توصیه خداوند به حضرت موسی (ع) - ذکر بسم الله (13) PDF چاپ نامه الکترونیک
يكشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۵۹

متن سخنرانی حجه الاسلام صفری در ماه مبارک رمضان سال 91

شروع هر کار با بسم الله

شيطان به پيامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) عرض کرد ششمين خصلت امت تو که من توان ديدنش و تحملش را ندارم اين است که آنها در ابتدای هرکاری بسم الله الرحمن الرحیم می گويند.

برای توضيح اين مطلب با يد مقدمه ای را عرض کنم:

انسان موجود کمال خواه

خدای متعال انسان را طوری آفريده است که بدون اعتقاد به خدای متعال نمی تواند زندگی کند. و تمام انسانها کمال خواه و دنبال کمال هستند و کمال نهائی و کمال مطلق خدای متعال است. و تمام انبياء نيز برای رساندن انسان به خدای متعال و معرفی راه رسيدن به خدای متعال را به انسان ، مأموريت دارند.

منتهی به علل و عوامل مختلف بعضی از انسانها خدای متعال را پيدا می کنند و آن را شناخته ، نه تنها عبد بلکه عاشق او می شوند و بعضی ديگر گمراه گرديده ، غير خدا را خدا می پندارند و دست اوّل بنده خدای واحد و دسته دوّم ، بنده ارباب متعدد می شوند.

در حديث قدسی وارد شده است :« مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیتُه وَ مَن عَلی دِیتُه وَ اَنَا دِیتُه.» يعنی " هرکس من را طلب می‌کند می‌یابد مرا، و کسی‌که مرا یافت، می‌شناسد مرا، و کسی‌که من را دوست داشت، عاشق من می‌شود و کسی‌که عاشق من می‌شود، من عاشق او می‌شوم و کسی‌که من عاشق او بشوم، او را می‌کشم و کسی‌که من او را بکشم، خون‌بهایش بر من واجب است، پس خون‌بهای او من هستم."

همين انسان اگر خدای واحد را نشناسد و پيدا نکند ، چون بدون خدای نمی تواند بماند خدايان متعدد برای خود انتخاب می کند. حضرت يوسف (ع) به هم زندانی خود که مشرک بودند گفت :« يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَاَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّار.» انسان اگر خدا را پيدا نکند آنقدر سقوط می کند که نفس خود را خدای خويش برمی گزيند.« أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواه‏.» و بعضی درهم و دينار را خدای خويش انتخاب می کند. و يا به جائی می رسد که خودش را خدای بزرگ معرفی می کند.

بنابراين جلوی پای انسان بيش از دو راه وجود ندارد يا خدا را می يابد و او را بندگی حقيريالی می کند و يا خدايان متعدد بر می گزيند و بنده آنها می شود. اگر خدای زمين و آُسمانها را پيدا کرد و بنده او شد ، در اين دنيا به حريت می رسد و در آخرت نيز به سعادت دست می يابد. و اگر خدای خويش را فراموش کرد و خدايان قلابی را بر گزيد به هزاران محدوديت ها و ناگواريها مبتلا می شود که خدای متعال می فرمايد :« « وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏ ، قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَني‏ أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصيراً ، قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى.»

بنابراين حيات انسان به عنوان خليفه خدا ، ذکر است يعنی اينکه دلش با ياد خدا زنده باشد و دلی در آن خدا نيست ، دل انسان نيست. امام علی (ع) می فرمايد: «اَلذِّكرُ يونِسُ اللُّبَّ وَيُنيرُ القَلبَ وَيَستَنزِلُ الرَّحمَةَ .» يعنی " ياد خدا عقل را آرامش مى دهد، دل را روشن مى كند و رحمت او را فرود مى آورد.."[1]

پيامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند :« مَن أَطاعَ اللّه  عَزَّوَجَلَّ فَقَد ذَكَرَ اللّه  وَإِن قَلَّت صَلاتُهُ وَصيامُهُ وَتِلاوَتُهُ لِلقُرآنِ.» [2] يعنی " هر كس خداى عزوجل را اطاعت كند خدا را ياد كرده است، هر چند نماز خواندن و روزه گرفتن و قرآن خواندنش اندك باشد."

اطاعت غير از عبادت است. انسان بايد مطيع خدا باشد يعنی هرچه او گفته از آن اطاعت کند. شيطان گفت اگر سجده بر آدم را از من نخواهی ، طوری تو را عبادت خواهم کرد که کسی آن گونه تو را عبادت نکرده است. خدای متعال فرمود : من آن عبادتی را می خواهم که خودم مشخص کرده باشم.

امام صادق (ع) فرمودند :« الَ: أَوحَى اللّه  عَزَّوَجَلَّ إِلى موسى عليه السلام يا موسى، لاتَنسَنى عَلى كُلِّ حالٍ وَلا تَفرَح بِكَثرَةِ المالِ، فَإِنَّ نِسيانى يُقسِى القُلوبَ، وَمَعَ كَثرَةِ المالِ كَثرَةُ الذُّنوبِ.» يعنی " خداى عزوجل به موسى وحى كرد: اى موسى در هيچ حالى مرا فراموش نكن و به ثروت زياد شاد نشو، زيرا از ياد بردن من دلها را سخت مى كند و همراه ثروت زياد، گناهان زياد است."[3]

هم‌نشینی با خدا

كسی كه همواره به یاد خدا باشد، خداوند هم‌نشین و جلیس او خواهد بود؛ چنان‌كه در حدیث قدسی به حضرت موسی (ع) فرمود: ای موسی! من هم‌نشین كسی هستم كه مرا یاد كند، موسی سؤال كرد: روزی كه هیچ پناهی نیست جز پناه تو، چه كسی در پناه تو خواهد بود؟، فرمود: آنها كه مرا یاد می‌كنند و من نیز آنان را یاری می‌كنم و با هم دوستی می‌كنند در راه من، پس دوست دارم آنها را، اینان كسانی هستند كه وقتی بخواهم به اهل زمین بدی برسانم، آنها را یاد كرده و به خاطر آنان بدی را دفع می‌كنم.

امام صادق (ع) می فرماید: «هر چیزی حدی دارد که وقتی به آن رسد پایان می پذیرد، جز ذکر خدا که حدی که با آن پایان گیرد ندارد. خدای عزوجل فریضه هایی واجب کرده است و هر که آنها را انجام دهد، همان حدود پایان آنها است. یکی از آنها رمضان است که روزه داری آن همان حد و پایانش می باشد. خداوند حج را واجب کرده است و هر که حج کند به پایان آن رسیده است، ولی تنها ذکر خداست که خدای عزوجل به اندک آن راضی نشده و برای آن پایانی مقرر نکرده است. سپس این آیه را خواند: «یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا وسبحوه بکرة واصیلا» يعنی " ای کسانی که به ایمان گرویدید! یاد کنید خدا را بسیار و تسبیح گوئیدش در بامداد و پسین." پس فرمود: خدا برای آن حدی مقرر نکرده که در آن به پایان رسد، امام (ع) فرمود: پدرم بسیار ذکر خدا می کرد، من به همراه او می رفتم و او ذکر خدا می گفت، با او غذا می خوردم و او ذکر خدا می گفت و هر آینه که در گفتگوی با مردم بود و آنش از ذکر خدا باز نمی داشت. و من می دیدم زبانش به کامش چسبیده بود و می فرمود: «لا اله الا الله » و شیوه اش این بود که ما را گرد می آورد و دستور می داد به ذکر خدا تا آفتاب می زد و هر کدام ما که قرائت (قرآن) می دانستیم، دستور قرائت می داد و هر کدام که قرائت نمی دانستیم او را دستور به ذکر می داد.[4]

يکی از بزرگ ترين اذکار ، ذکر خداوند با بسم الله الرحمن الرحيم است. در احاديث و روايات ، توصيه فراوان بر آن شده و فضايل زيادی بر آن ذکر شده است. در روايات توصيه شده است که تمام کارهايتان را با بسم الله شروع کنيد . به طوری که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند :« کل امر ذی بال لا یذکر بسم الله فیه فهو أبتر.» يعنی " هر کار مهمی که درآن “بسم الله ”‌ ذکر نشود، بی فرجام است.»

اميرالمؤ منين على عليه السلام مى فرمايد: من براى كسى كه بر سر سفره بنشيند و بسم الله بگويد ضامن هستم كه از (ضرر زدن ) غذا شكايت نكند، ابن كوا گفت : يا امير المؤ منين من ديشب بسم الله گفتم و غذا خوردم در عين حال غذا به من اذيت و آزار رساند، حضرت فرمود: شايد تو چند نوع غذا خورده اى و براى بعضى بسم الله گفته اى ولى براى بعضى نگفته اى.

نشانه‌های مؤمن

امام حسن عسگری (علیه‌السلام) فرمود: نشانه‌های مؤمن پنج چیز است:

۱‌‌ـ خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در هر شبانه روز (هفده رکعت نمازهای واجب، سی و چهار رکعت نافله‌های شبانه روز).

۲ـ خواندن زیارت اربعین امام حسین (علیه‌السلام).

۳ـ قرار دادن انگشتر در دست راست.

۴ـ پیشانی بر خاک نهادن.

۵ـ بسم الله الرحمن الرحیم را بلند خواندن.

ثواب بسم الله

حضرت رسول الله (ص) فرمودند: كسى كه بسم الله الرحمن الرحيم را بگويد: خداى متعال براى هر حرفى از آن چهار هزار حسنه (پاداش ‍ نيك ) براى او بنويسد، و چهار هزار سيئه و بدى از او محو نمايد، و چهار هزار درجه و مقام براى او بالا برد.

روی آب رفتن

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: در یکی از سفرهای عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) مردی که از اصحاب آن حضرت بود با او همسفر شد. در بین راه به دریایی رسیدند و خواستند از آن عبور کنند؛ حضرت عیسی با حالت یقین فرمود: بسم الله و بر روی آب راه رفت. همین که آن مرد دید عیسی بر روی آب راه می‌رود او نیز با یقین گفت:

بسم الله و بر روی آب راه افتاد تا به عیسی رسید، این جا بود که دچار خودبینی شد و گفت: این عیسی روح الله است که بر روی آب راه می‌رود من هم روی آب راه می‌روم، پس عیسی چه فضیلتی بر من دارد؟
عجب و خودبینی او سبب شد تا در آب فرو رود و از عیسی یاری بخواهد. حضرت دست او را گرفت و نجاتش داد. آن‌گاه پرسید: چه گفتی (که در آب فرو رفتی)؟ آن مرد سخنش را تکرار کرد و عرض کرد: خود بینی مرا گرفته بود. عیسی (علی نبینا او آله و علیه السلام) فرمود: خود را در جایی قرار دادی (و مقامی برای خود در نظر گرفتی) که خداوند تو را در آن جا نگذاشته است، به این دلیل خداوند بر تو غضب کرد، از آن چه گفتی توبه کن.
امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: آن مرد توبه کرد و به همان رتبه‌ای که قبلا خداوند برایش قرار داده بود بازگشت. شما نیز تقوا داشته باشید و به یکدیگر حسد نورزید

مي گويند واعظي در بالاي منبر در باره فضيلت بسم الله الرحمن الرحيم صحبت مي كرد، گفت:« اگر كسي اين آيه را با اخلاص بر زبان جاري كند، مي تواند پا روي آب دريا بگذارد و بدون اينكه بيم سقوط و غرق شدن داشته باشد، از روي دريا عبور كند!

اتفاقا پس از چندي همين آقاي واعظ باتفاق يكي از اشخاصي كه كه پاي منبرش بوده و اين مطلب را شنيده بود، به رود خانه عظيمي رسيدند كه پل و گذر نداشت. شخص مستمع كه آن بيان واعظ را به خاطر داشت، با كمال اخلاص بسم الله الرحمن الرحيم را گفت و از رود خانه عبور كرد. پشت سرش را نگاه كرد، ديد آقاي واعظ هي بالا و پائين مي پرد و مي ترسد از روي آب عبور كند.

مستمع او را مخاطب قرار داد و گفت: چرا معطلي!؟ چرا بسم الله نمي گوئي و از آب عبور نمي كني؟

واعظ گفت: آخر آن اخلاصي كه تو داري من ندارم.

منجی نوح در طوفان

نقل است كه حضرت نوح (عليه السلام) در آن طوفان سخت و عجيب هنگام سوار شدن بر كشتى و حركت روى امواج كوه پيكر آب كه هر لحظه با خطرات فراوانى روبرو بود براى رسيدن به سر منزل مقصود و پيروزى بر مشكلات به ياران خود دستور مى دهد كه در هنگام حركت و در موقع توقف كشتى بسم الله بگويند«و قال اركبوا فيها بسم الله مجراها و مرسيها» [5]

خادم ميرزای شيرازی

مرحوم آیت الله العظمی خویی در رابطه با اثرات « بسم الله الرحمن الرحیم »در صورتی که با یقین گفته شود- جریان بسیار جالبی را از شیخ احمد خادم استاد الفقها مرحوم میرزای بزرگ شیرازی نقل کرده اند که وی گفته است: مرحوم میرزا، خادم دیگری داشتند به نام شیخ محمد که پس از فوت مرحوم میرزا ، از همنشینی با مردم کناره گرفت.

روزی شخصی نزد شیخ محمد رفت ، دید هنگام غروب آفتاب چراغ خود را از آب چر نمود و روشن کرد، آن شخص بسیار تعجب کرد و علت آن را از او پرسید.

شیخ محمد در جواب گفت:

پس از فوت مرحوم میرزا از غم و اندوه جدایی از آن بزرگوار ، معاشرت با مردم را قطع نمودم و خانه نشین گردیدم و دلم بسیار گرفته و حزن و اندوه شدید وجودم را فرا گرفته بود. در ساعت های آخر یکی از روزها، جوانی به صورت یکی از طلاب عرب بر من وارد شدو با من انس گرفتو تا غروب نزدم ماند. از بیانات او به قدری لذت بردم که تمام غم و اندوه از دلم برطرف شد. او چند روزی نزدم آمد تا من به او مانوس شدم.
در یکی از روزها که با من صحبت می کرد، به خاطرم آمد که امشب چراغم نفت ندارد. چون در آن وقت رسم چنین بود که مغازه ها را هنگام غروب می بستند و شب همه مغازه ها بسته بود. از این جهت در فکر بودم که اگر برای خرید نفت از منزل خارج شوم، از فیض سخنان ایشان محروم می شوم، و اگر نفت خریداری نکنم ، شب را باید در تاریکی به سر برم.

چون مرا متحیر یافت متوجه من شده و فرمود: تو را چه شده است که به سخنان من خوب گوش نمی دهی؟ گفتم : متوجه گفتار شما هستم.

فرمود: هرگز، درست به آنچه می گویم دل نمی دهی.

گفتم: حقیقت این است که امشب چراغم نفت ندارد.

فرمود: جای تعجب است که این همه ما برایت حدیث خواندیم و از فضیلت( بسم الله الرحمن الرحیم ) سخن گفتیم و تو این قدر بهره مند نشدی که از خرید نفت بی نیاز شوی؟

گفتم: یادم نیست حدیثی در این باره فرموده باشید، فرمود: فراموش کردی که گفتم از خواص و فواید (بسم الله الرحمن الرحیم ) این است که چون آن را به قصدی بگویی، ان مقصود حاصل می شود؟ تو چراغ خود را از آب پر کن، و به این قصد  که آب دارای خاصیت نفت باشد بگوبسم الله الرحمن الرحیم. من قبول کردم، برخاستم چراغ خود را از آب پر نمودم و در آن هنگام به همان نیّت گفتم: « بسم الله الرحمن الرحیم» ، چون ان را روشن کردم، افروخته شد و شعله کشید. از آن زمان هر گاه چراغ خاموش میشود، آن را از آب پر میکنم « بسم الله الرحمن الرحیم» می گویم و روشن می کنم.

مرحوم آیت الله خویی پس از نقل این جریان فرمودند : تعجب این است که پس از نشر این قضیه و پخش شدن آن بین مردم، آنچه شیخ محمد عمل می کرد از اثر نیفتاد.

شفای قيصر روم

قیصر روم به سر دردی شدید مبتلا شده بود که تمام پزشکان از درمان او عاجز ماندند. نامه‌ای به محضر امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) نوشت و گزارش حال خود را به آن حضرت عرض کرد.

امام علی (علیه‌السلام) کلاهی را نزد وی فرستاد و فرمود: آن را بر سر نهد تا شفا یابد. قیصر چون آن را بر سر گذاشت فورا شفا یافت و بسیار تعجب کرد. دستور دارد آن کلاه را بشکافند و ببینند داخلش چیست. وقتی که آن را شکافتند کاغذی در آن یافتند که نوشته بود بسم الله الرحمن الرحیم قیصر روم دریافت که شفای او از برکت بسم الله بود و برای همین مسلمان شد.

بسم الله در بالای درب فرعون

چون فرعون دعوي خدائي كرد و حضرت موسي از ايمان او نااميد شد، شكايت به در گاه حضرت احديت برد. خطاب شد: موسي تو در كفر در نظر داري وهلاكت او را از من مي طلبي، و نظر من به آن كلمه عظيم بسم الله الرحمن الرحيم است كه بالاي كوشك در نوشته شده است! سوگند به عزت و جلال من كه تا آن نام در آن جا باقي است، او را عذاب نكنم! وچون خدا خواست او را عذاب كند، اول آن نوشته را از آن كوشك زايل گردانيد.

رفع عذاب قبر

و روايت شده كه پيامبرى از پيامبران خدا بر قبرى كه صاحبش عذاب مى شد مرور كرد سپس مدتى بعد از آنجا گذشت ، او را در عذاب نديد، اصحابش از سبب بر طرف شدن عذاب از او سئوال كردند، آن حضرت فرمود: او بچه اى را از خود به يادگار گذاشته و مادرش او را پيش معلم آورد و معلم بسم الله الرحمن الرحيم را به او تلقين كرده ، پس من حيا مى كنم مردى را عذاب كنم كه بچه اش بگويد بسم الله الرحمن الرحيم (و نام مرا به عنوان رحمانيت و رحيميت ببرد و از رحمانيت و رحيم بودن من نيست كه كسى را عذاب كنم كه فرزندش نام مرا به اين عنوان ببرد)

توبه بشر حافی

وزی آنحضرت در بغداد از کنار منزل بُشر عبور میکرد صدای ساز و نواز از داخل منزل به گوش می رسید ، در این موقع کنیز بُشر برای ریختن خاکروبه از خانه خارج شد ، آنجناب فرمود : کنیز ، صاحب این خانه بنده است یا آزاد جواب داد حر و آزاد است موسی بن جعفر (ع) فرمود : راست می گوئی اگر بنده می بود از مولای خود ترس داشت ، کنیز وارد منزل شد بُشر بر سر سفره شراب نشسته بود علت تاخیر کردن او را پرسید ؟ جواب داد شخصی رد میشد از من سوال کرد ، صاحب این خانه عبد است یا آزاد ، پاسخ دادم آزاد است ، گفت آری اگر بنده بود از آقای خود می ترسید ، این سخن چنان در قلب بُشر تاثیر کرد که سر از پا نشناخت با پای برهنه از منزل خارج شده خود را به موسی ابن جعفر (ع) رسانید ، به دست آنحضرت توبه کرد و از گذشته خود پوزش خواسته با چشم گریان بازگشت ، از آنروز اعمال زشت خود را ترک کرد و از جمله زُهاد به شمار رفت ، گویند چون با پای برهنه از پی موسی ابن جعفر (ع) دوید با این حال توبه کرد او را حافی ( پابرهنه ) لقب دادند.

سبب توبه بشر حافی

مرحوم محدث قمی ره نقل کرده اند که سبب توبه بشر حافی اين بوده است که در بین راه قطعه کاغذی یافت که در او نوشته بود بسم الله الرحمن الرحیم که پاهای مردم در راه بر آن گذارده شده بود این قطعه را برداشت و تمیز نمود و چند درهم عطر خرید پس ورقه را خوشبو نمود و در شکاف دیوار قرار داد پس در خواب دید گوینده ای می گوید: ای بشر مرا خوشبو و پاک نمودی من تو را طیب و پاکیزه در دنیا و اخرت قرار می دهم پس صبح که شد توبه کرد.



[1] - غررالحكم، ج2، ص66، ح1858

[2] - بحارالأنوار، ج77، ص86، ح3

[3] - كافى، ج8، ص45، ح8

[4] - اصول کافی، ج 6، ص 100، باب الذکر.

[5] - هود آيه 41

 
طراح و برنامه نویس: اکین