خطبه های نماز جمعه مورخه 17/02/1389 PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۰۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۵۴

خطبه های نماز جمعه مورخه 17/02/1389

غفران و بخشش الهی

خدای متعال در آيةشريفه 284 سوره مبارکه بقره پس از اينکه سخن از ملکيت خود بر آسمانها و زمين به ميان می آورد وبيان می کند از همه چيز حتی از آنچه در دلها و قلبها می گذرد سوال خواهد کرد ، می فرمايد : « فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير»[1] يعنی " پس هر كه را بخواهد مى‏آمرزد، و هر كس را بخواهد عذاب مى‏كند، و خدا به هر چيز توانا است‏ ."

در مورد غفران و بخشش خداوند متعال در روز قيامت سوالات متعددی وجود داردکه قبل از پرداختن به آنها لازم است چند مطلب را توضيح دهيم.

مطلب اوّل : معنای وعد ووعيد

« وعد » به معناي نويدِ پاداش و « وعيد » به معناي تهديد به عذاب است.[2]   خداوند در قرآن كريم در موارد متعدد به مؤمنان وعده پاداش و نعمت بهشتي و به كفار، مشركين و منافقين وعده جهنم داده است و نيز در برابر ارتكاب برخي گناهان تهديد به عذاب اليم و جهنم نموده است.

همچنين گفته اند ، "وعد" در لغت به معنی عهد می­باشد.[3] و در اصطلاح عبارتست از تعهّد كردن به انجام أمری، خواه آن أمر خير باشد يا شرّ، و اختصاص پيدا كردن به يكى از آنها بواسطه قرينه ، معيّّن مى‏شود .[4] و "وعید" که از وعد گرفته شده خبری است که فقط در وعدۀ شر و تهدید استعمال می­گردد.[5]

دراينجا دو سوال عمده مطرح می شود. يکی اينکه فرق " وعد " با " وعيد " چيست ؟ و ديگر اينکه " آيا اين وعده و وعيدها با شرائط خاصي عملي مي­شود و يا اينكه اراده الهي بدون شرائط ديگر به تحقق اين امور تعلق گرفته است؟

در پاسخ به سوال اوّل ، گفته اند : " وعد " و " وعيد " تفاوتهائی باهم دارند:

تفاوت وعده با وعید:

1) مهمترین تفاوتی که بین این دو کلمه وجود دارد تفاوت از ناحیۀ استعمال است و آن این است که: "وعد" هم در وعدۀ خير و هم در وعدۀ شرّ بكار می­رود ولى"وعيد" و "ایعاد" فقط در وعده شرّ استعمال مي­شود.[6]

2) فرق دیگری که بین "وعد" و "وعید" وجود دارد در تخلّف پذیری آنهاست چرا که: خُلف وعده، قبیح است، زیرا مستلزم وقوع کذب از طرف خداوند است و صدور آن از خداوند محال است،[7]  ولی خُلف وعید در مواردی، نه تنها قبیح نیست بلکه حُسن هم دارد چون این کار نوعی اظهار کرم است.[8] 

3) وعده از راه تفضّل خداوند بر بندگان است نه استحقاق بندگان ، زيرا مؤمن هر چه ايمانش كاملتر باشد و اعمال صالحه او زيادتر باشد، نمی­تواند شكر كوچكترين نعمت­های الهى را اداء نماید تا مستحق دریافت آن وعدها گردد، ولی وعيد از راه استحقاق عباد است و خداوند زائد بر استحقاق ، کسی را عذاب نمى‏كند، بلكه چه بسا عفو نموده و گذشت مى‏كند. [9]

در پاسخ به سوال دوّم ، معتزله معتقد است كه وعد و وعيد الهي محقق مي­شود؛ زيرا تخلف و عدم تحقق وعده و وعید ظلم است. در نتیجه همانطور که تحقق وعده­ها حتمی و ضروری است تحقق وعید نیز ضروری می­نماید.[10]

ولی در فرهنگ اعتقادي شيعه كه برخاسته از قر آن و كلام معصومين عليهم السلام است بطور صحيح از اين مسأله در دو بخش جواب داده شده است.

1.نويد (وعده) الهي براي مؤمنان:

شيعه، تحقق نويد الهي را ضروري دانسته و امكان تخلف در اين مورد را مخالف با عدل و حكمت خداوند دانسته با اين حال فضل و رحمت خداوند را در تحقق وعده­هاي الهي بي­تأثير نمي­داند.[11]

2.تهديدات (وعيد) الهي:

نسبت به كفار و مشركين و منافقين تحقق تهديدات بلاشك ضروري است و تخلف در اين موارد را تخلف از وعده و مصداقي از قبح برشمرده­اند.[12] زيرا خداوند مي­فرمايد: « إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ »[13] يعنی " همانا خداوند شرک را نمی بخشد وپايين تر از آن را می بخشد."

برخي گناهان بدون توبه مورد عفو الهی واقع نمی­شود. مانند قتل عمدی و ظالمانه و ادعای امامت به ناحق و شرب خمر و...

اما نسبت به گناهان دیگر از سوی مسلمان و مستضعفين (با توجه حكمت و علم خداوند و نيز نوع گناه و اعتقادات مرتكبين گناه) در صورتی که به کفر و شرک نرسد، تحقق وعيد در اين مورد، حق خداوند قلمداد شده و تحقق و عدم تحقق آن منوط به اراده خداوند بر اساس علم و حكمت الهي و... است. خداوند می­فرماید: « وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ »

بديهي است در صورت انجام وعيد، ظلمي واقع نشده و در صورت عدم تحقق وعيد و شمول عفو الهي علاوه بر اينكه قبيح نبوده ، بر خلاف علم، حكمت و عدل الهي نيز نمي­باشد. در واقع خداوند برخی را بر اساس اراده و حکمت خویش می­آمرزد؛ در حالی که ظلم و گناه نموده­اند و این خلف وعید، علاوه بر اینکه قبیح نیست بلکه نیکو نیز می­باشد.

طرد نظر معتزله

در محضر امام رضا(ع) از عقیده معتزله بحث شد که معتقدند گناهان کبیره بخشیده نمی­شود. امام(ع) در رد عقیده معتزله فرمودند:امام صادق(ع) فرمودند که قرآن برخلاف این نظر معتزله نازل شده است؛ چرا که خداوند می­فرماید:[14] « ان ربک لذو مغفره للناس علی ظلمهم»[15] يعنی " یقینا پروردگارت برای مردم باوجود ظلم ایشان  دارای مغفرت است ."

مطلب دوّم : رحمت واسعه خداوند برانسان

درست است که خداوند متعال واژۀ وعید رادر قرآن شش مرتبه برای کفّار، منافقان ، بنی إسرائیل وبرای کم فروشان استعمال کرده است، ولی از بدو خلقت انسان رحمت واسع خود را شامل حال آن نموده است که شايد هيچ موجودی به آن اندازه از رحمت الهی برخوردار نيست.

فطرت

اوّلين مرتبه شمول رحمت الهی به حال انسان ، نوع آفرينش انسان است. تمام موجودات عالم ازبدو خلقت بسوي كمال مطلق درحركتند وناخودآگاه بسوي خداي متعال درجريانند ، اما انسان علاوه براين جذبه تكويني وغايت عمومي ،يك امتيازتكويني ديگري دارد كه آن را مشخصا بسوي خداي متعال مي‌كشاند، وآن نوعي خلقتي است كه خداي متعال دروجود انسان قرارداده است وما ازآن به فطرت يعني نوعي آفريشن ياد مي‌كنيم. هنگامي كه آفريدن انسان را اراده نمود در عمق وجودش تخم محبتش را كاشت واو را عاشق وشيفته خود نمود .اين محبت خدا كه فطرت انسان است، اورا به تكاپووتلاش وحركت واداشت تابه خدا برسد « يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ »[16]

فطرت سكوي پرتاپ انسان بسوي كمال مطلق ونعمتي از ناحيه خدا بر بندگانش است .كلمه "فطرت"را ظاهراًقرآن براي اولين بار در مورد انسان ، آنهم در خصوص ارتباط انسان با دين،استعمال كرده است فرمود « فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»[17]

خداوندمتعال‌گويا هنگام خلقت انسان آهن پاره اي در وجود انسان نهاده است وخودش نيزبمثابه آهن رباست كه اين انسان را دائماً به طرف خود جذب مي كند.و انسان از روزي كه آفريده شده است در تب وتاب ناخودآگاهي است كه او را بسوي خدا مي كشاند تا به خدا نرسد آرام نمي گيرد« أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» [18] يعني "آگاه باشيد باذكر خدا قلبها آرام مي گيرد "

اگر عالم و آدم را به انسان بدهند، انسان سير نمي شود وآرام نمي گيرد چون او خدا را مي خواهد و خدا است كه مانند آهن ربا ،آهن وجود انسان را به طرف خود جذب مي كند.

هر قدر آهن وجود انسان صيقل داده شود يعني فطرت انسان پاك ومنزه از آلودگيها شود وبا نور ايمان منور گردد به همان اندازه جذبه الهي قويتر وهر قدر فاصله كمتر شود وحجابي در بين نباشد قدرت جاذبه بيشتر خواهد شد تا اينكه انسان به خدا برسد وآهن وجودش عين آهن رباگردد آنوقت كار خدائي مي كند وآهنهاي ديگر را به خود جذب مي كند ودلهاي انسانها را شيداي خود مي سازد وولايت تكويني پيدانموده، در عالم هستي تصرف مي نمايد.

در حديث قدسي مي فرمايد :« يا ابن آدم أنا غني لا أفتقر أطعني فيما أمرتك أجعلك غنيا لا تفتقر يا ابن آدم أنا حي لا أموت أطعني فيما أمرتك أجعلك حيا لا تموت يا ابن آدم أنا أقول للشي‏ء كن فيكون أطعني فيما أمرتك أجعلك تقول للشي‏ء كن فيكون»[19] يعنی " ای فرزند آدم ! من بي نيازی هستم که هيچ وقت فقير نمی شوم ، ازمن اطاعت کن تا تو را نيز بی نيازی سازم که فقير نشود ، ای فرزند آدم !من زنده ای هستم که هيچ وقت نمی ميرم ، ازمن اطاعت کن تا تو را نيز زنده ای سازم که نميرد. ای فرزند آدم ! وقتی من به چيزی می گويم باش بوجود می آيد ، ازمن اطاعت کن تا تو را نيز طوری کنم که وقتی به چيزی می گويي باش ، بوجود آيد."

اگر آهن وجودش زنگ زند ويا فاصله اش از خدا بيشتر شود ويا حجابي در بين او وخدايش قرار گيرد آنوقت جاذبه اي از طرف خدا نخواهد داشت همين موقع است كه سقوط بي نهايت براي انسان شروع مي شود.دراين صورت انسان خودسر رها خواهد شد كه ائمه اطهار )عليهم السلام( ازخدا مي‌خواهند طرفه العيني خداي عالم آنها را بخودشان وانگذارد.ابويعفورمي‌گويد ازامام صادق )عليه السلام( شنيدم درحاليكه دستش را به آسمان بلند كرده بود مي‌گفت:« رَبِّ لَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَ لَا أَكْثَرَ» ديدم اشك به سرعت ازمحاسنش سرازير بود .به من رو كرد فرمود:«يَا ابْنَ أَبِي يَعْفُورٍ إِنَّ يُونُسَ بْنَ مَتَّى وَكَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَفْسِهِ أَقَلَّ مِنْ طَرْفَةِ عَيْنٍ فَأَحْدَثَ ذَلِكَ الذَّنْبَ » عرض كردم آيا بااين عمل به حد كفررسيد ؟ فرمود:« لَا وَ لَكِنَّ الْمَوْتَ عَلَى تِلْكَ الْحَالِ هَلَاكٌ»[20]يعنی " نه ولی مرگ در اين حال هلاکت است."

انسان آن عقاب تيز پرواز الهي ومرغ ملكوتي وطاير قدسي است كه فطرت، پايگاه پرواز وسكوي پرتاب او به سوي خداست .انسان در قدرت ،سرعت واوج پرواز بي نظير است،حتي فرشتگان مقرب كه قدرت آنها شرق وغرب را فرا گرفته است همتاي او نمي شود چرا كه بلنداي پرواز انسان خداست وخدا نامحدودو بي منتهي است. جبرئيل آن فرشته مقرب وامين وحي، درمعراج وقتي به جائي رسيدند كه ديگر توان رفتن به بالاترازآن رانداشت، گفت:« يا رسول الله ليس لي أن أجوز هذا المكان و لو دنوت أنملة لاحترقت»[21]

مرغ روحم كه طاير قدست است

چـون حجاب من ازمنست اگر

اين سبــو بشكنـد درين دريا

زيـن قفس رهاشود چه شود

اين من ازمن جداشود چه شود

بحربـي منتهاشود چه شـود

پرندگان تيز پرواز وبلند پرواز طبيعت پايگاهي براي صعود وجايگاهي براي فرود دارند واز صخره هاوزمين هاي هموار اوج مي گيرند ودربلنداي قلّه هاي سربفلك كشيده فرود مي آيند وبا تكبر تفاخر به اطراف مي نگرند ،كوه ها ودشتها وجنگل هارا زير نظر مي گيرند ،انسان نيز به عنوان مرغ باغ ملكوت براي خود پايگاه صعود ومحلي براي فرود دارد .پايگاه صعودانسان فطرت ومحل فرودش خداست ،او در صعود خود جزرسيدن به خدا نمي طلبد وكمتر از آن راضي نمي شود.خداي متعال انسان راعقابي تيزپروازآفريد وآفرينش اورا ازبي‌نهايت ضعف شروع كرد كه )لم يكن شيئا مذكوراً (بود واستعداد رسيدن به بي‌نهايت كمال رادرآن قرارداد ونام اين آفرينش رافطرت نهاد.پس يكي ازعنايات الهي برانسان كه اورا درسفربه ابديت ورسيدن به كمال مطلق ياري مي‌كند مسأله فطرت است.

عقل

يکی ديگر از اسباب رحمت خداوندی اعطای عقل ، به بشر است. خداي متعال كه درخلقت انسان آن امتيازفطري را قرارداد تا بشر به آساني بسوي خدا حركت كند ،به اوعقل نيز داد وآن را رسول باطني وچراغ راه فطرت قرار داد تا عصاي دست فطرت شود وبر نقاط تاريك فطرت پرتو افشاني كند واورا در هنگام تحيُّر نجات دهد وفطرت وعقل را هم ساز وهمراز وهم سوآفريد يعني فطرت را مطابق عقل قرار دادكه ازدرون انسان رابه يك مسير هدايت كنند.

انبياء

خداي متعال دركنارعقل كه حجت باطني است 124 هزار پيامبر فرستاد تامواردي را كه عقل به آن دسترسي ندارد ويا در معرفت آن عاجز است براي انسان تبيين نمايد.واين انبياء به عنوان رسولان ظاهري وحجت الهي در كنار فطرت وعقل قرار گرفته ،دستورات عقلي را تأييد وتاكيد نمودند ودر مواردي چراغ عقل گرديدند ، وآنچه از حيطه ادراك عقل خارج بود به انسان نشان دادند.

درحقيقت انبياء الهي تابلوهاي بعنوان دستوردين درراه انسانها نصب نموده اند كه انسان مي‌تواند باتوجه به آنها مسير ونحوه حركت رامشخص كند.درمسافرتهاي دنيوي كه ماازشهري به شهرديگر مسافرت مي‌كنيم درجاده ها تابلوهاي نصب شده است كه مسير وفاصله مقصد وخطرهاي احتمالي راه رامشخص مي‌كند . مثلاً مي‌بيند درتابلو نوشته است "پيچ خطرناك" وبعد ازآن تابلوي "سبقت ممنوع" رانصب كرده‌اند دراينجا راننده بايد تابلو رابخواند وبه آن عمل نمايد درجائي كه "پيچ خطرناك" نوشته شده است بايد ترمزكند وسرعت خودرو راكنترل نمايد واگرفقط به خواندن تابلو كفايت نموده واقدام به كنترل خودرو ننمايد ،تابلو وخواندن آن اورا نجات نمي‌دهد بلكه هركس باشد به دره سقوط نموده ومتلاشي خواهد شد ،همچنين تابلوي "سبقت ممنوع" .

درسفرمعنوي نيز كه انسان به راه افتاده وحركت مي‌كند انبياء نقش پليس راه ودين نقش تابلوهاي هدايتگررا ايفاء مي‌كنند . آيات قرآني هركدام تابلوهاي زيبا وجذاب درعين حال هوشداردهنده‌اي هستند كه مسافران راه خدا بايد آن تابلوهارا بخوانند وبه آنها عمل كنند. آيات قرآن تابلوهاي زيباي راهنمائي هستند راه وچاه رانشان مي‌دهند، پيچهاي خطرناك ومحلهاي سبقت ممنوع رابيان مي‌كنند ،متقين نيز اين تابلوها رامي‌خوانند وطبق آنها به سفرخود ادامه مي‌دهند وسالم به سرمنزل مقصود مي‌رسند.اين از عنايتهای خداوندی به بشر است.

ده برابر ثبت شدن اعمال خير

يكي ديگر ازعنايات الهي اين است كه به فطرت وعقل وارسال رسل وانزال كتب اكتفاء نكرد بلكه درياي محبتش ، وجود تشنه انسان را باآب زلال رحمت ومغفرت سيراب نمود وفرمود:"هركس يك عمل خير انجام دهد ده برابر حساب مي شود و هر كس يك عمل بد انجام دهد يك گناه در نامه اعمالش ثبت مي گردد. « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلاَّ مِثْلَها وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ »[22] يعنی "هر كس كار نيكي را انجام دهد ده برابر آن داده مي شود واگر گناهي انجام دهدفقط يك گناه نوشته مي‌شود وآنها مورد ظلم قرارنمي‌گيرند."

توبه

خداي متعال دركناراين همه لطف كرم كه درحق انسان نمود وهرچه براي هدايت بشر لازم بود نازل كرد دركنار همه آنهاباب توبه رانيز به روي بندگانش گشودكه اگر يك لحظه بنده‌اش پشيمان شود خداوند همه گناهان او را مي بخشد « قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»[23] يعنی " از رحمت خدا نااميد نشويد همانا خداوندهمه گناهان را مي بخشد".درآيه شريفه خداي عالم مغفرت خودرا طوري بيان نموده است كه انسان مي‌خواهد ازشوروشعف پرواز كند . دراين جمله كوتاه چقدرتأكيدات فروان بكاربرده است تا نوراميد دردل بندگان بتابد.

1- جمله رابا"اِنَّ" كه براي تأكيد است شروع كرده.

2-باتأكيد مطلب فعل رابصورت مضارع آورده است تا به استمرار بخشش خدا دلالت كند.

3- ذنوب را جمع وبا"ال" آورده است كه به استغراق وعموم دلالت كند.

4- كلمه "جميعاً" ذكر كرده تأكيد ديگربراستغراق باشد.

5- درخاتمه باز جمله‌اي را آورده است كه مطالب گفته شده را باتأكيدات فراوان متذكر مي‌شود «إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»[24]

خداي متعال نه تنها گناهان را مي بخشد بلكه اگر بنده اش صادقانه به در گاهش رو آوردوتوبه كند، گناهانش را به اعمال نيك تبديل مي‌كند «إِلاَّ مَنْ تابَ‌وَآمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً»[25]يعنی "هركس توبه كند وايمان آورد وعمل صالح انجام دهد،خداوند گناهان آنها را به ثواب وحسنات تبديل مي‌كند كه خداوند بسيار آمرزنده ومهربان است" شما فقط اين جمله را خوب دقت كن آنوقت آيا اشك شوق ويااشك خجالت وحيا ازچشمانت سرازيرنمي‌شود؟به جملات زير دقت كن كه اگر متأثر نشوي بايد برحال خود گريه كني .

1- پيامبر اسلام (ص) فرمودند : «يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَا ابْنَ آدَمَ أَمَا تُنْصِفُنِي أَتَحَبَّبُ إِلَيْكَ بِالنِّعْمَةِ وَ تَتَمَقَّتَ إِلَيَّ بِالْمَعَاصِي خَيْرِي إِلَيْكَ مُنْزَلٌ وَ شَرُّكَ إِلَيَّ صَاعِدٌ وَ لَا يَزَالُ مَلَكٌ كَرِيمٌ (يَأْتِينِي عَنْكَ) فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ بِعَمَلٍ قَبِيحٍ يَا ابْنَ آدَمَ لَوْ سَمِعْتَ وَصْفَكَ مِنْ غَيْرِكَ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ مَنِ الْمَوْصُوفُ لَسَارَعْتَ إِلَى مَقْتِهِ »[26]

يعنی" خداي متعال مي‌فرمايد :اي فرزند آدم ! چرا با انصاف با من برخورد نمی کنی ؟ من بادادن نعمتم برتومحبت مي‌كنم ولي توبامعصيت كردنت بامن دشمني مي‌كني،خيرمن برتونازل است ، و شرتو به من مي‌رسد، ملكي كريم بطور دائم وهر شب وروز اعمال قبيح تورا بسويم مي‌آورد.اي فرزند آدم اگرتعريفت را ازديگري مي‌شنيدي ونمي‌دانستي كه اين تعريف شده كيست به دشمني آن سرعت مي‌كردي."

2- در حديث قدسی وارد شده است که خدای متعال فرمود:«يا عبدي أ ما استحيت مني بارزتني بالقبيح و استحيت من خلقي فأظهرت لهم الجميل و بارزتني بالقبيح أ كنت أهون عليك من عبادي استخففت بنظري إليك و استعظمت خلقي»[27] يعنی "بنده‌ام آيا ازمن حيا نمي‌كني كه باانجام گناه بامن مبارزه مي‌كني ؟ ازخلق من خجالت مي‌كشي وخوبيهاي خودرا به آن نشان مي‌دهي ولي گناهانت راآشكارادرنزد من انجام مي‌دهي؟آيا مرا ازخلقم كوچك مي‌شماري كه نظركردن مرا كم اهميت مي‌داني وشاهد بودن بندگانم را بزرگ مي‌شماري؟"

عجيب است كه خداي مهربان تلاش مي‌كند بنده‌اش گناه نكند وهركاري براي گناه نكردن بنده‌اش لازم است انجام مي‌دهد وآنگاه درياي رحمتش آنرا فرامي‌گير ومي‌فرمايد: بنده‌ام اگر توبه كردي توبه‌‌‌‌ات رامي‌پذيرم وازتوبه كردن تو خوشحال مي‌شوم. علامه طباطبائي مي‌فرمايد:«توبهّ العبد محفوفه بتوبتين من الله»يعني توبه عبد به دو توبه از طرف خدا پيچيده شده است. اوّل خداوند به انسان بر مي‌گردد وآنگاه انسان متنبه وبيدار مي‌شود وبه طرف خدا بر مي‌گردد وسپس خداوند متعال توبه دوّمش را انجام مي‌دهد وتوبه بنده اش را مي پذيرد.اگرخداي متعال توفيق توبه وانابه به انسان ندهد انسان موفق به توبه نمي‌شود ، همين توفيق توبه ،توبه ازناحيه خداست . وقتي انسان توبه كرد وباندامت وپشيماني به درگاه خدا آمد خداوند متعال توبه اورا مي‌پذيرد واين درواقع توبه دوّم خداست.

مولوي مي گويد: مردي شبها نمي‌خوابيد ودعا مي كرد وبا خداوند راز ونياز مي نمود ومداوم يا الله يا الله مي گفت : روزي شيطان به او گفت: چرا اين قدر خدارا مي خواني در حالي كه جوابي نمي شنوي،آن مرد ملول وافسرده شد وخوابيد.

حضرت خضربه خوابش آمد وگفت:چرا ذكر خدا را ترك كردي ؟گفت:چه كنم هر چه صدازدم جوابي نشنيدم

گفت لبيكم نمي آيد جواب                             زآن همي ترسم كه باشم ردّباب

حضرت خضرگفت:خداوند مرا فرستاده است كه بتو بگويم آن سوزوگدازي كه در دل توست،پيك خداست.خداوند متعال آن سوزوگداز رادر دلت ايجاد كرده است.

ترس وعشق تو كمنـد لطف مـاست

زيرهـر يــاربّ تو لبيك هاست

جـان جاهل زاين دعا جز دور نيست

زآنكه يارب گفتنش دستور نيست

انسان عارف می داند که تمام وجودش را رحمت الهی فراگفته است و اگر خدای متعال اجازه ندهد زبان به حمد باز نمی شود و قدم به سوی خيری برداشته نمی شود و گوش کلام حقی را نمی شنود. آنچه بدبختی انسانهاست ، غفلت از رحمت الهی است که چگونه از پدر و مادر مهربانتر او را به آغوش خود گرفته و از خود او به او نزديک تر است.

دوست نزديكتر ازمن به من است

چه كنم باكه توان گفت‌كه دوست

وين عجب تركه من از وي دورم

در كنــار من و من مهجــــورم

خطبه دوّم

توصيه های رهبری

كميسيون روحانيت مجلس شوراى اسلامى در روزهاى اخير با مقام معظم رهبرى ديدار کردند و ايشان نيز توصيه های مهمی را سفارش کدند.

توصيه اوّل - دوران مسؤوليت دوران فرصت‏هاى مادى نيست‏.

مقام معظم رهبرى نيز بارها و بارها به مسؤولان كشور تذكر داده‏اند كه دوران مسؤوليت را پايه‏اى براى بهبود زندگى اقتصادى و مادى خويش قرار ندهيد و اصولا چنين نگاهى نداشته باشيد كه از اين سالهاى معدود مسؤوليت به عنوان گامى در جهت بهره‏بردن هرچه بيشتر مادى استفاده كنيد بلكه نگاهتان به اين سالهاى مسؤوليت نگاه وقف كردن خود و كارتان براى مصالح كلى كشور باشد.

واين همان توصيه حضرت امير(ع) به فرمانداران خود است که فرمود:« و ان عملك ليس لك بطعمه لكنها فى عنقك امانه» يکی از آفتهای مهم وخطرناک مسئوليتها اين است که گاهی ديده می شود برخی نه تنها به مسئوليت بعنوان امانت نمی نگرند بلکه آن را طعمه برای خود قرار می دهند و طوری عمل می کنند که گويا اين فرصت به وی داده شده است که دنيای خود و بعضی از اطرافيانش را بسازند ولو از راه نادرست باشد.

توصيه دوّم - حفظ وحدت

توصيه دوّم مقام معظم رهبری اين است که تمام قوا وحدت را حفظ کنند. هم وحدت کلمه داشته باشند و هم کلمه توحيد. وحدت كلمه و كلمه توحيد رمز بقای ماست.هرکلمه تفرقه افکن تيری از ناحيه دشمن است و هرصدای تفرقه ساز صدای نامبارک و ناهنجار است.

توصيه سوم - توجه به دشمنى دشمن و بهانه ندادن

نكته ديگرى كه بايد به آن توجه جدى داشت اين است كه ايران اسلامى به واسطه اقدامات حق‏طلبانه خويش و به دنبال مواضع اسلامى و انقلابى و اصولى خود در سطح بين‏المللى، محبت و ارادت ملت‏ها را نسبت به خود جلب كرده است. به نحوى كه اكنون نظام اسلامى و شخصيتهاى آن نسبت به سياستمداران ديگر دنيا در ميان ملتها از محبوبيت بيشترى برخوردار هستند. اما در عين حال همين اقدامات حق‏طلبانه و مواضع اصولى باعث شده است كه برخى زورمداران و قدرتمندان عالم از نظام اسلامى كينه‏هايى تمام نشدنى به دل بگيرند و نظام سلطه كنونى حاكم بر عرصه بين‏المللى و زرسالاران اقتدارطلب اين نظام ظالمانه، جمهورى اسلامى ايران را در راس برنامه‏هاى دشمنى و شرارت خود قرار داده‏اند. اين قدرتمندان شرور و زياده‏خواهان عرصه بين‏المللى همواره به دنبال دشمنى با نظام اسلامى بوده و هستند و از ابتداى انقلاب تا كنون نيز وجهه‏هاى مختلف اين دشمنى خويش را به صراحت بيان و ظاهر ساخته‏اند. از اين رو اگر كسى در دشمنى اين گروه با نظام اسلامى شكى دارد به نظر مى‏رسد كه دچار مشكلاتى اساسى در فهم سياست عالم كنونى است.

در چنين فضايى كه نظام سلطه، جمهورى اسلامى ايران را در راس دشمنى‏ها و دسيسه‏هاى خويش قرار داده است و به هر وسيله‏اى تلاش مى‏كند تا اين نظام را از دستيابى به اهداف حق خود بازدارد و از موفقيت بين‏المللى و داخلى‏جمهورى اسلامى جلوگيرى كند، از وظايف مهم مسؤولان و تاثيرگذاران كشور آن است كه به هيچ وجه به دشمن بهانه ندهند و كارى نكنند كه دشمن براى انجام نيات پليد و غير انسانى خود دستاويزى از عمل مسؤولان و تاثيرگذاران كشور بيابد. در همين راستا مى‏توان برخى از فتنه‏سازى‏هاى سال گذشته را هديه دادن به دشمن از اين جهت تلقى نمود كه با ايجاد زمينه براى دشمن كارى كردند كه دشمن بتواند دسيسه‏هاى شكست خورده خود را عملى كند و دستاويزى براى اجراى نيات شوم خويش بيابد كه بحمد الله با هوشيارى ملت و رهبرى حكيمانه مقام معظم رهبرى اين دسيسه‏هاى باشكست مواجه شد و آن‏ها كه به دشمن بهانه و دستاويز لازم براى دشمنى كردن را دادند از سوى ملت طرد و رد شدند و مورد نفرت و خشم مردم قرار گرفتند.

توصيه چهارم - توجه به مسائل كلان و اولويت دادن آن‏ها نسبت به مسائل حوزه انتخابيه

توصيه ديگرى كه به همه مسؤولان كشور قابل انجام است و خصوصا در مورد نمايندگان مجلس مصداق پيدا مى‏كند اين است كه در حل مسائل كشور و خصوصا در قانون‏گذارى و مباحثى كه در جريان قرار مى‏گيرد توجه مسؤولان كشور به مسائل كلان و كلى كشور باشد و براى منافع كلان كشور نسبت به مسائل جزيى‏تر مانند منافع يك حوزه انتخابيه خاص يا يك گروه و قشر خاص اولويت قائل شوند. البته اين بدان معنى نيست كه قرار نيست به مسائل جزيى و مسائل حوزه‏هاى انتخابيه پرداخته نشود، بلكه بيان يك اولويت‏بندى و اهم و مهم كردن است. يعنى‏مسؤولان كشور به خصوص قوه مقننه كه در كار قانون‏گذارى است بايد مسائل را اصلى و فرعى و اهم و مهم كنند و توجه داشته باشند كه مبادا يك امر مهمتر و مؤثرتر فداى يك امر مهم و يا با اهميت كمتر شود.

به نظر مى‏رسد اين 4 توصيه اساسى كه به صورت كلى بخشى از توصيه‏هاى بيان شده مقام معظم رهبرى در جمع فراكسيون روحانيون مجلس شوراى اسلامى است اگر توسط مسؤولان كشور مورد توجه جدى قرار گيرد و مبناى عمل آن‏ها بشود مى‏تواند بخش قابل توجهى از مشكلات كشور را حل كند و زمينه را براى خدمت‏گزارى هر چه بيشتر و بهتر به مردم فراهم آورد

حضور رئيس جمهور در كنفرانس بازنگرى ان.پى.تى

كنفرانس بررسى معاهده منع گسترش سلاح‏هاى هسته‏اى با حضور نمايندگان 189 كشور برگزار شد. همه كشورهاى امضاكننده ان.پى.تى - به جز هند، پاكستان، رژيم صهيونيستى و كره‏شمالى- هر 5 سال يكبار گرد هم مى‏آيند تا درباره چگونگى عملكرد اين پيمان بازنگرى كرده و درباره رويكردهاى جديد به توافق برسند.

جمهورى اسلامى ايران به دليل اهميت زيادى كه براى استفاده صلح‏آميز از انرژى اتمى براى همه قايل است و استفاده از سلاحهاى هسته‏اى را براى هيچكس جايز نمى‏داند، با بالاترين سطح يعنی رئيس جمهور در اجلاس نيويورك شركت كرد و پيشنهادهاى مؤثر و عملى براى تحقق اهداف NPT ارايه داد.

اعلام حضور احمدى نژاد در اين اجلاس يک شوک برپيکر آمريکا و اسرائيل وارد نمود که واكنش مقامات آمريكايى و صهيونيستى را به دنبال داشت. عوامل رژيم صهيونيستى در دستگاه سياست خارجى و مجالس آمريكا طى بيانيه صراحتاً از دولت آمريكا تقاضا کردند كه مانع ورود احمدى نژاد به اين نشست شود چرا كه وى «كنفرانس بازنگرى NPT را به يك ميدان ديگر براى حمله به اسرائيل در صحنه جهانى تبديل خواهد كرد».

جمهورى‏خواهان شکست خورده نيز در اقدامى مضحك خواستار عدم صدور رواديد براى رئيس جمهورى ايران و هيات همراه وى شده بودند.

موج تبلیغات رسانه های وابسته به قدرت ها استکباری علیه حضور احمدی نژاد در کنفرانس نیویورک که از همان لحظه اعلام خبر تصمیم او برای شرکت در این کفنرانس آغاز شده بود تا واپسین لحظات پیش از سخنرانی رییس جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهمترین سخنران همچنان ادامه یافت به گونه ای که این رسانه ها اعلام کردند چنانچه کنفرانس نیویورک به شکست بیانجامد، احمدی نژاد عامل آن خواهد بود.

البته اينها حق دارند اين مخالفت را داشته باشند چون اسرائيل که هنوز رسميت آن را کشورهای زيادی در منطقه نپذيرفته اند بيش از 200 كلاهك هسته‏اى دارد و معاهده NPT را امضاء نکرده است و آمريکا شديدا از آن حمايت می کند. و خود آمريکا تنهاترين کشوری است که به جنايت اتمی آلوده است و تسليحات هسته ای را انباشته و تهديد به استفاده نيز کرده است.و احمدی نژاد درست به آن نقطه ای دست گذاشت که دروغگوئی آمريکا را نشان می دهد.

احمدی نژاد که به گفته بسیاری از تحلیل گران و کارشناسان مسایل سیاسی و بین المللی به انجام تکنیک های دیپلماتیک غیرقابل پیش بینی و غافلگیر کننده معروف است، این بار نیز با استفاده مطلوب از ابزار دیپلماسی عمومی و در اقدامی غیرقابل پیش بینی، شخصا و به عنوان تنها رییس جمهور در کنفرانس بازنگری در پیمان ان پی تی در نیویورک حضور یافت و با ارائه سخنانی منطقی و پیشنهادهای دقیق و حساب شده برای اصلاح ضعف های موجود در آژانس بین المللی انرژی اتمی و معاهده ان.پی.تی، قدرت حاکم بر معادلات بین المللی را مغلوب قدرت منطق خود ساخت.

پس از آنكه سخنان انتقادی احمدی نژاد خطاب به قدرتهای اتمی آغاز شد دیپلمات های آمريکا ، انگليس و فرانسه دارنده بمب اتمی از سالن نشست خارج شدند.

با پايان يافتن سخنان رئيس جمهوري ايران جايگاه خبرنگاران خالي شد و نشان داد که خبرگزاريها صرفا براي پوشش سخنراني احمدي نژاد به صورت گسترده به اجلاس آمده بودند.

ايام فاطميه

ايام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در پيش داريم. انتظار از مردم ولايتمدار و هيئتهای عزاداری و هيئت امنای مساجد اين است که زهرای مرضيه را حداقل در شهرخودمان از غربت نجات دهيم. بازاريان عزيز ارادت خود را به اين بانوی دو عالم نشان دهند در روز شهادت مغازه ها را ببندند و در مراسم عزاداری شرکت کنند و در دهه فاطميه پرچم سياه به جلوی مغازه نصب کنند.وبدين وسيله اعلام کنند تا ظهور امام مهدی (عج) عزادار فاطمه اند.

در سطح شهرستان نيز اقدامات مبارکی صورت گرفته است که آينده اميد بخش و درخشانی را برای شهرستان گرمی نشان می دهد. از جمله آنها تأسيس دانشکده پرستاری است که انشاء اله رشته پرستاری ، هوش بری و آزمايژشگاهی فعاليت خود را آغاز خواهد کرد.

راه آهن که يک ايستگاه در شهر گرمی خواهد داشت کار بزرگی است مورد تصويب قرار گرفته است . در دانشگاه آزاد کارشناسی ارشد در دو رشته حقوق خصوصی و مديريت اجرائی تصويب شده و دانشجو می پذيرد که هم اکنون بيش از 3000 نفر برای آزمون ثبت نام کرده اند ، تعيين استان اردبيل بعنوان رابط استانهای مرزی و ترک نشين با آذربايجان تعيين شده است که همه اينها قدمهای اساسی برای توسعه شهرستان واستان است. جا در دارد از تمام عزيزان خصوصا نماينده محترم ، رئيس دانشگاه علوم پزشکی اردبيل ، رئيس دانشگاه آزاد گرمی تشکر کنم وهمه را به همکاری و همدلی و هماهنگی دعوت نمايم.



[1] - بقره 284

[2] - الفیومی المقری، احمد بن محمد بن علی ؛ المصباح المنیر ،قاهره ،دارلحدیث ، الطبعه الاولی ،1421 ه – 2000م ، 1مجلد ، ص 395

[3] - قرشى، سيد على اكبر؛ قاموس قرآن، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1371 ش، ششم، ج‏7، ص 227

[4] - مصطفوی،حسن؛ تفسير روشن، تهران، مرکز نشر کتاب ، 1380 ش، چاپ اول، ج‏3، ص 219

[5] - بانوی اصفهانی امین، سیّده نصرت؛ مخزن العرفان فی تفسير قرآن، تهران، نهضت زنان مسلمان، 1361ش، ج‏4، ص 274و 275

[6] - ابن منظور، محمدبن مکرم؛ لسان العرب، بیروت، دار صادر، 1414، ج‏3، ص 463

[7] - طيّب، سيد عبد الحسين؛ أطيب البيان في تفسير القرآن، تهران، انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم ، ج‏10، ص360

[8] - همان، ج‏1، ص 299

[9] - همان، ج‏9، ص 275

[10] - شهید مطهری ، مرتضی ؛درسهایی از عقاید ،بی تا ، ص 39

[11] - شهید مطهری ، مرتضی ؛درسهایی از عقاید ،بی تا ، ص 39

[12] - معروف الحسيني، هاشم ؛الشيعة بين الأشاعرة والمعتزلة ،بی تا،ص229

[13] - نساء 48

[14] - شيخ حر عاملى؛محمد بن الحسن ؛ وسائل الشيعة، قم، مؤسسه آل البيت عليهم‏السلام  ، 1409 هجرى قمرى‏، 29 جلدي،ج 15 ،ص 336

[15] - رعد ،آیه 6

[16] -الانشقاق 6

[17] - الروم 30

[18] - الرعد 28

[19] -بحارالأنوار ج90 ص 376

[20] -الكافي ج2 ص 581

[21] -بحارالأنوار ج18 ص 382

[22] - انعام آيه160

[23] - زمرآيه 53

[24] - زمرآيه 53

[25] - فرقان آيه 70

[26] - مستدرك‏الوسائل ج11 ص 335

[27] - أعلام‏الدين ص249

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین