خطبه های نماز جمعه مورخه 03/03/1392 PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۰۳ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۱۹

خطبه های نماز جمعه مورخه 03/03/1392

تعليم قرآن

يکی از حقوق مهم فرزندان بر والدين و وظايف والدين در قبال فرزندان اين است که آنها را تعليم دهند. علم وادب بر آنها ياد دهند . در بحث تعليم مهمترين وظيفه والدين اين است که به فرزندان قرآن و کلام خدا را ياد دهند . اين وظيفه که در سعادت انسان نقش بی بديل دارد ، مورد فراموشی قرار گرفته است .

اگر خدای متعال خودش را نور معرفی می کند « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض» که شايد مراد اين باشد که قيام آسمانها و زمين به خداست ، قرآن را نيز نور معرفی کرده و می فرمايد « قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبين‏ » می خواهد بگويد که قيام زندگی طيبه و زندگی الهی در روی کره زمين فقط بواسطه عمل به قرآن است.و اگر دشمن می خواهد نور خدا را خاموش کند « يُريدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِم» از راه دور نمودن انسانها از قرآن است. قرآن سوزی مظهر اين رفتار خبيثانه است.

خدای متعال در باره قرآن می فرمايد: « يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبينا » يا می فرمايد :« يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنين.» اين که قرآن را نور می داند يا شفاء می داند و يا رحمت معرفی می کنيد ، آن قرآنی نيست که تمام حيثيتش اين است که در مجالس ترحيم برای اموات خوانده می شود . يا آن قرآنی نيست که به عنوان تيمن و تبرک در خانه ها و کتابخانه ها نگه داری می شود و يا آن قرآنی نيست که فقط خوانده می شود و حتی آن قرآنی نيست که اوج بردش فقط تفسير است و بس . همه اينها لازم است ولی اگر آن رکن اصلی نباشد اينها نه نور است و نه شفاء است و نه رحمت . چرا که قرآنی که بر مردگان خوانده می شود زندگان نادان در اطرافش خواهد داشت ، قرآنی که زينتبخش خانه هاست و فقط برای همين خريداری شده همرديف مبل و لوستر و مانند آن خواهد بود ، قرآنی که فقط در حد قرائت بماند ، خوارج پرور خواهد بود که قاريانش بر ضد قرآن ناطق شمشير خواهد کشيد. و قرآنی که تفسير شود ، تفسر نادرسش بلای جان امت اسلامی و تفسير صحيحش اگر بدون عمل باشد ، يک نسخه بی خاصيت خواهد بود.

بنابراين اين معجزه جاويد و جامع وقتی اعجاز می کند که وارد درونی ترين لايحه های زندگی فردی و اجتماعی انسانها شود. اگر قرآن وارد زندگی شد ، امنيت در جامعه حاکم خواهد شد . اگر قرآن وارد زندگی شود ، مردمش عدالتخواه و عدالت محور خواهد شد . جامعه به حيات طيبه ای خواهد رسيد که تمام زيبائيها قابل تصور در اجتماع خود را نشان خواهد داد.

اين جای تأسف است که قرآن برای حيات طيبه دستورات لازم را داده است ولی ما حتی در روخوانی قرآن و قرائت قرآن نزديک به صفر هستيم . اين همه موسسات و مراکز قرآنی در شهر ما تأسيس شده اند تأثير آنها در آموختن قرآن نزديک به صفر است . و کسانی که امروز در شهر ما قرآن حفظ کرده اند يا مقداری قرائت قرآن بلد هستند ، فقط به همت خودشان بدست آورده اند و موسسات و مراکز قرآنی تأثير آنچنانی نگذاشته اند. و اين چند عامل دارد :

عامل اوّل اين است که ما به قرآن کم اهميّت می دهيم . برای آموختن قرآن و ياد دادن آن به فرزندانمان هيچ اقدامی نمی کنيم . امروز موسسات و مراکز قرآنی آغوش خود را برای قرآن آموزان باز کرده است و بطور رايگان قرآن تعليم می دهد ولی استقبال نمی شود . ما در اين خصوص کوتاهی کرده ايم . پدران و مادران فرزندان خود را برای ياد گرفتن قرآن تشويق کنند. جوانان و نوجوانان که استعداد دارند به مراکز قرآنی مراجعه کنند. ما افراد مستعد زيادی داريم . خيلی ها قرآن می خوانند ولی در خواندن قرآن فقط صدايشان خوب است ، در حالی که با کمترين زحمت می توانستند قاری خوبی باشند.

عامل دوّم اين است که در جامعه به قاريان و حافظان کمتر توجه می شود . کسی که از دانشگاه تهران از رشته های دست چندم قبول می شوند از حافظان کل قرآن در نظر ما مهمّتر جلوه می کنند. کسی که مدرک کارشناسی گرفته در حالی که از سطح علمی بسيار پايينی برخوردار است ولی در نظر ما از حافظ کل قرآن اهميّتش بيشتر است . اگر در خانه فرزندی داريد که يک يا چند جزء قرآن را حفظ کرده اند ، به خاطر همين کارشان آنهارا عزيز بداريد و به آنها احترام قائل شويد تا فرزندان ديگرتان نيز برای توجه به قرآن تشويق شوند.

عامل سوم اين است که موسسات قرآنی ما برای گرفتن پول از اداره تبلغيات و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و ارائه گزارش کار می کنند . يک مراسم قرآنی برگذار می کنند و دو سه نفر قاری دعوت می کنند و تمام می شود و هيچ تأثيری در قرآن آموزی ندارد . دوره های تربيت معلم می گزارند وقتی مدرک را برای استفاده در جاهای ديگر گرفتند از فعاليت های قرآنی خدا حافاظی می کنند و اين دوره ها هم هيچ تأثيری در ازدياد علم قرآنی نمی گذارد.

عامل چهارم اين است که اساتيد قرآن ما کاری که به آنها مبوط نيست و يا فعاليت آنها در آن زمين ضروری نيست فعاليت می کنند. کسی که علم قرائت بلد است کار روحانی را انجام می دهد . اين از نظر شرع ايرادی ندارد . ولی نکته اساسی اينجاست که مثلا من نيز می توان تفسير بگويم و نماز جماعت بخوانم ولی نمی توانم قرائت قرآن آموزش دهم. بايد به امورات قرآنی که در جا مانده است بيشتر توجه شود.

نکته ديگر اين که اينگونه تصور نشود هرکس قرائت قرآن را بلد شد پس همه چيز را می داند. دانستن ادبيات عرب ، صرف و نحو سه چهار سال وقت می خواهد تازه پس از آموختن علم ادبی ، قدم اوّل را برداشته ايم برای استفاده از قرآن سالها بايددر محضر اساتيد مجرب زانوی ادب زد و جرعه ای از معارف قرآنی بدست آورد.

خطبه دوّم

انتخابات

به حمدالله دو مرحله انتخابات شوراها و رياست جمهوری به پايان رسيد. مرحله ثبت نام و مرحله احراز صلاحيتها . سومين و مهمترين مرحله انتخابات حضور گسترده در انتخابات و انتخاب اصلح برای شوراها و رياست جمهوری است ، که در اين مرحله مردم نقش آفرينی خواهند کرد.

بحمدالله هم مردم و مسئولين هوشياری و دقت کامل دارند و تجربه ی تلخی که در دوره قبل پيش آمد و عده ای به قول رهبر معظم انقلاب به دليل عم تمکين بر قانون بر کشور ضرر زدند ، در اين دوره تکرار نخواهد شد. ما می خواهيم چهار سال کسی را سکاندار امور اجرائی کشور کنيم که ضمن پاينبدی به اصول نظام از قبيل پايبندی به ارزشهای اسلامی ، انقلابی ، ولايت فقيه ، توان کار و تلاش را داشته باشد. بت تراشی و قهرمان سازی از افراد و فرد معينی را منجی ملت ايران معرفی کردن يک اشتباه بزرگ است . اين انقلاب هيچ وقت وابسته به فرد نبوده و نخواهد بود . البته متوليان امر بايد مباحث انتخابات را طوری مديريت کنند که کمترين شبه را ايجاد نکند.

روز مقاومت و روز ولادت حضرت علی (ع)

سوّم خرداد سالروز فتح خرمشهر ، روز مقاومت مصادف با 13 رجب سالروز ولادت مولی الموالی حضرت علی عليه السلام است . یاد و خاطره شهدای فتح خرمشهر را که حقيقتا يک مدال گرانقيمت و مدال افتخاری در پيشانی دوران دفاع مقدس آفريدند ، گرامی میداريم . ولادت مولای متقيان را به خدمت شما عزيزان تبريک می گويم.

ابن عباس می گويد : رسول خدا صلی الله و عليه و آله و سلم فرمودند :« لَوْ أَنَّ الرِّيَاضَ أَقْلَامٌ وَ الْبَحْرَ مِدَادٌ وَ الْجِنَّ حُسَّابٌ وَ الْإِنْسَ كُتَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ.»[1]

ولادتش در کعبه آنهم با آن معجزه بی بديل ، شهادتش در محراب آنهم با آن مظلوميت تمام و در اين ميان يک شخصيت بی نظير که عبادت ، زهد ، شجاعت ، علم و همه فضائل انسانی نمونه عصر و بی مثال در روی کره زمين بود.

سعيد ابن جبیر از ابن عباس نقل می کند که رسول خدا صلی الله و عليه و آله و سلم خطاب به حضرت علی عليه السلام فرمودند :« يَا عَلِيُّ شِيعَتُكَ هُمُ الْفَائِزُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ أَهَانَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ أَهَانَكَ وَ مَنْ أَهَانَكَ فَقَدْ أَهَانَنِي وَ مَنْ أَهَانَنِي أَدْخَلَهُ اللَّهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِداً فِيها وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ يَا عَلِيُّ أَنْتَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكَ رُوحُكَ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُكَ مِنْ طِينَتِي وَ شِيعَتُكَ خُلِقُوا مِنْ فَضْلِ طِينَتِنَا فَمَنْ أَحَبَّهُمْ فَقَدْ أَحَبَّنَا وَ مَنْ أَبْغَضَهُمْ فَقَدْ أَبْغَضَنَا وَ مَنْ عَادَاهُمْ فَقَدْ عَادَانَا وَ مَنْ وَدَّهُمْ فَقَدْ وَدَّنَا يَا عَلِيُّ إِنَّ شِيعَتَكَ مَغْفُورٌ لَهُمْ عَلَى مَا كَانَ فِيهِمْ مِنْ ذُنُوبٍ وَ عُيُوبٍ يَا عَلِيُّ أَنَا الشَّفِيعُ لِشِيعَتِكَ غَداً إِذَا قُمْتُ الْمَقَامَ المحْمُودَ فَبَشِّرْهُمْ بِذَلِكَ .يَا عَلِيُّ شِيعَتُكَ شِيعَةُ اللَّهِ وَ أَنْصَارُكَ أَنْصَارُ اللَّهِ وَ أَوْلِيَاؤُكَ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ وَ حِزْبُكَ حِزْبُ اللَّهِ يَا عَلِيُّ سَعِدَ مَنْ تَوَلَّاكَ وَ شَقِيَ مَنْ عَادَاكَ »[2]

ابوذر غفاری می گويد : روزی در کنار پيامبر اسلام نشسته بوديم که آن حضرت ايستاد و نماز خواند و سجده شکر به جای آورد و آنگاه خطاب به من فرمودند :« يَا جُنْدَبُ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى آدَمَ فِي عِلْمِهِ وَ إِلَى نُوحٍ فِي فَهْمِهِ وَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ فِي خَلَّتِهِ وَ إِلَى مُوسَى فِي مُنَاجَاتِهِ وَ إِلَى عِيسَى فِي سِيَاحَتِهِ وَ إِلَى أَيُّوبَ فِي صَبْرِهِ وَ بَلَائِهِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى هَذَا الرَّجُلِ الْمُقَابِلِ الَّذِي هُوَ كَالشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ السَّارِي وَ الْكَوْكَبِ الدُّرِّيِّ أَشْجَعُ النَّاسِ قَلْباً وَ أَسْخَى النَّاسِ كَفّاً فَعَلَى مُبْغِضِهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلَائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ » ابوذر می گويد:« فَالْتَفَتَ النَّاسُ يَنْظُرُونَ مِنْ هَذَا الْمُقْبِلِ فَإِذَا هُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِب علَيْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ.»[3]

وفات حضرت زينب (س)

15 رجب سالروز رحلت دختر امير المومنين حضرت زينب کبری عليهاالسلام است. حضرت زينب (س) در پنجم جمادى‏الاولى سال پنجم يا ششم هجرت در مدينه چشم به جهان گشود.پيامبر اسلام صلی الله و عليه و آۀه و سلم نامش را زينب يعنی زينت پدر نامگذاری کرد که حقيقتا اين دختر زينت پدر شد.و فرمودند : حاضرين به غائبين برسانند اين دختر شبيه خديجه است او را گرامی بدارند. زينب هم فرزند پيامبر بود و هم از صحابه آن حضرت محسوب می شد و هم در کودکی راوی بود که خطبه فدکيه زهرای مرضيه را ايشان نقل کردند. وهمچنين دانشمند بود و مفسر قرآن. او عابدی بود که در سخت ترين زمان نيز تهجد و شب زنده داريش ترک نشد. امام زین العابدین علیه السلام که در سفر کربلا همسفر زینب علیهاالسلام بوده است، می‌فرماید:

«انّ عمتی زینب علیهاالسلام کانت توّدی صلاتها، من قیام الفرائض والنوافل، عند مسیرنا من الکوفة الی الشام، و فی بعض المنازل، کانت تصلی من جلوس لشدّة الجوع و الضّعف...»[4] يعنی " عمّه‌ام زینب علیهاالسلام در تمام طول سفر اسارت از کوفه تا شام، پیوسته نمازهای واجب و مستحب خود را انجام می‌‌داد، و رنج‌های سفر و مشکلات پرستاری کودکان یتیم و دلداری زنان داغدار، او را از ادای مناجات و تهجد غافل نمی‌کرد، حتی در بعضی از منزل‌گاه‌ها می‌دیدم که وی در اثر ضعف و گرسنگی، به‌ صورت نشسته نمازهای خود را می‌خواند، وقتی با نگرانی علت آن را جویا شدم، وی گفت: سهمیه غذای خود را میان کودکان تقسیم کرده‌ام، و از شدت ضعف و فرسودگی توانایی ایستادن ندارم ...!"

تغيير قبله

15 رجب سالروز تغيير قبله از بيت المقدس از کعبه است .پيامبر اسلام 13 سال در مکه و دو سال در مدينه به سوی بيت المقدس نماز خواند تا در سال دوّم هجری دستور صادر شد که به طرف مسجدالحرام و کعبه نماز بخواند. امروز اين جای تأسف است که بيت المقدس در دست صهيونيسم و مسجدالحرام در دست وهابيون فرزند ناخلف انگليس اشغال شده است .



[1] - بحارالأنوار     38     197

[2] - بحارالأنوار     65     7

[3] - بحارالأنوار     39     38

[4] - ریاحین الشریعه، ج 3، ص 62

 
طراح و برنامه نویس: اکین