خطبه های نماز جمعه مورخه 01/09/1392 PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۰۱ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۴۱

 

خطبه های نماز جمعه مورخه 01/09/1392

بعد از کشته اند عثمان وقتی مردم با اميرالمومنين بيعت کردند ، حضرت به منبررفته خطبه خواندند در بخشی از خطبه تشبیه جالبی برای تقوی بیان کردند و فرمودند :« أَلَا وَ إِنَّ الْخَطَايَا خَيْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا وَ خُلِعَتْ لُجُمُهَا فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِي النَّارِ أَلَا وَ إِنَّ التَّّقْوَى مَطَايَا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا وَ أُعْطُوا أَزِمَّتَهَا فَأَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ وَ فُتِحَتْ لَهُمْ أَبْوَابُهَا وَ وَجَدُوا رِيحَهَا وَ طِيبَهَا وَ قِيلَ لَهُمْ ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِين‏»[1]

" همانا خطاها و گناهان و زمام را در اختیار هواى نفس‏[قرار]دادن، مانند اسب‌هاى سركش و چموشى است كه لجام از سر آنها بیرون آورده شده و اختیار از كف سوار بیرون رفته باشد و عاقبت اسب‌ها سوارهاى خود را در آتش افكنند. و مثل تقوا مثل مركب‌هاى رهوار و مطیع و رام است كه مهارشان در دست سوار است و آن مركبها با آرامش سوارهاى خود را به سوى بهشت مى‏برند. ودر های بهشت بر آنها گشاده می شود و بو عطر بهشت را استشمام می کنند و به آنها گفته می شود ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِين."

در این خطبه تقوا به عنوان یك حالت روحى و معنوى كه اثرش ضبط و مالكیت نفس است ذكر شده است. این خطبه مى‏گوید لازمه بى‏تقوایى و مطیع هواى نفس بودن، ضعف و زبونى و بى‏شخصیت بودن در برابر محركات شهوانى و هواهاى نفسانى است. انسان در آن حالت مانند سوار زبونى است كه از خود اراده و اختیارى ندارد و این مركب است كه به هر جا كه دلخواهش هست مى‏رود. لازمه تقوا قدرت اراده و شخصیت معنوى داشتن و مالك حوزه وجود خود بودن است، مانند سوار ماهرى كه بر اسب تربیت شده‏اى سوار است و با قدرت و تسلط كامل آن اسب را در جهتى كه خود انتخاب كرده مى‏راند و اسب در كمال سهولت اطاعت مى‏كند.

چه تشبیه زیبایى، سوار شدن بر اسبهاى چموش ذاتاً خطرناک است و اگر فاقد لجام و افسار باشد بسیار خطرناکتر و هرگاه این کار در سرزمینى داراى پرتگاه هاى هولناکى باشد، باز هم خطر بیشتر است.

یوم الحسره

يکی از نامهای قیامت که قرآن در آيات متعدد از آن نام برده است « يوم الحسره » روز حسرت خوردن است. در روز قيامت همه ی انسانها هم نيکوکاران و هم بدکاران حسرت می خورند. نيکوکاران حسرت می خورند که اعمال صالح در اينجا اينقدر ارزش داشته است ، چرا کمتر عمل کرده اند و بدکاران فرصتی را که خدای متعال به آنها داده بود و از دست داده اند ، به شدت حشرت می خورند.

يکی از اتفاقاتی که در قيامت می افتد اين است که وقتی اهل جهنم وارد آتش می شوند و همديگر را می بينند به همديگر لعنت می فرستند که تو باعث جهنمی شدن من شدی در حالی که بهشتيان وقتی همديگر را می بينند به همديگر سلام می فرستند و دعا می کنند. خدای متعال از وضعیت اهل جهنم خبر می دهد و می فرمايد: « كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فيها جَميعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُون‏.»[2] همچنين اهل جهنم شيطان را مذمت می کنند که چرا ما را گمراه کردی ، شيطان در پاسخ می گويد :« فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ »[3]من مجبورتان نکردم بلکه کار من فقط دعوت بود و شما می توانستيد دعوتم را نپذيريد . در قيامت شيطان از آنها تبری می کند. فرمايد:« كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَري‏ءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمين‏»[4]يعنی " همانند شيطان كه به آدمى گفت: كافر شو. چون كافر شد، گفت: من از تو بيزارم. من از خدا، آن پروردگار جهانيان مى‏ترسم‏."

در چنين فضائی که همه ی اهل جهنم گناهان را به گردن يکديگر می اندازند و جهنم سوزان است و بسيار تاريک و قابل تحمل نيست و هيچ راه چاره ای نيز وجود ندارد ، حسرت تا حدی است که خدای متعال از حالت آنها نقل می کند :« وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلا»[5]يعنی " روزى كه كافر دستان خود را به دندان گزد و گويد: اى كاش راهى را كه رسول در پيش گرفته بود، در پيش گرفته بودم ."

آروزی برگشت می کنند که جبران کنند. همه ی مردگان آرزوی مشترکشان اين است که به دنيا برگرددند تا بهتر و بيشتر عمل کنند.«وَ قالَ الَّذينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَما تَبَرَّؤُا مِنَّا كَذلِكَ يُريهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجينَ مِنَ النَّار» يعنی " و آن پيروان گويند: كاش بار ديگر بازمى‏گشتيم، تا آن چنان كه از ما بيزارى جسته‏اند از آنها بيزارى مى‏جستيم. خداوند كردارهايشان را اينچنين مايه حسرتشان سازد و آنان از آتش رهايى نيابند."

حسرت در روز قيامت يک جهنم ديگری بر جسم و جان جهنميان می شود که از درون آنها را می سوزاند. برای اين که در آخرت دچار حست جانسوز و سوزناک تر جهنم نشويم بايأ در اينجا هر لحظه خود را مغتنم بشماريم . تا می توانيم يک لحظه عمر را بيهوده سپری نکنيم.

خطبه دوّم

هفته بسیج

در هفته مبارک و میمون بسیج قرار داریم. يکی از نعمتهای بزرک الهی که خدای متعال بر ملت ایران عطا نمود بسیج و فرهنگ بسیجی است. ما با همين نيروی مقدس بسيج ، توانستيم هشت سال جنگ را مديريت کنيم و با همين نيرو تمام توطئه ی دشمنان را خنثی کنيم و سر مقاومت ما در مقابل اين همه تهاجم دشمن ، فرهنگ بسيج است. رمز ايستادگی ما در مقابل تهاجم وسيع فرهنگی غرب ، فرهنگ بسيج است.

بسيج و بسيجی به دليل عدم وابستگی به شخص ، حزب ، درجه ، حقوق ، مظاهر دنيا حريت بدست آورده است و با همين حريت و آزادگی روحيه ظلم ستيزی و استکبار سيزی خود را حفظ نموده است.

ديدار بسيجيان با رهبر معظم انقلاب

در هفته گذشته هزاران نفر از بسيجيان با فرمانده خود مقام معظم رهبری ديدار کردند. مفاتم معظم رهبری در اين ديدار تبیین حقيقت بسيج از يک طرف و حقيقت استکبار از طرف ديگر مطالب مهمی فرمودند. در خصوص بسيج فرمودند : بسيج مايه عزت كشور و نظام است. بسيج يعنى حضور متن مردم در عرصه فعاليت‏هاى اساسى براى كشور و ملت. وقتى مردم در صحنه‏اند، پيروز و پيشروى قطعى است. بسيج امتحان صداقت را داده است و در جنگ و دفاع مقدس امتحان داد و بعد از جنگ نيز بسيج همه امتحان صداقت داده است. سازمان بسيج نشان داده است كه صداقت دارد. بسيج به نظر ما محدود در افرادى كه در سازمان بسيج هستند، نيست. آن‏ها كه ارزش‏ها را قبول دارند و به آن‏ها احترام مى‏گذارند نيز بسيجى هستند.

بعد در مورد استکبار فرمودند : نظام اسلامی با استکبار دشمن است.

مقام معظم رهبری در شاخصه های استکبار فرمودند : 1. خود برتر بينى و دخالت در امور ديگر ملت‏ها و كشورها2. حق‏ناپذيرى و نپذيرفتن حق ملت‏ها 3. جنايت نسبت به ملت‏ها و بشر را مجاز مى‏شمارند 4. رفتار منافقانه‏ 5. اختلاف افكنى‏ 6. دشمنى با ملت‏هاى مستقل و حتى با مردم خود آنجا كه منافع گروه‏هاى خاص اقتضا كند

نظام اسلام و تربيت يافتگان در دامن اسلامی با شخص مخالف نيستند بلکه با مظهر استکبار مخالفند و امروز مظهر استکبار آمريکاست.

در مذاکره هسته ای نيز همه ی دنيا متوجه شدند که ايران به دليل شفاعيت در عمل هيچ گونه نگرانی از مذاکره نداردو اين آمريکاست که برنامه صلح آميز هسته ای ايران را بهانه و ابزار برای اهداف شوم قرار داده است. ومقام معظم رهبری در خصوص مذاکره با آمريکا فرمودند که من خوش بين نيستم. بالاخره آمريکا دشمن نظام ماست و اگر از سرنگونی نظام دم نمی زند چون نااميد هستند والا اينها به هيچ ارزشی وابسته نيستند. اينها تنها اميدشان اين است که جلوی پيشرفت ملت ايران را بگيرند و تا امروز نتوانستد جلوی پيشرفت ما را نيز بگيرند و البته مشکلاتی سر راه ايجاد نمودند.

برخی تصور می کنند سازش با آمريکا تمام مشکلات ما را حل خواهد کرد. وتوجه ندارند که آمريکا وقتی با ما سازش می کند که همه چيز ما را از ما بگيرد تا انرژی هسته ای نيست . آنها مخالف حکمت اسلامی هستند ، آنها افکار ظلم ستيز شيعه را تحمل نمی کنند . آنها ولايت فقيه را قبول ندارند . آنها می خواهند ما اسرائيل را به رسميت بشناسيم. آنها نظرشان اين است که ملت و دو لت ايران مطيع محض آنها باشد. در ايران حتی يک نفر را که عاقل و باشخصيت باشد نمی توانيم پيدا کنيم که اينها را بپذيرد.

تازه مگر کشورهائی که نوکر حلقه به گوش آمريکا شده اند آمريکا برای آنها زندگی مناسب تأمي« کرده ؟ کشورهای را که آمريکا اشغال نموده است نه تنها چيزی به آنها نداده است بلکه ذخاير آنها را غارت می کند و جانشان را هر روز با بمب ، ترور می گيرد.

بدانيد تا تنها راه نجات ما از دست استکبار اقتدار داخلی است. ما بايد در اقتصاد در داخل مقتدر شويم . در توليد ، در ايجاد اشتغال ، در افزايش درآمد برای مردم ، مدريت تورم . . . اگر اقتدار درونی داشتيم آنوقت آمريکا تسليم خواهد شد.

انفجار در لبنان

روز سه شنبه گذشته در نزديك سفارت جمهورى اسلامى ايران در بيروت پايتخت لبنان، دو انفجار اتفاق افتاد و در اين انفجار تعدادی کشته و تعدادی زخمی شدند.

واقعيت اين است که آمريکا و تکفيری ها و برخی از کشورهای فريب خورده که در سوريه شکست خورده اند و می بينند از يک طرف مذاکره هسته ای ايران و از طرف ديگر مذاکره در باره سوريه و از طرف سوّم پيروزی پی در پی ارتش سوريه ، زنگ خطری برای شکست حتمی آنها ست. نمی خواهند اين دو مذاکره موفقيتی داشته باشد. آمريکا و فرانسه در راه مذاکرات هسته ای سنگ اندازی می کنند عربستان دست و پايش را گم کرده و رژيم صهيونيستی از خشم و غضب به هزيان گويي افتاده است. شما هروقت در اردوی دشمن دست پاچگی ديد بدانيد ، از ناحيه ايران احساس خطر کرده اد.

انفجار در لبنان هدفش ايجاد ناامنی در داخل لبنان و ايجاد اختلاف و هم جنين سرد نمودن رابطه ايران و لبنان است. ولی ما دشمنان و توطئه های آنها را بخوبی می شناسيم و قطعا در اين برهه از زمان چه در بحث مذاکره هسته ای چه در بحث سوريه به حول و قوه الهی پيروز ميدان خواهيم بود.

مردم بی گناهی که بدست تکفيریها در لبنان ، سوريه ، افغانستان ، پاکستان ، عراق ، بحرين و يمن کشته می شوند ، برعهده دولت عرستان است. و روزی خواهد رسيد که در همين خونهای بناحقی که ريخته است خودش غرق خواهد شد.

 

[1] - الكافي 8 67

[2] - اعراف آية 38

[3] - ابراهيم آيه 27

[4] - حشر آية 16

[5] - فرقان 27

 
طراح و برنامه نویس: اکین