خطبه های نماز جمعه مورخه 06/01/1389 PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۰۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۳۵

خطبه های نماز جمعه مورخه 06/01/1389

سلطنت زمين آسمان از آن خداست

بحث ما در قسمت اوّل آيه 284 سوره بقره بود . « « لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ». يکی از درسهای اين آيه شريفه اين است: همه کاره اوست نه ديگران

نخست اينكه سلطنت آسمانها و زمين از آن خداست و در عالم وجود هيچ قدرتى و نيرويى جز نيروى الهى حكومت نمى‏كند و مؤثر نيست اين عقيده در مقابل عقيده كسانى است كه به ارباب انواع معتقدند و براى هر پديده‏اى از پديده‏هاى جهان، ربّى و خدايى قابل هستند و همچنين مشركان بعضى از تغييرات موجود در جهان را به خدايان ويژه‏اى نسبت مى‏دادند ولى اسلام همه اين نظرات را باطل و لغو مى‏داند و تنها مؤثر در كل عالم هستى را وجود خداوند قادر يكتا مى‏داند. 

دوم اينكه قدرت خداوند عام و گسترده است و او به هر چيزى توانايى دارد و هر كسى هر قدرتى در جهان داشته باشد، ناشى از قدرت خداوند است و اوست كه به ديگران توانايى و قدرت داده است. اين سخن نيز ردّ عقيده باطل يهود است كه معتقدند خدا جهان را آفريد و پس از آن به كنارى رفت و به تعبيرى كه قرآن از آنها نقل مى‏كند، دستان خدا بسته است. اسلام اين عقيده را نيز ردّ مى‏كند و معتقد است كه خدا مانند يك حاكم معزول نيست بلكه همواره و هميشه خداوند در جهان آفرينش اعمال قدرت مى‏كند و او بر همه چيز تواناست.[1]

بنابراين اگرکسی بر اين باور باشد که که در اين مملک الهی احدی قدرت استقلالی دارد گرفتار شرک خفی است. خداوند تبارک تعالی در قرآن می فرمايد: 

  « وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ »[2] يعنی "و بيشتر آنان به خدا ايمان نياوردند مگر آنکه مشرک باشند" ازامام صادق (ع) درباره اين آيه نقل شده است که فرمود: « هُوَ قَوْلُ الرَّجُلِ لَوْ لَا فُلَانٌ لَهَلَكْتُ وَ لَوْ لَا فُلَانٌ لَمَا أَصَبْتُ كَذَا وَ كَذَا وَ لَوْ لَا فُلَانٌ لَضَاعَ عِيَالِي أَ لَا تَرَى أَنَّهُ قَدْ جَعَلَ لِلَّهِ شَرِيكاً فِي مُلْكِهِ يَرْزُقُهُ وَ يَدْفَعُ عَنْهُ قُلْتُ فَنَقُولُ لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ مَنَّ عَلَيَّ بِفُلَانٍ لَهَلَكْتُ قَالَ نَعَمْ لَا بَأْسَ «[3] يعنی " «که انسان بگويد اگر فلانی نبود من از بين می رفتم و اگر فلانی نبود چنين و چنان می شدم و اگر فلانی نبود خانواده ام نابود می شد، مگر نمی بينی که او با اين حرف ها در ملک خدا برايش شريکی قائل شده که روزيش می دهد و از او دفاع و دفع گرفتاری می کند؟ راوی می گويد: عرض کردم پس بگويد: اگر خداوند به واسطه فلانی بر من منّت نمی نهاد از بين می رفتم؟ فرمود: آری، اشکالی ندارد ."

روزی ، حيات ، ممات ، قدرت و ثروت همه در دست خداست ، اگر مسلمانی ره گم کند و برای بدست آوردن يکی از اينها سائل درگاه ديگران باشد و برای خدا در حصول آن نقشی قائل نشود او به مضمون آيه که می فرمايد « لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ » اعتقاد راسخ ندارد. البته اين مرحله از توحيد که انسان فقط خدا را مسبسب الاسباب بداند ومعتقد شود که ديگران هرکس باشد و در هرمقام و جايگاهی باشد در يد قدرت خداست ، کا سختی است و در صورتی برای او ميسر است که مراحل عالی عرقانی را طی کرده باشد. به همين دليل در روايات می بينيم که پيامبر اسلام (ص) می فرمايد الشِّرْكُ أَخْفَى فِي أُمَّتِي مِنْ دَبِيبِ النَّمْلِ عَلَى الصَّفَا »[4] يعنی " شرک پنهان تر از حرکت مورچه در روی سنگ سياه است." با آنحضرت می فرمايند:« إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمُ الشِّرْكُ الْأَصْغَرُ قَالُوا وَ مَا الشِّرْكُ الْأَصْغَرُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص هُوَ الرِّيَاءُ يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِذَا جَازَى الْعِبَادَ بِأَعْمَالِهِمْ اذْهَبُوا إِلَى الَّذِينَ كُنْتُمْ تُرَاءُونَ فِي الدُّنْيَا فَانْظُرُوا هَلْ تَجِدُونَ عِنْدَهُمُ الْجَزَاءَ وَ قَالَ ص اسْتَعِيذُوا مِنْ جُبِّ الْخِزْيِ قِيلَ وَ مَا هُوَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَادٍ فِي جَهَنَّمَ أُعِدَّ لِلْمُرَاءِينَ وَ قَالَ ص إِنَّ الْمُرَائِيَ يُنَادَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَا فَاجِرُ يَا غَادِرُ يَا مُرَائِي ضَلَّ عَمَلُكَ وَ بَطَلَ أَجْرُكَ اذْهَبْ فَخُذْ أَجْرَكَ مِمَّنْ كُنْتَ تَعْمَلُ لَه‏»[5] يعنی " ترسناکترين چيزی که بر شما می ترسم شرک کوچک است. گفتند شرک کوچگ چيست ؟ فرمودند : رياست. خدای متعال هنگامی که در روز قيامت پاداش عمل کنندگان را می دهد به شخص رياکار می گويد : برای گرفتن پاداش به نزد آن کسانی برويد که برای آن عمل نموديد ، ببينيد آيا نزد آن چيزی پيدا می کنيد. فرمودند : از « جب الخزی » به خدا پناه ببريد. گفته شد : آن چيست يارسول الله ؟ فرمود: آن وادی است در جهنم که برای رياکاران آماده شده است. و فرمود: در روز قيامت شخص ريا کار را ندا می کنند ای فاجر ، ای مکار ، ای رياکار ، عملت از بين رفت و اجرت باطل شد ، برو اجرت را از آن کسی بگير که برای آن کار کردی."

برخی خرافات در بين مردم است که نه ريشة دينی دارد و نه پايه عقلی بلکه جزو مصاديق شرک خفی است. برخی عطسه را نحس می دانند و برخی ديدن جغد را فال بد می زنند،يا ديدن کسی را بد می دانند ، در سفره عروسی پياز نمی گذارند که ممکن است در مراسم تلخی ببار آورد. می گوييم فلان کس يک آدم بد پيشانی است، فلان کس آدم بدقدمی است، فلان عروس از روزی که در فلان خانه آمده قدم بدی داشته؛ مال اين خانواده رفته يا افراد خانواده مريض شده اند يا پدربزرگ خانواده مرده، پس او قدم بدی داشته است. اينها مسلّم افکار ضداسلامی است  . 

يکی از مسائل رايج بين مردم فال بد و فال نيک گرفتن است. در روايات اسلامی از فال خوب که از آن به «تفال »   تعبير می شود تمجيد شده، ولی از فال بد که از آن به «تطير» تعبير می گردد نکوهش شده است. در حديث آمده که پيامبر (ص)فال نيک زدن را دوست داشت، و فال بد زدن را ناپسند می شمرد، و به کسی که فال بد می زد می فرمود: بگو خدايا خير و نيکی فقط از جانب تو است، و بدی و بلا جز به خواست تو برطرف نشود، و حول و قوتی به جز تو نيست[6].    

پيامبر (ص) گاهی در بعضی از حوادث، فال نيک می زد يا مثلا در جريان صلح حديبيه، که در سال ششم هجری رخ داد هنگامی که «سهيل بن عمرو» از طرف کافران نزد آن حضرت آمد، و پيامبر (ص) از نام او آگاه شد، به مسلمانان فرمود: «قد سهّل عليکم امرکم»[7] يعنی " کار بر شما سهل و آسان می گردد".   يعنی از کلمه سهيل، من فال می زنم که کار شما سهل می شود  .

ولی در مورد فال بد (تطير) پيامبر (ص) فرمود: «الطيرة شرک»[8] يعنی " فال بد زدن يک نوع شرک است."

البته نبايد برای فال بد و خوب اثر طبيعی قايل شد، زيرا چنين اعتقادی سر از شرک بيرون می آورد، اما اين دو می توانند اثر روانی داشته باشند.فقط خوبی فال نيک، از اين رو است که موجب اميدواری می شود و اميد باعث حرکت و پيروزی خواهد شد. در نتيجه، يأس و تنبلی و افسردگی از انسان دور خواهد گرديد. اما زشتی فال بد زدن از اين رو است که روح اميد را در انسان می کشد و باعث سوء ظن شده و انسان را به سستی و وادادگی و تنبلی سوق می دهد.

بنابراين اسلام فال نيک را تجويز، بلکه شايسته می داند، ولی از فال بد زدن نهی می نمايد. مسئله فال نيک گرفتن و فال بد گرفتن يک سنت خيلی رايج و معمول در ميان اعراب بود و بالخصوص (فال بد زدن) به مرغها، به طوری که فال بد زدن را تطير می ناميدند. تطير از ماده طير است. ظاهرا اين نامگذاری به اين علت بوده که اينها در بيشتر مرغها فال بد می زدند؛ يعنی شوميهايی که نصيبشان می شد و سرنوشتهای بدی که به آنها می رسيد، مستند می کردند مثلا به بال زدن يا صفير زدن فلان مرغ ؛ می گفتند فلان مرغ آمد بالای خانه ما خواند، اين سبب چنين و چنان شد. از اينجاست که در زبان عربی فال بد گرفتن را «تطيّر» می گويند، که پيامبر اکرم فرمود: « لا طيرة في الإسلام »[9] همچنين آنحضرت فرمود : خداوند متعال به حضت داود وحی فرمود: يَا دَاوُدُ كَمَا لَا تَضُرُّ الطِّيَرَةُ مَنْ لَا يَتَطَيَّرُ مِنْهَا كَذَلِكَ لَا يَنْجُو مِنَ الْفِتْنَةِ الْمُتَطَيِّرُونَ »[10] يعنی " همانطوريکه بی اعتنائی به فال بد به انسان ضرر نمی رساند ، فال بد زنندگان نيز از فتنه نجات نمی يابند."

قرآن نقل می کند که امتهای گذشته با انبياء که مبارزه می کردند گاهی به انبيا تطير می زدند. اکر در عصر پيامبری حادثه ناگوار رخ می داد مثلا زلزله ای ، سيلی، يا قحط سالی پيش می آمد، می گفتند اين حرفهای تو شوم است، دائم از اين حرفهای بد گفتی تا اين اوضاع پيش آمد.

وقتی خدای متعال پيامبری به قومی فرستاد آنها گفتند :« قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَ لَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَليم‏ ، قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ »[11] در مورد حضرت موسی (ع) آمده است «فَإِذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قالُوا لَنا هذِه‏ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسى‏ وَ مَنْ مَعَهُ أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ »[12]

بنابر اين يکی از درسهای آية شريفه « لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ » اين نکته مهم است که همه کاره خدای متعال است پس نه در اعمالتان ريا کنيد و نه حوادث طبيعی را برای خودتان سرنوشت ساز بدانيد. بلکه معقتد شويد همه چيز در دست خداست إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون‏»[13]

خطبه دوّم

سالروز وفاه حضرت معصومه

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب (س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س ) معصومه را نيز مسموم كردند.

به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر« ساوه» تا « قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه « موسى بن خزرج» بزرگ خاندان « اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز « ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل « موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.

محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام « بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و « بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام « باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.

آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.

بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است.

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع) و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد. در فضيلت حضرت معصومه احاديث فراوانی نقل شده است که ما در اينجا به دو نمونه آن اشاره می کنيم.

سال «همت مضاعف و کار مضاعف »

مقام معظم رهبری سال جديد را سال «همت مضاعف و کار مضاعف » ناميدند. و خودشان نيز فرمودند : اين تشريفاتى نيست، نمايشى نيست؛ اين خط روشنى را به ما نشان مي‏دهد.

نامگذاری مقام معظم رهبری براساس وضعيت و امکانات موجود و باتوجه به نياز ضروری کشور است. يعنی مبتی بر حکمت است. آنچه که در اين فرصت اندک می شود گفت اين است که انتظا رهبری از تمام دوستداران نظام اين است که با همت مضاعف و دوچندان خود به کار مضاعف و دوچندان بپردازند و در تمام زمينه ها بايد تلاشها افزايش يابد. ايران امروز نه با ايران دوران پهلوی قابل مقايسه است و نه با دوران قاجاريان و نه دورانه حتی صفويان. چرا که ايران امروز اوج گرفته و در مقايسه با پيشرفتهای جهانی امروز يکی از کشورهای نامدار در توسعه و پيشرفت شده واز حيث استقلال سياسی نه تنها به يک کشور بی همتا تبديل شده است بلکه قافله سالار تمام نهضتهای آزادی بخش گرديده و ملت ستمديده دنيا را به خود جلب کرده و روح اميد در آنها دميده است.

امروز فرصتها بسيار مغتنم است نه يک ثانيه بلکه يک آلان مغتنم است و فرصت بسرعت نور می گذرد بايد همه نخبگاه ، همه مديران عالی رتبه ، همه صاحبان فکر و انديشه ، همه سياستمداران بايد در کنار هم نه در مقابل همه کمر همت را بسته وبا همت اسلامی که قدرت آنها را نيز به نمايش خواهد گذاشت بدون هيچ خستگی کار کنند.

در شهر مانيز بايد کار وتلاش همه مردم و مسئولين برای عمران و آبادانی شهر و توسعه فرهنگی شهر با حفظ وحدت و همدلی و بدون توجه به مسائل خسته کننده و بی ثمر حاشيه ای و بدون انحصار طلبی و زياده خواهی و با توسعه ديد سياسی خيزش بردارد.

مسير روشن است و مقصد معلوم وابزار کار نيز در اختيار است سستی و غفلت قابل اغماض نيست.

12فروردين روز جمهورى اسلامى ايران‏

کشورهای اسلامی از گذشته های دور هميشه مورد تهاجم بی رحمانه بيگانه گان بوده و بخاطر بی لياقتی و هوسبازی وضعف حاکمان در مقابل آنها مقاومتی صورت نگرفته است. مغولها در اوائل قرن هفتم هجری از صحرای گبی در شمال چين با آن وحشيگری بلند می شوند و می آيند ايران را اشغال می کنند بطوريکه تمام شهرها را بدون استثنا با خاک يکسان می کنند و قرآنها را می سوزانند و صندوق قرآنها را آخور اسبان و کتابخانه ها را به استبل اسبان تشکيل تبديل می کنند تا حضور انگليس در جنوب ايران و يا تقسيم ايران به سه قسمت که شمال در دست روسيه و جنوب در دست انگليس قرار می گيرد. وبالاخره حضور آمريکا در ايران واهانتهای سنگينی که بر ملت ايران می شود حتی قضيه لايحه کاپيتولاسين پيش می آيد و بالاخره تهاجم فرهنگی که بمراتب قوی تر و خطرناکتر از تهاجم نظامی صورت می گيرد ، همه اينها بمرور زمان يک بيداری اسلامی در مردم و علماء بعنوان رهبران مردم بوجود می آورد و نظريه حکومت اسلامی در بين علماء مطرح می شود که حضرت امام کاملترين نظريه را مطرح می سازند وآن بحث ولايت فقيه است. غرض از حکومت اسلامی آن حکومتی نيست که مثل دموکراسی غربی برگزار شود و نام اسلام باشد ولی در واقع سکولار باشد نظام ولايت فقيه يک نظام نوع و پيشرفته ای بود که در 12 فروردين به رفراندوم گذاشته شد و خواست مردم با دادن رأی به جمهوری اسلامی تحقق يافت. جمهوری اسلامی با محوريت ولايت فقطه بمعنای پايان حضور آمريکا و يا هرکشور مستبد بيگاه بود، جمهوری اسلامی يعنی مردم در چارچوب اسلام سرنوشت خودشان را خودشان تعيين می کنند . ديگر نه انگليس و نه روسيه و نه آمريکا و هيچ کس حق دخالت در سرنوشت ملت ايران ندارد. همين درد الان آمريکا و انگليس را می کشد و شما مطمئن باشيد اگر ايران هيچ کاری با اين شياطين عالم نداشته باشد و فقط به پيشرفت و توسعه دست پيدا کند آنها از خشم و غضب عقلشان را از دست خواهند داد همانطوريکه علائم آن همين امروز نيز مشاهده می شود. ديوانه وار از اسرائيل حمايت می کنند و تمام آبرويشان را در راه آن گذاشته اند.در عراق از ترس اينکه ايران ديگری بوجود نيايد از تهديد و کشتن و دخالت وهرچه لازم است ولو مخالف موازين بين المللی باشد کوتاهی نمی کنند.

امروز در سايه عنايت خداوندی و توجهات امام عصر و هوشياری دولت و ملت ايران ، کشورمان در ميان همتايان خود مثل خورشيد می تابد. بنده روز تأسيس نظام مقدس اسلامی را تبريک می گويم.

عيد امام و امت‏

بنيان‏گذار جمهورى اسلامى ايران، روز 12 فروردين را از بزرگ‏ترين عيدهاى ملت ايران بر شمردند. انتخاب واژه «عيد» براى روز بزرگى چون دوازدهم فروردين، سزاوار و منطقى است؛ زيرا عيد روزى است كه انسان در آن احساس مجد و غرور و سربلندى كند. از اين رو، دوازدهم فروردين از عيدهاى بزرگ تاريخ پس از پيروزى انقلاب شكوه مند اسلامى ايران و روز غرور و سربلندى ملت مسلمان ايران است.

دوازدهم فروردين، روز ظهور و ميلاد شخصيت واقعى مردم مسلمان ايران، روز ميلاد جمهورى اسلامى و به ثمر نشستن خون هزاران شهيدى است كه زمينه ساز برقرارى حكومت عدل اسلامى در كشورمان بودند. دوازدهم فروردين، سرآغاز حيات واقعى انقلاب اسلامى و نخستين گام در راه استقرار حكومت متكى بر آراى واقعى مردم و روز شناساندن پيروان و دشمنان انقلاب و جدا كردن صف آنان است. در يك كلام، دوازده فروردين روز فرقان است.



[1] - كوثر، ج‏2، ص: 326

[2] - سوره يوسف، آيه 106

[3] - بحارالأنوار     100     23

[4] - مستدرك‏الوسائل     1     113

[5] - مستدرك‏الوسائل     1     106

[6] - بحار، ج 95، ص 2 و 3.

[7] - محدث قمی، سفينة البحار، ج 2، ص 340- بحار، ج 20، ص 333

[8] - تفسير الميزان، ج 19، ص 86

[9] - قصص‏الأنبياءللجزائري         348

[10] - بحارالأنوار     14     34

[11] - يس 18-19

[12] - اعراف 131

[13] - یس 83

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ۰۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۵۰
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین