خطبه های نماز جمعه مورخه11/06/1390 PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۰۸

خطبه های نماز جمعه مورخه11/06/1390

دنيا از ديدگاه حضرت امير (ع)

حضرت امير (ع) در يک سخن گرانقيت در باره دنيا می فرمايد أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا الدُّنْيَا دَارُ مَجَازٍ وَ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ » دنيا محل عبور است نه محل توقف. اين يک واقعيتی است که فقط بندگان صالح ومومنين واقعی با تمام وجود آن را باور دارند. وليکن عموم مردم چون خود را سرگرم دنيا می کنند و نزديکی مرگ و اندک بودن عمر را فراموش می کنند. اين يک معما است که چرا با چشم خود می بينيم که عزيزان ما يکی پس از ديگری می ميرد و با دستان خود با غم و اندوه دفنش می کنيم ولی رفتن خودمان را که حتمی است باور نمی کنيم. باورنکردن مرگ چندين دليل می تواند داشته باشد يکی اين است که بخاطر ذهنيت بد از مرگ ناخودآگاه می خواهيم آن را فراموش کنيم و ديگر اينکه شب و روز به دنيا خودمان را مشغول می کنيم و در طولانی مدت با دنيا انس می گيريم و مرگ را فراموش می کنيم.

ولی بايد بدانيم چه بخواهيم و چه نخواهيم دنيا موقتی است و ما از اين سرای موقتی کوچ خواهيم کرد. وقتی چنين است بايد يک برنامه مطمئن را طراحی کنيم که هنگام رحلت از اين دنيا دچار مشکل و وحشت نشويم بلکه با آرامش خاطر ندای ملکوتی خدای متعال را بشنويم که ندا می کند :« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ، ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ، فَادْخُلي‏ في‏ عِبادي ،وَ ادْخُلي‏ جَنَّتي » آن برنامه مطمئن همان است که حضرت امیر (ع) در ادامه سخنانش سه دستور العمل مهم صادر می کند می فرمايد :«فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّكُمْ لِمَقَرِّكُمْ وَ لَا تَهْتِكُوا أَسْتَارَكُمْ عِنْدَ مَنْ يَعْلَمُ أَسْرَارَكُمْ وَ أَخْرِجُوا مِنَ الدُّنْيَا قُلُوبَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَخْرُجَ مِنْهَا أَبْدَانُكُمْ ».

دستور العمل اوّل اين است که « فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّكُمْ لِمَقَرِّكُمْ» از اين گذرگاه برای حیات ابدی خود توشه برداريد. کسی که در اين دنيا توشه برنداشته باشد ، سرای آخرتش سراسر حسرت و اندوه است ، کسی که توشه آن گناه و معصيت است سرای آخرتش جهنم است و آتش. بنابراين بايد توشه برداشت و توشه آخرت تقوی است. حضرت امير (ع) وقتی از جنگ صفين برمی گشت در پشت کوفه در کنار قبستان ايستاد و خطاب به اهل قبور فرمود :« يَا أَهْلَ الدِّيَارِ الْمُوحِشَةِ وَ الْمَحَالِّ الْمُقْفِرَةِ وَ الْقُبُورِ الْمُظْلِمَةِ يَا أَهْلَ التُّرْبَةِ يَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ يَا أَهْلَ الْوَحْدَةِ يَا أَهْلَ الْوَحْشَةِ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ وَ نَحْنُ لَكُمْ تَبَعٌ لَاحِقٌ أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُكِحَتْ وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَكُمْ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَمَا لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِي الْكَلَامِ لَأَخْبَرُوكُمْ أَنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى»[1] يعنی " ای ساكنان خانه های وحشت زا ، و محله های خالی و گورهای تاریك ، ای خفتگان در خاك ، ای غریبان ، ای تنها شدگان ، ای وحشت زدگان ، شما پیش از ما رفتید و ما در پی شما روانیم ، و به شما خواهیم رسید. اما خانه هایتان ! دیگران در آن سكونت گزیدند ؛ و اما زنانتان ! با دیگران ازدواج كردند؛ و اما اموال شما ! در میان دیگران تقسیم شد ! این خبری است كه ما داریم ، حال شما چه خبر دارید ؟ ( سپس به اصحاب خود رو كرد و فرمود : ) بدانید كه اگر اجازة سخن گفتن داشتند ، شما را خبر می دادند كه ، بهتین توشه ، تقوا است."

دستورالعمل دوّم اين است که می فرمايد:« وَ لَا تَهْتِكُوا أَسْتَارَكُمْ عِنْدَ مَنْ يَعْلَمُ أَسْرَارَكُمْ» در حضور خدائی که اسرارتان را می داند پرده دری نکنيد. گناه کردن دريدن پرده است. امام صادق عليه السلام  می فرمایند :« ان لله تباركَ و تعالي عَلي عَبدِهِ المؤمِن، اَربَعينَ جُنَّة فَمتي اَذنَبَ ذَنباً (كبيراً) رُفِعَ عَنهُ جُنَّةٌ »[2] يعنی " همانا خداوند بر بنده ي مؤمن خود، چهل حجاب ( پرده ی حیا و عفّت) افكنده است كه هر گاه يك گناه بزرگي انجام دهد، يكي از آن حجاب ها برداشته مي شود.

دستور العمل سوم اين است که « أَخْرِجُوا مِنَ الدُّنْيَا قُلُوبَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَخْرُجَ مِنْهَا أَبْدَانُكُمْ ». قبل از مرگ محبت دنيا را از دلتان بيرون کنيد. تا دل در گرو دنياست تحصيل معنويت بسيار سخت بلکه محال است. دل خانه خداست و نمی شود انسان در يک دل هم خدا را بخواهد و هم به غير خدا جا دهد. حضرت در ادامه فرمايش خود می فرمايد شما بدانيد که فَفِيهَا اخْتُبِرْتُمْ وَ لِغَيْرِهَا خُلِقْتُمْ » شما در اين دنيا بخاطر آزمايش آمده ايد نه برای ماندن و برای دنيای ديگر خلق شده ايد. بدانيد که :« إِنَّ الْمَرْءَ إِذَا هَلَكَ قَالَ النَّاسُ مَا تَرَكَ وَ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ مَا قَدَّمَ لِلَّهِ آبَاؤُكُمْ فَقَدِّمُوا بَعْضاً يَكُنْ لَكُمْ قَرْضاً وَ لَا تُخْلِفُوا كُلًّا فَيَكُونَ عَلَيْكُمْ كَلًّا»[3].

خطبه دوّم

تخريب بقاع متبركه بقيع در مدينه توسط وهابيون حجاز

8 شوال سالروز تخريب بقاع متبركه بقيع در مدينه توسط وهابيون حجاز در سال 1344 ه ق است. پس از تسلط عقيده وهابيت بر مکه و مدينه تعدادی از علمای مکه و نجد به در خواست ابن سعود اجتماع کردند تا در مورد اجرای عقايد انحرافی و ضد دينی وهابیت تصميم گيری کنند. آنها در همان جلسه تصميماتی اخذ کردند ازجمله اينکه هرکس ميان خود و خدا واسطه قرار دهد، کافر است و تا سه بار توبه داده مي‌شود و اگر توبه نکرد، بايد کشته شود. ديگر ساختمان بر روي قبور و چراغ روشن کردن در اطراف قبور و نماز خواندن در کنار آنها حرام است. و نيز اگر کسي خدا را به جاه و مقام کسي بخواند، مرتکب بدعت‌شده و بدعت در اسلام حرام است.[4]

پس از اين تصميم بود که گنبد مدفن ابن عباس را در طائف خراب کردند، و همچنین در مکه قبه‌هاي قبرهاي عبدالمطلب جد پيامبرصلي الله عليه وآله و ابوطالب عموي پيامبر و خديجه ام‌المؤمنين (همسر اول پيامبر) و همچنين بناي زادگاه پيامبر و فاطمه زهراعليها السلام را با خاک يکسان نمودند.

وزماني هم که مدينه را محاصره کرده بودند، مسجد و مزار حمزه و مقبره شهداي احد را که بيرون شهر بود، خراب کردند.

و پس از محاصره مدينه در سال 1344 ه ق گنبدهاي ائمه اربعه مدفون در بقيع که عباس عموي پيغمبرصلي الله عليه وآله نيز در آن مدفون بود و ديوارها و صندوق روي قبور، همه را خراب کردند، همچنين گنبدهاي عبدالله پدر پيامبرصلي الله عليه وآله و آمنه مادر آن حضرت و نيز گنبدها و قبور زوجات پيامبرصلي الله عليه وآله و گنبد عثمان بن عفان و اسماعيل بن جعفر الصادق‌عليه السلام و مالک پيشواي مذهب مالکي را ويران ساختند، خلاصه سخن اين که در مدينه و اطراف آن قبري باقي نگذاشتند.[5]

البته براساس اعتقاد آنها بايد گنبد قبر مطهر پيامبر اسلام نيز تخريب می شد وليکن از ترس مسلمانان از تخريب آن خود داری کردند.

و امروز همين عقايد متحجر و دور از عقل نه تنها قبل گاه اسلام را تسخير کرده و بهره برداری معنوی و سياسی از آن را برای مسلمانان غيرممکن نموده است بلکه در ساير کشورها برای ايجاد تفرقه هزينه های سنگين می گذارد و در بحرين دست نيروهای متجاوزش به خون دهها مرد و زمپن و کودک آغشته است. روشن است که با فرزند پيامبرش دشومنی کند با ساير مسلمانان چه می کند.

روز جهانى مبارزه با بى‏سوادى

17شهریور روز جهانى مبارزه با بى‏سوادى است. دينی که آغاز وحيش با اقرء شروع شود و در کتاب آسمانيش که معجزه جاويد است به قلم و سطرهای نوشته شده با آن قسم ياد شود ، پيروانش بايد به سواد و خواندن و نوشتن بسيار اهميت دهند. در عصری که ارتباطات قوی و پيشرفته و علمی ، جهان را به دهکده کوچک تبديل کرده است ، بی سواد بودن قابل قبول نيست. کسانی که توان دارند بايد در امر سواد آموزی جدی باشند.

سالروز شهدای 17 شهريور

17 شهريور سالروز شهدائی است که جانشان را به انقلاب اسلامی دادند و اين انقلاب شکوهمند ما از خون آنها به ثمر نشست و ما امروز ريزه خوار سفره بی کران آن شهدای گلگون کفن هستيم.

تشکر

لازم است از مردم عزيز شهرمان که در روز عيد فطر بطور باکوه در نماز عيد فطر شرکت کردند تشکر کنم. همچنين از ستاد مراسمات خصوصا کارکنان و کارگران شهرداری و هلال احمر و نيروی انتظامی و ديگر عزيزان تشکر می کنم.



[1] - بحارالأنوار 32 619

[2] - بحارالانوار، ج 73، ص 361

[3] - بحارالأنوار 70 134

[4] - تاريخ المملکة‌العربية‌السعودية، ج‌2، ص 344.

[5] - کشف الارتياب، ص 55.

 
طراح و برنامه نویس: اکین