خطبه های نماز جمعه مورخه 13/10/1392 PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۴۵

خطبه های نماز جمعه مورخه 13/10/1392

 خدای متعال در آيه 29 سوره مبارک انفال چهار اثر مهم ذکر می کند و می فرمايد:« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظيم‏»[1] اوّلين اثر تقوی تحصيل بصيرت است. اگر انسان در زندی خود تقوا را رعايت کند حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام بداند و به آن عمل کند ، خدای متعال به آن بصيرت می دهد که بتواند حق و باطل را تشخيص دهد. تشخيص حق و باطل و دانستن وظيفه اوّلين و مهمترين شرط سعادت است. اگر شما در تاريخ بشريت می بينيد انسانهائی علی رغم سابقه صالح در فتنه ها گمراه شدند و از صراط مستقيم منحرف شدند و گرفتار خشم  وغصب الهی کشتند ، به دليل اين بوده است که تقوای راستين را کسب نکرده بودند و اعتقاداتشان و اعمالشان صوری بوده است. عالمانه زندگی نکرده اند. اثر دوّم تقوا اين است که خدای متعال وعده می دهد اگر شما تقوا پيشته کنيد « يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ» آثار گناهان را از وجودتان محو می کند به طوری که فرشتکان و نويسندگان گناه نيز متوجه آن گنانهان نمی شوند و مضافا بر اين « وَ يَغْفِرْ لَكُمْ » شما را می بخشد و گذشته شما نيز پاک می شود. و البته اينها مخصوص کسانی است که تقوا رعايت می کنند والا « وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظيم‏» در سوره مبارک هود می فرمايد :« إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ »[2] و در سوره مبارک فرقان در حق توبه کاران می فرمايد :« فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ »[3]

با اين وصف چه بدبخت است آن انسانی که اهل جهنم باشد.

برای هرساعت از عمر انسان که در اين دنيا می گذرد در آخرت ثواب يا عقاب ثبت می شود امام صادق (ع) می فرمايند :«مَا مِنْ مَجْلِسٍ يَجْتَمِعُ فِيهِ أَبْرَارٌ وَ فُجَّارٌ فَيَقُومُونَ عَلَى غَيْرِ ذِكْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا كَانَ حَسْرَةً عَلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.»[4] به همين دليل ائمه معصوم ما به ما توصيه می کنند که اين فرصتها را غنيمت بشماريد و از هر لحظه آن بهترين استفاده را ببريد. اين لحظه که رفت ديگر بر نمی گردد. هرگاه گروهى در جلسه‏اى گرد هم بنشینند و به جاى یاد خدا به حرف‏هاى بیهوده سرگرم شوند، روز قیامت این مجلس براى آنان وسیله حسرت خواهد بود. حضرت امير (ع) می فرمايد :« بَادِرُوا بِصَالِحِ الْأَعْمَالِ وَ الْخِنَاقُ‏ مُهْمَلٌ وَ الرُّوحُ مُرْسَل»‏[5] يعنی برای انجام اعمال صالح سبقت بگيريد چون هنوز مرگ به سراغتان نيامده . خناق به معنای آن طنابی است که انسان را با آن خفه می کنند و به دار می کشند کنايه از اين است که هنوز آزاديد و مرگ به سراغتان نيامده که شما را خفه کند و روح آزاد است.

وقتی طناب مرگ به گردن انسان آويخته شد ، همه چيز تمام شد انسان به هرلحظه خود حست می خورد.    حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند  :  « ما مِن ساعَةٍ تَمُرُّ بِابن آدَمَ لَم یُذکَر اللهُ فیها إلّا حَسِرَ عَلَیها یَومَ القیامَةِ» يعنی هر لحظه ای که بر فرزند آدم بگذرد و او به یاد خدا نباشد روز قیامت حسرتش را خواهد خورد.

خطبه دوّم

فتح بن یزيد جرجانی می گويد هنگامی که از مکه به خراسان برمی گشتم در راه امام رضا (ع) را ديدم که به عراق می رفت. از وی شنيدم که می فرمود :« مَنِ‏ اتَّقَى‏ اللَّهَ‏ يُتَّقى‏؛ وَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ، يُطَاعُ» يعنی هرکس از خدا بترسد همه از او می ترسند و هرکس خدا را اطاعت کند همه از وی اطاعت می کنند. فتح می گويد با زحمت خودم را از ميان جمعيت به امام (ع) رساندم و سلام کردم امام (ع) پاسخم داد و فرمود :« يَا فَتْحُ، مَنْ أَرْضَى الْخَالِقَ، لَمْ يُبَالِ بِسَخَطِ الْمَخْلُوقِ؛ وَ مَنْ أَسْخَطَ الْخَالِقَ، فَقَمَنٌ‏[6] أَنْ يُسَلِّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ سَخَطَ الْمَخْلُوق‏»[7] ای فتح هر کس خدا را خشنود کند ااز خشم مردم باکی نداشته باشد ، هر که خدا را به خشم آورد سزاوار است که خدا خشم مخلوق را بر آن مسلط سازد.

دلها در دست خداست اگر انسان همه کره زمين را به طلا تبديل کند و به دامن انسانها بريزد همه را نمی تواند راضی کند ولی اگر رضايت خدا را بدست آورد خدای متعال همه ی دلها را متوجه او می کند.

هجرت پيامبر اسلام از مدينه به مکه

اوّل ربيع الاول سالروز هجرت پيامبر اکرم (ص) از مکه به مدينه است. پس از اينکه تعدادی از اهل مدينه اسلام آوردند و در عقبه دوّم با پيامبر اسلام بيعت کردند ، سختگيرى قريش نسبت به مسلمانان شدّت يافت.‏مسلمانان دسته دسته، رهسپار مدينه شدند و رسول خدا به انتظار اذن پروردگارش در هجرت از مكّه و رفتن به مدينه باقى ماند. هجرت مسلمانان به مدينه از ذى الحجّه سال سيزدهم بعثت آغاز شد. [8] قريش در کنار شکنجه مسلمانان هرکس از آنها می خواست به مدينه هجرت کند ، می گرفتند زندانی می کردند يا اموالش را می گرفتند و خودش را رها می ساختند. وقتی ابوسلمه شوهر اموسلمه خواست به مدينه هجرت کند ، زن و کودکش را گرفتند و خودش را به تنهائی اجازه دادند به مدينه برود. صهيب خواست هجرت کند تمام اموالش را گرفتند و اجازه هجرت دادند. در مدت کمتر از سه ماه اکثر صحابه پيامبر به مدينه رفتند . قريش وقتی ديأن که اگر پيامبر نيز به مدينه برود در آنجا قدرتمند شده و بر عليه آنها اقدام خواهد کرد در آخر ماه صفر سال 14 بعثت در «دار الندوه» اجتماع کردند و برای قتل پيامبر مشورت نمودند.[9] برخی گفتند پيامبر را دست و پايش را ببنديم و زندانيش کنيم و برخی گفتند از شهر اخراجش کنيم و ابو جهل گفت: از هر قبيله جوانى دلير و نسب دار و گيرنده، انتخاب كنيم و آنگاه به هر كدام از اين جوانان شمشيرى برنده بدهيم و همداستان بر وى بتازند، و دسته جمعى او را بكشند، تا از وى آسوده شويم. چه در اين صورت خون وى در ميان همه قبايل پراكنده مى‏شود و «بنى عبد مناف» نمى‏توانند با همه طوايف قريش بجنگند، و ناچار به گرفتن ديه تن مى‏دهند و ما هم ديه مى‏دهيم. اين پيشنهاد به اتّفاق آراء پذيرفته شد و با همين تصميم پراكنده گشتند.[10] در اين هنگام بر رسول مکرم اسلام آيه نازل شد « وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ‏»يعنى"و هنگامى كه كافران از روى مكر و نيرنگ درباره تو نظر مى‏دادند تا: تو را در بند كنند، يا تو را بكشند، يا تو را بيرون كنند، آنان مكر مى‏كنند و خدا هم مكر مى‏كند، و خدا بهترين مكر كنندگان است."

مشرکين از اوّل شب خانه را محاصره کردند و هروقت به درون خانه نگاه می کردند می ديدند که پيامبر در بستر خود خوابيده است در حالی که حضرت علی (ع) خوابيده بود. مشركين شب را تا صبح درب منزل پيغمبر بسر بردند، حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله طبق معمول امر كرد تا بستر وى را پهن كنند، و به علي بن ابى طالب فرمود: حاضرى جانت را در راه من فدا كنى؟ عرض كرد: آرى يا رسول اللَّه! فرمود: پس اينك در بستر من بخواب، امير المؤمنين عليه السّلام هم جامه پيغمبر را بر سر كشيد و در جاى او به خواب رفت.

جبرئيل آمد و گفت: يا رسول اللَّه! اينك مشركين پيرامون منزل شما اجتماع كرده‏اند، شما از خانه بيرون شويد، مشركين مواظب منزل پيغمبر بودند و ميديدند كه بستر او پهن شده و كسى هم در آنجا خوابيده آنها خيال ميكردند كه پيغمبر در ميان بستر بخواب رفته است.

حضرت خاتم النبيين صلى اللَّه عليه و آله از خانه بيرون شد و سوره «يس» را تاو « فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ‏» قرائت نمود، و مقدارى خاك برداشت و بطرف قريش ريخت، مشركين‏ به خواب رفتند و پيغمبر از ميان آنان گذشت.[11]

خداوند به جبرئيل و ميكائيل عليهما السلام وحى فرمودند: «انّى اخيت بينكما و جعلت عمر احدكما اطول من عمر صاحبه فايّكما يؤثر اخاه عمره- فكلاهما كرها الموت فاوحى اللّه‏ اليهما انّى آخيت بين على وليى و بين محمد نبيى فآثر على حياته النّبى فبات علىّ على فراش النّبى يقيه بمهجته اهبطا الى الارض و احفظاه من عدوّه فهبطا فجلس جبرئيل عند رأسه و ميكائيل عند رجليه و جعل جبرئيل يقول بخ‏ بخ من مثلك يا ابن ابيطالب‏ و اللّه عزّ و جلّ يباهى بك الملائكه فانزل اللّه: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»- من بين شما برادرى برقرار نمودم عمر يكى را از ديگرى طولانى‏تر قرار دادم كداميك حاضريد كه عمر خود را به ديگرى ايثار كند؟. پس هر دو از مرگ كراهت داشتند.[12]

اجراى توطئه استعمارى كشف (حذف) حجاب به‏دستور رضاخان پهلوى (1314 ه ش)

17 دی آغاز اجراى توطئه استعمارى كشف (حذف) حجاب به‏دستور رضاخان پهلوى (1314 ه ش) است.

سفر رضاشاه به تركيه در خرداد 1313 و مشاهدات وى از بى‏حجابى در آن كشور، او را در پيگيرى روند مقابله با حجاب مصمم‏تر ساخت. رضاشاه در جريان اين سفر به سفير ايران گفت: «ما عقب هستيم و فوراً بايد با تمام قوا به پيشرفت سريع مردم خصوصاً زنان اقدام كنيم.» و در 11 آذر 1314 به محمود جم رئيس‏الوزرا گفت: «نزديك دو سال است كه اين موضوع - كشف حجاب - سخت فكر مرا به خود مشغول داشته است، خصوصاً از وقتى‏كه به تركيه رفتم و زن‏هاى آن‏ها را ديدم كه «پيچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش به دوش مردهايشان در كارهاى مملكت به آن‏ها كمك مى‏كنند، ديگر از هرچه زن چادرى است بدم آمده است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقى و پيشرفت مردم است.»

 رضاشاه در 22 ارديبهشت 1314 «جمعيت زنان آزادى‏خواه ايران» را تحت رياست شمس پهلوى به‏عنوان گام تازه‏اى براى پيشبرد روند بى‏حجابى در كشور تأسيس كرد. در مرحله بعد، وزارت داخله براى ايجاد هماهنگى بيش‏تر ميان لباس متحدالشكل مردان و كشف حجاب زنان، مقررات جديدى درمورد نوع پوشش وضع كرد. سپس شاه نيز به وزرا و نمايندگان مجلس اعلام كرد كه حذف حجاب زنان را آغاز كنند. در قدم اول، بى‏حجابى از زنان وزرا، معاونان، وكلا و مسؤولان كشور آغاز شد. حكومت، قانون كشف حجاب را پيش از اعلام رسمى آن در تاريخ هفدهم دى‏ماه سال 1314 هجرى شمسى، به ولايات ابلاغ كرده بود.

اين قانون در مرحله اجرا با مقاومت‏هاى خونينى روبه‏رو شد و قيام مسجد گوهرشاد در تير 1314 از نمونه‏هاى آن است. آيت‏الله قمى، آيت‏الله شيخ عبدالكريم حائرى، آيت‏الله سيديونس اردبيلى، آيت‏الله سيدمحمدتقى خوانسارى، آيت‏الله حجت كوه‏كمره‏اى و آيت‏الله ميرزا محمد آقازاده از جمله مراجع و علماى سرشناسى بودند كه نسبت به اقدامات رضاخان در ترويج بى‏حجابى شديداً اعتراض كردند. بسيارى از علما و روحانيون نيز در اعتراض به كشف حجاب تبعيد شدند.

در هفدهم دى‏ماه، رضاشاه با همسر و دختران كشف حجاب كرده خود، در مراسم جشن فارغ‏التحصيلى دختران دانشسراى مقدماتى حضور يافت. همه‏ى مسؤولان كشورى كه در اين جشن دعوت شده بودند، طبق يك برنامه از پيش طراحى شده، با همسران بدون حجاب خود شركت كردند. رضاشاه طى سخنانى در اين مجلس اظهار داشت: «بايد خياطها و كلاه‏دوزها را تشويق كرد كه مدهاى قشنگ به بازار بياورند. ما ميله‏هاى زندان را شكستيم. حالا خود زندانى آزادشده وظيفه دارد كه براى خودش به‏جاى قفس، خانه قشنگى بسازد.»

در روز اول فروردين 1306 ه.ش خانواده رضاشاه بر طبق رسم ديرينه‏اى كه اغلب خانواده‏هاى ايرانى در هنگام تحويل سال نو به اماكن مقدس مى‏روند، راهى قم شدند و در حرم مطهر حضرت معصومه(س) بدون حجاب حضور يافتند. اين عمل، خشم مردم را برانگيخت. روحانى‏اى به نام سيد ناظم واعظ مردم را رهبرى مى‏كرد. خبر به مرحوم حاج شيخ محمدتقى بافقى رسيد. وى به خانواده رضاخان پيام داد: «اگر مسلمان هستيد نبايد با اين وضع در اين مكان مقدس حضور يابيد و اگر مسلمان نيستيد باز هم حق نداريد در اين مكان حضور يابيد.» پيام مؤثر واقع نشد. بافقى شخصاً به حرم مى‏رود و به آنان تذكر مى‏دهد. اين حادثه منجر به تظاهرات مردم شد. رضاخان شخصاً با يك واحد موتوريزه به قم رفت. با چكمه وارد صحن مطهر شد و شيخ محمدتقى بافقى را مورد ضرب و شتم قرار داد. شيخ محمد پس از اين واقعه مدتى زندانى شد و تا پايان عمر تحت نظر يك بازرس اداره آگاهى زندگى كرد. واقعه ضرب و شتم سيد محمد بافقى زمينه‏هاى يك شورش مردمى را فراهم كرد.

زمانى‏كه فرمان تغيير لباس و برداشتن حجاب به مشهد صادر شد، مردم عكس‏العمل شديدى نشان دادند. رهبرى مردم را علما و روحانيون مشهد به‏عهده داشتند و با تلگرافى به رضاشاه اعتراض خود را اعلام كردند.

پس از ارسال تلگراف، صد و پنجاه نفر از علما و معتمدين مشهد به دستور رضاشاه توقيف و زندانى شدند. عده زيادى از مردم در حرم حضرت رضا(ع) متحصن شدند و اعلام كردند تا مسأله حجاب رفع نشود از حرم خارج نمى‏شوند. گروه‏هاى سرباز وارد صحن امام رضا شدند و به مردم حمله كردند. بر اساس گزارش روزنامه كيهان 25 نفر در اين درگيرى كشته شدند ولى تعداد قابل توجهى از مردم مورد ضرب و شتم سربازان قرار گرفتند و زخمى شدند. به اين ترتيب اعتراضات مردمى به‏راحتى توسط قواى دولتى سركوب مى‏شد و حكومت بر مظاهر مذهبى و فرهنگى هجوم مى‏برد و اهداف خود را پيش مى‏برد، هم‏چنين رهبران و گروه‏هاى معترض را به شيوه‏اى خاص سركوب مى‏كرد.

ای کاش ماهم به اندازه رضاخان که در کشف حجاب اصرار می کرد برای تبليغ حجاب احساس مسئوليت می کرديم. در بازارهای ما زنان مسلمان و محجبه لباس مکناسب پيدا نمی کنند و لباس رضاخانی هرچقدر بخواهی می توانی پيدا کنی. زنان فرهگ ساز ما از نظام جمهوری ارتزاق می کنند و لی عملا افکار و انديشه های رضاخانی را تبليغ می کنند. وبرخی از مسئولي« نيز برای جذب رای بی حجابها دهن بسته نه کاری برای مبارزه با بی حجابی می زنند و نه سخنی در باره آن به زبان می آورند. و نتيجه آن است که می بينيد مراکز علمی ما به نمايش گاه زنان و دختران آرايش کرده شده و خيابانها و بازارها در بسياری از شهر ها عرصه کشف حجاب شده است. حضرت امير (ع) می فرمودند :« فَيَا عَجَباً عَجَباً وَ اللَّهِ يُمِيتُ‏ الْقَلْبَ وَ يَجْلِبُ الْهَمَّ مِنَ اجْتِمَاعِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ »[13] يعنی " شگفتا! شگفتا! به خدا سوگند، این واقعیت قلب انسان را می‌میراند و دچار غم و اندوه می‌کند که دشمنان در باطل خود وحدت دارند، و شما در حق خود، پراکنده و متفرق می‌باشید."



[1]   - انفال آية 25

[2]   - هود آيه 116

[3]   - فرقان آيه 70

[4]   - الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏2 / 496

[5]   ليثى واسطى، على بن محمد، عيون الحكم و المواعظ (لليثي) - قم، چاپ: اول، 1376 ش.

[6]   - ابن اثیر گفته است:« يقال: قَمنٌ و قَمِنٌ و قمين، يعنی شایسته است » النهاية، ج 4، ص 11( قمن).

[7]   كلينى، محمد بن يعقوب، كافي (ط - دار الحديث) - قم، چاپ: اول، ق‏1429.

[8]   - تاريخ پيامبر اسلام، آيتى ، ص 202

[9]   - تاريخ پيامبر اسلام، آيتى    متن    212    

[10]   - تاريخ پيامبر اسلام، آيتى ،متن،ص:214

[11]   - ترجمه إعلام الورى ،متن،ص:91

[12]   - على و شكوه غدير       248    

[13]   - شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد / ج‏2 / 74 / 27

 
طراح و برنامه نویس: اکین