خطبه های نماز جمعه مورخه 16/01/1392 PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۰۳ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۱۶

خطبه های نماز جمعه مورخه 16/01/1392

تأثير لقمه بر کودک

اولاد از يک جهت امانت خداوند است و از جهت ديگر سرمايه مادی و معنوی انسان است . امانت بودنش مقتضی دقت در حفظ آن است که بايد آنطوری که خدای متعال از ما خواسته است تربيت کنيم و سرمايه بودنش اقتضاء می کند که آن را طوری تربيت کنيم که نه تنها در دوران پيری ما به درد ما بخورد بلکه بعد از مردنمان صدقه جاريه برای ما باشد . کمترین بی توجهی ، خسران جبران ناپذیر به بار می آورد . چرا که از يک طرف در امانت الهی خيانت می شود و از طرف ديگر سرمايه حقيقی ما از دست می رود . اگر فرزندانمان آن طوری که خدای متعال خواسته است تربيت شده اند حق امانت را اداء کرده ايم و اگر در دوران پيری و حتی پس از مرگ به عنوان صدقه جاری به درد ما خوردند ، معلوم می شود سرمايه بزرگی برای خود بدست آورده ايم . ولکن گاهی مشاهده می کنيم که گويا نه در حفظ امانت موفق بوده ايم و نه در سرمايه گذاری درست عمل کرده ايم. چرا که فرزندانمان نه آن طوری که خواست و مطلوب خداست ، تربيت شده اند ونه آن طوری که به درد ما بخورند ، بزرگ شده اند . رازش اين است که قواعد بازی را رعايت نکرده ايم و اصول تربيت اسلامی را رعايت نکرده ايم.

لقمه حلال از اصول تربيت

يکی از مهمترين اصول تربيت اسلامی اين است که به فرزندانمان ، قبل از تولّد و بعد از تولّد غذای پاک بدهيم. بايد کاری کنيم که نه تنها گوشت و پوست و استخوان آنها از غذای حلال رشد کند بلکه روح و جان و حقيقت آنها نيز از غذای پاک تشکيل شود.

اينهم ريشه اش بر يک باور نادرست برمی گردد که بر روزی رسانی خدای متعال اعتماد کافی و وافی پيدا نمی کنيم. درست به همين دليل به خاطر ترس از فقر به دامن غذای حرام آلوده می افتيم . اين را با تمام وجود باور کني» که خدای متعال بر روزی ما متعهد شده است و آن را با کمترين فعاليّت خواهد رساند .

غذای کرمی در عمق آب

علامه مجلسی در جلد 14 بحارالانوار نقل می کند : روزی حضرت سلیمان(ع) درکنار دریا نشسته بود. نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را با خود به طرف دریا حمل می کرد. سیلمان(ع) دید او به آب دریا رسید. در همان لحظه قورباغه ای سرش از آب بیرون آورد و دهانش را گشود. مورچه به داخل دهان آن وارد شد و قورباغه به درون آب رفت. سلیمان مدّتی شگفت زده به فکر فرو رفت. ناگاه دید همان قروباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود و مورچه از دهانش بیرون آمد، ولی دانه گندم را همراه خود نداشت. سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت آن را پرسید. مورچه گفت « ای پیامبر خدا! در قعر این دریا سنگی توخالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند. خداوند آن را در آنجا آفرید. کرم نمی تواند از آنجا خارج شود. خداوند این قورباغه را مأمور کرده تا مرا به سوی آن کرم حمل کند . قورباغه مرا به آنجا می برد و دهانش را نزدیک سوراخ می گذارد. من از دهان آن بیرون می آیم و دانه گندم را نزد کرم می گذارم و سپس به دهان قورباغه که در انتظار من است، باز می گردم و آن هم مرا به خشکی باز می گرداند.

حضرت سلیمان(ع) به مورچه گفت: وقتی که دانه گندم را برای کرم می بری، آیا سخنی از آن شنیده ای؟» گفت آری، او می گوید:« يَا مَنْ لَا يَنْسَانِي فِي جَوْفِ هَذِهِ الصَّخْرَةِ تَحْتَ هَذِهِ اللُّجَّةِ بِرِزْقِكَ لَا تَنْسَ عِبَادَكَ الْمُؤْمِنِينَ بِرَحْمَتِكَ.»[1] يعنی " ای خدایی که روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی، رحمتت را در مورد بندگان با ایمانت فراموش نکن."

وقتی خدای متعال اين گونه روزی رسان است که يکی از مخلوقات کوچک خود را در عمق دريا و زير سنگها فراموش نمی کند ، چگونه ما را فراموش می کند . ما از ترس فقر و نداری و عدم اعتماد به خدا از پرداخت خمس و زکات خودداری می کنيم و يا گرفتار گرانفروشی يا سایر راهها حرام می شويم . آن وقت نسلمان را خراب می نماييم. پيامبر اکرم صلی الله و عليه و آله و سلم فرمودند :« حَقُّ الوَلَدِ عَلى والِدِهِ. . . أَن لايَرزُقَهُ إِلاّطَيِّبا.»[2]يعنی " حق فرزند بر پدرش اين است كه . . . جز از راه حلال، روزى او را تامين نكند." باز فرمودند :« اَدِّبُوا اَولادَكُم فى بُطونِ اُمَّهاتِهِم. قيلَ: وَكَيفَ ذلِكَ يا رَسُولَ اللّه‏ِ؟ فَقالَ: بِاِطعامِهِمُ الحَلالَ.»[3] يعنی " فرزندانتان را در رحم مادرانشان تربيت كنيد. سئوال شد: اين چطور ممكن است، اى رسول خدا؟ فرمودند: با خوراندن غذاى حلال (به مادرانشان)." امام صادق عليه السلام فرمودند :« كَسْبُ الْحَرَامِ يَبِينُ فِي الذُّرِّيَّةِ.»[4]يعنی " آثار کسب حرام در نسل آدمي آشکار مي شود."

نطفه ای که از آن فرزندان به وجود می آیند، از غذایی که پدر و مادر تناول می کنند، تولید می شود و در صورت نامشروع بودن «درآمد» ، شیطان در به وجود آمدن این فرزندان مشارکت می کند و گرایش این فرزندان به گناه بیشتر می شود و تربیت آنها سخت تر و تکامل اخلاقی شان با مشکلات زیادتری روبه رو خواهد شد. لقمه حرام ، چنان در جان و روان یک طفل اثر می گذارد که نمی تواند به آسانی از افاضات نورانی حق تعالی کسب نور کند و به سعادت راه یابد. خداوند متعال پس از اين که به شيطان می فرمايد « اذْهَبْ فَمَن تَبِعَکَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤکُمْ جَزَاءً مَوْفُورًا.» يعنی "(ای شیطان) برو! هر کس از آنان که از تو تبعیّت کند، جهنّم کیفر شماست؛ کیفری فراوان." می فرماید:« وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُورا.»[5] يعنی " هر كدام از آنها را مى‏توانى با صدايت تحريك كن! و لشكر سواره و پياده‏ات را بر آنها گسيل دار! و در ثروت و فرزندانشان شركت جوى! و آنان را با وعده‏ها سرگرم كن!- ولى شيطان، جز فريب و دروغ، وعده‏اى به آنها نمى‏دهد." اين که می فرمايد « وَشارِکْهُمْ فِی الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ» يعنی " و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی" بر اساس روایات، شرکت شیطان در فرزندان آن است که نطفه فرزندان از مال حرام منعقد شده باشد.

سوراخ کردن مشک

نقل است که علامه مجلسی دوم در سن هفت سالگی به همراه پدر بزرگوار و عالم خود به مسجد رفته بودند. شبی در صحن مسجد مشغول بازی بود در هنگام بازی مشک یک مرد سقا را با سوزنی سوراخ کرد، جریان را به اطلاع پدر او رساندند. او پول مشک را به سقا داد و او را راضی کرد، ولی از این پیشامد بسیار ناراحت بود و به دنبال علت این واقعه می گشت. وقتی به منزل آمد نزد همسر خود رفت و گفت: «من تمام دستورات اسلامی مربوط به فرزند را قبل از انعقاد نطفه و پس از آن به لحاظ حلال و حرام بودن و نوع خوراک عمل نموده ام. بنابراین عمل این فرزند مربوط به یک کوتاهی از طرف تو باید باشد.»

همسر ایشان پس از تأمل می گوید: «هنگامی که باردار بودم به منزل همسایه رفتم و در هنگام بازگشت در حیاط منزل همسایه درخت اناری بود و من چون باردار بودم تمایل به ترشی وانار پیدا کردم لذا سوزنی از لباسم را به انار زده و اندکی از آن را مکیدم، اما متوجه شدم که انار شیرین است لذا انار را رها کرده و به صاحب منزل نگفتم.» پدر علامه گفت :يک سوزن بدون اجازه به انار همسايه زدي امروز فرزندت همان سوزن را به مشک سقا زد.

وارد شده است که زن و فرزندان آدمی در روز قیامت به او می آویزند و او را در موقف حضور پروردگار باز می دارند و می گویند: پروردگارا! حق ما را از این شخص بستان. به درستی که ما جاهل به احکام شریعت بودیم و او ما را تعلیم نکرد و غذای حرام به ما خورانید و ما عالم به آن نبودیم.

خطبه دوّم

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلّم ) : «ثَلَاثٌ لَوْ تَعْلَمُ أُمَّتِي مَا لَهُمْ فِيهِنَّ لَضَرَبُوا عَلَيْهِنَّ بِالسِّهَامِ الْأَذَانُ وَ الْغُدُوُّ إِلَى الْجُمُعَةِ وَ الصَّفُّ الْأَوَّلُ »[6] يعنی " پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) فرمودند: سه چيز است كه اگر امّتم مي‌دانستند درآن سه چيز چقدر ثوابي براي آنها است براي انجام آن قرعه كشي مي‌كردند، (آن سه چيز) اذان گفتن وآمدن به نمازجمعه و ايستادن در صف اوّل نماز است."

سالروز قطع رابطه سياسى ايران و آمريكا

20فروردین سالروز قطع رابطه سياسى ايران و آمريكا است . اكنون بيش از سه دهه از قطع رابطه سياسى ايران و آمريكا و فشارهاى اقتصادى و سياسى‏اى كه آمريكا تحت عنوان تحريم‏هاى يكجانبه و چند جانبه عليه ايران به وجود آورده است مى‏گذرد. اما امروز با حساب سرانگشتی می بينيم تنها کاری که آمريکا توانسته است بر عليه ملت ايران بکند ، زحمت افزائی است . يعنی تنها زحمت مردم ايران را زياد نموده ولکن نه تنها نتوانسته است مردم ايران را به عقب نشينی وادارد بلکه نتوانسته است جلوی پيشرفت را بگيرد.

رمز پيروزی ملت ايران در مقابل توطئه های پيچيده سه دهه آمريکا استقامت ملت ايران با اتکاء به خدا و ايمان به خداست . شما تنها به اين نکته توجه کنيد که روزى بود كه مسؤولين ما قانع بودند كه اجازه بدهند ما 25 سانتريفيوژ در كشور داشته باشيم؛ آنها گفتند نمى‏شود! اينها قانع شدند كه 5 تا سانتريفيوژ داشته باشيم؛ باز هم گفتند نمى‏شود! مسؤولين ما قانع شدند كه 3 تا سانتريفيوژ داشته باشيم؛ باز هم گفتند نمى‏شود. اما امروز نزديک به 13 هزار سانتريفيوژ به دست توانمند دانشمندانمان ساخته و نصب شده است .

دشمنی آمريکا ، مارا بامشکل مواجه کرده ولی موجب شکوفائی استعدادهای علمی ، جوانان نيز شده است.

انتخابات شورا

ما در آستانه دو انتخابات يکی انتخاب رئيس جمهور و ديگری انتخاب شورای اسلامی ، در پيش داريم. می خواهم چند نکته در خصوص انتخاب شورا به حضورتان عرض کنم :

نکته اوّل : کسانی که می خواهند وارد انتخابات بشوند از خودشان بپرسند چرا می خواهند شورا شوند؟ آيا می خواهند به شهرشان خدمت کنند يا می خواهند شهرت پيدا کنند و مطرح شوند و يا در انتخابات آينده مجلس تأثير بگذارند . اگر هدفشان بخش دوّم است بايد بدانند اين مردم جز خدا کسی را ندارند که به فريادشان برسد به همين دليل به جای عزت ، حقير و به جای شهرت ، بدبخت خواهند شد. و اگر هدفشان خدمت است ببينند آيا توانمندی را دارند يا نه ؟ از شهر و شهرداری و عمران و آبادانی و مانند آن چه می دانند؟ بی خود ، خود و مردم را معطل نکنند.

نکته دوّم : کسانی که به عنوان دارو دسته يک فردی که می خواهد در آينده در انتخابات مجلس شرکت کند ، در انتخابات شورا به صحنه می آيند ، مردم بدانند اوّلين گرفتاری مردم گرمی تاکنون در شورای اسلامی از ناحيه همين قسم افراد بوده است. کسانی که به شورا می آيند تا در آينده از فرد خاصی در انتخابات مجلس حمايت کنند ، اينها توان فکری خود را به جای مسائل مهم شهری در بحثهای غير مفيأ سياسی صرف خواهند کرد و به در مردم نخواهند خورد .

نکته سوّم : مردم افرادی را به شورا انتخاب کنند که تخصص مناسب داشته باشد . افرادی که از شهرسازی ، آسفالت ريزی ، عمران شهری ، بهداشت ، مقررات شهری اطلاع کافی ندارند ، انتخاب نکنند . بعضيها می گويند که نيازی نيست شورا تخصص داشته باشد چون شهردار مهندس و مشاور دارد . اين حرف درست است ولی اگر افراد خبره اعلان آمادگی کرد ، عقل حکم می کند انسان افراد متخصص را انتخاب کند.



[1] - بحارالأنوار     14     97

[2] - كنزالعمال، ج16، ص443، ح45340

[3] - جُنگ مهدوى، ص 132

[4] - الكافي     5     124

[5] - الاسراء 64

[6] - مستدرك ج6ص459

 
طراح و برنامه نویس: اکین