خطبه های نماز جمعه مورخه 02/12/1392 PDF چاپ نامه الکترونیک
يكشنبه ۰۴ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۴۹

خطبه های نماز جمعه مورخه 02/12/1392

علت ديگر تسميه قيامت به روز تغابن اين است که همه ی انسانها در قيامت خود را در خسران می بينند. هم کفار در قیامت تغابن دارند و هم مؤمنین، تغابن مؤمنین براى آن است که وقتى آن قرة العین هاى در جوار رحمت حق را مى بینند، ناراحت مى شوند که چرا بیشتر عمل نکردند، و اما کفار تغابنشان براى این است که چرا اصلا عمل نکردند.

در آن روز تمام اشیاء بر خلاف معیارها و مقادیر دنیایى ظهور مى کنند. چرا که معيارهای دنيا با معيارهای آخرت متفاوت است. آن دنيا خافضه رافعه است. چيزهای را ما خيال می کرديم که ارزش ندارند ، می بينيم در آن عالم ارزش فوق العاده ای دارد و چيزهائی که آنها را با ارزش می دانستيم ، در آن عالم خريدار ندارد.

ما در اين دنيا دنبال اين هستيم که خود را در بين مردم مطرح کنيم ، در آن دنيا خواهيم ديد که مردم نه تنها هيچ کاره نيستند بلکه خودشان را گم کرده اند. توجه به رضايت الهی در اين دنيا اندک است ، در آن دنيا خواهيم ديد که معيار همه چيز رضايت خداوند بوده است. در اين دنيا احترامات بر اساس پول و ثروت است و ثروتمندان محترمند و نفوذ کلام دارند ولی در آن دنيا خواهيم ديد که ثروت چقدر انسانها را اهل جهنم کرده و ثروتمندان اين دنيا چگونه به زنجیر کشيده شده اند. آنوقت متوجه می شود که چقدر گمراه بوده و چقدر زيان کرده است.خدای متعال در سوره توبه می فرمايد: «الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ- فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ يَوْمَ يُحْمى‏ عَلَيْها في‏ نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى‏ بِها جِباهُهُمْ‏ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُون‏»[1]يعنی " روزى كه آن سكّه‏هاى طلا و نقره و ذخائرشان در آتش دوزخ گداخته شود، و پيشانى‏ها و پهلوها و پشتهاى آنان را به آن داغ كنند، (و نمايندگان حقّ و فرشتگان ايشان را مخاطب ساخته گويند:) اين همانست كه شما براى امروز خود ذخيره كرده‏ايد اكنون بچشيد آنچه را كه خود براى خود اندوخته‏ايد." ما در اين رياست مسجد را بيشتر از خادم بودن دوست داريم در حالی که در روايت وارد شده است «إِنَّ الْجَنَّةَ وَ الْحُورَ لَتَشْتَاقُ‏ إِلَى مَنْ يَكْسَحُ الْمَسَاجِدَ وَ يَأْخُذُ عَنْهَا الْقَذَى.»[2]

اين زيانکاری گنه کاران و معصيت کاران است که مومنان نيز در آن دنيا وقتی نعمتهای آنجا را مشاهده می کنند احساس غبن می کنند. چرا که در آن عالم نعمتهائی را می بيند که باورش نمی شد چنين چيزی وجود داشته باشد. خدای متعال می فرمايد :« فَلا تَعْلَمُ‏ نَفْسٌ‏ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ »[3] يعنی " هیچ کس نمى تواند بفهمد که چه قرة العین ها برایشان تهیه دیده شده." واقعا انسان نمی داند چه نعمتهای بهشتی را خدای متعال بر بندگان صالح خويش آماده کرده است. چيزهائی را می بينند که گمان نمی کردند چنين چيزی وجود داشته باشد. :« بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ »[4]يعنی " از ناحیه خدا چیزهایى برایشان پیدا مى شود که به هیچ وجه نمى توانستند احتمالش را بدهند. " در حديث قدسی وارد شده است که خداوند متعال فرموده است:«‏ أَعْدَدْتُ‏ لِعِبَادِي‏ مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ بِقَلْبِ بَشَرٍ.»[5] چيزهائی که وقتی انسان آنها را می بيند بسیار خوشحال می شود و چشمش به آنها روشن می گردد. و فرمودند :« لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فيها وَ لَدَيْنا مَزيدٌ »[6]يعنی " ایشان در بهشت هر چه بخواهند در اختیار دارند و نزد ما نعمتهاى اضافى دیگرى هست (که به فکر هیچ کس نمى رسد). "

اينجاست که انسانهای مؤمن متوجه می شوند که چه فرصتهائی را از دست داده اند. با توجه به اين که يک معنای غبن ، فريب است ، در روز قيامت روشن می شود که دنيا چقدر فريبنده بوده است. انسان تصور می کرده که تمام زيبائيها در همين دنياست و آنچه در اين دنيا وجود دار بسيار زيباست . ولی وقتی نعمتهای بهشتی را می بيند متوجه می شود که آنچه در دنيا وجود داشته آنچنان ارزشی نداشته است.

خطبه دوّم

روز امور تربيتى و تربيت اسلامى‏

8 اسفند روز امور تربيتى و تربيت اسلامى‏ است. خدای متعال آنچه برای سعادت انسان لازم است از يک طرف در درون انسان گذاشته است و از طرف دوّم برای شکوفا کردن استعدادهای درونی مقررات کامل در قالب احکام و اخلاق برای بشريت ارائه کرده است و از طرف سوّم در عالم تکوين آنچه که نياز مادی و معنوی انسان است ، آفريده است. بنابراين آنچه که مربوط به خدای عالم است در امر تربيت انسان به طور کامل و تام و تمام انجام داده است. حالا سوال اينجاست که چرا تربيت انسانها ، تربيت فرزندان و جوانان سخت است و گاهی دچار مشکل است.

خدای متعال هنگام آفريدن انسان ، او را طوری آفريده است که خوبيها و کمالات و زيبائی را دوست دارد. همه ی انسانها قبول دارند که ظلم زشت است و عدل خوب است. همه ی انسانها قبول دارند که شکر منعم لازم است ، همه ی انسانها می دانند که تجاوز به حقوق ديگران زشت است. خدای متعال فطرت انسان پاک و خدا جو و خدا خواه و زيبا طلب آفريده است. و به همين مطلب در سوره شمس اشاره کرده و پس از يازده قسم فرموده است « فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها » و بعد به طور صريح فرموده است که « قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها ، وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها » به انسان عقل و نفس و شهوت داد . به انسان شهوت و غضب و عقل داد . هيچ نقصی در آفرينش انسان نيست. باز بعد از چهار سوگند فرموده است که « لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويمٍ ، ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلينَ ، إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُون‏.» اينجا هم می فرمايد انسان به بهترين صورت آفريديم و همه سقوط خواهند کرد مگر کسانی که ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند.

در ارسال قانون و مقررات تربيت که استعدادهای انسانها را شکوفا کند کوتاهی نکرده و هرچه لازم بوده در قالب شرع مقدس آورده است.« لا رَطْبٍ‏ وَ لا يابِسٍ‏ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مُبين‏ » اگر مراد از کتاب مبین قرآن باشد نه لوح محفوظ معنايش اين می شود که هرچه برای سعادت انسان لازم است در قرآن است.

در کره زمين نيز در آفرينش و طبیعت همه نيازهای انسان را خلق کرده است که اگر مردم حق يکديگر را نخورند و دستورات شرع مقدس را در واجبات مالی رعايت کنند ، هيچ فقيری در دنيا پيد نمی شود.

حالا سوال اين است که چرا جامعه و افراد آن طوری که اسلام می خواهد ، تربيت نمی شوند ؟ پاسخ روشن است و آن اي« است که خدای متعال همه چيز را رعايت کرده و لی ما رعايت نمی کنيم و آن وقت دچار مشکل می شويم.

اسلام توصيه کرده است که به بزرگ ترها احترام کنيد. پيامبر اسلام (ص) می فرمايد:«الْبَرَكَةُ مَعَ أَكَابِرِكُمْ‏.»[7] يعنی "بركت و خير ماندگار، همراه بزرگترهاى شماست." و يا فرمودند :« الشَّيْخُ‏ فِي أَهْلِهِ‏ كَالنَّبِيِ‏ فِي أُمَّتِهِ.»[8]يعنی " پيرمرد در ميان خانواده‏اش، همچون يك «پيامبر» در ميان امتش‏است." باز فرمودند :«‏ مَنْ عَرَفَ‏ فَضْلَ كَبِيرٍ لِسِنِّهِ‏ فَوَقَّرَهُ آمَنَهُ اللَّهُ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ.»[9] يعنی " هر كس فضيلت و مقام يك «بزرگ‏» را به خاطر سن و سالش‏بشناسد و او را مورد احترام قرار دهد، خداى متعال او را از هراس ونگرانى روز قيامت ايمن مى‏دارد."

در حديث است كه امام باقر(ع) فرموده است: پدرم به مردى‏نگريست كه همراه پسرش راه مى‏رفتند و پسر به بازوى پدرش تكيه‏داده بود. پدرم تا زنده بود، با آن جوان (به خاطر اين بى‏حرمتى نسبت‏به‏پدرش) صحبت نكرد.[10] «ابراهيم بن‏شعيب‏» می گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: پدرم بسيارپير و سالخورده و ناتوان شده است. هر گاه حاجتى داشته باشد او رابرمى‏داريم و بر دوش مى‏كشيم. حضرت فرمود: « إِنِ اسْتَطَعْتَ‏ أَنْ تَلِيَ‏ ذَلِكَ‏ مِنْهُ فَافْعَلْ‏ وَ لَقِّمْهُ‏ بِيَدِكَ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ لَكَ غَداً.»[11] يعنی " اگر بتوانى عهده‏دار كارهاى اوشوى چنين كن، حتى با دستانت لقمه در دهان او بگذار، كه اين فرداى‏قيامت، براى تو بهشت (يا سپر از آتش جهنم) خواهد بود.

اين همه آیات و روايت که بزرگترها و پدر و مادران پير را توصيه می کند و تعبيرات بسيار بلندی مانند پيامبر امت از آنها تعبير می آورد و يا شرک که بزرگ ترين گناه است خدای متعال پس از اين که می گويد به خدا شرک نورزيد بلا فاصله می گويد به پدر و مادر احترام کنيد.« وَ إِذْ أَخَذْنا ميثاقَ بَني‏ إِسْرائيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ‏ إِحْسانا»[12]يا می فرمايد:« وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ‏ إِحْساناً »[13] يا می فرمايد :« أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ‏ إِحْسانا»[14] يا می فرمايد:« وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ‏ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَريما»[15]

آنوقت ما چه کار می کنيم ؟ وقتی دخترم با کسی ازدواج کرد اوّلين سخنش اين است که يا پدر و مادر يا من ، اين در حالی است که دختر ديگری نيز آمده پدر و مادر اين را از خانه بيرون کرده است. نتيجه اين شده است که بزرگان ، خصوصا پدر و مادرها که پيامبر اسلام آنها را برکت زندگی ، مانند پيامبر يک امت می داند ، دور از فرزندان و تنها زندگی می کنند. فرزندان نيز اين را می بينند و همين کار را با ما می کنند. حضرت امیر (ع) فرمودند :« وَقِّرُوا كِبَارَكُمْ‏ يُوَقِّرُكُمْ‏ صِغَارُكُمْ.»[16] يعنی " به بزرگانتان احترام كنيد، تا كوچكترها هم به شما احترام كنند." اين که می گوييم احترام به بزرگ ترها برداشته شده است علتش اين است که همين کوچکترها از ما ياد گرفته اند. امام صادق (ع) فرمودند :« بَرُّوا آبَاءَكُمْ يَبَرَّكُمْ‏ أَبْنَاؤُكُمْ كُفُّوا عَنْ نِسَاءِ النَّاسِ تَعِفَّ نِسَاؤُكُمْ.»[17] يعنی " به پدرانتان نيكى كنيد، تا فرزندانتان هم به شما نيكى كنند. به ناموس مردم نگاه نکنيد ا زنانتان عفيف باشند."

ببينيد خدا فرمود به پيران و بزرگان کمک کنيد ، به پدر و مادر پير احترام کنيد ، پيامبر و امام هم فرموده اند ، عقل نيز می گويد ولی ما گوش نکرديم و يا آنها را در دوران پيری تنها گذاشتيم يا به خانه سالمندان فرستاديم و نتيجه عمل خودمان را نيز می بينيم . برکت در زندگی نيست و همان زنانی که پدران و مادران همديگر را از خانه خارج کرده يا آنها را در خانه ها تنها گذاشته اند ، زندگی راحتی ندارند. بيماری ، فقر ، ناخلفی فرزندان ، درگيری زن و شوهر ، ورشکستی و صدها بلای ديگر يکی پس از ديگری دامن گير ما می شود.

اينها درد جامعه ماست که نمونه های ديگری نيز وجود دارد شايد در آينده به تعدادی از آنها اشاره کنم.

البته لازم است از تعدادی از متدينين و همشهريان عزير تشکر کنم که برخی از تذکرات بنده که در حقيقت سخن دينمان است ، عمل کردند از جمله اينکه احسان دادن در مساجد را ترک کردند ، دعوت عمومی را ترک کردند و به جای دعوت هزار و دو هزار نفری کمکشان را به فقراء ، معلولين و کارهای خير مانند حوزه ها ، ارائه کردند. و يا توصيه کرده بودم که در شب اوّل قبر به فکر عزيزتان باشد و نماز وحشت بخوانيد و به ديگران هم توصيه کنيد اين کار را بکنند. عده زيادی به حوزه های علميه برادران و خواهران مراجعه کردند و نماز وحشت توصيه کردند. نوشتن پلاکارهای تسليت را حذف کردند. همه ی اينها قابل تقدير است و البته تعداد اندکی عمل نکرده اند اميدوارم آنها نيز بر تقويت اين سنت غلط دوران جاهلی پافشاری نکنند و وزر و وبال مردمی که توانائی اين برنامه را ندارند به جان نخرند.



[1]   - توبه 35

[2]   - الأصول الستة عشر ، كتاب زيد النرسي ..... ص : 187

[3]   - سجده 17

[4]   - زمر 47

[5]   - عدة الداعي و نجاح الساعي ،ص : 239

[6]   - ق 35

[7]   - جامع الأخبار(للشعيري) / 92

[8]   - روضة الواعظين و بصيرة المتعظين (ط - القديمة) / ج‏2 / 476

[9]   - الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏2 / 658

[10]   - بحارالانوار، ج‏71، ص‏64.

[11]   - الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏2 / 162

[12]   - بقره 83

[13]   - نساء 36

[14]   - انعام 151

[15]   - اسراء 23

[16]   - عيون الحكم و المواعظ (لليثي) / 504

[17]   - الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام / 355

 
طراح و برنامه نویس: اکین