خطبه های نماز جمعه مورخه 16/12/1392 PDF چاپ نامه الکترونیک
شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۳۷

خطبه های نماز جمعه مورخه 16/12/1392

گناه و معصیت و نافرمانی خدا ، انسان را از خدا دور می کند ، از نعمتهای دنيا محرومش می سازد. و گرفتاريهائی که ما در زندگی پيدا می کنيم اکثر آنها به خاطر گناهان ماست که دامن ما را گرفته است. حضرت امير (ع) فرمودند :" تَوَقَّوْا الذُّنُوبَ، فَمَا مِنْ بَلِيَّةٍ وَ لَانَقْصِ رِزْقٍ إِلَّا بِذَنْبٍ حَتَّى الْخَدْشَ وَ النَّكْبَةَ وَ الْمُصِيبَةَ، فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ: «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِير»[1]"[2] يعنی از گناهان پرهيز و دورى كنيد، زيرا هيچ بلا و كمبود رزقى نيست مگر آنكه به جهت گناهى باشد، حتى خدشه بر پوست، خوردن پا به سنگ و ديگر مصيبتها. به راستى كه خداوند مى‏فرمايد: آنچه از مصيبتها و سختى‏ها به شما مى‏رسد، به جهت آنچه است كه با دست‏هاى خودتان انجام داده‏ايد.

معاوية بن عمّار گويد: بر امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ وارد شدم، در حالى كه در بيابان باد عمامه‏ام را از سرم برده بود، فرمود: اى معاويه!

عرضه داشتم: بلى، اى فرزند رسول خدا! فدايت گردم!

فرمود: آيا باد عمامه‏ات را از سرت برداشت و بُرد؟

گفتم: بلى، فرمود: اين جزاى كسى است كه باديه نشينان را طعام دهد.[3]

مُعَتِّب می گويد:

اسماعيل فرزند امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ مبتلا به تب شديدى شده بود. حضرت را از تب فرزندش آگاه كردند، به من فرمود: برو نزد او بگو امروز چه كار خلافى انجام داده‏اى، كه خداوند سريع مجازاتت نمود؟

اسماعيل فرزند ارش امام صادق (ع) است که به وی بسيار علاقه داشت كه‌ خلفای‌ فاطمى‌ و امامان‌ اسماعیلى‌ وی‌ را جد خود و جانشین‌ بر حق‌ امام‌   صادق‌(ع‌) مى‌دانند. اسماعیل‌ در زما حيات امام صادق (ع) از دنیا رفت‌ و تابوت‌   وی‌ بر دوش‌ مردم‌ در حالى‌ به‌ گورستان‌ بقیع‌ تشییع‌ شد كه‌ امام‌ صادق‌(ع‌) با   وضعیتى‌ غیرمعمول‌ پیشاپیش‌ آن‌ حركت‌ مى‌كرده‌ است‌. امام‌(ع‌) پیش‌ از دفن‌   اسماعیل‌ بارها پوشش‌ وی‌ را كنار زده‌ و بگونه‌ای‌ سعى‌ نموده‌ است‌ تا مرگ‌   اسماعیل‌ را برای‌ همگان‌ آشكار سازد. در هنگام توسعه حرم چند سال قبل قبر حضرت اسماعيل خراب شد و جنازه سالم از قبر خرج شد و در داخل بقيع دفن کردند.

همين اسماعيل تب داشت که امام صادق (ع) معتِّب را به نزد وی فرستاد و فرمود: برو نزد او بگو امروز چه كار خلافى انجام داده‏اى، كه خداوند سريع مجازاتت نمود؟

معتب می گويد : نزد او آمدم، در حالتى كه در تب شديدى قرار داشت، از آنچه انجام داده بود، سؤال كردم، (جوابى نداد و) ساكت ماند.

به من گفته شد: او امروز دختر زلفى (همسرش) را كتك زده است، كه بر درگاه درب افتاد و صورتش خراش برداشت. سپس نزد امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ آمدم و حضرت را بر آنچه گفتند خبر كردم. اظهار داشت: شكر و سپاس براى خداى را، ما اهلبيتى هستيم كه خداوند نسبت به فرزندان ما مجازات را در دنيا سريع مى‏رساند، سپس كنيز را صدا كرد و فرمود: اسماعيل را نسبت به كتكى كه به تو زده است حلال كن، كنيز گفت: او را حلال كردم؛ و امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ چيزى به او هديه داد و به من فرمود: برو ببين حالش چگونه است. من نزد او آمدم در حالتى كه تب، او را رها كرده بود.[4]

حضرت امیر (ع) فرمودند :« مَا مِنَ شِيعَتِنَا أَحَدٌ يُقَارِفُ أَمْراً نَهَيْنَاهُ عَنْهُ، فَيَمُوتُ حَتَّى يُبْتَلَى بِبَلِيَّةٍ تُمَحَّصُ بِهَا ذُنُوبُهُ: إِمَّا فِي مَالٍ، أَوْ فِي وَلَدٍ، وَ إِمَّا فِي نَفْسِهِ حَتَّى يَلْقَى اللَّهَ وَ مَا لَهُ ذَنْبٌ، وَ إِنَّهُ لَيَبْقَى عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ مِنْ ذُنُوبِهِ فَيُشَدَّدُ عَلَيْهِ عِنْدَ مَوْتِهِ فَيُمَحَّصُ ذُنُوبُه‏»[5] يعنی " از شيعيان ما نيست كسى كه مرتكب حرام يا مكروهى شود و بميرد، مگر اينكه به بلايى مبتلا شود، كه بواسطه آن گناهانش بين برود، اين بلا ممكن است در مال، يا فرزند او باشد و يا در جسم و جانش باشد، كه در اين صورت خداوند را ملاقات مى‏كند در حالتى كه گناهى برايش نوشته نشده است. و اگر گناهى برايش باقى مانده باشد خداوند سكرات مرگ و جان دادن او را سخت گرداند تا به وسيله آن، بقيه گناهانش نيز پاك شود."

عمر صاحب سابرى می گويد: به امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ گفتم: به راستى مى‏بينم كه بعضى از دوستان ما مرتكب گناهانى خطرناك مى‏شوند.

فرمود: اى عمر! زشتى و رسوايى عليه دوستان ما مگو، همانا دوست ما چه بسا گناهى كند كه مستحق عذاب خدا گردد، پس خداوند او را به مريضى در بدنش مبتلا مى‏نمايد تا آنكه گناهانش نابود شود، پس چنانچه عافيت يافت (و اثرات گناهانش باقى باشد) مبتلايش مى‏كند به فرزندانش، پس چنانچه باز هم عافيت يافت (و اثرات گناهانش باقى باشد) مبتلايش مى‏گرداند به خانواده، پس چنانچه عافيت يافت (و هنوز اثرات گناهانش باقى باشد) به همسايه بد مبتلايش مى‏نمايد تا آزارش رساند، پس چنانچه عافيت يافت (و اثرات گناهانش) در دوران زندگيش باقى باشد، جان دادن را بر او سخت مى‏كند تا آنكه در حالى به ملاقات خداوند رود كه از او راضى و خشنود باشد و داخل بهشتش گرداند.[6]

اين احاديث دو نکته ی مهم را بر ما متذکر می شوند يک اين که اگر به مشگلی مبتلا شدی خيلی ناراحت نشو چرا که مجازات عملت را در اين دنيا می بينی. و دوّم اين که اين گرفتاری هائی که ماداريم علتش خودمان و عملکردمان است.

ما رحم نکرديم و به ما رحم نشد ، ديگران را به مشکل اندختم ، خودم دچار مشکل شدم . مال مردم را خوردم فرزندم بيمار شد و چند برابر آن را برای بيمارستان هزينه کردم. به دوستم خيانت کردم و دوست ديگر بر من خيانت کرد. سيب زمين را گران فروختم و گوشت را بر من گران فروختند.اگر بخواهم اين مشکلات مرا رها کند من بايد گناه را رها کنم.

خطبه دوّم

ولادت حضرت زينب‏كبرى(س)

پنجم جمادی الاوّل سالروز ولادت حضرت زينب‏كبرى(س) و روز پرستار است. من ولادت اين بانوی با عظمت اسلام که در معرفت و عرفان در بلند ترين قله معنويت قرار داشت و در شجاعت بی نظير بود و در حادثه کربلا نقش بی نظيری در احيای اهداف امام حسين (ع) را بازی کرد ، به شما تبريک می گويم. و همچنين روز پرستار را گرامی داشت از زحمات اين عزيزان تشکر می کنم.

زنان و دختران ما می دانند و بايد هم بدانند الگوی عملی آنها در زندگی حضرت زينب (س) تربيت يافته دامن پاک زهرای مرضيه و حضرت علی (ع) است. اگر زينب کبری (س) الگوی زنان و دختران ما شد راه روشن است. زنانی که محرم و نامحرم نمی دانند ، زنانی که با حجاب نادرست و بی حجابی و آرايش تند در ملاء عالم ظاهر می شوند و دخترانی که با مرد نامحرم رابطه دوستی برقرار می کند ، هيچ رابطه ای با حضرت زينب ندارد. ضمن اين که دنيا و آخرت خود را خراب کره است.

روز بزرگداشت شهدا

22 اسفند روز بزرگداشت شهدا و سالروز تأسيس بنياد شهيد است. بزرگداشت شهداء ، در حقيقت گرامی داشت شهادت و فرهنگ شهادت است. گرامی داشت شهداء گرامی داشت همه ی فضائل انسانی است.

امروز شهدای ما هم پرچم نظامند و هم چراغ نظام و هم سپر نظام. پرچم نظام هستند چون ماهيت نظام ما را شهداء نشان می دهند. آنها جانشان را تقديم دينشان کردند و برای هميشه نشن دادند که نظام ما بر دين اسلام استوار است. سپر نظامند به دليل اين که جانفشانی آنها آزادی ، استقلال و پيشرفت را به ما ارزانی کرد. چراغ نظامند چرا که آنها راه ما را روشن کرده اند. يعنی گفته اند راه سعادت و پيروزی اين است که در مقابل دشمن به ايستيد و اگر برای حفظ دين لازم شد مانند اباعبدالله از جانتان نيز بگذريد.

در اينجا ذکر اين نکته ضروری است که همه  می دانند مردم عزيز ايران در راه اسلام قيام کردند و در راه احيای ارزشهای اسلامی فرزندانشان را دادند و در راه خدا همه ی سختی ها را تحمل کردند. امروز در دنيا رسم شده که همه از دموکراسی و مردم سالاری سخن می گويد . آمريکا از جمله جانی ترين دولت جهان دم از حقوق بشر می زند. از دموکراسی سخن می گويد. در داخل کشور ما نيز همه از مردم می گويند از حزب اللهی ترين فرد گرفته تا افراطی ترين شخص لامذهب . همه از جانب مردم سخن می گويند. ولی اين يک تناقض آشکار است که همه از مردم دم زنند و همه ی آنها هم راست بگويند. کسی که تمام ارکان نظام را می پذيرد او هم از مردم می گويد و کسی که هيچ يک از ارکان نظام را نمی پذير و بلکه بر عليه نظام سخن می گويد و توطئه می چيند و دست در دست بيگانه گان دارد او هم خود را وکيل مدافع مردم می داند. بايد ديد  کدام حق است و کدام باطل . کداميک از اينها طرفدار مردم هستند.

مردم جوانش را داد تا دين برپا شود. هرکس می خواهد با مردم باشد بايد به ارزهائی که مردم برای آن سرمايه گذاری کردند ، احترام قائل شود. آنهائی با مردم که با افکار و عقايد مردم موافقند و مانند مردم ايران به آن اهداف باور دارند.

کسی که دين را مسخره می کند ف کسی که بر احکام دين حمله می کند ، کسی که سخنان دشمن پسند می زند ، کسی که داخل روسری بر سر دارد و در خارج جلوی دوربينها خود را عريآن می کند و روسری از سر ر می دارد ، کسی که بر ولايت فقيه علمدار نظام حمله می کند ، کسی که ارزشهای اسلامی را به سخره می گيرد ، کسی که حکومت ولايت فقيه را حکومت ديکتاتوری می داند و کسی که حکومت پهلوی را بهتر از حکومت اسلامی می داند ، نه تنها هيچ نسبتی با مردم ايران ندارد بلکه دشمن مردم ايرن است. مردم ايران بيش از سی سال است جان و مال و فرزندانشان را به دست گرفته تقديم اسلام کرده اند حالا کسانی بيايند همه ارزشها را به سخره گيرند و آن وقت دم از مردم بزنند ، اينها اگر مردم را باور داشتند بر باورهای مردم احترام می گذاشتند. سخن گفتن از مردم يک پوشش است که مردم را فيب دهند . اي«ها يک فريب کارند.

دولت محترم جناب آقای روحانی نيز بايد به اين نکته توجه کند که اين تعداد که در خلاف مسير مردم حرکت می کنند و در گذشته بر عليه عقايد مردم سخن گفته اند و الان نيز بر آن پافشاری می کنند نبايد بها خطر اينکه چون نخود بر سفره احسان مردم در انتخابات انداخته و بالجبار به آقای روحانی رای داده اند ، از اين دولت سوء استفاده کنند.

کسی که مردم را باور ندارد با چند رای نمی تواند به مناصب حکومتی تکيه کند که ارکان آن را قبول ندارد. بعض عزل و نصبها نگران کننده است. اگر سهم خواهی است اوّل سهم شهدا را بدهيد و سهم خانواده شهداء را بدهيد بعد سهم آنهائی که رای دادند. و اين معلوم است اگر سهم شهداء را داديد خواهيد ديد که هيچ چيز برای ديگران باقی نمی ماند چون همه ی آنچه داريم سهم شهداست و حق شهداست و ما در کنار سفره احسان شهداء نشته ايم می خوريم.

اين سخنرانانی که بر عليه نظام سخنرانی می کنند و اين روزنامه هائی که بر عليه آرام شهداء می نويسند اينها چه سهمی در نظام دارند و برای نظام چه کرده اند ؟ گروهی از اينها در دوره اصلاحات تيشه بر ريشه انقلاب زدند ولی چون پايه نظام محکم بود دست خودشان را بريدند. گروهی از اينها در سال 88 فتنه آفريدند و جايگاه ايران را مخدوش کردند و نمک بر جراحتهای شهداء پاشيدند و قلب پدران و مادران و فرزندان شهداء را مجروح کردند و دشمنان سی ساله مردم را خوشحال کردند ، اينها چه نسبتی با نظام دارند؟

مقام معظم رهبری در ديدار با اعضای خبرگان فرمودند که بايد همه مرزخود را با بيگانه گان و دشمنان معين کنند. هم دولت ، هم گروههای سياسی ، هم نخبگان جامعه بايد مرزها را مشخص کنند. هيچ کس حق ندارد با فريب کاری در صدد فريب مردم باشند چون مردم ثابت کردند که هيچ وقت فريب نمی خورند و فريب کاران و دشمنان و دستياران آنها را خوب می شناسند.



[1]   ابن همام اسكافى، محمد بن همام بن سهيل، تكامل و طهارت روح / ترجمه التمحيص - قم، چاپ: اول، 1388 ش.

[2]   - تكامل و طهارت روح / ترجمه التمحيص ؛ ص62

[3]   ابن همام اسكافى، محمد بن همام بن سهيل، تكامل و طهارت روح / ترجمه التمحيص - قم، چاپ: اول، 1388 ش.

[4]   ابن همام اسكافى، محمد بن همام بن سهيل، تكامل و طهارت روح / ترجمه التمحيص - قم، چاپ: اول، 1388 ش.

[5]   ابن همام اسكافى، محمد بن همام بن سهيل، تكامل و طهارت روح / ترجمه التمحيص - قم، چاپ: اول، 1388 ش.

[6]   ابن همام اسكافى، محمد بن همام بن سهيل، تكامل و طهارت روح / ترجمه التمحيص - قم، چاپ: اول، 1388 ش.

 
طراح و برنامه نویس: اکین