خطبه های نماز جمعه مورخه 27/02/1392 PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۰۳ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۱۸

خطبه های نماز جمعه مورخه 27/02/1392

فطرت و آفرينش انسان ، خدائی است . يعنی خدای متعال، انسان را طوری آفريده است که از درون خود، خدا را می خواهد يعنی خداخواهی انسان در سرشت انسان نهاده شده است. همه موحد و مسلمان به دنيآ می آيند همه دل پاک و مطهر دارند . خدای متعال می فرمايد :« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »[1]يعنی "وجه خود را به سوي دين بدار، سرشت خدايي كه خدا همة انسانها را بر آن سرشته است و هيچ تغييري در اين آفرينش خدا نيست."

حكماء و علماء و مفسرين معاني مختلفي براي فطرت گفته‌اند، امّا شايد بهترين و جامع‌ترين تعاريف اين باشد كه «فطرت عبارت است از نوعي هدايت تكويني انسان در دو حوزة‌شناخت و احساس»[2]

در توضيح اين جمله يک روايت از امام صادق عليه السلام و يک روايت از پيامبر اسلام نقل شده است . پيامبر اسلام صلی الله و عليه و آله و سلم فرمودند :« كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ حَتَّى يَكُونَ أَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ وَ يُنَصِّرَانِهِ.»[3] يعنی " هرمولودی با فطرت،متولد می‌شود مگرآنکه پدرومادر،او رابه آئین یهودیت ونصرانیت بارآورند." و امام صادق عليه السلام نيز روايتی به همين مضمون دارد که در وسائل الشيعه نقل شده است.

در قرآن آيات مکرری به مضمون وارد شده است که همه انسانها در عمق وجودشان تخم خداشناسی و محبت به خدا و دينداری دارند. در يک جا می فرمايد :« فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُون.»[4] يعنی " هنگامي كه در كشتي سوار مي‌شوند، خدا را با اخلاص مي‌خوانند، ولي آن گاه كه (خدا) آنها را به خشكي رساند و نجات داد به پروردگار خود شرك مي‌ورزند."

در حديث معروفي آمده است: «شخصي به حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ عرض كرد: مرا به خدا راهنمايي كن. فرمود: هيچ سوار كشتي شده‌اي؟ گفت: آري. فرمود: هيچ اتفاقي افتاده است كه كشتي تو بشكند و به حالت اضطراب افتاده باشي و چاره‌اي براي نجات نيابي؟ گفت: آري. فرمود: آيا دل تو تعلق گرفت به اين كه موجودي هست كه قادر به خلاصي تو باشد؟ گفت: آري. فرمود: آن موجود همان خداوند قادر متعال.[5]

از همه اين مطالب اين نکته بدست می آيد که در درون همه ی انسانها خدا وجود دارد ولی اين فطرت بايد پرورش يابد. خدای متعال اين فرزند پاک و با اين فطرت الهی را به والدين داده است که فطرت آنها را شکوفا کنند. کار بزرگ و مهم را خود خدای متعال انجام داده و ادامه آن را از والدين خواسته است. اين وظيفه سنگين والدين است که همانطوری که خورد خوراک و گردش و سياحت و کامپیوتر و علوم روز را به فرزندانشان می آموزند ، فطرت آنها را نيز درست تربيت کنند آنها را به خدای بزرگ آشنا کنند. اين وظيفه بسيار مهم حساس و سرنوشت ساز است .

معنای تربيت نيز همين است که استعدادهای فرزندان را به فعليت برسانيم . فطرت الهی آنها را شکوفا کنيم. راه اي« تربيت اين است که رفتارمان و گفتارمان طبق دستور خدا باشد. خودمان دروغ نگوييم و به فرزندانمان دروغ گفتن را ياد ندهيم . خودمان غيبت نکنيم و به فرزندانمام غيبت کردن را ياد ندهيم . خودمان مال مردم و مال حرام نخوريم وبه قرزندانمان حرام خوری را ياد ندهيم . خودمان نماز بخوانيم و نماز خواندن را به فرزندانمام ياد دهيم . اين يک توصيه نيست يک وظيفه است .

بايد خودمان از خود حساب بکشيم که چقدر در همين راستا حرکت کرده ايم. بچه ، دزد به دنيا نمی آيد ، والدين ، دوستان ، محيط آنها را دزد پرورش می دهد. فرزند معتاد و سيگاری به دنيا نمی آيد ، والدين و دوستان آنها را سيگاری يا معتاد می کنند. فرزند از خدا متنفر به دنيا نمی آيد اين والدين هستند که آنها را طوری بزرگ می کنند که خدا را فراموش می کنند.

امروز يک پدر ده پسر را با هزار زحمت نگه می دهد و هزينه آنها را با مشقن بدست می آورد ولی يکبار به بچه ها اگر موذب و سالم باشند ، سرکوف نمی کند ، آنها را از خانه بيرون نمی کند ، از خانه قهر کرده آنها را ترک نمی کند ولی ده پسر وقتی ازدواج کردند و ديگر به پدر نياز نداشتند ، همه پدرشان و مادر پيرشان را تنها می گذارند و شايأ روزها و هفته ها می گذرد يکبار حالشان را نمی پرسند. تنها اين فرزند مقصر نيست پدر و مادر نيز مقصر است . چرا که در تربيت او کوتاهی کرده است . شکم او را با مال حرام پرد کرده و گوشت و پوست او از حرام رشد نموده الان رحمت الهی که پدرو مادرش را مورد تکريم قرار دهد در وجود آن نيست .

همه بدانيم که تربيت صحيح فرزندان نه تنها صدقه جاری برای عالم آخرت است بلکه سرمايه بزرگ برای روز پيری است و بی توجهی به تربيت فرزندان نه تنها موجب گرفتاری انسان پس از مرگ است بلکه آفت جان انسان در دوران پيری است . انسان عاقل راه با صرفه را انتخاب می کند.

بچه های خودمان را بامعارف الهی ، با قرآن ، با مساجد با واجبات از کودکی آشناکنيم . تا هم آنها اهل سعادت شوند و هم برای ما صدقه جاری پس از مرگ حساب شوند و هم مونس و غمخوار ما در دوران پيری واقع شوند و هم به وظيفه خود عمل کرده باشيم.

خطبه دوّم

فضيلت ماه رجب

ماه رجب آغاز يک سفر معنوی است که اين سفردر ماه مبارک رمضان به اوج خود می رسد . کسانی در ماه مبارک رمضان بيشترين بهره را خواهند برد که در فرصت ماه رجب و شعبان و از فيوضات اين ماه بيشتر استفاده کرده باشند. چرا که اين دو ماه به مثابه دروازه ورد به ضيافت الهی است .

اگر می توانيم برخی از مستحبات اين ماه از جمله روزه و نمازهائی که در اين ماه وارد شده است انجام دهيم . و اگر توان انجام اينها را نداريم لااقل مراقب رفتار خود باشيم که مرتکب گناه نشويم . از حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام روایت است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه دارد بهشت او را واجب گردد. در روايت وارد شده است که رجب نام نهری است در بهشت که از شیر، سفیدتر و از عسل، شیرین‏تر است; هر کس یک روز از آن را روزه بدارد خداوند از آن نهر به او بیاشامد.

از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده که پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: رجب ماه استغفار امت من است، پس در این ماه طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را «اصب‏» می‏گویند زیرا که رحمت ‏خداوند در این ماه بر امت من بسیار ریخته می‏شود پس بسیار بگوئید استغفر الله و اسئله التوبة.

در حکایتی دل نشین از پیامبر گرامی اسلام از زبان شخصی به نام ثوبان این چنین آمده است که: با رسول خدا(ص) در قبرستان بودیم. حضرت ایستاد و گذشت و دوباره ایستاد. عرض کردم: یا رسول الله، چرا این گونه رفتار می کنید؟ پس آن حضرت گریه شدیدی کرد، ما هم گریه کردیم. آن گاه فرمود: ای ثوبان، صدای ناله اهل عذاب را شنیدم. بر آنها رحم کردم، دعا کردم و خداوند عذاب آنها را تخفیف داد. سپس فرمود: ای ثوبان! اگر کسانی از اهل این قبرستان، که در عذابند، یک روز از ماه رجب را روزه گرفته بودند و یک شب را تا صبح قیام می کردند و به عبادت می پرداختند، در قبرها معذب نمی شدند.

از جمله اعمال اين ماه اعتکاف است که در شهر ما نيز سالهاست توسط زنان و مردان متدين انجام می گيرد. اميد است کسانی که می توانند در اين مراسم شرکت کنند از فيض آن محروم نشوند. و کسانی که نمی توانند برای سحر و افطار روزه داران کمک کنند.

ولادت امام جواد عليه السلام

10 رجب سلروز ولادت حضرت امام محمد تقى «جواد الائمه»(ع) (195 ه ق) است . امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجری در مدينه ولادت يافت. وقتی امام رضا عليه السلام در سال 203 ه ق به شهادت رسيد امام جواد هشت ساله بود که امامت به وی منتقل شد. مأمون برای کنترل امام جواد عليه السلام دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد . و همچنين برای تحقير امام جلسات متعددی با فقهاء و دانشمندان تشکيل می داد ولی در هرجلسه امام جواد علي] السلام سربلند و پيروز بود.

چنانکه در آغاز امامت امام نهم ، مأمون مجالس مناظره تشکيل داد و از يحيی بن اکثم که قاضی بزرگ دربار وی بود ، خواست تا از امام (ع ) پرسشهايی کند ، شايد بتواند از اين راه به موقعيت امام (ع ) ضربتی وارد کند . روزی جلسه بزرگی تشکيل داد و امام جواد (ع ) و همه بزرگان و دانشمندان را در مجلس حاضر کرد . و آنگاه از يحيی خواست آنچه مي خواهد بپرسد . يحيی که پيرمردی سالمند بود ، پس از اجازه مأمون و حضرت جواد (ع ) گفت : اجازه مي فرمايی مسأله ای از فقه بپرسم ؟ حضرت جواد فرمود : آنچه دلت مي خواهد بپرس . يحيی بن اکثم پرسيد : اگر کسی در حال احرام قتل صيد کرد چه بايد بکند ؟ حضرت جواد (ع ) فرمود : آيا قاتل صيد محل بوده يا محرم ؟ عالم بوده يا جاهل ؟ به عمد صيد کرده يا خطا ؟ محرم آزاد بوده يا بنده ؟ صغير بوده يا کبير ؟ اول قتل او بوده يا صياد بوده و کارش صيد بوده ؟ آيا حيوانی را که کشته است صيد تمام بوده يا بچه صيد ؟ آيا در اين قتل پشيمان شده يا نه ؟ آيا اين عمل در شب بوده يا روز ؟ احرام محرم برای عمره بوده يا احرام حج ؟ يحيی دچار حيرت عجيبی شد . نمي دانست چگونه جواب گويد . سر به زير انداخت و عرق خجالت بر سر و رويش نشست . درباريان به يکديگر نگاه مي کردند . مأمون نيز که سخت آشفته حال شده بود در ميان سکوتی  که بر مجلس حکمفرما بود ، روی به بنی  عباس و اطرافيان کرد و گفت : - ديديد و ابوجعفر محمد بن علی الرضا را شناختيد ؟ سپس بحث را تغيير داد تا از حيرت حاضران بکاهد .

عياشی در تفسير خود از ذرقان که همنشين و دوست احمد بن ابی دؤاد بود ، نقل مي کند که ذرقان گفت : روزی دوستش ( ابن ابی دؤاد ) از دربار معتصم عباسی برگشت و بسيار گرفته و پريشان حال به نظر رسيد . گفتم : چه شده است که امروز اين چنين ناراحتی ؟ گفت : در حضور خليفه و ابوجعفر فرزند علی بن موسی الرضا جريانی پيش آمد که مايه شرمساری و خواری ما گرديد . گفتم : چگونه ؟ گفت : سارقی را به حضور خليفه آورده بودند که سرقتش آشکار و دزد اقرار به دزدی کرده بود . خليفه طريقه اجرای حد و قصاص را پرسيد . عده ای از فقها حاضر بودند ، خليفه دستور داد بقيه فقيهان را نيز حاضر کردند ، و محمد بن علی الرضا را هم خواست . خليفه از ما پرسيد : حد اسلامی چگونه بايد جاری شود ؟ من گفتم : از مچ دست بايد قطع گردد . خليفه گفت : به چه دليل ؟ گفتم : به دليل آنکه دست شامل انگشتان و کف دست تا مچ دست است ، و در قرآن کريم در آيه تيمم آمده است : فامسحوا بوجوهکم و ايديکم . بسياری از فقيهان حاضر در جلسه گفته مرا تصديق کردند . يک دسته از علماء گفتند : بايد دست را از مرفق بريد . خليفه پرسيد : به چه دليل ؟ گفتند : به دليل آيه وضو که در قرآن کريم آمده است : ... و ايديکم الی المرافق . و اين آيه نشان مي دهد که دست دزد را بايد از مرفق بريد . دسته ديگر گفتند : دست را از شانه بايد بريد چون دست شامل تمام اين اجزاء مي شود . و چون بحث و اختلاف پيش آمد ، خليفه روی  به حضرت ابوجعفر محمد بن علی کرد و گفت : يا اباجعفر ، شما در اين مسأله چه مي گوييد ؟ آن حضرت فرمود : علمای شما در اين باره سخن گفتند . من را از بيان مطلب معذور بدار . خليفه گفت : به خدا سوگند که شما هم بايد نظر خود را بيان کنيد . حضرت جواد فرمود : اکنون که من را سوگند مي دهی  پاسخ آن را مي گويم . اين مطالبی که علمای اهل سنت درباره حد دزدی بيان کردند خطاست . حد صحيح اسلامی آن است که بايد انگشتان دست را غير از انگشت ابهام قطع کرد . خليفه پرسيد : چرا ؟ امام (ع ) فرمود : زيرا رسول الله (ص ) فرموده است سجود بايد بر هفت عضو از بدن انجام شود : پيشانی ، دو کف دست ، دو سر زانو ، دو انگشت ابهام پا ، و اگر دست را از شانه يا مرفق يا مچ قطع کنند برای سجده حق تعالی محلی باقی نمي ماند ، و در قرآن کريم آمده است " و ان المساجد لله ... " سجده گاه ها از آن خداست ، پس کسی نبايد آنها را ببرد . معتصم از اين حکم الهی و منطقی بسيار مسرور شد ، و آن را تصديق کرد و امر نمود انگشتان دزد را برابر حکم حضرت جواد (ع ) قطع کردند . ذرقان مي گويد : ابن ابی دؤاد سخت پريشان شده بود ، که چرا نظر او در محضر خليفه رد شده است . سه روز پس از اين جريان نزد معتصم رفت و گفت : يا اميرالمؤمنين ، آمده ام تو را نصيحتی کنم و اين نصحيت را به شکرانه محبتی که نسبت به ما داری  مي گويم . معتصم گفت : بگو . ابن ابی دؤاد گفت : وقتی مجلسی از فقها و علما تشکيل مي دهی تا يک مسأله يا مسائلی را در آنجا مطرح کنی ، همه بزرگان کشوری  و لشکری حاضر هستند ، حتی خادمان و دربانان و پاسبانان شاهد آن مجلس و گفتگوهايی  که در حضور تو مي شود هستند ، و چون مي بينند که رأی علمای بزرگ تو در برابر رأی محمد بن علی الجواد ارزشی ندارد ، کم کم مردم به آن حضرت توجه مي کنند و خلافت از خاندان تو به خانواده آل علی منتقل مي گردد ، و پايه های قدرت و شوکت تو متزلزل مي گردد . اين بدگويی و اندرز غرض آلود در وجود معتصم کار کرد و از آن روز در صدد برآمد اين مشعل نورانی و اين سرچشمه دانش و فضيلت را خاموش سازد .

همين پيروزيها در مناظرات و سخن چيمیها باعث شد که معتصم ، امام جواد عليه السلام را در سن 25 سالگی توسط ام الفضل به شهادت بساند.

انتخابات

ثبت نام از کانديداهای رياست جمهوری تمام شد و شورای محترم نگهبان در حال بررسی صلاحيتهاست. گاهی ديأه می شود افرادی که در تأييد يا رد صلاحيتها هيچ جايیگاه قانونی ندارند ، به شورای نگهبان وظيفه تعيين می کنند و آنوقت ممکن است از قانون و قانون مداری نيز سخن بگويند . تجربه در طول مدت انقلاب نشان داده است که شورای محترم نگهبان همواره بر اساس حجت عمل نموده است و همه افراد بايأ بر تصميم اين شورا تمکين کنند.

انتخابات در طول انقلاب همواره به عنوان يک سرمايه ملی برای کشور بوده و حتی دشمنان ما سياست خود را در برخورد و تعامل با نظام اسلامی براساس انتخابات تنظيم نموده اند. اين نقش آفرينی انتخابات و شرکت حداکثری مردم و انتخاب اصلح در اين دوره بسيار برجسته است.

آمريکا و اسرائيل به دليل بيداری امت اسلامی و سرنگونی نوکران غربی آنان در برخی کشورها و پيروزی و موفقيّت ملت ايران در عرصه های مختلف ، مانند مار زخم خورده البته در ضعيف ترين حالت خود قرار گرفته اند. به همين دليل اين انتخابات از بحث هسته ای نيز مهمتر است. چرا که شرکت گسترده مردم در انتخابات ، مشکلات عمده ای که از جانب دشمنان تحميل شده است ، فرکش خواهد کرد. هنوز انتخابات صورت نگرفته است سايه سنگين آن بر سر دشمنان سايه افکنده گرچه تمام تلاششان اين است که مردم را دلسرد کنند و نگذارند در انتخابات شرکت کنند ولی در خصوص نوع تعامل با نظام سکوت کرده اند و منتظر نحوه شرکت مردم در انتخابات هستند.



[1] - روم، 3.

[2] - مصباح يزدي، محمد تقي، معارف قرآن (خداشناسي، كيهان شناسي، انسان شناسي) ص 26، انتشارات موسسه امام خميني، چ سوم، 1380.

[3] - بحارالأنوار     3     281

[4] - عنكبوت، 65.

[5] - الحويزي، عبدعلي بن جمعه، نور الثقلين، ج 1، ص 13، توحيد صدوق، ص 231، از انتشارات مكتبة الصدوق، تهران، 1387 ق.

 
طراح و برنامه نویس: اکین