خطبه های نماز جمعه تاريخ 26/9/1389 PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۰۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۰۴

خطبه های نماز جمعه تاريخ 26/9/1389

خطبه اوّل

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): « ثَلَاثٌ مَنْ لَمْ يَكُنَّ فِيهِ لَمْ يَتِمَّ لَهُ عَمَلٌ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ وَ خُلُقٌ يُدَارِي بِهِ النَّاسَ وَ حِلْمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الْجَاهِل‏ »[1]

پيامبر (ص) فرمودند :« سه چيز است كه هر کس آنها را نداشته باشد هيچ عملى او رافائده نمى‏بخشد:

« وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ » يعنی " تقوائى كه او را از معاصى باز دارد." مراد از ورع آن قدرتی است که در انسان ايجاد می شود و او را از ارتکاب گناه نگه می دارد. فرق ورع با تقوی نیز در همین نکته است تقوی عبارت از انجام واجبات و ترک محرمات است ولی ورع پرهیز از محرمات است

مراتب ورع

ورع دارای مراتب است که يک مرتبه آن پرهيز از گناه است و مرتبه ديگر پرهيز از مشتبهات و مرتبه ديگر پرهيز از خواسته های مباح نفس است که می خواهد نفس را تربيت کند.

ديده می شود که انسان واجبات خود را انجام می دهد ولی کار بجائی نمی برد ، مشکل در ورع است. در حديث قدسی وارد شده است« يَا أحمد ! عَلَيكَ بِالوَرَعِ ، فَإنَّ الوَرَعَ رأسُ الدِّينِ وَوَسَطُ الدّينِ وآخَرُ الدِّينِ . إنَّ الوَرَعَ يُقَرِّبُ العَبدَ إلَى اللهِ تَعالَى» [2] يعنی " اى احمد ! بر تو باد به ورع و اجتناب از گناه و حفظ خود از فساد ; زيرا ورع سرِ دين و وسط دين و پايان دين است . بى ترديد ورع انسان را به خداى بزرگ نزديك مى كند .

و اگر انسان از محرمات دوری نکند از واجبات اثر مطلوب را نمی‌گیرد و خطر ابتلاء به حرام آن قدر زیاد است که حتی به زوال ایمان می‌انجامد در اینجا فرمایش پیامبر(ص) را یادآور می‌شویم که فرمود: هر کس تسبیحات اربعه بگوید برایش در بهشت درختی می کارند یکی از اصحاب گفت پس مادر بهشت درختان بسیاری داریم حضرت فرمود بلی به شرطی که آتش نفرستید و آن‌ها را بسوزانید آتش همین ارتکاب محرمات است که می‌تواند تمام آثار واجبات را به تباهی بکشاند به خاطر اهمیت و تأثیر ورع است که پیامبر فرمود:«کن ورعاً تکن اعبدا الناس» يعنی » با ورع باش تا عابدترین مردم باشی» و در جای دیگر فرمود:«خیر دینکم الورع » يعنی « بهترین دین شما ورع است» از احادیث برمی‌آید که اصلاً عبادت بدون ورع نمی تواند ثمربخش باشد. امکان قرب الهی بدون ورع نیست، حتی رسیدن به علم حقیقی فقط با ورع امکان پذیر است چون وقتی صفحه دل ازکدورتها و آلودگیها پاک گردد روزنه‌های نور باز می‌شود و حقائق مکشوف می‌افتد برای همین است که خداوند به پیامبر دستور می‌دهد که«وثیابک فطهر».

به همين دليل پيامبر اكرم(ص) فرمودند: « و لو صليتم حتى تكونوا كالا و تاد، وصمتم حتى تكونوا كالحنا يا لم يقبل اللَّه منكم الا بورع حاجز»[3] يعنی " اگر آن قدر نماز گزاريد كه چون ميخ‏هاى كوبيده بر زمين شويد و آن قدر روزه بگيريد كه چون چوب‏هاى تراشيده ضعيف گرديد، خدا از شما نمى‏پذيرد مگر با ورع باز دارنده از گناه. "

از حضرت صادق (عليه السلام) روايت شده :« إنّ الرَّجُلَ يُذنِبُ الذَّنبَ فَيُحْرَمُ صَلاَةَ اللَّيلِ وَإِنَّ العَمَلَ السَّيِّئَ أَسْرَعُ فِى صاحِبِهِ مِن السِّكِّينِ فِى اللَّحْم »[4] يعنی " قطعاً شخص مرتكب گناهى مى شود و به خاطر آن از خواندن نماز شب محروم مى ماند و تأثير گناه در گناهكار از تأثير كارد در گوشت سريعتر است " .

به همين دليل می بينيم پيامبر اسلام می فرمايد سه چيز است که اگر آن سه را کسی نداشته باشد اعمالش به درد وی نمی خورد. يکی از آنها ورعی است که آنها را از ارتکاب گناه باز دارد.

خطبه دوّم

خدای متعال برای سعادت بشر انبيائی را فرستاده است و همراه آنها برنامه زندگی بعنوان کتاب آسمانی نازل کرده است. تمام اين انبياء معصومند و کتب آسمانی قبل از رسيدن دست تحريف بشر معصوم بودند. دين ، راه خداست که هرکس به دستور دين عمل کند در دنيا و آخرت زندگی راحت خواهد داشت. اينکه در دنيا ناامنی بوجود می آيد و جنايت و مصيبت بوجود می آيد ناشی از اين است که انسانها دين الهی را ترک می کنند و به دستورات آن عمل نمی کنند. پيامبر اسلام که خاتم الانبياء و کاملترين انسان بلکه گل سرسبد عالم خلقت است ، کتابی را آورد که اگر تمام انس و جن عالم جمع شوند سوره ای مثل سوره آن نمی آورند. بدون شک سعادت ما در گرو اطاعت از دستورات دين اسلام و پيامبر خداست.

ولی در مقابل تمام ادیان آسمانی و انبياء الهی ، خصوصا پيامبر اسلام و دين اسلام ، دو گروه ممانعت نموده و سنگ اندازی کرده اند. يکی دشمنان غير مسلمان و ديگری مسلمانان نادان و منافقان مسلمان نما. دشمنانی که اسلام را نپذيرفته وبر عليه اسلام اقدام نموده اند گرچه صدماتی زيادی را بر مسلمانان وارد کرده اند ولی هيچ وقت به اندازه صدماتی نبوده است که مسلمانان جاهل و غافل ومنافق به اسلام زده اند.

شما اگر به تاريخ صدر اسلام نگه کنيد خواهيد ديد پيامبر اسلام در مدت 23 سال بيش از 80 غزوه وسريه با مشرکين و يهوديان انجام داده است و افرادی را نيز در اين جنگها از دست داده است ولی تمام آن خسارتها را اگر جمع کنيد به اندازه خسارتی که در سقيفه بنی ساعده بر پيکر اسلام نوپازدند نمی رسد.

مديريت جامعه از دست شخصيّتی مثل علی (ع) بيرون آمد و در نهايت به دست افرادی مثل معاويه ، يزيد ، مروان و ... رسيد. يزيد امير المؤمنين شد و امام حسين (ع) خارجی معرفی گرديد. از خانه نشينی حضرت امير (ع) گرفته تا شهادت امام حسين (ع) و تا امروز که ناموس دهر منجی عالم بشريت ، امام عصر در غيبت بسر می برد تمام مصيبات زير سر دودسته از مسلمانان بوده است. يکی عالم متهتک و ديگری جاهل متنسک. عالم متهتک علم دارد ولی ايمان ندارد و بوسيله علمش بر مردم ضرر می رساند و جاهل ، عبادت دارد ولی چون معرفت ندارد با عبادش مردم را فريب می دهد . حضرت امير (ع) به اين نکته اشاره می کند و می فرمايد قَصَمَ ظَهْرِي عَالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ فَالْجَاهِلُ يَغُشُّ النَّاسَ بِتَنَسُّكِهِ وَ الْعَالِمُ يَغُرُّهُمْ بِتَهَتُّكِهِ »[5] يعنی کمر مرا دو نفر خم کرد يکی عالم متهتک که علم دارد وايمان ندارد مردم فريب داد و جاهل متنسک که به ظاهر کا عبادی می کند ولی چون عبادش بر جهل استوار است ، عبادت درستی نيت ولی به همين عبادت مردم گول می خورند. در زمان امام علی (ع) عمر عاص مصداق عالم متهتک و ابوموسی جاهل متنسک بود.

امروز نيز همين دو گروه که کمر علی (ع) را شکستند ، کمر اسلام را نيز می شکنند.شيعه ضربه سختی از اين دو گروه خورده است. حادثه کربلا نتيجه عملکرد اين دو گروه است . و همين امروز نيز اين دو گروه بر پيکر امام حسين (ع) شمشير می زنند.

اگر عاشورای امام حسين (ع) صدها پيام داشته باشد عصاره تمام آنها يک جمله است و آن اين است « براى حفظ دين، از همه چيز بايد گذشت ». دين چيست و چگونه حفظ می شود ، بايد حسينيان اين معنا را درک کنند و الا نمی توانند حسينی باشند. کسی که عامدانه و عالمانه رفتارهای را انجام می دهد و يا حرکاتی را سامان می دهد که به ضرر دين است مصداق عالم متهتک است که کمر علی (ع) را خم نمود. کسانی که ندانسته اين کار ا می کنند جاهل متنسکند که لبه ديگر قيچی هستند که بر ريشه اسلام تيشه می زنند.

دين يعنی آنچه که رسول خدا آورده است ، آنچه که رسول خدا آورده است از سه بخش اصول دين ، فروع دين و اخلاق تشکيل شده است. اعتقاد به خدا ، توحيت ، نبوت ومعاد ، نماز و روزه و زکات ، تعاون و دوری از تکبر وحسادت و ... از جمله دين است. حفظ آنها به اين است که آنها را بشناسی به آنها عمل کنی و آنها را تبليغ کنی . اين پيام حسين است که اينها را حفظ کنيد. هرکس اينها را حفظ کند حسينی است.

شهرما بحمدالله از دوستاران اهلبيت پيامبرند به اباعبدالله (ع) عشق می ورزند ، در ماه محرم آنچه در توان دارند و آنچه درک می کنند به امامشان تقديم می کنند. حتی ممکن است برخی از آنها کارهائی را انجام دهند که شايد درست بنظر نرسد ولی آن را خوب می دانند و انجام می هند. اينجا وظيفه علماء ، بزرگان ، ريش سفيدان ، هيئت امنا اين است که روشنگری کنند و بگويند چه چيز خوب است و شايسته امام و چه چيز خوب نيست . نبايد تماشا کنند و احيانا خودشان دامن بزنند.

اگر همه ما در کربلا بوديم و جنازه امام حسين بر زمين افتاده بود و می خواستيم عزاداری کنيم مگر در اينکه شما چه بگوييد ، از کجا بياييد ، اينجا مال من است و اينجا مال توست ، سخن می گفتيم. برای مديريت عزاداريها لازم است ، دستجات عزاداری مشخص گردد ومسيرها معين شود ، روزها معين شود ولی سخن اين است که وقتی باهم شديم به يک امام عزاداری کنيم.

گرچه انشاء الله تلاش همه عزيزان مورد توجه امام حسين است همه با اخلاص بر آن عزيز عزاداری کردند ولی نواقصی وجود دارد بايد به کمک هم آنها را مرتفع کنيم. يکی از بزرگترين نقيصه شهرما اين است که در روز عاشورا تقربيا تمام عزاداریها تعطيل است. چرا ؟ تنها در برخی از نقاط شهر مراسم شبيه خوانی انجام می گيرد که در جای خود خوب است ولی آنهم با دهها مشگل رو بروست. در روز عاشورا ما می توانيم آن جوانی را که نماز نمی خوانده نماز خوان کنيم. ولی مراسم شبيه خوانی ما علاوه بر ايرادهای متنی و عملی ، نه تنها يک جوان بی نماز را نماز خوان نمی کند بلکه نمازخوانها را به يک مکان جمع می کند و مراسم شبيه اجرا می کند و ثمره اش اين می شود که يا نماز فراموش می شود يا در موقع خود که به هيچ وجه امام حسين (ع) راضی نيست ، خوانده نمی شود. چرا بايد چنين باشد.

آيا بهتر نيست تمام شهر ف جوانان دلسوخته ما ، ريش سفيدان تجربه ديده ما همه را جمع کنند وبا مراسم سينه زنی و زنجير زنی از مساجد در روز عاشورا بيرون بيايند و همه در يک مکان اجتماع کنند و با هم بر شهيد کربلا گريه کنند و در وقت نماز نيز همه باهم يک نماز باشکوهی بخوانند بعد متفرق شوند. آيا اين بهتر است يا اينکه شهر را تعطيل کنيم و تنها در چمد نفطه به شبيه خوانی اکتفا کنيم؟

من از تمام حسينيان عزيز می خواهم مراسم محرم را آسيب شناسی کنند و نقاط قوت و ضعف آن را پيدا کنند و بارفع ضعف و تقويت جنبه قوت ، ماسم حسينی را پر رونق انجام دهيم.



[1] - الكافي     2     116

[2] - ارشاد القلوب : 1 / 203 ، الباب الرابع و الخمسون ; بحار الانوار : 74 / 26 ، باب 2 ، حديث 6

[3] - محجة البيضاء، ج 2، ص 301.

[4] - كافى : 2 / 272 ، باب الذنوب ، حديث 16

[5] - بحارالأنوار     2     111

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین