دين در چنبره جهالت PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰۰:۱۳

نويسنده : حجه الاسلام صفری

دين در چنبره جهالت

در يکی از نشريه های محلی شهرستان گرمی مطلبی در باره نمازديدم که گويا از دکتر شريعتی نقل گرديده بود. ادبيات سخن که خطاب به پدر و مادر بود بسيار تند و بی ادبانه بود.همين امر بهانه شد چند سطری را در نقد اين سخن به رشته تحرير در آورم و از مقام بی بديل نماز و پدر و مادر اندکی حمايت کنم.

 

دين مقدس اسلام که آخرين و کاملترين ارمغان آسمانی است با اشتمال بر تمام مايحتاج معرفتی و معنوی بشر ، در قالب قانون تشريعی راه هدايت را بوضوح برانسانهای ذی عقل و ذی شعور نشان داده است.

انعطاف پذيری دين ، تضمن آن بر قوانين کلی و مملو بودن متون دينی از بيانات روشنگرانه معصومين در کنار حجت و رسول باطنی يعنی عقل ، خبرگان و متخصصين دينی و علمای متبحر وزبردست و مجرب دينی را جهت استنباط احکام شرعی و پاسخ به سوالات شرعی و نيازهای معنوی مساعدت نموده است. بطوريکه هيچ پاسخی بی جواب و هيچ مشکلی لاينحل باقی نمانده است.
ولی آنچه تعجب برانگيز است اين است گاهی افراد ناآگاه و ناآشنا به دين و مبادی و مبانی دينی ، کرسی اسلام شناسی را اشغال کرده و بدون آشنائی با الفبای اصول و فروع دين ، فتاوا و نظرهای بدیهی البطلان و واضح الفساد صادر نموده و برای خردوکلان جامعه بپندار خود ارائه الطريق می نمايند. و چون از ژرفای عميق آموزه های دينی و لطايف باريک تر از موی صراط مستقيم ، بی خبرند ، باتازيانه جهالت ، مرکب هوا و هوس را به جولان می آورند ودر کسوه درد دين آتش به خرمن قرآن می اندازند ؛ از نيش تيز و سهمگين زبان و قلم هر تراوش آلوده و متعفن را ، ناروا و نادرست به نام دين معرفی می کنند.
اين جای تأسف نيست که گروهی عنود و مغرض ، شمشير عداوت را بدست گرفته و علم مخالف را برافراشته و با شياطين عالم هم نوا گشته و در هلند و دانمارک و ايتاليا ويا در هرجای دنيا ، پياده نظام جنگ نرم گرديده و فضاحت و وقاحت را بحدی رسانده که گل سر سبد عالم خلقت و عصاره تمام فضيلت پيامبر بزرگ اسلام (ص) را بی رحمانه آماج تهاجم شيطانی خود قرار داده اند.
وشايد اين نيز تأسف بار نباشد که افرادی مانند سلمان رشدی در زير لوای سياه غرب تربيت يابد و آيات شيطانی را با قلم ننگين خود بر کاغذپاره های سياست بنگارد و نوکری خود را بر فرماندهان جنگ نرم که عزمشان را بر نابودی اسلام عزيز جزم کرده اند ، به اثبات برسانند. ويا مانند اکبر گنجی عصمت ائمه هدی (عليهم السلام ) را زير سوال برده و مهدويت را بابخردانه ، ساخته قرون صفويه بپندارند. زيرا اينها آشکارا علم عداوت را بدست گرفته و در آغوش شيطان بزرگ نشسته برای مرضی خاطر او، ناصواب سخن می رانند و عالم و آدم را به تمسخر خود وا می دارند.

تأسف فراوان اينجاست که گروهی لباس قداست به تن کرده و زيرلوای حمايت از دين وارزشهای الهی آتش به خرمن دين می زنند و با ادبيات غيرمعقول و دور از ادب ، تعاليم اسلامی را به سخره می گيرند.

درتجمعات خانگی جلسات فرهنگی منعقد می کنند و از شاعران تهی از عقل و علم بهره برده و متدينين جامعه را به سخره می گيرند در حالی که از سر و صورت گويندگان و مخاطبان فساد می بارد. چرا که « یعرف المجرمون بسيميهم » و اين سخنان ياوه و ضد نماز و نمازگزار را در گوشيهای تلفن همراه ، قرار می دهند. وبا قيافه حق به جانب ، دم از اخلاص به ميان می آورند وآنگاه تمام شرکت کنندگان در نمازجماعت را ريا کاران و حاضرين در صف اوّل را رباخواران معرفی می کنند. اين دلسوخته گان دين و حاميان حقيقت ! نه بر بی نمازا ن می تازند و نه شرابخواران را مذمت می کنند که شايد خود نيز از آن تبارند ، بلکه مشکل اصلی را با درايت بی پايان خود کشف نموده ، نداشتن اخلاص وناآشنائی نمازگزاران بامعانی الفاظ را مشکل اساسی امت اسلامی معرفی می کنند. و گروهی نيز اطراف اين باصطلاح شاعر را گرفته در عرفان حقيقی سير می نمايند و با دست زدنهای مکرر از افاضه های شاعر دلسوز دين بهره می برند. اين گروه بظاهر که نه نمازشان قضا شده و نه نماز شبشان ترک گرديده متدينين را به جرم ثابت نشده متهم می سازند واز اين رهگذر خود را از هر عيب و نقصی مبرا می سازند. شايد اين گروه، خود را از هر حد حدود دين آزاد کرده، پاک و مطهر شده وبه عصمت بزرگی دست يافته اند بطوريکه هر فسادی برای آنها رواست و ترک نماز برای آنها جايز است چون نماز جلوی فحشاء را می گيرد که انسان آلوده نشود و آنها در حکم آب کرند و با هيچ چيز آلوده نمی شوند پس نيازی به نماز ندارند و محرم ونامحرم برای آنها مطرح نيست چون اين مسائل برای عوام الناس است و آنها جزء خواصند.اين خواصان جاهل در دريای جهالت می سوزند وبرمعصيت و گناه خود افتخار می کنند.

انسان با کدام دريای معرفت و کوثر معنويت اين جهالت را می تواند پاک نمايد واز چه راهی می شود بر دل تاريک و غفلت زده اين دجالان روزگار وارد شود و بر وجدان مرده آنها زمزمه کند که انبياء الهی نيز از عبادت خدا بی نياز نيستند و نداشتن خلوص و يا نفهميدن معانی کلمات مجوز ترک واجبات نمی شود.

در روز های اخير در يکی از نشريه های محلی شهر گرمی مطلبی از دکتر شريعتی در باره نماز آورده شد که هم دين را به سخره گرفت هم شريعتی را . راستی هدف تبليغ بی نمازی بود يا سرزنش نمازگزاران ؟!!

شما اين عبارت را که گويا از زبان دکتر شريعتی آورده شده است بنگريد و در باره سخافت سخن قضاوت کنيد. وی خطاب به پدر می گويد:« فرق من بي نماز با توی نماز گزار فقط اين است که من اين دوعلامت تقوا (قوز و پينه پيشانی ) را ندارم ». صاحب اين سخن ضمن ابتلا به مغالطه ، بخاطر نداشتن اطلاع از متون دينی از جمله قرآن ، خلاف آموزه های دينی تفوّه نموده است. آيا خدای مهربان فرموده است که اگر معنای نماز را ندانستی نمازت را ترک کن ، يا فرموده است « لايکلف الله نفسا الا وسعها».
اگر به کودکی الفاظی را بخاطر مفاهيم عاليه اش ياد دهی و او صرفا برای خوشحالی تو، نه چيز ديگر آن الفاظ را تکرار کند و برزبان جاری سازد ولو نفهمد چه می گويد ، اگر به جای هديه، سيلی به صورتش زنی ، بايد در عقل و خرد خود ترديد نمائی. پدر و مادر بی سواد تو ،گرچه ممکن است معنای الفاظ نماز را نفهمد ، همانطوريکه توی باسواد حقايق آنها را نمی فهمی اما ضمن توجه اجمالی به معانی آن ، خدا را باالفاظی می خوانند که می دانند خدايشان از آن خوشش می آيد و بسيار دلشان می خواهد حقيقت آنها را نيز درک کنند ولی درک و شعور انسانها متفاوت است.وخدای عالم به اندازه عقل و خرد انسانها از آنها تکليف می خواهد .

آيا می دانی فرق تو که باسوادی با پدر و مادر بي سوادت چيست ؟ تو که بی نمازی از نظر امام صادق (ع) کافری ولی آنها مسلمان. تو مغرور علمی گرچه از آنچنان علمی نيز برخوردارنيستی و آنها شرمنده ندانستهايشان ، تو پنداشتی هرکس معنای « ایاک نعبد و ایاک نستعین » را بداند عارف وارسته شده وبه حقیقت پی برده است درحالی که چنین شخصی گرفتارجهل مرکب است وابدا در جهل مرکب مانده و درآتش جهالت خواهد سوخت.درحالی که پدر و مادر بی سواد تو می داند که نمی داند و یک قدم ازتو به حقیقت نزدیکتر است ؛ اماتو باغرورعلم که حجاب اکبر است علم خياليت را خدای خود ساخته و آن را می خوانی . او با احساس شرمندگی از قصوردربندگی ، خدای خود ار باهمان الفاظی که معنایش را بطور کامل نمی داند می خواند.ولی تو بدليل تدليس شيطان درحالی که بی نمازی خود را بهتر می پنداری. البته روشن است که اين خيال همان سخن شيطان است که گفت :آدم را از خاک و مرا از آتش آفريدی پس من اولی ترم.

درست است درصدراسلام ام جمیل همسر ابولهب حمالة الحطب بود ولی امروز حمالة الحطب ها آنهایی هستند که خداوندمتعال آنها را « حمار» نامیده ودر حق آنها فرموده « مثلهم کمثل الحماریحملون اسفاراً » چرا که حامل علمند و فاقد آثار معنوی آن.

آیا داستان آن عابد و فاسد را نشنیدی که هردو وارد مسجد شدند ولی فاسق به درجه عابد رسید وعابد ، فاسق گردید واز مسجد خارج شد؟ چرا که فاسق شرمنده تقصیر بود و عابد معجب به عبادت وبندگی. پس بنگر خدای متعال چه کسی رابا یک لگد پشت به قبله از درگاه خود بیرون می اندازد و پرتش می کند.؟ آنکه در جنگ استعمار همچو چهار پایان زبان بستۀ زنجیر باربکشد و درفتنه سبز، قداره بکشد وتیروکمان برکمر بسته تمام مقدسات مردم متدین را مورد بی رحمانه ترین تهاجم قرار دهد يا آنکه با طهارت دل و خلوص نيت بدون اسارت الفاظ و تمکين به حقارت ، خدایش را می خواند.

راستی آیا آن خدای دست سازت و دین خیالیت وعلمِ بی معرفتت به تو یاد نداد که با پدر ومادر چگونه سخن گویی،که آنها را اینگونه مورد شماتت قرار می دهی ومی گویی «کجایی پدر مومن من....مادر مقدس من... وای بر شما نمازگزاران که سخت غافلید وازنماز نیز».

شاید بگویی که این حکم خداست که فرمود« ویل للمصلین » ولی چون تو در الفبای قرآن هنوز اندر خم يک کوچه ای معنای « ساهون» را نفهمیده ای و کلمه « یرائون» را اصلاً نخوانده و درک نکرده ای . و ثانیاً خدای متعال اگرپدرومادر بی سوادت را اینگونه خطاب فرموده، بأسی نيست چون خدای آنها بوده در حالی که تو بنده آنهایی ودر صورت کفرشان نیز موظّف ومکلّف به خدمتگذاری آنها هستی.

وثالثاً اگر روخوانی قرآن را بلد نیستی حداقل از همان پدر پیرت داستان موسی وفرعون را بپرس که چگونه خدای عالمیان ،کلیم خود حضرت موسی (ع) را به سوی فرعون که « انا ربکم الاعلی» می گفت می فرستد و به وی چنین توصیه می کند « اذهبا الی فرعون انی طغی وقولاله قولاً لینا» يعنی پيش فرعون برويد و نرم وملايم با او سخن گوييد. این ادب خدای موسی وخدای پیرمردان بی سواد است که با فرد طغیانگری مثل فرعون با ادب سخن می گوید وآن منطق توست که با پدر و مادرت اینگونه سخن می رانی وشاید جرمشان این است که معنی برخی الفاظ رانمی دانند و توشاید می دانی.

راستی دردت چیست؟ آیا می خواهی از نماز دفاع کنی و مردم را به نماز با حال دعوت کنی ؟ آيا خودت چگونه ای؟ توکه - باعتراف خودت - بی نمازی !! یا می خواهی پدرت را هدايت کنی ؟ اين چگونه هدايتی است که بوی کمترين ادبی از آن به استشمام نمی رسد. یا می خواهی خود را مطرح سازی ؟ آيا شهرت حاصل از بی ادبی شايسته انسان عاقل است ؟، هدفت هر کدام که باشد بسیار بسیار در خطا گرفتاری.

 

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰۰:۲۳
 
طراح و برنامه نویس: اکین