خطبه های نماز جمعه مورخه 22/10/1396 PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۵۷

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمین والصلوه و السلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین حبیبنا و حبیب اله العالمین الذی سمی فی السماء باحمد و فی الارضین بابی القاسم محمد ( صلی الله علیه و آله و سلم) و علی اهل بیته الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعين من الآن الی یوم لقاء رب العالمين. اما بعد عبادالله اوصيکم ونفسی بتقوی الله و اتباع امره و نهی.

خودم و شما نماز گزاران عزیر را به تقوی الهی دعوت می کنم.

توصیه پنجم پیامبر اسلام (ص) به ابوذر این است که :«یَا ابا ذر! لَوْ نَظَرْتَ إِلَى الْأَجَلِ وَ مَصِیرِهِ، لَأَبْغَضْتَ الْأَمَلَ وَ غُرُورَهُ »

اگر به اجل و سرنوشت آن بیندیشی، آرزوهای دور و دراز، و مغرور شدن به آنها را دشمن خواهی دانست.

این که در آیات و روایات ما ره به تفکر دعوت کرده اند و در یک روایتی وارد شده است که « تفكر ساعة خير من عبادة سبعين سنة»[1] در روایت دیگر « ستین سنه » دارد و در روایتی پیامبر اسلام (ص) فرمودند :« فِكْرَةُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَة»[2] در روایت دیگر حسن صیقل می گوید از امام صادق (ع) سوال کردم در باره « تَفَكُّرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ قِيَامِ لَيْلَةٍ» فرمودند بلی درست است . پیامبر اسلام چنین فرموده اند. پرسیدم « كَيْفَ يَتَفَكَّرُ ؟» فرمودند :« يَمُرُّ بِالْخَرِبَةِ وَ بِالدَّارِ فَيَتَفَكَّرُ فَيَقُولُ أَيْنَ سَاكِنُوكِ وَ أَيْنَ بَانُوكِ مَا لَكِ لَا تَتَكَلَّمِين»[3] یعنی از خرابه و خانه های خراب شده رد می شوی و در باره آنها فکر می کنی و می گویی آنهائی که تو را ساختند و در تو ساکن بودند ، الان کجا هستند. به این خرابه ها می گویی چرا حرف نمی زنید؟

پیامبر اسلام (ص) نیز با خطاب قرار دادن ابوذر علیه الرحمه به ما متذکر می شود که شما نیز اگر اجل و مسیر مرگ را مورد تفکر قرار دهید اوّلا آرزوهای طولانی را دشمن می دارید و ثانیا فریب این آرزوها نمی خورید.

مگر اجل و مسیر اجل چه دارد که انسان را نسبت به آرزوهایش این چنین می کند؟

« اجل » آن مدت زمانی است که برای ماندن ما در این دنیا تعیین شده است. آن اجل حتمی به هیچ وجه نه کم می شود و نه زیاد. « وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ‏ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ »[4] و فرمود:« قُل لَّكُم مِّیعَادُ یَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ»[5] و این اجل ناگهانی است که به انسان خبر نمی دهد و انسان طوری است حتی هنگام مرگ نیز مردن خود را باور نمی کند.

منسوب به حضرت امیر است که فرمودند :

يَا مَنْ بِدُنْيَاهُ‏ اشْتَغَلْ‏ قَدْ غَرَّهُ طُولُ الْأَمَلِ‏

الْمَوْتُ يَأْتِي بَغْتَةً وَ الْقَبْرُ صُنْدُوقُ الْعَمَلِ‏

قبل از فرارسیدن اجل نیز انسان یک مسیری را به سمت مرگ و بعد از مرگ نیز یک مسیری را به عالم برزخ طی می کند که همه این مسیر را خواهند رفت و برای ما که فرصت داریم تفکر در اینها مفید است.

اما قبل از مرگ مسیر این است که به اجبار به سمت مرگ می رویم. به امام سجاد (ع) گفتند : كيف أصبحت يا ابن رسول الله ؟ حالتان چگونه است ای فرزند رسول خدا ؟

فرمودند:«أصبحت مطلوبا بأمان الله تعالى يطلبني بالفرائض و النبي ص بالسنة و العيال بالقوت و النفس بالشهوة و الشيطان بالمعصية و الحافظان بصدق العمل و ملك الموت بالروح و القبر بالجسد فأنا بين هذه الخصال مطلوب .»[6] در امام الهی زندگی می کنم اما خدای متعال واجباتش و پیامبر اسلام سنت خویش ، و عیال مخارج زندگی خود ، نفسم امیال خود ، شیطان ، معصیت را ، نگهبانان الهی صدق عمل را ، ملک الموت روحم را ، و قبر جسدم را می خواهند و من بین وضعیتها قرار دارم.

به امام حسین (ع) عرض شد : كيف أصبحت يا ابن رسول الله ؟

فرمودند :« أصبحت و لي رب فوقي و النار أمامي و الموت يطلبني و الحساب محدق بي و أنا مرتهن بعملي و لا أجد ما أحب و لا أدفع ما أكره و الأمور بيد غيري فإن شاء عذبني و إن شاء عفا عني فأي فقير أفقر مني »

با این وضعیت به سمت مرگ در حرکت هستیم در حالی که از این مراقبان و محافظان غافل و سرگرم لذایذ دنیا هستیم.

با چشم خود می بینیم که آنهائی که از ما پولدار تر بودند ، قدرتمند تر بودن ، مشهورتر بودند ، باهوش تر بودند ، باسواد تر بودند اما نتوانستند از دست اجل فرار کنند و امروز زیر خاک مدفونند و گرفتار اعمال خویش هستند.

حضرت امیر (ع) با توجه به اسن حالت انسان می فرماید :« أُولِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ‏ وَ الْعَافِيَةِ وَ الْمَتَاعِ‏ هَلْ مِنْ مَنَاصٍ‏ أَوْ خَلَاصٍ أَوْ مَعَاذٍ أَوْ مَلَاذٍ أَوْ فِرَارٍ أَوْ مَحَارٍ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ‏ أَمْ أَيْنَ تُصْرَفُونَ أَمْ بِمَا ذَا تَغْتَرُّونَ وَ إِنَّمَا حَظُّ أَحَدِكُمْ مِنَ الْأَرْضِ ذَاتِ الطُّوْلِ وَ الْعَرْضِ قِيدُ قَدِّهِ [مُنْعَفِراً] مُتَعَفِّراً عَلَى خَدِّهِ .»[7]

این جملات چقدر تکان دهنده است؟

وقتی می میرد دیگر خانه و ماشین و پول به همراش به قبر نمی برند فقط یک کفن ساده است که همه مردم حتی فقیرترین شخص نیز به تن دارد اگر آنهم نبود ضرری به مرده ندارد. بعد از مرگ نیز وقتی متوجه می شود که مرده است هم به خدای متعال التماس می کند برگرداند تا گذشته خود را اصلاح کند و هم به فرزندان و خویشان خود التماس می کند که او را به قبر نبرند ولی هیچ التماسی دیگر پذیرفته نیست. چون خدای متعال التماسش را نمی پذیرد و اطرافیان نیز کلام و ناله او را نمی شنوند. امام علی (ع) می فرماید :« فَإِنَّكُمْ لَوْ قَدْ عَايَنْتُمْ‏ مَا قَدْ عَايَنَ‏ مَنْ‏ مَاتَ مِنْكُمْ لَجَزِعْتُمْ وَ وَهِلْتُمْ‏إ 265 وَ سَمِعْتُمْ وَ أَطَعْتُمْ وَ لَكِنْ مَحْجُوبٌ عَنْكُمْ مَا قَدْ عَايَنُوا وَ قَرِيبٌ مَا يُطْرَحُ الْحِجَاب‏»[8]

خطبه دوّم

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله الذی لایبلغ مدحته القائلون و لایحصی نعمائه العادوّن و لایؤدّی حقّه المجتهدون الذی لایدرکه بعد الهمم و لایناله غوص الفطن ثم الصلاه و السلام علی اشرف الانبياء و المرسلين الذی سمی فی السماء باحمد و فی الارضين بابی القاسم محمد

اللهم صل علي علي اميرالمومنين وعلي فاطمه سيده النساء العالمين وعلي الحسن والحسين سيدي شباب اهل الجنه وعلي علي بن الحسين ومحمد بن علي وجعفر بن محمد وموسي بن جعفر وعلي بن موسي ومحمد بن علي وعلي بن محمد والحسن بن علي والحجه القايم المنتظر عجل الله تعالی فرجه و جعلنا من اعوانه و انصاره والمستشهدين بین یديه

اسغفرالله لی و لکم من جميع الذنوب و الآثام و اتوب اليه

مولا امیر المومنین می فرمایند وقتی فقهاء و علما به همدیگر نامه می نویسند و موعظهی را بیان می کنند فقط سه کلمه می نویسند کلمه چهارمی وجود ندارد و آن این است که :

مَنْ كَانَتْ هِمَّتُهُ آخِرَتَهُ كَفَاهُ اللَّهُ هَمَّهُ مِنَ الدُّنْيَا

وَ مَنْ أَصْلَحَ سَرِيرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِيَتَهُ

وَ مَنْ أَصْلَحَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَصْلَحَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ

یکی از ويژگیهای این دنیا این است که اگر کسی بخواهد عمل نیکی کند و یا حرف حقی بزند مخالفین آن بیش از موافقینش خواهد شد. مثلا کسی بخواهد بر علیه ظلم و ظالم قیام کند و یا از یک مظلومی حمایت کند ، ممکن است تعدادی اطرافش را بگیرند ولی قطعا مخالفینش بیشتر خواهد شد.

از اوّل خلقت این گونه بوده است و تا ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه این گونه خواهد بود. چون اکثر مردم به حق خود قانع نیستند و اکثر مردم گرفتار نهوای نفسند. حتی اگر آن افرادی را که زیر پرچم حق جمع شده اند نگاه کنید خواهید دید بین آن افراد نیز کسانی هستند که از حق به خاطر خود حق حمایت نمی کنند بلکه منفعت شخصی آنها اقتضاء می کند از حق دفاع کنند.

تاریخ بشریت این حقیقت را نشان داده است . تاریخ نشان داد که حضرت ابراهیم تنها یا در اقلیت بود ، حضرت نوح تنها یا در اقلیت بود ، حضرت موسی تنها یا در اقلیت بود و در نهایت حضرت پیامبر اسلام (ص) در اقلیت بود. ولی نکته امید بخش این است که در این مبارزه بین حق و باطل که همواره طرفداران باطل بسیار بوده اند ولی طرفدار حق پیروز شده است.

نامی از نمورد نیست ولی مکتب ابراهیمی همچنان مثل خورشید عالم تاب می تابد ، مخالفین حضرت عیسی به زعم خودشان آن حضرت را کشتند ولی امروز می بینید که مسیحیان که ولو در ظاهر خود را پیرور حضرت مسیح می دانند به دو میلیارد و 250 هزار نفر رسیده است. و روزی پیامبر اسلام در شعب ابی طالب محصور بو ولی امروز آنکه در شعب محصور بود صدها میلیون طرفدار دارد و تعدادشان به بیش از یک و نیم میلیارد رسیده است ولی نامی از ابوجهل و ابولهب نیست.

پس تا کنون دو مطلب قطعی بوده است. یکی این که طرفدار حق همواره کمتر بوده و دیگر این که طرفداران حق همواره گرچه سختی دیده اند ولی همواره پیروز شده اند.

امروز یکی از مصادیق این قاعده همین نظام جمهوری اسلامی است. قدرتمندان عالم ، آنهائی که قدرت نظامی برتر ، ثروت بیشتر ، نفوذ بیشتر دارند مخالف نظام اسلامی هستند. این تاریخ نیست بلکه چیزی است که شما می بینید. کشوری که در آن انقلاب می شود لازم نیست به او حمله کنند بلکه اختلافات درونی می تواند خود آن کشور و انقلاب را از بین ببرد. در مصر دیدید چه شد و در لیبی مشاهده کردید و در بسیاری از کشورها اتفاق افتاده است که انقلاب شده و انقلاب در آغاز خود منحرف شده ، ساقط شده یا پس از مدت کمی نابود شده است.

در کشور ما انقلاب شد و شاه مملکت که دنیا پشت سرش بودند در 26 دی فرار کرد کسانی که کشور در دست آنها بود ، وزیر بودند ، کاردان بودند ، مدیریت اقصتاد کشور ، مدیریت نظامی کشور در دست آنان بود همه فرار کردند یا کشته شدند و انقلابیون که مدیریت بلد نبودند آمدند کشور را اداره کنند . نیازی نبود صدام به ما حمله کند خود انقلاب می توانست به خاطر اختلافاتی که در انگیزه‌ی بعضی از داخل کشور بود ، شکست بخورد ولی انقلاب شکست نخورد و مورد تهاجم نظامی ، فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و مورد هاجم همه جانبه قرار گرفت.

کسانی به جبهه ها رفتند و با ژنرالها جنگیدند که فقط 15 روز آموزش نظامی دیده بودند. جوانانی در مقابل قدرتهای نظامی دنیا و ماهواره های اطلاعاتی آمریکا و مساعدتهای دو قدرت بزرگ دنیا ایستادند که شاید در طول عمرشان حتی یک بار کلاشینکف ندیده بودند. نتیجه آن شد که شما دیدید و نتیجه آن است که می بیند . امروز ایران در دنیا از چه جایگاهی برخوردار است.

اما در داخل کشور کارهای بسیار بزرگی انجام شده است ما در حالی که هشت سال جنگ را فقط خودمان مدیریت کردیم و خرابه های جنگ را باز سازی کردیم و شیطنت های آمریکا و تحریمهای آمریکا را خنثی نمودیم در عرصه های مختلف موفقیتهایی زیادی را بدست آورده ایم.

عده ای همه این موفقیتها را انکار می کنند ، عده ای مسئولیت به عهده گرفته اند در انجام مسئولینت کتاهی می کنند ، عده ای برای این که در قدرت بمانند با مردم صادق نیستند ، همه اینها در راه پیشرفت نظام سنگ اندازی کرده اند و شکست خواهند خورد.

البته باید مردم و مسئولین برای حل مشکلات و ادامه این پیشرفتها را در کنار هم و باهم بخواهند.

من می خواهم یک نکته ای را مطرح کنم که اگر درست نتوانم تبیین کنم شاید یک سوء تفاهم پیش بیاید ولی شما خوب دقت کنید تا مطلب را بهتر برسانم. و آن نکته این است علی رغن این همه خدماتی که نظام و مسئولین همین نظام که منتخب خود مردم هستند ف انجام داده اند اوّلا اکثر مردم از عملکرد دولتمردان اعم از این دولت و دولتهای قبلی راضی نیستند و ثانیا وقتی مردم یک شهر خود را با شهرهای همجوار مقایسه می کند نارضایتیش بیشتر می شود.

حالا سوال این است که با این همه کار و پیشرفت چرا مردم از عملکرد دولتمردان ناراضی هستند ؟ چرا مردم این شهر می گوید به آن شهر می رسند ولی به ما نمی رسند و مردم آن شهر هم می گوید به آنها رسیدند و ما ماندیم؟ علت این نگرشها چیست؟

یکی از علتها در شهرهایی مثل گرمی آن کسانی هستند که برای جلب نظر مردم سخنانی را بیان می کنند که واقعیت ندارد و اگر واقعیت هم داشته باشد به قصد خیرخواهی مردم نمی گویند بلکه برای فریب مردم می گویند. مثلا کسی می خواهند شورای شهر شود ،نماینده مجلس شود یا رئیس جمهور شود از یک طرف وعده هایی می دهد که انجام شدنی نیست. این وعده ها دو ضرر دارد یکی این که چون انجام نمی دهند اعتماد مردم را نسبت به خود و دیگر مسئولین خراب می کنند و ضرر دیگرش این است که وقتی مردم می شنوند فلانی می گوید من فلان کار را می کنم حتما شدنی است و این که تا حال انجام نداده اند پس در خدمت به مردم سستی کرده اند.

همین گروه برای گرفتن رای بیشتر مسئولین و قبلی و عملکرد آنها را زیر سوال می برند. این مسئول می گوید مسئول قبلی خراب کرد و مسئول بعدی هم می آید تمام کارهای این را زیر سوا می برد. دولت فعلی دولت قبلی را خراب می کند و دولت بعدی دولت فعلی را. در این میان هیچ کاری جز بدبین کردن مردم اتفاق نمی افتد. حالا برای این که سوء تفاهم نشود من مثال نمی زنم.

همین گروه گاها حتی در مقابل کارهایی خوبی که می خواهد انجام بگیرد مانع می شوند و سنگ اندازی می کنند. گرچه ممکن است کم باشد ولی گاهی اتفاق افتاده است. این کار به نام ایشان تمام می شود پس نگذاریم موفق شود.

علت دیگر نارضایتها توسط مخالفین نظام به وجود می آید. شما نگاه کنید در حدود 300 ماهواره بیش از 20 هزار شبکه را در جهان فعال کرده اند که از این تعداد 18 هزار شبکه فضای ایران را گرفته اند که 160 کنال به زبان فارسی برنامه پخش می کنند. برخی از کشورهای اروپائی به اینها کمک می کند فقط آمریکا ماهانه 9000 میلیارد تومان یعنی 5/5 برابر کل هزینه صداسیمای ما فقط به شیکه های فارسی زبان کمک می کند. این شبکه ها چه می گویند؟

برنامه های متنوعی دارند که بسیار دقیق و تخصصی پخش می کنند و یکی از برنامه ها آنها زیر سوال بردن عملکرد مسئولین و کارکرد نظام و ایحاد بدبینی در مردم برای نظام است. اینها هم تهمت می زنند و دروغ می گویند و هم اگر تخلفی در کشور صورت گرفت آن را بزرگ می کنند و چندین برابر می کنند و هم مکرر اطلاع رسانی می کنند. تعدادی زیادی از مردم و جوانان به این شبکه ها نگاه می کنند. بدون این که توجه کنند که میلیاردها دلار بر این شبکه ها هزینه می کنند برای این نیست که مشکلات مردم ایران را حل کنند بلکه غرضشان این است که مردم را فریب دهند ، بدون توجه به این مسئله گاها تبلیغات آنها را باور می کنند. می بینید شبکه بی بی سی ، شبکه من تو شب یک حرفی زده فردا در مجالس ترحیم نقل می کنند و توجه ندارند که با این کارشان بلندگوی دشمن شده اند.

علت دیگر نارضایتی ها این است که در برخی مسئولین کشور تقصیر و در برخی دیگر قصور است و با آنها برخورد نمی کنند. بلکه گاهی از متخلف حمایت می کنند. یا مردم می بیند که نزدیکان صاحبان قدرت متهم هستند . اینها اعتماد سوزی می کنند. اگر مدیریت صوری باشد که کمتر تخلف اتفاق بیافتد و با شخص متخلف قاطعانه برخورد شود ، صدمه این رفتارهای اشخاص کاهش می یابد.

علت دیگر نارضایتی ها این است که مسئولین گزارش ساده و همه فهم از کارهایی که انجام گرفته است به مردم ارائه نمی کنند. اکثر مردم از کارهای انجام گرفته خبر ندارند. ای کاش یک شبکه ای در کشور ایجاد می شد فقط کارش این می شد که کارهای بزرگی که در کشور صورت می گیرد برای مردم مستند و شبانه روزی ارائه می شد. و حتی به شبهات اقتصادی و عمرانی که رسانه های بیگانه ایجاد می کنند پاسخ داده می شد.

علت دیگر ناراضایتی ها رفتارهای خشک و بدون احساس مسئولیت مسئولین با مردم است. کسی که می خواهد سرمایه گذاری کند علاوه بر این که باید پول زیادی داشته باشد مهمتر از پول باید بتواند از هفت خوان پیچ در پیچ قانون و مقررات و حواله های گیج کننده مسئولین به همدیگر رد بشود. بعضی ها می آیند به تونل عریض و طویل مقررات تو در تو وارد می شوند تا کارهای اداری را به پایان برسانند ، می برند و صحنه را ترک می کنند خصوصا این که گاهی اتفاق می افتد که مسئولی طمع خاصی هم دارد.

یک فردی بود می گفت من وام و کمک دولتی نمی خواهم با سرمایه خودم مثلا در حدود 120 میلیارد تومان می خواهم گاوداری بزنم ، شش ماه بود در مسابقه دو میدانی نفسگیر و ماراتن وارد شده بود که زمین بگیرد ولی موفق نشده بود در سفر اخیری که آقای استاندار داشتند دستور ويژه دادند تقریبا در یک هفته حل شد. این یعنی می شود کار را زودتر انجام داد ولی نمی کنند. نتیجه این یعنی نارضایتی.

بحمدالله در هفته گذشته کارخانه شیرآلات قهرمان افتتاح رسمی شد و در حدود 600 نفر در آن مشغول شد. بنده از مالک کارخانه و از نماینده اسبق شهرستان جناب آقای اسماعیلی که سنگ بنای این کارخانه را ایشان گذاشتند تشکر می کنم. 150 تا 200 نفر نیز تا عید بر تعداد افراد مشغول در آن اضافه خواهد شد.

ابتداء قرار بود دولت 70 در صد هزینه کارخانه را دولت به صورت تسهیلات ارزان قیمت کمک کند و 30 در صد بقیه را خود مالک بیاورد. ولی همه سرمایه را در حدود 91 میلیارد تومان خود صاحب کارخانه آورد و دولتی کمک مستقیم به کارخانه نکرد و الان هم می گوید اگر دولت کمک کند می توانم فاز دوّم آن را نیز احداث کنم البته استاندار محترم وعده دادند که کمک خواهند کرد.

همین یک کارخانه که 400 نفر به طور مستقیم در آن کار می کنند و ماهانه بیش از 650 میلیون تومان حقوق می گیرند در همین شهر هزینه می شود. باید مسئولین و مردم این چنین افراد را تشویق کنند و کمک کنند که یک خدمت بزرگی به شهرستان است.



[1] . عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية ؛ ج‏2 ؛ ص57

[2] . مصباح الشريعة ؛ ص114

[3] . الزهد ؛ النص ؛ ص15

[4] . اعراف (7) : 34

[5] . سبأ: آیه 30

[6] . جامع‏الأخبار ص : 91

[7] . شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد ؛ ج‏6 ؛ ص275

[8] . نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ص62

 
طراح و برنامه نویس: اکین