويى هرگز نبريده اند»[2]

خدای متعال می فرمايد :«من لم يرض بقضائي و لم يومن بقدري، فليلتمس الها غيري»[3]يعنی " هركس به قضاي من راضي نيست و به تقدير من ايمان ندارد، پس درپي خدايي ديگر غيراز من باشد."

صبر حضرت ايوب

صبری که ايوب را متحير ساخت

زينب کبری که در دامن زهرا تربيت يافته بود طوری به مقام تسليم و رضا دست يافت که حضرت ايوب و ابراهيم را حيرت زده کرد.

 

[1] - بقره186

[2] - تحفة المجالس ص 133

[3] - توحيد صدوق/ ص 371

 

 
طراح و برنامه نویس: اکین