خطبه های نماز جمعه تاريخ 15/11/1389 PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۰۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۰۷

خطبه های نماز جمعه تاريخ 15/11/1389

خطبه اوّل

راه انتخاب همسر در اسلام 

راه انتخاب همسردراديان و مكاتبى كه رنگ و بوى وحى را از دست داده اند، يا از ابتدا از ويژگى آسمانى بودن محروم بودند، با راه انتخاب همسر در فضاى ملكوتى اسلام فرق مى كند.

اسلام به مرد مسلمان و انسان مؤمن اجازه انتخاب هر زنى را كه بخواهد نمى دهد، چنانكه به زن مسلمان و بانوى مؤمنه اجازه اختيار هر شوهرى كه بخواهد نمى دهد، چرا كه در انتخاب و اختيار همسر بايد خير دنيا و آخرت، و سعادت امروز و فرداى انسان ملاحظه شود، و پاك ماندن انسان از آلودگيها و پاكيزه ماندن زندگى از برنامه هاى شيطانى لحاظ گردد، زيرا در بناى ازدواج در اسلام فقط شهوت و تمتع و لذت بدنى و مادى منظور نيست، بلكه هدف اسلام از مسئله ازدواج حفظ دين زنان و مردان، و ساخته شدن خانه اى الهى، و بوجود آمدن فرزندانى شايسته، و تأمين رضايت حق است، به همين خاطر در چنين چهارچوبى اصل ازدواج، آئين همسردارى، عشق ورزى به زن شرعى، تأمين نياز جنسى به هر اندازه اى كه مزاج مرد و زن اقتضا كند، رعايت حقوق، فرزنددار شدن، تربيت اولاد، و به عهده داشتن وظايف لازم، و كار و كوشش و كسب براى تأمين مسكن و لباس و تغذيه زن و بچه به عنوان عبادت خدا شناخته شده، و براى هر قدمى كه انسان در اين زمينه برمى دارد اجر عظيم و ثواب زياد منظور شده است.

اينجاست كه معجزه اسلام در اصرار به مسئله كفويّت روشن مى شود، و انسان در برابر شرايط الهى ازدواج كه در اسلام مطرح است با تمام وجود به خضوع وادار مى شود، كه اگر آن شرايط الهى و معنوى لحاظ نشود، از سر و روى زندگى شرّ و فتنه برخواهد خاست، و فضاى خانه به فضائى پر از عذاب و رنج، و درد و محنت، و تأسف و غصّه تبديل خواهد شد، و كار به طلاق و جدائى يا تلخى هميشگى و يا اگر ظرفيتى دركار نباشد به جنون و ديوانگى و يا خودكشى يكى از طرفين منجرّخواهد گشت.

مفاسد زن فاسد و برکات زن صالح

زنان نيز مانند مردان بر دوقسمند. برخی از آنها فاسدند وبرخی ديگر صالح ولی فرق زنان بامردان اين است که فساد و صلاح زن بيش از مردان خود را در جامعه نشان می دهد و در تربيت فرزندان اثر بيشتری دارد. به اين خاطر است که بر مردان توصيه می شود در انتخاب همسر دقت کافی و وافی انجام دهند.

امام صادق (ع) در اين خصوص فرمودند :« لَيْسَ لِلْمَرْأَةِ خَطَرٌ لَا لِصَالِحَتِهِنَّ وَ لَا لِطَالِحَتِهِنَّ أَمَّا صَالِحَتُهُنَّ فَلَيْسَ خَطَرُهَا الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ بَلْ هِيَ خَيْرٌ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ أَمَّا طَالِحَتُهُنَّ فَلَيْسَ التُّرَابُ خَطَرَهَا بَلِ التُّرَابُ خَيْرٌ مِنْهَا »[1] يعنی " زن قيمت ندارد نه زن صالح و نه زن ناصالح ، اما زن صالح قيمتش طلا و نقره نيست چون او بهتر از طلا و نقره است ، و زن ناصالح نيز به اندازه خاک ارزش ندارد بلکه خاک از آن بهتر است ".

از زنى كه به رشد عقل و فكر خود با كسب معرفت، و به كمال خود با كسب ايمان و اخلاق و تقوا كمك نكرده بايد پرهيز كنيد، و از ازدواج با چنين زنى خوددارى نمائيد، زنى كه در خانواده اى به دور از خداپرستى، و اخلاق و تقوا، و توحيد و عبادت بار آمده و براى مرد جز فتنه و فساد، و هلاكت و تباهى چيزى ندارد.

روايت بسيار مهم و فوق العاده اى در اين زمينه از حضرت باقر (عليه السلام) بدين صورت نقل شده که حضرت فرمودند :« مَرَّ رَسُولُ اللّهِ عَلى نِسْوَة فَوَقَفَ عَلَيْهِنَّ ثُمَّ قالَ: مَا رَأَيْتُ نَواقِصَ عُقُول وَ دين اَذْهَبَ بِعُقُولِ ذَوِى الاَْلْبابِ مِنْكُنَّ، اِنّى قَدْ رَأَيْتُ اَنَّكُنَّ اَكْثَرُ اَهْلِ النّارِ عَذاباً فَتَقَرَّبْنَ اِلَى اللّهِ مَا اسْتَطَعْنَ »[2] يعنی " رسول خدا به عده اى از زنان گذشت، ناگهان ايستاد و به آنان خطاب كرد، چون شما جمعيتى با نقصان عقل و دين نديدم كه عقل خردمندان را از دست آنان بگيرد، من چنين ديدم كه عذاب شما از تمام دوزخيان بيشتر است، من به شما سفارش اكيد مى كنم كه به حضرت حق، با تكميل ايمان و كسب معرفت، و آراسته شدن به حسنات تقرب جوئيد." امام صادق (عليه السلام) نيز فرمود : « اَغْلَبُ الاَْعْداءِ لِلْمُؤَمِنِ زَوْجَةُ السُّوءِ.»[3] يعنی " كوبنده ترين دشمن مؤمن همسر بد است ".

رسول خدا در روايتى فرمودند :« اِنْ كانَ الشُّؤْمُ فى شَيْء فَفِى النِّساءِ.»[4] يعنی " اگر شومى در چيزى باشد، در زنان است ".

و نيز آن حضرت فرمودند :« شَرُّ الاَْشْياءِ الْمَرْأَةُ السُّوءُ.» [5] يعنی " بدترين اشياء زن بد است ».بنابراين آثار بد زن ناشايست جبران ناپذير است همانطوريکه زن صالحه نيز آنقدر با ارزش است که قيمت ندارد. پيامبر اسلام در باره زه صالح فرمودند :« مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الزَّوْجَةُ الصَّالِحَةُ »[6]يعنی " همسر صالح از سعادت مرد است ". باز آنحضرت فرمودند :« إِنَّمَا الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَ خَيْرُ مَتَاعِ الدُّنْيَا الزَّوْجَةُ الصَّالِحَةُ »[7]يعنی " دنيا متاع کمی است ولی بهترين متاع دنيا همسر صالح است ".

باز آنحضرت فرمودند :« الزَّوْجَةُ الصَّالِحَةُ أَحَدُ الْكَسْبَيْنِ »[8]يعنی " همسر صالح يکی از کسبين است ". زن صالح يار و ياور و کمکار شوهر است آنچه شوهر به خانه می آورد او مديريت می کند. زن صالح قناعت می کند ، به موقع خرج می کند و با تدبير و درايت هزينه می کند و اولويت بندی می کند ولی زن ناصالح همينکه پولی بدست آورد فورا خود را به بازار و يا طلافروشی می رساند ، آنچه شوهر برای بدست آوردن آن يک ماه زحمت کشيده است و در عرض يک ساعت هزينه کرده به خانه بر می گردد.

امام رضا (ع) فرمودند :« مَا أَفَادَ عَبْدٌ فَائِدَةً خَيْراً مِنْ زَوْجَةٍ صَالِحَةٍ إِذَا رَآهَا سَرَّتْهُ وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا حَفِظَتْهُ فِي نَفْسِهَا وَ مَالِهِ »[9] يعنی " هيچ بنده ای به اندازه زوجه صالحه فائده نديده است. وقتی به صورتش نگاه می کند خوشحال می گردد ، وقتی از او غائب می شود خود و مال شوهرش را حفظ می کند ".

نگاه کردن به زن به قصد ازدواج

وقتی همسر در زندگی دنيوی و اخروی انسان و تربيت فرزندان نقش بی بديل دارد ، لازم است در انتخاب همسر دقت کافی صورت گيرد و با شناخت بيشتر اقدام شود. بر همين اساس در احاديث و روايات نيز توصيه شده است که قبل از اقدام به ازدواج بهتر است زن ومرد همديگر را ببينند و حداقل ظواهر همديگر را بشناسند.

لازم است خانواده قبل از ازدواج دختر و پسر، زمينه ديدار آن دو را با هم فراهم نمايند، در اين زمينه خواندن عقد و ايجاد محرميّت نيز لازم نيست، اين واقعيتى است كه اسلام آن را اجازه مى دهد، و فقه اسلامى آن را بى مانع مى داند، اين ديدار براى هر دو ضرورى است، تا با ديدن يكديگر كمالات و عيوب ظاهرى را بفهمند، و سپس در تصميم گيرى اقدام نمايند، علاوه راه ردّ و ايراد و اشكال تراشى را براى بعد از ازدواج ببندند، البته در اين ديدار بايد قصد و نيت ازدواج، و پسند و عدم پسند مطرح باشد، تا فضاى برنامه از معصيت حق پاك بماند.

محمد بن مسلم مى گويد از حضرت باقر (عليه السلام) پرسيدم : « عَنِ الرَّجُلِ يُريدُ اَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ أَيَنْظُرُ اِلَيْها ؟ » يعنی " مردى كه مى خواهد ازدواج كند، حق دارد زن مورد نظر براى ازدواج را ببيند ؟ " فرمودند :« قالَ نَعَمْ اِنَّما يَشْتَريها بِاَغْلَى الثَّمَنِ».[10] يعنی " آرى به گران ترين قيمت مى خرد، چرا حقّ ديدن نداشته باشد ؟"

حسن سرى گويد :« قُلْتُ لاَِبى عَبْدِاللّهِ الرَّجُلُ يُريدُ اَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ يَتَأَمَّلُها وَ يَنْظُرُ اِلى خَلْفِها وَ اِلى وَجْهِها ؟ » يعنی " به حضرت صادق(عليه السلام) عرضه داشتم براى مرد جايز است پيش از ازدواج در وجود زن دقت كند، پشت سر و صورتش را ببيند ؟ " فرمودند :«نَعَمْ لا بَأْسَ اَنْ يَنْظُرَ الرَّجُلُ اِلَى الْمَرْأَةِ اِذا اَرادَ اَنْ يَتَزَوَّجَها يَنْظُرُ اِلى خَلْفِها وَ اِلى وَجْهِها». [11] يعنی " آرى مانعى ندارد كه زن مورد نظر را از پشت سر يا جلوى رو ببيند ".

و مردى به امام ششم گفت :« اَيَنْظُرُ الرَّجُلُ اِلَى الْمَرْأَةِ يُريدُ تَزْويجَها فَيَنْظُرُ اِلى شَعْرِها وَ مَحاسِنِها ؟ » يعنی " جائز است مرد موى سر و زيبائيهاى زنى را كه مى خواهد بگيرد، ببيند ؟ " فرمودند « لا بَأْسَ بِذلِكَ اِذا لَمْ يَكُنْ مُتَلَذِّذاً ـ وَ فى خَبَر - وَ تَقُومُ حَتّى يَنْظُرَ اِلَيْها ؟ قالَ نَعَمْ وَ تُرَقِّقُ لَهُ الثِّيابَ.» [12] يعنی " اگر منظور آگاهى از خصوصيات اوست اشكال ندارد، در خبر ديگرى آمده كه از حضرت سئوال شد، جايز است زن بايستد تا مرد او را نظر كند، فرمود : آرى، بلكه پوشيدن لباس نازك هم در آن وقت مانعى ندارد ".

رسول خدا به مردى از صحابه كه زنى را خواستگارى كرده بود فرمود:« أُنْظُرْ اِلى وَجْهِها وَ كَفَّيْها.»[13] يعنی " صورت و دستهاى او را ببين".

باز آنحضرت فرمودند :«اِذا اَرادَ اَحَدَكُمْ اَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ فَلْيَسْأَلْ عَنْ شَعْرِها كَما يَسْأَلُ عَنْ وَجْهِها فَاِنَّ الشَّعْرَ اَحَدُ الْجَمالَيْنِ.»[14] يعنی " به هنگامى كه يكى از شما قصد ازدواج با زنى را داشت، ( در صورت پيش آمدن مانع از ديدن او ) از مويش تحقيق كند، چنانكه از رويش، چه مو هم يكى از مايه هاى زيبائيست".

امثال اين روايات مى خواهد بگويد اگر كسى زنى را براى همسرى انتخاب كرد پس از بررسيهاى لازم در رابطه با خانواده و اخلاق و ايمان او، مانعى ندارد براى آگاهى از خصوصيات بدنى او نظير مو، قيافه، زيبائى، قد و قامت، اندام، وى را ببيند، مبادا نقص و عيبى در وجود او باشد، يا موردى در او ببيند كه باعث دلسردى، يا موجب تفرقه شود، نه اينكه حق دارد خانه به خانه برود، و ناموس اسلام را يك به يك از نظر بگذراند، و سراپاى همه را دقت نمايد تا اگر خواست يكى را از آن ميان انتخاب كند . [15]

امام حمينی (ره) نيز در تحريرالوسيله می گويد :« کسی که قصد ازدواج بازنی دارد ، با شرائط زير به وی نگاه کند :

1- نگاه به قصد لذت بردن نباشد ، هرچند بداند که قهرا لذت ، با آن نگاه ، حاصل می شود.

2- احتمال بدهد که با نگاه کردن ، اطلاعات بيشتری به دست می آورد.

3- احتمال بدهد که توافق برای ازدواج به دست می آيد ، نه اينکه بداند زن حتما خواستگاری را رد می کند.

بعد می گويد :« والاحوط الاقتصار علی وجهها و کفّيها و شعرها و محاسنها و ان کان الاقوی جواز التعدی الی المعاصم ، بل و سائر الجسد ما عداالعوره»[16] يعنی " احتياط ، اکتفاء کردن در نگاه به صورت ، دست ها ، موها و زيبائيهای آشکار است ، هرچند اقوی ، جواز عبور از ظواهر به مچها و بقيه بدن بجز عورت است".

اين همه دقت در انتخاب همسر و اجازه شرع به نگاه به نامحرم برای ازدواج بخاطر اهميّت انتخاب همسر است. ابراهيم كَرْخِيِّ می گويد به حضرت صادق (عليه السلام) گفتم : همسرم از دنيا رفت ، زنى همدم و همساز بود، اينك به فكر ازدواج هستم، حضرت فرمودند:«أُنْظُرْ أَيْنَ تَضَعُ نَفْسَكَ وَ مَنْ تُشْرِكُهُ فى مالِكَ وَ تُطْلِعُهُ عَلى دينِكَ وَ سِرِّكَ وَ اَمانَتِكَ فَإِنْ كُنْتَ لابُدَّ فاعِلاً فَبِكْراً تُنْسَبُ اِلَى الْخَيْرِ وَ اِلى حُسْنِ الْخُلُقِ».[17] يعنی " كمال دقت را به خرج بده كه وجودت را كجا قرار مى دهى و چه كسى را شريك مال و آگاه بر دين و بر اسرار و امانت خود مى نمائى، اگر از ازدواج چاره اى ندارى، دوشيزه اى پيدا كن نيك رفتار و خوش اخلاق".

حضرت صادق (عليه السلام) در اين زمينه فرمودند : « إِنَّمَا الْمَرْأَةُ قِلَادَةٌ فَانْظُرْ إِلَى مَا تَقَلَّدُهُ»[18] يعنی " همانا زن گردن بند است، دقت كن چه گردن بندى بر گردن زندگى و حيات خود مى افكنى".

خطبه دوّم

شهادت حضرت امام رضا(ع)

30صفر روز شهادت حضرت امام رضا(ع) است. حضرت امام رضا (ع ) در روز يازدهم ذيقعده سال 148 هجرى در مدينه چشم به جهان گشود. در سن 35 سالگى در عصرهارون الرشيد عهده دار مقام امامت گرديد . دوران امامت آن حضرت مجموعا 20 سال بود كه ده سال اول مقارن خلافت هارون و 5 سال بعد با خلافت امين و 5 سال آخر با دوره خلافت ماءمون در خراسان سپرى شد، و سال شهادت حضرت رضا (ع ) 203 هجرى بوده است ، بنابراين عمر شريف آن حضرت 55 سال مى باشد.

خلفای بنی عباس که به نام اهلبيت به قدرت رسيده بودند پس از استقرار در قدرت دشمنی سختی نسبت به اهلبيت از خود نشان دادند. از جمله هارون الرشيد به والى (فرماندار) خود حميد پسر قحطبه اختيار كامل داد که هر جا طرفداران و پيروان آل على (ع ) را پيدا كنند به قتل برسانند. همين والى ستمگر بى رحم در يك شب 60 هزار از افراد محترم و بيگناه شيعه را كه در زندان بسر مى بردند سر بريد و اجساد آنها را در چاه افكند.[19]

و نيز همين حميد بن قحطبه، عبداللّه برادر حضرت رضا (ع ) را در زمان هارون به زندان انداخت ، و پسرش يحيى را با آنكه به ظاهر امان داده بود دستور داد هر روز صد تازيانه بزنند، و سرانجام يحيى برادرزاده امام رضا (ع) را از گرسنگى كشتند و بدنش را زير پايه ساختمان نهادند.[20]

مأمون مکار ترين خليفه بنی عباس

مأمون از مکار ترين خلفای بنی عباس بود بطوريکه برای برخی اين امر مشتبه شد که نکند وی شيعه است. زيرا برخوردی که با امام رضا(ع) انجام داد همه را به ترديد انداخت وليکن امام رضا (ع) به قضيه متوجه بود.

دعوت امام به خراسان

مأمون بنابه اغراض شيطانی امام را به خراسان دعوت نمود و منصب ولايتعهدی را به وی پيشنهاد داد واقعا نظر مأمون چه بود ؟ حقيقتا مأمون نمی خواست امام وليعهد شود بلکه اغراضی را تعقيب می کرد که امام با درايت خود همه آنها را باطل ساخت.

اوّلا می خواست با دعوت از امام مبارزات مخفی و آشکار علويان را در اقصی نقاط کشور که اتفاق می افتاد کنترل کند.

ثانيا مدعای شيعيان را مبنی براينکه خلافت بنی اميه غاصبانه است ، باطل سازد.

ثالثا اداعای شيعيان را مبنی بر اينکه امامان آنها زاهد و پارسايند تخطئه کند.

رابعا بدين وسيله خود امام را کنترل کند.

خامسا امام را توجيه گر حکومت خود قرار دهد.

سادسا خواست بدين وسيله امام را در حصار خود نگه دارد و از مردم جدا کند.

اما امام برای ابطال منويات شيطانی مأمون کارهائی انجام داد که نه تنها توطئه او باطل شد بلکه نتيجه عکس داد.

اولا هنگام حرکت از مدينه شهر مدينه را به ماتم تبديل نمود. فرزندان خود را جمع کرد و فرمود برايم گريه کنيد.ودست امام جواد را گرفت به کنار قبر پيامبر برد و او را به پيامبر سپرد ودايع امامت را به وی سپرد و با گريه و بطور مکرر قبر پيامبر را وداع نود. و هنگامی که فردی به امام تبريک گفت ، امام فرمود: جای تبريک «يست من از کنار مرقد جدم می روم و در شهر غربت می ميرم و در کنار قبر هارون دفن می شوم. همه اينها برای اين خاطر بود که امام اعلان کند ، من اجبارا از مدينه می روم.

ثانيا در مسيری که می آمد علی رغم اينکه مسيرهائی را انتخاب کرده بودند که شيعه در آن مسير کم باشد ولی امام از فرصااستفاده نمود در هرجا که می رسيد تبليغ نمود.

حديث« سلسلة الذهب » در نيشابور

مردم نيشابور مشتاق زيارت حضرت رضا (ع ) بودند. از حضرت تقاضا كردند اندكى توقف فرمايد تا چهره جذاب و متين آن يادگار رسول را ببينند. امام (ع ) در حالى كه لباس ساده اى بر تن داشت ، در برابر مردم قرار گرفت . مردم در ديدن آن حضرت بى تابانه فرياد شوق برداشتند. دو نفر از حافظان حديث بنام ابوذرعه و محمّد بن اسلم مردم را به سكوت دعوت مى كردند و كلمات درربار آن حضرت را براى مردم - با صداى بلند - بيان مى فرمودند. حضرت رضا عليه السلام حديثى را كه مربوط به(توحيد و يگانگى ذات حق ) است بدين سان بيان فرمود:

«كلمة لا اله الا اللّه حصنى فمن قالها دخل حصنى و من دخل حصنى امن من عذابى » يعنى " كلمه طيبه لا اله الا اللّه دژ استوار من است ، هر كس آن را بگويد در اين دژ استوار داخل مى شود، و اگر در آن وارد شد از عذاب روز رستاخيز در امان خواهد بو". و سپس ‍ هنگامى كه موكب آن حضرت مى خواست به راه افتد، براى تكميل اين سخن والا و ارزنده سر از هودج و كجاوه بيرون آورد.

مردم همه متوجه شدند كه امام (ع ) قصد بيان مطلبى فرموده است .

ديگر بار سكوت بر همه جا حكمفرما شد. امام (ع ) بدنبال حديث افزود: « و لكن بشرطها و انا من شروطها» يعنى " و امّا به شرط و شروطش (و با اشاره به خود فرمود:) و من از شروط آن هستم".

منظور امام از بيان حديث قدسى سه نكته بود:

اول آنكه با نقل نام پدران و اجداد خود كه هر كدام از ديگرى حديث را روايت كرده اند تا به پيغمبر اكرم (ص ) و اينكه آن حضرت از طريق جبرئيل امين از مقام ربوبى ، اين حديث را شنيده است پدران بزرگوار خود را كه همه امامان شيعه و خلفاى واقعى حق اند به مردم باز گفت و آنها را به ياد مردم آورد.

دوم آنكه ، موضوع يگانه پرستى و خدا پرستى را كه پايه همه اعتقادات است به ياد مردم آورد كه گول طاغوتهاى زمان و زورمندان طاغوت صفت نخورند.

سوم آنكه ، يگانه پرستى واقعى و خالى از شرك و روى و ريا مستلزم و همراه (ولايت ) اهل بيت (ع ) است و تا رهبرى عادلانه در جامعه مسلمانان برقرار نشود، بتها و بت نماها و طاغوتها نخواهند گذاشت توحيد در مسير درست قرار گيرد.

در تاريخ آمده است كه : هنگام نوشتن اين حديث مردم مشتاق آن چنان آمادگى داشتند كه 24 هزار قلمدان در اختيار گرفته بودند، تا در نوشتن كلمات گهربار فرزند پيغمبر (ص ) بكار گيرند.

ثالثا هنگامی که در مرو پيشنهاد ولايتعهدی به ايشان شد ، نپذيرفتند تا اينکه مأمون تهديد به مرگ کردند. چون دست اندرکاران مأمون خبر نداشتند در بيرون شهر همه را نقل کردند وگفتند که امام قبول نمی کرد تا تهديد شد. و همه فهميدند که امام بالاجبار ولايتعهدی را پذيرفته است.

رابعا وقتی هم پذيرفت فرمود : من بشرطی می پذيرم که کسی را عزل و يا کسی را نصب نکنم. اين يعنی نپذيرفتن حکومت مأمون.

خامسا حضور امام باعث شد که تبليغات و معرفی اهلبيت که ممنوع بود آزاد شود و شاعران در قصر هارون در مدح اهلبيت اشعار بسرايند و اين برای مأمون بسيار سخت بود.

سادسا برای اينکه امام از مردم جدا نشود استقرار در کاخ سلطنتی را نپذيرفت و مسجد را محل اسکان خود برگزيد

بالاخره مأمون روزی ديد نه تنها همه تويئه ها باطل شده بلکه نتيجه عکس داده و محبوبيت امام و شيعيان را زياد نموده است تا اينکه مجبور شد امام را به شهادت برساند.

سالروز هجرت پيامبر (ص) به مدينه

اوّل ربيع الاول روز هجرت پيامبر اسلام به مدينه و شب حادثه مهم که معروف به ليله المبيت است.

راهپيمائی 22 بهمن

راهپيمايى 22 بهمن امسال (1389) از جهاتى اهميت مضاعف دارد :

اولا مردم ايران در شرايطى در اين راهپيمايى شركت كرده و از نظام جمهورى اسلامى حمايت خواهند كرد كه در برخى كشورهاى مهم اسلامى، مردم عليه ديكتاتورهاى حاكم بر كشورخود قيام و انقلاب كرده و در صدد سرنگونى ديكتاتورهاى مورد حمايت آمريكا و رژيم صهيونيستى و ساير قدرت‏هاى استكبارى برآمده‏اند. چنين حركتى از سوى مردم ايران داراى پيام و معنى مهمى است. يعنى ملت بزرگ ايران بعد از گذشت 32 سال از عمر انقلاب همچنان پاى انقلاب خود و همچنين بر سر عهد خود با امام خمينى(ره) و حضرت آيت الله العظمى خامنه‏اى، جانشين شايسته و بر حق ايشان و مبارزه با قدرت‏هاى سلطه‏گر و استكبارى ايستاده‏اند.

ثانيامردم ايران در سال گذشته بر جريان فتنه و سران داخلى بازيچه دشمن غلبه كرده و آن‏ها را سر جاى خود نشاندند. فتنه‏گرانى كه مورد حمايت آشكار آمريكا، انگليس، رژيم صهيونيستى و دولت‏هاى غربى و دشمنان ناكام بيش از سه دهه انقلاب اسلامى بودند.

ثالثا از سوى ديگر طى يك ماه و نيم اخير، قانون هدفمندى يارانه‏ها به اجرا گذاشته شد؛ تصميمى كه تمام دولت‏ها پس از سال 68 به دنبال اجراى آن بودند. دشمنان داخلى و خارجى انقلاب اسلامى تصور مى‏كردند كه به بهانه هدفمندى يارانه‏ها مى‏توانند به اصطلاح آشوب‏هاى خيابانى عليه نظام و انقلاب راه‏اندازى كنند كه اين بار نيز با هشيارى و بصيرت مردم، اين توطئه برنامه‏ريزى شده خنثى شد و محلى از اعراب در ميان مردم نداشت. حضور مردم در راهپيمايى 22 بهمن نشانه اين خواهد بود كه مردم از تصميمات بزرگ نظام همچون هدفمندى يارانه‏ها نيز حمايت خواهند كرد.

رابعا علاوه بر اين، نتايج انقلاب اسلامى اين روزها در كشورهايى همچون مصر، تونس، اردن، ليبى، الجزاير و...نمايان شده است و مردمان اين كشورها با الهام از انقلاب اسلامى، حركت‏هايى را آغاز كرده‏اند و نياز است كه مردم ايران در يوم الله 22 بهمن، همبستگى خود را با اين ملت‏ها اعلام كرده و عليه ديكتا تورهاى غرب فرياد رهايى ملت‏ها را سر دهند.

خامسا از سوى ديگر يكى از دلايل مهم پيروزى و تداوم انقلاب اسلامى، وحدت مردم حول رهبرى و ولايت فقيه بوده است. مردم با حضور با عظمت خود در راهپيمائی به مسئولين نظام اين پيام را خواهند داد که با اندك بهانه‏اى، وحدت بين يكديگر را خدشه‏دار نكنند و آب به آسياى دشمن نريزند. كشور در شرايط بسيار حساسى است و نيازمند آرامش مى‏باشد. هيچيك از سران قوا حق ندارند اين وحدت را بر هم زده وبه اختلافات دامن بزنند.

راهپيمائی حمايت از خيزش مردمی در خاورميانه

امروز يکی از بهترين روزهای فرزند غريب زهرا (س) امام عصر است. زيرا می بيند چگونه در کشورهای اسلامی بيداری مردم مسلمان غوغا نموده و برعليه حکام جور و ستم قيام نموده اند. امروز لرزه بر اندام آمريکا و اسرائيل افتاده است. امروز آتش بر دودمان استکبار جهانی و رژيم اشتغال گر قدس افتاده است. چند سال قبل يکی از بزگترين حامی اسرائيل يعنی ايران به دشمن سرسخت اسرائيل تبديل شد ، چند ماه قبل حامی ديگر اسرائيل يعنی ترکيه از دست رفت و امروز مصر از دست می رود. امروز اسرائيل جز خودکشی چاره ای ندارد. خصوصا اينکه مردم اردن ، يمن نيز قيام کرده اند و برجان ديگر وابسته گان غرب در خاورميانه مانند عربستان ولوله افتاد است. اين خيزش مسلمانان و بيداری آنها تمام پايگاههای استکبار جهانی را در هم خواهد کوبيد. و انشاء اله می رود که زمينه ظهور آقايمان قرابرسد و پرچم حضرت مهدی در کنار کعبه نصب شود. ما نيز بعد از نماز از خيزش مردم مسلمان جهان اسلام حمايت خواهيم کرد و با راهپيمائی مختصر پشتيبانی خودمان را از آنها اعلام خواهيم نمود.



[1] - الكافي ج : 5 ص : 332

[2] - ازدواج در اسلام، ص 45 به نقل از وسائل ابواب مقدمات نكاح.

[3] - بحار، ج 100، ص 240.

[4] - بحار، ج 100، ص 227.

[5] - بحار، ج 100، ص 227.

[6] - الكافي     5     327

[7] - مستدرك‏الوسائل     14     149

[8] - مستدرك‏الوسائل     14     172

[9] - الكافي ج : 5 ص : 327

[10]- وسائل الشيعه ابواب مقدمات نكاح، باب 36.

[11]- وسائل الشيعه ابواب مقدمات نكاح، باب 36.

[12]- وسائل الشيعه ابواب مقدمات نكاح، باب 36.

[13]- ازدواج در اسلام/49.

[14]- بحار، ج 100، ص 237.

[15]- ازدواج در اسلام/49.

[16] - تحرير الوسيله ج 2 ص 245

[17] - بحار، ج 100، ص 232.

[18] - الكافي     5     332

[19] - على غفورى ، يادبود هشتمين امام شيعيان ، امام رضا (ع )، صفحه 17 به نقل ازعيون اخبار الرضا ج 1 ص 108.

[20] - على غفورى ، يادبود هشتمين امام شيعيان ، امام رضا (ع )، صفحه 17 به نقل از عيون اخبار الرضا ج 1 ص 108.

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین