خطبه های نماز جمعه مورخه 21/04/1392 PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۱۰

خطبه های نماز جمعه مورخه 21/04/1392

خدای متعال در بين موجودات عالم اعم از مجردات و ماديات ، انسان را آن موجودی قرار داد که خليفه خدا در روی زمين است . خلافت الهی يک کرامت و يک رتبه بزرگ معنوی است که خدای متعال آن را شايسته قامت انسان قرار داد. اين لياقت فقط شايسته انسان است . کوهها گرچه بسيار استوارند ولی توان تحمل اين رتبه معنوی را ندارند إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولا.»[1]يعنی "ما امانت (تعهّد، تكليف، و ولايت الهيّه) را بر آسمانها و زمين و كوه‏ها عرضه داشتيم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسيدند امّا انسان آن را بر دوش كشيد او بسيار ظالم و جاهل بود، (چون قدر اين مقام عظيم را نشناخت و به خود ستم كرد)"

امانت چه امامت و ولايت باشد ، چه اطاعت و بندگی باشد و چه تکليف و تعهد ، حاکی از اين است که يک امانت مهم الهی به آسمانها و زمين يا اهل آسمانها و زمين و کوهها ارائه شد ولی آنها نتوانستند تحمل کنند و استعداد تحمل آن امانت را نداشتند ولی انسان اين امانت را به دوش گرفت که به سرمنزل مقصود رساند. و همه چيز انسان ، انسانيت انسان ، خلافت انسان ، بهشت و جهنم انسان وابسته به اين امانت است . يعنی نوع تعامل انسان با اين امانت محل و مقام انسان را در بين موجودات عالم مشخص خواهد کرد . کما اينکه مقام و منزلت آن را در آخرت نيز همين امانت که به دوش گرفته است ، تعيين خواهد کرد.

چون خدای متعال در ادامه همين آيه شريف می فرمايد « لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيما.» يعنی " هدف اين بود كه خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرك را (از مؤمنان جدا سازد و آنان را) عذاب كند، و خدا رحمت خود را بر مردان و زنان باايمان بفرستد خداوند همواره آمرزنده و رحيم است!"

يعنی ای بشر امانتی که آسمان با آن بلندايش که ميلياردها ستاره و سياره در خود جای داد است ، نتوانست تحمل کند و نمی تواند هم تحمل کند ، امانتی که به زمين عرضه شد و زمين استعداد تحمل آن را نداشت ، يا امانتی که به اهل آسمانها و زمين ارائه شد آنها نتواستند تحمل کندد ، کوهها با اين استواری که در درونش مذابهای گداخته که آتشفشانها از آن بوجود می آيد و دريا ها و جويبارها از آن سرچشمه می گيرد و کره زمين را در حرکت وضعی و انتقالی از متلاشی شدن نگه می دارد ، اين امانت را نتوانست تحمل کند و تو آن را تحمل کردی الان در دوش توست. و اين امانت سرنوشت تو را رقم خواهد زد. اين امانت زندگی جاودانه تو را يا بهشت برين خواهد کرد يا جهنم سوزان . پس بايد چقدر بيدار و هوشيار بود و چقدر بايد مراقب بود ؟

اين امانت سنگين و سرنوشت ساز که بر دوش ماست بايد آن را به مقصود برسانيم . راهش چيست ؟ راهش فقط قرآن است . بايد به قرآن پناه برد بايد راه حرکت را از قرآن پرسيد بايد به بارگاه مفسران معصوم قرآن يعنی ائمه هدی عليهم اسلام پناه برد . قرآن درمان درهای اعتقادی است ، قرآن دوای بيماری های اخلاقی است ، قرآن شفاء است . آيات قرآنی که در قالب موعظه و امر و نهی و مثال و حکايت وارد شده است همه اش برای اين است که در هرسنی و در هرزمانی و در هرموقعيتی دست انسان را بگيرد و از انحراف و هلاکت نجات دهد. همين قرآن در قيامت نيز در آن سخت ترين زمان و وحشت ناکترين زمان به درد انسان می خورد.

مرحوم کلينی درکتاب شريف کافی نقل می کند که امام باقر (ع) به سَعد خَفّاف‌ فرمود :« يَا سَعْدُ تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّ الْقُرْآنَ يَأْتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي أَحْسَنِ صُورَةٍ نَظَرَ إِلَيْهَا الْخَلْقُ وَ النَّاسُ صُفُوفٌ عِشْرُونَ وَ مِائَةُ أَلْفِ صَفٍّ ثَمَانُونَ أَلْفَ صَفٍّ أُمَّةُ مُحَمَّدٍ وَ أَرْبَعُونَ أَلْفَ صَفٍّ مِنْ سَائِرِ الْأُمَمِ.» يعنی " اي سعد! قرآن‌ را ياد بگيريد، چون‌ قرآن‌ در روز قيامت‌ در نيكوترين‌ و زيباترين‌ چهره‌ها مي‌آيد و تمام‌ مخلوقاتِ خداوند به‌ او نگاه‌ مي كنند، و مردم‌ در آن‌ روز يك‌ صد و بيست‌ هزار صفّ مي باشند؛ هشتاد هزار صفّ از امّت‌ رسول‌ خدا: محمّد صلّی‌ الله‌ عليه‌ وآله‌ وسلّم‌ و چهل‌ هزار صفّ از سائر امّت‌ها."

« فَيَأْتِي عَلَى صَفِّ الْمُسْلِمِينَ فِي صُورَةِ رَجُلٍ فَيُسَلِّمُ فَيَنْظُرُونَ إِلَيْهِ ثُمَّ يَقُولُونَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ إِنَّ هَذَا الرَّجُلَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ نَعْرِفُهُ بِنَعْتِهِ وَ صِفَتِهِ غَيْرَ أَنَّهُ كَانَ أَشَدَّ اجْتِهَاداً مِنَّا فِي الْقُرْآنِ فَمِنْ هُنَاكَ أُعْطِيَ مِنَ الْبَهَاءِ وَ الْجَمَالِ وَ النُّورِ مَا لَمْ نُعْطَهُ» يعنی " قرآن‌ در صورت‌ مردي‌ مي‌آيد در برابر صف‌ مسلمانان‌ و سلام‌ مي كند، و به‌ او نگاه‌ مي كنند و مي گويند: لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ اين‌ مرد از زمرۀ‌ مسلمانان‌ است‌ و ما او را به‌ اوصافش‌ و صفاتش‌ مي‌شناسيم‌ جز آنكه‌ چون‌ سعي‌ و كوشش‌ و اجتهاد او در قرآن‌ بيش‌ از ما بوده‌ است‌، بدين‌ جهت‌ اين‌ درجه‌ از بهاء و جمال‌ نور را به‌ دست‌ آورده‌ است‌؛ درجه‌اي‌ را كه‌ ما به‌ دست‌ نياورده‌ايم‌."

« ثُمَّ يُجَاوِزُ حَتَّى يَأْتِيَ عَلَى صَفِّ الشُّهَدَاءِ فَيَنْظُرُونَ إِلَيْهِ الشُّهَدَاءُ ثُمَّ يَقُولُونَلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الرَّبُّ الرَّحِيمُ إِنَّ هَذَا الرَّجُلَ مِنَ الشُّهَدَاءِ نَعْرِفُهُ بِسَمْتِهِ وَ صِفَتِهِ غَيْرَ أَنَّهُ مِنْ شُهَدَاءِ الْبَحْرِ فَمِنْ هُنَاكَ أُعْطِيَ مِنَ الْبَهَاءِ وَ الْفَضْلِ مَا لَمْ نُعْطَهُ.» يعنی " و پس‌ از آن‌ از مقابل‌ صفّ مسلمين‌ مي گذرد تا در مقابل‌ صفّ شهداء قرار ميگيرد و شهداء به‌ او نگاه‌ مي كنند و مي گويند: لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ الرَّبُّ الرَّحِيمُّ اين‌ مرد از زمرۀ‌ شهداء است‌، ما او را با صفاتش‌ و با روش‌ و منهاجش‌ مي‌شناسيم‌ مگر آنكه‌ چون‌ او از شهيدان‌ درياست‌، از اين‌ سبب‌ بهاء و فضلي‌ را حائز شده‌ است‌ كه‌ ما حائز نشده‌ايم‌."

«فَيَتَجَاوَزُ حَتَّى يَأْتِيَ عَلَى صَفِّ شُهَدَاءِ الْبَحْرِ فِي صُورَةِ شَهِيدٍ فَيَنْظُرُ إِلَيْهِ شُهَدَاءُ الْبَحْرِ فَيَكْثُرُ تَعَجُّبُهُمْ وَ يَقُولُونَ إِنَّ هَذَا مِنْ شُهَدَاءِ الْبَحْرِ نَعْرِفُهُ بِسَمْتِهِ وَ صِفَتِهِ غَيْرَ أَنَّ الْجَزِيرَةَ الَّتِي أُصِيبَ فِيهَا كَانَتْ أَعْظَمَ هَوْلًا مِنَ الْجَزِيرَةِ الَّتِي أُصِبْنَا فِيهَا فَمِنْ هُنَاكَ أُعْطِيَ مِنَ الْبَهَاءِ وَ الْجَمَالِ وَ النُّورِ مَا لَمْ نُعْطَهُ.» يعنی " و پس‌ از آن‌ از مقابل‌ صفّ شهيدان‌ مي گذرد و در مقابل‌ صفّ شهداء دريا قرار مي گيرد به‌ صورت‌ شهيدي‌. در اين‌ حال‌ شهداء دريا به‌ او نگاه‌ مي كنند و تعجّب‌ آنها زياد مي شود و مي گويند: اين‌ مرد از شهيدان‌ درياست‌ و ما او را به‌ صفت‌ و سيره‌ و رويّه‌اش‌ مي‌شناسيم‌! مگر آنكه‌ آن‌ جزيره‌اي‌ كه‌ اين‌ مرد در آن‌ مورد اصابت‌ قرار گرفته‌ و شهيد شده‌ است‌، ترسناك‌تر و وحشت‌زاتر از جزيره‌اي‌ بوده‌ است‌ كه‌ ما در آن‌ شهيد شده‌ايم‌، و از همين‌ لحاظ‌ مقداري‌ از بهاء و جمال‌ و نوري‌ را به‌ دست‌ آورده‌ است‌ كه‌ ما به‌ دست‌ نياورده‌ايم‌."

« ثُمَّ يُجَاوِزُ حَتَّى يَأْتِيَ صَفَّ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ فِي صُورَةِ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ فَيَنْظُرُ النَّبِيُّونَ وَ الْمُرْسَلُونَ إِلَيْهِ فَيَشْتَدُّ لِذَلِكَ تَعَجُّبُهُمْ وَ يَقُولُونَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ إِنَّ هَذَا النَّبِيَّ مُرْسَلٌ نَعْرِفُهُ بِسَمْتِهِ وَ صِفَتِهِ غَيْرَ أَنَّهُ أُعْطِيَ فَضْلًا كَثِيراً » يعنی " قرآن‌ از اينجا نيز مي گذرد تا مي رسد به‌ صفّ پيامبران‌ و مرسلين‌ به‌ صورت‌ يك‌ پيغمبر مرسل‌ پيامبران‌ و مرسلين‌ به‌ او نگاه‌ مي كنند و مي گويند از شدّت‌ تعجّبي‌ كه‌ نموده‌اند: لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ الْحَلِيمُ الْكَريمُ. اين‌ مرد يك‌ پيغمبر مرسل‌ است‌، و ما او را به‌ صفت‌ و سيره‌ و روشش‌ مي‌شناسيم‌، مگر آنكه‌ او داراي‌ فضل‌ و برتري‌ بسياري‌ است‌."

حضرت‌ امام باقر (ع) فرمودند: تمام‌ پيامبران‌ جمع‌ مي شوند و با هم‌ به‌ نزد رسول‌ الله‌ صلّي‌ الله‌ عليه‌ وآله‌ وسلّم‌ مي‌آيند و از ايشان‌ مي‌پرسند، و مي گويند: يَا مُحَمَّدُ مَن‌ هَذَا؟! «اي‌ محمّد اين‌ كيست‌؟!»

رسول‌ خدا مي فرمايد: آيا شما او را نمي‌شناسيد؟!

پيامبران‌ مي گويند: نه‌، ما او را نمي‌شناسيم‌، اين‌ مرد از زمرۀ‌ كساني‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ هيچوجه‌ بر او غضب‌ ننموده‌ است‌.

رسول‌ خدا صلّي‌ الله‌ عليه‌ وآله‌ وسلّم‌ مي فرمايد:« هَذَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ» يعنی " اين‌ حجّت‌ خداست‌ بر بندگانش‌."

قرآن‌ سلام‌ مي كند و از آنجا م يگذرد تا مي رسد به‌ صفّ فرشتگان ،‌ در صورت‌ فرشته‌ مقرّب‌ . ملائكه‌ به‌ او نگاه‌ مي كنند و شگفتشان‌ افزوده‌ مي گردد، و چون‌ فضل‌ و شرف‌ او را مين گرند قرآن‌ براي‌ آنان‌ بزرگ‌ جلوه‌ مي كند و مي گويند: تَعَالَی‌ رَبُّنَا وَ تَقَدَّسَ، إِنَّ هَذَا الْعَبْدَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ نَعْرِفُهُ بِسَمْتِهِ وَ صِفَتِهِ غَيْرَ أَنَّهُ كَانَ أَقْرَبَ الْمَلَائِكَةِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَقَاماً فَمِنْ هُنَاكَ أُلْبِسَ مِنَ النُّورِ وَ الْجَمَالِ مَا لَمْ نُلْبَسْ.» يعنی " اين‌ بندۀ‌ خدا از فرشتگانست‌ و ما او را به‌ رويّه‌ و منهاج‌ و صفاتش‌ مي‌شناسيم‌ جز آنكه‌ اين‌ نزديكترين‌ ملائكه‌ از نقطه‌ نظر درجات‌ قرب‌ بسوي‌ خداوند عزّوجلّ است‌، و از همين‌ جهت‌ به‌ جمال‌ و نوري‌ ملبّس‌ شده‌ است‌ كه‌ ما ملبّس‌ نشده‌ايم‌!"

قرآن‌ از آنجا نيز مي گذرد تا مي رسد به‌ پيشگاه‌ حضرت‌ ربُّ العزّة‌ تبارك‌ و تعالی‌، و خود را در زير عرش‌ خدا به‌ رو به‌ زمين‌ مي‌افكند.

« فَيُنَادِيهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَا حُجَّتِي فِي الْأَرْضِ وَ كَلَامِيَ الصَّادِقَ النَّاطِقَ ارْفَعْ رَأْسَكَ وَ سَلْ تُعْطَ وَ اشْفَعْ تُشَفَّعْ » يعنی " خداوند تبارك‌ و تعالي‌ او را ندا مي كند: اي‌ حجّت‌ من‌ در روي‌ زمين‌! و ای كلام‌ راستين‌ و گوياي‌ من‌، سرت‌ را بلند كن‌! از من‌ بخواه‌ هر چه‌ مي خواهي‌ كه‌ به‌ تو داده‌ مي شود! و شفاعت‌ كن‌ كه‌ شفاعتت‌ مورد قبول‌ است‌!

قرآن‌ سر خود را بلند مي كند، و خداوند تبارك‌ و تعالی‌ از او ميپرسد: بندگان‌ مرا چگونه‌ يافتي‌؟!

قرآن‌ مي گويد: « يَا رَبِّ مِنْهُمْ مَنْ صَانَنِي وَ حَافَظَ عَلَيَّ وَ لَمْ يُضَيِّعْ شَيْئاً وَ مِنْهُمْ مَنْ ضَيَّعَنِي وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّي وَ كَذَّبَ بِي وَ أَنَا حُجَّتُكَ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِكَ .» يعنی " بعضي‌ از بندگانت‌ حقّ مرا محفوظ‌ داشتند و مرا صيانت‌ كردند و بر من‌ مواظبت‌ نمودند و به‌ هيچ‌ وجه‌ در حقّ من‌ فروگزاري‌ ننمودند و تضييع‌ نكردند، و برخي‌ از بندگانت‌ حقّ مرا ضايع‌ كردند و به‌ حقّ من‌ استخفاف‌ كردند و سبك‌ شمردند و مرا دروغ‌ پنداشتند! و حال‌ آنكه‌ من‌ حجّت‌ تو بر جميع‌ بندگانت‌ بوده‌ام‌!"

در اين‌ هنگام‌ خداوند تبارك‌ و تعالی‌ مي فرمايد: « وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي وَ ارْتِفَاعِ مَكَانِي لَأُثِيبَنَّ عَلَيْكَ الْيَوْمَ أَحْسَنَ الثَّوَابِ وَ لَأُعَاقِبَنَّ عَلَيْكَ الْيَوْمَ أَلِيمَ الْعِقَابِ » يعنی " سوگند به‌ مقام‌ عزّت‌ و جلال‌ خودم‌، و سوگند به‌ علوِّ مقام‌ و مكان‌ من‌، كه‌ من‌ امروز بر اساس‌ حجّيّت‌ تو خلائق‌ را به‌ بهترين‌ پاداش‌ها و نيكوترين‌ ثواب‌ها اجر و مزد مي دهم‌ و به‌ سخت‌ترين‌ عقاب‌ها و دردناك‌ترين‌ عذاب‌ها جزا و پاداش‌ ميدهم‌."

حضرت‌ امام باقر (ع) فرمودند: در اين‌ حال‌ صورت و شکل قرآن عوض می شود .

راوی می پرسد : اي‌ أباجعفر در چه‌ صورتي‌ و شمائل‌ بر مي گرداند؟!

حضرت‌ می فرمايند :« فِي صُورَةِ رَجُلٍ شَاحِبٍ مُتَغَيِّرٍ يُبْصِرُهُ أَهْلُ الْجَمْعِ» يعنی " در صورت‌ مردي‌ رنگ‌ پريده‌ كه‌ گويا از شدّت‌ گرسنگي‌ و تشنگي‌ چهره‌اش‌ متغيّر و سيمايش‌ دگرگون‌ شده‌ است‌، بطوريكه‌ اهل‌ محشر او را نمي‌شناسند."

و مي‌آيد در مقابل‌ مردي‌ از شيعيان‌ ما كه‌ در دنيا قرآن‌ را مي‌شناخت‌ و با آن‌ با اهل‌ خلاف‌ به‌ مجادله‌ و مباحثه‌ بر مي‌خاست‌، و در برابر آن‌ مرد شيعه‌ مي‌ايستد و به‌ او مي گويد: آيا تو مرا نمي‌شناسي‌!؟

آن‌ مرد شيعه‌ در پاسخ‌ قرآن‌ مي گويد: اي‌ بندۀ‌ خدا من‌ تو را نمي‌شناسم‌!

در اين‌ حال‌ قرآن‌ به‌ همان‌ صورتي‌ كه‌ در بدء آفرينشِ آن‌ در دنيا بوده‌است‌ براي‌ آن‌ مرد شيعه‌ ظاهر مي شود و به‌ او مي گويد: آيا مرا نمي‌شناسي‌؟! آن‌ شيعه‌ مي گويد: آري‌ مي‌شناسم‌.

قرآن‌ مي گويد: من‌ آن‌ كسي‌ هستم‌ كه‌ در شبهاي‌ تار، براي‌ قرائت‌ و تلاوت‌ من‌ خواب‌ را از چشم‌ خود ربودي‌! و به‌ تدبّر و تفكّر در آيات‌ من‌ به‌ بيداري‌ گذرانيدي‌! و عيش‌ و راحت‌ خود را براي‌ عمل‌ به‌ من‌ تبديل‌ به‌ رنج‌ و زحمت‌ و مشقّت‌ كردي‌! و از مخالفان‌ قرآن‌ به‌ انواع‌ دشنام‌ها و آزارها كه‌ به‌ تو رسيد تحمّل‌ كردي‌ و گوش‌ دادي‌! و دربارۀ‌ گفتار در پيرامون‌ من‌، مورد حمله‌ و هجوم‌ سِهام‌ افكار پليد شيطاني‌ قرار گرفتي‌!

آگاه‌ باش‌ كه‌ هر تاجر و سودجوئي‌، تجارت‌ و سود خود را به‌ دست‌ آورده‌ و بهرۀ‌ خود را يافته‌ است‌، و من‌ امروز پشت‌ تو هستم‌؛ پشت‌ و پناه‌ تو هستم‌! محلّ اعتماد و اتّكاء تو مي‌باشم‌!

قرآن‌ اين‌ مرد شيعه‌ را با خود بسوي‌ حضرت‌ ربُّ العزّة‌ تبارك‌ و تعالی‌ مي برد و مي گويد: اي‌ پروردگار من‌! اين‌ بندۀ تست‌! و تو به‌ احوال‌ او داناتري‌! او بواسطه رعايت‌ حقوق‌ من‌ خود را در مشكلات‌ و رنج‌ انداخت‌ و در مواظبت‌ من‌ سعي‌ بليغ‌ داشت‌ و بواسطه‌ من‌ دشمن‌ داشت‌ دشمنان‌ تو را، و بواسطه‌ من‌ دوست‌ داشت‌ دوستان‌ تو را يعني‌ مرا مِعيار و مِلاك‌ حبّ و بغض‌ و عداوت‌ و مودّت‌ قرار داد.

خداوند تبارك‌ و تعالی‌ مي گويد: اين‌ بندۀ‌ مرا در بهشت‌ من‌ داخل‌ كنيد! و به‌ او يك‌ حُلّه‌ از حُلّه‌هاي‌ بهشتي‌ بپوشانيد! و به‌ تاجي‌ رأس‌ او را متوّج‌ كنيد! و سر او را زينت‌ دهيد!

و چون‌ فرشتگان‌ اين‌ عطايا را به‌ آن‌ مرد مؤمن‌ شيعه‌ عامل‌ به‌ قرآن‌ مي دهند، به‌ قرآن‌ گفته‌ مي شود: آيا راضي‌ شدي‌ به‌ اين‌ مواهبي‌ كه‌ به‌ دوستت‌ داده‌ شد؟!

قرآن‌ مي گويد: اي‌ پروردگار من‌! من‌ اين‌ مقدار را اندك‌ مي دانم‌، به‌ اين‌ مرد مؤمن‌ تمام‌ انواع‌ و اقسام‌ خير را برسان‌! و او را به‌ مزيد رحمت‌ خويشتن‌ زياده‌ عنايت‌ فرما!

در اين‌ حال‌ حضرت‌ ربّ العزّة‌ مي گويد: سوگند به‌ مقام‌ عزّت‌ و جلال‌ خودم‌، و سوگند به‌ بلندي‌ مقام‌ و منزلت‌ خودم‌، كه‌ من‌ امروز به‌ اين‌ عاملِ به‌ قرآن‌ و به‌ هركس‌ كه‌ در رتبه‌ و منزله‌ او باشد با تمام‌ عنايات‌ و مزاياي‌ خير و رحمتي‌ كه‌ داده‌ام‌ پنج‌ چيز را عطا مي‌نمايم‌:« أَلَا إِنَّهُمْ شَبَابٌ لَا يَهْرَمُونَ وَ أَصِحَّاءُ لَا يَسْقُمُونَ وَ أَغْنِيَاءُ لَا يَفْتَقِرُونَ وَ فَرِحُونَ لَا يَحْزَنُونَ وَ أَحْيَاءٌ لَا يَمُوتُون‏»[2]

آگاه‌ باشيد كه‌ ايشان‌ پيوسته‌ جواناني‌ مي‌باشند كه‌ هيچ‌ گاه‌ پير نمي‌شوند.

و داراي‌ صحّت‌ و عافيتي‌ هستند كه‌ هيچ‌ گاه‌ دستخوش‌ مرض‌ و كسالت‌ نمي‌گردند.

و پيوسته‌ بي‌نيازاني‌ مي‌باشند كه‌ هيچ‌ گاه‌ دچار فقر و نيازمندي‌ نمي‌شوند.

و هميشه‌ شادان‌ و خوشحالاني‌ هستند كه‌ هيچ‌ وقت‌ گرفتار حزن‌ و غصّه‌ و اندوه‌ نمي‌گردند.

و همواره‌ زندگاني‌ مي‌باشند كه‌ هيچ‌ گاه‌ نمي‌ميرند.

خطبه دوّم

ماه مبارک رمضان

گفته می شود ماه مبارک رمضان ماه ضیافت الهی است . معنای اين جمله بسيار بلند و عميق است. چون ما می دانيم همه ی موجودات عالم در کنار سفره رحمت خداوندی نشسته و از روزی بی پايان آن ارتزاق می کنند . به يک معنا همه موجودات مهمان خداوند هستند. ولی ماه مبارک رمضان را ماه ضيافت ناميده اند و روزه داران مهمان خدا هستند و خدا ميزبان بندگانش می باشد . اين مهمانی مخصوص انسان است و يک مهمانی خاص است .

در این ماه درهای جهنم بسته می شود و درهای بهشت باز می شود . در اين ماه اعمال خير مقبول و دعاها مستجاب و گناهان مغفور است . خوابيدن نيز عبادت است و نفس کشيدن ثواب تسبيح دارد . انسان روزه می گيرد و در عظمت روزه همين بس که خدای عالم پاداش روزه را خودش به بندگان روزه دار می دهد . «رمضان» در لغت از «رمضاء» به معنای شدت حرارت گرفته شده و به معنای سوزانیدن می باشد.[3] چون در این ماه گناهان انسان بخشیده می شود، به این ماه مبارک رمضان گفته اند. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «انما سمی الرمضان لانه یرمض الذنوب»[4]يعنی " ماه رمضان به این نام خوانده شده است، زیرا گناهان را می سوزاند."

رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمودند: به امت من در ماه رمضان پنج چيز داده شده كه به امت هيچ پيغمبري پيش از من داده نشده است. اما عطاي اول: هر گاه شب اول ماه رمضان فرا رسد خداوند به سوي بندگان نظر مي‌كند و كسي كه خدا به او نظر كرده تا ابد عذاب نمي‌شود دوم: بوي بد دهان آنان كه در نزد خدا شب زنده‌داري مي‌كنند خوشبوتر از بوي مشك مي‌شود: سوم: ملائكه براي ايشان در شب و روز استغفار مي‌كنند. چهارم: همانا خداوند عزوجل بهشت خويش را امر مي‌كند كه استغفار كند و تزيين شود براي بندگان. پس چه نزديك است كه سختي‌هاي دنيا آنها را در خود فرو برد و مي‌روند به سوي بهشت من و كرامت من. پنجم: پس هر گاه شب آخر فرا رسد خداوند همه بندگان را مي‌آمرزد.[5]

شما که در اين ضيفت حضور يافته ايد هرلحظه اش را گرامی بداريد . آن را با خواب و خوراک و سرگرمی های ديگر تلف نکيد.

روز عفاف و حجاب

21 تير ماه روز عفاف و حجاب است . يکی از مظاهر سقوط و تباهی دنيای فعلی که غرق در فساد شده است ، عريان شدن زنان است . هزاران شبکه های ماهواره ای در پشت سر آنها هزاران اهداف سياسی و نيت های شوم دست درد دست هم داده اند که زن را نه تنها از انسانيت خود مسخ کنند بلکه آنها را به ابزار اسقاط مردان از ارزش انسانی خود سازند.

حجاب و عفاف يک چيز سليقه ای و مد و ساخت بشر نيست که حقيقت آن نيز با تغيير مد و آداب و رسوم و انسانها تغيير يابد بلکه ريشه قرآنی دارد و از ضروريات اسلام است . اينکه می بينيم حتی در کشورهای اسلامی خود مسلمانان از آيات حجاب غفلت کرده اند و زنانشان عريان و نيمه عريان در جامعه زندگی می کنند ، معنايش اين است که دشمن سرزمين اسلام را گرفته و مسلمانان را اسير فرهنگ مبتذل خود ساخته است . اين نشانه گستردگی تبليغات دشمن در باب حجاب است که اين گونه مسلمانان را نسبت به حجاب بی تفاوت ساخته است.

امروز دختران ما از يک طرف و پسران ما از طرف ديگر مورد تهاجم شديد هستند. و مقاومت در برابر اين تهاجم نيز خيلی مشکل است . حجاب را از دختران می گيرند و آرايش را به آنها می دهند و از خانه خارج می سازند و پسران را به انتخاب دوست از جنس مخالف خود تشويق می کنند . دختری که دوست پسر نداشته باشد ، عقب مانده معرفی می کنند . شب و روز اين عقيده فاسد و فرهنگ غلط را به طور گسترده ترويج می کنند . در چنين وضعی اگر بی تفاوت باشيم فرزندانمان از دستمان خواهد رفت .

به خانواده ها توصيه می کنم مراقب دختران جوانشان باشد . آنها را با حجاب در امنيت نگه دارند . از ارتباط نامشروع با مردان و پسران جوانبر حذر دارند که اين ارتباط نامشروع مانند نهنگ ، همه چيز فرزندانمان را می بلعد.

روز تشکيل شورای نگهبان

26 تير ماه سالروز تأسيس نهاد شورای نگهبان است . شورای نگهبان به دليل تشکيل شد که اسلاميت نظام که نتيجه خون هزاران شهيد و خون دل خوردن هزاران انسان متدين و وارسته است ، حفظ شود . قانون اساسی حفظ شود . به همين دليل شورای نگهبان هم وظيفه سنگين به عهده دارد و هم نقش مهمی را در طول تاريخ انقلاب ايفاء نموده است.

اگر شورای نگهبان امروز مبغوض دشمن است به همين دليل است که وظيفه اش را درست انجام داده است و هيچ حرکتی که دشمن را شاد کند انجام نداده است . ما از زحمات بزرگ مردانی که در عرصه های بزرگ و سرنوشت ساز تحت تأثير فشارها و تهديدها و تطميع ها و تهمت ها قرار نگرفتند و در اتخاذ تصميم درست حداقل در نظر خودشان لحظه ای ترديد نکردند بايد تشکر کنيم و قدردان اين نهادی که نعمتی بزرگی بر ماست ، باشيم.

تقدير از فعاليت دولت نهم و دهم

دوره دولت دهم به پايان می رسد. اين دولت در کنار نقايصی که ممکن بود داشته باشد خدمات شايسته ای نيز انجام داد. چه خوب است اين فرهنگ در کشور ايجاد شود که همواره از کارهای انجام شده تشکر کرد. اين درست نيست که در پايان عمر هر مسئولی همه به ذکر معايب آن بپردازند و محاسن آن را ذکر نکنند. بلکه از خدمات شايسته نيز بايد تشکر کرد.

وضعيت منطقه

ارتش مصر ، وارد صحنه شد ، و رئيس جمهور مصر را ساقط نمود . دو دسته از مردم مصر در مقابل هم قرار گرفته اند. اين همان خواست دشمن است . متاسفانه گروهها و حزب ها و حتی دولتمردان اين کشورهای اسلامی ، شناخت درستی از دشمن و توطئه های آنها بدست نياورده اند . ارتش حافظ کشور است ، دولت خادم مردم است ، مردم پشتوانه دولت است و همه ی اينها در سرنوشت کشورشان کارسازند . اينکه در مقابل هم قرار می گيرند و به همديگر حمله می کنند ، خواسته دشمن را به اجراء می گزارند. وقتی در قدرتند ، با اشره دشمنشان حرکت می کنند وقتی به جان هم می افتند با حيله ی دشمن می جنگند. اين يک آفت امت اسلامی است.



[1] - احزاب 72

[2] - الكافي 2 596

[3] - مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، ص 209، دارالکتاب العربی، بیروت.

[4] - بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 55، ص 341، مؤسسه الوفاء، بیروت.

[5] - بحارالانوار: 93/364

 
طراح و برنامه نویس: اکین