فضیلت نماز اوّل وقت PDF چاپ نامه الکترونیک
شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۵۷

سخنرانی حجه الاسلام صفری در مسجد جامع گرمی – رمضان 91

علامت شيعه

حضرت امير u فرمودند اختبروا شيعتي بخصلتين فإن كانتا فيهم فهم شيعتي محافظتهم على أوقات الصلوات و مواساتهم مع إخوانهم المؤمنين بالمال و إن لم تكونا فيهم فاعزب ثم اعزب ثم اعزب‏ .»[1]

وقتی به زندگی ائمه u نگاه می کنيم می بينيم اوّلا چقدر به نماز اهميّت می داده اند و ثانياً با چه حالی نماز می حواندند.

جابربن عبدالله انصاري به امام سجادu عرض كرد: اين عبادات و نماز هاي زياد ، شمارا اذيّت مي‌كند. امام u برخاست و داخل اتاقي شد و درحالي كه كتابي دردست داشت مراجعت فرمود ،كتاب راگشود و درحالي كه اشك ازچشمان مباركش جاري بود، فرمودند : من كجا و نمازهاي جدم علي كجا ؟ من كجا و نماز هاي جدم علي كجا ؟ امام باقر u مي فرمايند: هيچ كس توان انجام اعمال علي u را ندارد. [2]

همين حضرت اميرu در آخرين لحظات عمر خود و در آن هنگامي كه فرق مباركش شكافته ودربسترشهادت منتظرملاقات با خداي عالم بودفرمودند :«الله الله في الصلاه فانّها عمود دين‌كم»[3] يعني درمورد نمازخدا را درنظر بگيريد و به آن اهميّت دهيد. چراكه نمازستون دين شماست.

فاطمه زهراسلام الله عليها مي گويد : عابدتر از فاطمه در امّت اسلام يافت نمي شود. اوآنقدر به نماز مي ايستاد تا پاهايش تورم مي گرديد. [4]

ودر روايت وارد شده است« كَانَتْ فَاطِمَةُ عليهاالسلام تَنْهَجُ فِي الصَّلَاةِ مِنْ خِيفَةِ اللَّهِ » [5] يعنی" فاطمه علیها السلام در حال نماز از ترس خدا مي لرزيد."

در مورد امام حسن مجتبي u و امام سجّاد u مي فرمايد: از همه مردم در دوران خود عابدتر، زاهدتر با فضيلت تر بود. وهنگامي كه به نماز مي ايستاد از شدّت اضطراب بدنش مي لرزيد. وهنگامي كه وضو مي گرفت رنگ صورتش متغير مي شد و اندام مباركش مي لرزيد. وقتي سوال مي شد كه چرا چنين حالتي براي شما رخ مي دهد ؟ مي فرمودند: براي كسي كه مي خواهد در برابر خدا بايستد، شايسته وسزاوار است كه لرزه به اندامش بيافتد و رنگ صورتش زرد شود.

نماز خواندن يا نماز اوّل وقت علامت شيعه است ؟

هر مسلمانی بايد نماز بخواند و الا نمی شود او را مسلمان واقعی ناميد . زيرا پيامبر اسلام o فرمودند :« ما بين المسلم و بين الكافر إلا أن يترك الصلاة الفريضة متعمدا أو يتهاون بها فلا يصليها .»[6]

عبيد ابن زراره می گويد :از امام صادق u در باره گناهان کبيره پرسيدم . فرمودند : در کتاب حضرت علی u ديدم ، گناهان کبيره هفتاست . کفر به خدا ، قتل نفس ، عقوق والدين ، خوردن ربا ، خوردن مال يتيم ، فرار از جنگ ، برگشت به دوران جاهليت .

عبيد ابن زراره می گويد : از امام u پرسيدم ، گناه مال يتيم خوردن بيشتر است يا ترک نماز ؟ فرمودند : گناه ترک نماز بيشتر است . عرض کردم : پس چرا ترک نماز را جز گناهان نشمردی ؟ فرمودند : اوّلين چيزی که از گناهان کبيره شمردم چه بود ؟ عرض کردم : کفر . فرمودند :« تَارِكَ الصَّلَاةِ كَافِرٌ[7]

پس تارک نماز را نمی شود مسلمان گفت ولو با مسلمانها زندگی می کند و در قبرستان مسلمانها دفن می شود و با وی معامله مسلمان می شود . اينکه امام u می فرمايد علامت شيعه من محافظت به وقت نماز است ، مراد اين نيست که شيعه من نماز می خواهد ، شيعه عمر و ابوبکر و عثمان نيز نماز می خواند . مراد اين است که نماز را در اوّل وقت می خوانند . اين مهم است .

نماز اوّل وقت بسيار فضيلت دارد . و از آثار بسيار مهمی برخوردار است . آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:

« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد» اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات» در انجام نمازها کوشا باشید.خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید.

از امام صادق u روایت شده است كه فرمودند: "الفضل الوقت الأول علی الأخیر خیر للمؤمن من ولده و ماله"[8] یعنی فضیلت اول وقت برای مومن از اموال و فرزندانش برای او نیكوتر است

و در بخشی از حدیثى آمده است كه در مشرق و مغرب جهان، اهل خانه اى نیست مگر این كه فرشته مرگ (عزرائیل) در هر شبانه روز در (اوقات نماز) پنج مرتبه به ایشان نظر مى كند. پس هر گاه كسى را كه مى خواهد قبض روح كند از كسانى باشد كه به نماز مواظبت داشته و نمازها را در اوقات خود بجا آورده است، فرشته مرگ شهادتین را به او تلقین نموده و ابلیس ملعون را از او دور مى كند[9]

حضرت امير u در نامه خود به محمد بن ابی بکر می نويسد : « اِرتَقِبْ وقتَ الصَّلاةِ فَصَلِّها لِوَقتِها ، ولا تَعَجَّلْ بها قَبلَهُ لِفَرَاغٍ ، ولا تُؤخِّرْها عَنهُ لِشُغلٍ»[10] يعنی " مراقب وقت نماز باش و آن را به هنگام بخوان ، نه به دليل بيكارى آن را پيش از موقع بخوان و نه به سبب كارى آن را از وقتش به تأخير انداز ."

امام خمينی و اهتمام به نماز اول وقت

از قول فرزند امام نقل شده است : روز اولى كه شاه رفت ، ما در نوفل لوشاتو بوديم .

نزديك به سيصد الى چهارصد خبرنگار اطراف منزل امام جمع شده بودند. تختى گذاشتند و امام روى آن ايستادند.تمام دوربينها كار مى كرد. قرار بود هر چند نفر خبرنگار يك سؤ ال بكنند. دو سه سؤ ال از امام شد كه صداى اذان ظهر شنيده شد. بلافاصله امام محل را ترك كردند و فرمودند: وقت فضيلت نماز ظهر مى گذرد. تمام حاضرين از اين كه امام صحنه را ترك كردند، متعجّب شدند. كسى از امام خواهش كرد چند دقيقه اى صبر كنيد تا حداقل چهار پنج سؤ ال ديگر بشود. امام با عصبانيّت فرمودند: به هيچ وجه نمى شود. و رفتند.[11]

حجةالاسلام انصاری می گوید: امام(ره) در روزهای آخر عمرشان می خواستند بخوابند؛ به من فرمودند اگر خوابیدم، اول وقت نماز صدایم بزن، گفتم چشم. دیدم اول وقت شد و امام(ره) خوابیده اند، حیفم آمد صدایشان بزنم؛ عمل جراحی، سرم به دست، گفتم صدایشان نزنم بهتر است.

چنددقیقه ای از اذان گذشت و امام(ره) چشم هایشان را باز كردند، گفتند:وقت شده؟ گفتم:بله فرمودند:چرا صدایم نزدی؟ گفتم:ده دقیقه بیشتر از وقت نگذشته است. گفتند:مگر به شما نگفتم. سپس امام(ره) فرزند خود را صدا زدند و فرمودند: ناراحتم. از اول عمرم تا حالا نمازم را اول وقت خوانده ام، چرا الان باید ده دقیقه تأخیر بیفتد؟".

نماز اوّل وقت در کربلا

در كربلاكه حادثه عظيم به وجود آمد و دل همه دوستداران اهل بيت را جريحه داركرد ، امام حسينu طوري حركت نمود كه توجّه به نماز را برجسته كرد تا بگويد دوستان من آنهايي هستند كه به نماز اهميّت مي دهند .آن هنگامي كه با حرّ رو برو شد و مقداري گفت وگوكردند وقت نماز ظهررسيد، امام حسين u به حجاج بن مسروق جعفي دستوردادكه اذان ظهر را بگويد ،آن گاه به حرّ فرمودند:شما با اصحابت نماز بخوان و من هم با اصحابم نماز بخوانم.

حرّگفت : نه شما نماز بخوانيد وما هم پشت سر شما اقتداء مي كنيم ، هر دو سپاه به امام u اقتداءكردند و نماز ظهر را خواندند.[12]

در روز تاسوعاكه لشكرعمرسعد به قصد شروع جنگ حركت نمود، امام حسين u به آنها پيام فرستادكه امشب را براي آنها مهلت دهدتا به نماز و مناجات با خدا و دعا واسغفار بپردازد ، وفرمودند:«فهويعلم اني احب الصلاه له وتلاوه كتابه وكثره الدعاءوالاسستغفار»[13]يعنی "خدا مي داندكه من نمازوتلاوت قرآن ودعاي بسيار، واستغفاررادوست دارم."

در روزعاشورا هنگامي كه ظهرشد ، ابوثمامه صيداوي يكي از ياران امام حسين u به خورشيد نگاه كرد و ديد ظهر شده است، و به امام عرض كرد: يابن رسول الله وقت نماز ظهر رسيده است دوست دارم قبل از آنكه در ركاب تو فدا شوم اين نماز كه وقتش رسيده است باتوبخوانم.

امام حسين u به آسمان نگريست و به او فرمود:خداوند تو را از نماز گزاران ياد آور، قرار دهد كه نماز را به ياد آوردي ،آري وقت نماز رسيده است از دشمن بخواهيد مهلت دهد تا ما نماز بخوانيم . امام حسينu به نماز ايستاد وجمعي ازاصحاب به امام اقتداء كردند. امامu درحالي كه نماز خوف مي خواند دشمنان فرصت نمي دادند و به سوي حضرت تير اندازي مي كردند . زهيربن قيس و سعيدبن عبدالله آمدند و درمقابل امام ايستادند و ازهرطرف تير مي آمد خودرا سپرمي كردند تا به امام اصابت نكند.آنقدربه سعيد تير اصابت نمود وقتي امام u سلام نماز راگفت ، ديگر توان ايستادن را ازدست داد و به زمين افتاد ، امامu فوراً خود را بر بالاي سر سعيد رساند وسرسعيد را به زانو گرفت.سعيد خطاب به اما گفت:آيامن به عهدم وفاكردم؟ فرمودند :«نعم انت امامي في الجنه» يعنی " آري تو جلوتر از من در بهشت هستي."

سعيد به شهادت رسيد ، شمردند سيزده تير به بدنش اصابت كرده بود.[14]



[1] - جامع‏الأخبار ، ص35

[2] - وسائل الشيعه ج1روايت 209

[3] - نهج البلاغه اين ابي الحديد ج17ص5

[4] - مناقب ج3ص441

[5] - مستدرك الوسائل ج4روايت 4226

[6] - ثواب‏الأعمال ، ص230

[7] - الكافي ج : 2 ص : 279

[8] - قرب الإسناد، ص30

[9] - كافى، ج3، ص 136

[10] - بحار الأنوار : 83 / 14 / 25

[11] - سيماى فرزانگان ، ص 159.

[12] - ترجمه ارشاد مفيد ج2ص80

[13] -نفس المهموم ص113

[14] - مقرم ،مقتل الحسين ص249

 
طراح و برنامه نویس: اکین