خطبه های نماز جمعه مورخه 18/11/1392 PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۱۸

خطبه های نماز جمعه مورخه 18/11/1392

اعمال ما چه واجب و چه مستحب ، چه حرام و چه مکروه يک ظاهر دارند و يک باطن. اين که گفته می شود در روز قيامت همه چيز از انسان جدا می شود ، ظاهر اعمال است والا باطن اعمال ما همان حقيت و آخرت ماست و هيچ وقت از ما جدا نمی شود.

کسی که غذای فاسد می خورد و بعد مسموم می شود ، هنگام خوردن غذا لذت می برد و لی متوجه نيست که سم می خورد و پس از لحظه ای درد شديد مسموميت معده و روده آن را فرا خواهد گرفت. دنيا و آخرت نيز چنين است. انسانی که مال حرام می خورد و لذت می برد ، متوجه نيست که آتش می خورد و بزودی خواهد فهميد که در آتش بوده است.

معاذ بن جبل يکی از صحابه پيامبر (ص) است. يک سوالی از پيامبر اسلام (ص) پرسيد که آن حضرت را به گريه واداشت. ولی قبل از بيان آن، لازم است يک مطلبی از همين معاذ که عبرت آميز است عرض کنم. معاذ بن جبل در 18 سالگی به پيامبر ايمان آورد و جزو آن هفتاد نفری بود که در عقبه با پيامبر اسلام (ص) در مکه همراه انصار بيعت نمود. پيامبر اسلام (ص) بين او و جعفر طيار صيغه برادری جاری کرد. در جنگ بدر و احد شرکت داشت. پيامبر اسلام (ص) بعد از جنگ تبوک وی را به يمن فرستاد. معاذ تا رحلت پيامبر(ص) در يمن ماند و در خلافت ابوبکر به مدينه برگشت و از زمره مخالفين شمرده شد. [1] او در 18 هجری در اردن درگذشت. [2]

عبدالرحمن ازدی پدر زن معاذ می گويد هنگام وفات معاذ من در کنارش بودم و کسی غير از من نبود. شنيدم معاذ می گفت وای بر من وای بر من . گفتم چرا چنين می گوئی؟ گفت : بخاطر اين که ابوبکر و عمر را بر وصی رسول خدا (ص) علی (ع) مقدم کردم. گفتم : هزيان می گوئی. گفت : « يَا ابْنَ غَنْمٍ هَذَا رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (ع) يَقُولَانِ أَبْشِرْ بِالنَّارِ » آن گاه در خصوص توطئه بر عليه حضرت علی (ع) که با ابوعبیده و سالم کرده بودند مطالبی را گفت و سپس صورتش را بر زمين گذاشت و تکرار کرد که وای بر من ، وای بر من.

عبدالرحمن ازدی می گويد : من اين مطلب را به کسی جز دخترم که همسر معاذ بود و قیس بن هلال به احدی نگفتم. بعد ، آن کسی که چشم ابوعبیده و سالم را هنگام مرگ بسته بود از آن شنيدم که آنها نيز هنگام مرگ همان جملات معاذ را می گفته اند. سُلَيم می گويد که اين سخنان را به محمد بن ابی بکر نقل کردم ، محمد بن ابی بکر گفت اين را به کسی نگو پدرم ابوبکر نيز هنگام مرگ همين سخن را می گفت . محمدبن ابی بکر می گويد در زمان خلافت عثمان ، عبدالله بن عمر را ديدم و سخنان پدرم را که هنگام مرگ می گفت به وی نقل کردم. عبدالله بن عمر گفت : پدر من نيز هنگام مرگ همين سخنان را می گفت. [3] يعنی تمام کسانی که ولايت و امامت حضرت امير را منکر شدند قبل از مرگ با چشم خود ديدند که چگونه پيامبر و علی عليهما السلام به آنها آتش را بشارت می دادند.

روزی همين معاذ بن جبل در منزل ابو ايوب انصاری در کنار پيامبر اسلام نشسته بود از آن حضرت سوال کرد که يا رسول الله نظرت در باره آيه شريف «‏ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً» چيست ؟

حضرت فرمودند يا معاذ از چيز بزرگی سوال کردی و آنگاه به شدت گريه کرد. و بعد فرمودند : « تُحْشَرُ عَشَرَةُ أَصْنَافٍ مِنْ أُمَّتِي أَشْتَاتاً قَدْ مَيَّزَهُمُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ بَدَّلَ صُوَرَهُمْ» يعنی " در روز قيامت ، ده گروه از امت من ، به گونه هاى مختلف و گروه گروه وارد صحنه مى شوند كه از ساير مسلمانان جدا و مشخص هستند.»

 «فَبَعْضُهُمْ عَلَى صُورَةِ الْقِرَدَةِ وَ بَعْضُهُمْ عَلَى صُورَةِ الْخَنَازِيرِ وَ بَعْضُهُمْ مُنَكَّسُونَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ فَوْقُ وَ وُجُوهُهُمْ مِنْ تَحْتُ ثُمَّ يُسْحَبُونَ عَلَيْهَا وَ بَعْضُهُمْ عُمْيٌ يَتَرَدَّدُونَ وَ بَعْضُهُمْ بُكْمٌ لَا يَعْقِلُونَ وَ بَعْضُهُمْ يَمْضَغُونَ أَلْسِنَتَهُمْ يَسِيلُ الْقَيْحُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ لُعَاباً يَتَقَذَّرُهُمْ أَهْلُ الْجَمْعِ وَ بَعْضُهُمْ مُقَطَّعَةٌ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ وَ بَعْضُهُمْ مُصَلَّبُونَ عَلَى جُذُوعٍ مِنْ نَارٍ وَ بَعْضُهُمْ أَشَدُّ نَتْناً مِنَ الْجِيَفِ وَ بَعْضُهُمْ يَلْبَسُونَ جِبَاباً سَابِغَةً مِنْ قَطِرَانٍ لَازِقَةٍ بِجُلُودِهِمْ »يعنی " گروهی از آنان به صورت بوزینه و گروهی به صورت خوک محشور می شوند، و بعضی صورت هایشان به طرف پائین و پاهایشان به طرف بالا، بعکس قرار دارند و بدین کیفیت در محشر کشیده میشوند. و بعضی نابینا هستند و در حال کوری به این طرف و آن طرف متحیرانه می دوند ، و بعضی کر و لال هستند و ابدا تعقل و ادراک ندارند، و برخی زبانهای خود را در حالی که به روی سینه هایشان افتاده است می جوند و چرک و خون از دهان های آنها جاری است بطوری که اهل محشر از این منظره نفرت کنند، و برخی دست ها و پاهایشان بریده است ، و برخی از آنان به شاخه هائی آتشين از گلو آویز شده اند، و گروهی بوی گندشان از بوی جیفه و مردار بیشتر است، و گروهی به لباس هائی از زفت و قیر که به بدنشان چسبیده است ملبسند."

« فَأَمَّا الَّذِينَ عَلَى صُورَةِ الْقِرَدَةِ فَالْقَتَّاتُ مِنَ النَّاسِ وَ أَمَّا الَّذِينَ عَلَى صُورَةِ الْخَنَازِيرِ فَأَهْلُ السُّحْتِ وَ أَمَّا الْمُنَكَّسُونَ عَلَى رُءُوسِهِمْ فَأَكَلَةُ الرِّبَا وَ الْعُمْيُ الْجَائِرُونَ فِي الْحُكْمِ وَ الصُّمُّ الْبُكْمُ الْمُعْجَبُونَ بِأَعْمَالِهِمْ وَ الَّذِينَ يَمْضَغُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ فَالْعُلَمَاءُ وَ الْقُضَاةُ الَّذِينَ خَالَفَتْ أَعْمَالُهُمْ أَقْوَالَهُمْ وَ الْمُقَطَّعَةُ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْجِيرَانَ وَ الْمُصَلَّبُونَ عَلَى جُذُوعٍ مِنْ نَارٍ فَالسُّعَاةُ بِالنَّاسِ إِلَى السُّلْطَانِ وَ الَّذِينَ هُمْ أَشَدُّ نَتْناً مِنَ الْجِيَفِ فَالَّذِينَ يَتَمَتَّعُونَ بِالشَّهَوَاتِ وَ اللَّذَّاتِ وَ يَمْنَعُونَ حَقَّ اللَّهِ فِي أَمْوَالِهِمْ وَ الَّذِينَ يَلْبَسُونَ الْجِبَابَ فَأَهْلُ التَّجَبُّرِ وَ الْخُيَلَاءِ.»[4] يعنی " اما آنان که به صورت بوزینه هستند، آنان سخن چینان از مردمانند. و آنان که به صورت خوک هستند، آنان اهل خوردن مال حرامند. و آن کسانی که واژگونه به روی زمین کشیده می شوند، آنان رباخوارانند. و آنان که نابینا هستند، افرادی هستند که در وقت حکم مراعات عدالت را ننموده و در بین مردم جور و ستم روا می دارند. و آنان که لال و کر هستند ، آنانند که به کردار خود، خودپسندانه می نگرند. و آنان که زبان های خود را میجوند، علما و خطبائی هستند که گفتار آنها با کردارشان مطابقت ندارد.

و آنان که دست ها و پاهایشان بریده است افرادی هستند که همسایگان خود را آزار می دهند. و آنان که به دارهای آتشین آویخته اند جاسوسان و نمامانی هستند که در نزد سلطان سعایت می کنند. و آنان که بوی گندشان از جیفه و مردار بیشتر است افرادی هستند که از لذات و شهوات پیروی نموده و از اموال خود حق خدا را نمی دهند. و آنان که از لباسهای قطران و قیر چسبیده به بدن در بر دارند، آنان اهل کبر و خودپسندی و تفاخر هستند."

اين حديث نشان می دهد که گرچه قيامت روز فصل است ولی اعمال انسان هيچ وقت از انسان جدا نمی شود.

خطبه دوّم

برقراری حکومت اسلامی در ايران گرچه در پرتو زحمات بزرگان و شهدای انقلاب و هدايتهای حضرت امام ، حاصل شد و بوسيله جانفشانی رزمندگان و شهدا و خانواده شهداء و همه ی مردم ايران با اقتدار تمام ادامه يافت ولی وقتی انسان قضايای انقلاب و حوادثات محيط آن را بررسی می کند حمايتهای قطعی خدای عالم را مشاهد می کند.

در عصری که همه ی ملتها و دولتها و همه ی انسانها پذيرفته بودند که تنها دو مکتب و دو فکر و دو قدرت می تواند جامعه را مديريت کند و هر ملتی از اين دو جدا شود محکوم به شکست است. يکی تفکر مارکسيسم بود که معتقد بود اگر بخواهی در جامعه عدالت بر قرار شود بايد اقتصاد را اصلاح کنی و بايد به جامعه اهميت دهی و فرد را فدای جامعه کنی. بايد به جادی برسی که خود مردم به اندازه توانشان کار کنند و به اندازه نيازشان بردارند. ديديد که اين فکر در شرق چگونه شکست خورد و به زباله دان تاريخ پيوست.

تفکر ديگر تفکر سرمايه داری و ليبراستی بود که گرچه به ظاهر می گفت بايد به فرد آزادی داد اين آژادی طوری شد که گروهی در غرب به سرمايه های کلان دست يآفتند و با همين سرمايه بر عرصه قدرت تأثير گذاشتند و قانون و سياستمداران را ملعبه خود قرار دادند . امروز رئيس جمهور آمريکا بدون جلب رضايت سرمايه داران نمی تواند رئيس جمهور شود.

در عصری که همه مردم باورشان اين بود که فقط دو مکتب وجود دارد و بس ، حضرت امام حکومت اسلامی ، بحث ولايت فقيه را مطرح کرد. اين نوع نظام نه تنها برای روشنفکران بلکه برای سياستمداران عالم و قدرتمندان نيز ناشناخته بود. نمی دانستند ولايت فقيه يعنی چه و آن را جدی نمی گرفتند. امام فکری که مطرح کرد که در دنيا ناشناخته بود. ولی اين قدرت معنوی

امام و اتکای آن بزرگ مرد تاريخ بر خدای عالم بود که ، يک فکر ناشناخته را در جهان بوجود آورد و يک حکومتی را در ايران تأسيس کرد که هرد فکر سوسياليستی و سرمايه داری را رد کرد.

تازه استکبار جهانی متوجه می شود که ولايت فقيه يعنی چه ؟ ولايت فقيه وصل به خداست . مشروعيتش از ناحيه خداست . سخنش سخن عقل و دين است. ولايت فقيه ولايت فقه است ولايت قانون است نه ولايت شخص. ولايت فقيه ادامه ولايت انبياء است.

ولايت فقيه ولايت آن کسی که اطاعت از دستورش که دستور شرع است بر خود وی نيز واجب است. ولايت فقيه بلحاظ داشتن شرائطی نه قابل خريدن است و نه فريب دادند و نه ترساندن. ابزار زرو و زور و تزوير در ساحت ولايت کار ساز نيست . ولی فقيه آن کسی است که نه تنها منافع شخصی خود بلکه جانش را در طبق اخلاص نهاده آماده تقديم به دين و مصالح عالی اسلام و مسلمين است. او اگر طالب قدرت است فقط برای احقاق حق و اجزای عدل است.

اگر شما فقط همين عنصر را يعنی عنصر ولايت فقیه را از انقلاب اسلامی حذف کنيد مطمئن باشيد که نظام يا ساقط می شود يا منحرف.

ما در بسیاری از موارد نقش رهبری و ولی امر مسلمين را در حفظ نظام مشاهده کرده ايم. وقتی عصر روز بيست و يكم بهمن اعلام حكومت نظامى می شود آیت الله مرحوم طالقانی اعلام می کند که اينها قصد کشتن مردم دارند همه بروند به خانه هايشان . ولی امام می فرمايد حکومت نظامی لغو است و مردم بايد به خيبانها بريزند. آیت الله طالقانی به امام زنگ می زند که اينها می خواهند مردم را بکشند باز می فرماييد مردم به خيابانها بيایند. امام می فرمايند : بلی. وقتی آیت الله طالقانی اصرار می کنند امام می فرمايند كه اگر دستور اين باشد شما چه مى‏فرماييد كه آقاى طالقانى گريه‏اش گرفته بود وگفته بود: اين سيد با جاى ديگر ارتباط دارد بگذاريد كارش را بكند.

مقام معظم رهبری می فرمايند در جنگ فرماندهان نيروی هوائی به من اعلام کردند که ما فقط سی روز می توانيم از اين هواپيماها استفاده کنيم و بايد تعدادی از وسايلش عوض شود. می فرمايد من اين مطلب را به امام رساندم و امام فرمود : اين چه سخنی است شما برويد جنگتان را بکنيد. و ما جنگيديم و جنگنده هم ساختيم و موشک هم ساختيم  و موجود زنده هم به فضا فرستاديم.و از نظر توليد علم هم جزو معدود کشور برتر جهان شديم.

اتفاقی که در قضيه کوی دانشگاه افتاد ، در قضيه ای که نمايندگان مردم بايد از حق مردم و حريت و اقتدار نظام حمايت می کردند در مجلس تحصن نمودند ، انگشت اشاره رهبری نظام را از خطر سقوط حفظ نمود. در فتنه 88 محوريت رهبری و ولايتمداری مردم نظام  را حفظ کرد. بنابراين حکومت ولايت فقيه به جای حکومت فاسد و خائن پادشاهی يک از بزرگ ترين ارمغانهای انقلاب اسلامی است. مظلوميت مولای متقيان حضرت امير (ع) همين بود که اطرافيانش سست عنصر و طماع و دنيا طلب بودند و روحيه ولايت پذيری نداشتند که با کمترين درهم  ودينار معاويه حضرت را رها کرده به معاويه می پيوستند . و اين ويژگی مردم ايران است در ولايت پذيری که در بحرانی ترين زمانها و غبارآلود ترين فضاها با يک اشاره رهبری با تمام حضور بر صحنه قدم می گزارند.

نکته ديگری که نبايد از آن غفلت کنيم اين نکته است که انقلاب اسلامی و مبتی بر ايمان و ارزشهای الهی است. انقلاب اقتصادی و صنعتی و نظامی و مانند آن نيست. مردم برای لباس و غذا جگر گوشه خود را به ميدان رزم نمی فرستد ولی برای دين با افتخار تمام اين کار را می کند. و ويژگی چنين انقلاب اين است که بايد ترويج و حمايت از ارزشهای الهی اگر بيشتر از مسائل اقتصادی مورد توجه قرار نگيرد کمتر مورد توجه قرار نمی گيرد. مسئولين و مردم بايد نسبت به دين خدا حساس باشند. اگر روزی رسيد که دين و حلال و حرام و ارزهای الهی مورد غفلت شد ، تمام آنچه به دست آورده ايم از دست خواهد رفت.

دونکته ديگ متذکر شوم . يکی اين که اين سخنان مسئولين آمريکائی که در باره ايران می زنند نشان می دهد که تاکنون که ملت ايران دولت آمريکا را شيطان بزرگ می دانستند راست بوده است. اين که می گفتند دولت مردان آمريکا صلاحيت گفتگو و مذاکره ندارند ، راست می گفته اند. اين که می گفتند استکبار جهانی مانند آن حيوانی است که اگر يک لقمه به جلويش بياندازی ، يک قدم جلو  می آيد ، راست می گفته اند. آنها که در جنگ جهانی مردم را کشتند ، آنها که از بمب اتم استفاده کردند ، آنها که مردم عراق را کشتند ، مردم افغانستان را کشتند ، بر مردم ايران هشت سال جنگ را تحميل کردند ، 35 سال است با مردم ايران دشمنی می کنند ، سالها قبل از انقلاب اين مردم را غارت کرده اند ، طلب کارانه حرف می زنند.

مسئولين ما بايد با قاطعيت ياوره سرائيهای دولتمردان آمريکائی را بدهند. اينها گزينه های روی ميز و زير ميز و حتی آنچه در گاور صندقشان داشتند امتحان کرده اند و شکست خورده اند. تنها رجز خوانی می کنند. اگر رفتارهای و نوع سخنان آنها اصلاح نشود شايد مذاکره با آنها صحيح نباشد.

نکته ديگر در مورد اين سبد کالاست که بهانه سوء استفاده دشمنان شد. دولت می خواست يک کمکی ولو اندک به مردم بکند ولی هم نحوه توزيع و هم عجله کردن مردم ، باعث شد که دشمنان بگويند تحريم اثر کرده و مردم گرسنه در صف برنج ايستاده اند. در حالی که ما می دانيم اين گونه نيست. تنها مردم عجله کردند. بايد دولت نحوه توزيع را اصلاح کند و مردم نيز خيلی عجله نکنند به تدريج بروند و اين کالا ها را بگيرند.



[1]   ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول / ترجمه جعفرى - تهران، چاپ: اول، 1381ش.

[2]   فتال نيشابورى، محمد بن احمد، روضة الواعظين / ترجمه مهدوى دامغانى - تهران، چاپ: اول، 1366 ش.

[3]   ديلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) - قم، چاپ: اول، 1412ق.

[4]   مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار (ط - بيروت) - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

 
طراح و برنامه نویس: اکین