چهار توصیه حضرت علی (ع) - به اندزه عمرت در دنیا برای دنیاکارکن)5( PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰۸:۵۲

به اندازه عمرت در دنيا برای دنيا کار کن

از حضرت امير u در مورد علم سوال شد ، حضرت فرمودند : علم چهار کلمه است:

1- « أن تعبد الله بقدر حاجتك إليه .» خدا را به اندازه نيازت به خدا عبادت کن.

2- « و أن تعصيه بقدر صبرك على النار .» به اندازه صبرت بر آتش گناه کن.

3- « و أن تعمل لدنياك بقدر عمرك فيها.» به اندازه عمرت در دنيا برای دنيا کار کن.

يکی از دغدغه های مؤمنين اين است که آيا در اين دنيا بايد تلاش کرد و فعاليت نمود يا نه ؟ اين سوال به دليل ايجاد شده است که ما برای عبادت خلق شده ايم و بايأ عمر خود را در عبادت سپری کنيم. اين سخن که ما برای عبادت خلق شده ايم ، سخن درستی است ولی بايد عبادت را معنا کنيم که چيست ؟ هرکاری که برای خدا صورت گيرد و برای آبادانی آخرت صورت گيرد و برای رشد و توسعه معنويت در وجود انسان صورت يابد ، عبادت است. بنابراين کار و تلاش در دنيا نيز می تواند يکی از عبادتهای مهم باشد. همانطوريکه تلاش برای تأمين نياز های خانواده از راه حلال ، مانند جهاد در راه خدا حسب شده است.

ولی در اينجا اين سوال مطرح است که می خواهيم دنيای خود را نيز آباد کنيم اما چقدر بايد برای آبادانی دنيا تلاش کرد ؟ حضرت امير يک نسخه شفا بخش می دهد که « أن تعمل لدنياك بقدر عمرك فيها» به اندازه زندگی در دنيا برای دنيا کار کن. آيا مراد اين است که اگر مثلا شما که هشتاد سال در اين دنيا زندگی می کنی ، اگر به اندازه هزينه هشتاد سال را جمع کردی ، ديگر کار نکن و بخواب و اگر کار کردی و تلاش نمودی و برای فرزندان خود ارث و ميراث زياد گذاشتی ، کار بدی کرده ای ؟ قطعا مراد اين نيست . بلکه مراد اين است که برای دنيا به اندازه عمرت همت داشته باشد و دنيا را معيار تلاش خود قرار نده . دنيا فانی است . مواظب باشد دنيا تو را فريب نکند. وقت نماز است چرا از مغازه به مسجد نمی آیی ؟ برای زندگی سرمايه داری ، چرا ربا می گيری ؟ خدای متعال روزی تو را ملتزم شده است چرا از ترس اينکه ثروتت کم شود ، خمس و زکات نمی دهی ؟

مراد اين است که عمرت در دنيا بسيار اندک است ، مواظب باشد اين عمر اندک تو را از زندگی جاودانه آخرت غافل نکند ، و آخرتت را جهنم نکند.

در شعر منسوب به علی (ع) آمده است: انَّمَا الدُّنيا فَناءٌ لَيسَ لِلدُّنيا ثُبوتُ إنَّمَا الدُّنيا كَبَيتٍ نَسَجَتهُ العَنكَبوتُ ولَقَد يَكفيكَ مِنها أيُّهَا الطّالِبُ قوتُ وَلَعَمري عَن قَليلٍ كُلُّ مَن فيها يَموتُ يعنی " جز اين نيست كه دنيا فانى است دنيا را پايندگى نيست . دنيا ، همانند خانه‏اى است كه عنكبوت آن را بتَنَد . تو را از دنيا بسنده كند اى دنياجوى، قُوتى . به جانم سوگند كه به‏زودى هركه در آن است ، مى‏ميرد ."

آن حضرت فرموده است:« إنَّ الدُّنيا ظِلُّ الغَمامِ ، وحُلُمُ المَنامِ ، وَالفَرَحُ المَوصولُ بِالغَمِّ ، وَالعَسَلُ المَشوبُ بِالسَّمِّ ، سَلاّبَةُ النِّعَمِ ، أكّالَةُ الاُمَمِ ، جَلاّبَةُ النِّقَمِ.» يعنی " دنيا ، سايه ابر است، خوابى است كه خفته مى‏بيند، شادىِ پيوسته به غم و شهد آميخته به شرنگ است؛ رباينده نعمت‏ها خورنده ملّت‏ها و جلب كننده رنج و عذاب‏هاست."

امام سجاد (ع) می فرمايد:« إنَّ جَميعَ ما طَلَعَت عَلَيهِ الشَّمسُ في مَشارِقِ الأَرضِ ومَغارِبِها ـ بَحرِها وبَرِّها وسَهلِها وجَبَلِها ـ عِندَ وَلِيٍّ مِن أولِياءِ اللّه‏ِ وأهلِ المَعرِفَةِ بِحَقِّ اللّه‏ِ ، كَفَيءِ الظِّلالِ.» يعنی "همه آنچه خورشيد بر آن طلوع كند ، در خاوران و باختران زمين ـ از درياها و خشكى‏هايش و دشت‏ها و كوه‏هايش ، در نزد هر يك از اولياى خدا و به نزد آنان كه خدا را به درستى مى‏شناسند، همانند جا به جا شدن سايه‏هاست."

روايت شده است كه سليمان بن داوود عليهماالسلام با گروه همراه خود مى‏رفت ، در حالى كه پرندگان بر او سايه افكنده بودند و جنّيان و آدميان ، از راست و چپ او حركت مى‏كردند. بر عابدى از عابدان بنى اسرائيل گذشت . عابد گفت: اى پور داوود! به خدا سوگند كه خداوند ، سلطنت با عظمتى به تو عطا كرده است . سليمان عليه‏السلام كه سخن او را شنيد، گفت: «يك ذكر سبحان اللّه‏" در كارنامه مؤمن ، بهتر از آن چيزى است كه به پورِ داوود داده شده است؛ زيرا آنچه به پور داوود داده شده ، مى‏رود و ذكر تسبيح مى‏مانَد.

امام زين العابدين عليه‏السلامفرمودند العَجَبُ كُلُّ العَجَبِ لِمَن عَمِلَ لِدارِ الفَناءِ ، وتَرَكَ دارَ البَقاءِ.» يعنی " شگفتا ، بس شگفتا از آن كه براى سراى نيستى مى‏كوشد و بر سراى ماندگارى چشم مى‏پوشد.»

مراد اين است که برای دنيايت به اندزه ای کارکن که آخرتت از دست نرود. دنيا می رود و اگر هم باشد بسيار اندک است. حضرت امير(ع) در نهج البلاغه می فرمايد :«عِبَادَ اللَّهِ أَيْنَ الَّذِينَ عُمِّرُوا فَنَعِمُوا وَ عُلِّمُوا فَفَهِمُوا وَ نُظِرُوا فَلَهَوْا وَ سُلِّمُوا فَنَسُوا أُمْهِلُوا طَوِيلًا وَ مُنِحُوا جَمِيلًا وَ حُذِّرُوا أَلِيماً وَ وُعِدُوا جَسِيماً احْذَرُوا الذُّنُوبَ الْمُوَرِّطَةَ وَ الْعُيُوبَ الْمُسْخِطَةَ أُوْلِي الْأَسْمَاعِ وَ الْأَبْصَارِ وَ الْعَافِيَةِ وَ الْمَتَاعِ هَلْ مِنْ مَنَاصٍ أَوْ خَلَاصٍ أَوْ مَعَاذٍ أَوْ مَلَاذٍ أَوْ قَرَارٍ أَوْ مَجَازٍ أَمْ لَا فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ أَمْ أَيْنَ تُصْرَفُونَ أَمْ بِمَا ذَا تَغْتَرُّونَ وَ إِنَّمَا حَظُّ أَحَدِكُمْ مِنَ الْأَرْضِ ذَاتِ الطُّولِ وَ الْعَرْضِ قِيدُ قَدِّهِ مُتَعَفِّراً عَلَى خَدِّه‏.»[1]

باز می فرمايد:«ِ أَ مَا رَأَيْتُمُ الَّذِينَ يَأْمُلُونَ بَعِيداً وَ يَبْنُونَ مَشِيداً وَ يَجْمَعُونَ كَثِيراً أَصْبَحَتْ بُيُوتُهُمْ قُبُوراً وَ مَا جَمَعُوا بُوراً وَ صَارَتْ أَمْوَالُهُمْ لِلْوَارِثِينَ وَ أَزْوَاجُهُمْ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَا فِي حَسَنَةٍ يَزِيدُونَ وَ لَا مِنْ سَيِّئَةٍ يُسْتَعْتَبُون‏.»[2]

باز خطاب به مردگان می فرمايد:« يَا أَهْلَ التُّرْبَةِ وَ يَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُكِحَتْ وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ فَهَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا وَ لَيْتَ شِعْرِي مَا عِنْدَكُمْ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ وَ قَالَ لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِي الْجَوَابِ لَقَالُوا إِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى[3]

اگر عاقبت اين است چرا بايد خودم را بکشم و چرا و بايد حلال و حرام را رعايت نکنم و چرا بايد اين قدر غم دنيآ را بخورم؟



[1] - بحارالأنوار ج : 74 ص : 432

[2] - شرح‏نهج‏البلاغة 8 269

[3] - من‏لايحضره‏الفقيه 1 179

 
طراح و برنامه نویس: اکین