خطبه های نماز جمعه مورخه 04/12/1396 PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
يكشنبه ۰۶ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۵۷

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمین والصلوه و السلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین حبیبنا و حبیب اله العالمین الذی سمی فی السماء باحمد و فی الارضین بابی القاسم محمد ( صلی الله علیه و آله و سلم) و علی اهل بیته الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعين من الآن الی یوم لقاء رب العالمين. اما بعد عبادالله اوصيکم ونفسی بتقوی الله و اتباع امره و نهی.

خودم و شما نماز گزاران عزیر را به تقوی الهی دعوت می کنم.

.« یَا ابا ذر! یَطَّلِعُ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ عَلَى قَوْمٍ مِنْ أَهْلِ النَّارِ، فَیَقُولُونَ مَا أَدْخَلَکُمُ النَّارَ، وَ قَدْ دَخَلْنَا الْجَنَّةَ لِفَضْلِ تَأْدِیبِکُمْ وَ تَعْلِیمِکُمْ، فَیَقُولُونَ إِنَّا کُنَّا نَأْمُرُ بِالْخَیْرِ وَ لَا نَفْعَلُهُ‏ .»

اى ابا ذر! جمعى از بهشتیان بر دوزخیان در آیند و از آنها بپرسند: چرا شما جهنمى شُدید که ما از تعلیم و تربیت شما به بهشت در آمدیم؟ جواب دهند: ما به خوبى‏ها امر مى‏کردیم و خود خوبى نمی کردیم .

این کلمات حضرت بر جند نکته مهم دلالت دارد :

اوّل این که راه بهشت دارای قواعد و مقرراتی است که هر کس آن مقررات را رعایت کند به مقصد خواهد رسید. و هر کس آن مقررات را رعایت نکند از این نعمت محروم و به نقمت جهنم مبتلا خواهد شد. و فرقی در این است که انسان عالم باشد یا عامی . علم ابزار است و عمل با شرائط خاص خود راه است. و این راه هم در کتاب آسمانی نشان داده شده و هم در الگوهای عملی ارائه شده است.

اما این راه چیست ؟ این راه همان راه اسلام است ، همان راهی است که خدای متعال از آن به صراط مستقیم تعبیر نموده است و در روایات در باره ائمه علیهم السلام وارد شده است که «وَ نَحْنُ وَ اللَّهِ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيم‏»[1] هر کس راه ائمه را برود بدون شک به بهشت خواهد رسید و هر مکس از آن تخلف کند از بهشت محروم خواهد شد.

دوّم این که وقتی سخن حقی و موعظه‌ی مفیدی از کسی شنیدی به دلیل این که گوینده اش عامل نیست آن موعظه را ترک نکن و از آن راه الهی که از زبان عالم غیر عامل صادر می شود غفلت نکن. حتی از حضرت امیر (ع) نقل شده است که فرموده اند « خُذِ الْحِكْمَةَ مِمَّنْ أَتَاكَ بِهَا وَ انْظُرْ إِلَى‏ مَا قَالَ‏ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى‏ مَنْ‏ قَال‏»[2]

عده ای برای فرار از عمل کردن به دستورات دین ، خود گوینده را بهانه می کنند و از انجام آن کوتاهی می کنند و نمی دانند که کوتاهی دیگران مجوز کوتاهی انسان نمی شود و انجام دادن دیگران نیز به درد انسان نمی خورد. حتی گاهی دیده شده است که برای فرار از عمل ، دیگری را به دروغ متهم می کند که خودش عمل نمی کند. در فضای مجازی یک عکسی را گذاشته بودند که یک فردی در سطلهای آشغال می گشتد و مواد زائد جمع آوری می کرد و در زیرش نوشته بودند که تاکنون دیده اید یک آخوند برای کسب در آمد و یا رفع نیاز بین سطلهای آشغال بگردد. این نادان متوجه نشده بود که اولا اگر یک آخوند بخواهد در بین سطل آشغالها بگردد با لباس روحانی نمی رود بلکه آنهم لباسش را در می آورد و برای امرار معاش همین کار را می کند کما این که بسیاری از علما محتاج نان شب می شوند ولی گرسنه می خوابند و کسی را مطلع نمی کنند و من خودم چنین فردی را سراغ داشتم. ثانیا عالم دینی یک تحصیل کرده متخصص است و پس از سالها تحصیل چرا باید بین سطلهای آشغال بگردد والا باید همین سوال را در باره دیگران نیز کرد که آیا تاکنون دیده اید یک دکتری بین سطلهای آشغال بگردد ؟ آیا دیده اید یک خلبانی و یک فلان بخش از دانشمندان بین طلهای آشغال بگردد ؟

این مغالطه فقط برای این است که عرضه عمل به معروف را ندارد. یک عالم دینی به شما می گوید انفاق کن ، دست فقراء را بگیر ، گناه و معصیت الهی را انجام نده. این حرفها حق است چه گوینده به آن عمل کند و چه نکند. اگر شما به آن عمل کنید و او خودش عامل نباشد در قیامت می گویید « مَا أَدْخَلَکُمُ النَّارَ، وَ قَدْ دَخَلْنَا الْجَنَّةَ لِفَضْلِ تَأْدِیبِکُمْ وَ تَعْلِیمِکُمْ» و آنها پاسخ می دهند که « إِنَّا کُنَّا نَأْمُرُ بِالْخَیْرِ وَ لَا نَفْعَلُهُ» و آن وقت تو برنده هستی . و اگر عمل نکنی که همین بهانه های دلیل بر این است که مرد عمل نیستی ، جایگاهت جهنم خواهد بود ، و عمل کردن و نکردن گوینده سخن هیچ دردی برای شما دوا نخواهد کرد.

امروز عجیب شده است عده ای از افراد بی هنر که مرد عمل نیستند و حتی این قدر عرضه هم ندارند که بگویند ما مرد عمل نیستیم برای عمل نکردن و شانی خالی نمودن از کردار نیک ، تخلفات دیگران را بهانه قرار می دهند. وقتی گفته می شود کمک کن مسجد بسازیم ، نمی گوید ندارم. چون می دانند دروغ می گوید و نمی گوید که من دل احسان نمودن را ندارم و یا اصلا اعتقادی به مسجد ندارم چون ماهیتش برای مردم کشف می شود بلکه برای فرار از این عمل خیر می گوید من به مسجد کمک نمی کنم چون فلانی که اهل مسجد بود فلان تخلف را انجام داده است. یا بهانه می کند که فقراء بیش از مساجد نیازمندند البته به نیازمندان هم کمک نمی کند. وقتی می گویی بیا به حوزه علمیه کمک کن همینطور پاسخ می دهد.

این فرمایش پیامبر هم به علمای غیر عامل پاسخ می دهد و هم به کسانی که معروفات را به بهانه تخلف دیگران ،ترک می کنند پاسخ می دهد.

سوّم این که عمل نکردن چند صورت دارد. یک بار این طوری است که انسان می گوید اگر بهترین عمل را برام معرفی می کردند انجام می دادم ولی هنگامی که بهترین عمل به وی معرفی می شود عمل نمی کند. خدای متعال به اینها می فرماید :«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ‏ ما لا تَفْعَلُون‏»[3]

نقل شده است که جمعى از مؤمنان پيش از آنكه حكم جهاد نازل شود مى‏گفتند: اى كاش خداوند بهترين اعمال را به ما نشان مى‏داد تا عمل كنيم، چيزى نگذشت كه خداوند به آنها خبر داد كه «افضل اعمال، ايمان خالص و جهاد است» اما اين خبر آنها را ناخوشايند آمد و تعلل ورزيدند، آيه نازل شد و آنها را ملامت كرد.

عامل بنودن بار دیگر به اين است که به برادر دینش یک چیزی را وعده می دهد و به آن عمل نمی کند.در حديثى از امام صادق عليه السّلام مى‏خوانيم: «وعده مؤمن به برادرش نوعى نذر است، هر چند كفاره ندارد، و هر كس تخلف وعده كند با خدا مخالفت كرده، و خويش را در معرض خشم او قرار داده‏.[4]

" علامه طباطبائى" در" الميزان" مى‏گويد:" فرق است بين اينكه انسان سخنى را بگويد كه انجام نخواهد داد، و بين اينكه انجام ندهد كارى كه‏ مى‏گويد، اولى دليل بر نفاق است و دومى دليل بر ضعف اراده‏.[5]

عبد اللّه بن عامر بن ابى ربيعه می گوید : پيغمبر به خانه‏ى ما آمد و من بچه بودم و رفتم بدنبال بازى ، مادرم صدایم كرد که بیا چیزی به تو می دهم.

پيغمبر(ص) پرسيد چه خواهى باو داد؟ مادرم گفت: يك دانه خرما.

حضرت فرمود: بدان كه اگر دانه‏اى خرما باو ندهى گناه دروغى بر تو نويسند و گردنگير تو شود.[6]

نقل می کنند که مرد از دور برای آموختن حدیث پیش احمد بن حنبل آمد . قاطر آن شخص فرار کرد و او دامن خود گرفت تا حيوان بخيال خوراكى نزد او آيد. احد بن حنبل به وی گفت تو حيوان را گول مى‏زنى چگونه توان تو را امين شمرد و حديث آموخت.[7]

از نشانه‏هاى مهم مؤمنان راستين اين است كه گفتار و كردارشان صد در صد هماهنگ باشد، و هر قدر انسان از اين اصل دور شود از حقيقت ايمان دور شده است.

حضرت امیر علیه‌السلام فرمودند: تورات بر پنج کلمه ختم شده است. من دوست می‌دارم در اول هر صبحی آن کلمه را بخوانم و در آن‌ها دقت نمایم.:«كلّ غنيّ لا زاحة له من ماله فهو و الأجير سواء، و كلّ امرئة لا تجالس في بيتها فهي و الأمة سواء، و كلّ فقير تواضع الأغنياء لغناه فهو و الكلب سواء، و كلّ ملك لا عدل له فهو و فرعون سواء و كلّ عالم لا يعمل بعلمه فهو و إبليس‏ سواء.»[8]

اول: ثروتمندی که با سرمایه‌اش نفعی نرساند با کسی که اجیر می‌شود برابر است.

دوّم : زنی که بدون ضرورت از خانه شوهر خارج شود با کنیز برابر است.

سوّم : فقیری که در برابر ثروتمند به خاطر مالش ذلیل شود با سگ برابر است.

چهارم : پادشاهی که به عدالت با فرمانبرانش رفتار نکند با فرعون برابر است.

پنجم : عالمی که به علمش عمل نمی‌کند با ابلیس برابر است.

خطبه دوّم

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله الذی لایبلغ مدحته القائلون و لایحصی نعمائه العادوّن و لایؤدّی حقّه المجتهدون الذی لایدرکه بعد الهمم و لایناله غوص الفطن ثم الصلاه و السلام علی اشرف الانبياء و المرسلين الذی سمی فی السماء باحمد و فی الارضين بابی القاسم محمد

اللهم صل علي علي اميرالمومنين وعلي فاطمه سيده النساء العالمين وعلي الحسن والحسين سيدي شباب اهل الجنه وعلي علي بن الحسين ومحمد بن علي وجعفر بن محمد وموسي بن جعفر وعلي بن موسي ومحمد بن علي وعلي بن محمد والحسن بن علي والحجه القايم المنتظر عجل الله تعالی فرجه و جعلنا من اعوانه و انصاره والمستشهدين بین یديه

اسغفرالله لی و لکم من جميع الذنوب و الآثام و اتوب اليه

پیامبر اسلام (ص) فرمودند:« مَنْ سَعي في حاجَةِ أَخيهِ المؤمنِ فكأنَّما عَبَدَ اللهَ تِسْعَةَ آلافِ سنَةٍ، صائماً نهارُهُ قائماً لَيلَهُ.»[9]

كسي كه در راه برآوردن نياز برادر مؤمن خود بكوشد، گويي نُه هزار سال با روزه گرفتن و شب زنده داري كردن، خدا را عبادت كرده باشد.

روز امور تربيتى و تربيت اسلامى

هشتم اسفند روز امور تربيتى و تربيت اسلامى نامگذاری شده است. بنده این روز را به تمام مربیان و فعالان عرصه تربیت اسلامی تبریک می گویم و از تمام کسانی که در تحکیم و تعمیق مسائل تربیتی در کشور خصوصا در مدارس تلاش می کنند کمال تشکر را دارم.

بدون شک تربیت اسلامی که ثمره اش تربیت انسانهای الهی است زیربنای تمام فعالیتهای علمی و آموزشی است که متاسفانه نظام آموزشی ما که عمده ساختارش از نظام آموزشی غرب گرفته شده است ، به امور تربیت و تربیت اسلامی کمتر توجه کرده است. مربیان ما در مدارس اگر بخواهند کارتربیتی کنند باید از وجود خود مایه بگذارند و الا مساعدتهای سازمانی از آنچنان رمقی برخوردار نیست.

فرزندان ما ده ، دوازده سال در مدرسه درس می خوانند ادبیات ، ریاضی ، جغرافی و سایر علوم ابتدائی را یاد می گیرند ولی در این که با خودشان چگونه باشند با خدایشان چگونه باشند با مردم چگونه رفتار کنند و در نهایت اصول و آداب اسلامی و انسانی را یاد نمی گیرند و حتی از روخوانی قرآن که کتاب دین و برنامه زندگی ماست ، بعد از ده سال درس خواندن عاجزند. در حالی که پیامبر اسلام (ص) فرموده‌اند:« أدِّبُوا أولادَكُم عَلى ثَلاثَ خِصالٍ: حُبِّ نَبِيِّكُم ، حُبِّ أهلِ بَيتِهِ و قِراءَةِ القُرآنِ »[10]فرزندان خود را بر سه ويژگى تربيت كنيد: دوست داشتن پيامبرتان ، دوست داشتن اهل بيت او ، و خواندن قرآن .

و آنهائی که به ادب و معنویت و معرفت مزین شده اند از خانواده ، محیط زندگی یا خارج از برنامه های درسی از برخی مربیان دلسوز و متخلق به اخلاق اسلامی یاد گرفته اند.

البته تربیت اسلامی تنها در نظام آموزشی ما مورد بی مهری واقع نشده بلکه خانواده ها کمتر به آن توجه کرده اند. برای این که فرزندان از آموزش قابل قبولی برخوردار باشد دنبال مدارس خوب می گردند و معلم خصوصی می گیرند و حتی در زمان امتحانات فرزندانشان تمام مسافرتهای خود را تعطیل می کنند که این خیلی خوب است ولی جای تاسف این است که اگر همین فرزند درس خوانده و تحصیل کرده ، نماز نخواند و یا اصلا نماز بلد نباشد ، متاثر نمی شوند و یا نداشتن اخلاق اسلامی در فرزندان آنها را متاثر نمی کند حتی ممکن است برخی از اولیاء به مدیر مدرسه اعتراض کند که چرا برنامه های تربیتی اجراء می کنی و بچه ام از درس می ماند.

این درحالی است که همین جوانان ما شدیدا مورد تهاجم تربیتی بیگانگان هستند. مربیان ما در چنین فضایی که هم دشمنان سخت تربیت اسلامی را مورد تهاجم قرار داده اند و هم نظام آموزشی و مسئولین کشوری به مسائل تربیتی کم توجه هستند ، می خواهند با چنگ و دندان از فرزندان ما حمایت کنند و آنها را درست تربیت کنند. باید از این مربیان تشکر کرد و باید از آنها حمایت کرد تا فرزندان در کنار علم ، انسانیت را نیز یاد بگیرند.

اتفاقات کشوری

مدتی است در داخل کشور اتفاقاتب رخ می دهد که موجب تگرانی مردم می شود. در این خصوص می خواهم نکاتی را متذکر شوم و به اطلاع مردم عزیز و شما حضار گرامی برسانم.

1. تفکیک اغتشاش گر با معترضین مدنی

مردم حق دارند به صورت قانونمند به مسئولین که خادمین آنها هستند اعتراض کنند. اعتراض معنایش این است که مردم به طرق مختلف از جمله اجتماع در یک مکان مشخص اعلام می کنند که ما این مشکل را داریم و یا مسئولین این مشکل را دارند و باید آن را حل کنند. در اینجا ساده ترین وظیفه مسئولین این است که این اعتراض را بشنوند و بدون توجیه و فرا افکنی و فرار از مسئولیت آن را حل کنند و یا مردم را قانع کنند که این مشکل فعلا به این دلیل حل نمی شود.

اما نکته ای که نباید از آن غافل شد این است که در هیچ جای دنیا اغتشاش ، خشونت و قانون شکنی مقبول نیست و از طریق خشونت هیچ کشوری اصلاح نمی شود. اصولا آنهائی که اغتشاش می کنند کشور را ، آرانش کشور را نمی خواهند و الا کسی که کشورش را می خواهد پرچمش را به آتش نمی کشد و نیروهای نظامیش را که امنیت کشور را فراهم می کند مورد تهاجم قرار نمی دهد.و اموال عمومی را تخریب نمی کند. واقعیت این است که دشمنانی که ما را تحریم کرده اند ، منافقیت=ن را مسلح کردند که بزرگان ما را کشتند و به شهادت رساندند و حرکتهایی ایذائی و تخریبی انجام می دهند ، عده ای را در داخل تحریک می کنند که آشوب و اغتشاش ایجاد کنند حتی ممکن است تعدادی از این اغتشاش گران آنقدر ساده باشند که خودشان نیز متوجه نباشند ولی اینها در اقلیّت هستند. ولی انسان هرچه قدر ساده هم باشد می فهمد که این نیروی انتظامی که برادر و فرزند من و شماست رفته در آنجا مشغول خدمت شده می خواهد امنیت من و شما را فراهم کند ، و غیر از تامین امنیت کاری هم نمی کند. بسیج کدام جرم را مرتکب شده است که از یبرون دستور می دهند با بسیجیان برخورد کنید. معلوم است که این اغتشاشات از خارج فرماندهی می شود حالا مستقیم یا غیر مستقیم و از طریق تبلیغات تحریک کننده.

حکومت و متولین امر باید بین معترضین و اغتشاش گران تفکیک قائل شوند و می شوند. باید به معترضین منطق پاسخ داد و با اغتشاش گران سخت برخورد نمود.

2. طلبکار شدن بدهکاران

گروهی که خودشان در یهبود و تخریب وضعیت کشور موثر هستند و باید در مقابل کاستیها و ندانمکاریها و قصور و تقصیر خویش پاسخگو بباشند ، مطالبه گر شده اند. یکی در حالی که در راس قدرت است از رفراندوم سخن می گوید و هنگام سخنرانی دائما می گوید باید فلان کار بشود و فلام اقدام صورت گیرد و طوری سخن می گوید که باید این کارها را دیگران انجام دهند در حالی که این کارها را او خودش با زیر مجموعه خود عمل کند و اگر نمی تواند علت عدم توانائی را بیان کند. به جای این که در قبال کوتاهی ها پاسخگو باشد ، مطالبه گری می کند.

دیگری که در راس قدرت بود نامه سرگشاده به رهبری می نویسد و می گوید فلان کار را بکن و فلان کار را نکن. در حالی که خود ایشان وقتی در قدرت بود از رهبری اطاعت نکرد و قهر نمود و خانشینی را برگزید و حتی با عزل یک نفر نتوانست نظر رهبری را تامین کند. از شما می پرسیم آن روزی که شما در قدرت بودید مگر به حرف رهبری گوش دادید که انتظار دارید دیگران از رهبری اطاعت کنند؟ کسی که نامه سرگشاده می نویسد و راهکار نشان می دهد باید ابتداء خودش به آن معتقد باشد و به آن عمل کند ولی شما خودتان عمل نکردید حالا توقع دارید دیگران عمل کنند.

3. مطالبه از رهبری

اخیرا مد شده است که مطالبات را متوجه مقام معظم رهبری می کنند. رهبری باید فلن کار را بکند و فلان اقدامات را انجام دهد. چرا رهبری با اختلاس و فساد و گرانی و بی کاری مبارزه نمی کند ؟ چرا رهبری مسئولین را چنین و چنان نمی کند؟ حل تمام مشکلات اقتصادی ، سیاسی ، قضائی و اجتماعی را از رهبری مطالبه می کنند.

اگر قرار است همه اینها را رهبری حل کند پس دولت و مجلس و قوه قضائیه برای چیست ؟ و چرا باید این همه بیت المال به آنها هزینه شود؟ دوّم این که خود همین مسئولین و کسانی که آنها را انتخاب کرده اند ، چقدر منویات رهبری را در انتخاب خود ملاحظه نموده اند؟ سوم این که تذکرات مقام معظم رهبری در خصوص اقتصاد مقاومتی ، نامگذاری سالها ، نوع برخورد با دشمنان و مذاکرات هسته ای ، چچقدر مورد عمل قرار گرفته است ؟ شما نماینده انتخاب می کنید بعد می گویید رهبری چرا این کار را با مجلس نمی کند ؟ رئیس جمهور را خود شما انتخاب می کنید بعد مسئولیت را از رهبری می خواهید. رهبری تا مسئولین مطیع و مردم مدافع نداشته باشد اگر در سیاست و مدیریت و شجاعت مثل مولای متقیان بی نظیر هم باشد در محراب عبادت شربت نوشین شهادت خواهد خورد.

چهارم این که همین افرادی که به دروغ مطالبات را متوجه رهبری می کنند همین اندازه مطالبات رهبری را به دیکتاتوری تعبیر می کنند و آن را تحمل نمی کنند.

بعضی از اینها اگر از مردم نمی ترسیدند که مردم پشتیبان رهبری است معلوم نبود رهبری انقلاب را ملاحظه کنند.

مردم می دانند که توجه دادن مطالبات به رهبری فرا افنکی ، لاپوشی تقصیرات و کوتاهی های خودشان است.

4. تفرقه و تشتت ثمره تحزب

این احزاب سیاسی که هر روز مساله ای را علم می کنند و به حان هم می افتند ، جزء تفرقه و تشتت ، ایجاد یاس و ناامیدی در مردم و بدبینی ثمره ای نداشته است. اینها همه چیز را یا سایه و سیاه می بینند و یا سفید و سفید. خوب و بد خودشان را خوب مطلق و خوب بد دیگران را بد مطلق می بینند.

برای تخریب همدیگر به همدیگر تهمت می زنند ، دروغ می گویند ، حقایق را وارونه نشان می دهند ، کار های خوب همدیگر را انکار می کنند ، و تخلفات همدیگر را برجسته می سازند. مشکل حزبشان مقدم بر مشکل مردم است. شعار خدمت و مردم ، وسیله ای برای کسب قدرت است. اگر روزی مصلحت حزبشان این باشد که منافع مردم را فدا کنند لحظه ای در انجام آن تردید نمی کنند کما این که گاهی همین کار را می کنند. خداوند متعال فرمودند : « فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُون‏»[11] آنها دین و کارشان را قطعه قطعه کرده از هم جدا شدند وهر کدام آنچه برای خود برگزید خوشحال است.

آيه فوق يك حقيقت مهم روانى و اجتماعى را باز گو مى‏كند و آن تعصب جاهلانه احزاب و گروههاست كه هر يك راه و آئينى را براى خود برگزيده، و دريچه‏هاى مغز خود را به روى هر سخن ديگرى بسته‏اند اين حالت- كه از خودخواهى و حبّ ذات افراطى سر چشمه مى‏گيرد- بزرگترين دشمن تبيين حقايق و رسيدن به اتحاد و وحدت امتهاست. در ادامه می فرماید :« فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِين‏» آنها را در جهل و غفلتشان بگذار تا زمانى» كه مرگشان فرا رسد، يا گرفتار عذاب الهى شوند كه اين قبيل افراد سرنوشتى غير از اين ندارند.

نمایش یاس کبود

یک نمایشی از بخشی از زندگی نامه حضرت فاطمه (س) به نام یاس کبود مدینه توسط هنرمندان جوان شهرمان و همکاری ارشاد اجرا شد که مورد استقبال خوبی قرار گرفت. لازم دیدم از این هنرمندان و اداره ارشاد تشکر کنم.



[1] . تفسير القمي ؛ ج‏2 ؛ ص66

[2] . عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ؛ ص241

[3] . صف (61) : 2

[4] . برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 171

[5] . المیزان ، ج19 ، ص287

[6] . تفسير عاملي، ج‏8، ص: 261

[7] . تفسير عاملي، ج‏8، ص: 261

[8] . منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى) ؛ ج‏6 ؛ ص97

[9] . بحار الانوار، ج 74، ص 316

[10] . كنزالعمّال ، ح 45409

[11] . مومنون آیه 53

 
طراح و برنامه نویس: اکین