خطبه های نماز جمعه تاريخ 17/10/1389 PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۰۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۰۵

خطبه های نماز جمعه تاريخ 17/10/1389

خطبه اوّل

مسئله بغرنج جهيزيّه‏ 

يکی از مسائل مطرح در آغاز زندگی بلکه قبل از شروع زندگی مسألة جهازيه است. اوّلين سوالی که در اينجا مطرح است جهازيه برای چيست؟ همه كس فلسفه جهيزيّه را درك مى‏كند.دو همسر كه مى‏خواهند زندگى مشترك جديدى را آغاز كنند بايد حدّاقلّ وسائل زندگى داخلى را دارا باشند، وگرنه مجبورند سربار پدر و مادر گردند كه اين موضوع هم مايه ناراحتى آنها است، و هم استقلال زوجين را از بين مى‏برد.

لذا همه جا معمول است كه بستگان عروس، لوازم اوّليّه زندگى را همراه او به خانه داماد مى‏فرستند، و در مقابل، داماد هزينه‏هاى ديگر عروسى، و حتّى بخشى از هزينه‏هاى جهيزيّه را (از طريق پرداختن مهريّه نقدى) پذيرا مى‏گردد، و با اين همكارى و هميارى مشكلات حل مى‏شود.

ولى غالب مردم اين حقيقت را فراموش مى‏كنند كه صلاح و مصلحت دو همسر آن است كه زندگى را از جاى ساده‏اى شروع‏كنند و اگر مى‏خواهند توسعه دهند اين كار تدريجاً صورت گيرد، مسلّماً كشيدن بار چنين زندگى آسانتر است، و روح محبّت و دوستى و صفا و معنويّت در چنين زندگى ساده‏اى موج مى‏زند، و ارزشهاى والاى اخلاقى در زير آوارهاى جهيزيّه سنگين دفن نمى‏شود.

ولى بيا و ببين چه رقابتها و چشم همچشمى‏ها، چه تجمّل پرستيها و چه خرافات و موهومات كه در اين مسأله ساده نفوذ كرده است! گاه از ساليان دراز، هَمّ و غمّ پدر و مادر دختر تهيّه جهيزيّه است، حتّى از خوراك روز، و شام شب، بايد بكاهند، تا يك جهيزيّه سنگين را تهيّه كنند، و به اصطلاح آبروى خود را حفظ كرده، و به‏پندار خود دخترشان را سربلند سازند!

بعضيها جهازيه را می خرند و از ديگران انتظار دارند که بيايند جهزيه را و تماشا کنند گويا نمايشگاهی باز نموده است.

در بسيارى از نقاط هنگام فرستادن جهيزيّه طى يك نمايش مسخره و خنده‏دار قافله حاملان جهيزيّه با يك دنيا سروصدا به راه مى‏افتد، چنان جار و جنجالى برپا مى‏كنند كه نه تنها همسايگان، بلكه تمام محل، و گاهى همه شهر با خبر می شوند كه فلان كس فلان مقدار جهيزيّه براى دختر خود به خانه داماد فرستاده است، و اين مايه فخر و مباهات آنها است!

در بعضى از مناطق هنگامى كه قافله حمل جهيزيّه كار خود را تمام كرد، آنها را در اطاق يا اطاقهاى متعدّدى در كنار هم مى‏چينند، و به‏صورت موزه‏هاى تماشائى درمى‏آورند، و از فاميل و دوستان دعوت مى‏كنند كه به‏تماشاى اين موزه بيايند!چه عادت شوم و زشت و رسم ناپسندى!

بديهى است اگر جهيزيّه از نظر كيفيّت و كميّت در سطح پائين باشد عرق شرمسارى بر چهره عروس و كسان او مى‏نشيند، و بگومگوها شروع مى‏شود، يكى طنز مى‏گويد، ديگرى پشت چشم نازك كرده و با نيشخند مى‏گويد: انشاءاللَّه مباركشان باشد! ديگرى از روى ترحّم مى‏گويد: اينها مهم نيست مهم آن است كه يكديگر را دوست بدارند!

و اگر زياد باشد، باد به غبغب انداخته، به شرح گسترده‏اى درباره تهيّه هر يك از قسمتهاى آن پرداخته، و زحماتى را كه براى تهيّه آن از بازارها به قيمتهاى گزاف، از سفر مكّه و زيارت سوريه، از فروشگاههاى درجه اوّل و منحصر به فرد كشيده‏اند، مى‏پردازند.

كسى نيست از اين افراد سؤال كند اگر جهيزيّه براى زندگى خصوصى عروس و داماد تهيّه شده، نمايش آن بر ديگران چه معنى دارد! هدف از اين نمايش مضحك و بى معنى چيست! مگر ما هر وقت وسائلى براى خانه خود مى‏خريم ديگران را دعوت براى تماشا مى‏كنيم!

بدبختانه گاه بگومگوها و گله‏هاى مربوط به آن، سالها در ميان فاميل باقى مى‏ماند و آثار شوم و سوءِ آن در روحيّه عروس و داماد، شَهْد زندگى را در كام آنها شرنگ مى‏سازد.در حالى كه مى‏دانيم فلسفه جهيزيّه، آغاز يك زندگى ساده وآبرومند و توأم با خوشبختى و شادكامى است، نه مسابقه‏هاى زشت و نمايشهاى مسخره و شرم‏آور.

از همه بدتر اين‏كه، در چنان مجلسى فوراً مقايسه‏ها شروع مى‏شود و جهيزيّه اين دختر و آن دختر را با هم مى‏سنجند، اين مقايسه معمولًا آتش كينه و حسد و عداوت را در دل گروهى از حاضران مى‏افروزد، و مفاسد ديگرى را به‏دنبال دارد، چراكه هميشه كارِ بد، زنجيروار كارهاى بد ديگرى را سبب مى‏شود.[1]

وليمه در مراسم عروسی

يکی از مستحبات مراسم عروسی وليمه دادن است که به آن توصيه شده است. پيامبر اسلام فرموده است :" وليمه نيست مگر در پنج چيز در عروسی ، در ولادت فرزند ، در ختنه نمودن فرزند ، در خريدن خانه و آمدن از حج."[2]

معاويه بن عمار می گويد مردی به امام صادق (ع) عرض کرد که « إِنَّا نَجِدُ لِطَعَامِ الْعُرْسِ رَائِحَةً لَيْسَتْ بِرَائِحَةِ غَيْرِهِ » يعنی ما در وليمه عروسی عطری را از غذا استشمام می کنيم که در غذاهای ديگر آنرا استشمام نمی کنيم". امام فرمودند:« مَا مِنْ عُرْسٍ يَكُونُ يُنْحَرُ فِيهِ جَزُورٌ أَوْ تُذْبَحُ بَقَرَةٌ أَوْ شَاةٌ إِلَّا بَعَثَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَلَكاً مَعَهُ قِيرَاطٌ مِنْ مِسْكِ الْجَنَّةِ حَتَّى يُدِيفَهُ فِي طَعَامِهِمْ فَتِلْكَ الرَّائِحَةُ الَّتِي تُشَمُّ لِذَلِكَ »[3] يعنی " هيچ عروسی نيست که در آن شتر يا گاو و يا گوسفند ذبح کنند مگر اينکه خدای متعال ملکی را مأمور می کند که همراه مشکی از بهشت به آن مراسم برود و در طعام آنها از مشک بهشتی بيزد و آن عطری که استشمام می کنيد عطر همان مشک بهشتی است."

ولی در وليمه سه شطر است يکی اينکه يک روز يا دو روز باشد ،در عروه الوثقی می نويسدالوليمة يوماً أو يومين، لا أزيد فإنّه مكروه، و دعاء المؤمنين؛ و الأولى كونهم فقراء، و لا بأس بالأغنياء، خصوصاً عشيرته و جيرانه و أهل حرفته، و يستحبّ إجابتهم و أكلهم. و وقتها بعد العقد أو عند الزفاف ليلًا أو نهارا»[4]

وليمه يک روز يا دو روز است و پذيرفتن دعوت نيز مستحب است. دوّم اينکه حرامی در آن نباشد و سوّم اينکه فقراء به اين مجلس دعوت شوند. پيامبر اکرم (ص) فرمودند :« شُرُّ الطَّعامِ طَعامُ الوَليمَةِ؛ يُدْعي إليْهِ الشَّبْعانُ وَيُحْبَسُ عَنْهُ الجائِعُ.»[5] يعنی " بدترين طعام آن وليمه ای است که انساناهای به آن دعوت شوند و گرسنگان محروم گردند." و در روايت ديگر فرمودند:« بِئْسَ الطَّعامُ طَعامُ العُرْسِ يُطْعَمَهُ الأغْنِياءُ وَيُمْنَعُهُ المَساکينُ.»[6] يعنی " چه بد طعامی است وليمه عروسی که اغنياء دعوت شوند و مساکين محروم گردند."

خطبه دوّم

17 دي سالروز کشف حجاب توسط رضاخان

رضا شاه پس از تنها سفر خارجى‏اش به تركيه در 12 خرداد 1313، تحت تأثير اقدامات غرب‏گرايانه آتاتورك قرار گرفت. و پس از برگشت از اين سفر تصميم به کشف حجاب گرفت و در 17 دى سال 1314 طى جشن فارغ‏التحصيلى دختران بى‏حجاب در دانشسراى مقدماتى، رسماً بر كشف حجاب تأكيد كرد. كشف حجاب در تركيه اختيارى بود ، ولی رضاشاه اين كار را با زور انجام داد و به طور ناگهانى حق انتخاب را از زنان گرفت.

مرجع بزرگ، حكيم خبير مرحوم آيت اللّه شاه آبادى پس از مسئله كشف حجاب، بدون ترس از حكومت وقت، چنانكه مستمعين آن بزرگوار برايم نقل كردند، بارها در عرشه منبر و در مجالس عمومى و خصوصى فرياد زد : رضاخان با به غارت بردن حجاب قرآن، و كشتن قيام كنندگان عليه بى حجابى، در مسجد گوهرشاد، و در كنار حرم ملايك پاسبان حضرت رضا (عليه السلام) كمر صد و بيست و چهار هزار پيامبر را شكست.

بعداز انقلاب اسلامی زنان و دختران ايران اسلامی همه يک سره به پوشش اسلامی در آمدند و تحت حجاب اسلامی در آمدند . حجاب اسلامی يعنی پوششی که تمام بدن زنان جز دست و صورت و برجستگی های آنها را بپوشاند. اگر تمام بدن را نپوشاند و يا برجستگيهای بدن معلوم شود حجاب مطلوب اسلام نيست.

حجاب اينچنينی از ضروريات دين اسلام است. در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد. در سوره مبارکه احزاب و نور آياتی در باره حجاب آمده است که سوره احزاب چهارمين يا پنجمين سوره است که در مدينه بر پيامبر نازل شده و حوادث سال پنجم هجری را متذکر می شود و سوره نور نيز بعد از سوره نصر كه بعد از صلح حديبيه [سال ششم هجرى] و قبل از فتح مكه [ماه رمضان سال هشتم ]در مدينه بر پيامبر نازل شده است.

در سوره احزاب بطور مفصل می فرمايد :« وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ ........ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ........... وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ... ‏»[7]

يعنی " و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند.... و محل زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آن چه طبعاً از آن پيداست، و بايد روسرى خود را بر گردن خويش [فرو] اندازند .... و پاهاى خود را [به گونه اى به زمين ]نكوبند تا آنچه از زينت شان نهفته مى دارند معلوم گردد..... »

و در سوره نور بصورت مختصرخطاب به پيامبر می فرمايد :« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً »[8] يعنی " ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو سراسربدن خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است."

از ام سلمه نقل مى كند كه بعد از نزول آيه « يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ » زنان انصار از منازلشان با پوشش هاى مشكى خارج مى شدند به گونه اى كه به نظر مى رسيد بر سر ايشان كلاغى نشسته است.

حجاب بسيار برای اسلام مهم است. پس از فتح مكه هند زن ابوسفيان مسلمان شد، رسول خدا از او پرسيد: دين اسلام را چگونه يافتى ؟ گفت : خوب دينى است كاش سه چيز را نداشت ، فرمود: آن سه چيز كدام است ؟ گفت : يكى تجبيه (ركوع و سجود) دوم معجر (حجاب ) سوم رفتن اين غلام سياه ببام كعبه (اذان بلال )

حضرت فرمود: اما تجبيه ، پس نماز بدون آن قبول نمي شود، اما حجاب ، پس ‍ آن بهترين پوشش زن است ، اما غلام سياه ، پس او بهترين بنده خداست.[9]

امروز جای تأسف است که در کشور اسلامی ما حجاب آنچنان که بايد مورد توجه قرارگير ، مورد توجه قرار نمی گيرد. اگر در 17 دی 1314 يک رضاخان قلدر پيدا شد با اجبار کشف حجاب نمود امروز دهها رضاخان در سراسر کشور وجود دارد که آرام و بی صدا بی حجابی را حمايت می کند. دانشگاههای ما طوری شده است که دختران محجه ما خجالت می کشند به آن وارد شوند. صدا و سيمای ما علی رغم کارهای بسيار مهم سازنده هنوز گرفتار بی حجابی است.مجريان صدا سيما حجاب را رعايت نمی کنند و بازيگرانشان اکثرا اعتقادی به حجاب ندارند. بيمارستانها ، فرودگاهها پر از بی حجابی است. برخی از مردان زنان آرايش کرده خود را در حالی که سرو صورتش و موی سرش در ملأ عام قرار گرفته است به بازار می آورد.

راوى مى گويد در يك روز بارانى با رسول خدا در بقيع نشسته بودم، زنى سواره بر الاغ از كنار ما گذشت، دست الاغ در گودالى فرو رفت و زن از مركب بزير افتاد، رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) رو برگرداند، عرضه داشتم خود را با شلوار پوشانده، حضرت سه بار براى اين گونه زنان طلب مغفرت كردند، و فرمودند اى مردم اينگونه پوشش برگيريد كه پوشاننده ترين لباس براى بدن است، و زنان خود را به وقت بيرون رفتن از خانه با چنين جامه اى بپوشانيد[10]

طرح عفاف و حجاب يكى از طرح‏هاى قانونى بسيار مهم است ولی عمل نشد كه اگر 26 دستگاه ذيربط به وظايف خود در اين قانون عمل كنند، اصولا كار به نيروى انتظامى كه يكى از اين دستگاه‏ها است،كشيده نخواهد شد. نمی دانم در حالی که حجاب پرچم اسلام است ، حجاب مصو نيت زنان است ، حجاب از ضروريت اسلام است ، حجاب علم اسلام است ، اما چرا اينقدر مورد بی توجه است. آيا وزارتخانه ها نمی توانند برای کارمندان خود برای رعايت حجاب دستوراتی بدهند. آيا دانشگاهها که دختر و پسر را قاطی هم نموده نمی تواند از اين وضعيت بيرون بياورد ؟ آيا صدا سيما به کارمندان و مجريان خود نمی تواند دستور الهی حجاب را برساند ؟ وقتی گفته می شود که بايد با بی حجابی مبارزه نمود به ذهنها مبارزه فيزيکی تبادر می کند در حالی که اينچين نيست اصلا برای حجاب ما کاری نمی کنيم که قطعا اگر هر مجموعه ای افراد خود را کنترل کند نيازی به برخورد فيزيکی نيست.



[1] - شيوه همسرى در خانواده نمونه         64

[2] - من‏لايحضره‏الفقيه     3     402

[3] - الكافي     6     282

[4] - العروة الوثقى   ج‏2   750

[5] - مجمع الزوائد 2/53

[6] - کنزل العمال

[7] - نور 31

[8] - احزاب 59

[9] - تفسير الكاشف ج 7 ص 493

[10] - ميزان الحكمة، ج 2، ص 259.

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین