خطبه های نماز جمعه مورخه 28/04/1392 PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۱۷

خطبه های نماز جمعه مورخه  8/04/1392

حيات يک مقوله ذو مراتب است . مثلا در مورد خدای متعال استعمال می شود و می گوييم خدای متعال حی است . فرشتگان حيات دارند ، جمادات ، نباتات ، حيوانات ، حيات جمادی ، نباتی و حيوانی دارند . انسان نيز دارای حيات است ولی چند مرتبه حيات دارد. چون يک حيوان است ، حيات حيوانی دارد ، چون انسان است حيات انسانی دارد ، چون مؤمن است ، حيات ايمانی دارد.

خدای متعال وقتی جسم انسان را آفريد و زندگی به جسم او داد ، حيات حيوانی به وی بخشيد . وقتی علم به وی عطا کرد ، حيات انسانی به وی بخشيد . ولی حيات طيبه و حيات ايمانی و حياتی که در شأن خليفه خدا باشد ، مرتبش آنقدر بلند و با عظمت است که همه ی انبياء و کتب آسمانی را فرستاد تا انسان در مکتب انبياء تربيت يابد و به حيات طيبه دست يابد. از ديدگاه قرآنی انسانی که به حيات ايمانی نرسيده است ، مرده است گرچه حيات حيوانی و انسانی دارد. به همين دليل مؤمنين را خطاب کرده می فرمايد :« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُون‏.»[1]يعنی " اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى‏خواند كه شما را حيات مى‏بخشد! و بدانيد خداوند ميان انسان و قلب او حايل مى‏شود، و همه شما (در قيامت) نزد او گردآورى مى‏شويد! "

انسانی که همتش شکمش باشد فاقد حيات ايمانی است بلکه يک حيات حيوانی دارد . انسانی که مانند کرم ابريشم فقط به دور خود می کند ، تمام عمرش به ساختن خانه ، جمع کردن ثروت ، خريدن خودروهای گرانقيت گذشته است يک حيات کرم ابريشمی دارد و در همان حيات غرق خواهد شد. از نظر قرآن چنين انسانی مرده است.

خدای متعال مؤمنين را توصیه می کند که دعوت خدا و رسولش را اجابت کنند . زيرا آنها را به چيزهائی دعوت می کند که حيات طيبه به آنها می دهد. می خواهد آنها را از ظلمات به نور خارج کند. برای اين منظور قرآن را فرستاده است.

پيامبر باعظمت اسلام فرموده است :« مثل القرآن و مثل الناس كمثل الأرض و الغيث بينما الأرض ميتة هامدة ثم لا يزال ترسل الأودية حتى تبذر و تنبت و يتم شانها و يخرج الله ما فيها من زينتها و معايش الناس و كذلك فعل الله بهذا القرآن و الناس»[2]

باران وقتی به زمين می بارد آن را زنده می کند. تخمها و دانه های مدفون در زير خاک را بيدار می کند ، استعدادهای خفته در آنها شکوفا می شود. گلها باز می شوند و درختان به ثمر می نشيند.

قرآن نيز نسبت به انسان همانند آن باران است که وقتی بر جان و دل انسان رسوخ کند ، او را زنده می کند. استعدادهای آن را شکوفا می کند. از انسان سست عنصر و ضعيف الاراده ، انسان قوی و توانمند می سازد. انسانی که اسير نفس است با تربيت قرآن به انسان آزاده تبديل می شود. انسانی که معدن معاايب و نواقص است ، به مجسمه قضيلت تبديل می شود.

تنها اين هم نيست بلکه هماطوری که با آمدن باران رودخانه و چشمه ها جاری مشود و و از هرکجا رد می شوند ، سرسبزی و خرمی به ارمغان می آورند ، انسانهائی وجودشان مزين به معارف قرآن است مانند روخانه های زلال و چشمه های زلال ، معرفت و معنويت با خود می برند و هرجا قدم می گزارند دلهای تشنه معرفت را سيراب می کنند و قلبهای بيمار را شفاء می دهند.

همين امر باعث می شود که جامعه و افراد آن توسط حاملان قرآن اصلاح شود و به اوج عزت و سربلندی دست يابد. پيامبر اکرم (ص) فرمودند :« فإنّ اللّه يرفع بهذا القرآن أقواما و يضع آخرين»[3] قومی که قرآن در ميان آنها باشد ، آن قوم زنده است ، پويا است در حال حرکت و رشد است ، عزت و پيشرفت دارد . و برعکس آن قومی که از قرآن و معارق قرآنی دور است ، غرق در لجنزارهای اخلاقی است که هر روز بر تعفن بيشتر وارد می شود و از انسانيت و خدا فاصله اش بيشتر می شود. چين قومی ذليلند و ذليل تر نيز خواهند شد.

پيامبر اکرم فرمودند أَنَّ مَنْ أُعْطِيَ الْقُرْآنَ فَظَنَّ أَنَّ أَحَداً أُعْطِيَ أَكْثَرَ مِمَّا أُعْطِيَ فَقَدْ عَظَّمَ صَغِيراً وَ صَغَّرَ كَبِيراً فَلَا يَنْبَغِي لِحَامِلِ الْقُرْآنِ أَنْ يَرَى أَنَّ أَحَداً مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ أَغْنَى مِنْهُ وَ لَوْ مَلَكَ الدُّنْيَا بِرُحْبِهَا[4] يعنی " به هر کس (نعمت دانستن) قرآن داده شود و با این حال گمان کند که به دیگرى نعمتى بالاتر و بیشتر از این نعمت او داده شده‏است ، بى‏گمان کوچکى را بزرگ شمرده و بزرگى را کوچک . شایسته نیست که حافظ قرآن ، کسی از اهل زمین را از خود ثروتمندتر بپندارد ، هر چند سراسر پهنه ی گیتی را مالک باشد.

خطبه دوّم

روزهای آخر دولت

دوران خدمت دولت نهم و دهم در حال اتمام است . لازم است از زحمات مجموعه دولت به خاطر کارهای بزرگی که کرد مانند بحث سوخت ، هدفمندی يارانه ها و کارهای بزرگ عمرانی از قبيل راه ، آب و سد ، تشکر کرد. يکی از رويه های نادرست که مخالف روح و حقيقت اسلام است اين رويه است که هردولت يا مسئولی عمرش به آخر می رسد يا از مسئوليت خود به کنار می رود ، دولت بعدی ، مسئول بعدی ، دولت قبلی و مسئول قبلی را تخطئه می کند ، طوری حرف می زند که گويا هيچ کار مثبتی انجام نگرفته و تمام کارهايش بد و ناقص بوده و تمام اشکالات از اوست . در حالی که بطور مسلم هردولتی برای خدمت به مردم مسئوليت را پذيرفته و کارهای خوبی انجام داده است. و تفاوتشان در شدت و ضعف است. بايد انسان همواره منصف باشد و منصفانه قضاوت کند. مثبتها و منفی ها را باهم ببيند و به قول مقام معظم رهبری نقاط مثبت را گرفته تقويت کند ، و نقاط منفی را برطرف سازد.

ولادت امام حسن (ع)

15 رمضان سالروز ولادت امام حسن مجتبی (ع) و روز اکرام است . فضائل بی شمار آن حضرت بر احدی از مسلمانان مخفی نيست خصوصا ما شيعيان که وی را امام معصوم می دانيم. يکی از برجسته ترين فضيلت آن حضرت انفاق به فقراء بود. دو بار همه دارایی خویش و سه بار نصف مال خود را در راه خدا انفاق و احسان نمود. به همين دليل کريم اهلبيت معروف است . در عبادت ، عابدترين فرد عصر خود بود که بیست و پنج بار پیاده به زیارت كعبه رفت . من ولادت اين امام همام را خدمت شما تبريک می گويم.

وفات حضرت خديجه

امروز ده رمضان ، سالروز وفات حضرت خديجه است. اين بانوی بزرگ اسلامی اوّلين زن مسلمان بود که در تنها ترين زمان پيامبر اسلام (ص) به آن حضرت ايمان آورد و تمام ثروتش را در اختيار آن حضرت قرار داد و از آن حضرت حمايت قاطع نمود. امتياز حضرت خديجه تنها اين نبود بلکه او بانوی فضيلت بود.

در دوران جاهليت كه از پاكدامني و عفت و توجه به ارزشهاي معنوي الهي خبري نبود ، وی مشهور به بانوی عفت بود «و كانت تُدعي في الجاهلّية بالطّاهره لشدّة عفافها و صيانتها.»[5] به خاطر شدت عفت و صيانت نفس طاهره گفته می شد.

او يکی از کامتلرين انسانها در ميان زنان بود که از پيامبر اسلام نقل شده است که فرموده است از ميان مردان افراد زيادی به قله کمال انسانی دست يافته اند ولی از ميان زنان تنها چهار کس به اي« قله دست پيدا نموده اند. «لم يكمل من النساء الاّ أربع: آسية بنت مزاحم امرأة فرعون، و مريم بنت عمران، و خديجة بنت خويلد، و فاطمة بنت محمد(ص).»[6]

و در بهشت نيز او يکی از بهترين زنان عالم است و از جايگاه ويژه ای برخوردار است. امام باقر (ع) روايت مي كند كه پيامبراعظم صلي الله عليه و آله به دخترش فاطمه زهرا (س) فرمود: جبراييل براي من عهدي و پيامي آورد و گفت: مادرت خديجه در بهشت، خانه اي دارد كه ميان خانه مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم قرار دارد و اين خانه اي است که در آن رنج و سختي وجود ندارد.[7]

مقام معنوي حضرت خديجه عليهاالسلام آنقدر والاست كه خداوند به نشانه ارزش گذاري به مقام وي به وسيله امين وحي خويش، جبرئيل بر او سلام مي فرستد و او را گرامي مي دارد.پيامبر اسلام خطاب به ايشان می فرمايد :« يا خديجة ، هذا جبرائيل يخبرني أن الله عزوجل أرسله اليك بالسلام . فقالت خديجة : الله السلام ولله السلام وعلى جبرائيل السلام.»[8]

پيامبر اسلام (ص) خيلی او را دوست می داشت و حتی بعد از رحلت ايشان ، احترامش را نگه می داشت . عائشه می گويد : روزی رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در حالی که خانه را ترک می‏کرد، نام خدیجه را بر زبان آورد و از او تعریف کرد. کار به جایی رسید که صبر خویش را از دست دادم و با کمال جرئت گفتم: «وی پیرزنی بیش نبود و خدا بهتر از او را نصیب شما کرده است!» گفتار من چنان رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را متأثر ساخت که آثار خشم و غضب در چهره ایشان ظاهر شد. در این هنگام رو به من کرد و فرمود: «ابدا چنین نیست!... هرگز همسری بهتر از او نصیب من نشده است. خدیجه هنگامی به من ایمان آورد که همه مردم در کفر و شرک به سر می‏بردند. او ثروت خود را در سخت‏ترین لحظات در اختیار من گذاشت. خدا از او فرزندانی نصیبم کرد که به دیگر همسرانم نداد».

یكي از روزها پيامبر (ص) كه در نزد چند تن از همسران خود بود، ناگاه سخني از حضرت خديجه (ع) به ميان آمد، پيامبر (ص) آن چنان آشفته و پراحساس شد كه قطره هاي اشك در چشمان وي قابل مشاهده بود.

عايشه به آن حضرت گفت:  يا رسول الله! چرا گريه ميكني؟ آيا براي يك پيرزن گندمگون بايد اين چنين اشك ريخت ؟

پيامبر در پاسخ به او فرمود: «صدقتني اذ كذبتم، و آمنت بي اذكفرتم، و ولدت لي اذ عقمتم » يعنی هنگامي كه شما مرا تكذيب ميكرديد، خديجه مرا تصديق كرد و هنگاميكه شما كافر بوديد، او به من ايمان آورد؛ و براي من فرزنداني آورد در حالي كه شما نازا هستيد.[9]

وفات حضرت خديجه

حضرت خدیجه (س) سه سال قبل از هجرت بیمار شد. پیغمبر (ص) به عیادت وی رفت و فرمود : ای خدیجه ، «اما علمت ان الله‏قد زوجنی معک فی الجنه‏» آیا می‏دانی که خداوند تو را دربهشت نیز همسرم ساخته است ؟ !

آنگاه از خدیجه دل جویی و تفقد کرد، او را وعده بهشت داد ودرجات عالی بهشت را به شکرانه خدمات او توصیف فرمود .

چون بیماری خدیجه شدت یافت ، عرض کرد : یا رسول الله ! چندوصیت دارم : من در حق تو کوتاهی کردم ، مرا عفو کن .

پیامبر (ص) فرمود : هرگز از تو تقصیری ندیدم و نهایت تلاش‏خود را به کار بردی . در خانه‏ام بسیار خسته شدی و اموالت را درراه خدا مصرف کردی .

عرض کرد : یا رسول الله ! وصیت دوم من این است که مواظب این‏دختر باشید . و به فاطمه زهرا (س) اشاره کرد . چون او بعد ازمن یتیم و غریب خواهد شد . پس مبادا کسی از زنان قریش به اوآزار برساند . مبادا کسی به صورتش سیلی بزند . مبادا کسی بر اوفریاد بکشد مبادا کسی با او برخورد غیر ملایم و زننده‏ای داشته‏باشد .

اما وصیت‏سوم را شرم می‏کنم برایت‏بگویم . آن را به‏فاطمه عرض می‏کنم تا او برایت‏بازگو کند . سپس فاطمه را فراخواند و به وی فرمود : «نور چشمم ! به پدرت رسول الله بگو : مادرم می‏گوید : من از قبر در هراسم، از تو می‏خواهم مرا درلباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی ، کفن کنی

پس فاطمه زهرا (س) از اتاق بیرون آمد و مطلب را به پیامبر(ص) عرض کرد . پیامبر اکرم (ص) آن پیراهن را برای خدیجه‏فرستاد و او بسیار خوشحال شد . هنگام وفات حضرت خدیجه ، پیامبراکرم (ص) غسل و کفن وی را به عهده گرفت . ناگهان جبرئیل درحالی که کفن از بهشت همراه داشت ، نازل شد و عرض کرد : یا رسول‏الله ، خداوند به تو سلام می‏رساند و می‏فرماید : «ایشان اموالش‏را در راه ما صرف کرد و ما سزاوارتریم که کفنش را به عهده‏بگیریم .»

رحلت آنحضرت آن قدر بر پيامبر سخت بود که سال وفات آنحضرت و حضرت ابوطالب را « عام الحزن » ناميدند.



[1] - انفاق 24

[2] - الدر المنثور في تفسير المأثور، ج‏5، ص: 367

[3] - كتاب التسهيل لعلوم التنزيل، ج‏1، ص: 27

[4] - بحارالأنوار 73 343

[5] - سير اعلام النبلاء، ج2، ص111

[6] - تفسير الميزان، ج19، ص346

[7] - شرح الأخبار - القاضي النعمان المغربي ج 3 ص 17

[8] - شرح الأخبار - القاضي النعمان المغربي ج 3 ص 21

[9] - بحار: ج 16 ص 8

 

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۰۰:۲۹
 
طراح و برنامه نویس: اکین