خطبه های نماز جمعه مورخه 22/09/1392 PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۰۵

خطبه های نماز جمعه مورخه 22/09/1392

دوّمين کسانی که در روز قيامت بيش از ديگران حسرت می خورند ، آنهائی هستند که بر مردم نصيحت و موعظه کردند ولی خودشان به آنچه که گفتند عمل نکردند و ديگران با نصيحت آنها راه سعادت پيمودند و اهل بهشت شدند ولی اينها چون اهل عمل نبودند ، به سمت جهنم سوق داده می شوند. در چنين وضعيتی سراسر وجودش را حسرت و اندوه می گيرد که ديگران با راهنمائی من اهل بهشت شدند ولی من نه تنها بهشت برين را از دست دادم بلکه دچار دوزخ نيز شدم.

پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند:« أَشَدُّ النَّاسِ حَسْرَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ رَجُلٌ أَمْكَنَهُ طَلَبُ الْعِلْمِ فِي الدُّنْيَا فَلَمْ يَطْلُبْهُ وَرَجُلٌ عَلِمَ عِلْمًا فَانْتَفَعَ بِهِ مَنْ سَمِعَهُ عَنْهُ دُونَهُ » در اين روايت پيامبر اکرم (ص) دو نفر را ذکر می کند در قيامت بيش از همه حسرت می خورند. يکی آن کسی است که می توانست علم بياموزد و امکانات و فرصتش را داشت ولکن ياد نگرفت . و ديگري آن مردى است كه دانشى به ديگرى آموخته و شاگرد وى از آن بهره مند شده ولى او بى بهره مانده است.

طلب علم در اسلام ، فوق العاده ارزش دارد .در روايت از رسول اكرم صلوات الله عليه نقل است كه مي فرمايند :ملائكه حول عرش الهي بوي خوشي را استشمام كردند كه تا كنون چنين بويي را نشنيده بودند لذا به جستجوي منشأ و سرچشمه آن پرداختند. گروهي از ملائكه را يافتند كه اين بوي خوش از آنها بود چون جوياي حال آنها شدند، گفتند: در روي زمين محفل و مجلسي برگزار شد كه در آن جمعي از اهل ايمان براي كسب علم و دانش و بيان فضائل اهل بيت حضور داشتند. خداوند به ما امر فرمود تا در آن مجلس حاضر شويم و براي اهل مجلس طلب مغفرت و آمرزش كنيم. در آن مجلس حاضر شديم و بالهاي خود را زير پاي طالبان علم پهن كرديم. اين بوي خوش را از نشستن طالبان علم روي بالهايمان داريم.

البته روشن است که اين علم وقتی ارزش پيدا می کند که به عمل تبديل شود. والا همين علم باعث فزونی حسرت در قيامت است. ما می توانيم هرجا حضور يابيم آنجا را به کلاس درس و فرصت ياد گرفتن تبديل کنيم. خانه ، مدرسه ، مسجد ، حسينه ها ، پارکها حتی حال قدم زدن در هرجای شهر ، را می توانيم به کلاس درس تبديل کنيم و از دوست و رفيقمان و يا هرفردی که با آن نشست و برخاست داريم ، مسأله علمی مطرح کنيم و با هم مباحثه نماييم . اين نوع یادگرفتنها نيز همان ارزش و ثواب را دارد که برای تحصيل علم ذکر شده است.

حضرت پيامبر اسلام (ص) در روايت ديگر فرموده است :« إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ نَدَامَةً وَ حَسْرَةً رَجُلٌ دَعَا عَبْداً إِلَى اللَّهِ فَاسْتَجَابَ لَهُ فَأَطَاعَ اللَّهَ فَدَخَلَ الْجَنَّةَ (وَ أُدْخِلَ الدَّاعِي النَّارَ) بِتَرْكِهِ عَمَلَهُ وَ اتِّبَاعِهِ هَوَاهُ وَ عِصْيَانِهِ اللَّهَ الْخَبَرَ .»[1] يعنی " بيشترين حسرت و پشيمانی در روز قيامت از آن کسی است که مردی را به سوی خدا دعوت کرده و آن مرد دعوت وی را اجابت نموده و از خدای متعال اطاعت کرده ، اهل بهشت شده است . ولی اين شخص بواسطه ترک عمل و اطاعت از هوای نفس و ارتکاب گناه ، وارد آتش می شود."

باز امام صادق (ع) فرمودند :« إِنَّ مِنْ أَشَدِّ النَّاسِ حَسْرَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَنْ وَصَفَ عَدْلًا ثُمَّ عَمِلَ بِغَيْرِهِ»[2]يعنی " بیشترين حسرت در روز قيامت از آن کسی است که عدالت را بر ديگران توصيف کرده ولی خودش بر غير عدالت عمل نموده است."

پيامبر اسلام (ص) در وصيت خود به اباذر می فرمايد :« يَا أَبَا ذَرٍّ يَطَّلِعُ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ إِلَى قَوْمٍ مِنْ أَهْلِ النَّارِ فَيَقُولُونَ مَا أَدْخَلَكُمُ النَّارَ وَ إِنَّمَا دَخَلْنَا الْجَنَّةَ بِفَضْلِ تَعْلِيمِكُمْ وَ تَأْدِيبِكُمْ فَيَقُولُونَ إِنَّا كُنَّا نَأْمُرُكُمْ بِالْخَيْرِ وَ لَا نَفْعَلُهُ .»[3] يعنی " گروهى از اهل بهشت به گروهى از اهل دوزخ نظر مى‏كنند و به آنان مى‏گويند: خدا ما را از بركت تأديب و تعليم شما وارد بهشت كرد، چه چيزى عامل ورود شما به دوزخ شد؟ پاسخ مى‏دهند: ما همگان را به خير و نيكى و طاعت و عبادت دعوت كرديم ولى خود به انجام آن برنخاستيم!"

در روايت ديگر پيامبر اکرم (ص) می فرمايند :« إِنَّ أَهْلَ النَّارِ لَيَتَأَذَّوْنَ مِنْ رِيحِ الْعَالِمِ التَّارِكِ لِعِلْمِهِ »[4]

البته در ديدگاه اهل بيت علیهم السلام عالم اصلی همان کسی است که به علمش عمل می کند. امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:« مَنْ لَمْ یُصَدِّقْ فِعْلُهُ قَوْلَهُ فَلَیْسَ بِعالِمٍ» يعنی "کسى که عملش سخنش را تصدیق نکند، عالم نیست." انسان هرچه علم دانشته باشد ولی به آن عامل نباشد ، جاهل است.

علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانى‏

قرآن نيز اين گونه انسانها را که مردم را به خوبی ها دعوت می کنند ولی خودشان کار خوب انجام نمی دهند سرزنش می کند و می فرمايد:« یا ایُّها الَّذینَ امَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَاللَّهِ انْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ» يعنی " اى کسانى که ایمان آورده‏اید، چرا سخنى مى‏گویید که [به آن] عمل نمى‏کنید!؟ نزد خدا بسیار خشم‏آور است که سخنى بگویید و بدان عمل نکنید."

عالم آن کس بود که بد نکند نه بگوید به خلق و خود نکند

پيامبر اسلام (ص) می فرمايند :« مَرَرْتُ لَیْلَةَ اسْرِىَ بى‏ عَلى‏ اناسٍ تُقْرَضُ شَفاهُمْ بِمَقاریضَ مِنْ نارٍ فَقُلْتُ: مَنْ هؤُلاءِ یا جِبْرائیلُ؟ فَقالَ هؤُلاءِ خُطَباءُ مِنْ اهْلِ الدُّنْیا مِمَّنْ کانُوا یَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ یَنْسَوْنَ انْفُسَهُمْ.» يعنی " شبى که مرا به آسمانها بردند، مردمى را دیدم که لبهایشان با قیچى‏هاى آتشین، قطع مى‏شد، پرسیدم: اى جبرئیل! اینان کیانند؟ گفت: اینها گویندگان دنیا پرستند؛ از جمله کسانى که مردم را به نیکى فرمان مى‏دهند و خویشتن را فراموش مى‏کنند!"

امروز همه ی ما عالم به حلال و حرام هستيم . همه ی ما می دانيم که دروغ گفتن ، حرام است . مال مردم را خوردن حرام است . آبروی ديگران را ريختن حرام است. تهمت و افتراء حرام است . همه ی ما می دانيم نماز و روزه و خمس و زکات واجب است . چه کسی است که حلال و حرام و واجب و حرام را نداند. بر همه ی ما حجت تمام شده است. بايد مواظب باشيم که اين علممان موجب حسرت در روز قيامت نشود.

خطبه دوّم

توافق هسته ای ايران و برخورد آمريکا

پس از توافق هسته ای ايران با گروه 1+5 ماهيت آمريکا از دو جهت بيشتر روشن شد. يکی از این جهت روشن شد که سردمداران آمريکا ، در مقابل رژيم جعلی و غاصب اسرائيل و يهوديان نژاد پرست ، چقدر ذليل هستند، که رئيس جمهور آمريکا و وزير امورخارجه آن پس از توافق هسته ای وقتی ديدند مسئولين اسرائيل اظهار نارضايتی می کنند ، با انکار حق ملت ايران و سخنان متکبرانه در برخورد با ملت ايران و نوازش اسارئيل در صدد جلب رضايت آنها در آمدند.

شما اين تفاوت را بنگريد که دولتمردان آمريکا نسبت به اسرائيل گويان نوکران حلقه بگوشند که تمام تلاششان اين است که رضايت آنها را جلب کنند. و در مقابل آن مسئولين کشورمان مانند مردمشان می خواهند حق خودشان را احياء کنند و به هيچ وجه حاضر به تسايم در مقابل هيچ زورگوئی نيستند. در همين راستا نيز هزينه سنگين گذاشته اند. اين همان ذلتی است که خدای متعال نصيب آمريکا کرده است .

نکته دوّم که روشن شد اين است که آمريکا هنوز حاضر نيست قدرت پوشالی و خوی استکباری خود را کنار بگذارد و با حرکت رو به رشد ملتها حرکت کند. همچنان عربده و گاهی نيز در اثر سوز و گدازی که ملت ايران بر وی تحميل کرده است زوزه می کشد .

ملت ايران نه با اجازه آمريکا انقلاب کرده اند و نه با حمايت آمريکا آن را حفض کرده اند و نه با هدايت های آمريکا اين پيشرفتهای علمی را بدست آورده بلکه در تمام اين مراحل باآمريکا جنگيده و صدها توطئه شيطانی آنها را خنثی نموده اند. اين مسير با همين اقتدار همچنان ادامه خواهد يافت و آنچه شايسته کشورمان است بدست خواهد آمد . و آمريکا هرچقدر عربده می کشد بکشد و هرچه برای خوشحالی اسرائيل هر چرندياتی می خواهد بگويد.

ديدار اعضای شورای انقلاب فرهنگی با مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری در ديدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی که يکی از مهم ترين شوراهای تصميم گير و سياستگذار در عرصه فرهنگ است ، توصيه های مهمی را بيان فرمودند. به چند نمونه آن اشاره می کنم.

1- فرهنگ حاشيه و ذيل اقتصاد و سياست نيست.

معنای اين سخن اين است که فرهنگ مانند خون جاری در رگهای انسان است . اصلاح اقتصاد ، اصلاح مصرف ، اصلاح توليد ، همه در گرو فرهنگ سازی مناسب است. وقتی فرهنگ مصرف غلط است هرچه توليد کنيم تلف خواهد شد. وقتی فرهنگ حاکم بر توليد غلط است ، وجدان کاری رعايت نمی شود و براساس سود کلان و منفعت شخصی اداره می شود ، توليدات با کيفيت پايين با قيمت بالا خواهيم داشت. وقتی رانت و رانت خواری در توليد اثر گذاشت ، وقتی وامهای کلان بر اساس تقرب بر صاحب منصبان و چاپلوسان داده شد و تخصصها در واگذاری پروژه ها رعايت نشد خلاصه کلام فرهنگ مناسب جهت بستر سازی برای توليد وجود نداشت ، مشکلات حل نخواهد شد.

در سياست هم همينگونه است. سياست و سياتمداری بايد از فرهنگ اسلامی نشأت بگيرد. اگر سياست ما عين ديانت ماست بايد بر سياست فرهنگ دينی حاکم شود. مسئوليتها براساس لياقتها داده شود ، نه براساس ملاکهای غير عقلانی ، پذيرش مسئوليتها جهت خدمت بيشتر باشد نه نردبان ترقی يا بسان طور صيادی برای جمع ثروت باشد . اگر اين چنين فرهنگی بر عرصه سياست وارد شد ، ثمره اش رشد و شکوفائی بيشتر و بهتر خواهد بود.

2- مسائل فرهنگی خود بخود حل نمی شود.

بايد تمام مسئولين و تمام نحبگان جامعه بطور هماهنگ برنامه ريزی کنند . ما همين امروز چقدر در عرصه فرهنگ آسيب شناسی کرده ايم ؟ برای رفع آسيبها چه تدابير تخصص ، کوتاه مدت ، دراز مدت انديشيده ايم ؟ در کدام بخش از مسائل فرهنگی خلا وجود دارد و بين نهادهای فرهنگی چگونه تقسيم کار نموده ايم ؟ چقدر اعتبار برای مسائل فرهنگی در نظر می گيريم و هزينه اين اعتبارات را در کدام عرصه اولويت می دهيم ؟ بر هزينه اعتبارت فرهنگی چه سيستم نظارتی داريم ؟ در پاسخ به همه ی اين سوالها بايد بگوييم ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم.

3- دانشگاه جولانگاه احزاب سياسی نشود.

فعاليت بی حد و حصر احزاب سياسی که معمولا به طمع بهره برداری از دانشجويان برای اغراض سياسی خود انجام می گيرد ، جلوی رشد علمی و پرشتاب دانشجويان جوان ما را می گيرد. البته دانشجويان بايد سياسی باشند و از مسائل سياسی اطلاع داشته باشند ولی نبايد زير چیر احزاب سياسی در فعاليتهای سياسی ممحض شده از علم و علم آموزی کوتاهی کنند.

4- نظارت دولت بر فرهنگ

مردمی کردن فرهنگ يک ضروت است ولی نظارت دولت نيز لازم است. دولت بايد نقش نظارتی خود را بر فرهنگ عمومی مردم و مراکز فرهنگی مردمی جهت هدايـ آنها و ممانعت از انحراف و سودجوئی ديگران افزايش دهد.

5- اختلاط زن و مرد

اختلاط زن و مرد ، تفکر انحرافی و غير معقول غرب است. غرب بر اختلاط زن و مرد تأکيد می کند و با روشهای مختلف در تلاش می کند که آن را يک امر مطلوب قلمداد کند. و اختلاط را منشأ احقاق حقوق زنان بداند. اين درحالی است که در خود غرب سالهاست که کار از اختلاط زنان و مردان گذشته به همجنس بازی نيز رسيده است ولی نه تنها حقی از زن احياء نشده بلکه حريت و انسانيت آن غارت شده است.

عده ای حتی در داخل تصور می کنند که رشد دختران ما در اختلا ط با پسران است و بر همين اساس از اختلاط در دانشاگاهها دفاع می کنند . اين عده با صرف نظر از اين که با اموزه های اسلامی در ابتدائی ترين سطح خود آشنا نيستند بلکه با ارزشهای انسانی نيز بيگانه و موفقيت را نيز درست معنا نمی کنند.



[1] - مستدرك‏الوسائل 11 322

[2] - الكافي 2 299

[3] - وسائل‏الشيعة 16 152

[4] - الكافي 1 44

 

 
طراح و برنامه نویس: اکین