اوصاف چهارگانه قرآن(3) PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۰۸ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۰

 

«يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنين‏»[1]

احکام

کسی که بدون تقليد يا بدون احتياط عمل می کند ، برخی از فقهاء می گويند عملش مطلقا باطل است و برخی می گويند در صورتی که مطابق فتوای آن مجتهدی که بايد از آن تقليد کند نباشد باطل است.

عمل جاهل مقصر ملتفت باطل است ولو مطابق واقع باشد.

عمل جاهل قاصر و مقصر در صورتی که در حين عمل غافل باشد و بتواند قصد قربت کند ، در صورت تطابق صحيح است.

اگر از کسی تقليد کند که جامع شرائط نبوده است ، مانند کسی است که تقليد نکرده است.

اوصاف قرآن

يکی از ويژگيهای قرآن هدايت است. قبل از ورود به مطلب ذکر دو نکته لازم است:

نکته اوّل : هدايت يک بار تقسيم می شود به هدايت تکوينی و هدايت تشريعی و يکبار تقسيم می شود به هدايتی که ارائه الطريق است و هدايتی که ايصال به مطلوب است.

هدايت تکوينی هدايتی است که خدای متعال در هستی قرار داده و در آفرينش موجودات است و تخلف پذير نيست. و هدايت تشريعی راهنمائی کردن بواسطه قانون است که اختيآری و تخلف بردار است.

هدايت به معنای ارائه الطريق نشان دادن راه است و هدايت به معنای ايصال به مطلوب به مقصود رساندن است.

نکته دوّم : قرآن كریم انسان را سالك به سوی مقصد ابدی می‌داند: «یا اَیُّهَا الاِنسانُ انّكَ كادِحٌ اِِلی ربِّكَ كَدحاً فَمُلاقیهِ»[2] و سلوك، بدون راه و همراه و خرجی راه و رهبر و راهنما و... نخواهد بود، و تعدد امور یاد شده در راههای اعتباری یا حقیقی مادی و انفكاك آنها از هم رواست، لیكن در راه حقیقی و الهی كه راه از درون رهرو، بیرون نیست و سَیْر او در عقیده و اخلاق و اعمال است كه همگی از شئون هستی او بشمار آمده و در آینده‌ی نه چندان دور، از حال به ملكه تبدیل شده و از عرض به جوهر تغییریافته، و از عَرَضی به ذاتی درآمده و از بیرون به درون وجود ـ نه مفهوم و ماهیت ـ راه یافته و مقوّم وجودی وی شده و سرانجام در قیامت، صورت ظاهر همتای سیرت باطن شده و هر كسی برابر با سریره‌ی جوهری خویش محشور می‌گردد، متصور نیست یعنی راه و رونده و همراه و خرجی راه و منازل بین راه و پایان راه همه و همه یكی است كه خدای سبحان توسط پیامبران معصومش آن را تعلیم و تهذیب می‌نماید، و غیر از ذات اقدس خداوند احدی شایسته‌ی هدایت انسان نخواهد بود، زیرا دیگران بدون هدایت راهنما ذاتاً هدایت شده نخواهند بود، و موجودی كه ذاتا هدایت شده نیست و نیازمند به هدایت است توان راهنمائی دیگران ندارد.

قرآن که هادی است و کتاب هدايت است ، هدايتش تشريعی و ارائه الطريق است. راه را نشان می دهد و راهنمائی اش از طريق وضع قانون است. بنابراين انسان در انتخاب را مختار است و می تواند تخلف کند.

بنابراين روشن است هدايتی که اينگونه باشد هرکس را هدايت نمی کند بلکه آنهائی را هدايت می کند که اوّلا آمادگی داشته باشند. «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِين.»[3] خطاب به پيامبر (ص) می فرمايد «إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِين »[4]

هدايت يافتن زن آمريکائی توسط قرآن

در يكي از شهرهاي « آمريكا» زني مسلمان شده بود، در حالي كه در آن شهر، مسلمان ديگري وجود نداشت تا به او درس اسلام بياموزد. وقتي خبرنگاران براي تهيّه خبر به او مراجعه كردند. آن زن داستان ايمان آوردن خود را چنين تعريف كرد:« من در يك خانواده ي مسيحي زندگي مي كردم كه هيچ اسمي از اسلام در آن برده نشده بود و هيچ كدام از افراد خانواده درباره ي اسلام چيزي نمي دانستند هنگامي كه كودك بودم، هوش سرشار و استعداد فوق العاده اي كه خداوند به من داده بود، همه را به تعجّب مي انداخت. در آن هنگام من از انجام كارهاي زشت و ناروا خودداري مي كردم و با اين كه در اين كشور، زن چادري و باحجاب وجود ندارد، امّا من از همان هنگام كودكي، از اين كه بدنم را به ديگران نشان بدهم، ابا داشتم، به همين خاطر تن پوشي براي خودم درست كرده بودم كه سر، دست ها و پاهايم را مي پوشانيد. بالاخره چند سال قبل، شبي در خواب ديدم كه مردي روحاني و عبا به دوش به من فرمود:« من از سمتِ شرق مي آيم» آن گاه كتاب مباركي را كه در دست داشت به من نشان داد و فرمود:« راه نجات و سعادت تو در اين كتاب است.» از خواب بيدار شدم و سه سال به دنبال آن كتاب، تمام كتابخانه ها را گشتم، شايد آن را بيابم ولي موفّق نشدم. روزي يك مسلمان هندي را ديدم پرسيدم از كجا مي آيي؟ گفت:« از هند مي آيم و مسلمان هستم» من خواب خود را براي او تعريف كردم. او بعد از شنيدن سرگذشت من، دست در جيبش كرد و كتابي درآورد. ديدم همان كتابي است كه در خواب ديده ام پرسيدم اين چه كتابي است؟ گفت:« اين قرآن است كه خداوند بر آخرين پيامبرش حضرت محمّد (ص) نازل نموده است.» سپس آن كتاب را به عنوان هديه به من داد. پس از مدّتي ترجمه انگليسي قرآن را به دست آوردم. ديدم همان چيزهايي را كه فطرت و عقل به من حكم مي كردند، در قرآن نيز همان دستورات آمده است.

نابود شدن ارتش ترکيه و اسرائيل در اثر اهانت به قرآن

نشريه اردني «شيحان» در تاريخ ششم دسامبر 1999 برابر با 16 آذر، در بخش خبري خود اقدام به درج بخش هايي از سخنان عبدالمنعم ابوزنط، از نمايندگان اسلامگراي اردن نمود كه در مسجد مصعب بن عمير در استان «مادبا» در رابطه با علت وقوع زلزله اخير [زلزله اول] در تركيه ايراد كرده بود. به نوشته نشريه «شيحان» عبدالمنعم در اين جلسه سخنراني به صراحت اعلام كرد كه علت وقوع زلزله تركيه، برپايي مجلس رقصي در يك پايگاه نظامي تركيه واقع در سواحل درياي مديترانه بوده كه در اين مجلس گروهي از ژنرالها و بلند پايگان نظامي اسرائيلي، آمريكايي و تركيه اي، حضور داشتند. در اثناء اين مجلس رقص و پايكوبي يك نظامي عاليرتبه تركيه اي قرآني را بدست گرفته و در حال مستي شروع به پاره نمودن و پرتاب آن به زير پاي رقاصه ها نمود و با نعره اي مستانه گفت: كجاست خدايي كه قرآن را حفظ كند؟ نشريه صبح كه اين خبر را نقل كرده است در ادامه مطلب مي افزايد: به دنبال درج اين خبر، مردم اردن در تماس با مسئولان نشريه «شيحان» خواستار انجام گفت و گوي نشريه با ابوزنط شدند تا اين رخداد به صورت مشروح تري بازگو شود. عبدالمنعم ابوزنط در اين گفت و گو به نقل از يكي از افسران مسلمان تركيه كه از حادثه زلزله جان سالم به در برده است، اعلام كرد: در مراسمي كه به مناسبت بازنشستگي گروهي از نظاميان عاليرتبه تركيه اي در يكي از پايگاه هاي دريايي تركيه برپاگرديد، تعدادي از نظاميان عالي رتبه اسرائيلي و آمريكايي به همراه يك گروه از خوانندگان و نوازندگان مشهور اسرائيلي در مجلس حضور يافته بودند. در اثناء اين مراسم يكي از ژنرالهاي ارتش تركيه درخواست قرآني از يكي از سرهنگهاي حاضر در جلسه كرد. سرهنگ پس از آوردن يك جلد از كلام الله مجيد، به دستور ژنرال تركيه اي مكلف به خواندن آياتي از قرآن شد. سرهنگ در آن جلسه شروع به تلاوت آياتي كرد. سپس ژنرال تركيه اي از او خواست تا به تفسير آيات قرائت شده بپردازد كه در اين ميان، سرهنگ به دليل عدم آشنايي با معارف و معاني كلام وحي، از ترجمه و تفسير آيات مزبور عذر خواهي كرد. در اين هنگام ژنرال تركيه اي با عصبانيت و در حالي كه نعره مي زد: كجاست كسي كه اين قرآن را نازل كرده و در كتابش گفته ما قرآن را فرستاديم و ما آن را محافظت خواهيم كرد، بيايد و از كتابش دفاع كند؟، قرآن را از سرهنگ گرفته و شروع به پاره كردن صفحات و اوراق قرآني كرده و آنها را به زير پاي رقاصه هاي حاضر در مجلس ريخت. « ابوزنط» در ادامه اين گفت و گو اظهار داشت: سرهنگ حاضر در مجلس، در اين هنگام دچار ترس و اضطراب شديد شده و به سرعت از مجلس خارج شد و خود را به بيرون پايگاه نظامي رساند كه در اين هنگام مشاهده مي كند عذاب الهي در حال نزول است. اين سرهنگ در توصيف آن واقعه دهشتناك مي گويد: ناگهان نور شديد قرمز رنگي را مشاهده كردم كه تمام فضاي منطقه را فراگرفته و در يك لحظه دريا شكافته شد و همراه با انفجاري شديد شعله هاي آتش به سوي آسمان زبانه كشيد و لحظاتي بعد به دنبال زلزله اي شديد منطقه را فرا گرفت. اما نكته قابل توجه و تأمل تر آن است كه تاكنون گروههاي تفحص و تجسس آمريكا، اسرائيل و تركيه اي نتوانسته اند اثري از بقاياي اجساد نظاميان خود از اين پايگاه نظامي بيابند! در همين حال سردبير نشريه «شيحان» مي گويد: اطلاعات ديگري هم در اين ارتباط وجود دارد كه به برخي از آنها در نشريات تركيه، اشاره شده است. در پايان اين گفت وگو، شيخ ابوزنط در توصيف اين سرهنگ تركيه اي كه از اين عذاب الهي جان سالم به در برده، مي گويد: سرهنگ مذكور كه داراي تحصيلات عاليه مي باشد به جهت حفظ جان خود و رعايت مسايل امنيتي و ترس از حكومت لائيك ها، حاضر به معرفي خود در محافل عمومي نشده است. در عين حال، افراد آگاه و مطلعي كه به اين پايگاه نظامي رفت و آمد داشته، مي گويند: تعداد نيروهاي حاضر در اين پايگاه اعم از سربازان، گارد حفاظت، فرماندهان و گروههاي رقاصه، حدود سه هزار نفر بوده اند كه تمامي آنان در ميان شعله هاي عذاب سهمناك الهي معدوم شده اند. شيخ ابوزنظ سخنان خود را با قرائت آيه اي از كلام وحي به پايان برد كه فرمود: و اذا اردنا ان نهلك قريه امرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمرناها تدميرا ( هنگامي كه ما بخواهيم ساكنان شهري را به هلاكت برسانيم به سرمستان ( از پول و مقام و شهرت) آنان امر مي كنيم كه به فسق و فجور بپردازند، آنگاه وعده عذاب الهي محقق مي شود و آن شهر را درهم مي پيچيم .

در هدايت دوشرط لازم است

در باب هدايت دو شرط لازم است اول هادى بايد تام الفاعليه باشد در هدايت كردن دوم مهتدى بايد تام القابليه باشد در قبول هدايت. خداوند متعال اسباب هدايت بشر را بلكه جن و انس را از هر جهت تمام فرمود چه اسباب تكوينى اعطاء عقل كه مميز بين حسن و قبح و خير و شر و نفع و ضرر و سعادت و شقاوت باشد و چه اسباب تشريعى از ارسال رسل و انزال كتب و جعل احكام و بيان مواعظ و نصايح و نصب خلفاء و ائمه و جعل علماء و مبينين احكام و اعطاء توفيق و غير اينها لكن شرط دوم كه قابليت محل باشد غالبا مفقود است زيرا زمين قلب كه سياه باشد و قساوت گرفته باشد و عناد و عصبيت و تسلط شيطان و متابعت هواى نفس و حب دنيا و جاه زمين قلب را از قابليت مياندازد چشم قلب كه كور باشد حق و باطل را تميز ندهد سحر را با معجزه فرق نگذارد گوش قلب كر باشد پنبه غفلت و خودخواهى او را پر كرده باشد زبان قلب كه لال باشد اقرار بحق نكند قابل هدايت نيست.

بر سيه دل چه سود خواندن وعظ نرود ميخ آهنين بر سنگ‏

و ثانياً هدايت قرآنی را بپذيرند. يعنی در عمل هدايت قرآنی را عمل کند.

وقتی حضرت آدم (ع) قرار شد به زمين بياید خدای متعال خطاب به آن و همسرش فرمود :« قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون.»[5] اينکه می فرمايد « فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ» يعنی مجرد آمدن هدايت کافی نيست و سعادت انسان را به دنبال ندارد بلکه بايد شما از هدايت تبعيت کنيد.

انسان در انتخاب راه مختار است. خدای متعال می فرمايد « فَرِيقاً هَدى‏ وَ فَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُون.»[6]

خدای متعال هيچ کوتاهی نکرده است اين مائيم که بايد زمينه هدايت را در خودمان بوجود آوريم. در هر نماز از خدای متعال هدايت می خواهيم. خدايا ما را لايق هدايـهای قرآن قرار بوده از آنهائی که گمراهند و از آنهائی که مغضوبند قرار نده.

اين جمله قرآن خيلی مهم است « إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُون.» گروهی خود را مسلمان می دانند ولی بنده شيطان هستند و اين را نمی دانند همين گروه در عالم اسلام جنايات بسياری مرتکب شده اند که يکی از آنها حادثه کربلاست.

 

 

 

[1] - یونس 57

[2] - انشقاق، آیه‌ی 6

[3] - بقره 2

[4] - قصص 56

[5] - بقره 28

[6] - اعراف 30

آخرین به روز رسانی در جمعه ۰۸ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۹
 
طراح و برنامه نویس: اکین