خطبه های نماز جمعه مورخه 01/06/1392 PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۰۱ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۰۸:۳۳

خطبه های نماز جمعه مورخه 01/06/1392

پيامبر اسلام (ص) فرمودند :« أربع من سعادة المرء » چهار چيز از سعادت مرد است . در خطبه های قبلی وقتی علامت سعادت و شقاوت را بيان می کردم ، معنای سعادت را توضيح دادم که اجمالش اين است که انسان در مسيری قرار گيرد و نوعی زندگی کند و بستری برای وی فراهم شود که حرکت کلی وی به سوی رضايت خدا و بهشت برين باشد. کسی که در راه رضايت خدا قرار گرفته و زندگی شخصی وی طوری تنظيم شده باشد و عوامل محيط طوری سازماندهی شده باشد که گناه کردن بر وی مشکل و عبادت و انجام کارهای خير بر وی سهل و آسان گردد. اي« انسان را سعادت مند می دانند. کسی که در شهر مذهبی زندگی می کند ، خانواده و فرزندان صالح دارد و درآمدش حلال است و با انسانهای صالح زندگی می کند اين انسان سعادتمند است و اگر عکس آن شد شقاوت اطرافش را گرفته و همين ها ممکن است وی را انسان شقی کرده و در دنيا گرفتار شقاوت و در آخرت گرفتار آتش جهنم کند.

حالا با اين توضيح پيامیر اکرم (ص) می فرمايند: چهار چيز از سعادت مرد است. اين سخن به عبارت های مختلف از ساير معصومين عليهم السلام نيز نقل شده است.

اوّلی می فرمايند :« زوجة صالحة» از سعادت مرد اين است که همسر صالح و شايسته داشته باشد. زوجه صالح هم در زندگی دنيوی کمک کار مرد است و هم در مسائل آخرت مشوق مرد. زن صالح در هنگام تنک دستی مرد ، نه تنها سخنان ناگوار بر زبان نمی آورد بلکه سنگ صبور مرد می شود و سبب آرامش مرد می گردد و با قناعت و مديريت هزينه زندگی ، تحمل فقر و نداری را بر شوهر آسان می کند . کما اين که همسر غير صالح ، زندگی را بر شوهر هرچقدر ثروت داشته باشد به جهنم تبديل می کند.

زن صالح در مسائل آخرت نيز اينگونه است. زنی که خدا ترس است و به واجبات و محرمات اهميّت می دهد حتی اگر شوهر اهل دين و ديآنت نباشد او را به سمت دين و مسائل دينی می کشاند و اگر اهل دين باشد او را تقويت می کند و تشويق می نمايد. کما اي«که زن غير صالح ممکن است شوهر نماز خوان را بی نماز کند و شوهر اهل روزه را به روزه خواری تشويق کند.

بنابراين زن صالح يکی از اسباب سعادت مرد است.

ابو طلحه انصارى نخستين ميزبان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مدينه است ، او همسرى داشت بنام ام سليم ، ام سليم هنگامى كه دختر بود مسلمان شد و وقتى ابو طلحه از او خواستگارى كرد گفت :

من همسر تو مى شوم مشروط بر اينكه مسلمان شوى و آنقدر با او در مورد بطلان آيين بت پرستى سخن گفت تا اينكه ابو طلحه مسلمان شد و ام سليم با او ازدواج كرد.

مدتى بعد خداوند به آندو و پسرى داد تا اينكه روزى اين پسر مريض شد و روز به روز بيماريش سخت تر مى شد، ام سليم كه فرزند را در حال جان دادن مشاهده كرد براى اينكه شوهرش متوجه مرگ فرزند خود نشود او را (به بهانه اى ) نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرستاد، با بيرون رفتن ابو طلحه آن پسر جان داد.

ام سليم پاهاى او را رو به قبله كشيد و جامه اى روى جنازه فرزندش ‍ انداخت و او را كنارى خواباند و به تمامى اهل خانه سفارش نمود كه هيچكدام از شما خبر مرگ پسرم را به ابو طلحه ندهد تا اينكه خود او را آگاه كنم ، سپس از جاى برخواست و غذائى پخت و خود را خوشبو نمود.

پس از مدتى ابو طلحه وارد شد و از حال پسرش سوال كرد ، ام سليم گفت : به خواب رفته ، ابوطلحه گفت : آيا در منزل چيزى براى خوردن هست ؟ ام سليم غذا را حاضر كرد، پس از صرف غذا ام سيلم با لبخند و گفته هاى شيرين ، شوهر را سرگرم كرد و در ميان سخنان به او گفت:

اى ابوطلحه ! نظر تو راجع به جماعتى كه بعضى از همسايگان ايشان چيزى را به عنوان امانت در نزد آنها قرار دادند و آن جماعت مدتى از آن امانت برخوردار بودند پس از مدتى هنگاميكه آن همسايه آمد و امانت خود را از آنها گرفت ، آن جماعت شروع به گريه وزارى كردند كه چرا اين همسايه امانت را از ما پس گرفته است چيست ؟

ابو طلحه گفت : اينها جزء ديوانگان هستند زيرا چيزى كه مال آنها نبوده بلكه بعنوان امانت در اختيار آنها بوده ، پس دليلى ندارد كه بعد از برگرداندن امانت گريه وزارى كنند.

ام سليم گفت : اى ابو طلحه سزاوار است كه ما از ديوانگان نباشيم ، همانا فرزند تو امانتى الهى بود كه خداوند متعال آن را از ما پس گرفت .

ابو طلحه از صبر و تحمل همسرش تعجب كرد و گفت : من به صبر و استقامت از تو سزاوارترم ، فردا صبح كه ابو طلحه براى نماز جماعت خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيد و تمام ماجرا را بازگو كرد، پيامبر اكرم از صبر ام سليم تعجب نمود و در حق او دعا كرد و سپس فرمود: خدايا ديشب اين دو نفر را مبارك گردان .

ام سليم باردار شد و پسرى به دنيا آورد او را به نزد پيامبر فرستاد تا حضرت از كودك كام برداشت و در حق او دعا نمود و نام او را عبدالله نهاد، مردى از انصار مى گويد: از اولاد همين عبدالله نه فرزند را ديدم كه همگى قارى قرآن بودند[1]

حالا شما اين زن صالح را بازنی مقايسه کنيد که نه صبری دارد و نه اخلاقی و نه حجابی دارد و نه رعايـ دستورات خدا را دارد و نه از مردم حيا می کند نه از خدا. مادر شوهر را به خانه راه نمی دهد ، اگر شوهر به پدر و مادر کمکی کند تحمل نمی کند . اين که رفيق شيطان بلکه خود شيطان است اگر شب و روز در کنار شوهر باشد و او را مرتب وسوسه کند ، خودش که اهل آتش است ، شوهر را نيز اهل جهنم می سازد.

اينجاست که اهميّت کلام رسول خدا (ص) روشن می شود که فرمودند :« جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ»[2] زن صالحی که در خدمت شوهر است و دنيا و آخرت شوهر را درست می کند و در مسائل دنيوی و اخروی دست شوهر را می گيرد مانند آن رزمنده اس که در ميدان جهاد با دشمنان دين می جنگد.

زنی که در خدمت شوهر است و به دنبال رضايت شوهر است مامور خداست. و در نزد خدا از ارزش بسيار بالائی برخوردار. همانطوری که زنانی که شوهر سوری می کنند و شوهران نيز از ترس آبرو دم فرو می بندند ، هيزم جهنم هستند.

خطبه دوّم

سالروز شهادت حمزه و نبرد امام علی (ع) با عمر

15 شوال سالروز شهادت حمزه سيد الشهدا در جنگ احد و 17 شوال سالروز نبرد امام علی (ع) با عمرابن عبدود در جنگ خندق است. که يکی در سوّم و ديگری در پنجم هجری قمری اتفاق افتاد.

در جنگ احد تعداد مسلمانان هفتصد نفر و تعداد مشرکين سه هزار نفر بودند. ابتداء مسلمانان پيروز شدند ولی هنگامی که مشغول جمع آوری غنيمت بودند از پشت به آنها حمله شد و همه ی مسلمانان جز چند نفر فرار کردند که در اي« جنگ حضرت امير طوری جانفشانی کرد که جبرئيل نداکرد « لافتی الا علی و لاسيف الا ذوالفقار» مسلمانان شکست خوردند و حمزه سيدالشهداء در اين جنگ شهيد شد. و در جنگ خندق تعداد مسلمانان سه هزار نفر و تعداد مشرکين ده هزار نفر بود که در اين جنگ نيز حضرت امير افتخاری خلق کرد که رسول خدا در شأن آن حضرت فرمودند « ضربه علی يوم الخندق افضل من عباده الثقلين» پيام اين دو جنگ برای مسلمانان آن عصر و عصر فعلی اين است که اگر با خدا باشيد پيروزيد و الا شکست خواهيد خورد.

آغاز هفته دولت

هفته دولت از اوّل هفته آينده آغاز می شود. هفته دولت فرصت مغتنمی است برای ارزيابی فعاليت دولتمردان و ارائه گذارش به مردم و ارزيابی ارزشی دولتها. گرچه دولت جديد به دليل ابتداء کار گزارش فعاليت ندارد ولی می تواند سمت و سوی حرکتها و فعاليتها را بيان کند و از طرف ديگر دولت اسلامی ويژگيهائی دارد بايد خود را به اين ويژگيها عرضه کند.

ما هفته دولت را به سسب شهادت دو نفر از دولتمردان که خود انسان مکتبی و انقلابی بودند ، نامگذاری کرديم. اين نامگذاری مانند پرچم و علمی بر خيمه دولت است که رنگ و بوی فعاليتها و اهداف و افکار دولتمردان را نشان می دهد.

در نظام اسلامی دولت تنها مسئول معيشت مردم نيست بلکه دولت موظف است دنيا و آخرت مردم را بسازد. و اين مسئولين بسيار سنگين است. در کنار کار عمرانی به کار فرهنگی و در کنار توسعه و تعميق خدمات رفاهی به تعميق عقايد وباورها نيز بايد توجه شود.

در دولت اسلامی سياست ابزار نيست بلکه عين ديانت است. دين سياسی نيست بلکه سياست دينی است. سياستمداران ديندار باشند مهمتر از اين است که دينداران سياستمدار باشند.

در دولت اسلامی حزب و گروه وجناح اگر در خدمت دين و دينداران باشد ، مورد قبول است و در غير اين صورت « کل حزب بمالديهم فرحون » است و مخرب جامعه اسلامی و منشأ تفقرقه و تشتت است.

در حکومت اسلامی بالاترين عبادت خدمت به مردم است و حاکم صالح ترين انسان است که مشرعيت حکومتش را نه از مردم بلکه از خدا می گيرد. اين به معنای قداست حکومت و ارزش نهادن به مردم است که به هرکس و ناکس اجازه فرمانروای به مردم را نمی دهد.

مکتب اهلبیت ، در خصوص حکومت سازه ای را برای حکومت اسلامی تعريف کرده و ساختاری را در نظر گرفته است که در صورت تحقق آن بدون ترديد سعادت انسانها تأمين می شود. در مکتب اهلبيت حکومت فقط از آن خداست که خدای متعال آن را به انسان معصوم به نام پيامبر و امام واگذار نموده و در زمان عدم حضور آنها نزديک ترين انسان به آنها يعنی فقيه جامع الشرائط که ما از آن به ولايت فقيه تعبير می آوريم واگذار شده است.

اگر روزی نقش ولی فقيه بر ما روشن نبود امروز با مطالعه انقلاب مردمی که ولی فقيه ندارند ، روشن می شويم. شما امروز مصر را مطالعه کنيد که مردم انقلاب کردند ، رئيس جمهوری را سر کار آوردند. مقام معظم رهبری در خطبه های نماز به آنها هوشدار داد مواظب باشد ولی آنها پيام را دريافت نکردند. مردم به دسته تقسيم شدند . هزاران انسان کشته می شوند و شکنجه می شوند و دربدرند . در حالی که خودشان اين وضعيت را برای خود بوجود آورده اند. اگر آنها نيز مانند مکتب اهل بيت معتقد بودند و آن اعتقاد را عملی می کردند ، از دست حسنی مبارک خارج شده به دست ارتش کشته نمی شدند.

 

[1] - رياحين الشريعه ج 3 ص 407

[2] - الكافي 5 507

 

 

 

 
طراح و برنامه نویس: اکین