خطبه های نماز جمعه مورخع 02/01/1392 PDF چاپ نامه الکترونیک
جمعه ۰۳ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۱۴

خطبه های نماز جمعه مورخع 02/01/1392

تأثیر غذا در روح و روان انسان 

غذا يکی از نيازهای ضروری انسان است . انسان نمی تواند بدون غذا زنده بماند و بايد غذا مصرف کند ولکن اين مسأله که چه غذائی بخورد و از چه راهی آن را بدست آورد بسيار مهم است . زيرا همانطوری که گياهان در رشد خود به آب احتياج دارند و نوع آب در کيفيت گياه اثر می گذارد . اگر آب آلوده باشد گياه نيز آلوده می شود ، غذا نيز نسبت به انسان اينگونه است . غذا در جسم و جان انسان اثر دارد. غذای غير بهداشتی انسان را مسموم می کند و برخی غذاها انسان را می کشد و به همين دليل ما در هنگام خوردن غذا به آن توجه داريم و مواظب هستيم که عذای آلوده نخوريم. مهمتر از اين ، تأثير غذای آلوده در روح انسان است . همانطوری که غذای غير بهداشتی انسان را مسموم می کند و ممکن است بکشد ، غذای حرام نيز روح انسان را مسموم می کند و ممکن است انسان را مسخ کند . کما اينکه غذای حلال در رشد معنوی آن کمک می کند.

در کلمات بزرگان ما به جای غذا « لقمه » تعبير شده است تا بفهماند که يک لقمه در روح انسان و مسموم شدن آن اثر می گذارد. به همين خاطر است که از منظر اسلام ، طريقه بدست آوردن مال كه سرانجام به لقمه و غذا تبديل مي‌شود،‌ از اهميت فوق العاده‌اي برخوردار است و عدم توجّه به اين امر عواقب بسياري را به همراه دارد.

پيامبر اکرم صلی الله و عليه و آله و سلّم می فرمايد :« لَيَجِيئَنَّ أَقْوَامٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَهُمْ مِنَ الْحَسَنَاتِ كَجِبَالِ تِهَامَةَ فَيُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَى النَّارِ فَقِيلَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ أَ مُصَلُّونَ قَالَ كَانُوا يُصَلُّونَ وَ يَصُومُونَ وَ يَأْخُذُونَ وَهْناً مِنَ اللَّيْلِ لَكِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا لَاحَ لَهُمْ شَيْ‏ءٌ مِنَ الدُّنْيَا وَثَبُوا عَلَيْهِ.»[1] يعنی " در روز قيامت اقوامي با داشتن حسناتِ بسيار، به اندازة كوه‌هاي مكّه، می‏آیند و امر می‏شود که به آتش افکنده شوند. به حضرت عرض شد: يا رسول الله! آيا اين افراد نمازگزار بودند؟ حضرت مي‌فرمايند: آري ،‌ نماز مي‌خواندند، روزه مي‌گرفتند و پاره‌اي از شب را به عبادت مشغول بودند؛ لكن هرگاه بر اينان چيزي از دنيا پيدا مي‌شد، خود را بر آن مي‌افكندند."

اين که انسان خود را از حرام نگه ندارد ، دو ضرر متوجّه اوست يکی اين که فرمان خدا را زير پا نهاده است و ديگری اين که لقمه حرام به خود و خانواده خود داده و همين لقمه حرام ، روحش را نيز آلوده کرده است ، و چنین روح آلوده ، عبادت و دعايش نيز از اثر می افتد . پيامبر اسلام صلی الله و عليه و آله وسلّم فرمودند :« مَنْ أَكَلَ لُقْمَةَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ لَمْ تُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَةٌ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً وَ كُلُّ لَحْمٍ يُنْبِتُهُ الْحَرَامُ فَالنَّارُ أَوْلَى بِهِ وَ إِنَّ اللُّقْمَةَ الْوَاحِدَةَ تُنْبِتُ اللَّحْمَ[2] يعنی " هرکس يک لقمه حرام بخورد ، چهل شب نمازش قبول نمی شود و چهل روز دعايش مستجاب نمی شود و گوشتی که با حرام روئيده است آتش جهنم بر او اولی است . ويک لقمه در روئييدن گوشت کافی است."

جهنم در سر راه ماست و آن بسيار وحشتناک است. قرآن می فرمايد: « إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفيراً ، وَ إِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً ، لا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً كَثيرا.»يعنی " وقتی گنه کاران جهنم را از دور می بينند ، شعله ها و فورانهای آتش آن را می بينند و صدای وحشتناک آتش را می شنوند. جهنم با غيظ و خشم فوران می کند . صدای وحشتناک از آن خارج می شود. آن وقت دست وپايش را با زنجيرهای آتشين می بندند و در مکان تنگی در جهنم قرار می دهند . دست و پايش با زنجير آتشين بسته شده ، در مکان بسيار تاريک و سوزان و تنک قرار گرفته ، آن وقت ناله هایش بلند می شود و بر گذشته خود افسوس می خورد. اما ندا می شود که يکبار نه بلکه بسيار ناله کن و افسوس بخور.

مرحوم ملا احمد نراقى در كتاب شريف اخلاقى معراج السعادة، در رابطه با توبه‏ى واقعى داستان شگفت آوری نقل مى‏كند که شَعوانه زنى بود جوان، خوش صدا، رقّاصه، بى‏توجّه به حلال و حرام الهى. در شهر بصره مجلس فسق و فجورى از ثروتمندان و جوانان نبود مگر اين كه شَعْوانه براى خوشگذرانى آنان در مجلس حاضر مى‏شد، او در آن مجالس آوازه‏خوانى مى‏كرد، مى‏رقصيد و بزم آلودگان را گرم مى‏كرد، شَعوانه را در اين امور عدّه‏اى از دختران و زنان همراهى مى‏كردند  .

روزى براى رفتن به مجلس بدكاران، با تعدادى از همكارانش از كوچه‏اى مى‏گذشت، شنيد از خانه‏اى ناله و افعان بلند است، با تعجب گفت: چه خبر است؟ يكى از همكارانش را براى جستجوى موضوع فرستاد، ولى از برگشتن او خبرى نشد، نفر دوم را فرستاد تا از آن مجلس خبرى بياورد برنگشت، سومى را به دنبال خبر گرفتن فرستاد و از او به اصرار خواست برگردد و مانند آن دو نفر او را به انتظار نگذارد، او رفت و بعد از اندك مدّتى بازگشت و گفت: اى خاتون، اين ناله و ماتم بدكاران و فرياد و نعره‏ى گنهكاران است !

شعوانه گفت: بهتر اين است كه خود بروم و از آن مجلس خبر بگيرم. نزديك مجلس آمد، مشاهده كرد واعظى براى مردم سخن مى‏گويد: سخنش به اين آيه رسيده بود:«إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً* وَ إِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً.»

شعوانه چون اين آيه را شنيد و با قلب و جان به مفهوم آن توجه كرد، عربده‏اى كشيد و گفت: اى گوينده! من يكى از گنهكارانم، من نامه سياهم، من شرمنده و خجالت‏زده‏ام، آيا اگر توبه كنم توبه‏ام در پيشگاه حق مورد پذيرش است؟ واعظ گفت: آرى، گناهت قابل بخشش است، گرچه به اندازه‏ى شعوانه باشد! گفت: واى بر من كه خود من شعوانه هستم، مرا چه اندازه آلودگى است كه گنهكار را به من مثل مى‏زنند، اى واعظ! از اين پس گناه نكنم و دامن آلوده نسازم و به مجلس اهل گناه قدم نگذارم. واعظ گفت: خداوند هم نسبت به تو ارحم الراحمين است.

شعوانه به حقيقت توبه كرد، اهل عبادت و بندگى شد، گوشت روييده از گناه در بدنش آب شد، دلش گداخت، سينه‏اش سوخت، ناله و فريادش به نهايت رسيد، در خود نگريست و گفت: آه! اين دنياى من، آخرتم چه خواهد شد، در درونش صدايى احساس كرد: ملازم درگاه باش تا ببينى در آخرت چه مى‏بينى.

اين آتش در جلوی راه ماست و لقمه حرام نتيجه اش ورود به اين آتش است. پس بايد چقدر مواظب باشيم. امام صادق عليه السلام فرمودند :« تَرْكُ لُقْمَةِ حَرَامٍ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْ صَلَاةِ أَلْفَيْ رَكْعَةٍ تَطَوُّعاً[3] يعنی " ترک لقمه حرام در نزد خدا از دو هزار رکعت نماز مستحبی محبوب تر است ."

خطبه دوّم

« قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلّم ) : إِنَّ اللَّهَ وَعَدَ أَنْ يُدْخِلَ الْجَنَّةَ ثَلَاثَةَ نَفَرٍ بِغَيْرِ حِسَابٍ وَ يُشَفِّعَ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ فِي ثَمَانِينَ أَلْفاً الْمُؤَذِّنُ وَ الْإِمَامُ وَ رَجُلٌ يَتَوَضَّأُ ثُمَّ يَدْخُلُ الْمَسْجِدَ فَيُصَلِّي فِي الْجَمَاعَةِ » [4]يعنی "پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم ) فرمودند :همانا خداوند متعال وعده داده است كه سه نفررا بدون حساب به بهشت وارد كند وهريك ازآنها هشتاد هزار نفرراشفاعت كنند: مؤذن، وامام جماعت وم ردي كه وضو بگيرد و وارد مسجد شود و با جماعت نماز بخواند."

تبريک سال نو

سال 1391 تمام شد و سال جديد 1392 با ظرفيتهای لازم برای انسانها در هر سليقه و ظرفيت و در هرفکر و عقيده باشند ، فرا رسيد . بنده سال جديد را به همه ملت سربلند ايران اسلامی خصوصاً شما حضار گرامی تبريک می گويم . اميدوارم سال جديد برای مردم ايران و شما عزيزان سال پرخير و برک و سال موفقيت و سلامت باشد . لازم است درين خصوص چند نکته را به خدمتتان عرض کنم :

نکته اوّل اينکه اين يک قانون عالم هستی و سنت الهی است که انسان تنبل هم در اين دنيا و هم در دنيای ديگر دستش خالی است . هرانسان به اندزه زحماتی که متحمل می شود منفعت و سود برداشت می کند. اين کلام خدای متعال است که فرمودند: « لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏ » پس بايد اگر برای خودمان نيز شده ، تلاش کنيم . سستی و تنبلی را کنار بگذاريم . هر آنچه از دستمان می آيد برای رونق زندگی خودمان آنهم از راه صحيح مضايقه نکنيم . بايد کار و تلاش کرد . بعضيها خيلی راحت طلب هستند . حتی راضی می شوند زنانشان در جلوی اين و آن دست دراز کنند ولی آنها حرکتی از خود انجام ندهند . خدای متعال متعهد شده است که روزی را برساند ولی ما بايد حرکت کنيم.

نکته دوّم اين است که ما در بيابان و تنها زندگی نمی کنيم بلکه در جامعه زندگی می کنيم که زندگی ما همانطوری که از رفتار و گفتار و کردار ديگران متأثر می شود ، فعاليّت های ما نيز در ديگران اثر می گذارد . توصيه ام اين است که در سال جديد تنها خودمان و مافع خودمان را نبينيم . بلکه در فکرهمديگر باشیم . نمی شود در جامعه ای زندگی کنی که همه در فشار و سختی و ناراحتی باشند و تو در شادی و خرمی زندگی کنی . از خودخواهی به ديگرخواهی از معيار قرار دادن منافع شخصی به معيار قرار دادن منافع عمومی ارتقاء پيدا کنيم. کسی که برای بردن سود بيشتر گرانفروشی می کند و ديگران را در فشار زندگی قرار می دهد ، کسی که مواد مخدر می فروشد تا رفاه خانواده خود را فراهم کند و دهها خانه را بی سرپرست می گذارد ، کسی که با کلاهبرداری ثروتی بدست می آورد ولی مال مردم را که به زحمت بدست آورده است از چنگش بيرون می آورد و دهها مورد ديگر چگونه می تواند ادعا کند من مسلمانم . يا چگونه می گويد من انسانم. اين هم يک قاعده است تو برای خدا کار کن و توبر بندگان خدا کار کن خداوند نيز برای تو کار خواهد کرد. امام صادق عليه السلام فرمودند :« مَنْ قَضی لِأخیهِ الْمؤمن حاجهً قضَی اللهُ عزَّوجلَّ لهُ یوْمَ القِیامهِ مِأَهَ الْفِ حاجهٍ من ذلك، أوَّلها الْجنَّهُ و من ذلك أن یُدْخل قرابَتَهُ و مَعارفهُ و أخوانَهُ الْجنَّهَ بعْد أنْ لا یَكُونوا نُصّاباً.»[5]يعنی " كسی كه یكی از خواسته های برادر دینی خود را برآورد خداوند عالم در روز قیامت صدهزار خواسته او را بر میآورد كه نخستین آنها بهشت است و از جمله این پاداشها آن است كه خویشان و آشنایان و برادران دینی او را نیز وارد بهشت می كند و به شرط اینكه ناصبی نباشند. " امام باقر عليه السلام فرمودند :« أوْحی الله عزَّوجلَّ إلی موسی أنَّ مِنْ عبادی مَنْ یَتقرَّبُ إلیَّ بِالْحسنهِ فَأُحكمهُ فِی الْجنَّهِ فقال موسی یا ربِّ و ما تِلْكَ الْحسنهُ؟ قال یَمْشی مَعَ‌أخیهِ المؤمنِ فی قضاءِ حاجتِهِ قُضِیَتْ أوْلَمْ تُقْضَ[6]يعنی "خدای عزَّوجلَّ به موسی ـ علیه السّلام ـ وحی فرمود: همانا از جمله بندگانم كسی است كه به وسیله حسنه و كار نیك به من تقرّب جوید و من او را در بهشت حاكم سازم (:بهشت را در اختیار او گذارم). موسی عرض كرد: پروردگارا! آن كار نیك چیست؟ فرمود: اینكه همراه برادر مؤمنش در راه برآوردن حاجت او گام بردارد، چه آنكه برآورده شود یا نشود. "

نکته سوّم اين است که اين هياهوی دنيا و اين بروبياها و مظاهر دنيا اعم از رياست ، مال ، فرزند و دهها چيز ديگر ما را از خدا غافل نکند. همه چيز ما خداست و همه چيزی که در دست ماست ، از ناحيه خداست . ما غير از خدا کسی را نداريم . در همين دنيا غريبيم ولی مانند آن کودک شيرخواری که مادرش او را گذاشته و جای ديگر رفته و او را با مشغله مشغول می کنند تا فراق مادر را درک نکند. اين که اطراف ما را گرفته اند در حکم آن مشغله کودک است که اگر به آن مشغول شويم فراق و جدائی از خالق متعال را احساس نخواهيم کرد بلکه ممکن است طغيان کنيم. « كَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى‏ ، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‏ .» احساس بی نيازی انسان را طاغی و سرکش و در مقابل خدا گردنش می کند. اين آيه را دقت کنيد که خدای متعال می فرمايد :« يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوب‏.»

پيام نوروزی مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری اين سال را سال حماسه سياسی و حماسه اقتصادی نام گذاری کردند. اين نامگذاری در آستانه انتخابات و همچنين در فضای تحريم که دشمنان اعمال کرده اند ، پيام خاص و روشنی دارد. مردم ايران همواره مردم حماسه ساز بوده اند. اصل انقلاب حماسه بود و دفاع جانانه از نظام در طول اين 34 سال حماسه بود . اگر پرچمدار نظاممان رهبر عزيزمان سال 92 را سال حماسه نامگذاری کردند ، انتظارشان بيش از آنچه است که مردم خلق کردند . امروز در ميدان سياست اين مردم هستند که نقش آفرينی می کنند . و در عرصه اقتصاد بايد مردم وارد ميدان شوند . اگر روزی ميرزای شيرازی برای مبارزه با انگليس خبيث استعمال توتون و تنباکو را حرام و مبارزه با امام زمان معرفی کرد و زنان دربار شاه قليانها را شکاندند ، مردم ايران نيز از نامگذاری ها بايد به عنوان نقشه راه بهره ببرند .

سخنان رهبری در مشهد مقدس بسيار مهم بود . در خصوص تهديدات اسرائيل فرمودند اسرائيل در آن حد و اندازه ای نيست که ملت ايران را تهديد کند. و خودش می داند و اگر نمی داند بداند که اگر کوچکترين خطائی از وی سر زند تل آويو و حیفا را با خاک يکسان می کنيم . و در مورد مذاکره با آمريکا فرمودند من به مذاکره خوش بين نيستم ولی مخالفش نيز نيستم . آمريکا با طرح مذاکره می خواهد نظام ايران را در مقابل افکار عمومی دنيا و مردم ايران قرار دهد . اگر آمريکا می خواهد مشکل بين ايران و آمريکا حل شود ، تنها راه و آسانترين راه اين است که آمريکا از دشمنی با ملت ايران دست بکشد . مراد آمريکا از مذاکره اين است که بياييد مذاکره کنيم و هرچه ما گفتيم شما بپذيريد . اين که مذاکره نيست .

ما نبايد در يک چيز شک کنيم و آن اين است که همانطوری که آمريکا در طبس حمله مستقيم کرد ، در فاو به حمايت نيروهای عراقی آمد ، در هشت سال جنگ پشت سر صدام ايستاد ، اموال ما را مصادره کرده ، به هواپيمای مسافربری ما حمله کرد ، تحريم اقتصادی به ما اعمال نمود ، اگر می توانست به ايران حمله کند ، و پيروز شود ، لحظه ای درنک نمی کرد. در آن روزی که ما از نظر تسليحات نظامی در تحريم و در ضعف و با مشکلات متعددی مواجه بوديم ، بينی آمريکا را با اتکاء به ايمان جوانانمان به خاک ماليده ايم ، امروز رهبر فرزانه ما که حکيم است و سخنانش حکيمانه و حساب شده است ، با صراحت تمام می گويد اگر اسرائيل خطا کند مرکزش را باخاک يکسان می کنيم ، يک پيام روشنی به آمريکا دارد و آن اين است که امروز ملت ايران از سر اقتدار با شما حرف می زند . ايران امروز با ايران آن روز که در آن لايحه کاپيتولاسيون تصويب می کرديد از زمين تا آسمان فاصله دارد.

فاطميه اوّل

فاطميه اوّل در پيش است که براساس آن برداشت از روايت که زهرای مرضيه بعد از 75 روز از رحلت نبی مکرم اسلام به شهادت رسيدند ، روز دوشنبه 13 جمادی الاول سالروز شهادت آن بانوی دوعالم است . بنده سالروز شهادت آن حضرت را به محضر شما تسليت عرض می کنم.



[1] - بحارالأنوار     67     286

[2] - بحارالأنوار     63     314

[3] - بحارالأنوار     90     373

[4] - مستدرك ج6ص449

[5] - اصول كافی، ج 2 / صفحه 193، حدیث 1 با اندكی تفاوت.

[6] - الجواهر السنیه، صفحه 441، اصول كافی، ج 2 / صفحه 195، حدیث 12.

 
طراح و برنامه نویس: اکین