خطبه های نماز جمعه مورخه 16/12/1387 PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۸

خطبه های نماز جمعه مورخه 16/12/1387

حرمت شراب در تمام اديان

شرب خمر يکی از گناهانی است که تمام اديان آسمانی آن را حرام کرده اند و حرمتآن فقط مختص به دين مقدس اسلام نيست. امام رضا (عليه الّسلام ) فرمودند:« مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً قَطُّ إِلَّا بِتَحْرِيمِ الْخَمْرِ»[1] يعنی " خداوند متعال هيچ پيامبری را مبعوث نکرده است مگر اينکه شراب در دين او حرام بوده است". واز امام صادق (عليه الّسلام ) نقل شده است که فرمودند:« مَا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِيّاً قَطُّ إِلَّا وَ فِي عِلْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّهُ إِذَا أَكْمَلَ لَهُ دِينَهُ كَانَ فِيهِ تَحْرِيمُ الْخَمْرِ وَ لَمْ تَزَلِ الْخَمْرُ حَرَاماً »[2] يعنی " خداوند هيچ پيامبری را مبعوث نکرده است مگر اينکه در علم خدا اين بوده است که وقتی دين آن پيامبر تکميل شد شراب در آن حرام خواهد شد. و شراب هميشه حرام بوده است".

تمام احکام الهی در تمام اديان آسمانی بر اساس مصالح و مفاسد است. يعنی هر چيزی که به دين ودنيای انسان صدمه می زند و او را از رسيدن به سعادت دنيوی و اخروی باز می دارد ، آن را حرام کرده است. و هرچيزی که دارای مصلحت است و برای دين ودنيای انسان لازم وضروری است خدای متعال آن را واجب نموده است.

شراب يکی از آن چيزهائی است که دارای مفاسد است و مهم ترين مفسده آن اين است که عقل انسان را از بين می برد و عوارضات فراوان جسمانی و روحانی برای انسان در پي دارد. وجود همين مفسده و مفاسد ديگر باعث شده است که خدای متعال ، شراب را حرام نمايد. اگر چه ممکن است بنابه مصالحی تحريم آن را به تأخير بياندازد و يا بتدريجی حرام کند همانطوريکه در اسلام اينگونه بود.

مراد از شراب فقط خمر نيست که از انگور درست می شود بلکه هرچيزی که مست کننده باشد حرام است. پيامبر اکرم (صلی اللّه عليه و آله وسلم) فرمودند:« كُلُّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ وَ كُلُّ مُسْكِرٍ خَمْر»[3] يعنی " هرمست کننده ای حرام است و هر مست کننده ای شراب است".

«كُلَيْبٍ الْأَسَدِيِّ» می گويد از امام صادق (عليه الّسلام ) در باره نبيذ پرسيدم که حرام است يا نه فرمودند: پيامبر اسلام (صلی اللّه عليه و آله وسلّم) خطبه خواند و فرمود: « أَيُّهَا النَّاسُ أَلَا إِنَّ كُلَّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ أَلَا وَ مَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ فَقَلِيلُهُ حَرَامٌ »[4] يعنی " ای مردم ! هرمست کننده ای حرام است. هرچيزی که بيشتر آن مست می کند ، کمترين آن نيز حرام است".

دين اسلام به شراب آنقدر حساسيّت نشان داده است که حتی فرموده است که در کنار سفره ای که در آن شراب گذاشته اند ننشينيد. پيامبر اکرم (صلی اللّه عليه و آله وسلم) فرمودند :«مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يَأْكُلُ عَلَى مَائِدَةٍ يُشْرَبُ عَلَيْهَا الْخَمْرُ »[5] يعنی " هرکس به خدا و روز قيامت ايمان دارد از سفره ای که در آن شراب می خورند ، غذا نخورد".

در روايت وارد شده است که :«لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی اللّه عليه و آله وسلّم) الْخَمْرَ وَ عَاصِرَهَا وَ مُعْتَصِرَهَا وَ بَائِعَهَا وَ مُشْتَرِيَهَا وَ سَاقِيَهَا وَ آكِلَ ثَمَنِهَا وَ شَارِبَهَا وَ حَامِلَهَا وَ الْمَحْمُولَةَ إِلَيْهِ »[6] يعنی " رسول خدا (صلی اللّه عليه و آله وسلّم) لعنت کرده است شراب را ، و سازنده آن را ، فروشنده آن را ، خريدار آن را ، و کسی که درخت آن را آب دهد ، و کسی که قيمت آن را بخورد ، و کسی که آن را بنوشد ، و کسی که آن را حمل کند و کسی که شراب به سوی او برده می شود".

صله رحم ، عيادت از مريض و تشييع جنازه در اسلام بسيار سفارش شده است ، ولی روايت می گويد کسی که شراب می خورد ، اگر مريض شد به عيادتش نرويد ، اگر مرد تشييع جنازه نکنيد.

پيامبر اکرم (صلی اللّه عليه و آله وسلم) فرمودند :«شَارِبُ الْخَمْرِ لَا يُعَادُ إِذَا مَرِضَ وَ لَا يُشْهَدُ لَهُ جَنَازَةٌ وَ لَا تُزَكُّوهُ إِذَا شَهِدَ وَ لَا تُزَوِّجُوهُ إِذَا خَطَبَ وَ لَا تَأْتَمِنُوهُ عَلَى أَمَانَةٍ »[7] يعنی " کسی که شراب می خورد ، اگر مريض شد به عيادتش نرويد و اگر از دنيا رفت به تشييع جنازه اش نرويد ، و اگر شهادت داد او را نپذيريد ، اگر از شما خواستگاری کرد به او دختر ندهيد و امانتی به او نسپاريد".

خطبه دوّم

شهادت امام حسن عسگری

امام حسن عسکری (ع ) در سال232هجری در مدينه چشم به جهان گشود. مادروالا گهرش سوسن ياسليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت مراقبت راداشت، تا حجت حق را آن چنان که شايسته است پرورش دهد . اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنيا رحلت کرد.

دوران امامت  حضرت

به طور کلی دوران عمر29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسيم مي گردد : دوره اول13سال است که زندگی آن حضرت در مدينه گذشت.دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت. دوره سوم نزديک 6 سال امامت آن حضرت مي باشد.

دوره امامت حضرت عسکری (ع ) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود.خلفايی که به تقليد هارون در نشان دادن نيروی خود بلندپروازيهايی داشتند. امام حسن عسکری (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانيد . زندانبان آن حضرت صالح بن وصيف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسيله آن دو غلام - آزار بيشتری دهد ، اماآن دو غلام که خود از نزديک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثير آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراييده بودند . وقتی از اين غلامان جويای حال امام شدند ، مي گفتند اين زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نياز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمي گويد.

جانشين امام حسن عسگری

ابوالاديان مي گويد : من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع ) مي کردم . نامه هاي آن حضرت را به شهرها مي بردم . در مرض موت ، روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود : پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی شد و صدای گريه و شيون از خانه من خواهی شنيد ، و درآن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود. ابوالاديان به امام عرض مي کند : ای سيد من ، هرگاه اين واقعه دردناک روی دهد ، امامت با کيست ؟ فرمود : هر که جواب نامه من را از تو طلب کند . ابوالاديان مي گويد : دوباره پرسيدم علامت ديگری به من بفرما امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد. ابوالاديان مي گويد : باز هم علامت ديگری بگو تا بدانم. امام مي گويد : هر که بگويد که در هميان چه چيز است او امام شماست.

ابوالاديان مي گويد : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چيز ديگری بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتی به در خانه امام رسيدم صدای شيون و گريه از خانه امام بلند بود . داخل خانه امام ، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری را ديدم که نشسته ، و شيعيان به او تسليت مي دهند و به امامت او تهنيت مي گويند . من از اين بابت بسيار تعجب کردم. پيش رفتم و تعزيت و تهنيت گفتم . اما او جوابی نداد و هيچ سؤالی نکرد. چون بدن مطهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمی آمد وجعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند. چون جعفر به نمازايستاد ، طفلی گندمگون و پيچيده موی ، گشاده دندانی مانند پاره ماه بيرون آمد و ردای جعفر را کشيد و گفت : ای عمو پس بايست که من به نماز سزاوارترم . رنگ جعفر دگرگون شد . عقب ايستاد . سپس آن طفل پيش آمد و بر پدر نمازگزارد و آن جناب را در پهلویامام علی النقی عليه السلام دفن کرد . سپس رو به من آورد و فرمود : جواب نامه ها را که با تو است تسليم کن . من جواب نامه را به آن کودک دادم . پس " حاجزوشا " از جعفر پرسيد : اين کودک که بود ، جعفرگفت : به خدا قسم من او را نمي شناسم و هرگز او را نديده ام. در اين موقع ، عده ای از شيعيان از شهر قم رسيدند ، چون از وفات امام با خبر شدند ، مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند واز او پرسيدند : بگو که نامه هايی که داريم از چه جماعتی است و مالها چه مقداراست ؟ جعفر گفت : ببينيد مردم از من علم غيب مي خواهند ! در آن حال خادمی ازجانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت: ای مردم قم با شما نامه هايی است از فلان و فلان و هميانی ( کيسه ای ) که درآن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا.

شيعيانی که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده است امام زمان است اين نامه ها و هميان را به او تسليم کن . جعفر کذاب نزد معتمد خليفه آمد و جريان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت: برويد و در خانه امام حسن عسکری (ع ) جستجو کنيد و کودک را پيدا کنيد . رفتندو از کودک اثری نيافتند . ناچار " صيقل " کنيز حضرت امام عسکری (ع ) راگرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اينکه او حامله است.

چند روايتی از امام حسن عسگری ( عليه الّسلام) بعنوان تبرک وتذکر عرض می کنم:

فرمود: «خَيْرُ إِخْوانِكَ مَنْ نَسِىَ ذَنْبَكَ وَ ذَكَرَ إِحْسانَكَ إِلَيْهِ.» يعنی " بهترين برادران تو كسى است كه خطايت را ناديده گيرد و احسانت را يادآور شود". و فرمود: «أَوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، أَعْبَدُ النّاسِ مَنْ أَقامَ عَلَى الْفَرائِضِ أَزْهَدُ النّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرامَ، أَشَدُّ النّاسِ اجْتَهادًا مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ.» يعنی " پارساترين مردم كسى است كه در هنگام شبهه توقّف كند. عابدترين مردم كسى است كه واجبات را انجام دهد. زاهدترين مردم كسى است كه حرام را ترك نمايد. كوشننده ترين مردم كسى است كه گناهان را رها سازد". و فرمودند: «لَيْسَتِ الْعِبادَةُ كَثْرَةَ الصِّيامِ وَ الصَّلوةِ وَ إِنَّما الْعِبادَةُ كَثْرَةُ التَّفَكُّرِ فى أَمْرِ اللّهِ.» يعنی " عبادت كردن به زيادى روزه و نماز نيست، بلكه [حقيقتِ] عبادت، زياد در كار خدا انديشيدن است". وباز فرمودند: «مِنَ الْفَواقِرِ الَّتى تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إِنْ رَأى حَسَنَةً أَطْفَأَها وَ إِنْ رَأى سَيِّئَةً أَفْشاها.» يعنی " از بلاهاى كمرشكن، همسايه اى است كه اگر كردار خوبى را بيند نهانش سازد و اگر كردار بدى را بيند آشكارش نمايد".

سالروز تأسيس بنياد شهيد

22 اسفند روز بزرگداشت شهداء و سالروز تأسيس بنياد شهيد به فرمان امام راحل است. اين از مسلمات نظام ماست که شهداء علاوه بر مقام معنوی که در نزد خدا دارند ، در نزد ملت ايران از جايگاه خاصی برخوردارند. آنها خون پاکشان را دادند تا دين وکشور ما مصون ومسقتل و ملت ما عزيز و آزاده بمانند و زندگی کنند. ما هميشه خود را مديون شهداء می دانيم و بر روان پاک آنها درود می فرستيم. خانواده شهداء عزيز ماست چون آنها يادگاران شهداء هستند. بر مردم ودولتمردان است ايثار گران و خانواده آنها را به هيچ وجه فراموش نکنند.

سفراستاندار استان اردبيل به شهرستان گرمی

در سه شنبه هفته گذشته استاندار محترم اردبيل به شهرستان گرمی آمدند و پس از بازديد از برخی مکانها در شئرای اداری برای عمران شهری تصميمات خوبی گرفته شد. برخی از مشکلات شهر ، توسط مسئولين خصوصا نماينده محترم مطرح شد.آانچه برای بنده تازگی داشت سه نکته بود که از طرف استاندار محترم مطرح گرديد

نکته اوّل ، ايجاد باغ و درختکاری خصوصا درختهای ميوه در سطح شهرستان بود.ايشان وعده دادند که در اين خصوص هرچقدر اعتبار لازم باشد پرداخت خواهد کرد. يعنی ايشان در اين خصوص اتمام حجت کردند و حالا نوبت جهاد کشاورزی و منابع طبيعی از يک طرف و مردم از طرف ديگر است. جهاد کشاورزی و منابع طبيعی بايد سازکاری فراهم کنند که هرکس از مردم به ايجاد باغ و درختکاری تمايل دارد به آسانی بتواند اقدام کند. اوّلا راه را به مردم نشان دهند و ثانيا در تسهيل امور مردم را ياری کنند. خود مردم نيز بايد حرکت کنند. اين کوههای اطراف و اراضی موجود در اطراف شهرستان اگر با نظارت علمی درختکاری شوند هم ضه را بسيار زيبا خواهد کرد و هم اشتغال زائي مناسبی خواهد داشت.

نکته دّوم ايجاد شهرک گلخانه ای و شهرک گاوداری است. دولت هزينه کلانی گذاشته است و زمين و امکانات شهرک گلخانه ای و گاوداری را فراهم نموده است. حالا نوبت مردم است ، آنهائی که اهلش هستند و می توانند بايد بيايند و با کمک دولت گلخانه های متعدد و گاوداريهای صنعتی بوجود آورند. ما مجبوريم برای توسعه و آبادانی شهر خودمان اقدام کنيم. همين شهر گلخانه ای و گاوداری می تواند اشغتال بسياری ايجاد کند ودر آمد خوبی داشته باشد. من از متوليان امر می خواهم مردم را در اين خصوص آگاه کنند و کسانی که می خواهند در اين خصوص فعاليت کنند آنها را راهنمائی کنند.

نکته سوّم چهره ظاهری شهر بود . آقای استاندار مطرح کردند که چهره شهر بايد تغيير يابد. اگر شما تمام اطراف شهر را کارخانه کنيد و در آمد زيادی هم داشته باشيد و لی در ساخت وسازی که انجام می دهيد سنتی عمل کنيد وهمان مدلهای قدمی را اعمال کنيد هرکس به شهرتان وارد شود شهر را يک ويرانه خواهد ديد. ساختمانهای شهر طوری ساخته می شوند که آنچنان زيبائی ندارند. در اينجا وظيفه شهردار هم سنگين است وهم مهم. شهردار بايد برای کسانی که خانه احداث می کنند و يا قسمتهای فرسوده شهر طرح نوع و جذاب ارائه دهد. خانه ها به شکل زيبا ساخته شود . اگر شما فضای سبز درست کنيد و هزاران درخت بکاريد ولی در کنار آن يک خانه فرسوده ويا بدقيافه باشد همه زيبائيهای درختان وفضای سبز را خراب خواهد کرد.



[1] - الكافي 1 148

[2] - الكافي 6 395

[3] - الكافي 6 408

[4] - الكافي 6 408

[5] - الكافي 6 268

[6] - الكافي 6 398

[7] - الكافي 6 396

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین