خطبه های نماز جمعه مورخه 24/04/1390 PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۰۴

خطبه های نماز جمعه مورخه 24/04/1390

تأمين نفقه عيال

يکی از مسئوليتهای مهم مرد تأمین نفقه زن و فرزندان است. مراد از نفقه اين است که مسکن ، غذا ، لباس وسایر مايحتاج عمومی زن بايد توسط شوهر تأمين شود بنابراين اجمال حقوق زن نسبت به شوهر عبارتند از:

الف - تهيه غذا به اندازه متعارف.

ب - تهيه پوشاك به اندازه شأن زن.

ج - تهيه وسايل مورد لزوم خانه.

د - تهيه مسكن متناسب با شأن و منزلت اجتماعى زن .

ه - اگر زن از روى جهل، اشتباهى انجام داد مرد او را ببخشد.

و - خوش رويى و خوش رفتارى با زن.

ز - تعليم احكام و مسائل اعتقادى (به وجوب كفايى).

ح - حداقل هر چهار ماه يكبار با او آميزش كند.

الف :تهيه غذا

مقدار غذا و كميت آن به اندازه‏اى است كه زن را سير كند و در جنس آن بايد رجوع شود به آنچه كه براى امثال او در شهرش متعارف است. اگر غذايى متناسب با مزاج زن باشد و يا زن به خوردن آن عادت داشته باشد به گونه‏اى كه ترك آن موجب ضرر براى او گردد، بر مرد واجب است آن غذا را براى زن تهيه نمايد. [1]

در نتيجه: اگر زن عادت كرده باشد در خانه پدرش نوع خاصى از غذا را بخورد و يا بياشامد مثلاً هميشه گوشت مى‏خورد و يا نوع خاصى از غذا و يا هر چيز ديگر به گونه‏اى كه اگر غير آن باشد به علت عادتى كه دارد برايش ضرر داشته باشد، بر مرد واجب است همان برنامه غذايى را برايش فراهم نمايد،مگر آن كه زن به غير آن راضى باشد.

بر مرد واجب است چيزهايى غير از غذا را كه زن عادت دارد استفاده نمايد، از قبيل چاى، قهوه، تنباكو و...را نيز اگر براى زن ترك آن ضرر دارد، تهيه نمايد. بر مرد واجب است آنچه كه از ميوه‏هاى مختلف در فصلها براى مثل زن متعارف است براى او فراهم نمايد.[2]

در مسئله نفقه آنچه كه مربوط بطعام است به دو صورت در اختيار زوجه قرار مى گيرد. يكى از اينكه زوجه مانند ساير نان خورهاى مرد در خانه شوهر و سرسفره شوهر و با ساير عائله او بنشيند و غذا بخورد، و يك طريق ديگر اينكه پول و يا مواد خام غذائى را به او بدهند او خودش هر چه مى خواهد درست كند، شوهر حق ندارد زن را ملزم كند باينكه حتما سر سفره او غذا بخورد و زن حق دارد قبول نكند و از او بخواهد خرجيش را بدست خودش بدهند تا با آن هر معامله اى كه خواست انجام بدهد، چيزيكه هست اگر زن نحوه اول را قبول كند و با شوهر و متعلقات او غذا بخورد تكليف از شوهر ساقط مى شود و زن نمى تواند از بابت غذا چيزى از شوهر مطالبه نمايد.[3]

آنچه مرد به زوجه اش مى دهد از نان و خورش يا عين پخته شده آنست مثل نان و خرما و چيزهاى پختنى و گوشت پخته و امثال آن كه در آماده شدنش براى خوردن هيچكارى و زحمتى لازم ندارد، چون همه كارهايش انجام شده ، و يا عين خام آنست نظير گندم و برنج و آرد و گوشت خام و امثال اينها، اگر در شهرى هيچيك از اين دو طريق غير متعارف نباشد شوهر اختيار دارد غذاى زوجه اش را بطريق اول بدهد يا بطريق دوم و زوجه او نمى تواند قبول نكند و اگر شوهر طريق دوم را انتخاب كرد و مواد غذايى را خام در اختيار زوجه اش قرارداد بايد نفت و هيزم و هر چيز ديگريكه پختنش نيازمند بآن است را در اختيار زوجه قرار دهد، و اما اگر يكى از اين دو طريق در نفقه دادن متعارف و طريق ديگر غير متعارف باشد بايد شوهر طبق آنكه متعارف است عمل كند و اگر نكرد زوجه حق دارد قبول نكند.[4]

زن حق ندارد شوهر را ملزم كند به جاى غذا، پول آن را به او بدهد لكن اگر هر دو به دادن پول توافق كردند و زن آن را تحويل بگيرد مالكش مى‏شود و تكليف از شوهر ساقط مى‏گردد.[5]

اگر شوهر نفقه چند روز مثلا يك هفته يا يك ماه را به زوجه اش بدهد و زوجه همه آنها خرج نكند بعد از اتمام شدن مدت همچنان دست نخورده بماند، حال يا اينكه از جاى ديگر خرج كرده باشد و يا شخصى ديگر خرج او را داده باشد آنچه مانده ملك خود او است و شوهر نمى تواند آنرا پس بگيرد، و همچنين است در صورتيكه زن كم خرجى كرده و چيزى از نفقه زياد آمده باشد آنچه زياد آمده ملك زن است و شوهر نمى تواند آنرا پس بگيرد، بله اگر قبل از تمام شدن آن يك هفته يا يك ماه زن از استحقاق خارج شود يا ناشزه شود و يا يكى از زن و شوهر از دنيا برود و يا شوهر او را طلاق بائن بدهد آنچه از روز اول تحويل زن گرديده به نسبت بين ايام گذشته و آينده تقسيم مى شود آنچه سهم ايام آينده شد از او پس گرفته مى شود، بلكه على الظاهر همين حكم در نفقه يكروز نيز جارى است باينصورت كه فرضا شوهر مبلغى جهت خرجى يكروز به همسرش مى دهد و در بين روز يكى از آن عوارض يعنى نشوز يا مرگ يا طلاق بائن پيش مى آيد خرجى مقدار باقيمانده از روز را از او پس مى گيرند.[6]

ب: تهيه پوشاك

مقدار و نوع لباس نيز به علت تنوع و اختلاف زياد بين آنها، به اندازه‏اى بر مرد واجب است كه مناسب شأن زن باشد.بنابراين مرد بايد براى فصول مختلف لباسى متناسب حال زن و شؤونات خانوادگى او تهيه نمايد؛ و اگر زن از صاحبان تجمل باشد واجب است بر مرد علاوه بر لباس بدن لباسى ديگر به حسب حال امثال او برايش تهيه كند.[7]

در صورتى بر مرد واجب است لباس متناسب با شأن و موقعيت اجتماعى زن تهيه كند كه اين كار منجر به فعل حرامى نگردد. مثلاً اگر زن قبل ازدواج لباس شهرت مى‏پوشيده و يا مثلاً در مقابل نامحرم جوراب نازك مى‏پوشيده و يا لباس را اگر چه متناسب شأن اوست براى خودنمايى به نامحرم استفاده مى‏كند و... و امثال آن بر مرد واجب نيست آنها را تهيه نمايد. بلكه واجب است بر مرد كه او را نهى از منكر بنمايد.

همچنين نبايد تهيه لباس و لباسها براى زن منجر به اسراف گردد. كه اين نيز فعل حرامى است.
بنابراين اگر خانمى بخواهد براى هر مهمانى كه مى‏رود لباس نو خاصى بپوشد و اين كار را همواره ادامه بدهد، به بهانه اينكه قبلاً در خانه پدرى همين كار را مى‏كرده و يا اينكه لباسهايى را طلب مى‏كند كه از لحاظ قيمت خيلى بيش از متعارف است، بر مرد واجب نيست آن را تهيه نمايد.

در مسئله جامه و تن پوش تنها حقى كه زن بگردن مرد دارد اين است كه او را بپوشاند حال يا به لباسيكه ملك خود شوهر باشد و يا لباسيكه شوهر آن را اجاره يا عاريه كرده باشد، و اين حق را بر شوهر ندارد كه شوهر جامه را ملك او كند و اگر جامه اى برايش آورد كه عاده فلان مدت زمان كار مى كند و زن آن را پوشيده و قبل از گذشتن آن مدت پوسيده شد و يا بسرقت رفت بر شوهر واجب است لباس ديگرى براى او تهيه كند و باو بدهد و اگر آنمدت گذشت و جامه هنوز سالم و مطابق حال زن باقى بود زن نمى تواند مطالبه جامه اى ديگر كند، و اگر در خلال اين مدت زن از استحقاق خارج شود يا بدليل مردن و يا بخاطر نشوز و يا طلاق آن جامه اگر باقى مانده باشد بمالكش كه شوهر است بر مى گردد، و همين حكم در فرش و رختخواب و هر اثاث و آلاتيكه شوهر بعنوان نفقه به زوجه اش داده تا با بقاء عين آن از آن استفاده كند جارى است و همه آنها در ملك شوهر و زن تنها حق انتفاع از آنرا دارد، وقتى استحقاقش بيكى از علتهاى بالا تمام شود شوهر مى تواند آنها را پس بگيرد مگر آنكه ملك او كرده باشد.[8]

در استحقاق زوجه نسبت به نفقه شرط اين نيست كه فقير باشد و احتياج به نفقه شوهر داشته باشد، بر شوهر واجب است نفقه زن را بپردازد هر چند كه زن توانگرترين مردم باشد. [9]

گاهی ممکن باشد که خادم گرفتن برای زن به شوهر واجب باشد مثلا زن صاحب جلال و شأن بالايى باشد و يا از كسانى باشد كه همواره صاحب خدمتگزار بوده است. و اگر جلال و شأن او طورى باشد كه چند خدمتگزار داشته، بعيد نيست بگوييم بر مرد واجب است چند خدمتگزار براى او بگيرد.[10]

ج: تهيه وسايل مورد لزوم خانه

تهيه وسايل منزل مانند فرش، روانداز، پرده، لحاف، وسايل پخت و پز و آنچه كه زن براى نظافت نياز دارد نيز همگى به عهده مرد است و مقدار، جنس و كيفيت هر يك نيز بايد متناسب با شأن و منزلت زن باشد.[11] بنابراين رسمی که در بين مردم رايج شده و پدر دختر را برای تهيه جهازيه ملزم می کنند درست نيست. بلی اگر پدر دختر خودش به اين معنا رضايت دارد و يا زوجين توافق کرده اند که زوج اينقدر بدهد و دختر وسايل منزل را تهيه می کند اشکالی ندارد.

اگر زن در خانه‏اى زندگى كرده است كه مثلاً از نوعى خاص فرش و رختخواب استفاده مى‏كرده، مثلاً هميشه روى تخت مى‏خوابيده و شأن او داشتن پرده‏هاى خاص و يا وسايل خاصى است، بر مرد واجب است آنها را تهيه نمايد. البته تا آنجا كه منجربه حرامى نگردد.

د: تهيه مسكن

بر مرد واجب است خانه‏اى كه لايق همسرش است براى او تهيه كند، چه به صورت ملك يا اجاره يا عاريه و... و زن مى‏تواند از شوهر بخواهد هيچكس به غير از شوهر با او زندگى نكند. به گونه‏اى كه خانه يا اطاقى كه در آن زندگى مى‏كنند فقط از آن زن و شوهر باشد.[12]

ز: تعليم احكام و مسائل اعتقادى

بر مرد واجب است احكام مورد لزوم زن، و يا مسائل اعتقادى را به او تعليم دهد، همانگونه كه برزن واجب است آنها را فرا بگيرد لكن اين وجوب براى مرد كفايى است.[13]

در نتيجه: اگر زن مثلاً احكام عادت ماهانه خود را نمى دانست و يا احكام نماز و روزه و... بر مرد واجب است آنها را به زن تعليم دهد، البته اگر كس ديگرى آن احكام را به زن بياموزد و يا مرد از كسى بخواهد كه به زن آموزش دهد كفايت مى‏كند.حتی اگر تعليم احكام و مسائل اعتقادى به زن منحصر در خريد كتاب باشد و نشود به گونه‏اى ديگر ويا به واسطه كسى ديگر مسائل را به زن تعليم نمود، بر مرد واجب است تهيه نمايد.[14] و اگر ممكن نيست زن در خانه احكام شرعيه را فرا بگيريد شوهر نمى‏تواند از خارج شدن از منزل جلوگيرى نمايد

خطبه دوّم

نيمه شعبان

نيمه شعبان يکی از اعیاد بزرگ بشريت است که خداوند متعال در اين شب منجی بشريت را به بشرهديه داد گرچه مستکبرين همين بشريت کمر همت بستند او را به قتل برسانند وليکن خداوند متعال آن وجود مقدس را تاکنون حفظ نموده است.

فضيلت نيمه شعبان

احاديث و روايات فراوانی در فضيلت شب نيمه شعبان وارد شده است.از جمله اينکه پيامبر اسلام فرمودند :

شب نیمه شعبان در خواب بودم كه جبرییل به بالین من آمد و گفت: اى محمد! چگونه در این شب خوابیده‏اى؟ پرسیدم: اى جبرییل! مگر امشب چه شبى است؟ گفت: شب نیمه شعبان است. برخیز اى محمّد! پس مرا از جایم بلند كرد و به سوى بقیع برد، در آن حال گفت: سرت را بلند كن! امشب درهاى آسمان گشوده مى‏شوند، درهاى رحمت باز مى‏گردند و همه درهاى خوشنودى، آمرزش، بخشش، بازگشت، روزى، نیكى و بخشایش نیز گشوده مى‏شوند. خداوند در این شب به تعداد موها و پشم‌هاى چهارپایان (بندگانش را از آتش جهنم) آزاد مى‏كند. امشب خداوند زمان‌هاى مرگ را ثبت و روزی‌هاى یك سال را تقسیم مى‏كند و همه آنچه را كه در طول سال واقع مى‏شود نازل مى‏سازد. اى محمد! هر كس امشب را با منزّه داشتن خداوند (تسبیح)، ذكر یگانگى او (تهلیل)، یاد بزرگى او (تكبیر)، راز و نیاز با او (دعا)، نماز، خواندن قرآن، نمازهاى مستحب (تطوع) و آمرزش خواهى (استغفار) صبح كند، بهشت جایگاه و منزل او خواهد بود و خداوند همه آنچه را كه پیش از این انجام داده و یا بعد از این انجام مى‏دهد، خواهد بخشید[15]...

كمیل بن زیاد از یاران امام على علیه‏السّلام چنین روایت مى‏كند كه:

در مسجد بصره در نزد مولایم امیرالمؤمنین نشسته بودم و گروهى از یاران آن حضرت نیز حضور داشتند، در این میان یكى از ایشان پرسید: معناى این سخن خداوند كه: «فیها یفرق كل أمر حكیم» ؛ در آن شب هر امرى با حكمت معین و ممتاز مى‏گردد، چیست؟ حضرت فرمودند:

قسم به كسى كه جان على در دست اوست همه امور نیك و بدى كه بر بندگان جارى مى‏شود، از شب نیمه شعبان تا پایان سال، در این شب تقسیم مى‏شود. هیچ بنده‏اى نیست كه این شب را احیاء دارد و در آن دعاى خصر بخواند، مگر آن كه دعاى او اجابت شود». پس از آن كه امام از ما جدا شد، شبانه به منزلش رفتم. امام پرسید: چه شده است اى كمیل؟ گفتم اى امیرمؤمنان آمده‏ام تا دعاى خصر را به من بیاموزى، فرمود:

بنشین اى كمیل! هنگامى كه این دعا را حفظ كردى خدا را در هر شب جمعه، یا در هر ماه یك شب، یا یك بار در سال یا حداقل یك بار در طول عمرت، با آن بخوان، كه خدا تو را یارى و كفایت مى‏كند و تو را روزى مى‏دهد، و از آمرزش او برخوردار مى‏شوى، اى كمیل! به خاطر زمان طولانى كه تو با ما همراه بوده‏اى بر ما لازم است كه درخواست تو را به بهترین شكل پاسخ دهیم، آنگاه دعا را چنین انشاء فرمود...[16]

شایان ذكر است كه این دعا همان دعایى است كه امروزه آن را با نام «دعاى كمیل» مى‏شناسیم.

امیرمؤمنان على علیه‏السّلام، در روایتى دیگر در فضیلت شب نیمه شعبان چنین مى‏گوید:

در شگفتم از كسى كه چهار شب از سال را به بیهودگى بگذراند: شب عید فطر، شب عید قربان، شب نیمه شعبان و اولین شب از ماه رجب[17]

اما حيف که قدر اين شب برای اکثر مردم معلوم نمی شود و تعدادی نيز به بهانه ولادت امام عصر اين ايام پرفضيلت را با مراسمات متناسب با لهو لعب می گذارد.

در اين شب مبارک عصاره عالم خلقت حضرت مهدی متولد شد. ولادتش ، امامتش ، غيبتش همه عجيب است. از روز ولادتش غيبتش شروع می شود و در پنج سالگی به امامت می رسد و و بيش از 130 قرن زنده می ماند. اين چيزی نيست که علمای شيعه بگويد اکثر علمای اهل سنت نيز آن را قبول دارند.

مهدی موعود يک اعتقاد جهانی است همه معتقدند که روزی خواهد رسيد انسان برجسته ای خواهد آمد و بشريت را از سقوط حتمی نجات خواهد داد. ولی مسلمين خصوصا شيعه يان می گويند آن شخص متولد شده و در غيبت کبری است و روزی که خداوند مصلحت بداند ظهور خواهد کرد.

نکته مهمی که در اينجا بايد ذکر کرد اين است که مابايد انتظار را درست معنی کنيم و جزو منتظران واقعی باشيم. نکته دوّم اينکه برخی می دانند که شيعيان خصوصا جوانان آنان چقدر به حضرت مهدی علاقه دارند و از اين علاقه سويئ استفاده می کنند. يکی می آيد ادعا می کند من همان امام زمانم ، ديگری می گويد من با امام ارتباط دارم ، سومی پيدا می شود برای اينکه خودش بهره ای ببرد مصداقی بر ياران امام تعريف می کند. در حالی که همه اينها انحراف در مهدويت است.

بحث مهدويت بحث ساده ای نيست که هر بی اطلاعی در باره آن اظهار نظر کند. در اهميت مهدويت همين بس که آرامان تمام انبياء ، ائمه ، اولياء ، شهدا و سرنوشت تمام دنيا بوسيله وجود نازنين آن شخصيّت باعظمت رقم می خورد. اگر مهدويت نباشد، معنايش اين است كه همه تلاش انبياء، همه اين دعوتها، اين بعثتها، اين زحمات طاقت‏فرسا، اين‏ها همه‏اش بى‏فايده باشد، بى‏اثر بماند. بنابراين مسأله مهدويت يك مسأله اصلى است، جزو اصلى‏ترين معارف الهى است. لذا است كه در همه اديان الهى هم تقريباً يك چيزى كه لبّ و معناى حقيقى آن همان مهدويت است، وجود دارد؛ منتها به شكلهاى تحريف‏شده، به شكلهاى مبهم، بدون اين‏كه درست روشن باشد كه چه مى‏خواهند بگويند

من توصيه می کنم:

اوّلا در ايام ولادت آنحضرت مراسمات دور از شأن آن بزرگوار برگزار نکنيم

ثانيا مراسمی برگزار کنيم که نتيجه آن اضافه شدن معرفت ما به امام باشد. دو نقطه برجسته‏اى كه در انتظار ما و جشن‏گيرى ما براى نيمه شعبان وجود دارد، يكى مسأله اميدزايى است كه نويد اين ولادت و آينده‏اى كه بر اثر اين ولادت، دنياى بشر در انتظار آن است .ديگر اين‏كه در آن جهانى كه پس از آمدن آن بزرگوار شكل خواهد گرفت، برجسته‏ترين خط، خط عدالت است بايد در مراسمات مربوط به آن حضرت اين نکات مورد توجه واقع شود.

ثالثا بحث مهدويت را آسيب شناسی کنيم و دفع آسيب کنيم.



[1] - امام: تحريرالوسيله، كتاب نكاح، فصل فى النفقات، مسأله 8.

[2] - امام: تحرير الوسيله، نكاح، فصل فى النفقات، مسأله 8.

[3] - امام: تحريرالوسيله، كتاب نكاح، فصل فى‏النفقات، مسأله 12.

[4] - امام: تحرير الوسيله، كتاب، نكاح، فصل فى النفقات، مسأله 13.

[5] - امام: تحرير الوسيله، كتاب نكاح، فصل فى‏النفقات، مسأله 14.

[6] - امام: تحرير الوسيله، كتاب نكاح، فصل فى‏النفقات، مسأله 11.

[7] - امام: تحرير الوسيله، كتاب نكاح، فصل فى النفقات، مسأله 8.

[8] - امام: تحريرالوسيله، كتاب نكاح، فصل‏فى‏النفقات، مسأله 15.

[9] - امام: تحريرالوسيله، كتاب نكاح، فصل‏فى‏النفقات، مسأله 19.

[10] - امام: تحريرالوسيله، كتاب نكاح، فصل‏فى‏النفقات، مسأله 8.

[11] - امام: تحريرالوسيله، كتاب نكاح، فصل فى‏النفقات، مسأله 8.

[12] - امام: تحريرالوسيله، كتاب نكاح، فصل فى النفقات، مسأله 15.

[13] - تبريزى: صراط النجاة با استفاده از سؤالهاى 867 و 868. فاضل: استفتاء

[14] - صراط النجاة، با استفاده از سؤالات 867، 868 و 869

[15] - ابن طاووس، على بن موسى، أقبال الأعمال، ص 212/ المجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج98، ص413.

[16] - ابن طاووس، على بن موسى، همان، ص220.

[17] - المجلسى، محمدباقر، همان، ج94 ص87، ح12.

 
طراح و برنامه نویس: اکین