خطبه های نماز جمعه مورخه 15/07/1390 PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۱۱

خطبه های نماز جمعه مورخه 15/07/1390

ارکان ايمان

حضرت امير (ع) می فرمايند:« الْإِيمَانُ لَهُ أَرْكَانٌ أَرْبَعَةٌ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ تَفْوِيضُ الْأَمْرِ إِلَى اللَّهِ وَ الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ .»[1] يعنی " ايمان چهار رکن دارد. توکل بر خدا سپردن کارها به خدا ، رضايت به قضاء الهی و تسليم در برابر دستورات خدا."

در جای ديگر وقتی از حضرت در باره حقيقت ايمان می پرسند می فرمايد الْإِیمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى الصَّبْرِ وَ الْیَقِینِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ.» يعنی " ايمان بر روی چهار ستون استوار است صبر ، يقين ، عدل و جهاد." اينها با هم فرق دارند ولی قبل از ورود به آنها لازم است ايمان را معنا کنيم که ايمان چيست؟

ايمان آنچيزی است که برای انسان در مقابل خدای عالم و دستورات او امنيّت می آورد. اگر از نظر اعتقاد و عمل در حدی بودی که از عذاب آخرت در امان بودی ايمان داری و الّا اين ايمان لقلقه زبان است. به سخنان حضرت امير گوش کنيم می فرمايد :« إِنَّمَا أَنْتُمْ إِخْوَانٌ عَلَى دِينِ اللَّهِ.» يعنی " شما با همديگر برادر دينی هستيد." آنهم با کلمه " انما " بيان می کند که گويا شما همه چيزتان اين است که برادريد که اگر اين برادری را ازدست داديد ديگر چيزی نيستيد. پس چرا با هم دشمنی می کنيد ، چرا پشت سرهم سخن ناروا می گوييد ، چرا شکست و ذلت همديگر می خواهيد ؟ حضرت علت همه اينها را اينگونه می فرمايد :« مَا فَرَّقَ بَيْنَكُمْ إِلَّا خُبْثُ السَّرَائِرِ وَ سُوءُ الضَّمَائِرِ فَلَا تَوَازَرُونَ وَ لَا تَنَاصَحُونَ وَ لَا تَبَاذَلُونَ وَ لَا تَوَادُّونَ .» يعنی " شما را از همديگر جدا نکرده است مگر خباثتی که در باطن داريد ، سوء نيتها . همين باعث شده است که همديگر را زيارت نکنيد ، خيرخواه همديگر نباشيد ، به همديگر کمک نکنيد و همديگر را دوست نداشته باشيد. " سرچشمه اينهمه جدائی و نفرت از همديگر اين است که درون شما خالی از پاکی و طهارت است. اگر به مديگر سلام هم می ديد از روی صداقت نيست ، اگر در مجالس غم و شادی يکديگر هم شرکت می کنيد از روی خيرخواهی نيست. اين بيماری از کجا پيدا شده است ؟ از دنيا دوستی. می خواهی توباشی ، تو داشته باشی ، تو در صدر بنشينی ، مردم تو را ببينند ، مردم از تو حرف بشنوند. حضرت در ادامه به اين نکته هم اشاره می کند و می فرمايد :« مَا بَالُكُمْ تَفْرَحُونَ بِالْيَسِيرِ مِنَ الدُّنْيَا تُدْرِكُونَهُ وَ لَا يَحْزُنُكُمُ الْكَثِيرُ مِنَ الآْخِرَةِ تُحْرَمُونَهُ وَ يُقْلِقُكُمُ الْيَسِيرُ مِنَ الدُّنْيَا يَفُوتُكُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ ذَلِكَ فِي وُجُوهِكُمْ وَ قِلَّةِ صَبْرِكُمْ عَمَّا زُوِيَ مِنْهَا عَنْكُمْ كَأَنَّهَا دَارُ مُقَامِكُمْ وَ كَأَنَّ مَتَاعَهَا بَاقٍ عَلَيْكُمْ .» يعنی " به شما چه شده است ، وقتی چيز اندکی از دنيا به دست شما می آيد خوشحال می شويد در حالی که وقتی چيز بزرگ اخروی را از دست می دهيد غمگين نمی شويد. چيز کوچکی که در دنيا از دستتان می رود آنقدر مضطرب می شويد و بی صبری می کنيد که در صورتتان هم معلوم می شود. گويا قرار بوده در دنيا هميشه می مانيد و آنچه که داريد هميشه برای شما می ماند." به جائی رسيديد که اگر خودتان اشکا و عيب نداشتيد برادر دينت را رسوا می کرديد. « وَ مَا يَمْنَعُ أَحَدَكُمْ أَنْ يَسْتَقْبِلَ أَخَاهُ بِمَا يَخَافُ مِنْ عَيْبِهِ إِلَّا مَخَافَةُ أَنْ يَسْتَقْبِلَهُ بِمِثْلِهِ.» يعنی " عيبی که برادرت دارد و از آشکار شدن آن می ترسد ، به ديگری نمی گويي بخاطر اينکه می ترسی او هم عيب ترا بگويد . " بدبختی ما اين است که حضرت آن فوق متخصص بيماريهای روحی و معنوی می گويد « قَدْ تَصَافَيْتُمْ عَلَى رَفْضِ الآْجِلِ وَ حُبِّ الْعَاجِلِ وَ صَارَ دِينُ أَحَدِكُمْ لُعْقَةً عَلَى لِسَانِهِ.»[2] يعنی " گويا برای دور انداختن اخرت و دوست داشتن دنيا با هم متحد شده ايد و دينتان فقط در نوک زبانتان است." اين همه بدبختی ناشی از ضعف ايمان است.

«ایمان»، تنها یک «کلمه» نیست، بلکه یک «باور قلبی» است. باوری که به زندگی انسان «جهت» می دهد و در «چگونه زیستن» او نقشی مهمّ دارد و محور ارزش گذاری برای اندیشه ها و عملکردهای مردم است.

به تعبیر قرآن، پیامبران الهی مأمور بودند تا بذر این ایمان را در دل های مردم بکارند و زندگی ها را در سایه ایمان، از صفا و معنویت و پاکی و عدالت برخوردار سازند.

ایمان باید از «دل» به «اعضا» سرایت کند و از «درون» به «بیرون» جاری شود و باور درونی در عمل خارجی انسان اثر داشته باشد، وگرنه چه ایمانی؟

بعضی از ایمان ها سطحی و تقلیدی و متعصّبانه است؛ برخی هم عمیق و براساس شناخت و تفکّر و بصیرت. به همین دلیل می گوییم دو نوع ایمان داریم: یکی «ایمانِ مستقرّ» و دیگری «ایمانِ مستودع». برخی ايمان راسخ دارندکه هيچ چيزی آن را تکان نمی دهد ولی بعضی از ايمانها بسيار ضعيف است که با کوچکترين اتفاقی به هم می خورد. بايد بکوشيم که اين سرمايه را هر روز بيشتر قويتر کنيم و بهتر از جانمان از آن مراقبت کنيم.

خطبه دوّم

فرخنده ميلاد حضرت امام على‏بن‏موسى الرضا(ع) (148 ه.ش)

11 ذيقعده سالروز ميلاد امام رضا (ع) است.

بايد اعتراف كنيم كه زندگى ائمه: به درستى شناخته نشده و ارج و منزلت جهاد مرارت‏بار آنان حتى بر شيعيانشان پوشيده مانده است. تنها برخوردهای احساسی سطحی نگری در حق ائمه را بر ما حاکم نموده است. علمای ما و تحصيل کردگان ما که با عموم مردم در ارتباطند زحمت دريافت حقيقت ائمه ا به خود نمی دهند و در نتيجه آنچه از معلومات خود در اختيار مردم می گذارند تنها داستانهای از معصومين است که آنهم خوب تحليل نمی شود.

ما امام رضا (ع) را رهبر فکری و معنوی کشور ماست و همه ملت ايران از ارادتمندان آستانه ملکوتی آنحضرت هستند چقدر با آن حضرت آشنائی دارند. مراسمات ما تا چه حدی متناسب با حقيقت آنهاست. شما آن حديث سلسله الذهب را شنيده ايد که وقی امام به نيشابور وارد می شود از ايشان در خواست می کنند که برای آنها يک حديثی نقل کند. مردم ساکت می شوند و بیست و چهار هزار قلم و دوات آماده می شود تا حدیث امام را بنویسند. این حدیث شریف بعدها به «حدیث سلسلة الذهب» (سلسله‌ی طلا) معروف شد؛ چون راویان آن حدیث همه از معصومین (رسول خدا و ائمه ) و جبرئیل علیهم السلام هستند.

دو نفر نیز مأمور می شوند تا حدیث را برای افرادی که صدای امام را نمی‌شنوند با صدای بلند تکرار کنند.

امام رضا علیه السلام این چنین آغاز کرد:« پدرم، موسی بن جعفر الکاظم، برای من روایت کرد از قول پدرش، جعفر بن محمد الصادق، از قول پدرش، محمد بن الباقر، از قول پدرش، علی بن الحسین زین العابدین، از قول پدرش، حسین بن علی که در سرزمین کربلا شهید شد، از قول پدرش، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که در کوفه شهید شد، از قول برادر و پسر عمویش، محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، از قول جبرئیل، که خداوند فرمود: کلمه لا اله الا الله حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی يعنی "کلمه توحید (لا اله الا الله) دژ و حصار محکم من است. هر کس آن را بگوید، داخل حصار من شده و هر کس داخل قلعه و حصار من شود، از عذاب من در امان است.."

در این هنگام کجاوه امام به راه افتاد.

ولی امام اشاره کرد کجاوه را نگه دارند و ندا کرد بشرطها و انا من شروطها

کلمه توحيد تنها اعتقاد به خدا نيست بلکه نفی طاغوت نيز در آن است موحد کسی است که خدارا بپزيرد و در کنار آن غير خدا را نفی کند. اينهم وقتی اثر ساز است که امامت پذيرفت شود. اين امامت چيست که تاثير توحيد متوقف بر آن است اين بايد تبيين شود.

فساد اقتصادی

اخيرا يک فساد بزرگ اقتصادی در کشور کشف شد و برای کشور خبرساز گرديد. مقام معظم رهبرى در ارديبهشت سال 80 با صدور فرمان هشت ماده‏اى، حساسيت ويژه خود نسبت به مفاسد اقتصادى را نشان دادند و بر آن اساس مسؤولان جمهورى اسلامى را ملزم به اجراى اين فرمان و تلاش تا محو فساد اقتصادى كردند و به مسؤولان خاطرنشان كردند كه تسامح در مبارزه با فساد همدستى با فاسدان و مفسدان است. مسئولين يک حرکتی کردند ولی نتيجه مطلوب بدست نيامد بار ديگر در تيرماه 87، تأكيد كرده و خاطرنشان كردند كه «اگرچه تاريخ نامه و مطالبه از سران سه قوه براى مقابله با مفاسد اقتصادى مربوط به هفت سال پيش است، اما اين مطالبه هميشه تاريخ روز دارد و مسؤولان قواى سه‏گانه بايد اين مسأله را جدى بگيرند.» باز جدی گرفته نشد ، يک کارهائی انجام گرفت ولی کافی نبود تا اينکه مقام معظم رهبرى در ديدار با كارگزاران حج فرمودند: «اگر به توصيه مبارزه با فساد عمل مى‏شد، سوء استفاده چند هزار ميلياردى نمى‏شد.» و صراحتا از بى‏توجهى به اين موضوع گلايه كردند.

ما از مسئولين می خواهيم مبارزه با فساد اقتصادی را جدی بگيرند و تنها به شعار اکتفاء نکنند. و اين از عجایب روزگار است تا فساد کشف نشده همه ساکتند و دم از عدالت می زنند . ولی وقتی کشف شد همه می خواهند بنحوی خودشان را در کشف آن سهيم نمايند.

پنجمين كنفرانس بين‏المللى حمايت از انتفاضه فلسطين

پنجمين كنفرانس بين‏المللى حمايت از انتفاضه فلسطين با حضور بيش از 50 هيئت پارلمانى و انديشمندان، صاحب‏نظران و مقامات سياسى از 100 كشورهاى اسلامى و غيراسلامى شنبه در تهران برگزار شد. اين گردهمايى بين‏المللى كه به مدت دو روز و با شعار «فلسطين؛ وطن فلسطينيان» برگزار شد، تأكيدى بود بر اين نكته كه فلسطينيان در جستجوى وطن نيستند و وطن آن‏ها مشخص و به وسعت همه فلسطين است.

سخنان مقام معظم هبری مرهمی بر دل مجروح مادران فلسطينی بود که فرزندانشان را يهوديان نژاد پرست کشتند. و مرهمی بر دل کوچک کودکانی بود که پدرانشان در زندانهای اسرائيل گرفتارند و از نوازش پدر محرومند. اين سخنان سمت و سوی حرکت امت اسلامی را در باره حقوق فلسطين روشن کرد گرچه آمريکا و اسرائيل را خشمگين نمود.



[1] - الكافي 2 47

[2] - شرح‏نهج‏البلاغة 7 246 112- و من خطبة له ع ..... ص : 246

 
طراح و برنامه نویس: اکین