توصیه خداوند به حضرت موسی (ع) - غفلت از مکر شيطان ممنوع(9) PDF چاپ نامه الکترونیک
يكشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۵۵

متن سخنرانی حجه الاسلام صفری در ماه مبارک رمضان سال 91

اطاعت نکردن از شيطان عهد الهی

خدای متعال در سوره مبارک یس می فرمايد :« أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ ، وَ أَنِ اعْبُدُوني‏ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ ، وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلاًّ كَثيراً أَ فَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُون‏ يعنی " آيا با شما عهد نكردم اى فرزندان آدم كه شيطان را نپرستيد، كه او براى شما دشمن آشكارى است؟ ،و اينكه مرا بپرستيد كه راه مستقيم اين است؟!. ، او گروه زيادى از شما را گمراه كرد، آيا انديشه نكرديد

خدای متعال از طرق مختلف از ما که بنده او هستيم ، عهد گرفته است که شيطان را عبادت نکنيم يعنی به حرف او گوش ندهيم و از او اطاعت نکنيم. چون از امام باقر u روايت وارد شده است که من أصغى إلى ناطق فقد عبده، فإن كان الناطق يؤدّي عن اللّه فقد عبد اللّه، و إن كان الناطق يؤدّي عن الشيطان فقد عبد الشيطان[1] بنابراين اگر کسی از شيطان اطاعت کند او را پرستيده است کما اينکه هرکس به حرف خدا گوش دهد ، او را بندگی کرده است ، که بندگی شيطان مقابل بندگی خداست. يکی گمراهی و ديگری صراط مستقيم است . بنابراين انسان نمی تواند هم بنده شيطان باشد و هم بنده خدا.

اما اين عهد الهی که نبايد شيطان را اطاعت کرد به طرق مختلف صورت گرفته است. از يک طرف در آيات قرآنی تذکر داده است که از شيان اطاعت نکنيد .« يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ[2] و فرموده است :« وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ .» و از طرف ديگر بواسطه عقلی که به انسان داده است ، از او پيمان گرفته است که شيطان رابندگی نکند . و سويم طريق پيمان ، همان فطرت الهی است که در انسان قرار داده شده است.

ما چاره ای جز بندگی خدا و يا شيطان را نداريم. و در انتخاب يکی از اين دو طريق مختاريم. ولی سراجام بندگی خدا ، انسانيت و فرشته خو شدن و اهل بهشت گرديدن است و بندگی شيطان ديو سيرت شدن و اصحاب آتش گرديدن است. اما رمز موفقيت در انتخاب يکی از اين دو راه ، شناخت دشمن و راههای مقابله با آن و کشف توطئه های آن است.

اعمالی که شيطان را ضعيف می کند

روزى پيامبر اكرم o از راهى عبور مى ‏كرد. در راه ، شيطان را ديد كه خيلى ضعيف و لاغر شده است. از او پرسيد: چرا به اين روز افتاده ‏اى؟ گفت: يا رسول ‏الله ! از دست امت تو رنج مى ‏برم و در زحمت‏ بسيار هستم .

پيامبر o فرمودند: مگر امت من با تو چه كرده ‏اند ؟

گفت: يا رسول ‏الله! امت ‏شما شش خصلت دارند كه من طاقت ديدن و تحمل اين خصايص را ندارم .

اول اين كه هر وقت ‏به هم مى‏ رسند سلام مى ‏كنند.

يکی از برنامه های ثابت شيطان القاء عداوت بين برادران دينی است . خدای متعال با قرار دادن اين رسم که مؤمنين هنگام ملاقات همديگر به هم سلام دهند ، توطئه شيطان را بر آب می کند و کمراو را می شکند. چون سلام ، اعلام سلامتی و دعا بر برادر مؤمن است.

پیامبر اکرم o فرمودند :« السّلام من اسماء الله فافشوه بینکم.»[3] يعنی " سلام از نام های خداست، آن را میان خود آشکار سازید." و فرمودند :« اولی النّاس بالله و برسوله من بدا بالسّلام .» يعنی "  سزاوارترین مردم به خدا و پیامبرش کسی است که ابتدا به سلام کند."[4] و فرمودند :« یا انس! سلّم علی من لقیت یزید الله فی حسناتک و سلّم فی بیتک یزید الله فی برکتک.» يعنی " ای انس! هر کس را ملاقات کردی به او سلام کن خداوند حسنات تو را افزون می کند، و در خانه خود نیز سلام کن خدا برکت تو را افزایش می دهد."[5] و فرمودند :« اذا دخل احدکم منزله فلیسلم علی اهله یقول: «السلام علیکم فان لم یکن له اهل فلیقل: « السلام علینا من ربنا» و لیقرأ (قل هوالله احد) حین یدخل منزله فانه ینفی الفقر [6] يعنی " چون یکی از شما وارد خانه اش شود به خانواده اش سلام کند و بگوید: «السّلام علیکم»، و اگر خانواده ندارد بگوید: «السلام علینا من ربنا» و باید هنگامی که وارد خانه اش می شود « قل هو الله احد» را بخواند که فقر را بر طرف می کند." و حضرت امير u فرمودند :« ابدووا بالسّلام قبل الکلام فمن بدا با لکلام قبل السّلام فلا تجیبوه[7] يعنی " پیش از سخن گفتن سلام کنید. هر کس پیش از سلام کردن، به سخن آغاز کرد پاسخش را ندهید."

می بينيد که سلام دادن يک شعار اسلامی و يک پرچم پرافتخار اجتماعی اسلام است. بهترين کلمه را در اوّلين برخورد با برادر دينی بر زبان جاری کنی و هرکس بر اين کلمه بيافزايد ، ثوابش بيشتر است و يا هرکس ابتداء به سلام کند ، در نزد خدا ارزش بيشتری دارد.

دوم اين كه با هم مصافحه - دست دادن- مى ‏كنند.

دوّمين عملی که شيان می گويد ، مرا تضعيف می کند ، دست دادن مؤمنين و مصافحه آنان با همديگر است. امام باقر u فرمود: هر گاه دو مؤمن كه بهم مى رسند مصافحه كنند خداوند دست مرحمت خود را ميان دو دست آنها در آورد و با هر كدام كه محبتش نسبت به برادر مؤمن ديگر زيادتر باشد مصافحه مى فرمايد. در روايت ديگر فرمود: رو بسوى آنها كند و گناهان از آنها بريزد چنانچه برگ از درخت مى ريزد. پيامبر اسلام o فرمودند :« هرگاه دو مؤمن بهم رسند و با هم مصافحه كنند خداوند متعال رو بسوى آنها كند و گناهشان بريزد چنانكه برگ از درخت مى ريزد.

امام صادق u فرمود: راستى كه كسى ياراى آنرا ندارد كه قدر خدا را بشناسد و همچنين ياراى آنرا ندارد كه قدر پيامبر خدا را بشناسد و نيز قدرت ندارد ارزش مؤمن را دريابد. همانا وقتى كه مردى به برادر مؤمنشمى رسد و با او دست مى دهد، خداوند با نظر رحمت بآنها مى نگرد و گناهانشان مى ريزد تا از هم جدا شوند چنانكه تندباد برگ را از درخت مى ريزد و مى فرمود مصافحه مؤمن افضل از مصافحه فرشتگان است .

امام صادق u فرمودند :« مصافحة المومن بالف حسنة.» يعنی " وقتی دو نفر مؤمن با یکدیگر دست می‌دهند هزار حسنه برای آنها نوشته می‌شود." امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) فرمودند :« فإذا التقیا وتصافحا وتعانقا، أقبل الله علیهما بوجهه ثم باهی بهما الملائکة.» يعنی " و نیز اگر دو مؤمن همدیگر را دیدند و دست دادند و روبوسی کردند، خدا رویش را به آنها می‌کند و سپس به ملائکه به خاطر داشتن چنین بنده‌ای مباهات می‌کند."

سوم آن كه ، هر كارى را كه مى‏ خواهند انجام دهند «ان‏ شاء الله» مى ‏گويند .

در حديثى از امام صادق u مى‏خوانيم: امام دستور داده بود نامه‏اى بنويسند، هنگامى كه نامه پايان يافت و به خدمتش دادند ملاحظه كرد، انشاء اللَّه در آن نبود، فرمود:« كَيْفَ رَجَوْتُمْ أَنْ يَتِمَّ هَذَا وَ لَيْسَ فِيهِ اسْتِثْنَاءٌ انْظُرُوا كُلَّ مَوْضِعٍ لَا يَكُونُ فِيهِ اسْتِثْنَاءٌ فَاسْتَثْنُوا فِيهِ .»[8] يعني" شما چگونه اميدوار بوديد كه اين نامه (يا اين كار) به پايان برسد در حالى كه انشاء اللَّه در آن نيست، نگاه كنيد در هر جاى آن نيست بگذاريد".

پيامبر اسلام o فرمودند :« إنَّ مِن تَمامِ إيمانِ العَبدِ أن يَستَثنِيَ فِي كُلِّ شَيءٍ[9]يعنی " نشانه كامل بودن ايمان بنده اين است كه در هر كارى «اِن شاء اللّه » بگويد."

خداوند متعال خطاب به پیامبر اکرم o می فرماید : « وَلَا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذَلِکَ غَدًا إِلَّا أَن یَشَاء اللَّه » يعنی " هرگز نگویید من فردا فلان کار را انجام می‌دهم، مگر اینکه خدا بخواهد."

اشاره به اینکه مشیت الهی مافوق همه‌ی مشیت‌ها است و تا او چیزی را اراده نکند واقع نمی‌شود. اینجاست که هم ادب سخن و هم توجه به واقعیت ها، ایجاب می‌کند که انسان جمله «اگر خدا بخواهد» را هرگز در برنامه‌های خود فراموش نکند.

در اینجا باز به تأثیر «معرفت» در «اعمال» انسان توجه شده است که اگر مؤمن باشد، هرگز خود را مستقل و مستغنی از او نمی بیند، هرگز مغرور نمی شود، و بر مرکب خودخواهی سوار نمی گردد، همان گونه که در برابر انبوه مشکلات، گرد غبار یأس و نومیدی بر آینه‌ی قلب او نمی نشیند و در برابر حوادث سخت زانو نمی‌زند؛ چرا که او مشیت الهی را بالاتر از همه چیز می‌داند!

امام علی u فرمودند : گروهى از يهود چيزى از پيامبر o پرسيدند ، حضرت فرمود : فردا بياييد تا جوابتان را بدهم ـ و اِن شاء اللّه نگفت ـ ؛ پس تا چهل روز از آمدن جبرئيل u نزد پيامبر o جلوگيرى شد . و پس از آن، بر پيامبر فرود آمد و گفت : «هرگز در مورد چيزى مگوى كه من آن را فردا انجام خواهم داد. مگر خداوند بخواهد، و چون فراموش كنى، پروردگارت را به ياد آور و بگو : اميد كه پروردگارم مرا به راهى كه نزديك تر از اين به صواب است، هدايت كند.

ان شاء الله گفتن ، چون جايگاهی برای خدا قائل شدن است ، کمر شيطان را می شکند. چرا که انسان با ان شاء الله گفتن از چنگال شرک خفی ، نجات می يابد.

گفتن ان شاء الله که اعتقاد  به قدرت و مشیت الهی را می رساند تکیه کلام اولیای الهی است . چنانچه در قرآن نیز از زبان پیامبران نقل شده است .

حضرت یعقوب u به فرزندانش می گوید « ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِین‏. » وارد مصر شوید ان شاء الله در امان خواهید بود .

حضرت موسی u به  خضر می گوید « سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِرا) » اگر خدا بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت .

حضرت شعیب u به موسی u می گوید (سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِین‏ )

اسماعیلع به پدرش حضرت ابراهیم u می گوید « سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِین‏ » مرا ذبح کن ان شاء الله مرا از صابرین خواهی یافت .

البته واضح است که مراد از ان شاء الله صرف لقلقه زبان نیست بلکه مهم داشتن چنین بینشی در تمام ابعاد زندگی و در باور دل انسان است . کسی که به خدا اعتماد کند ، خداوند او را نااميد نمی کند.



[1] - وسائل الشيعة، ج 18، ص 91

[2] - الزخرف، 62

[3] - بحار الانوار ج 76ص 10

[4] - وساءل الشیعه ج 8،ص 436

[5] - بحار الانوار ج 76 ص 3

[6] - بحار الانوار ج 76 ص110

[7] - روضة المتقین ج 12ص 129

[8] - الكافي 2 673

[9] - كنز العمّال : ۵۴۶۸ .

 
طراح و برنامه نویس: اکین