خطبه های نماز جمعه مورخه 08/09/1392 PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۳۱

خطبه های نماز جمعه مورخه 08/09/1392

روزی فرا می رسد همه ی انسان بر کرده و نکرده های خود تأسف می کند و بر آنچه که از دست داده و می توانسته بدست آورد حسرت می خورد. خوبان بر اين متأسف می کنند که چرا اعمال صالح بيشتر انجام نداده اند و چرا کارهای خوب که فرصت داشتند انجام دهند ، انجام نداده اند. و تأسف انسانهای گنه کار همراه با شرمندگی و رسوائی و ذلت و خواری و عذاب سخت ، قابل بيان نيست. خدای متعال در يک جمله حالت تأسف بار ستم پيشگان را اين گونه بيان می کند که « وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ يَدَيْهِ » انسان ستمکار از شدت تأسف دستان خود را به دهن می گيرد .

حسرت آن روز ناشی از غفلت امروز است . انسان غافل در همين دنيا در آتش غفلت می سوزد ولی قوه ای که اين آتش را درک کند گرچه در حقيقت وجودش ، نهفته است ولی فعلا درک نمی کند . ولی همان لحظه که قبض روح می شود و جان از زندان تن آژاد می شود اين قوه خودکار به کار می افتد و آن وقت متوجه می شود که در آتش بوده است. در همان زمان آتش حسرت ناشی از غفلت که در طول عمرش داشته است ، تمام وجودش را فرا می گيرد.

خدای متعال می فرماید :«وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ في‏ غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا يُؤْمِنُون‏» يعنی " آنان را از روز حسرت كه كار به پايان آمده و آنان هم چنان در حال غفلت و بى‏ايمانى هستند بترسان‏.» بعضی از مفسرين می گويند مراد از « قُضِيَ الْأَمْرُ » مرگ است . يعنی وقتی انسان می می رد حسرت انسان شروع می شود و برخی می گويند مراد قيامت است . امام صادق عليه السلام می فرمايند :« قُضِيَ عَلَى أَهْلِ الْجَنَّةِ بِالْخُلُودِ فِيهَا وَ قُضِيَ عَلَى أَهْلِ النَّارِ بِالْخُلُودِ فِيهَا »[1] وقتی اهل بهشت در بهشت و اهل جهنم در جهنم قرار گرفتند و به همه ی آنها گفته شد ديگر در اينجا مرگ نيست ، همه تأسف می خورند.و علامه طباطبائی می فرمايد : مراد اين است که انسان در مقابل حکم الهی گرفتار حسرت می شود.[2]

خيلی فرق نمی کند که انسان بعد از مرگ حسرت بخورد يا در قيامت و يا در محکمه عدل الهی ، بلکه مهم اين است که حسرت آن روز از غفلت امروز ناشی می شود. « وَ هُمْ في‏ غَفْلَةٍ» روزها از عمرش می گزرد ولی هيچ سودی از عمرش نبرده است. سی سال و پنجاه سال از عمرش گذشته است ولی از صبح تا شب در خيابانها کوچه ها و در مغازه ها و قهوه خانه ها ، در پارکها و کوهها و يا در سرگرمیهای بی فائده سپری کرده است. وقتی بيدار می شود و قدر اين لحظه لحظه عمر خويش را می داند که ديگر فرصت فوت شده و زمان گذشته است.

عمر محدود است ، و آخرت ثمره عمر انسان است و تمام اعمال و گفتار انسان ثبت می شود . انسان بهشت و جهنم خود را در همين دنيا و الان که در اين دنيا زندگی می کند می سازد. ولی از همه ی آنها غفلت دارد. به همين دليل قدر و ارزش و اهميت زمانی که در اختيارش است ، نمی داند.

خدای متعال قرآن را فرستاده و فرموده است که از آن تبعيت کنيد تا در قيامت دچار حسرت نشويد. « وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ بَغْتَةً وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُون ، أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ في‏ جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرين‏.» يعنی " و پيش از آنكه به ناگاه و بى‏خبر عذاب بر شما فرود آيد، از بهترين چيزى كه از جانب پروردگارتان نازل شده است پيروى كنيد. تا كسى نگويد: اى حسرتا بر من كه در كار خدا كوتاهى كردم، و از مسخره‏كنندگان بودم."

افسوس می خورد که من چه فرصت طلائی بلکه بسيار گرانقيمت تر از طلا در دست داشتم ولی مفت از دستم رفته است. می توانستم ذکر بگويم ، نکردم. می توانستم دست فقيری را بگيرم نگرفتم . می توانستم گره ای از برادر دينی خود باز کنم ، باز نکردم. می توانستم خدای خود را بندگی کنم ، نکردم . می توانستم قصرها بهشتی را با آن همه زيبائيها و اتاقها ، باغها ، ميوه ها و چشمه ها و زنان بهشتی و آن همه زيبائيها را بدست آورم ولی عمرم را در درست کردن يک کلبه خرابه و يک خانه صد متری که آنهم برایيم نماند صرف کردم. ايآم جوانی را در غفلت و ايآم پيری را در جمع کردن ثروت و سرگرمی با فرزندان ، سپری کردم . حالا تنها و تنها دست خالی و بلکه با گناهان بی شمار ، زير خاک خوابيده ام . حضرت امیر (ع) می فرماید :« لَا فِي حَسَنَةٍ يَزِيدُونَ وَ لَا مِنْ سَيِّئَةٍ يَسْتَعْتِبُونَ»[3]يعنی " نه مي‏توانند چيزي به حسنات بيفزايند و نه از گناه توبه كنند."

سرمايه اش را مردم و فرزندان می خورند و جرمش را اين می کشد و کتکش را اين می خورد.

پيامبر اسلام (ص) فرمودند :« ما جلس قوم مجلسا لا يذكرون الله فيه الا كان عليهم حسرة يوم القيامة و ان كانوا من أهل الجنة يرون ثواب كل مجلس ذكروا الله فيه و لا يرون ثواب ذلك المجلس فيكون عليهم حسرة»[4] يعنی " انسان در هر مجلس و مکانی بنشيند که ذکر خدا را در آن مجلس و مکان نکند ، در روز قيامت حسرت آن را می خورد و لو اهل بهشت باشد.در هرمجلسی که خدا را متذکر شده ، ثواب آن را می برد و آن مجلسی که خدا را ياد نکرده است ، ثواب آن را نمی برد و به خاطر آن حسرت می خورد."

خطبه دوّم

سالروز شهادت آيت الله سيدحسن مدرس

ده آذر سالروز شهادت آيت الله سيدحسن مدرس در سال 1316 ه ش و روز مجلس است . بنده ضمن گرامی داشت ياد و خاطره شهيد مدرس ، روز مجلس را به نمايندگان محترم مجلس خصوصا نمايند مردم عزيز شهرستان گرمی تبريک می گويم.

شهيد مدرس؛ در مقام نماينده حقيقى مردم در مجلس، چه در زمانى كه اكثريت مجلس با او بودند و از او الهام مى‏گرفتند و چه زمانى كه در مجلس، با ياران صميمى‏اش در اقليت بود، يك مطلب براى او همواره صادق بود و آن اين‏كه، در همه زمان‏ها، نظرات و ديدگاه‏هاى مدرس در مجلس تعيين‏كننده بود. نفوذ كلامش فوق‏العاده بود. وقتى در مجلس مطلبى را عنوان مى‏كرد، استيضاحى را مطرح مى‏نمود، درباره مسائل مهم روز نطق مى‏كرد، دوست و دشمن، همه را مجذوب خود مى‏كرد؛ تا آنجا كه اگر بر اثر شلوغى صحن مجلس، برخى نمايندگان كلام او را نمى‏شنيدند، بعداً از هم جويا مى‏شدند كه مدرس چه گفت؟

على‏رغم جو وحشت و اختناق و خشونت، شهيد مدرّس با عزمى راسخ در مقابل ستمگران عصر به مقابله برخاست. از اين‏رو جنايتكاران، وى را به «خواف» تبعيد كردند. آن فقيه فرزانه پس از 9 سال اسارت در قلعه خواف به‏دنبال اجراى نقشه رضاشاه روانه كاشمر گرديد و در حوالى غروب 27 رمضان 1356 ق. مطابق با دهم آذر 1316 ش. به شهادت رسيد.

شهید مدرس الگوی اهل مجلس است که بايد در تمام ابعد نمایندگی خود را با آن شهيد بسنجند. البته شهيد مدرس يک نفر بود و همه نمی توانند مدرس شوند ولی می توانند آن را الگوی خود قرار دهند و اسیر خواسته های احزاب و افراد و اطرافیان نشوند.

مذاکره ی هسته ای ایران

1- شكر خداى را كه درايت و صلابت رهبرى عزيز انقلاب در هدايت و حمايت هوشمندانه از تيم ديپلماسى كشور به فضل الهى به ثمر نشست و در عين پافشارى بر روى آرمانها و ارزشهاى نظام و حفظ ساختار برنامه‏اى و فعاليتهاى هسته‏اى جمهورى اسلامى، هيمنه استكبار و صهيونيزم بين‏الملل، همراه با فرو ريختن ساختار تحريمها، فرو ريخت.

2. دور جديد مذاكرات هسته‏اى با جديت و پيگيرى مسؤولان ديپلماسى كشور به‏ويژه وزارت خارجه، تبديل شد به كانون توجه محافل سياسى و خبرى دنيا به‏ويژه افكار عمومى مردم در كل جهان؛ مذاكراتى كه يك طرف ايران اسلامى با صلابت و استوارى و منطق قوى و طرف ديگر 1+5 به‏نمايندگى از قدرتهاى بزرگ دنيا؛ اين پديده گذشته از آثار و تبعاتش، فى‏نفسه جايگاه و عظمت جمهورى اسلامى را در محيط بين‏الملل به‏روشنى نشان مى‏دهد كه چگونه نگاه دوست و دشمن به تحولات مربوط به آن معطوف گرديده است.

3. عكس‏العملهاى شتابزده و همراه استيصال حكام نحس و نجس رژيم جعلى اسرائيل و نيز سردرگمى و هراس كشورهاى مرتجع عرب به‏ويژه عربستان سعودى، خود گواه موفقيت و پيروزى تيم مذاكره‏كننده هسته‏اى ايران اسلامى در جبهه ديپلماسى و مذاكرات ژنو مى‏باشد.

4. پذيرش انجام فعاليتهاى فعلى هسته‏اى به‏ويژه غنى‏سازى در حد 5% به‏معناى پذيرش حق برخوردارى توأم با غنى‏سازى در داخل خاك ايران اسلامى است، ضمن اين‏كه معاهده و قوانين جارى آژانس بين‏المللى نيز حق استفاده صلح‏آميز از انرژى هسته‏اى را براى همه ملتها تثبيت‏شده مى‏داند.

5. تلاشهاى مجدانه و زحمات فراوان تيم مذاكره‏كننده هسته‏اى ايران، به‏ويژه وزير محترم امور خارجه و كليه عوامل مؤثر در كسب اين موفقيت، جاى تقدير و تشكر دارد، چنان‏كه خانواده‏هاى پرافتخار شهداى هسته‏اى اين پيروزى را به بار نشستن زحمات شهداى خود و ثمره خون پاك آنان دانستند.

6. اين تقدير و تشكر هرگز به‏معناى خوش‏خيالى و اعتماد به سران استكبار و حاميان صهيونيزم نبوده و نيست و لذا چنان‏كه رهبرى عزيز انقلاب همواره هشدار داده‏اند، اعضاء تيم ديپلماسى جمهورى اسلامى كه موضوع مذاكره هسته‏اى را در جريان 1+5 دنبال مى‏كنند، بايد مراقبت زياده‏خواهى‏هاى طرف مقابل باشند و با هوشمندى و توكل به نصرت و قدرت الهى، مذاكرات منطقى و شفافى را در فضايى از احترام متقابل تدبير نموده و تا حصول حقوق ملت شريف ايران به پيش بروند.

7. قطعاً مذاكرات هسته‏اى از طرفى تنها فرصت و از حيثى نيز اتمام حجتى از طرف ملت شريف ايران به غرب و سران كشورهاى اروپايى است و لذا انتظار مى‏رود بدون مكر و حيله، جريان مذاكرات را پى بگيرند و الا ملت و دولت ايران آنچه را كه به مصلحت كشور باشد، اتخاذ خواهند نمود.

8. ملت بزرگ ايران در دوران پس از پيروزى انقلاب اسلامى به‏خوبى فراگرفته است كه در شرايط سخت و دشوار داخلى و خارجى، چگونه بايد با مجاهدت و استقامت از بحرانها و گردبادهاى فتنه عبور نمايد و از اين پس نيز به لطف خداى متعال از هرگونه تهديد براى خويش فرصت خواهد ساخت. ان‏شاءالله تعالى

ولی باید دنيا به اين نکته توجه کنند که نمى‏شود گفت ايران با غنى‏سازى 5 درصد يا 20 درصد بزرگ‏ترين تهديد جهان است اما همين گرگ‏هاى جهانى با غناى 99 درصد و ساختن هزاران بمب هسته‏اى و رژيم صهيونيستى با 200 كلاهك هسته‏اى هيچ تهديدى براى جهان نيستند!

نکته آخر اين که اين از افتخارات ايران است که دولت و مسئولين ايران دنبال منافع ملت هستند و می خواهند مردم خود را راضی کنند ولی دولت آمريکا دنبال راضی نگه داشتن اسرائيل و منافع اسرائيل است.

حوزه علميه

همانطوری که استحضار دارید سالهاست حوزه علمیه خواهران در شهرستان گرمی تأسيس کرديم و دو سال است حوزه علميه برادران را آورده ايم . حالا تأسيس يک حوزه علميه چقدر زحمت می برد و چه قدر زمان مصرف می کند بماند آنچه مهم است اين است که حوزه علميه برای شهرستان فوائد مادی و معنوی بیشماری دارد. وجود حوزه علميه در شهر همراه خود معنويت می آورد و يک نوع قداست در شهر بوجود می آورد . جوانان متدين از فرزندان همان منطقه تربیت می کند و علوم اسلامی به آنها تعليم می کند. به جای اينکه فرزندان شما در شهرهای ديگر با هزينه سنگين تحصيل کنند در کنار خود شما تحصيل می کنند. همين امروز شما ناظر هستيد که در حوزه علميه خواهران تعداد زيادی از فرزندان شما در حوزه علميه کارشی را تمام کرده و تعداد زيادی مشغول تحصيل در کارشناسی ارشد هستند يا ارشد را تمام کرده اند و می توانند در دوره دکترا مشغول شوند.

اينها چقدر در خانواده ها ، در هدايت جوانان و پاسخ به پرسش خواهران تأثير گذاشته اند شايأ همگان می دانند. حوزه علميه برادران نيز در سالهای آینده ان شاء الله خود را نشان خواهد داد.

البته حوزه علميه از نظر مسائل مالی نيز به شهر منافع زيادی دارد . امکاناتی که در شهر جمع می شود و ساختمانهائی که ساخته می شود و در مقابل 200 ميليون اعتباری که فرمانداری تقبل کرده حوزه علميه قم 800 ميليون برای ساخت حوزه در نظر گرفته است.

ولی نکته ای که هست اين است که اداره حوزه علميه به عهده موسس است . يعنی بنده که به دنبال ايجاد حوزه علميه رفتم تعهد دادم که شما حوزه علميه را بدهيم من اداره می کنم. بنده نيز بايد از مردم بگيرم. وقتی از من می پرسند که مردم چقدر کمک کردند ، می مانم و اين درست به نظر نمی رسد. فلذا انتظار اين است که کمک کنيد تا حوزه علميه را مديريت کنيم.



[1] - بحارالأنوار 8 346

[2] - ترجمه الميزان، ج‏14، ص: 65

[3] - خطبه 132

[4] - الدر المنثور في تفسير المأثور، ج‏5، ص: 333

 

 
طراح و برنامه نویس: اکین