محبت خدا به بندگان
 
محبت خدا به بندگان PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۰۸ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۳

 

اوج مهر خدا به بندگان

در يكى از جنگها كه رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز در آن شركت داشت ، تابستان بود و هوا بسيار گرم ، كودكى از خانه بيرون آمده بود و در بيابان در برابر تابش شديد آفتاب ، بر اثر گرماى بسيار، سخت مى گريست ، مادرش (كه گويا براى كمك به رزمندگان آمده بود) در ميان آنها بود، ناگهان به ياد بچه اش افتاد و به اطراف نگاه كرد و او را ديد، با شتاب به سوى او رفت ، او را در آغوش ‍ گرفت ، و بعد روى ريگهاى سوزان جزيرة العرب خوابيد و بچه اش را روى سينه اش گرفت ، تا از رسيدن شدّت گرما به فرزندش بكاهد، و مادر در اين حال گريه مى كرد و مى گفت :«آخ كودكم ، آخ كودكم

منظره بقدرى جانسوز بود كه همه حاضران ، بى اختيار گريستند، رسول خدا صلى الله عليه و آله به سوى آنها آمد، آنها جريان را به آن حضرت ، عرض كردند.

پيامبر صلى الله عليه و آله مهر و دلسوزى آنها را ستود، و از اينكه اظهار دلسوزى كردند، خوشحال شد، سپس به آنها فرمود:«آيا شما از محبّت و مهر شديد اين مادر نسبت به فرزندش ، تعجب مى كنيد؟

عرض كردند: آرى .

فرمود:«حتما بدانيد خداوند متعال به همه شما مهربانتر است از اين زن ، نسبت به فرزندش

مسلمانان از اين بشارت ، بسيار شاد شدند و سپس دنبال كار خود رفتند.[1]

من به بندگانم مهربانتر از مادر هستم

جوانى بسيار مغرور و از خود راضى بود، همواره مادرش را رنج مى داد، بى مهرى او به مادر به جائى رسيد كه روزى مادرش را كه بر اثر پيرى و ضعف ، توان راه رفتن نداشت ، به كول گرفت و بالاى كوه بُرد و در آنجا گذاشت ، تا طعمه درّندگان بيابان شود، هنگامى كه مادر را در آنجا گذاشت و از بالاى كوه سرازير شد تا به خانه باز گردد، مادرش در اين فكر افتاد مبادا پسرم در مسير پرتگاه كوه بيفتد و بدنش خراش بردارد و يا طعمه درندگان گردد! براى پسرش چنين دعا كرد:

خدايا! پسرم را از طعمه درّندگان و از گزند حوادث حفظ كن ، تا به سلامت به خانه اش بازگردد.

از سوى خداوند به موسى عليه السلام خطاب شد! اى موسى ! به آن كوه برو و منظره مهر مادرى را ببين .

ببين مهر مادر چه ها مى كند جفا ديده اما دعا مى كند

 

 

موسى عليه السلام به آنجا رفت ، وقتى مهر مادرى را دريافت ، احساساتش به جوش و خروش آمد، كه به راستى مادر چقدر مهربان است ولى به زودى خداوند به او وحى كرد كه : اى موسى ! من به بندگانم مهربانتر از مادر هستم.[2]

مهربانی خداوند بر بندگان

« قُل يا عِبادِىَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ يَغْفِرُ الذُّنوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفورُ الرَّحيمُ .»[3]

اگر نيت عمل صالح کردی و نتوانستی اجام دهی او يک ث.اب می نويسد. اگر اناج دادی ده تا 70 برابر می نويسد . اگر نيت گناه کردی نمی نويسد. و اگر گناه کردی باز هفت ساعت نمینويسد. و اگر توبه نکردی يک گناه می نويسد. مضافا بر اين که در توبه همواره باز است.

مرد و شيطان

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد)

بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،

خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد

و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد:

(( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))،

از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.

مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف

مسجد ادامه می دهند.

همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست

می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند

و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند

که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.))

مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن

شما شدم.))

وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید

و به راهتان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید.

من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را

تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.

به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید.

من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم،

آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.

بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

 

پيامبر گريه كرد

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بر زنيكه آتش تنور روشن كرده بود و نان مى پخت گذشتند. اين زن طفلى داشت كه پهلوى خود نشانيده بود.

همينكه چشمش به آن حضرت افتاد عرض كرد: يا رسول الله شنيده ام كه شما فرموده ايد: ان الله ارحم بعبده من الوالده بولدها

يعنى خداوند مهربان تر است به بنده خود از مادر نسبت به فرزند خود.آيا راست است؟ گفت: بلى.

زن عرض كرد: مادر طفل خود را در اين تنور نمى اندازد خدا چگونه بنده خود را به جهنم مى برد؟

فبكى رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) و قال:

ان الله لا يعذب بالنار الا من انف ان يقول لا اله الا الله

پس رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) بنا كرد گريه كردن و فرمود:

خدا به آتش كسى را عذاب نمى كند مگر اينكه از گفتن لا اله الا الله پرهيز كند، يعنى تكبر كند.

 

امام صادق عليه السلام فرمود:« لا يمحض رجل الا يمان بالله حتى يكون الله أ حب إ ليه من نفسه و أ بيه و أ مه و ولده و أ هله و ماله و من الناس كلهم[4] يعنی " ايمان انسان به خدا ناب و خالص نباشد مگر آن كه خداوند را از خودش و پدر و مادر و فرزند و زن و مالش و از همه مردم بيشتر دوست بدارد."

 

 

[1] - صحيح بخارى : ج 8، ص 9 - صحيح مسلم : ج 8، ص 97.

[2] - سرگذشتهاى عبرت انگيز: ص 252.

[3] - زمر : 53

[4] - بحارالا نوار: ج 67، ص 24

 
طراح و برنامه نویس: اکین