خطبه های نماز جمعه مورخه 17/08/1392 PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۰۱ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۳۷

 

خطبه های نماز جمعه مورخه 17/08/1392

يوم الحساب

يکی از نامهای قيامت « يوم الحساب » است . خدای متعال می فرمايد « اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ في‏ غَفْلَةٍ مُعْرِضُون‏ »[1] يعنی " روز حساب مردم نزديك شد و آنان هم چنان به غفلت رويگردانند." خداوند در قرآن مجید هشت بار خود را "سریع الحساب" معرفی کرده است. « لِيَجْزِيَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ إِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِساب.»[2] يعنی " تا خدا هر كس را برابر عملش كيفر دهد، هرآينه خدا سريع الحساب است."

حسب روز قيامت هم دقيق است و هم طولانی. اما در دقت حساب همين بس که خدای عالم می فرمايد:« لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ إِنْ تُبْدُوا ما فی‏ أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحاسِبْكُمْ بِهِ »[3] يعنی " آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، ملك خدا است، و شما آنچه در دل دارید چه آشكار كنید و چه پنهان بدارید خدا شما را با آن محاسبه مى‏كند.» می فرمايد :« إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا »[4] يعنی " به درستى كه از گوش و چشم و دل، از همه این اعضا پرسیده شود كه صاحب شما با شما چه كرد."

رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمودند:«اِنَّ الرَّجُلَ یُسئَلُ عَن کُحلِ عَینِهِ وَ عَن فَتَهِ الطّینِ بِاَصبُعِهِ وَ عَن لَمسِهِ ثَوبَ أَخیِهِ » یعنی " همانا در قیامت از مردم سؤال می شود در باره سرمه ای که به چشم خود کشیده اند، و از خاک و گلی که با انگشت خود مالیده اند و دستی که به لباس برادر خود کشیده اند."

در حدیث دیگر نقل شده که در قیامت حاضر می کنند کسی را که در دنیا از قصابی گوشت خریده و بعد آن گوشت را به قصاب رد کرده و لکن مقداری چربی آن گوشت در دست او باقی مانده باشد که موجب ضرر برای قصاب باشد پس خداوند امر می فرماید تا اینکه به مقدار ضرری که به قصاب وارد آمده از حسنات آن شخص به قصاب داده شود.

در حدیث دیگر نقل شده که امام علیه السلام فرمودند:«یُؤخَذُ سِتَّمِائَةَ صَلوةٍ بِدِرهَمٍ» یعنی " در قیامت ششصد نماز در عوض یک درهم داده می شود."

ودر لئالی الاخبار وارد است که روزی حضرت رسول صلی الله علیه و آله به دیدن حضرت فاطمه زهرا علیها السلام تشریف آوردند دیدند آن مخدره خانه خود را به حصیر و پوست گوسفند فرش نموده و پیرهنی از پشم بسیار خشنِ شتر در بر نموده و مشغول کار خانه می باشد.چون چشم حضرت زهرا علیها السلام به پدر افتاد از فقر و زحمت خانه شکایت نمود. پیغمبر اکرم به او فرمودند «لاَ تَعتَمِد عَلی أَنَّکَ بِنتُ رَسُول اللهِ وَ زَوجَةُ عَلِیٍّ وَ اُمُّ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ فَوَالَّذِي نَفسَ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لاَ یَأذَنُوکَ یَومَ القِیَامَةِ اَن تَرفَعَ قَدَماً عَن قَدَمٍ حَتّی تَفرَغَ مِن حِسَابِ هَذَا الحَصیِرِ وَ هَذَا الثَّوبِ »یعنی " ای نور دیده اعتماد مکن بر آنکه تو دختر پیغمبری و عیال علی و مادر حسن و حسین علیهم السلام می باشی، قسم به آن کسی که جان من در قبضه قدرت اوست به تو اجازه داده نمی شود روز قیامت که قدم از قدم برداری مگر اینکه از عهده حساب این حصیر و این پیراهن برآیی."

در حدیثی از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که به اصحاب خود فرمودند: آیا می دانید فقیر کیست ؟ عرض کردند: در نزد ما کسی است که دستش از مال دنیا خالی باشد فرمودند فقیر از امت من کسی است که در روز قیامت با اعمال حسنه مثل نماز و روزه و حج و جهاد و زکات محشور گردد ولکن عاقبت کار او با آتش جهنم باشد عرض کردند با این حسنات چرا مستحق آتش می گردد ؟ فرمودند برای آنکه طلبکار زیاد دارد مثلا بعضی را فحش داده و بعضی را هتک احترام نموده و مال بعضی را خورده و صدمه بدنی به بعضی وارد آورده است. پس در قیامت به امر خدا حسنات او گرفته می شود و در عوض به طلبکارهای او داده می شود و چون دست او از عمل خیر خالی می گردد او را وارد جهنم می کنند.

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به سلمان و اباذر یک درهم به هر کدام دادند. سلمان درهم خود را انفاق کرد و به بینوایی داد ولی اباذر صرف در مخارج خانواده خود کرد، روز بعد حضرت دستور داد آتشی افروختند و سنگی را بر روی آن گذارند. همین که سنگ گرم شد و حرارت شعله های آتش در دل آن اثر کرد سلمان و اباذر را پیش خواند و فرمودند هر کدام باید بالای این سنگ بروید و حساب درهم دیروز را بدهید. سلمان بدون درنگ و ترس پای بر سنگ گذاشت و گفت در راه خدا دادم. وقتی که نوبت به ابوذر رسید ترس او را گرفت و از اینکه پای برهنه را روی سنگ بگذارد و تفصیل مصرف درهم را بدهد در تحیّر بود. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: از تو گذشتم زیرا تاب گرمای این سنگ را نداری و حسابت به طول می انجامد ولی بدان صحرای محشر از این سنگ گرم تر است و تابش آفتاب از شعله های فروزان آتش سوزان تر. سعی کن با حساب پاک و دامنی نیالوده به معصیت وارد محشر شوی.

خطبه دوّم

راهپيمائی 13 آّبان

سخنان روشنگرانه مقام معظم رهبری بر دانش آموزان و دانشجويان در باره استکبار جهانی و منطق ملت ايران در مبارزه با استکبار جهانی در کنار شعور و آگاهی ملت ايران موجب شد علی رغم تلاشهای خارجی و داخلی ، تظاهرات ضد استکباری مردم ايران در روز 13 آيان را پرشورتر از سالهای گذشته نمود. مقام معظم رهبری درست يک روز قبل از 13 آّان ماهيت پليد آمريكا و خوى خيانت و استكبارى‏اش را تشريح كردند و اين روشنگری در کنار ساير عوامل با يک روز فاصله خروش فرياد ضد آمريکائی ملت ايران را دو چندان نمود . حضور مردم در 13 آبان در اعتراض بر دشمنيهای آمريکا طوری باشکوه بود که خود دشمنان اين ملت اعتراف کردند که حضور امسال مردم از سالهای گذشته بيشتر بود. رژيم صهيونيستی از خشم خفه می شد.

بايد به اين نکته توجه کرد که تا روح انقلاب در وجود تک تک ملت ايران است که ان شاء الله تا ظهور امام عصر (عج) خواهد بود ، تا استکبار جهانی روی کره زمين وجود دارد ، شعار مرگ بر استکبار و تا آمريکا مظهر و مصداق استکبار جهانی است ، شعار مرگ بر آمريکا تعطيل نخواهد شد.

پيامهای محرم

ما در دهه محرم و در آستانه عاشورا قرار داريم . محرم زمان تحصيل است و امام حسين (ع) معلم ما و عاشورا کلاس درس است . پس برای تحصيل معرفت ، تحصيل علم خداشناسی و تحصيل بصير سياسی و معرفت دينی و امام شناسی که حريت و آزادگی به دنبال خود در اين دنيا و سعادت در آخرت را دارد ، از اين زمان استفاده کنيم و پيامهای امام حسين (ع) را در روز عاشورا خوب دريافت کنيم.

هدف از محرم و مراسماتی که می گيريم نه زنجير زنی و نه سينه زنی و نه گريه است. همه ی اينها لازم و خوب و در نزد خدا پاداش زيادی دارد و کسانی که می خواهند عزاداری مراسم محرم کم رونق باشد يا دشمنند يا ساده لوح . ولی بايد در محرم اينگونه اعمال ما را به خود مشغول نکند که از هدف اساسی نهضت امام حسين (ع) غافل شويم.

جامعه ای که رئيسش پيامبر اسلام بود ، جامعه ای که امام علی (ع) در آن زندگی می کرد و جامعه ای که صحابه پيامبر هنوز زنده بودند و فضائل بيشماری را از زبان خود پيامبر در باره امام حسين (ع) شنيده بودند به چه بيماری مبتلا شدند که فرزند پيامبر خود را کشتند و خانواده اش را اسير کردند ؟ آيا پيامبر اسلام (ص) – نعوذ بالله - مدير ضعيفی بود يا اين بيماری که در جامعه آن زمان بوجود بسيار خطر ناک بود ؟ بديهی است که پيامبر اسلام (ص) معصوم بود ، زير فرمان الهی و با تمام وجود و به نحو احسن ، بدون کوچکترين قصور و تقصير ايفاء وظيفه کرد و مأموريت خود را انجام داد. پس بيماری بسيار خطرناک بود که با اين سرعت جامعه ای را که شخصيتی مثل پيامبر درست کرده بود اين گونه خراب کرد که فرزند پيامبر را کشتند و اموالش را غارت کردند و خانوده اش را اسير نمودند.

آن بيماری چه بود و اگر در زمان ما پيدا شود چه می کند ؟

قرآن آن بيماری را بيان می کند و می فرمايد :« فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا»[5] يعنی " سپس كسانى جانشين اينان شدند كه نماز را ضايع گذاشتند و پيرو شهوات گرديدند و به زودى به غى خواهند افتاد."

دو عامل جامعه را خراب کرد :

1. دورشدن از ذكر خدا

دو عامل، عامل اصلى اين گمراهى و انحراف عمومى است؛ يكى دور شدن از ذكر خدا كه مظهر آن نماز است. فراموش‏كردن خدا و معنويت؛ حساب معنويت را از زندگى جدا كردن و توجه و ذكر و دعا و توسل و طلب از خداى متعال و توكل به خدا و محاسبات خدايى را از زندگى كنار گذاشتن.

2. دنياطلبى‏

دوم «و اتبعوا الشهوات»؛ دنبال شهوترانيها رفتن؛ دنبال هوسها رفتن و در يك جمله، دنياطلبى؛ به فكر جمع‏آورى ثروت، جمع‏آورى مال و التذاذ به شهوات دنيا افتادن، اين‏ها را اصل دانستن و آرمان‏ها را فراموش كردن. اين، درد اساسى و بزرگ است. ما هم ممكن است به اين درد دچار شويم. اگر در جامعه اسلامى، آن حالت آرمان‏خواهى از بين برود يا ضعيف شود؛ هر كس به فكر اين باشد كه كلاهش را از معركه در ببرد و از ديگران در دنيا عقب نيفتد؛ اين‏كه «ديگرى جمع كرده است، ما هم برويم جمع كنيم و خلاصه خود و مصالح خود را بر مصالح جامعه ترجيح دهيم»، معلوم است كه به اين درد دچار خواهيم شد.

اگر اين بيماری که اين قدر خطرناک است جامعه ای شخصيتی مثل پيامبر آن را ساخته ، اينگونه خراب می کند اگر در عصر ما بوجود آيد چه می کند؟ بياييد از محرم برای نجات خود استفاده کنيم.

 

[1] - انبیاء آية 1

[2] - ابراهیم آية 51

[3] - بقره 284

[4] - اسراء 36

[5] - مریم 59

 
طراح و برنامه نویس: اکین