مواسات (2) PDF چاپ نامه الکترونیک
شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۹:۰۰

سخنرانی حجه الاسلام صفری در مسجد جامع گرمی – رمضان 91

ماه مبارک رمضان تمرين مواسات

ماه مبارک رمضان مجموعه ای از ابزارهای معنوی است که خدای متعال در اين ماه جمع کرده است . هر کس به اندازه استفاده از اين ابزارها از فيوضات ماه مبارک رمضان بهره خواهد برد و به اندازه ای که از آنها بهره ببر از فيوضات اين ماه محروم خواهد شد. مثلا کسی که در اين ماه روزه گرفته ولی قرآن نخوانده و يا از دعاهای اين ماه استفاده نکرده است ، به اندازه روزه اش آنهم به اندازه مراتب روزه از اين ماه بهره می برد ولی اگر کسی علاوه بر روزه قرآن هم تلاوت نموده است ، به اندزه روزه و تلاوت قرآن بهره خواهد برد.

خود ماه رمضان دارای فضيلت است که درهای جهنم در اين ماه بسته می شود و شياطين به بند کشيده می شوند . درهای بهشت به روی بندگان باز می شود و دعاها مستجاب است و نفسها ثواب تسبيح دارد و خواب نيز عبادت است . شب قدر در آن قرار گفته است که گرچه يک شب ایت ولی از عبادت يک عمر انسان ، ارزشش بيشتر است. تلاوت يک آيه قرآن در اين ماه برابر با ختم قرآن است . دعاهای در اين ماه قرار داده شده است که هريک از آنها که مشتمل بر معارف بلندی است ٍ از ثواب بيشماری برخوردار است . و روزه گرفتن نيز يکی ديگر از کارهای واجب اين ماه است که خدای متعال پاداش آن را به عهده خودش گرفته و فرموده است :« الصوم لی و انا اجزی به .» امام صادق u فرمودند :« من صام يوما فى الحر فاصابه ظما وكل الله عزوجل به الف ملك يمسحون وجه و يبشرونه حتى اذا افطر قال الله عزوجل ما اطيب ريحك و روحك ملائكتى اشهداو انى قد غفرت له .» يعنی " هر كس كه يك روز در گرما روزه بگيرد و خيلى تشنه شود، خداى عزوجل هزار فرشته را وكيل مى كند كه دست به صورت او بكشند و او را مژده دهند و زمانى كه افطار كند، خداى عزوجل مى فرمايد: چقدر خوشبو هستى . فرشتگانم ! گواه باشيد كه من قطعا او را آمرزيدم ."

در کنار همه اينها اين ماه يک کلاس درس است تا درس مواسات که يکی از خصلتهای شيعه حضرت علی u بياموزد. شما هر روز بعد از نمازهای واجب ، از جمله دعاهای است که می گويي : اللهم أدخل على أهل القبور السرور ، اللهم أغن کل فقیر ، اللهم أشبع کل جائع ،   اللهم اکس کل عریان . . . و می گويی : اللهم سد فقرنا بغناک ، اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک ، اللهم اقض عنا الدین وأغننا من الفقر إنک على کل شئ قدیر. آنگاه خود و ديگران را دعا می کنی. در اينجا تنها برای خود دعا نمی کنی. اين يعنی درس مواسات . آن وقت ازحضرت رسول ‏o نقل شده كه هر كه اين دعا را در ماه رَمَضان بعد از هر نماز واجبى بخواند حقّ تعالى گناهان‏ او را تا روز قيامت بيامرزد.

مولای ما خود گرسنه می ماند اما گرسنگی احدی را تحمل نمی کرد . امامان ما در شبها دو نوع عبادت داشتند يکی نماز بود و ديگری سرکشی به فقراء . سرکشی های شبانه ائمه ما به خانه های فقراء مشهور است .

اينها می دانستند که مواسات چقدر ارزش دارد و خدای متعال چقدر آن را دوست دارد . به همي« خاطر يکی از کارهای مستمر آنها رسيدگی به فقراء بود.

هفتاد سال ، هفت روز يك نان

گويند عابدى هفتاد سال خدا را عبادت كرد. شبى در عبادتگاه خود مشغول راز و نياز بود. زنى آمده درخواست كرد او را اجازه دهد شب را در آنجا بسر برد تا از سرما محفوظ بماند. عابد امتناع ورزيد. زن اصرار نمود باز نپذيرفت ، ماءيوس شده برگشت . در اين هنگام چشم عابد به اندام موزون و جمال دلفريب او افتاد هر چه خواست خود را نگه دارد ممكن نشد از معبد بيرون آمده او را برگردانيد داستان گرفتار شدن خود را شرح داد. هفت شبانه روز با او بسر برد.

شبى به ياد عبادتها و مناجاتهاى چندين ساله افتاد بسيار افسرده گرديد به اندازه اى اشك ريخت كه از حال رفته بيهوش شد. زن وقتى ناراحتى عابد را مشاهده كرد همين كه به هوش آمد گفت : تو خداى را با غير من معصيت نكرده اى اگر با او از در توبه درآئى شايد قبول كند. مرا نيز يادآورى كن .

عابد از عبادتگاه بيرون شد سر به بيابان گذاشت . شب فرا رسيد پناه به خرابه اى برد، در آن خرابه دو نفر كور زندگى مى كردند كه هر شب راهبى براى آنها دو گرده نان به وسيله غلامش مى فرستاد. غلام راهب آمد، به هر كدام يك گرده نان داد. يكى از نانها را عابد معصيت كار گرفت . كورى كه به او نان نرسيده بود در گريه شد. گفت امشب بايد گرسنه به سر برم . غلام گفت دو گرده نان را بين شما تقسيم كردم .

عابد با خود انديشيد كه من سزاوارترم با گرسنگى بسر برم اين مرد مطيع و فرمانبردار است ولى من معصيت كار و نافرمانم . سزايم اين است كه گرسنه باشم ، نان را به صاحبش رد كرد.

آنشب را بدون غذا بسر برده ، رنج و ناراحتى فراوانى و شدت گرسنگى توان را از او ربود، به اندازه اى ضعف پيدا كرد كه مشرف به مرگ گرديد. خداوند به عزرائيل امر كرد روح او را قبض نمايد وقتى از دنيا رفت فرشته هاى عذاب و ملائكه رحمت درباره اش اختلاف كردند.

فرشتگان رحمت مدعى بودند كه مردى عاصى بوده ولى توبه كرده است . ملائكه عذاب مى گفتند معصيت نموده با مامور او هستيم . خداوند خطاب كرد عبادت هفتاد ساله او را با معصيت هفت روزه اش بسنجيد. وقتى سنجيدند معصيت افزون شد. آنگاه امر كرد معصيت هفت روزه را با گرده نانى كه ديگرى را بر خود مقدم داشت مقابله كنيد سنجيدند به واسطه ايثار و انفاق گرده نان زيادتر گرديد و ثواب آن افزون گشت . ملائكه رحمت امور او را عهده دار شدند .[1]

ثواب افطاریه دادن

امام صادق u فرمودند :« ايما مؤ من اطعم مومنا ليله من شهر رمضان كتب الله له بذلك مثل اجر من اعتق ثلاثين نسمه مومنه و كان له بذلك عند الله عزوجل دعوه مجابه .» يعنی " هر مومنى كه در شب ماه رمضان به برادر مومنش غذا بدهد، خداوند بخاطر اين عمل براى او مانند پاداش ‍ كسى مى نويسد كه سى برده مؤ من را ازاد كرده است ، و بخاطر اين عمل نزد خداوند يك دعاى مستجاب خواهد داشت ." باز فرمودند من اطعم ثلاثه نفر من المومنين اطعمه الله من ثلاث جنان ملكوت السمائ الفردوس و جنه عدن و طوبى و هى شجره من جنه عدن غرسها ربى بيده .» يعنی " كسى كه به سه نفر مؤ منين غذا بدهد، خداوند از سه بهشت به او غذا خواهد داد: فردوس ، جنت عدن و طوبى و طوبى درختى از جنت عدن است كه خداوند با دست خود آن را كاشته است ."

امام زين العابدين (عليه السلام ) و كفالت بينوايان

از حضرت باقر (عليه السلام ) نقل شده هنگامى كه پدرش على بن الحسين (عليه السلام ) را غسل مى داد اطرافيان متوجه پينه اى كه بر روى زانوان و پاهاى مبارك آنجناب بسته شده بود گرديدند. در اين موقع چشم آنها به شانه حضرت زين العابدين (عليه السلام ) افتاد كه يك قسمت از شانه آن بزرگوار نيز مانند زانويش پينه بسته . عرض كردند آثارى كه در پا و زانوان حضرت ديده مى شود معلوم است به واسطه سجده هاى طولانى پيدا شده اما اين قسمت از شانه چرا پينه بسته ؟!

حضرت باقر (عليه السلام ) فرمود اگر بعد از حيات ايشان نبود علتش را نمى گفتم . روزى نمى گذشت مگر اينكه به اندازه اى كه ممكنش بود از يك نفر تا بيشتر بينوايان را سير مى كرد. شب كه مى شد آنچه از خوراك خانواده اش زياد مى آمد در انبانى جاى مى داد. هنگامى كه ديده ها به خواب رفته بود از منزل خارج مى شد به در خانه عده اى تنگدست كه از ترس آبرو سؤ ال نمى كردند مى رفت .

فضيلت ميهمان بر ميزبان

محمّد بن قيس حكايت كند:

روزى در محضر مبارك امام جعفر صادق عليه السلام نام گروهى از مسلمانان به ميان آمد و من گفتم : سوگند به خدا، من شب ها شام نمى خورم ، مگر آن كه دو يا سه نفر از اين افراد با من باشند؛ و من آن ها را دعوت مى كنم و مى آيند در منزل ما غذا مى خورند.

امام صادق عليه السلام به من خطاب كرد و فرمود: فضيلت آن ها بر تو بيشتر از فضيلتى است ، كه تو بر آن ها دارى اظهار داشتم : فدايت شوم ، چنين چيزى چطور ممكن است ؟!

در حالى كه من و خانواده ام خدمتگذار و ميزبان آن ها هستيم ؛ و من از مال خودم به آن ها غذا مى دهم ؛ و پذيرائى و انفاق مى نمايم !!

حضرت صادق عليه السلام فرمود: چون هنگامى كه آن ها بر تو وارد مى شوند، از جانب خداوند همراه با رزق و روزى فراوان ميهمان تو مى گردند و زمانى كه خواستند بيرون بروند، براى تو رحمت و آمرزش به جا خواهند گذاشت.[2]

کمک امام صادق u به فقراء

مُعلّى بن خُنيس - كه يكى از اصحاب امام جعفر صادق عليه السلام و از راويان حديث است - حكايت كند:

در شبى تاريك و بارانى امام صادق عليه السلام از منزل خارج شد و به سوى محلّه بنى ساعده روانه گشت ، من نيز به دنبال آن حضرت حركت كردم .

در بين راه ، چيزى از دست آن حضرت روى زمين افتاد، فرمود: خداوندا! آن را به ما باز گردان .

من جلو رفتم و سلام كردم ، حضرت پس از جواب سلام ، اظهار داشت : مُعلّى هستى ؟

عرض كردم : بلى ، فدايت شوم .

فرمود: در همين دور و بر دقّت كن و دستى روى زمين بكش ، اگر چيزى پيدا كردى ، آن را بردار و به من بده .

مُعلّى گويد: مقدارى تفحّص كردم و روى زمين را جستجو نمودم تا آن كه زنبيلى را يافتم كه داخل آن نان بود، آن را برداشتم و تحويل امام صادق عليه السلام دادم و عرض كردم : اى مولاى من ! اجازه بفرمائيد من آن را حمل كنم و همراه شما بياورم ؟

حضرت فرمود: خير، من خودم براى اين امر سزاوارترم ؛ وليكن اگر مايل باشى مى توانى با من همراهى كنى .

مُعلّى گفت : من نيز همراه امام صادق عليه السلام حركت كردم تا آن كه به محلّه بنى ساعده رسيديم ، افرادى را در آن جا ديدم كه خوابيده بودند.

حضرت به هر يك از آن افراد كه مى رسيد، يك قرص نان از درون زنبيل برداشته و كنار او مى گذاشت ؛ و به همين منوال تا آخرين نفر به هر كدام يك قرص نان داد؛ و سپس با هم برگشتيم .

در بين راه ، به حضرت عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! آن ها كه متوجّه نشدند و شما را نشناختند؟!

فرمود: خير، اگر مى خواستم متوجّه شوند، بايد نمك هم برايشان مى آوردم ؛ و سپس افزود: خداوند امور همه چيزها را از جهت محاسبه ، در اختيار ملائكه قرار داده است مگر صدقه را، كه مستقيما خودش آن را تحويل مى گيرد و مورد محاسبه و پاداش قرار مى دهد.

پس از آن فرمود: پدرم امام محمّد باقر عليه السلام هرگاه صدقه اى به فقير مى داد، آن را در دست فقير مى گذاشت و دست خود را مى بوسيد؛ چون صدقه قبل از آن كه به دست سائل و فقير برسد، مورد توجّه خداوند قرار خواهد گرفت .[3]

اين است آموزه های دين ما .



[1] - مستطرف و كلمه طيبه ، ص 321.

[2] - محجّة البيضاء: ج 3، ص 33

[3] - بحارالا نوار: ج 93، ص 6 125 و ص 8 127 و ج 47، ص 20، ح 17.

 
طراح و برنامه نویس: اکین